کالبدشکافی آسیب‌های گوش، چشم و ریه ناشی از دمیدن در وو‌وو‌زیلا

جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی فراتر از یک تورنمنت ورزشی، با صدای ممتد و زنبورمانند ابزاری پلاستیکی به نام وو‌وو‌زیلا (Vuvuzela) در یادها ماندگار شد. صوتی یکنواخت و کرکننده که از ثانیه اول تا دقیقه نود در استادیوم‌ها طنین‌انداز می‌شد و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی را در سراسر جهان کلافه می‌کرد. اما این سازهای پلاستیکی فراتر از آلودگی صوتی ساده، به یک موضوع داغ در محافل علمی و پزشکی جهان تبدیل شدند. از پارگی‌های گلو گرفته تا انتقال بیماری‌های تنفسی و افت شنوایی دائمی، همگی جنبه‌های پنهان این بوق‌های پرطرفدار آفریقایی بودند که توجه پزشکان را جلب کردند.

در این مقاله قصد داریم پیامدهای سلامت‌محور دمیدن در وو‌وو‌زیلا را بررسی کنیم و با هم مرور کنیم که چگونه ابزارهای بادی ساده می‌توانند فشارهای مرگباری بر اندام‌های حیاتی انسان وارد آورند. آیا این بوق‌ها واقعاً می‌توانند باعث نابینایی موقت، آسیب ریوی یا پارگی بافت‌های گلو شوند؟ در ادامه به کالبدشکافی دقیق علمی این پدیده پرداخته و عوارض ناشناخته سازهای بادی را از دیدگاه علوم اعصاب و فیزیولوژی تنفس تحلیل خواهیم کرد.

💡مختصر و مفید

وو‌وو‌زیلا علاوه بر ایجاد افت شنوایی موقت و دائمی به دلیل تولید صدای بالاتر از ۱۲۰ دسی‌بل، می‌تواند فشارهای شدید داخلی در بدن ایجاد کند. دمیدن ممتد و قوی در این شیپور پلاستیکی باعث بروز عوارض نادری مانند آمفیزم زیرپوستی و پارگی بافت‌های گلو به دلیل فشار بالای هوا می‌شود. همچنین افزایش فشار درون قفسه سینه ناشی از این عمل، بازگشت خون وریدی را مختل کرده و خطرات چشمی نظیر آب‌سیاه را تشدید می‌کند. شیوع بیماری‌های تنفسی از طریق ذرات معلق خروجی از این بوق‌ها نیز از دیگر چالش‌های اثبات‌شده بهداشتی است.

پیشینه فرهنگی وو‌وو‌زیلا و اتمسفر جام جهانی ۲۰۱۰

جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی یک نقطه عطف تاریخی برای قاره سیاه بود که فرهنگ بومی این منطقه را به جهانیان معرفی کرد. در قلب این هویت فرهنگی، شیپور ساده و ارزان‌قیمتی به نام وو‌وو‌زیلا قرار داشت که ریشه‌های آن به بوق‌های سنتی ساخته‌شده از شاخ گوزن آفریقایی (Kudu) بازمی‌گشت. این ابزار در فرهنگ‌های قبیله‌ای برای دعوت مردم به تجمعات بزرگ استفاده می‌شد اما نسخه مدرن پلاستیکی آن در اوایل دهه ۱۹۹۰ وارد استادیوم‌های فوتبال محلی شد. تماشاگران آفریقایی دمیدن در این شیپور را نمادی از شور، انرژی و همبستگی ملی می‌دانستند که به بازیکنان تیم ملی‌شان روحیه مضاعف می‌بخشید و جوی حماسی در ورزشگاه‌ها می‌آفرید.

با آغاز مسابقات جام جهانی، این صدای یکنواخت که شبیه به وزوز هزاران زنبور عسل خشمگین بود، واکنش‌های متضادی را در سراسر جهان برانگیخت. رسانه‌های غربی، مربیان بزرگ و بازیکنان بین‌المللی به شدت از عدم تمرکز در زمین بازی شکایت داشتند، در حالی که مقامات محلی بر حق ابراز هویت فرهنگی تماشاگران اصرار می‌ورزیدند. این تقابل فرهنگی بستر مناسبی را برای محققان حوزه مهندسی آکوستیک و پزشکان فراهم کرد تا اثرات فیزیکی این حجم بی سابقه از تولید صدا را بررسی کنند. به تدریج مشخص شد که این ابزار به ظاهر تفریحی، پتانسیل تبدیل شدن به یک خطر بیولوژیکی و فیزیولوژیکی جدی را دارد که فراتر از کلافگی ساده تماشاگران تلویزیونی است.

