چرایی سانسور ماشین چاپ در امپراتوری عثمانی و پیامدهای تمدنی آن
وقتی یوهانس گوتنبرگ (Johannes Gutenberg) در اواسط قرن پانزدهم میلادی دستگاه چاپ با حروف متحرک را در آلمان اختراع کرد، جهان غرب وارد یکی از شتابانترین ادوار تکامل دانش شد. با این حال، در فاصلهای نه چندان دور، امپراتوری عثمانی بهعنوان بزرگترین قدرت مدیترانه و دنیای اسلام، تا نزدیک به سه قرن از ورود این فناوری برای چاپ متون عربی و عثمانی جلوگیری کرد. فرمان سلطان بایزید دوم در سال ۱۴۸۵ میلادی، چاپ کتاب به زبانهای اسلامی را ممنوع ساخت و این تصمیم تا اواسط قرن هجدهم میلادی پابرجا ماند. در این مقاله میخواهیم ببینیم چه دلایلی پشت این تصمیم تاریخی قرار داشت؟ آیا واقعاً ترس از ابتذال کلام مقدس بود یا قدرت انحصاری صنف کاتبان و ممیزان مذهبی مانع تکثیر مکانیکی دانش شد؟ با هم مرور میکنیم که چطور این شکاف تکثیر اطلاعات، سرنوشت تمدنی شرق و غرب را کاملاً دگرگون ساخت.
📂 فهرست بخشهای این نوشته
(کلیک کنید)
- فرمان ۸۹۰ قمری و انسداد شاهراه تکثیر تکست
- ائتلاف پنهان لابی خطاطان و فقهای دیوان استانبول
- چالشهای فنی خط نستعلیق و متون پیوسته
- استثناهای قومی و چاپخانههای اقلیتهای غیرمسلمان
- ظهور ابراهیم متفرقه و نخستین مطبعه رسمی
- شکاف دانش و انباشت سرمایه نمادین در غرب
- کنترل اجتماعی و ترس از تکثر خوانشهای دینی
- تاثیر تحریم صنعت چاپ بر عقبماندگی علوم تجربی
- مقایسه نرخ سواد و تولید کتاب در اروپا و استانبول
- مقاومت ساختاری مکتبخانهها در برابر متن چاپی
- اصلاحات تنظیمات و ورود دیرهنگام به عصر روزنامهنگاری
- میراث تاریخی یک ممنوعیت ۳۰۰ ساله
فرمان ۸۹۰ قمری و انسداد شاهراه تکثیر تکست
تنها سه دهه پس از آنکه صنعت چاپ اروپا را زیر و رو کرد، در سال ۱۴۸۵ میلادی (۸۹۰ قمری) سلطان بایزید دوم با صدور فرمانی رسمی، هرگونه چاپ کتاب به زبانهای عربی و ترکی عثمانی را در سراسر قلمرو امپراتوری ممنوع کرد. این تصمیم صرفاً یک حکم ساده اداری نبود، بلکه بازتابی از ساختار قدرت سیاسی و مذهبی استانبول محسوب میشد. حاکمان عثمانی بر این باور بودند که فشردن کلمات مقدس و متون دینی زیر پرسهای فلزی چاپخانه، ناپاکی به همراه میآورد و شان کلام الهی را پایین میآورد. این نگاه سنتگرایانه با ممنوعیتهای بعدی توسط سلطان سلیم اول در سال ۱۵۱۵ میلادی تثبیت شد تا عملاً چرخه مکانیکی تولید متن در جهان اسلام بیش از دو سده متوقف بماند. در حالی که چاپخانههای ونیز، بازل و پاریس هزاران نسخه از آثار فلسفی، علمی و دینی را روانه بازار میکردند، تمام علوم در امپراتوری عثمانی همچنان از مسیر قلمدان و کاغذهای دستساز خطاطان عبور میکرد.
