یک فرهنگ مناطق دورافتاده آمازون، از دوکلمه به صورت مشترک برای توصیف «آبی» و «سبز» استفاده میکند

یک مطالعه جدید در مورد یادگیری زبان نشان داده که پیدایش کلمات خاصی برای تشخیص “آبی” از “سبز” نتیجه یادگیری زبان دوم است.
تنوع زیادی در تعداد اصطلاحات رنگی اصلی که توسط زبانهای مختلف توصیف شده است وجود دارد. جمعیتهای منزویتر بیشتر تمایل دارند کلمات کمتری برای جدا کردن رنگها در طیف رنگی استفاده کنند و اگر هم نامگذاری رنگ انجام دهند، رنگهای “گرم” (مانند قرمز و زرد) را بیشتر از رنگهای “سرد” (مانند آبی و سبز) به کار میبرند.
در مورد یک جامعه بومی که اغلب، در بخش دورأفتادهای از دشت بولیوی به نام مردم Tsimane زندگی میکنند، فقط تعداد کمی از اصطلاحات رنگی استفاده میشود که سیاه، سفید و قرمز را توصیف میکنند. همچنین چند کلمه وجود دارد که انواع زرد را پوشش میدهد و از هر دو کلمه – “shandyes” و “yushñus” – برای پوشش تمام سایههای آبی و سبز استفاده میکردند.
با این حال، در آزمایشهایی روی ۳۰ نفر از اعضای قبیله Tsimane که به زبان بولیوی-اسپانیایی نیز صحبت میکردند، محققان دریافتند که آنها از “yushñus” منحصراً برای توصیف رنگ آبی و از “shandyes” منحصراً برای توصیف رنگ سبز استفاده میکنند که با طبقهبندی واضح اسپانیایی مطابقت دارد.
ادوارد گیبسون، دانشمند شناختی در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) فرضیهای را میدهد: «یادگیری زبان دوم شما را قادر میسازد مفاهیمی را که در زبان اول خود نداشتید، درک کنید.»
نکته جالب این است که آنها از اصطلاحات Tsimane خود استفاده میکردند تا طبف رنگی را بیشتر شبیه به اسپانیایی تقسیم کنند.
با این حال، این دیدگاه در مورد زبان و اندیشه به شدت مورد بحث است. زبانشناسان دیگر استدلال میکنند که زبان میتواند تجربه رنگ را فقط تا حد محدودی محدود کند و اینکه ظهور منظم اصطلاحات رنگی عمدتاً جهانی است. از این گذشته، فقط به این دلیل که اصطلاحی برای یک رنگ ندارید به این معنی نیست که نمیتوانید تفاوتهای آن را در مقایسه با رنگ دیگر «ببینید».
در آزمایش دیگر از ۳۰ نفر دوزبانه Tsimane به همراه ۷۱ نفر از همان جامعه آمازون که تک زبانه بودند، خواسته شد تا ۸۴ تراشه با رنگهای مختلف را مرتب کنند و بگویند که چگونه آنها را برچسبگذاری و نامگذاری میکنند. از شرکتکنندگان دوزبانه خواسته شد که همان کار را با دو زبان Tsimane و بولیوی-اسپانیایی تکرار کنند.
علاوه بر جدا کردن نامهای آبی و سبز، افرادی که به دو زبان صحبت میکردند در نامگذاری رنگها در Tsimane دقت بیشتری داشتند. به گفته محققان، این نمونهای از تأثیر زبانها بر یکدیگر است و اینکه چگونه مفاهیمی مانند رنگ را میتوان بر اساس زبان بازسازی کرد.
گیبسون میگوید: «گویشکننده دو زبانه روش متفاوتی برای تقسیم فضای رنگی یاد میگیرند، که اگر با دنیای صنعتی سروکار داشته باشند، بسیار مفید است.»
سایما مالک مورالدا، دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه هاروارد.، که بر روی افراد دوزبانه مطالعه میکند، میگوید: «این یک مثال عالی از یکی از مزیتهای اصلی یادگیری زبان دوم است، یعنی اینکه دریچه جهانبینی متفاوت و مفاهیم متفاوتی را بر روی خود باز میکنید که سپس میتوانید آن را به زبان مادری خود وارد کنید. دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه هاروارد.
این تحقیق در Psychological Science منتشر شده.





