رازهای زندگی مایکل کرایتون؛ خالق پارک ژوراسیک و پیشگام تکنوتریلر در جهان

مایکل کرایتون (Michael Crichton) نامی است که با هیجان، علم و تخیل گره خورده است. او که به عنوان پدر سبک «تکنوتریلر» شناخته می‌شود، با بهره‌گیری از دانش پزشکی و نگاه تیزبینانه خود به پیشرفت‌های فناوری، آثاری خلق کرد که مرز میان واقعیت و رویا را در هم شکستند. از پارک ژوراسیک که لرزه بر اندام مخاطبان انداخت تا مجموعه تلویزیونی ماندگار بخش فوریت‌های پزشکی، کرایتون همواره تلاش کرد تا خطرات احتمالی دانش بدون اخلاق را به بشریت گوشزد کند. در این مقاله جامع، به بررسی ابعاد مختلف زندگی شخصی، حرفه‌ای و میراث علمی این نویسنده و کارگردان برجسته می‌پردازیم که چگونه یک دانشجوی پزشکی هاروارد به پردرآمدترین نویسنده دوران خود تبدیل شد.

۰۱

پزشکی که قلم را به تیغ جراحی ترجیح داد

مایکل کرایتون در شیکاگو متولد شد و از همان دوران کودکی نشانه‌هایی از نبوغ و قد بلندش (که در نهایت به ۲۰۶ سانتی‌متر رسید) مشهود بود. او پس از فارغ‌التحصیلی از رشته انسان‌شناسی در دانشگاه هاروارد، مسیر سخت و دشوار دانشکده پزشکی (Harvard Medical School) را در پیش گرفت. اما در همان سال‌های تحصیل متوجه شد که روح او با طبابت سنتی و حضور مداوم در بیمارستان سازگار نیست و به جای درمان تک‌تک بیماران، می‌تواند با کلماتش بر ذهن میلیون‌ها انسان تاثیر بگذارد.

او در دوران دانشجویی برای تامین هزینه‌های تحصیل خود، نوشتن رمان‌های پرهیجان را با نام‌های مستعار آغاز کرد. او نگران بود که اگر اساتید و همکارانش بدانند که او رمان‌های عامه‌پسند می‌نویسد، اعتبار علمی‌اش به خطر بیفتد. جالب است بدانید که نام‌های مستعار او یعنی جان لنچ (John Lange) و جفری هادسون (Jeffery Hudson) هر دو به نوعی به قد بلند او کنایه داشتند؛ لنچ در آلمانی به معنای فرد قدبلند و هادسون نام یک کوتوله مشهور در دربار انگلیس بود.

کرایتون در نهایت پس از دریافت مدرک پزشکی، هرگز پروانه طبابت نگرفت و مستقیماً به دنیای نویسندگی حرفه‌ای شیرجه زد. این تصمیم جسورانه باعث شد تا او بتواند از دانش تخصصی خود در زمینه‌هایی مثل بیولوژی مولکولی و ژنتیک برای ساختن پلات‌های داستانی استفاده کند که تا آن زمان در ادبیات بی‌سابقه بود. او معتقد بود که علم جدید به قدری پیچیده شده است که برای توضیح آن به مردم، باید از ابزار داستان‌سرایی و درام استفاده کرد.

۰۲

تولد سبک تکنوتریلر با نژاد آندرومدا

در سال ۱۹۶۹، کتابی با نام «نژاد آندرومدا» (The Andromeda Strain) منتشر شد که نه تنها نام کرایتون را بر سر زبان‌ها انداخت، بلکه زیربنای سبکی به نام تکنوتریلر (Techno-thriller) را بنا نهاد. این رمان درباره یک ویروس فضایی بود که از طریق یک ماهواره سقوط‌کرده به زمین منتقل می‌شود و تیمی از دانشمندان باید در یک آزمایشگاه فوق‌پیشرفته و مخفی، راهی برای مهار آن پیدا کنند. دقت علمی کرایتون در توصیف پروتکل‌های آزمایشگاهی و رفتارهای بیولوژیک، خوانندگان را به شک می‌انداخت که شاید این یک داستان واقعی باشد.

