معجزه در عمق ۷۰۰ متری؛ ناگفتههای بقا و نجات ۳۳ معدنچی شیلیایی در سال ۲۰۱۰

در پنجم اوت ۲۰۱۰، حادثهای در اعماق صحرای آتاکاما رخ داد که توجه تمام جهانیان را به خود جلب کرد. ریزش ناگهانی معدن مس و طلا سن خوزه در شیلی، ۳۳ معدنچی را در عمق ۷۰۰ متری زمین حبس کرد؛ حادثهای که در ابتدا یک تراژدی قطعی به نظر میرسید، اما به یکی از حماسیترین عملیاتهای بقا و نجات در تاریخ بشر تبدیل شد. در این مقاله قصد داریم ابعاد مختلف این حادثه شگفتانگیز را از منظر مهندسی، پزشکی، روانشناسی و رسانهای بررسی کنیم تا دریابیم چگونه هماهنگی جهانی توانست این جانها را از دل زمین بیرون بکشد. آیا واقعاً علم و امید در آن شرایط بحرانی میتوانستند بدون نقص عمل کنند؟ بیایید این پرونده جذاب را دوباره مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. زمینههای تاریخی و جغرافیایی حادثه معدن سن خوزه
- ۲. شناسنامه فیلم سینمایی ۳۳ نفر
- ۳. آغاز کابوس در اعماق زمین و کشف نشانه حیات
- ۴. چالشهای حیاتی بقا و تغذیه در عمق تاریکی
- ۵. ارتباط با جهان خارج و حاشیههای رسانهای باریوس
- ۶. عملیات مهندسی نجات و حفر کانالهای حیاتی
- ۷. جنبههای روانشناختی و بیولوژیکی انزوا در اعماق زمین
- ۸. جزئیات فنی و لجستیکی سه طرح نجات موازی
- ۹. مدیریت بحران روانی و مداخلات پیشرفته ناسا
- ۱۰. سرنوشت معدنچیان پس از آزادی و تاثیرات بلندمدت تراما
💡مختصر و مفید
حادثه فروریختن معدن سن خوزه در شیلی در اوت ۲۰۱۰ رخ داد و ۳۳ معدنچی را به مدت ۶۹ روز در عمق ۷۰۰ متری گرفتار کرد. پس از ۱۷ روز بیخبری کامل، تیم نجات با استفاده از متههای اکتشافی متوجه زنده بودن آنها شد و کانالهای ارتباطی باریکی برای انتقال غذا، دارو و پیام ایجاد کرد. عملیات نجات نهایی با همکاری ناسا و مهندسان بینالمللی از طریق طراحی کپسولهای ویژه و حفر چاه عمیق با موفقیت انجام شد. تمام معدنچیان در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۰ در یک رویداد رسانهای بزرگ و تاریخی زنده به سطح زمین هدایت شدند.
زمینههای تاریخی و جغرافیایی حادثه معدن سن خوزه
صحرای بیآب و علف آتاکاما (Atacama Desert) در شمال شیلی، میزبان برخی از غنیترین ذخایر مس و طلای جهان است. معدن سن خوزه با سابقه بیش از یک قرن فعالیت، به عنوان یکی از قدیمیترین و در عین حال خطرناکترین معادن منطقه شناخته میشد که پیش از حادثه سال ۲۰۱۰ نیز بارها به دلیل عدم رعایت هنجارهای ایمنی با جریمهها و تعطیلیهای موقت مواجه شده بود. ویژگیهای زمینشناختی ناپایدار منطقه در کنار برداشتهای بیرویه و غیر اصولی، این معدن را به یک بمب ساعتی خاموش تبدیل کرده بود که هر لحظه امکان ریزش ساختاری آن وجود داشت.
در پنجم اوت ۲۰۱۰، صخره عظیمی معادل یک ساختمان چند طبقه از بدنه اصلی کوه جدا شد و مسیرهای دسترسی خروجی معدن را به طور کامل مسدود کرد. این حادثه نه تنها معیشت صدها خانواده را به خطر انداخت، بلکه ضعفهای جدی در نظارت بر استانداردهای ایمنی معادن در شیلی را برملا ساخت. دولت شیلی که در آن زمان تحت فشار شدیدی برای بهبود شرایط کارگران بود، مجبور شد تمام منابع ملی و بینالمللی خود را بسیج کند تا از یک فاجعه انسانی تمامعیار در این منطقه خشک و خشن جلوگیری کند.
شناسنامه فیلم سینمایی ۳۳ نفر
فیلم سینمایی «۳۳ نفر» (The 33) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی پاتریشیا ریگن (Patricia Riggen)، بازسازی دراماتیک و دقیقی از این فاجعه و عملیات نجات شگفتانگیز است. در این اثر ماندگار، بازیگران برجستهای همچون آنتونیو باندراس (Antonio Banderas) در نقش ماریو سپولودا (سخنگوی پرانرژی کارگران)، ژولیت بینوش (Juliette Binoche) در نقش خواهر یکی از کارگران گرفتار و رودریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم به خوبی توانسته مرارتهای محبوسشدگان در تاریکی مطلق معدن و اضطراب بیپایان خانوادههای منتظر در کمپ امید را به تصویر بکشد.