ماجرای عجیب پارگی گلو بر اثر دمیدن در وو‌وو‌زیلا

بیماری و عذاب هیچ انسانی، نمی‌تواند باعث خشنودی ما شود. اما این روزها هر وقت صحبت از فوتبال می‌شود، شاهد نفرین‌ها و دشنام‌هایی هستیم که بعضی‌ها نثار وو‌وو‌زیلا می‌کنند. در وبلاگستان خودمان هم بارها وبلاگ‌نویس‌ها دشنام‌های مؤدبانه و البته غیرمؤدبانه زیادی تقدیم نوازندگان وو‌وو‌زیلا کرده‌اند. شاید خواندن خبر زیر بتواند دل این دسته از فوتبال‌دوستان را اندکی خنک کند.

یک کارمند بیمه ۲۹ ساله به نام ایوان مایر (Yvonne Mayer) اخیراً دچار مشکل پزشکی شده بود. این مشکل دو روز بعد از شرکت وی در یک جشنواره خیابانی نواختن وو‌وو‌زیلا رخ داد. این برای نخستین‌بار است که یک مسئله پزشکی مرتبط با وو‌وو‌زیلا رخ می‌دهد و توسط پزشکان تشخیص داده می‌شود. ایوان که مقیم کیپ تاون (Cape Town) است می‌گوید که پیش از وقوع این مشکل هیچ‌گاه وو‌وو‌زیلا به صدا در نیاورده بود، اما وقتی در محل کار یک وو‌وو‌زیلا به او داده شد و تصمیم گرفت برای تماشای نخستین بازی آفریقای جنوبی به ورزشگاه برود، این وسیله را آزمایش کرد.

ایوان جوگیر شد و تا توانست صدای وو‌وو‌زیلا را درآورد تا اینکه متوجه شد، گلویش درد گرفته است. روز بعد اوضاع بدتر شد و او مجبور شد به پزشک مراجعه کند. طی معاینه مشخص شد که گلویش پاره شده است. پزشکان هم به او توصیه کردند، دو روز تمام، نه چیزی بخورد و نه صحبت کند تا گلویش خوب شود.

بعد از دو روز گرسنگی به او اجازه داده شد که سوپ و ماست بخورد. در بیمارستان مدی کراس (Medi-Cross) کیپ تاون پزشک متخصص گوش و حلق و بینی او را مجدداً ویزیت کرد و به او گفت دمیدن مستمر او در وو‌وو‌زیلا باعث این آسیب شده بود. به او گفته شد که ضایعه او خود به خود بهبود پیدا می‌کند و تنها مشکل این است که احتمال عفونی شدن محل آسیب وجود دارد. به عبارت دقیق به او گفته شد که آمفیزم (Emphysema) وسیعی در ناحیه عقب حنجره او تشکیل شده است و ضایعه از قاعده جمجمه تا ناحیه بالای ترقوه او در هر دو سمت، توسعه یافته است. پزشکان البته بیشترین خطر وو‌وو‌زیلا را همچنان آسیب شنوایی می‌دانند.

تصویر یوان مایر اولین بیمار ثبت شده بر اثر نواختن وو‌وو‌زیلا

عکس بوق‌های وو‌وو‌زیلا در رنگ‌های مختلف

عوارض و خطرات سازهای بادی برای سلامت بدن

اما از دید پزشکی شاید برایتان جالب باشد که بدانید، استفاده از هر ابزار موسیقی می‌تواند توأم با خطراتی برای سلامت باشد. البته بعضی از این مشکلات واقعاً نادر هستند و بیشتر در حد گزارش موردی (Case Report) در ژورنال‌های پزشکی مطرح می‌شوند. در ادامه با هم مروری سریع خواهیم داشت بر مشکلات پزشکی که می‌توانند متعاقب استفاده از سازهای بادی رخ بدهند، سازهای بادی مثل فلوت، کلارینت، ساکسیفون و غیره:

۱. مشکلات پوستی: مواردی از التهاب گوشه لب متعاقب نواختن کلارینت و ساکسیفون گزارش شده است. همچنین تماس فلوت با چانه در حین نواختن می‌تواند باعث بروز بثورات پوستی شبیه آکنه در این قسمت شود.