کرایتون برای نوشتن این کتاب ماه‌ها وقت خود را صرف مطالعه گزارش‌های ناسا و گفتگو با متخصصان ویروس‌شناسی کرد. او با وسواسی عجیب، جزئیاتی مثل نمودارهای رایانه‌ای و داده‌های فنی را در دل متن گنجاند تا حس واقع‌گرایی را دوچندان کند. این کتاب به سرعت به یک موفقیت تجاری تبدیل شد و رابرت وایز (Robert Wise) کارگردان بزرگ سینما، آن را به فیلمی ماندگار تبدیل کرد که هنوز هم در دانشکده‌های اپیدمیولوژی به عنوان یک الگوی مطالعاتی نمایش داده می‌شود.

۰۳

دنیای غرب؛ پیشگویی هوش مصنوعی و سی‌جی‌آی

مایکل کرایتون تنها یک نویسنده نبود؛ او در سال ۱۹۷۳ با کارگردانی فیلم «دنیای غرب» (Westworld) ثابت کرد که درک عمیقی از هنرهای تصویری دارد. داستان فیلم درباره یک پارک تفریحی آینده‌نگرانه بود که در آن ربات‌ها نقش میزبان را ایفا می‌کردند، اما با بروز یک اختلال در سیستم، ربات‌ها شروع به کشتن بازدیدکنندگان کردند. این ایده دهه‌ها بعد مبنای ساخت سریال پرطرفدار شبکه اچ‌بی‌او (HBO) شد، اما نبوغ کرایتون در نسخه اصلی خیره‌کننده بود.

یکی از حقایق نایاب درباره این فیلم، استفاده از فناوری تصویرسازی رایانه‌ای (CGI) برای اولین بار در تاریخ سینما است. کرایتون می‌خواست دیدِ پیکسلی و دیجیتالی ربات را به نمایش بگذارد و برای این کار، تصاویر را به صورت دستی و با کمک ابزارهای ابتدایی دیجیتالی پردازش کرد. این حرکت او، سال‌ها پیش از ظهور فیلم‌های تمام دیجیتال، نشان‌دهنده بینش او نسبت به پیوند ناگسستنی رایانه و هنر هفتم بود که بعدها در پارک ژوراسیک به اوج خود رسید.

لحن کرایتون در این فیلم کمی با آثار قبلی‌اش متفاوت بود و رگه‌هایی از نقد اجتماعی را به همراه داشت. او می‌خواست بگوید که انسان‌ها در مواجهه با فناوری، اغلب اخلاق را فدای لذت‌های زودگذر می‌کنند. با این حال، اگر امروز دوباره به فیلم نگاه کنید، شاید از ظاهر ربات‌ها کمی خنده‌تان بگیرد، اما مفهومی که کرایتون از شورش ماشین‌ها ارائه داد، هنوز هم در بحث‌های جدی هوش مصنوعی و ایلان ماسک شنیده می‌شود!

زنگ تفریح: نویسنده‌ای که از ابر هم بالاتر بود!

مایکل کرایتون با قد ۲۰۶ سانتی‌متری‌اش، همیشه در جلسات هالیوودی مانند یک غول در میان انسان‌های عادی به نظر می‌رسید. او یک بار به شوخی گفته بود که بیشترین سوالی که در زندگی از او پرسیده‌اند این نبوده که «دایناسورها چطور زنده شدند؟» بلکه این بوده که «آنجا بالا هوا چطور است؟!». جالب اینجاست که او به دلیل قد بلندش مجبور بود صندلی‌ها و میزهای اختصاصی سفارش دهد تا بتواند ساعت‌های طولانی پشت رایانه بنشیند و درباره موجودات کوچکی مثل نانوربات‌ها بنویسد. تضاد عجیبی است؛ بزرگترین مرد اتاق، دقیق‌ترین جزئیات میکروسکوپی را می‌دید!