داستان فیلم بر مبارزه برای بقا، تصمیمگیریهای سخت مدیریتی در سطح کلان دولتی و چالشهای فنی حفر چاه نجات متمرکز است. از ویژگیهای بارز این اثر، بازتاب وفادارانه فشارهای روانی حاکم بر کارگران، سهمیهبندی دقیق غذا در حد چند قاشق کنسرو ماهی تن برای روزهای متوالی و در نهایت همدلی عمیقی است که میان معدنچیان شکل میگیرد. تماشای این فیلم به عنوان یک سند دراماتیک، درک بهتری از ابعاد روحی و فنی این ماجرای واقعی به مخاطب ارائه میدهد.
آغاز کابوس در اعماق زمین و کشف نشانه حیات
حدود یک ماه پیش، یعنی در پنجم آگوست، یک معدن در شیلی دچار حادثه شد و ریزش کرد، این معدن مس و طلا در نزدیکی سن خوزه قرار دارد. در نتیجه این حادثه ۳۳ نفر از معدنچیان گرفتار شدند. ۳۲ نفر از آنها شیلیایی بودند و یک نفر هم اهل بولیوی بود.
عملیات نجات شروع شد، اما تا روز هفدهم هیچ نتیجهای در بر نداشت، در این زمان تیم نجات با کمال تعجب صدای ضربههای چکش را روی یک مته حفاری شنیدند، ساعاتی بعد وقتی مته بیرون کشیده شد، کاغذی را دیدند که روی مته چسبانده شده بود، روی کاغذ نوشته شده بود: «هر ۳۳ نفرمان در پناهگاه، خوب هستیم.» معلوم شد که معدنچیها زنده و سالم در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شدهاند. خبر زنده بودن آنها، آنقدر مهم بود که سباستین پینهرا (Sebastián Piñera) رئیسجمهور شیلی شخصاً در محل حاضر شد و نوشته را به رسانهها نشان داد. بلافاصله همه شیلی این پیروزی را جشن گرفت.

چالشهای حیاتی بقا و تغذیه در عمق تاریکی
معدنچیان، شانس آورده بودند که کانالهای هوارسانی در جریان ریزش مسدود نشده بود، خوشبختانه آنها در این ۱۷ روز ذخیره کافی آب در اختیار داشتند، اما از لحاظ غذا در مضیقه بودند، و در این مدت هر کدام ۱۰ کیلوگرم وزن کم کرده بودند. هوای پایین گرم بود و آنها مجبور شده بودند، برهنه شوند، اما خوشبختانه نشت گازهای سمیای مثل متان جان آنها را تهدید نکرده بود.

پس تیم نجات باید تا عملی کردن عملیات نهایی نجات، راه عاجلی برای زنده نگاه داشتن معدنچیانی که در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شده بودند، پیدا میکرد. بنابراین آنها در مرحله نخست کانالهای باریکی حفر کردند تا از طریق آنها، غذا و تجهیزات ضروری را به پایین بفرستند. این کار هم یک هفته وقت گرفت. وسیله فلزیای به طول ۱.۶ متر که ظاهری شبیه موشک دارد، وظیفه حمل و نقل غذا در این کانالها را بر عهده دارد. برای ارسال غذا، هر بار باید یک ساعت وقت صرف شود.
ارتباط با جهان خارج و حاشیههای رسانهای باریوس
غذای ارسالی برای آنها در روزهای اول تنها شامل ژلهای غذایی غنیشده، ویتامین، قرصهای گلوکز و شیر غنی از پروتئین بود، اما بعد از چند روز، غذای گرم هم برای آنها ارسال شد. برای معدنچیان دارو هم فرستاده میشود چرا که یکی از معدنچیان، مبتلا به دیابت است و دیگری ناراحتی ریوی به نام سیلیکوزیس (Silicosis) دارد.

از طریق کانالهای باریک ارتباطی که بعضیها به آنها لقب «بند ناف» هم دادهاند، فیبرهای نوری هم به پایین فرستاده شدهاند تا معدنچیها بتوانند ارتباط ویدئویی با دنیای خارج داشته باشند. البته آنها میتوانند از طریق نامه هم با آشنایان خود ارتباط تماس برقرار کنند. اما دردسر این ۳۳ نفر، آنها را مشهور هم کرده است، آنها دیگر جزئی از شوی واقعی تلویزیونی (Reality TV show) شدهاند. توجه همه رسانهها به آنها جلب شده است، طوری که شبکه ایبیسی (ABC) مدتهاست که گروهی خبرنگار در بیرون معدن مستقر کرده است تا برایش گزارش روزانه ارسال کنند. مردم همه دنیا توجه زیادی به این واقعه دارند، حتی اگر در فیسبوک جستجو کنید، میتوانید گروههای مربوط به این معدنچیان را بیابید. پاپ بندیکت هم شخصاً برای آنها دعا کرده است.