تحلیلهای جدید جامعهشناختی و تاریخی نشان میدهند که اصلیترین چرایی این سانسور، حفاظت از انحصار تفسیر دینی و حفظ نظام طبقاتی موجود بود. در امپراتوری عثمانی، تشکیلات علما و نهاد شیخالاسلام اقتدار کامل بر صدور فتوا و نشر معرفت داشتند. ورود ماشین چاپ باعث میشد دسترسی به منابع متون دینی دموکراتیزه شود و افرادی خارج از طبقه رسمی علما بتوانند به مطالعه، تفسیر و حتی نقد منابع بپردازند. این تمرکززدایی از اطلاعات، کابوسی برای ساختار متمرکز عثمانی بود. از سوی دیگر، نظام سیاسی تمایل داشت کنترل خطوط خبری و سیاسی را کاملاً در دست داشته باشد و توزیع انبوه کتاب را تهدیدی مستقیم علیه نظم عمومی قلمداد میکرد. همین نگرش باعث شد تا یکی از حیاتیترین ابزارهای رشد علمی درست در آستانه عصر روشنگری، پشت دروازههای استانبول متوقف شود.
ائتلاف پنهان لابی خطاطان و فقهای دیوان استانبول
پشت دلایل مذهبی و قداستبخش به کتابت دستی، یک قدرت اقتصادی بس جدی خفته بود: صنف کاتبان و ورّاقان. در استانبول قرن شانزدهم، بیش از نود هزار خطاط، صحاف و تذهیبکار مشغول به کار بودند که یکی از قدرتمندترین سندیکاهای حرفهای امپراتوری را تشکیل میدادند. این صنف به شدت در دیوان همایونی و میان نهادهای تصمیمگیر نفوذ داشت. ورود دستگاه چاپ به معنای ورشکستگی فوری دهها هزار خانوار و نابودی یک چرخه اقتصادی گسترده بود که از تامین کاغذ و مرکب تا خطاطی و جلدمشق را در بر میگرفت. خطاطان با همدستی فقهای محافظهکار، یک ائتلاف نامبارک تشکیل دادند تا با بهانه قرار دادن حفظ هنر خوشنویسی و جلوگیر از تحریف حروف، جلو صنعتی شدن تولید کتاب را بگیرند.
این لابیگری اقتصادی چنان قوی بود که حتی وقتی در دوره سلطان احمد سوم اجازه تاسیس اولین چاپخانه عربی-عثمانی صادر شد، کاتبان با برپایی تجمعها و اعمال فشار توانستند چاپ متون مذهبی، تفسیر و حدیث را همچنان از دسترس چاپخانه خارج کنند. به این ترتیب، مطبعه تازه تاسیس فقط مجاز به چاپ کتابهای تاریخ، جغرافیا و طب بود. این تقلیل دامنه عملکرد چاپخانه، عملاً سودآوری اقتصادی آن را به شدت کاهش داد، زیرا پرفروشترین آثار آن عصر متون دینی و ادعیه بودند. دستکاری شرعی به نفع یک صنف خاص (هرچند در کوتاهمدت منافع اقتصادی دهها هزار کاتب را تضمین کرد) در درازمدت هزینهای بسیار سنگین به بدنه معرفتی امپراتوری تحمیل کرد و امکان تجاریسازی دانش را نابود ساخت.
چالشهای فنی خط نستعلیق و متون پیوسته
در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، پیچیدگیهای فنی رسمالخط عربی و عثمانی نیز یک مانع واقعی در برابر ماشین چاپ بود. حروف لاتین دارای ساختاری جدا از هم هستند و با طراحی حدود ۲۶ حرف اصلی در دو حالت کوچک و بزرگ، حروفچینی مکانیکی به سادگی انجام میشد. اما خط عربی و ترکی عثمانی بر پایه اتصال حروف، تنوع شکلی حروف بر اساس موقعیت در کلمه (ابتدا، وسط، انتها و تنها) و ترکیبهای بصری پیچیده در خطوطی مثل نستعلیق و ثلث استوار بود. برای ریختهگری حروف متحرک فلزی به زبان عثمانی، به جای چند ده حرف، نیاز به ساخت بیش از چهارصد تا پانصد گلیف و کاراکتر مجزا بود تا بتوان پیچ و خمهای طبیعی قلم خطاط را روی کاغذ بازسازی کرد.