۰۴

انقلاب در درام پزشکی با سریال ER

در دهه ۷۰ میلادی، کرایتون فیلمنامه‌ای بر اساس تجربیات واقعی خود در اورژانس بیمارستان عمومی ماساچوست نوشت، اما هیچ شبکه‌ای حاضر به ساخت آن نبود؛ چون معتقد بودند سرعت وقایع خیلی بالاست و اصطلاحات پزشکی برای مردم گیج‌کننده است. سال‌ها بعد، با موفقیت جهانی پارک ژوراسیک، شبکه ان‌بی‌سی (NBC) بالاخره به او اعتماد کرد و سریال بخش فوریت‌های پزشکی (ER) متولد شد. این سریال با استفاده از دوربین‌های پرتحرک و دیالوگ‌های سریع، استانداردهای تلویزیون را برای همیشه تغییر داد.

کرایتون اصرار داشت که مسائل پزشکی نباید برای مخاطب ساده‌سازی شوند. او می‌خواست بیننده استرس واقعی پزشکان را حس کند، حتی اگر متوجه نشود که دقیقاً «اپی‌نفرین» چیست. این رویکرد باعث شد که ای-آر به یکی از تاثیرگذارترین برنامه‌های تاریخ تبدیل شود و بازیگرانی مثل جورج کلونی را به ستاره تبدیل کند. موفقیت این سریال به حدی بود که رکورد نامزدی و دریافت جوایز امی (Emmy Awards) را برای سال‌ها در اختیار داشت و الگویی برای سریال‌های بعدی مثل آناتومی گری شد.

۰۵

پارک ژوراسیک؛ وقتی تخیل و ژنتیک هم‌آغوش شدند

بدون شک ماندگارترین اثر کرایتون، پارک ژوراسیک (Jurassic Park) است. ایده بازگرداندن دایناسورها با استفاده از خون موجود در بدن پشه‌های محبوس در کهربا، به قدری از نظر علمی قانع‌کننده به نظر می‌رسید که بسیاری از مردم تصور می‌کردند این کار واقعاً ممکن است. کرایتون در این کتاب، نظریه آشوب (Chaos Theory) را به زبان ساده توضیح داد و نشان داد که چگونه کوچکترین خطاها در یک سیستم پیچیده می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر منجر شود.

همکاری او با استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) برای تبدیل این کتاب به فیلم، یکی از موفق‌ترین مشارکت‌های تاریخ سینما بود. جالب است بدانید که کرایتون در ابتدا تمایلی به تغییر پایان‌بندی کتاب برای فیلم نداشت، اما اسپیلبرگ او را متقاعد کرد که تماشاگران سینما به پایانی امیدوارانه‌تر نیاز دارند. این اثر نه تنها صنعت سینما را با جلوه‌های ویژه خیره‌کننده‌اش تکان داد، بلکه موجی از علاقه به رشته دیرینه‌شناسی را در میان جوانان سراسر جهان ایجاد کرد که به «اثر ژوراسیک» معروف شد.

۰۶

جدال با علم رسمی؛ از گرمایش جهانی تا سیاست

یکی از جنجالی‌ترین دوره‌های زندگی کرایتون، انتشار رمان «حکومت ترس» (State of Fear) در سال ۲۰۰۴ بود. او در این کتاب به شدت به موضوع گرمایش جهانی (Global Warming) تاخت و مدعی شد که بسیاری از داده‌های محیط‌زیستی برای مقاصد سیاسی بزرگ‌نمایی شده‌اند. این موضع‌گیری باعث شد تا او از سوی بسیاری از دانشمندان و رسانه‌ها مورد انتقاد شدید قرار بگیرد. برخی او را متهم کردند که از شهرت خود برای ترویج شبه‌علم استفاده می‌کند، اما کرایتون معتقد بود که علم هرگز نباید به یک مذهب غیرقابل نقد تبدیل شود.

او حتی به مجلس سنای آمریکا دعوت شد تا درباره دیدگاه‌هایش صحبت کند. با وجود انتقادات، کرایتون بر مواضع خود پافشاری می‌کرد و می‌گفت که داده‌های علمی باید به صورت مستقل و بدون فشار گروه‌های ذی‌نفع بررسی شوند. این روحیه پرسشگر و گاه لجباز او، در کتاب‌های دیگرش مثل «بعدی» (Next) که به مالکیت ژن‌های انسانی توسط شرکت‌ها اعتراض داشت نیز دیده می‌شود. او همیشه نگران بود که سرمایه‌داری افسارگسیخته، علم را به مسیری خطرناک و غیرانسانی هدایت کند.