رسانههای دیگر هم سعی میکنند، با برجسته کردن حاشیهها تیراژ خود را بالا ببرند. مثلاً بعد از مدتی معلوم شد که یکی از معدنچیان یک فوتبالیست بازنشسته است که در جریان بازیهای انتخابی المپیک ۱۹۸۴ لسآنجلس تیم ملی کشورش را همراهی میکرده است. اما در میان معدنچیان، یکی از آنها به نام «یونی باریوس» بیش از همه در مرکز توجه قرار گرفته است. این توجه رسانهای روی او، به دو دلیل صورت گرفته است:
باریوس ۵۰ ساله، در جوانی علاقه داشت پزشک شود و حتی بعد از عدم موفقیت این علاقه را با خواندن متون پزشکی در خود حفظ کرد. به خاطر دانش ابتدایی او از امورات پزشکی، خیلی از کارهای پزشکی مربوط به گروه به او سپرده شده است. مثلاً او بود که اعضای گروه را واکسن زد و همچنین اوست که نمونه خون از معدنچیان میگیرد تا برای آزمایش به بالا فرستاده شوند. اما دلیل مهمتر و جالبتر اشتهار آقای باریوس، دردسری است که چند ماه بعد، گریبان او را بعد از نجات یافتن خواهد گرفت! قضیه از این قرار است که یک روز، وقتی همسر باریوس در محل معدن حاضر شده بود و برای نجات شوهرش دعا میکرد، متوجه شد، زن دیگری هم نام همسرش را زمزمه میکند. اینجا بود که وی فوری مطلب را پی گرفت و متوجه شد، وی معشوقه شوهرش است. این قضیه بلافاصله در روزنامههای زرد بازتاب پیدا کرد. شاید باریوس تنها معدنچیای باشد که عجلهای برای نجات نداشته باشد!
عملیات اصلی نجات و حفر کانالهای حیاتی
برای نجات معدنچیها، باید کانالی به قطر ۷۵ سانتیمتر در دل صخرههای سخت به درازای ۷۰۰ متر حفر شود. این کار اصلاً ساده نیست و با مشکلات فنی زیادی همراه است و تخمین زده میشود ۳ تا ۴ ماه طول بکشد. بعد از حفر شدن کانال نجات، از طریق بالابرهای هیدرولیکی که در آفریقای جنوبی تولید شده است، اعضای گروه نجات داده میشوند. نجات هر نفر نیم ساعت طول خواهد کشید. برای احتیاط دو پروژه نجات هم به طور موازی در حال اجرا شدن هستند.


جنبههای روانشناختی و بیولوژیکی انزوا در اعماق زمین
اما از دید پزشکی هم گرفتاری این معدنچیان جالب است. آنها بر علیه کزاز، دیفتری، آنفلوانزا و پنومونی واکسینه شدهاند تا در این وانفسا دچار بیماری نشوند. اما عمده خطری که آنها را دنبال میکند، مشکلات روانی است. در پنج نفر از معدنچیها، نشانههای افسردگی مشاهده شده است که علایم آن به صورت تغذیه ناکافی و عدم تمایل برای حضور جلوی دوربین است. مشکل این معدنچیان را میتوان مشابه فضانوردان در مأموریتهای طولانی، سرنشینان زیردریاییها و زندانیها دانست.
از آنجا که دانشمندان سازمان فضایی آمریکا (NASA) در این زمینه تحقیقات زیادی کردهاند و صاحب تجربه هستند، از آنها تقاضا شد که کمک کنند. یک تیم چهار نفره از این دانشمندان از محل بازدید کرد و توصیههای سودمندی مثل تنظیم چرخه خواب و بیداری، انجام ورزش روزانه، مصرف ویتامین دی و تنظیم وزن کرد. معدنچیها باید مواظب باشند که اضافه وزن پیدا نکنند، چون کانالهای نجات آنها بسیار باریک است و تنها ۷۵ سانتیمتر قطر دارد! در عین حال باید اسباب سرگرمی آنها هم با دستگاه پخش موسیقی، جدول و کتاب مهیا شود. جالب است بدانید که شرکت سونی تعدادی کنسول بازی دستی در اختیار این معدنچیها قرار داده است! بررسی این حادثه از لحاظ شناخت اثرات استرس و انزوای طولانیمدت روی سلامت و کارکرد روانی انسانها سودمند است.
