عکس تاریخی «آگوست لندمسر» و داستان اجتناب او از سلام نازی – یه مرد بود، یه مرد!

28

اگر به بخش عکس «یک پزشک» مراجعه کنید، می‌بینید که تا به حال فرصت آن را داشته‌ام که داستان عکس‌های زیبا و تاریخی زیادی را برایتان نقل کنم، امروز قصد دارم، داستان یک عکس دیگر را برایتان روایت کنم.

بیشتر عکس‌های تاریخی مشهور، آنقدر نفس‌گیر و احساس‌برانگیزند که کوتاه‌زمانی بعد از ثبت، مشهور می‌شوند، اما عکسی که در این پست می‌خواهم در موردش بنویسم، سال‌های سال طول کشید تا مشهور شود و داستان مردی که در محور عکس قرار دارد، کشف شود.


سیزدهم ژوئن سال 1936 بود، انبوهی از مردم در هامبورگ به مناسبت به آب انداخته شدن کشتی هورست وسل گرد آمده بودند، کشتی‌ای که نام یک فعال اجتماعی حزب نازی بر آن گذاشته شده بود. هیتلر هم به هامبورگ آمده بود.

کشتی, هورست وسل

اجتماع مردم آلمان، یادآور اجتماعات قبلی بود، همان اجتماعات باشکوهی که مشابهش را «لنی ریفنشتال» در فیلم «پیروزی اراده» ثبت کرده بود.

عکسی از این گردهمایی ثبت شد، در این عکس، صدها نفر از مردم را می‌بینیم که با دستان کشیده، سلام نازی می‌دهند، اما در عکس اگر خوب دقت کنید، مردی را می‌بینید که با بقیه تفاوت دارد، او تنها کسی است که سلام نازی نمی‌گوید.

آگوست لندمسر
دیدن عکس در نمای بزرگ

آیا در لحظه گرفته شدن عکس، اتفاقی دست او پایین بود؟ نه! حالت صورت و دست‌های بر سینه گذاشته شده او، چیز دیگری می‌گوید، به نظر می‌رسد که آگاهانه و عمدا از دادن سلام نازی اجتناب کرده است.‌

آگوست لندمسر

این عکس، سال‌ها در در مرکز اسنادی که توسط گشتاپو ، اس اس و واحد امنیتی رایش استفاده می‌شد، در خیابان پرنس آلبرت برلین نگاهداری شد، تا اینکه سال‌ها بعد، مبدل به عکسی نمادین شد، عکسی که مردی را در حال حرکت در خلاف جریان آب نشان می‌دهد، عکس کسی که لابد در جامعه به خود آمده آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی، مجبور نبود بار عذاب وجدانی را بر دوش بکشد.

اما این مرد واقعا چه کسی بود؟ آیا نام او را می‌دانیم یا اینکه نشانی از او در آن سال‌های پرآشوب باقی نمانده است؟

تا سال 1991، تصور می‌شد که این مرد جزو شخصیت‌های گمنام تاریخ است، اما در این زمان روزنامه واشنگتن پست گزارش کرد که یکی از فرزندان این مرد، با دیدن اتفاقی این عکس در یکی از روزنامه‌های آلمانی، موفق شده پدرش را شناسایی کند.

مردی که در عکس دیدید، «آگوست لندمسر» August Landmesser نام داشت، او در 24 می سال 1910 به دنیا آمده بود، او کارگر شرکت کشتی‌سازی بلوم + ووس در هامبورگ آلمان بود.

در سال 1931 لندمسر به امید یافتن کار، عضو حزب نازی شده بود، در سال 1935 او با زنی به نام ایرما اکلر آشنا شد، این زن اصلیتی یهودی داشت و مادربزرگش یهودی بود، اما بقیه اعضای خانواده او مسیحی پروتستان بودند.

ایرما اکلر

درخواست رسمی ازدواج لندمسر، به خاطر قوانین آن زمان آلمان که آمیزش آلمانی‌ها را با یهودی‌ها منع می‌کرد، رد شد.

در سال 1935 و 1937، این زوج صاحب دو دختر شدند که نام‌های اینگرید و ایرِنه را بر آنها نهادند.

