پیامهای غولآسا؛ رمزگشایی از اشتیاق انسان برای ثبت ردپای فضایی
از خطوط باستانی نازکا در بیابانهای پرو تا کدهای کیوآر (QR) عظیمی که امروزه در مزارع چین ساخته میشوند، بشر همواره میلی سیریناپذیر به خلق آثاری داشته که فقط از ارتفاعات بسیار بالا قابل درک باشند. این پیامهای غولآسا (Giant Messages) نه برای عابران پیاده، بلکه برای خدایان، بیگانگان یا ماهوارههای جاسوسی طراحی شدهاند. در این مقاله درپی آن هستیم که بررسی کنیم چرا انسانها دوست دارند ردپایی از خود بسازند که از فضا دیده شود و چه انگیزههای روانی و تکنولوژیکی پشت این حجم عظیم از جابهجایی خاک و سنگ نهفته است. آیا این کار نوعی فریاد در خلأ برای اثبات وجود است؟
میخواهیم با هم مرور کنیم که چگونه پیشرفت در تصویربرداری ماهوارهای و گوگل ارث (Google Earth)، این میل باستانی را به یک هنر مدرن و گاهی یک ابزار تبلیغاتی پرزرق و برق تبدیل کرده است. در این بررسی قصد داریم ببینیم آیا واقعا این سازهها پیامی برای موجودات فرازمینی هستند یا صرفا ابزاری برای خودنمایی قدرتهای زمینی در برابر رقبایشان؟ چرا برخی میگویند این آثار، امضای تمدن ما بر چهره زمین هستند و آیا درست است که ما در حال تبدیل کردن سیاره خود به یک تابلوی اعلانات غولپیکر برای چشمهای آسمانی هستیم؟ با کالبدشکافی زوایای فنی و تاریخی این پدیده، به درک جدیدی از رابطه انسان و کیهان خواهیم رسید.
فهرست مطالب
- ۱. باستانشناسی آسمانی و خطوط نازکا
- ۲. روانشناسی مقیاس؛ میل به ابدیت
- ۳. لند آرت (Land Art) به مثابه رسانه
- ۴. ردپای نظامی و استراتژیک در زمین
- ۵. تبلیغات در مقیاس سیارهای
- ۶. کدهای فضایی؛ ارتباط با بیگانگان؟
- ۷. تاثیر تکنولوژی جیپیاس بر دقت آثار
- ۸. ژئوگلیفهای مدرن و محیطزیست
- ۹. پدیده “چهره روی مریخ” و پاریدولیا
- ۱۰. نقش گوگل ارث در کشف پیامهای مخفی
- ۱۱. هنر پنهان در مزارع و شگفتی حلقهها
- ۱۲. آینده: پیامهای نوری و لیزری به فضا
۱. باستانشناسی آسمانی و خطوط نازکا
خطوط نازکا (Nazca Lines) در پرو، شاید قدیمیترین و اسرارآمیزترین نمونه از پیامهای غولآسا باشند که بیش از دو هزار سال پیش توسط تمدنی ساخته شدند که هیچ ابزار پروازی نداشت. این ژئوگلیفها شامل اشکال حیوانات و خطوط هندسی عظیمی هستند که طول برخی از آنها به صدها متر میرسد و تنها از داخل هواپیما یا توسط ماهوارهها به طور کامل قابل رویت هستند. سوال بزرگ این است که چرا مردمی که هرگز نمیتوانستند کار خود را از بالا ببینند، چنین رنجی را برای ساختن آنها به جان خریدند؟ نظریات از تقویمهای نجومی گرفته تا مسیرهای آیینی برای طلب باران متغیر است، اما پیام اصلی آنها همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.
مهندسی پشت این خطوط با وجود سادگی، بسیار دقیق بوده است؛ آنها با برداشتن لایه سطحی سنگهای تیره و آشکار کردن خاک روشنتر زیرین، کنتراست رنگی ایجاد میکردند. به دلیل نبود باد و باران شدید در آن منطقه، این آثار برای قرنها دستنخورده باقی ماندهاند. این “باستانشناسی آسمانی” به ما میگوید که میل به برقراری ارتباط با سطحی فراتر از زمین، ریشهای عمیق در ناخودآگاه جمعی بشر دارد. خطوط نازکا ثابت میکنند که انسان حتی بدون تکنولوژی مدرن هم به دنبال راهی بوده تا نام خود را بر بوم بزرگ طبیعت حک کند، گویی میخواسته به کیهان بگوید: «ما اینجا بودهایم.»