جزئیات فنی و لجستیکی سه طرح نجات موازی
عملیات مهندسی نجات ۳۳ معدنچی بدون شک یکی از پیچیدهترین هماهنگیهای صنعتی در قرن بیست و یکم بود. مهندسان پروژه سه برنامه موازی به نامهای طرح A، طرح B و طرح C را طراحی کردند تا در صورت برخورد هر کدام به بنبست صخرههای گرانیتی، کار متوقف نشود. طرح A شامل استفاده از ماشین حفاری استراتا ۹۵۰ (Strata 950) بود که به صورت عمودی حفر میکرد. طرح B که در نهایت زودتر به هدف رسید، از حفار پیشرفته شرام تی۱۳۰ (Schramm T130XD) بهره میبرد که برای باز کردن یک مجرای تهویه قدیمی با زاویه خاص به کار گرفته شد. طرح C نیز یک دکل حفاری نفتی سنگین و سریع بود که مسافتی طولانیتر را هدف قرار داده بود.
کپسول نجات که ققنوس یا فونیکس (Fénix) نام داشت، به طور اختصاصی توسط نیروی دریایی شیلی و با مشاوره مستقیم مهندسان ناسا ساخته شد. این کپسول فولادی مجهز به مخازن اکسیژن، سیستمهای ارتباطی پیشرفته و میکروفونهای دوطرفه بود و چرخهایی در دیواره خارجی آن تعبیه شده بود تا اصطکاک با دیوارههای ناهموار چاه به کمترین حد ممکن برسد. قطر این کپسول تنها ۵۴ سانتیمتر بود، به این معنی که معدنچیان باید در شرایط بدنی خاص و با حفظ خونسردی کامل درون آن قرار میگرفتند تا در طول صعود هولناک ۷۰۰ متری دچار وحشتزدگی یا کلاستروفوبیا (Claustrophobia) نشوند.
مدیریت بحران روانی و مداخلات پیشرفته ناسا
تحمل تاریکی مطلق، رطوبت شدید بالای ۹۰ درصد و دمای نزدیک به ۳۵ درجه سانتیگراد برای روزهای متوالی، روح و روان هر انسانی را متلاشی میکند. کارشناسان سازمان فضایی آمریکا با ورود به این بحران، پروتکلهای سختگیرانهای را که برای فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی استفاده میشود، پیادهسازی کردند. ایجاد یک ساختار شبهنظامی با تقسیم وظایف روزانه، تعیین ساعت خواب و بیداری مشخص با استفاده از چراغهای الئیدی ارسالی که نور خورشید را شبیهسازی میکردند و تشویق به ورزشهای سبک ایستاده، از جمله اقدامات کلیدی برای جلوگیری از زوال روانی کارگران بود.
تقسیم معدنچیان به گروههای کوچکتر و واگذاری مسئولیتهای رهبری، بهداشت و سرگرمی به افراد مختلف، حس مفید بودن را در آنها زنده نگه داشت. یونی باریوس به عنوان بازوی پزشکی گروه عمل میکرد و ماریو سپولودا با روحیه طنزپرداز خود، ویدیوهای روزانهای تهیه میکرد که برای حفظ روحیه خانوادهها به بالا فرستاده میشد. روانپزشکان متوجه شده بودند که حفظ ارتباط منظم اما کنترلشده با خانوادهها میتواند انگیزه بقا را دوچندان کند، هرچند که در مواردی مانند پرونده یونی باریوس، این ارتباطات با چالشهای خانوادگی غیرمنتظرهای نیز همراه شد.
سرنوشت معدنچیان پس از آزادی و تاثیرات بلندمدت تراما
پس از گذشت ۶۹ روز بیم و امید، بالاخره در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۰ نخستین معدنچی با کپسول فونیکس به سطح زمین رسید و کل جهان این لحظه تاریخی را زنده تماشا کردند. با وجود پایان خوش عملیات نجات، چالشهای واقعی این افراد تازه آغاز شده بود. هجوم ناگهانی شهرت، دوربین رسانهها، پیشنهادهای مالی کتاب و فیلم، و سفرهای رایگان به نقاط مختلف جهان، این کارگران ساده معدن را که تا دیروز در گمنامی مطلق زندگی میکردند، به شدت گیج و سردرگم کرد. بسیاری از آنها نتوانستند با این حجم از تغییرات ناگهانی در سبک زندگی خود کنار بیایند.
بررسیهای روانپزشکی سالهای بعد نشان داد که اکثر این ۳۳ نفر به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، کابوسهای شبانه مکرر، اضطراب شدید و ناتوانی در بازگشت به کار در محیطهای بسته دچار شدهاند. گرچه فیلم سینمایی ساختهشده و کتابهای متعدد بخشی از داستان آنها را تجاریسازی کرد، اما ثروت وعده داده شده به طور عادلانه میان آنها تقسیم نشد و تعدادی از آنها هنوز با مشکلات شدید مالی و بیماریهای ریوی ناشی از سالها کار در معدن دستوپنجه نرم میکنند. این حادثه نشان داد که نجات فیزیکی انسانها پایان کار نیست، بلکه توانبخشی روانی و اجتماعی پس از تراما، فرآیندی پیچیدهتر و طولانیتر است.