۰۷

وسواس پژوهش و سبک نگارش خاص

کرایتون به «نویسنده پژوهشگر» معروف بود. او برای هر کتابش صدها مقاله علمی می‌خواند و کتابخانه‌ای عظیم از منابع تخصصی داشت. سبک نگارش او بسیار مستقیم، گزارش‌گونه و عاری از توصیفات شاعرانه بیهوده بود. او می‌خواست خواننده احساس کند که در حال خواندن یک گزارش خبری واقعی از یک فاجعه است. این سادگی و دقت باعث می‌شد که حتی پیچیده‌ترین مفاهیم فیزیک کوانتوم (در کتاب زمان‌بندی) برای یک خواننده معمولی قابل درک باشد.

او روزهای خود را با انضباطی نظامی به نوشتن می‌گذراند. معمولاً از ساعت ۶ صبح بیدار می‌شد و تا ظهر می‌نوشت. کرایتون معتقد بود که الهام داستانی وجود ندارد و نویسندگی فقط کار سخت و مداوم است. جالب اینجاست که او در میانه نوشتن یک رمان، اگر احساس می‌کرد مسیر داستان اشتباه است، ابایی نداشت که صدها صفحه را دور بریزد و از اول شروع کند. این کمال‌گرایی باعث شد که آثار او پس از گذشت دهه‌ها هنوز هم تازگی خود را حفظ کنند.

زنگ تفریح: وقتی دایناسورها به نام تو می‌شوند!

بسیاری از نویسندگان آرزو دارند جایزه نوبل ببرند، اما کرایتون افتخاری نصیبش شد که شاید برای او از نوبل هم شیرین‌تر بود. در سال ۱۹۹۹، دانشمندان در چین فسیل یک دایناسور جدید از خانواده انکیلوسورها را کشف کردند و به پاس خدمات مایکل کرایتون در عمومی کردن علم دیرینه‌شناسی، نام آن را «کرایتوناسور» (Crichtonsaurus) گذاشتند. تصور کنید خالق پارک ژوراسیک، خودش به بخشی از تاریخ زمین‌شناسی تبدیل شد! این احتمالاً باحال‌ترین شیوه برای جاودانه شدن یک نویسنده در تاریخ است.

۰۸

نانوتکنولوژی و هراس از طعمه

در سال ۲۰۰۲، کرایتون با کتاب «طعمه» (Prey) به سراغ دنیای نانو رفت. او در این رمان، سناریوی وحشتناکی را ترسیم کرد که در آن ذرات میکروسکوپی هوشمند، از کنترل خارج شده و شروع به بلعیدن محیط زیست می‌کنند. این ایده که به «لجن خاکستری» (Grey Goo) معروف است، یکی از بزرگترین ترس‌های دانشمندان در حوزه نانوتکنولوژی است. کرایتون با مهارتی عجیب، این تئوری علمی را به یک تریلر پرتعلیق تبدیل کرد که در آن مرز میان موجود زنده و ماشین از بین می‌رود.

او در این کتاب به موضوعات بیولوژی مصنوعی و الگوریتم‌های ژنتیک نیز پرداخت. او هشدار داد که اگر ما فناوری‌هایی بسازیم که قابلیت تکامل مستقل داشته باشند، در نهایت ممکن است به شکار آن‌ها تبدیل شویم. «طعمه» نشان داد که کرایتون حتی در دهه ششم زندگی‌اش، همچنان نبض پیشرفت‌های تکنولوژیک را در دست دارد و زودتر از هر سیاستمداری، متوجه خطرات نهفته در آزمایشگاه‌های مخفی می‌شود.

