عکسی که بیشترین زمان نوردهی تاریخ را دارد

عکاسی در سادهترین تعریف خود، شکار یک لحظه گذرا از زمان است؛ لحظهای که در کسری از ثانیه ثبت میشود و برای همیشه جاودانه میماند. با این حال، در قلمرو هنر و علم تصویربرداری، شاخهای شگفتانگیز به نام نوردهی طولانی وجود دارد که به جای شکار یک لحظه، جریان مداوم زمان را در یک قاب واحد متراکم میکند. در این مقاله میخواهیم ببینیم که چگونه هنرمندان و دانشمندان توانستهاند فرآیندهای چندساله، از تغییرات شهری گرفته تا مسیر حرکت خورشید در آسمان را تنها در یک فریم عکاسی ثبت کنند. آیا واقعاً میتوان دوربینی را برای چندین سال بدون خراب شدن فیلم یا سنسور روشن نگه داشت؟ پاسخ به این پرسش، ما را به سفری در میان فیزیک نور، خلاقیتهای مکانیکی و نگاه فلسفی به مفهوم گذر زمان میبرد.
فهرست مطالب
💡مختصر و مفید
طولانیترین نوردهیهای عکاسی در تاریخ با استفاده از دوربینهای سوراخسوزنی و تکنیکهای خاص فیزیکی انجام میشوند تا از سوختن و اشباع بیش از حد نگاتیو جلوگیری شود. در این روش، نور خروجی از روزنهای بسیار کوچک عبور کرده و به آرامی روی یک کاغذ عکاسی بسیار حساس به نور ثبت میشود. آثاری مانند پروژههای چندساله مایکل وسلی دگرگونیهای عظیمی مانند ساختوسازهای شهری و مسیر حرکت خورشید را در طول ماهها و سالها به تصویر میکشند. این عکسها با ثبت لایهلایه زمان، تغییرات تدریجی جهان پیرامون ما را به شکلی سورئال آشکار میسازند.
جادوی متراکم کردن زمان در اتاقکهای تاریک
برای درک چگونگی ثبت تصاویری با نوردهی چندساله، ابتدا باید مکانیسم پایه عکاسی سوراخسوزنی (Pinhole Camera) را بشناسیم که ریشه در اصول فیزیکی قرون وسطا دارد. در این روش سنتی، هیچ عدسی پیچیدهای وجود ندارد، بلکه نور از میان یک سوراخ بسیار ریز روی یک صفحه حساس فرود میآید تا تصویری وارونه ایجاد کند. کوچک بودن این روزنه به شدت ورود نور را محدود میکند و همین ویژگی کلیدی است که اجازه میدهد مواد حساس به نور بدون اشباع شدن فوری، برای ماهها در معرض تابش قرار بگیرند. این رویکرد آنالوگ در عصر دیجیتال به ابزاری بینظیر برای ثبت مفاهیم انتزاعی تبدیل شده است.
جالب است بدانید که در این نوع ثبتهای طولانی، هر پدیده متحرکی در تصویر نهایی محو یا کاملاً نامرئی میشود و تنها عناصر ایستا یا مسیرهای نوری تکرارشونده باقی میمانند. عابران پیاده، خودروها و حتی ابرها به دلیل حرکت مداوم خود، زمان کافی برای اثرگذاری روی سطح حساس را پیدا نمیکنند و در نتیجه حذف میشوند. این ویژگی به عکاسان اجازه میدهد تا خلوتترین و در عین حال شلوغترین روایتهای شهری را بدون حضور فیزیکی انسانها بازآفرینی کنند. چنین فرآیندی تضاد عمیقی با عکاسی مدرن دارد که بر سرعت و شکار صدم ثانیهها متمرکز است.
عکسی که بیشترین زمان نوردهی تاریخ را دارد
احتمال دارد که عکس زیر را دیده باشید، این عکس مدتها مفتخر به لقب ویژهای بود: عکسی که بیشترین زمان نوردهی تاریخ را دارد!