جمعبندی نهایی
ماجرای معجزهآسای بقا و نجات ۳۳ معدنچی شیلیایی در سال ۲۰۱۰ فراتر از یک حادثه صنعتی، گواهی درخشان بر قدرت اراده جمعی انسان، نبوغ مهندسی مدرن و هماهنگی بیمرز در مواقع بحران است. این حماسه نشان داد که چگونه تلفیق دانش فضایی ناسا، تجهیزات حفاری پیشرفته بینالمللی و مدیریت دقیق روانشناختی میتواند ناممکنترین سناریوهای نجات را به واقعیت تبدیل کند. گرچه اثرات روانی و فیزیکی این حادثه تا سالها بر دوش بازماندگان باقی ماند، اما پیام همبستگی ملی و جهانی این رویداد، برای همیشه به عنوان یکی از نمادهای درخشان نجات در تاریخ ثبت شده است.







سلام!
شاید خودتون از یاد برده باشین دکتر!
اما این پستتون رو زمونی که خوندم گوشه ای یادداشت کردم که فیلمش هم روزی قراره بیاد و … مثله اینکه دیگه تو راهه!
http://www.imdb.com/title/tt2006295
http://en.wikipedia.org/wiki/The_33_%28film%29
به کارگردانی خانم Patricia Riggen و با هنرمندی آنتونیو باندراس و …
پایدار باشید..
ممنون
جالبه بدونین ک تو ایران خودمون(کرمان) معدنی ریزش میکنه و 4 معدنچی در عمق 59 متری گیر میوفتن و بعد از 6 ماه اجساد سوخته آنها که بخاطر خودسوزی ذغال سوخته شده بود بیرون آوردند…
سلاااااام خیلی خیلی عالی بود. از همه انسان هایی که در این کار یاری کردند ممنونم.من الان حس انسان دوستانه رو دارم با تمام وجودم حس میکنم .خدایا ازت ممنونم. امیدوارم 33مجسمه از این معدنچی ها درست کنن تا همیشه وهر روز یادشان زنده بماند.
چرا خبر یا گزارش جدیدی از این مطلب که اینهمه خبرنگار و گزارشگر آنجا هستند نمیگویید؟
راستش چندی قبل فیلمی با همین مضمون دیده ام نمیدانم چرا هیچیک از دوستان به آن اشاره ای نکردند البته مهرداد گفته ولی نمیدانم همان است که من دیدم یا که خیر
باعرض تشکرکه به تعریف دقیق وهمه جانبه ماجراپرداخته اید.من چنین شرحی راازسایت های خارجی نیزنتوانستم پیداکنم.باتوجه به اینکه این ماجرادرزیرذره بین وافکارعمومی وجهانی است وتوسط اکثررسانه هارصدمی شودوهمه منتظرندکه پایان ماجرابه کجاختم می شودخواهشمندیم مارادرجریان گزارشات لحظه به لحظه قراردهید
سلام
در گودر عکسهای مربوط به این مطلب متفاوت از عکسهای وب سایت است.
دلیل آن چیست؟
به علت کپی شدن این پستم از سوی سایتها و وبلاگهای دیگه مجبور شدم،عکسهای اولیه را تغییر بدم و عکسهای جدید بذارم.
برای اخطار به سایتهای خاطی، عکسهایی که رعایت کپی رایت را تذکر میدادن گذاشتم.
منتها، چون فید دیر متوجه میشه و به روز میشه، اون عکسها در فید وبلاگ شاید دیده بشن.
خیلی عالی وجالب بود ادمو به هیجان وامیداره
خیلی مطلب جالبی بوددکتر سوالای شخصی مونو کجا میتونیم ببرسیم
خیلی جالب بود.
امیدوارم همشون نجات پیدا کنن.