۲. روانشناسی مقیاس؛ میل به ابدیت
ساختن چیزی در ابعاد عظیم، نوعی تلاش برای غلبه بر فانی بودن انسان و دستیابی به جاودانگی است. روانشناسان معتقدند که مقیاس غولآسا (Grand Scale)، حس حقارت انسان در برابر طبیعت را به حس قدرت تبدیل میکند. وقتی ما سازهای میسازیم که از فضا دیده میشود، در واقع در حال تغییر دادن چهره سیاره هستیم و این کار به ما احساس کنترل بر محیط را میدهد. این میل به “رها کردن ردپا” (Leaving a Mark)، به خصوص در تمدنهایی که به شدت با مذهب و ماوراءالطبیعه درگیر بودهاند، قویتر دیده میشود. هر چه پیام بزرگتر باشد، احتمال اینکه توسط “ناظر متعالی” دیده شود، بیشتر است.
در دنیای مدرن، این روانشناسی به شکل “منیت دیجیتال” تداوم یافته است. ما میخواهیم در نقشههای گوگل ارث دیده شویم تا ثابت کنیم که وجود داریم و بر زمین تاثیر گذاشتهایم. این پارادوکس جالبی است؛ ما موجودات کوچکی هستیم که در مقیاس کیهانی هیچ به نظر میرسیم، اما با ساخت پیامهای غولآسا سعی میکنیم این حقیقت را کتمان کنیم. مقیاس بزرگ، زبان مشترک تمام فرهنگها برای بیان اهمیت است. به همین دلیل، پروژههای لند آرت مدرن که از فضا دیده میشوند، همواره با استقبال و تحسین عمومی روبرو میگردند؛ چرا که آنها رویای قدیمی بشر برای تبدیل شدن به بخشی از کالبد سیاره را محقق میکنند.
۳. لند آرت (Land Art) به مثابه رسانه
هنر زمین یا لند آرت، جنبشی هنری است که در آن خود زمین به عنوان متریال اصلی استفاده میشود و آثار به گونهای طراحی میشوند که با محیط اطراف ادغام گردند. هنرمندانی مانند رابرت اسمیتسون با اثر معروف “اسکله حلزونی” (Spiral Jetty)، جانی تازه به این مفهوم بخشیدند. این آثار برخلاف تابلوهای نقاشی که در گالریها زندانی هستند، در فضای باز و در معرض تغییرات جوی قرار دارند و بهترین زاویه دید آنها از آسمان است. لند آرت پیامی است که هنرمند به طبیعت میدهد و در عین حال، طبیعت نیز با فرسایش و تغییر، به آن پاسخ میگوید. این یک گفتگوی زنده و در مقیاس بزرگ است.
با ظهور ماهوارههای با کیفیت بالا، لند آرت به یک رسانه جهانی تبدیل شده است. هنرمند دیگر نگران نیست که اثرش در بیابانی دورافتاده دیده نشود، زیرا میداند چشمهای دیجیتال گوگل ارث آن را شکار کرده و به نمایشگرهای میلیونها انسان در سراسر جهان میبرند. این موضوع باعث شده تا دقت در ساخت این آثار به شدت بالا برود و هنرمندان از تکنولوژیهای نقشهبرداری لیزری برای خلق فرمهای پیچیده استفاده کنند. لند آرت امروزه پلی است بین هنر سنتی و تکنولوژی فضایی که نشان میدهد چگونه میتوان از کل سیاره به عنوان یک بوم نقاشی برای بیان مفاهیم عمیق انسانی استفاده کرد.
۴. ردپای نظامی و استراتژیک در زمین
همه پیامهای غولآسا روی زمین با اهداف هنری یا مذهبی ساخته نشدهاند؛ بخش بزرگی از آنها ریشه در نیازهای نظامی و جاسوسی دارند. در طول جنگ سرد، ارتشها الگوهای هندسی عظیمی را در مناطق دورافتاده ترسیم میکردند تا به عنوان اهداف کالیبراسیون برای ماهوارههای جاسوسی عمل کنند. این الگوها که شامل خطوط تیره و روشن با فواصل دقیق بودند، به اپراتورها اجازه میدادند تا دقت لنزهای دوربینهای فضایی خود را بسنجند و وضوح تصاویر را تنظیم کنند. بسیاری از این “نشانههای فضایی” هنوز هم در بیابانهای نوادا یا سینکیانگ دیده میشوند و برای چشمهای غیرمسلح، شبیه به پیامهای مرموز بیگانگان به نظر میرسند.