۲. مشکلات عضلانی اسکلتی: از آنجا که طی نواختن فلوت، نوازنده شانه راستش را به صورت مداوم از بدن دور می‌کند و به خارج می‌چرخاند، این فشار بیش از حد می‌تواند باعث درد شانه شود. همچنین در نوازندگان کلارینت و قره‌نی استفاده بیش از حد از عضلاتی که انگشت نشانه و شست را از هم جدا می‌کنند، می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی شود.

۳. مشکلات عصبی: باز هم استفاده بیش از حد از عضلات دور لب و دست در نوازندگان سازهای بادی می‌تواند باعث ایجاد آسیب‌های خاص عصبی شود. در واقع هم مونو نوروپاتی محیطی و هم مونو نوروپاتی کرانیال متعاقب نواختن این سازها گزارش شده است.

۴. مشکلات گوش و حلق و بینی: این مشکلات متعاقب افزایش فشار در حفره دهان باعث آسیب‌های گوش و حلق و بینی می‌شوند.

۵. مشکلات چشمی: این یکی خیلی عجیب است ولی نواختن سازهای بادی در درازمدت می‌تواند باعث گلوکوم (Glaucoma) و در نتیجه کاهش میدان بینایی شود. وقتی کسی در ساز بادی می‌دمد، در واقع مانور والسالوا (Valsalva maneuver) انجام می‌دهد و در نتیجه فشار داخل قفسه سینه‌اش را افزایش می‌دهد. افزایش فشار داخل قفسه سینه باعث کاهش بازگشت وریدی و در نتیجه افزایش خون داخل وریدهای محیطی می‌شود. در نهایت این فرایند باعث افزایش حجم مشیمیه و گلوکوم می‌شود.

۶. مشکلات تنفسی: بر اساس پژوهشی که طی آن عملکرد تنفسی ۳۴ نوازنده سازهای بادی با ۴۴ فرد عادی دیگر مقایسه شده است، عملکرد تنفسی این نوازندگان کاهش چشم‌گیری نشان داد. به عبارت دقیق‌تر FEV1 و FVC آنها بعد از پیشرفت آسم و آسیب فشاری مستمر بر دستگاه تنفسی کاهش نشان داده است.

البته به صدا درآوردن سازهای بادی می‌تواند یک فایده پزشکی داشته باشد: میزان بروز آپنه خواب (Sleep apnea) در این افراد بر اساس یک پژوهش کاهش پیدا می‌کند.

آسیب‌های شنوایی و آلودگی صوتی ناشی از بوق‌های استادیومی

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مطرح‌شده در طول جام جهانی ۲۰۱۰، صدمات جبران‌ناپذیر سیستم آکوستیک وو‌وو‌زیلا بر شنوایی انسان بود. شدت صوتی که از دهانه یک وو‌وو‌زیلای پلاستیکی در فاصله یک متری خارج می‌شود، می‌تواند به مرز ترسناک ۱۲۷ دسی‌بل برسد. این عدد نه تنها بسیار بالاتر از حد مجاز مواجهه صوتی در محیط‌های صنعتی (۸۵ دسی‌بل) است، بلکه از صدای برخاستن هواپیمای جت نیز فراتر می‌رود. قرارگیری در معرض چنین شدتی، حتی برای چند دقیقه کوتاه، می‌تواند سلول‌های مویی نازک درون حلزون گوش را تخریب کند و منجر به افت شنوایی حسی‌عصبی موقت یا دائم و بیماری آزاردهنده وزوز گوش شود.