این دشواری فنی باعث میشد نمونههای اولیه چاپ عربی که در اروپای غربی (مانند ونیز و رم) تولید میشدند، از نظر بصری فوقالعاده زشت، ناخوانا و پر از غلطهای املایی باشند. مخاطبان مسلمان که به زیباییشناسی والا و نسخههای خطی نفیس خوی گرفته بودند، این آثار چاپی ناشیانه را تحقیر میکردند و آنها را بیحرمتی به زبان عربی میدانستند. عدم انطباق اولیه ساختار مکانیکی چاپخانه گوتنبرگ با ارگونومی خطوط شرقی، بهانه بسیار محکم و موجهی به دست مخالفان داد تا ادعا کنند که دستگاههای غربی قادر به پاسداری از اصالت و ظرافت خط اسلامی نیستند.
استثناهای قومی و چاپخانههای اقلیتهای غیرمسلمان
نکته بسیار تاملبرانگیز در تاریخ عثمانی این است که ممنوعیت چاپ مطلقا شامل اقلیتهای غیرمسلمان (اهل ذمه) نمیشد. سلاطین عثمانی با رویکردی کاملاً عملگرایانه اجازه دادند که یهودیان، ارامنه و یونانیان مطبعههای خود را در داخل قلمرو امپراتوری دایر کنند، به شرط آنکه هیچ متنی به زبانهای عربی یا ترکی عثمانی و با حروف عربی به چاپ نرسانند. در سال ۱۴۹۳ میلادی، یعنی تنها چند سال پس از اخراج یهودیان از اسپانیا، برادران نهمیاس که از سفاردیها بودند، اولین چاپخانه را در استانبول تاسیس کردند و کتابهای عبری به چاپ رساندند. به دنبال آنها، ارامنه در سال ۱۵۶۷ و یونانیان در سال ۱۶۲۷ چاپخانههای خود را در پایتخت عثمانی فعال کردند.
این دوگانگی عجیب باعث شد استانبول به یکی از مراکز اصلی چاپ متون عبری و ارمنی در جهان تبدیل شود، در حالی که اکثریت مسلمان شهر از مطالعه کتب چاپی به زبان مادری خود محروم بودند. این وضعیت نشان میدهد که مسئله حاکمیت عثمانی نه خود دستگاه چاپ، بلکه کنترل ایدئولوژیک بر جامعه مسلمانان و جلوگیری از انحراف در دین رسمی بود. اقلیتها مجاز بودند دانش و تکنولوژی خود را تکثیر کنند چون دایره مخاطبان آنها محدودیتی قومی داشت و خطری برای شاکله سیاسی امپراتوری ایجاد نمیکرد، ولی جامعه مسلمان باید همچنان تحت سیستم سنتی مکتبخانهها و نسخهنویسی دستی اداره میشد.
ظهور ابراهیم متفرقه و نخستین مطبعه رسمی
تحول بزرگ در سال ۱۷۲۷ میلادی در عصر لاله (Lale Devri) رخ داد، زمانی که ابراهیم متفرقه (Ibrahim Muteferrika)، مجارستانیتبار مسلمانشده، با همکاری داماد ابراهیم پاشا (وزیر اعظم) توانست موافقت سلطان احمد سوم و فتوی شیخالاسلام عبدالله افندی را برای تاسیس نخستین مطبعه رسمی عثمانی جلب کند. متفرقه که فردی دیپلمات، دانشمند و آگاه به پیشرفتهای غرب بود، رسالهای هوشمندانه با عنوان «وسیلهالطباعه» نوشتن داد که در آن ۱۵ فایده حیاتی صنعت چاپ برای بقای امپراتوری را تشریح کرد. او در این رساله تاکید کرد که نسخههای خطی در حال نابودی هستند، کاتبان غلطهای فراوانی وارد متون میکنند و علوم در حال زوال است.
با این حال، پیروزی متفرقه با محدودیتهای سنگینی همراه بود. او تعهد داد که متون دینی، قرآن و تفاسیر را چاپ نکند و صرفاً به کتب مرجع، واژهنامهها، تاریخ و جغرافیا بپردازد. نخستین کتابی که در سال ۱۷۲۹ از این مطبعه خارج شد، فرهنگ لغت دو جلدی «وانقلی» (Vankulu Lughati) بود. اگرچه اقدام متفرقه یک گام تاریخی محسوب میشد، اما به دلیل عدم استقبال کافی بازار، گرانی کاغذ و موانع ساختاری، این چاپخانه تا زمان مرگ متفرقه در ۱۷۴۵ تنها ۱۷ عنوان کتاب در ۱۶ هزار نسخه چاپ کرد که رقمی بسیار ناچیز در مقایسه با تولیدات اروپا بود.