در سال 1937، زمانی که همسر لندمسر، دختر دوم را باردار بود، لندمسر تصمیم گرفت که به خاطر فشارهایی که بر او تحمیل می‌شد به دانمارک برود، اما او دستگیر شد و زمانی که گشتاپو دریافت همسر یهودی‌تبار او کودک دومشان را باردار است، او را به دادگاه فرستاد.

آگوست لندمسر

دادگاه با استناد به بند دوم قانون حفاظت از خون و افتخار آلمانی او را مقصر تشخیص داد و طبق بند پنجم همان قانون او را به دو و نیم سال زندان با کار اجباری محکوم کرد، همسر او هم دستگیر شد.

لندمسر به اردوگاه بروگمور فرستاده شد، اما همسرش به اردوگاه لیچنبرگ و بعد راونسبروک اعزام شد، جایی که در ژانویه سال 1942 درگذشت.

دو دختر او هم در امان نبودند، اینگرید از آنجا که قبل از تصویب قوانین حفاظت از نژاد آلمانی به دنیا آمده بود از گزند قوانین در امان ماند و اجازه داده شد که نزد مادربزرگش بماند، اما ایرِنه به پرورشگاه فرستاده شد، تا اینکه خانواده‌ای او را به فرزندی قبول کردند، اما ناپدری جدید او یهودی بود و بعد از دستگیری ناپدری، ایرنه مجددا به پرورشگاه فرستاده شد، اما یکی از نزدیکان او، توانست ایرنه را از پرورشگاه فراری بدهد و به اتریش ببرد.

ایرنه, آگوست لندمسر
ایرنه

لندمسر در سال 1941 آزاد شد، برای کار به یک کارخانه تولید خودروهای نظامی رفت، در سال 1943 زمانی که آلمان اوکراین را اشغال کرده بود، لندمسر با یک پرستار روسی آشنا شد و با او ازدواج کرد و او را به دخترانش معرفی کرد.

در سال 1944 به میدان نبرد فراخوانده شد و همین سال مفقود شد، تصور می‌شود که او به قتل رسیده باشد.

 آگوست لندمسر

در سال 1996، ایرنه کتابی در مورد داستان زندگی خانواده‌اش نوشت،‌ بخش بزرگی از این کتاب را به صورت آنلاین و به زبان انگلیسی می‌توانید در اینجا بخوانید.


اما کتابی که ایرنه در سال 1996 نوشت، عکس پدرش را مشهور نکرد، این عکس باید 11 سال دیگر صبر می‌کرد تا به معنی واقعی کلمه در تاریخ ثبت شود و در یادها ماندگار شود.

این فرصت به یاری فیس‌بوک و به بهانه سونامی ژاپن به دست آمد:

در سال 2011 وبلاگی که برای پشتیبانی از قربانیان زلزله و سونامی 2011 توهوکوی ژاپن درست شده بود، این عکس را در صفحه فیس‌بوکش، به عنوان نمادی برای الهام‌بخشی کسانی که از فاجعه رنج می‌بردند، به اشتراک گذاشت.

این سایت در زیر عکس نوشته بود که : «راه پیش رو، راهی طولانی ‌است و شامل گام‌های کوچک بسیار است، مردم ژاپن مطمئن خواهند شد که این سفر را به انتها خواهند رساند.»
آنها یک سخن قصار از یک فیلسوف چینی به نام لائو تزو را هم نقل کرده بودند: «سفری به طول هزاران مایل با یک گام کوچگ شروع می‌شود.»

کامنتی در زیر این عکس در فیس‌بوک گذاشته شد که در ان نوشته بود ما در مورد لندمسر چیزی به جز اینکه او دارای دو فرزند بود، نمی‌دانیم.

از همین جا بود که عکس به صورت ویروسی در اینترنت پخش شد و مورد توجه قرار گرفت. تا به حال بیشتر از 45 هزار نفر در فیس‌بوک این عکس را به اشتراک گذاشته‌اند، بیشتر از 129 هزار نفر عکس را «لایک» زده‌اند و بیشتر از 10 هزار کامنت برای آن گذاشته شده است.

بدون فیس‌بوک، عکس آن مرد 26 ساله تنهای هامبورگ در سیزدهم ژوئن سال 1936، شاید برای همیشه فراموش می‌شد!