پژوهش‌های شنوایی‌سنجی در آفریقای جنوبی نشان دادند که بخش عمده‌ای از تماشاگران بدون استفاده از محافظ‌های گوش مانند گوش‌گیرهای اسفنجی در ورزشگاه‌ها حضور می‌یافتند. این امر باعث شد موجی از افت شنوایی حاد در میان تماشاگران و حتی کادر برگزاری مسابقات پدید آید. پزشکان بارها هشدار دادند که صدای انباشته‌شده ناشی از هزاران بوق هم‌زمان در فضای بسته استادیوم، اثر هم‌افزایی داشته و شانس ابتلا به پیرگوشی زودرس را به شدت افزایش می‌دهد. این عوارض آکوستیکی در نهایت مجامع بین‌المللی را متقاعد کرد که استفاده از این ساز مخرب را در فضاهای ورزشی سازمان‌یافته ممنوع اعلام کنند.

اثرات قلبی عروقی و فشار داخلی ناشی از فوت فوتک‌ها

دمیدن پرفشار در شیپورهای بلندی مانند وو‌وو‌زیلا نیازمند انقباض مداوم عضلات دیافراگم و دیواره شکمی است تا جریان هوای پرفشاری به داخل لوله هدایت شود. این عمل باعث القای ناخواسته مانور والسالوا در بدن نوازنده می‌شود که پیامدهای مستقیم بر سیستم قلب و عروق دارد. در طول این مانور، فشار داخل قفسه سینه به شدت بالا رفته و وریدهای بزرگی که خون را به قلب بازمی‌گردانند، تحت فشار قرار می‌گیرند. کاهش بازگشت خون به قلب می‌تواند افت ناگهانی فشار خون و متعاقب آن افزایش جبرانی ضربان قلب را به همراه داشته باشد که برای افراد مبتلا به نارسایی‌های قلبی بسیار خطرناک است.

همچنین این نوسانات شدید فشار خون شریانی می‌تواند روی سیستم عروق مغزی تأثیر گذاشته و ریسک پارگی آنوریسم‌های کوچک مغزی یا سکته‌های گذرا را افزایش دهد. افزایش ناگهانی فشار در وریدهای گردنی نیز انتقال فشار به عروق داخلی چشم را تسهیل می‌کند و همان‌طور که در نوازندگان حرفه‌ای سازهای بادی مشاهده شده، می‌تواند به پیشرفت بیماری‌های چشمی و آسیب به عصب بینایی دامن بزند. بنابراین دمیدن غیراصولی و شدید در این بوق‌ها نه تنها ریه و گلو را درگیر می‌کند، بلکه کل سیستم همودینامیک بدن را تحت تنش‌های فیزیکی سنگین قرار می‌دهد.

رویکرد بهداشت عمومی و ممنوعیت‌های بین‌المللی

فراتر از آسیب‌های انفرادی، وو‌وو‌زیلا به عنوان یک تهدید جدی برای بهداشت عمومی و عامل انتقال بیماری‌های واگیردار شناخته شد. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان دادند که دمیدن در این شیپورها حجم عظیمی از قطرات تنفسی ریز (Aerosol) را تولید کرده و در هوا پخش می‌کند. این ذرات معلق به راحتی می‌توانند عوامل بیماری‌زا مانند ویروس‌های آنفلوانزا، کرونا و باکتری سل را تا مسافت‌های طولانی در میان جمعیت متراکم استادیوم منتقل کنند. سرعت بالای جریان هوای خارج‌شده از شیپور، ذرات مرطوب انتهای مجاری تنفسی را به ذرات معلق بسیار ریز تبدیل می‌کند که برای ساعت‌ها در هوای راکد معلق می‌مانند.

این یافته‌های نگران‌کننده بهداشتی در کنار آلودگی صوتی مفرط، منجر به واکنش سریع سازمان‌های ورزشی دنیا شد. اتحادیه فوتبال اروپا (UEFA) و فدراسیون بین‌المللی فوتبال (FIFA) پس از بررسی گزارش‌های کارشناسی، ورود و استفاده از وو‌وو‌زیلا را در اکثر تورنمنت‌های رسمی و استادیوم‌های بزرگ جهان ممنوع کردند. اگرچه این بوق‌ها یادآور شور بومی جام جهانی آفریقای جنوبی بودند، اما علم پزشکی نشان داد که مرز بین تفریح ورزشی و به خطر انداختن سلامت عمومی جامعه بسیار باریک است و باید با قوانین سخت‌گیرانه کنترل شود.