همچنین، برخی از این سازهها به عنوان سیستمهای ناوبری بصری برای هواپیماها و موشکها در دوران پیش از جیپیاس استفاده میشدند. برای مثال، فلشهای بتنی عظیمی که در سراسر ایالات متحده برای هدایت هواپیماهای پست در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ساخته شدند، هنوز از فضا قابل مشاهده هستند. این آثار نشان میدهند که چگونه نیازهای استراتژیک بشر، منجر به ایجاد یک الفبای بصری در سطح زمین شده است. ردپای نظامی بر زمین، یادآور این است که فضا همیشه به عنوان یک “برج دیدهبانی” برای کنترل زمین دیده شده است و پیامهای غولآسا، ابزارهای تنظیم این دیدگاه بودهاند.
۵. تبلیغات در مقیاس سیارهای
در عصر کاپیتالیسم، هیچ فضایی از نفوذ تبلیغات در امان نیست، حتی سطح وسیع بیابانها و مزارع. برندهای بزرگ جهانی با درک این موضوع که میلیونها نفر روزانه در حال مرور گوگل ارث هستند، شروع به خلق “لوگوهای فضایی” کردهاند. از لوگوی غولپیکر کنتاکی (KFC) که در بیابانهای یوتا ساخته شد تا لوگوی مرورگر فایرفاکس (Firefox) که توسط دانشجویان در یک مزرعه ایجاد گشت، همگی نمونههایی از تبلیغات در مقیاس سیارهای هستند. این پیامها مستقیما کنجکاوی کاربران دیجیتال را هدف قرار میدهند و به سرعت در شبکههای اجتماعی وایرال میشوند.
تکنیک ساخت این لوگوها از روشهای سنتی شخم زدن تا استفاده از سنگهای رنگی و حتی پنلهای خورشیدی متغیر است. برخی شرکتها حتی پا را فراتر گذاشته و با کاشت درختان در الگوهای خاص، لوگوی خود را به شکلی زنده و سبز در زمین حک کردهاند که برای دههها باقی میماند. این نوع تبلیغات، مرزهای اخلاق محیطزیستی و بصری را جابهجا کرده است؛ منتقدان معتقدند که نباید اجازه داد چهره زمین به تابلوی اعلانات شرکتها تبدیل شود. با این حال، جذابیت دیده شدن از فضا به قدری زیاد است که احتمالا در آینده شاهد رقابت بیشتری برای تسخیر “بیلبوردهای خاکی” خواهیم بود.
۶. کدهای فضایی؛ ارتباط با بیگانگان؟
ایده ارتباط با موجودات فرازمینی (SETI)، همواره الهامبخش ساخت پیامهای غولآسا بوده است. کارل ساگان و دیگر دانشمندان پیشنهاد داده بودند که اگر بخواهیم حضور خود را به دیگران نشان دهیم، باید از الگوهای ریاضی جهانی که در مقیاس بزرگ ساخته شدهاند استفاده کنیم؛ چیزی مثل قضیه فیثاغورث که در دل کویر کشیده شده باشد. برخی از ژئوگلیفهای مدرن دقیقاً با همین هدف ساخته شدهاند؛ به عنوان نوعی “کارت ویزیت” برای تمدنهای احتمالی که ممکن است در حال رصد منظومه شمسی ما باشند. این پیامها حاوی اطلاعاتی در مورد بیولوژی انسان، جایگاه زمین در کهکشان و سطح دانش ما از فیزیک هستند.
با این حال، برخی از این پیامها جنبه نمادین و هنری دارند. مثلاً پروژههایی که کدهای باینری یا پیامهای صوتی را به شکل الگوهای بصری روی زمین پیاده میکنند. اگرچه احتمال دیده شدن این آثار توسط بیگانگان بسیار کم است، اما ساخت آنها به ما کمک میکند تا به جایگاه خود در کیهان فکر کنیم. این پیامها بیشتر از آنکه برای بیگانگان باشند، برای خود ما هستند تا به یاد آوریم که بخشی از یک کل بزرگتر هستیم. “کدهای فضایی” روی زمین، تلاشی هستند برای شکستن تنهایی کیهانی انسان و نشان دادن اشتیاق ما برای پیوستن به انجمنهای بزرگتر در جهان هستی.