نوردهی (Exposure)، مقدار نوری است که توسط دوربین دریافت میشود و بر سنسور یا نگاتیو دوربین اثر میگذارد.
این عکس توسط جاستین کینل (Justin Quinnell) در یک بازه زمانی شش ماهه گرفته شده است. عکس، پل معلق بریستول (Clifton Suspension Bridge) را نشان میدهد. اثر عبور خورشید در بالای پل در این شش ماه مشخص است.
این عکس زیبا و تأثیرگذار است ولی در واقع بیشترین زمان نوردهی را عکس دیگری دارد.
یک عکاس آلمانی به نام مایکل وسلی (Michael Wesely)، عکسهای تکرنگ و همچنین رنگی گرفته است که در آنها مدتزمان نوردهی بسیار بیشتر است، یعنی زمانی حدود ۳ سال!
در سال ۲۰۰۱، موزه هنرهای مدرن نیویورک (MoMA) از او دعوت کرد که از تکنیک منحصر به فردش برای ثبت تجدید بنای این موزه، استفاده کند. او از ۸ دوربین که در چهارگوشه محل ساختمانسازی کار گذاشته شده بودند، استفاده کرد و تا سال ۲۰۰۴، یعنی در عرض ۳۴ ماه، مراحل تخریب و ساخته شدن بنای جدید را ثبت کرد.


همان طور که میبیند رد خورشید در بالای عکسها، بسیار زیبا هستند و حس و حالی شبیه یک اثر نقاشی سورئال را در بیننده ایجاد میکنند.
عکس زیر در یک بازه زمانی ۱۴ ماهه از یک پروژه ساختمانسازی بزرگ در برلین گرفته شده است:

چنان که میبیند در این عکس، گذشت زمان به خوبی نمودار است. قسمتهای قدیمیتر ساختمان که بیشتر نور از خود ساطع کرده و مدت زمان بیشتری دوربین را متأثر کردهاند، تیرهتر و واضحتر هستند. در حالی که قسمتهای تازهتر محوتر هستند.
عکس زیر هم در عرض ۲ سال، باز هم در برلین گرفته شده است:

البته وسلی ادعا میکند که میتواند به صورت نامحدود، حتی در یک بازه زمانی ۴۰ ساله هم عکس بگیرد.
اما عکاسی با این شیوه محدود به عکاسی در فضای باز نیست، مثلا این عکس دیگری است که این عکاس آلمانی گرفته است، این عکس در عرض یک سال از یک دفتر گرفته شده است:

و این هم عکسی است از یک دسته گل:

اما صرفنظر از زیبایی فوقالعاده این عکسها آشنایی با رمز و راز کار این عکاس آلمانی میتواند برای هر کسی جالب باشد. آخر چطور میتوان ۳ سال، از چیزی عکس گرفت و در این مدت نگاتیو در معرض نوردهی مخرب بیش از حد قرار نگیرد و خراب نشود؟ مایکل تأکید میکند که او به طور مداوم و بیوقفه، از اشیا عکاسی میکرد و رد خورشید در بالای عکسهای او مؤید این مطلب است. عکاسی به شیوه او کار آسانی نیست و تصور نکنید که با باز گذاشتن شاتر یک دوربین به مدت طولانی میشود، به سادگی عکسهای اینچنینی گرفت.
مایکل در آغاز کارش در فاصله سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ از دوربینهای دارای شکاف سوزنی استفاده میکرد، سپس به دوربینهای قطع بزرگ (Large Format) روی آورد که امکان ثبت جزئیات بیشتری را میدادند.
اما فقط تکنیک عکاسی، دغدغه مایکل نیست، او میخواهد در عکسهایش فراموشی و یادآوری، دوبارهسازی و مراحل تغییر و گذار را به تصویر بکشد. در عکسهای او در طی زمانهای نوردهی طولانی، تصاویر جدید به صورت لایه لایه روی تصاویر قدیمی میافتند و جزئیات جدید، قدیمیها را محو میکنند.
در عکاسی پویای او همچون زندگی، تغییرات شخصی و فناوری و سیاسی، هر آن با محو کردن و به سایه کشیدن، تغییرات قبلی خود را روی نگاتیو حک میکنند. برای مطالعه بیشتر میتوانید به منبع اصلی این گزارش مراجعه کنید.
ثبت دگرگونیهای شهری و مفهوم معماری پویا
ثبت دگرگونیهای کلانشهرها یکی از جذابترین کاربردهای نوردهی طولانی است که تفاوتهای آشکاری با عکاسی مستند سنتی دارد. هنگامی که یک پروژه ساختوساز بزرگ در طول چندین سال عکاسی میشود، تصویر نهایی فراتر از یک عکس ساده رفته و به یک سند تاریخی و جامعهشناختی تبدیل میگردد. در این فریمها، داربستهای موقت به صورت سایههایی لرزان و شبحگون ظاهر میشوند، در حالی که اسکلتهای فلزی دائمی به مرور زمان و با دریافت نور بیشتر، وضوح و صلابت بیشتری پیدا میکنند. این تضاد بصری به خوبی پویایی و تکامل کالبد فیزیکی شهرها را به نمایش میگذارد.
علاوه بر این، تغییر کاربری فضاها و عبور و مرور بیپایان در طول فصلهای مختلف، لایههای نوری متعددی را روی نگاتیو ایجاد میکند که تفسیر آنها نیاز به درک عمیق فضا دارد. مایکل وسلی با قرار دادن دوربینهای خود در نقاط استراتژیک شهرهایی مانند برلین و نیویورک، فرآیند بازسازی پس از جنگ یا نوسازیهای مدرن را به تصویر کشید. این آثار نشان میدهند که چگونه معماری یک شهر هرگز ایستا نیست، بلکه جریانی مداوم از خلق، زوال و تولد دوباره است که به آرامی بر پوسته زمین نقش میبندد.
سولارگرافی و رقص ابدی خورشید در تاروپود زمان
یکی از شاخههای منحصربهفرد نوردهی بسیار طولانی، هنری علمی به نام سولارگرافی (Solargraphy) است که تمرکز اصلی آن بر ثبت مسیر حرکت خورشید در آسمان است. در طول ماههای متوالی، با تغییر زاویه زمین نسبت به خورشید، خطوط درخشانی که هر کدام نشاندهنده یک روز تابش خورشید هستند، روی کاغذ حساس نقش میبندند. روزهای ابری به صورت فضاهای خالی یا خطوط کمرنگ ثبت میشوند، در حالی که روزهای آفتابی و درخشان خطوطی ضخیم و پررنگ بر جای میگذارند. این فرآیند، وضعیت جوی و اقلیمی یک منطقه را در طول فصول مختلف سال در یک نگاه خلاصه میکند.
جذابیت سولارگرافی در این است که ابزار لازم برای آن بسیار ساده و در دسترس است و غالباً با قوطیهای خالی فلزی یا لولههای پلاستیکی ساخته میشود. این سادگی ساختاری در تقابل با پیچیدگی نجومی و کیهانی اطلاعاتی است که در تصویر نهایی ثبت میشود. تماشای خطوط موازی و منحنی خورشید که نشاندهنده انقلاب تابستانی و زمستانی هستند، پیوند عمیق میان هنر عکاسی و فیزیک کیهانی را آشکار میسازد و به ما یادآور میشود که چگونه زمان و حرکت زمین در کیهان را میتوانیم به شکل ملموس لمس کنیم.
فلسفه زوال و بازسازی در آینه نوردهیهای طولانی
عکاسی با نوردهی طولانی فراتر از یک دستاورد فنی، یک بیانیه فلسفی درباره مفهوم گذرا بودن هستی و پایداری اشیا است. در این تصاویر، گلها پژمرده میشوند، ساختمانها فرو میریزند و بناهای جدید جایگزین آنها میشوند، اما همه این رویدادها در یک زمان واحد پیش روی بیننده قرار میگیرند. این شیوه نمایش، مرزهای مرسوم میان گذشته، حال و آینده را از بین میبرد و نوعی همزمانی تاریخی ایجاد میکند. بیننده با دیدن این لایههای متداخل نور، درک متفاوتی از ناپایداری زندگی روزمره و سرعت سرسامآور تغییرات پیدا میکند.
از سوی دیگر، این تکنیک به چالش کشیدن حافظه جمعی ما نیز هست؛ چرا که جزئیات ریز و حوادث روزمره در اثر زمان طولانی محو میشوند و تنها کلیات ماندگار ثبت میگردند. این فرآیند دقیقاً شبیه به کارکرد ذهن انسان در فراموشی جزئیات و حفظ طرحوارههای کلی از خاطرات گذشته است. در نهایت، آثار عکاسانی چون مایکل وسلی به ما یادآوری میکنند که واقعیت عینی، تنها همان لحظهای نیست که ما با چشمان خود در یک ثانیه میبینیم، بلکه انباشتی از دگرگونیهای بیپایان در بستر زمان است.
جمعبندی نهایی
نوردهیهای طولانیمدت در عکاسی، دریچهای نو به سوی درک زمان گشودهاند که در آن ثانیهها بیاثر شده و سالها در یک قاب متراکم میشوند. تلاشهای پیشگامانی مانند مایکل وسلی و جاستین کینل ثابت کرد که با ابزارهای ساده آنالوگ و درک دقیق فیزیک نور، میتوان دگرگونیهای عظیم شهری و کیهانی را بدون آسیب دیدن نگاتیو ثبت کرد. این تصاویر فراتر از یک جاذبه بصری، سندی از تغییر، زوال و تولد دوباره هستند و به ما یادآور میشوند که واقعیت جهان پیرامون ما، جریانی پویا و لایهلایه است که گذر زمان به آن شکل میدهد.