جمع‌بندی نهایی

داستان وو‌وو‌زیلا در جام جهانی ۲۰۱۰ نشان داد که حتی ساده‌ترین ابزارهای تفریحی استادیوم‌ها در صورت عدم رعایت استانداردهای فیزیولوژیک می‌توانند به خطرات بهداشتی جدی بدل شوند. دمیدن پرفشار در سازهای بادی بدون آمادگی قبلی، فشارهای شدیدی به حنجره، چشم‌ها و سیستم قلبی عروقی وارد می‌کند که پرونده‌های نادری چون آمفیزم گلو نمونه بارز آن است. در نهایت، تلفیق دانش پزشکی و مدیریت بحران‌های صوتی به بهای ممنوعیت این سازها تمام شد تا از سلامت عمومی تماشاگران محافظت شود.

سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا دمیدن در وو‌وو‌زیلا می‌تواند باعث آسیب دائمی به گوش شود؟
بله، صدای وو‌وو‌زیلا در فاصله نزدیک می‌تواند به بیش از ۱۲۰ دسی‌بل برسد که فراتر از آستانه تحمل گوش انسان است. مواجهه مداوم با این فرکانس آکوستیکی سلول‌های حساس حلزون گوش را تخریب می‌کند. این تخریب در درازمدت موجب افت شنوایی دائمی و وزوز گوش مزمن خواهد شد. استفاده از گوش‌گیرهای استاندارد تا حدی این خطر را کاهش می‌دهد.
۲. آمفیزم زیرپوستی حنجره که برای یوان مایر رخ داد دقیقاً چیست؟
این عارضه زمانی رخ می‌دهد که هوای پرفشار از طریق یک شکاف یا پارگی در مخاط گلو به فضاهای بافتی اطراف نفوذ کند. در مورد این بیمار، فشار ناشی از فوت کردن شدید باعث پارگی بافت ضعیف گلو و نشت هوا به بافت‌های نرم گردن شد. این وضعیت اضطراری نیاز به استراحت مطلق صوتی و عدم بلع غذا برای ترمیم خودبه‌خودی دارد. خطر اصلی در این شرایط، نفوذ باکتری‌های دهانی و ایجاد عفونت‌های عمیق گردنی است.
۳. چرا نوازندگان سازهای بادی در معرض خطر ابتلا به آب‌سیاه چشم قرار دارند؟
هنگام دمیدن در این سازها، مقاومت زیادی در برابر خروج هوا ایجاد می‌شود که فشار قفسه سینه را بالا می‌برد. این فشار مانع بازگشت راحت خون وریدی سر و گردن به سمت قلب می‌شود. در نتیجه فشار وریدهای داخل چشم افزایش یافته و حجم مایع مشیمیه تغییر می‌کند. این نوسان‌های مکرر فشار، در طولانی‌مدت عصب بینایی را فرسوده کرده و خطر گلوکوم را افزایش می‌دهد.
۴. آیا وو‌وو‌زیلا می‌تواند بیماری‌های عفونی را در استادیوم پخش کند؟
مطالعات آزمایشگاهی تأیید کرده‌اند که دمیدن در شیپور پلاستیکی مقدار زیادی آئروسل یا ذرات معلق تنفسی ایجاد می‌کند. این ذرات به علت سرعت خروج بالا می‌توانند عوامل بیماری‌زا مانند ویروس سرماخوردگی یا باکتری سل را حمل کنند. در محیط متراکم استادیوم، تنفس این ذرات معلق توسط دیگر تماشاگران ریسک ابتلا را به شدت بالا می‌برد. به همین دلیل این سازها یک تهدید جدی برای بهداشت عمومی به شمار می‌روند.
۵. چگونه نواختن سازهای بادی می‌تواند مانع از آپنه خواب شود؟
نواختن مستمر سازهای بادی عضلات مجرای فوقانی تنفسی و دیواره‌های گلو را به شدت تقویت می‌کند. در جریان آپنه خواب، شل شدن این عضلات باعث انسداد مسیر تنفس در خواب می‌شود. تقویت این گروه عضلانی مانع از فروپاشی مجرای هوا در هنگام استراحت شبانه خواهد شد. به همین علت شیوع آپنه انسدادی خواب در میان نوازندگان این سازها به طور معناداری کمتر است.
۶. آیا فلوت زدن طولانی‌مدت عوارض اسکلتی به همراه دارد؟
بله، پوزیشن فیزیکی خاص نوازنده فلوت مستلزم بالا نگه داشتن مداوم شانه راست است. این عدم تقارن طولانی‌مدت عضلات، کشش زیادی بر تاندون‌های شانه و گردن وارد می‌آورد. به مرور زمان این وضعیت منجر به دردهای مزمن مفصلی و سندرم‌های خستگی عضلانی می‌شود. فیزیوتراپی و حرکات اصلاحی منظم برای پیشگیری از این عارضه شغلی ضروری است.
۷. چرا یوان مایر پس از معاینه گلو تا دو روز منع صحبت کردن داشت؟
صحبت کردن و بلع غذا باعث حرکت مداوم تارهای صوتی و عضلات حلق می‌شود. در صورت وجود پارگی مخاطی، هرگونه انقباض عضلانی مانع جوش خوردن بافت‌های آسیب‌دیده می‌گردد. همچنین ورود مواد غذایی جامد می‌تواند ذرات را به درون بافت‌های پاره‌شده هدایت کند و عفونت شدید ایجاد کند. استراحت مطلق صوتی و تغذیه مایع به بافت‌ها فرصت بازسازی بدون تنش مکانیکی را می‌دهد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