۰۹

مرگی نابهنگام و میراثی که باقی ماند

در سال ۲۰۰۸، خبر مرگ ناگهانی مایکل کرایتون بر اثر بیماری سرطان لنفوم (Lymphoma) جهان را شوکه کرد. او در ۶۶ سالگی و در حالی که هنوز پروژه‌های ناتمام بسیاری داشت، در لس‌آنجلس درگذشت. خانواده‌اش در بیانیه‌ای اعلام کردند که او با وقار و شجاعت با بیماری جنگید، همان‌طور که در کتاب‌هایش با ناشناخته‌ها مبارزه می‌کرد. مرگ او پایانی بر دوران طلایی تکنوتریلرهای علمی بود که با دقت وسواس‌گونه نوشته می‌شدند.

پس از مرگ او، چندین رمان ناتمام در رایانه‌اش پیدا شد که توسط نویسندگان دیگر تکمیل و منتشر گشت. آثاری مثل «دندان‌های اژدها» نشان دادند که او حتی به تاریخ دیرینه‌شناسی در قرن نوزدهم نیز علاقه داشته است. میراث کرایتون فراتر از کتاب‌ها و فیلم‌هایش است؛ او به نسل‌های مختلف آموخت که علم نباید بدون پرسش پذیرفته شود و مسئولیت اخلاقی دانشمندان، بسیار فراتر از کشفیات آن‌هاست. او به ما یادآوری کرد که زندگی همیشه راهی پیدا می‌کند (Life finds a way)، حتی اگر ما سعی کنیم آن را در قفس‌های دیجیتالی و ژنتیکی محبوس کنیم.

۱۰

رکوردی که شاید هرگز شکسته نشود

مایکل کرایتون به دستاوردی در دنیای سرگرمی رسید که بی‌سابقه است. او در سال ۱۹۹۵، به طور هم‌زمان رتبه اول پرفروش‌ترین کتاب (جهان گمشده)، پرفروش‌ترین فیلم (کنگو) و پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی (ER) را در آمریکا در اختیار داشت. این موفقیت در سال ۱۹۹۶ نیز با فیلم «گردباد» (Twister) که او فیلمنامه‌اش را نوشته بود، تکرار شد. این نشان‌دهنده تسلط مطلق او بر ذائقه مخاطب در قالب‌های مختلف رسانه‌ای بود.

او جایزه‌ای نبود که نبرده باشد؛ از ادگار آلن پو برای رمان‌های معمایی تا اسکار برای دستاوردهای فنی و جوایز متعدد امی. او ثابت کرد که یک ذهن علمی می‌تواند در اوج خلاقیت هنری باشد. کرایتون پلی میان آکادمی‌های سرد و بی‌روح علمی و سالن‌های پرشور سینما ساخت و به همین دلیل، جایگاه او در فرهنگ عامه قرن بیستم و بیست و یکم، همتایی نخواهد داشت.