۷. تاثیر تکنولوژی جیپیاس بر دقت آثار
در گذشته، ساختن یک دایره کامل یا یک خط مستقیم در ابعاد کیلومتری، کاری فوقالعاده دشوار و مستلزم محاسبات پیچیده هندسی بود. اما امروزه با ظهور سیستم موقعیتیاب جهانی (GPS) و نقشهبرداری پهپادی، دقت در ساخت پیامهای غولآسا به سطح میلیمتری رسیده است. هنرمندان و مهندسان با استفاده از گیرندههای GPS دقیق (RTK)، میتوانند مختصات هر نقطه از طرح خود را روی زمین پیدا کنند. این موضوع باعث شده تا طرحهایی با جزئیات بسیار بالا، از جمله چهرههای واقعی انسان یا کدهای کیوآر که واقعاً توسط گوشیها اسکن میشوند، در ابعاد وسیع ساخته شوند.
این دقت تکنولوژیک، امکان خلق آثاری را فراهم کرده که در گذشته غیرممکن به نظر میرسیدند. برای مثال، تراکتورهای خودران که به جیپیاس متصل هستند، میتوانند یک مزرعه گندم را به شکلی شخم بزنند که یک نقاشی پیچیده از بالا دیده شود، بدون اینکه راننده حتی نیاز به دیدن کل طرح داشته باشد. این یعنی “پیام” به صورت داده دیجیتال وارد سیستم میشود و به صورت فیزیکی روی زمین چاپ میگردد؛ نوعی پرینتر غولآسا در ابعاد طبیعت. جیپیاس ابزاری است که تخیلات بزرگ بشر را با زمین واقعی پیوند زده و محدودیتهای فیزیکی را در خلق آثار فضایی از میان برداشته است.
۸. ژئوگلیفهای مدرن و محیطزیست
در حالی که اشتیاق برای ساخت پیامهای بزرگ رو به افزایش است، نگرانیها در مورد تاثیرات زیستمحیطی آنها نیز جدیتر شده است. جابهجایی هزاران تن خاک، از بین بردن پوشش گیاهی یا تغییر مسیر آبهای سطحی برای خلق یک اثر هنری یا تبلیغاتی، میتواند به اکوسیستمهای حساس آسیب برساند. به همین دلیل، نسل جدیدی از هنرمندان زمین به سمت “ژئوگلیفهای پایدار” حرکت کردهاند. این آثار با استفاده از مواد طبیعی، کاشت گیاهان بومی یا حتی استفاده از نورهای موقتی به جای تغییرات فیزیکی ماندگار ساخته میشوند تا هیچ ردپای مخربی بر جای نماند.
برخی پروژهها حتی جنبه حفاظتی پیدا کردهاند؛ مثلا کاشت جنگلها به شکلی که از فضا پیامی را منتقل کنند، در حالی که همزمان به ترسیب کربن و حفظ تنوع زیستی کمک میکنند. این رویکرد نشاندهنده بلوغ فکری انسان در رابطه با زمین است؛ اینکه میتوان پیامهای بزرگ ساخت بدون اینکه به خانه خود آسیب زد. آینده پیامهای غولآسا در گروی همزیستی با طبیعت است. ما در حال یادگیری این هستیم که زیباترین پیام برای ناظران فضایی، نه لوگوی یک شرکت، بلکه سیارهای سبز، زنده و سالم است که ساکنانش با خردمندی بر آن حکمرانی میکنند.
۹. پدیده “چهره روی مریخ” و پاریدولیا
میل انسان به دیدن پیامها و الگوها در مقیاس بزرگ، فقط محدود به زمین نیست؛ ما حتی در سطح سیارات دیگر هم به دنبال ردپا میگردیم. مشهورترین نمونه، “چهره روی مریخ” (Face on Mars) است که در سال ۱۹۷۶ توسط فضاپیمای وایکینگ تصویربرداری شد. برای سالها، این تصویر به عنوان مدرکی از تمدنهای باستانی مریخ در نظر گرفته میشد، اما تصاویر با کیفیت بالاتر نشان دادند که این فقط یک تپه سنگی معمولی است که سایههایش شبیه چهره انسان شده بود. این پدیده روانشناختی که در آن ذهن الگوهای معنادار را در دادههای تصادفی میبیند، پاریدولیا (Pareidolia) نام دارد.