mersi
در حال حاضر پاسخش خیلی سادس با دوربین 5D راحت میشه اینکارو کرد عکاسی به مدت ده ها سال.
ولی استادان قدیمی کارشون عالی بود. نه مثل الآن که دیگه همه آماتورها با یه دوربین…
جالب بود!
واقعاً کارش قابل تحسینه … عکسهایی که با این روش گرفته میشه هم فوق العاده زیباست …
ممنونم
آقا لطفا یک پست بزارید که چجوری شما وقت میکنی این همه مطلب بنویسی و این همه بخونی و اصولا زندگی شما از چه راهی گذران میشه! ما که شبانه روز بشه 48 ساعت بازم وقت کم میاریم. اگر روشی غیر سری دارید یا گنج بی انتهایی پیدا کردید راهنمایی بفرمایید
بسیار زیبا…
دکتر نعما روشن یک سال پیش در این مورد و این عکس ها مطلب نوشته بود:
http://nema.akkasee.com/16166
من لینک این نوشته را در توییتر دیدم. تصور نمیکردم که قبلا در وب فارسی کسی در موردش نوشته شده باشد. دکتر نعما روشن که استاد هستند در زمینه عکاسی.
مطلب فوق العاده ای بود
ممنون
:)
دمش گرم!! 3 سال نوردهی….من بیشترین نوردهیی که تا حالا تونستم داشته باشم،3 دقیقه بوده،که اونم اونقدر کیفیتش بالا بود که تصمیم گرفتم دیگه هیچوقت عکس اونجوری نگیرم و نور دهی هام رو از ثانیه بیشتر نکنم!!
سوال: چجوری 3 سال نوردهی کرده؟!تجهیزات مشخصی باید داشته بوده باشه دیگه نه؟!
این مطلب فکر کنم خیلی وقت پیش در وبلاگ نعما روشن ترجمه شده بود. اما بازم مرسی.