خیلی وحشتناکه خیلی. کاملا حسی رو که اون معدن چی ها دارند درک می کنم. چون دیروز با یکی از دوستام رفتیم پردیس سینمایی ملت برای دیدن فیلم. بلیط گرفتیم و سوار آسانسور شدیم تا به دو طبقه پایینتر بریم. ولی آسانسور خراب شد. ما 10 دقیقه تو یه آسانسور کوچیک گیر کردیم. حس سلول انفرادی رو با تمام وجود میشد حس کرد. فقط خدا خواست که تنها نبودیم و با هم حرف زدیم و دکمه الارم رو فشار دادیم تا سیستم درست شد. همه اینا به کنار وقتی اومدیم بیرون اسانسور 2 تا مرد جلوی در بودند که بهشون گفتیم اسانسور خرابه لطفا بگید مرم سوار نشند، فکر می کنید چه جوابی شنیدیم!! فرمودند اسانسور مشکلی نداره و سالم هست!! نه عذرخواهی نه دلداری نه هیچی هیچی هیچی
در کمال وقاحت و پستی با دو تا ادم 28 ساله این طوری حرف می زنند
بهشون میگیم اساسنسور یه لحظه سقوط کرد و این رو که دیگه خودمون حس کردیم طوری که حدس زدیم طناب پاره کرد. اما بازم منکر می شند. اینه ارزش جون ادم های یک کشور برای یک کشور
من به ندرت سراغ اخبار غیر کاریم میرم ،و اتفاقی سایتتون و دیدم،به قول معروف خوشمان آمد ،شاید یکی از خواننده های سایت شم ،بسیار متشکرم
هر وقت گودرمو باز می کنم اول میام 1 پزشک رو می خونم و عادت هم ندارم که نظر بدم ولی در مورد این نوشته ی کامل و زیبات نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم ممنون دکتر جان به خاطر این پست زیبات
سلام خیلی سایت جالبی دارین
تقریبا بیشتر مطالب سایتتون رو خوندم
به ما هم سری بزنید
ار آنها بپرس چه کسی درماندگان را اجابت میکند هنگامی دست به دعا بلند میکند و خطر را از آنها میزداید؟
براستی که لطف خداوند شامل حال تمامی آنها شده و امیدوارم که شامل حال ما هم شود اما نکته جالب این ماجرا در جای دیگریست. بیایید شیلی را با کشور خودمان مقایسه کنیم تا ببینیم جان انسانها چقدر با ارزش است. قطعا این کشور پیشرفته ترین کشور دنیا نیست اما جاییست که در آن برای حان انسانها ارزش قائلند. رئیس جمهورش به فکر حتی 33 نفر هم هست. مردمش برای زنده ماندن چند معدنکار شادمان و مسرورند و البته گروه های نجات هم بعد از 17 روز دست از تلاش بر نمیدارند.
درحالی که (…).
یاد دارم چند سال قبل در حادثه ای مشابه چندین کوه نورد در همین نزدیکی پایتخت و محل تمرکز امکانات و تجهیزات اسیر بهمن شدند. عده از کوهنوردان نجات یافته ولی چندین تن از آنها هم زیر بهمن اسیر شدند. اما از نیروی امداد خبری نبود لذا دوستان آنها تصمیم گرفتند که شخصا وارد عمل شوند اما متاسفانه آنها هم خود اسیر بهمن دوم شده و جان خود را از دستند. و البته تقریبا 1 روز طول کشید که نیرو های امداد یا بهتر بگویم نعش کش ها در محل حضور یابند.
و حالا تصور کنید اگر همین حادثه در ایران رخ میداد نعوذ بالله
بسیار عالی بود، هم نوشته شما و طریقه داستان گویی هم عملیان نجات. بیشترین قسمت مهم برای من “اهمیت پزشکی حادثه” بود و اینکه چطور همه فورا اقدام به کمک می کنن بدون چشم داشتی، ناسا کارشناساش رو می فرسته سونی هرچیزی که از دستش بر بیاد (حتی اگر جنبه تبلیغاتی داشته باشه)
یاد زلزله بم افتادم. اینکه ژاپنی ها اومده بودند، یک دکمه روی یه مکعب 1*1*1 می زدند یه بیمارستان بادی کامل 10 متری بوجود میومد، با تخت و دستشویی و امکانات کامل.
فرانسوی ها سگ ها رو آورده بودند، بیشتر ربات بودند، تشخیص دقیق. کاملا تمرین دیده شده. البته ایرانی های اصیل سگ ها رو دزدیدند.
گروه نجات ایرانی اونوقت تراکتور با خودش برده بود داخل آوار برای نجات. در این مواقع آوردن تراکتور و وسایل سنگین 48 تا 72 ساعت ممنوعه، بخاطر ویبره شدیدی که ایجاد می کنن امکان دارد راه کوچک هوای کسی که زیر آوار هست رو مسدود شه.
ای وای که اگر آقایون دو روز حواسشون به زندگیشون نباشه رسوای عالم می شن
خیلی دست اول بود تنکس!
سلام دوست عزیز
همه ی دوستان عمده ی نظراتشونو گفتن ولی هیچ کس به خانواده های اونها اشاره نکرد اینکه به چه کیفیتی صبحشونو به شب و شبشونو به صبح میرسونن و فقط کافیه کمی تخیل قوی داشت و اون احساساتو به خونه ی خودمون بیاریم تا به عمق مسئله پی ببریم و فیلم هالیوودی یادمون بره-البته دراین حوادث درسهایی هست به قول معروف وشعرمعروف بنی آدم اعضای یک پیکرند یا یکدیگرند.