اما نوشته شدن این پست هم در «یک پزشک» بدون داستان نبود، عکس را اولین بار با ابعادی کوچک بدون توضیحی خاص در یک شبکه اجتماعی دیدم، خواستم نسخه بزرگ‌ترش را ببینم، به فکرم رسید از موتور جستجو tineye که عکس‌های مشابه را پیدا می‌کند،‌استفاده کنم.

tineye

با کمک tineye خیلی آسان نسخه بزرگ‌تر عکس را پیدا کردم، اما متوجه شدم که در سایت‌هایی که عکس با کیفیت بهتر در آنها قرار دارد، توضیحاتی در مورد عکس داده شده، مندرجات سایت‌ها را با کمک مترجم گوگل خواندم و با کمال تعجب متوجه شدم که مرد تنهای هامبورگ، گمنام نیست و هویت‌اش مشخص شده است و باقی داستان را که در قالب این پست خواندید!

– بخشی از عنوان این پست با الهام از ترانه «مرد تنها»ی فرهاد مهراد انتخاب شده است. (+)

منابع: washingtonpost – ویکی‌پدیا (+ و +) – huffingtonpost mentalfloss و +


اگر خواننده جدید سایت «یک پزشک»  هستید!
شما در حال خواندن سایت یک پزشک (یک پزشک دات کام) به نشانی اینترنتی www.1pezeshk.com هستید. سایتی با 18 سال سابقه که برخلاف اسمش سرشار از مطالب متنوع است!
ما را رها نکنید. بسیار ممنون می‌شویم اگر:
- سایت یک پزشک رو در مرورگر خود بوک‌مارک کنید.
-مشترک فید یا RSS یک پزشک شوید.
- شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید: صفحه تلگرام - صفحه اینستاگرام ما
- برای سفارش تبلیغات ایمیل alirezamajidi در جی میل یا تلگرام تماس بگیرید.
و دیگر مطالب ما را بخوانید. مثلا:

زندگینامه دیوید سوشی بازیگر انگلیسی مشهور و ایفاگر نقش هرکول پوآرو

دیوید سوشی بازیگر انگلیسی است که بیشتر به خاطر بازی در نقش کارآگاه معروف آگاتا کریستی، هرکول پوآرو، در مجموعه تلویزیونی "پوآرو آگاتا کریستی" شناخته می‌شود. او در 2 می‌1946 در لندن انگلستان به دنیا آمد و از دهه 1970 به صورت حرفه‌ای بازیگری…

ربات‌هایی که در دنیای سینما و تخیل دوستشان داشتیم یا در مواردی از آنها می‌ترسیدیم!

انسان‌ها همیشه از تحولات تازه می‌ترسند و از زمانی که تخیل آدم ماشینی ایجاد شد، ترس از این توده‌های آهنی هم ایجاد شد. شخصیت ربات‌ها در ابتدا در داستان‌ها خیلی سطحی و بیشتر هراس‌‌انگیز بود، اما بعدا ربات‌ها دارای شخصیت شدند تا جایی که حتی…

مرگبارترین روز در تاریخ، چه روزی بود و چطور رخ داد؟

انسان‌های راه‌های زیادی برای کشتن هم در طول تاریخ ابداع کرده‌اند: سلاح‌های هسته‌ای و زیستی ، بمب‌های آتش‌زا، گلوله‌ها، سرنیزه‌ها، ایجاد قحطی عمدی و ...کاملا قطعی نیست، اما طبق بسیاری از روایت‌ها مرگبارترین روز در تاریخ بشر در واقع نتیجه…

برای جبران خطرات سلامتی ناشی از نشستن در طول روز وجود باید تحرک متناوب انجام بدهید. اما هر چند دقیقه…

برای کاهش اثرات مضر نشستن بر سلامتی، هر نیم ساعت یکبار 5 دقیقه پیاده روی سبک داشته باشید. این یافته کلیدی مطالعه جدیدی است که در مجله Medicine & Science in Sports & Exercise منتشر شده است.محققان نوشته‌اند:«ما از 11 فرد سالم…

حجم‌ها و مجسمه‌های زیبا ساخته شده با صفحات کتاب‌های قدیمی

ما انسان‌ها استفاد تخیل هستیم، اما در موارد معدودی این تخیل‌های خود را به صورت نقاشی یا حجم، زنده می‌کنیم و در معرض تماشای دیگران قرار می‌دهیم.اِما تیلور، هنرمند مقیم بریتانیا، این تجربه را در مجسمه‌هایی از جنس کتاب به صورت باورنکردنی…