شکاف دانش و انباشت سرمایه نمادین در غرب
ممنوعیت سه قرنی ماشین چاپ در عثمانی، شکاف معرفتی سهمگینی میان غرب و شرق ایجاد کرد. در طول قرنهای شانزدهم و هفدهم، اروپا با تکیه بر صنعت چاپ توانست از مرحله انباشت اطلاعات به مرحله پردازش و نقادی دستهجمعی دانش برسد. اختراع چاپ انبوه، هزینه کتاب را بیش از هشتاد درصد کاهش داد و این امکان را فراهم ساخت که دانشمندان در شهرهای مختلف اروپایی، یافتههای یکدیگر را همزمان مطالعه، آزمایش و نقد کنند. رنسانس، انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی پروتستانتیسم همگی سوار بر امواج کاغذهای چاپی شدند و به ثمر نشستند.
در مقابل، در امپراتوری عثمانی انباشت دانش به صورت محلی و پراکنده باقی ماند. یک دانشمند در استانبول ممکن بود سالها از کشف یک ریاضیدان در قاهره یا حلب بیخبر بماند، زیرا تنها چند نسخه خطی محدود از آن اثر وجود داشت که در کتابخانههای شخصی یا وقفی محبوس بودند. نابودی یا آتشسوزی یک کتابخانه میتوانست دستاوردهای چند نسل از پژوهشگران را برای همیشه نابود کند. این انزوای متون و عدم شکلگیری «جامعه علمی فراملی»، پتانسیل نقد و تجدیدنظر در دستاوردهای گذشته را فلج کرد و عثمانی را در لاک دفاعی سنتی فرو برد.
کنترل اجتماعی و ترس از تکثر خوانشهای دینی
یکی از کارکردهای پنهان سانسور چاپ در عثمانی، حفظ انسجام اجتماعی از طریق تکصدایی دینی بود. در ساختار خلافت عثمانی، مذهب حنفی بهعنوان مذهب رسمی دولت عمل میکرد و فقهای دولتی مرجع نهایی تعیین صحت و سقم باورها بودند. در دنیای خطاطی، هر کتابی که نوشته میشد باید از زیر دست ممیزان و استادان خط عبور میکرد و مراحل صحافی آن زمانبر بود، بنابراین نشر افکار نوظهور، فرقهای یا انحرافی بسیار دشوار و به راحتی قابل شناسایی و سرکوب بود.
ماشین چاپ این ساختار کنترلی را به شدت تهدید میکرد. تجربه اروپا نشان داده بود که چطور چاپ ترجمههای آلمانی و انگلیسی کتاب مقدس توسط مارتین لوتر و کشیشان دیگر، اقتدار هزار ساله کلیسای کاتولیک را فرو ریخت و جنگهای مذهبی طولانی ایجاد کرد. حاکمان عثمانی با رصد این تحولات در غرب، به این نتیجه رسیدند که ارزان شدن کتاب و دسترسپذیری عمومی متون دینی، موجب تکثر خوانشها، ظهور مدعیان جدید مذهبی و فرسایش اقتدار خلافت خواهد شد. بنابراین، ممنوعیت چاپ ابزاری برای حفظ ثبات سیاسی و پیشگیری از هرجومرج فرقه ای تلقی میشد.
تاثیر تحریم صنعت چاپ بر عقبماندگی علوم تجربی
عدم بهرهگیری از تکنولوژی چاپ ضربهای مهلک به توسعه علوم تجربی، نقشه برداری و پزشکی در امپراتوری عثمانی وارد ساخت. علوم تجربی بیش از هر چیز به جداول دقیق ریاضی، نمودارهای کالبدشکافی و نقصیههای جغرافیایی وابستهاند. در نسخهبرداری دستی، کاتبان هنگام کپیبرداری از ارقام ریاضی، جداول نجومی یا خطوط نقشهها دچار خطاهای انسانی مکرر میشدند. یک اشتباه کوچک کاتب در ثبت یک رقم نجومی یا درجه جغرافیایی میتوانست کل محاسبات بعدی را باطل کند.