این موضوع نشان میدهد که اشتیاق ما برای دیدن پیامهای غولآسا دوطرفه است؛ همانقدر که دوست داریم پیامی بفرستیم، تشنه دریافت پیامی از فضا نیز هستیم. پاریدولیا باعث شده تا ما در هر لکه ابری یا هر صخرهای در ماه، به دنبال نشانی از هوش فرازمینی باشیم. این عطش سیریناپذیر برای یافتن “معنا” در ابعاد وسیع، ریشه در تنهایی کیهانی ما دارد. پیامهای غولآسایی که ما روی زمین میسازیم، در واقع پاسخی هستند به همان تصاویری که در ستارگان و سیارات میبینیم؛ تلاشی برای پر کردن خلأ ارتباطی میان انسان و جهان لایتناهی با استفاده از زبان تصویر.
۱۰. نقش گوگل ارث در کشف پیامهای مخفی
گوگل ارث از زمان عرضه در سال ۲۰۰۵، باستانشناسی و اکتشاف را دموکراتیزه کرده است. اکنون هر کسی با یک اتصال اینترنت میتواند تمام سطح زمین را برای یافتن پیامهای مخفی جستجو کند. این ابزار باعث کشف صدها ژئوگلیف باستانی جدید شده که قرنها از چشم انسان پنهان مانده بودند، چون از روی زمین فقط شبیه به پستی و بلندیهای معمولی به نظر میرسیدند. “باستانشناسان آماتور” با صرف هزاران ساعت وقت در گوگل ارث، موفق شدهاند الگوهای عجیبی را در بیابانهای اردن و قزاقستان پیدا کنند که حتی متخصصان را شگفتزده کرده است.
این پدیده باعث شده تا مفهوم پیامهای غولآسا از یک موضوع اختصاصی برای ارتشها و دولتها، به یک سرگرمی عمومی و علمی تبدیل شود. اکنون مردم برای هم “مختصاتهای جالب” را میفرستند؛ از مزارعی که به شکل گیتار کاشته شدهاند تا استخرهایی به شکل انسان در دل برزیل. گوگل ارث مانند یک آینه بزرگ عمل میکند که به بشریت اجازه داده تا برای اولین بار به طور مداوم و با جزئیات به خود نگاه کند. این نگاهِ از بالا، نه تنها پیامهای گذشتگان را آشکار کرده، بلکه انگیزهای شده تا نسل جدید پیامهای خلاقانهتر و پیچیدهتری را برای دیده شدن در این پلتفرم جهانی خلق کنند.
۱۱. هنر پنهان در مزارع و شگفتی حلقهها
حلقههای مزارع (Crop Circles) یکی از جنجالیترین فرمهای پیامهای غولآسا در دهههای اخیر بودهاند. اگرچه بسیاری آنها را به بیگانگان نسبت میدادند، اما مشخص شد که اکثر آنها آثار هنری بسیار پیچیدهای هستند که توسط انسانها با استفاده از تخته و طناب و در طول یک شب ساخته میشوند. این آثار که اغلب دارای هندسه فراکتالی و محاسبات ریاضی دقیق هستند، نشاندهنده اوج خلاقیت انسان در استفاده از طبیعت به عنوان بوم نقاشی موقت است. هنر مزارع ثابت کرد که برای خیره کردن چشمهای جهانی، لزوما نیاز به صرف هزینههای کلان و ساختوسازهای ابدی نیست.
این آثار هنری موقت، پیامی در مورد فانی بودن و زیبایی زودگذر دارند؛ آنها با برداشت محصول از بین میروند اما تصویرشان در حافظه دیجیتال جهان باقی میماند. امروزه در بسیاری از کشورها، جشنوارههای هنری برای خلق طرحهای غولآسا در مزارع برگزار میشود که باعث جذب توریست و رونق اقتصادی مناطق روستایی میگردد. این تکامل از یک “شایعه فضایی” به یک “صنعت هنری و گردشگری”، نشان میدهد که چگونه انسان میتواند از هر فضایی برای بیان زیبایی و پیچیدگی افکار خود استفاده کند. هنر مزارع، دموکراتیکترین شکل پیامهای غولآساست که با دستان خالی و ذهنی خلاق برپا میشود.