ما و همه ی انسانهای روی کره زمین از یک جنسیم و یک خانواده ایم
ولی نمیدونم چرا مردم کشور ما خودشونو تافته ی جدا بافته از خلق میدونن. به امید سلامتی برای اونها و خوشبختی برای همه مردم دنیا
در جریان این خبر بودم. شما هم بسیار مبسوط توضیح دادین. بعضی مطالب مثل دچار بودن به برخی بیماری در نوشته شما دستگیرم شده.موفق باشید
مرسی.
کامل و زیبا توضیح داده بودید
دکتر جان من زیاد TV نگاه نمیکنم ولی متوجه شده بودم که چنین اتفاقی افتاده.
از شما بابت این مطلب کامل متشکرم.
با سلام
همانظور که یکی از دوستان گفته دقیقا من را یاد فیلم تکخال در چاه انداخت
ace in the hole یا The Big Carnival
در آن فیلم جناب کرک داگلاس و دیگر رسانه ها چنان غرق در پرداخت و سوء استفاده ژورنالیستی موضوع هستند که در واقع برای کش دادن موضوع و استفاده هر چه بیشتر از حادثه راه طولانی تر را برای نجات در پیش می گیرند ودر نهایت هم بنده خدا همان زیر می میرد.
فیلمی بسیار قوی از بیلی وایلدر
http://www.imdb.com/title/tt0043338/
vaghan vahshadnak vali mohayej bud
والا اینکه می گویید چند سال دیگه از این اتفاق که در امور کارگری نادر نیست و در این خراب شده هم هر روز و به شکل های متفاوت روی می دهد فیلم خواهند ساخت قطعی ست…اما حدود پنجاه سال پیش بیلی وایلر با نگاهی انتقادی و موشکافانه فیلمی با همین مضمون ساخته که دیدنش به صد تا از گزارشات بی بی سی فارسی می ارزد…خوب تنها یک چیز باقی می ماند و آن جهانی است که در آن زنده گی می کنیم که نظام سرمایه داری در آن مسلط است و همیشه آژیر کشان به سراغ این اتفاقات می رود که نکند آب توی دل جهانیان تکان بخورد و دست به اعتراض بزنند…و مشکلات و مشقتهای کارگران تا سطح دغدغه ی فکری آنان در مورد معشوقه هایشان پایین آورند این است اکسیر سرمایه داری که جادویی و ماورایی نیست فقط باید خوب دید و طبقاتی تحلیل نمود
علی سالکی
متاسفانه ما از همین اکسیر سرمایه داری هم محرومیم و جدای از اون وادارمون هم می کنن از جون خودمون هم اکسیر ول کنیم!
excellent, thanks a lot
من این ماجرا رو دوهفته پیش از رادیو شنیدم که اقای مهران دوستی تو برنامه کافه رادیو در موردش حرف زدن تا یه هفته برام کابوس شده بود
خداکنه زودتر همشون نجات پیدا کنن.قطعا شرایط خیلی سختی دارند.
خدا کنه اینا زودتر نجات پیدا کنند فیلمشم ساخته بشه ببینیم
چقدر جالب بود این ماجرا.. البته جسته گریخته شنیده بودم درباره ش اما ماشالله تنبلی اجازه نمی داد دنبال کشف کامل ماجرا برم. ممنونم که اینجا نوشتید این مطلب رو.
امیدوارم که همه شون سالم از اون معدن نجات پیدا کنن. اما تجربه ی سخت و در عین حال جالبی رو می گذرونن. بیشتر از همه شاید اون آقای باریوس….
بازم ممنون.
ممنون از مطلب خوبتون
گویا این معدن از مدتها قبل هم خطراتی داشته که مسئولا بهش ترتیب اثری نمیدادن و همین مسئله هم باعث شده که توجه مضاعفی ( شاید بخاطر وجدان درد!! ) روش داشته باشن
سلام
خیلی نگران کننده است من وقتی خبر رو شنیدم شوکه شدم واقعا این همه مدت زنده بودن اون هم در عمق 700 متری! معجزه است
فیملم های زیادی در مورد عدد 33 و اعتقاد فراماسونری ساخته شده ! اگه هم بخواهن همچین فیلمی رو بسازند مطمئن باشید که با اعتقادات فراماسونری همراه خواهد بود !
دقیقا هر روز عصر که پای اخبار می شینم و خبری در رابطه با این داستان می بینم به این فکر میکنم ازش میشه عجب فیلم هالیوودی بی نظیری در آورد حتی یکبار داشتم هنرپیشه هم برای نقش ها انتخاب میکردم ^_^!
با خوندن این پست یاد فیلم تکخال در چاه افتادم منتهی توی اون فیلم، کارگر مرد.