مجموعه دیگری از عکس‌های تاریخی کمتر دیده شده را با هم مرور کنیم

هر چقدر عکس‌های تاریخی را با هم مرور کنیم، کم است. همان طور که قبلا هم نوشته بودم احتمالا بیشتر این عکس‌ها اگر در دوره خود در نشریه‌ای منتشر می‌شدند، خیلی عادی به نظر می‌رسیدند، اما حالا بعد از گذشت دهه‌ها یا حدود یک قرن، برای ما عجیب و…
28 نظرات
  1. mansour می گوید

    merci

  2. Morteza می گوید

    ممنونم….عالی بود.

  3. شهاب الدین می گوید

    ممنون کاراگاه مجیدی.

  4. کامبیز می گوید

    مثل همیشه عالی

  5. behnam می گوید

    داستان جالبی بود.
    البته به جای TinEye از سرچ گوگل هم می شود به صورت برعکس استفاده کرد. یعنی در قسمت تصاویر، عکس را آپلود می کنیم و مشابهات آنرا به ما می دهد

  6. sois می گوید

    پست های اینچنینی 1پزشک خیلی بیشتر از ارزش محتواش، برام به خاطر ذوق و حوصله مولف جذابه.
    و بیشتر از داستان عکس کاربردی که ژاپنی ها ازش بهره بردن جالب بود.

  7. پرویز - ح می گوید

    ممنون خیلی مطلب جالبی بود
    سیر وقایع تاریخی چگونه سرنوشت یک عکس و سوژه آن را رقم زد کاملا متضاد هم

    1. Ade می گوید

      At last! Something clear I can untdrseand. Thanks!

  8. www.king-it.ir می گوید

    خیلی باحال بود

  9. فرشاد می گوید

    بسیار جالب بود 🙂
    من گاهی با tineye به نتایج خیلی بهتری نسبت به گوگل میرسم، کارش حرف نداره!

  10. مصطفی می گوید

    می دانید برای من چی جالب بود؟ اینکه اون کشتی هنوز سرپاست و داره برای آمریکایی ها کار می کنه!!!
    عجب صنعتی داشت آلمان نازی!!!

  11. همایون می گوید

    عکس را در گذشته ای نه چندان دور دیده بودم . ماجرای آن برایم جالب بود
    سپاس از شما که سزاوار آن هستید

  12. پارسا می گوید

    مرسی
    واقعا جالب و عالی بود

  13. حسین می گوید

    یاد این مطلب جالب افتادم:
    «دست ندادن راگبی‌باز ایرلندی با ملکه انگلیس»
    http://www.barackobama.ir/en/news/5266

  14. عابدی می گوید

    بسیار عالی بود.

    خسته نباشید.

  15. Mohammad می گوید

    دست مریزاد!

  16. رضا سپه وندي می گوید

    واقعا عالی بود
    از خوندنش سیر نشدم
    همیشه دوست داشتم در موردش بدونم
    خیلی زیبا نوشتی و هم چنین نقش پر رنگ فیس بوک

  17. رضا سپه وندي می گوید

    ای وای قبل اتمام نظر اومد<میخواستم ویرایشش کنم دستم خورد ارسال شد
    آخرش اینطوره , زحمت ویرایشش خودتون بکشید
    خیلی زیبا نوشتی و اشاره بسیار خوبی به نقش فیس بوک داشتی

  18. ارش... می گوید

    عالی بود!!! دست مریزاد…

  19. dajal666 می گوید

    عالی بود

  20. بابک می گوید

    البته نکته هم دیگه ای هنم هست که اهمیت فرد فوق رو بالا میبره. او دقیقا در یکی از نقطات طلایی تصویر قرار گرفته.

    1. mehrdad می گوید

      rule of thirds
      قانون یک سوم .

  21. مرضیه می گوید

    سلام
    ممنون از مطالب خوبتان

  22. سینا می گوید

    ممنون از زحمتت
    عالی بود مرد

  23. رامین می گوید

    این مدل پستا 1پزشک حرف نداره

  24. maryam می گوید

    عالی بودا

  25. 21 می گوید

    ضاید خسته بوده طرف

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.