۱۲. آینده: پیامهای نوری و لیزری به فضا
با پیشرفت تکنولوژی، پیامهای غولآسای ما در حال خروج از حالت فیزیکی و سنگی و تبدیل شدن به پیامهای نوری هستند. پروژههایی در حال تعریف هستند که با استفاده از هزاران پهپاد نورانی یا لیزرهای فوق قدرتمند، پیامهایی را در جو زمین یا حتی مستقیم به سمت ستارههای دوردست ارسال کنند. این “ژئوگلیفهای نوری” دیگر نیازی به تغییر در چهره زمین ندارند و میتوانند در هر لحظه تغییر کنند یا خاموش شوند. این شکل جدید از پیامرسانی، به ما اجازه میدهد تا حجم بسیار بزرگتری از داده را در مقیاسهای کیهانی واقعی منتشر کنیم.
تصور کنید شبها در آسمان شهر، پیامهایی نمایش داده شود که همزمان توسط ماهوارهها و رصدهای فضایی دوردست قابل دریافت باشند. یا لیزرهایی که اطلاعات کتابخانه ملی یک کشور را به صورت پالسهای نوری به اعماق فضا میفرستند. آینده پیامهای غولآسا، دیجیتالی و درخشان خواهد بود. ما از عصر کندن زمین به عصر تاباندن نور رسیدهایم، اما انگیزه اصلی ثابت مانده است: میل به فریاد زدن در ابعاد بینهایت و برقراری ارتباط با هر آن چیزی که فراتر از اتمسفر آبی ماست. بشریت همچنان به نوشتن بر روی بوم هستی ادامه خواهد داد، این بار با مدادهایی از جنس نور.
جمعبندی نهایی
پیامهای غولآسا بر روی زمین، فراتر از سازههایی سنگی یا تبلیغاتی هوشمندانه، بازتابی از هویت کنجکاو و جویای نام بشر هستند. ما از خطوط اسرارآمیز نازکا آموختیم که میل به دیده شدن توسط ناظری متعالی، ریشهای باستانی دارد و امروز با کمک ماهوارهها و گوگل ارث، این میل به یک گفتگوی جهانی تبدیل شده است. چه با اهداف نظامی، چه تبلیغاتی و چه هنری، این آثار امضای تمدن ما بر چهره سیاره هستند. در نهایت، این پیامهای عظیم یادآور این حقیقتاند که ما موجوداتی هستیم که با وجود کوچکی، همواره به دنبال برقراری ارتباط با بینهایت بودهایم و خواهیم بود.









سلام دوست عزیز مطالبت خوب بود اگه حاظر باشی با ما تبادل لینک کنی ما را لینک کنید و به ما خبر دهید تا وب سایتتون رو لینک کنم
http://www.newsbrooz.blogveb.com
با تشکر:مهدی نیکخو
راستی درمورد قالب جدید سایت نمیدونم چرا اما بنظرم یخورده همه چیز بزرگ و فضا پرکن بنظر میاد ، درضمن سمت چپ وسط صفحه بلااستفاده مونده ، برنامه ای براش درنظر گرفتین؟ از زیروبم قالب های سایت چندان سردرنمیارم اما بعنوان یه بیننده که صرفا از دید علاقه، زیبایی و کاربرد بهشون نگاه میکنه نظر میدم.اینکه مطالب نظم قابل قبولی پیدا کردن واقعا خوبه اما همیشه جا واسه بهتر شدن هست بخصوص برای بهترین ها
اون فضا برای اگهی در نظر گرفته شده. به قالب جدید هم عادت میکنین! سخت نگیرین.
ممنون از مطلبتون
به نظر من نوشته ای در این ابعاد میبایست دارای پیامهای دیگری که همه دنیا به اون باور دارند بود. پیامهایی مثل صلح، دوستی، عشق و غیره.
اما ممکنه کسی که این کار رو انجام داده کلی وقت صرف نوع پیام کرده تا اون رو پیاده کنه. چون محدودیتهای بسیاری در این ابعاد وجود داره. مثلاً اگر نتونه از جایی به هر علتی عبور کنه اون نوشته ناقص میشه. پس حتماً ایشون مدت بسیار زیادی رو صرف جمله و نقشه راهش کرده.
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
جالب بود
از چی برای علامت گذاری حروف استفاده کرده که پاک نشن؟
راستش دقیقا نفهمیدم که این آقا چیکار کرده!!! درضمن قالب جدید سایت رو هم تبریک میگم ، من که خوشم اومدش. بنظرم سروسامان خوب و قابل قبولی پیدا کرده
قبلا از این دست Hoax ها داشتیم شما چرا گولش و خوردید
Hoax هست از توع تکراریش