سلام
ممنون از مطلب جالبتون
سپاس از بیان کامل و جالبتون
امیدوارم موضوع به خیر و خوشی تموم بشه
واقعا ممنون جناب دکتر
خیلی زیبا و عمقی نوشته شده بود
با تشکر و یک سوال:
دلیل ریزش معدن مشخص نشده؟
درود بر دکتر مجیدی عزیز
گمان کنم دیگر از این کامل تر و زیبا تر نمی توانستید بنویسید . باور بفرمائید با شرح بسیار جالبتان گویی مرا به عمق ماجرا فرو بردید.
سپاسگزارم از شما و قلمتان .
یه ایرانی تو جمع شون بود همه چی حل میشد :)
اگه تو ایران بود چه کاری صورت میگرفت؟!!!!!!!!!
فیلمش رو باید بدن به من. انقد ایده دارم که …
توی یکی از قسمتهای سریال lie to me یک همچین جریانی اتفاق میافته که کارگرای ساختمونی زیر آوار حبس می شن و توی اون مدت معلوم می شه یکی از حبس شده ها معشوقه دیگه ای داشته
دقیقا خاطرم نیست قسمت چندمش بود
مطمئن باشید اگه به یک تراژدی ختم بشه این فیلم نه تنها ساخته میشه بلکه فروش خیلی زیاد و سروصدای زیادی هم خواهد کرد البته امیدوارم هرگز اینطور نشه …
امیدوارم مثل زیر دریایی کورسک روسیه نشه!! نمی شه فهمید پایان ماجرا تلخه یا شیرین! هیچوقت خودتونو جاشون نزارید! شاید3 هفته تحمل کنید ولی ممکنه آدم به جنون بکشه! یا اگه اومد بیرون شبیه فرانکشتاین بی حس و روان پاک بشه!! ببینید جوان های این مملکت چقدر نیاز های اولیشون درست پاسخ داده نشده که بعضی هاشون حاضرن جای اون معدن کارها اون پایین باشن تا یه سری امکانات بهشون برسه بدون دغدغه مالی و استرس!!!
وای حتی تصورشم وحشتناکه
این همه مدت زیر زمین تو اون گرما و با احتمال اینکه هر لحظه راههای هوا بسته شه .
خدایا کمکشون کن
البته فیلمش هم کمتر از این هیجان انگیز نخواهد بود آقای پیشگو
عالی بود
سلام
پست خوبی بود ;)
خیلی ممنون
در صورت ساخته شدن باید خیلی هیجان انگیز باشه … مرسی از توضیحات جامع
موفق باشید
اصلا بعید نیست که چنین فیلمی ساخته شود… ولی هالیوود قطعا پر رنگ و لعاب ترش خواهد کرد و با فلش بک های متعدد زندگی شخصی هر یک از این افراد رو هم بررسی خواهد کرد!
ممنون بابت این پست
راستش منم چند هفته پیش باخبر شدم که این اتفاق افتاده و این مسئله 2 3 روز فکرمو مشغول کرده بود حتی یه شب خواب دیدم که خودمم جزو این معدنچیا هستم
فقط میشه براشون دعا کرد که زودتر آزاد بشن
راستی اگه این اتفاق خدای نکرده تو ایران خودمون افتاده واقعا کسی به فکرشون بود؟؟؟فقط همون اول همشونو مرده میدونستن و فقط 1 روز عزای عمومی اعلام میکردن شاید….
قبل از این که به طور کامل توضیح بدین که هنوز نیامدن بیرون فکر می کردم قضیه ختم به خیر شده چون اول عکس دومی رو دیدم .
این باریوس همین نفر دوم از سمت چپ نیست که عینکش رو انداخته رو شکمش خوشحالم نیست؟
خوبی هالیوود اینست که مثل یک حافظه قوی و یک هارد اکسترنال بی نهایت گیگا بایت ، همه اتفاقات و حوادث را در خود save می کند!
همین چند شب پیش که یک فیلم تاریخی میدیدم با خودم فکر میکردم که این هالیوود تا الان سراغ هر موضوعی که فکر بکنید رفته است و هر ماجرایی را به پرده سینماها گره زده است.
بعید نیست تا مدتی دیگر ماجرای این 33 نفر را هم در فیلمی هالیوودی زیارت کنیم!
درود مثل همیشه عالی
حس جالبی داره من حاضر بودم اینجا قرار داشته باشم، اینترنت مجانی، قضا، ورزش، لپ تاپ، مشهور بودن، خلاصه که خیلی عالیه همچین زندگی ای
نمیدونم چی بگم!
اراده ی حق بر این بوده که اینها زنده بمونن، در حالی که گاهی اوقات یک پشه، یک لیوان آب یا یک دانه ی شن جان یک نفر رو میگیره.
دکتر راستش به خاطر همین پست هاست که هیچ وقت از نوشته هات نمیگذرم.
سلام.خیلی جالب توضیح دادین.ممنون بخاطر این پست