در مقابل، چاپ مکانیکی این امکان را فراهم میکرد که هزاران نسخه کاملاً یکسان و دقیق از جداول لوگاریتم، نقشه ناوبری دریایی و تشریح بدن انسان تولید شود. وقتی امپراتوری عثمانی در قرن هفدهم و هجدهم با شکستهای نظامی متعدد از اروپاییها مواجه شد، فرماندهان عثمانی متوجه شدند که نقشههای دشمن بسیار دقیقتر و ادوات آنها پیشرفتهتر است. عقبماندگی در چاپ کتب فنی و مهندسی نظامی، ناوگان عثمانی را در برابر نیروهای غربی که از آخرین دستاوردهای چاپی استفاده میکردند، در موقعیت ضعفی جدی قرار داد.
مقایسه نرخ سواد و تولید کتاب در اروپا و استانبول
آمارهای تاریخی شاخصی ترسناک از شکاف عمیق میان دو سوی مدیترانه را نشان میدهند. تخمین زده میشود که بین سالهای ۱۴۵۰ تا ۱۵۰۰ میلادی (تنها در نیم قرن اول اختراع چاپ)، حدود ۲۰ میلیون جلد کتاب در اروپا به چاپ رسید. این رقم در قرن شانزدهم به بیش از ۲۰۰ میلیون جلد افزایش یافت. این انفجار متون باعث شد نرخ سواد در کشورهای اروپای غربی از زیر ۱۰ درصد به بالای ۳۰ تا ۵۰ درصد در مراکز شهری برسد و پدیدهای به نام «عموم خواننده» شکل گیرد.
در همین بازه زمانی در امپراتوری عثمانی، تولید کتاب محدود به چند هزار نسخه خطی در سال بود که قیمت بسیار بالایی داشتند و تنها در دسترس اشراف، سلاطین و المای تراز اول قرار میگرفتند. حتی پس از تاسیس مطبعه متفرقه در ۱۷۲۷، کل تولیدات چاپی عثمانی تا انتهای قرن هجدهم از چند ده هزار جلد تجاوز نکرد. این نابرابری شدید در عرضه متن، نرخ سواد را در جوامع اسلامی بسیار پایین نگه داشت و سواد خواندن و نوشتن را به امتیازی طبقاتی و نخبگانی بدل ساخت که اکثریت جامعه از آن محروم بودند.
مقاومت ساختاری مکتبخانهها در برابر متن چاپی
نظام آموزشی عثمانی که بر محور مکتبخانهها و مدرسههای سنتی میچرخید، بر حفظ شفاهی و سنت «سماع و املا» استوار بود. در این سیستم، دانشآموزان متن کتاب را از زبان مدرس میشنیدند و خود یادداشت میکردند یا نسخه خود را با نسخه استاد تطبیق میدادند. اعتبار علم نه به خود کتاب، بلکه به «اجازهنامهای» بود که استاد به شاگرد میداد و سلسله سند معرفت را به مولف اصلی متصل میکرد. متن چاپی که فاقد این پیوند انسانی و سنت شفاهی بود، از نظر ساختار آموزشی سنتی ارزش معرفتی پایینی داشت.
این تفکر متمایز باعث شد تا حتی پس از رفع ممنوعیتها، مدرسهها تا مدتها از ورود کتابهای چاپی به برنامههای درسی خود جلوگیری کنند. استادان معتقد بودند که خواندن مستقیم از روی کتاب چاپی بدون حضور استاد، موجب سوءفهم و گمراهی میشود. این مقاومت ساختاری در برابر تغییر پارادایم آموزشی، روند همگانی شدن دانش را کندتر کرد و باعث شد حتی کتابهای چاپ شده نیز تا مدتها در انبارهای مطبعهها خاک بخورند و مشتری کافی نداشته باشند.
اصلاحات تنظیمات و ورود دیرهنگام به عصر روزنامهنگاری
با آغاز دوره اصلاحات موسوم به «تنظیمات» (Tanzimat) در قرن نوزدهم، رهبران عثمانی سرانجام به عمق فاجعه عقبماندگی رسانهای پی بردند. در این دوره، دولت عثمانی شتابان به تاسیس چاپخانههای دولتی و نظامی دست زد و مقررات سختگیرانه قبلی را ملغی ساخت. ورود مطبوعات و ظهور اولین روزنامههای ترکی مانند «تقویم وقایع» (Takvim-i Vekayi) در ۱۸۳۱ و روزنامههای خصوصی، ناگهان جامعه عثمانی را با موجی از اندیشههای جدید مانند مشروطهخواهی، وطنپرستی و مدرنیسم مواجه ساخت.