16 دیدگاه

  1. سلام. به‌به. بعد از اون ماجرای کشف چند جانور پریاخته‌ی بی‌هوازی که خون‌ام-به‌عنوان یک جانورشناس حرفه‌ای-از هیجان‌اش به‌جوش اومد، این دومین باریه که به «یک پزشک» عزیز می‌خوام تبریک بگم.
    مطلب برای من بسیار جالب‌انگیزناک بود. این‌بار به عنوان یک خواننده‌ی آماتور البته.
    من این آسیب به حنجره رو بارها تجربه‌کردم و از استاد آوازم که نوازنده‌ی نی بود شنیده بودم که نواختن نی، صدای خواننده رو خراب می‌کنه. البته تا وقتی که مدتی به دمیدن در فلوت نپرداختم شستم خبردار نشد!
    و از اون بدتر، آسیب به حنجره در اثر خود آوازه. آواز، حتی اگر آواز یک خواننده‌ی حرفه‌ای باشه، باز هم حنجره رو خسته‌می‌کنه و خوندن نادرست، به‌شدت حنجره رو خراب می‌کنه. این خرابی، به‌ویژه اگر با تحریک مواد حساسیت‌زا همراه بشه، اول: مستعد عفونت می‌شه و کار به جاهای باریک می‌کشه و دوم: تا چند ماه خواننده رو فلج می‌کنه. هر دوی این موارد بارها برای من پیش اومده.
    آواز روی سینوس‌ها هم اثر می‌ذاره و البته تمرین درست، باعث بازشدن مجاری تنگ سینوس‌ها می‌شه. سینوس‌های گرفته هم متقابلاً خواننده رو ناتوان از خوندن می‌کنند.
    یکی از بدترین آسیب‌های آواز، مصرف مواد سرد، داغ، یا معطر و حساسیت‌زا بلافاصله پس از خواندنه. حتی آب خالی با دمای معمولی هم، پیش از خوندن-به دلیلی که نمی‌دونم-صدا رو به تعطیلاتی کوتاه می‌بره.
    اما بهترین چیز برای صدا چیزی نیست جز خواب درست. حتی یک ساعت خواب بعدازظهر، حنجره رو کاملاً تازه و جوان می‌کنه و برعکس بی‌خوابی، پدر صدا رو در می‌آره. البته این موارد ربطی به آسیب‌های ناشی از آواز نداره (جز همون ماجرای فلوت و نی و آوازخوندن نادرست).
    در پایان، یک نکته‌ی عجیب هم اضافه‌کنم: آواز خوندن، ظاهراً باعث بالارفتن لحظه‌ای نمودهای فیزیولوژی بدن می‌شه. یعنی باعث گرم‌شدن بدن، بالارفتن ضربان قلب و حتی تعریق می‌شه. گرچه می‌دونم احتمالاً ربطی نداره، اما در پرنده‌های آوازخوان، حکمت آواز صبح‌گاهی و عصرگاهی همین گرم‌کردن بدنه. حالا نمی‌دونم من هم جزء پرنده‌ها می‌تونم باشم یا نه!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]