این بیداری دیرهنگام مطبوعاتی اگرچه به روشنفکری اواخر عصر عثمانی و در نهایت شکلگیری جمهوری ترکیه مدرن کمک کرد، اما اثرات سه قرن تاخیر به راحتی قابل جبران نبود. جامعهای که برای ۳۰۰ سال از تجربه مواجهه با تکثر مطبوعات، نقد عمومی و سواد رسانهای محروم مانده بود، ناگهان در معرض سیلاب اندیشههای غربی قرار گرفت. این شوک فرهنگی موجب گسستهای عمیق هویت در جامعه عثمانی شد و چالشهای سیاسی فراوانی را در سالهای پایانی امپراتوری به همراه آورد.
میراث تاریخی یک ممنوعیت ۳۰۰ ساله
داستان تحریم صنعت چاپ در امپراتوری عثمانی، درسنامهای فرادورهای درباره خطر سرکوب فناوریهای آگاهیبخش به بهانههای محافظهکارانه است. این ممنوعیت ۳۰۰ ساله نه تنها عثمانی را از کاروان انقلاب علمی و صنعتی بازداشت، بلکه توازن قدرت تمدنی میان شرق و غرب را برای قرنها به نفع اروپا تغییر داد. انسداد شریانهای تکثیر مکانیکی دانش نشان داد که چگونه ترس از فقدان کنترل و منافع کوتهبینانه اصناف سنتی میتواند آینده یک امپراتوری عظیم را به مخاطره بیندازد و حافظه جمعی یک تمدن را دچار فقر متون سازد.
جمعبندی نهایی
ممنوعیت و سانسور ماشین چاپ در امپراتوری عثمانی صرفاً یک خطای سیاسی ساده یا تعصب محض مذهبی نبود، بلکه معلولی از پیچیدگیهای فنی، منافع اقتصادی اصناف خطاطی و استراتژی کنترل اجتماعی توسط حاکمیت محسوب میشد. با این حال، پیامدهای این تصمیم برای جهان اسلام بسیار گران تمام شد. غیبت ۳۰۰ ساله صنعت چاپ، انسجام ساختار علمی عثمانی را از بین برد، نرخ سواد را در سطح پایینی نگه داشت و امکان مشارکت عمومی در تولید دانش را سلب کرد. در نهایت، این تاخیر تاریخی نشان داد که مهار تکنولوژیهای ارتباطی تنها به عقبماندگی ساختاری منجر شده و فروپاشی تمدنی را تسریع میکند.
این مقاله جذاب و جالب بود؟! پس برای خواندن این نوشتههای مرتبط کلیک کنید:
- وو زتیان؛ تنها امپراتور زن چین که یک پلیس مخفی سادیستیک ساخت
- ملکه سئوندئوک و رازهای حکمرانی اولین ملکه تاریخ کره
- مقایسه قدرت سیاسی ترکان خاتون سلجوقی و خاتون زمرد دمشقی در بحران جانشینی
- ملکه اولگا کییف؛ انتقام هولناک با پرندگان آتشین و اصلاحات ساختاری
- آمازونهای داهومی؛ یگان ویژه زنان جنگجو در افریقای غربی قرن نوزدهم
- تاریخچه پیدایش پاسپورت و کنترل مرزی در قرن نوزدهم
- شاهزاده جنگجویی که با شرط ازدواج صاحب ۱۰ هزار اسب شد؛ راز نبردهای خوتولون
- تحلیل رفتاری و روانشناختی سلطان محمد خوارزمشاه در مواجهه با چنگیزخان مغول
- ظهور و سقوط تفتیش عقاید یا انکیزیسیون اسپانیا؛ ماشین بوروکراتیک پروندهسازی و مراقبت
- رازهای ترور خاموش شاهان با سم و سپر انسانی چاشنیگیران
- پلیس مخفی نوزدهمی تزاری (اوخرانا)؛ روشهای پروندهسازی و نفوذ در گروههای مخالف
- ررسی زندگینامه پروکوپیوس؛ مورخی که دو تاریخ کاملاً متضاد نوشت