سوالات متداول هوشمند درباره مایکل کرایتون

۱. آیا مایکل کرایتون واقعاً به عنوان یک پزشک در بیمارستان کار می‌کرد؟
خیر، کرایتون با وجود فارغ‌التحصیلی از دانشکده پزشکی هاروارد، هرگز به طور رسمی طبابت نکرد. او بلافاصله پس از اتمام تحصیلات به سمت نویسندگی رفت زیرا معتقد بود از این طریق تأثیر بیشتری بر جامعه خواهد داشت. با این حال، تجربیات دوران کارورزی او در بیمارستان منبع اصلی الهام برای سریال موفق ER شد. او تمام دانش علمی خود را در تار و پود داستان‌هایش به کار گرفت تا واقع‌گرایی آن‌ها را تضمین کند.
۲. چرا او در ابتدا آثارش را با نام مستعار منتشر می‌کرد؟
کرایتون نگران بود که فعالیت ادبی‌اش در دوران دانشجویی باعث شود اساتیدش او را به عنوان یک پزشک جدی نگیرند. او از نام‌های مستعار «جان لنچ» و «جفری هادسون» استفاده کرد تا هویت واقعی‌اش در دنیای پزشکی محفوظ بماند. این پنهان‌کاری تا زمان انتشار موفقیت‌آمیز کتاب نژاد آندرومدا ادامه داشت. پس از آنکه متوجه شد نویسندگی می‌تواند شغل اصلی او باشد، نام واقعی خود را بر روی جلد کتاب‌ها قرار داد.
۳. نقش کرایتون در توسعه جلوه‌های ویژه دیجیتال در سینما چه بود؟
او یکی از پیشگامان استفاده از تصاویر تولید شده توسط رایانه یا همان CGI در صنعت سینما محسوب می‌شود. در سال ۱۹۷۳ و در فیلم دنیای غرب، او برای اولین بار دید دیجیتالی یک ربات را با کمک پردازش رایانه‌ای خلق کرد. این تجربه اولیه راه را برای پروژه‌های عظیم‌تری مانند پارک ژوراسیک هموار کرد که انقلابی در جلوه‌های ویژه بود. او حتی برنده یک جایزه اسکار فنی برای توسعه نرم‌افزارهای مدیریتی در تولید فیلم شد.
۴. آیا ایده بازسازی دایناسورها در پارک ژوراسیک از نظر علمی امکان‌پذیر است؟
در زمان نگارش کتاب، دانشمندان فکر می‌کردند استخراج دی‌ان‌ای قدیمی ممکن است، اما امروزه می‌دانیم که نیمه‌عمر DNA بسیار کوتاه است. دی‌ان‌ای پس از گذشت میلیون‌ها سال کاملاً تجزیه می‌شود و نمی‌توان از آن برای کلون‌سازی استفاده کرد. با این حال، ایده کرایتون باعث شد تحقیقات واقعی بر روی مهندسی معکوس ژنتیکی در پرندگان امروزی شدت بگیرد. او با ترکیب فکت‌های علمی و تخیل هوشمندانه، یکی از باورپذیرترین سناریوهای علمی تاریخ سینما را نوشت.
۵. واکنش جامعه علمی به کتاب «حکومت ترس» چه بود؟
این کتاب با واکنش‌های بسیار تند و منفی از سوی اکثر اقلیم‌شناسان و دانشمندان محیط‌زیست مواجه شد. منتقدان معتقد بودند کرایتون داده‌های علمی را به نفع داستان خود تغییر داده و در حال گمراه کردن افکار عمومی است. با این حال، او بر حق خود برای به چالش کشیدن هرگونه «اجماع علمی» که بوی سیاست می‌دهد پافشاری می‌کرد. این جنجال باعث شد تا او مدتی از محافل آکادمیک فاصله بگیرد اما فروش کتابش به شدت بالا رفت.
۶. رمان «مرده‌خواران» چگونه به یک فیلم اکشن تبدیل شد؟
این رمان ترکیبی عجیب از سفرنامه‌های واقعی احمد ابن فضلان و افسانه‌ی قدیمی بیوولف بود که در محیطی تاریخی روایت می‌شد. جان مک‌تیرنان این کتاب را با نام «سیزدهمین سلحشور» و با بازی آنتونیو باندراس به فیلم تبدیل کرد. فیلم با وجود بودجه عظیم، در گیشه شکست خورد اما بعدها به یک اثر کلاسیک در میان طرفداران ژانر تاریخی تبدیل شد. کرایتون در این اثر نشان داد که علاوه بر علم آینده، بر متون تاریخی کهن نیز تسلط دارد.
۷. میراث کرایتون برای نویسندگان جوان امروزی چیست؟
او به نویسندگان آموخت که تحقیق و پژوهش دقیق، زیربنای یک داستان تخیلی قدرتمند و ماندگار است. کرایتون ثابت کرد که می‌توان بدون فدا کردن دقت علمی، داستان‌هایی پرکشش و عامه‌پسند نوشت که میلیون‌ها نسخه بفروشد. او همچنین نشان داد که یک هنرمند باید همیشه نسبت به پیامدهای اخلاقی فناوری‌های نوین هوشیار باشد و به جامعه هشدار دهد. سادگی در بیان و پرهیز از زیاده‌گویی، مهم‌ترین درس تکنیکی او برای نویسندگان نسل جدید است.

جمع‌بندی نهایی

مایکل کرایتون فراتر از یک رمان‌نویس، معماری بود که پل‌های مستحکمی میان دانش پیچیده آزمایشگاهی و هیجان‌های سینمایی بنا کرد. او با نبوغ خود نشان داد که چگونه یک پزشک می‌تواند با قدرت کلمات، نبض جهان را در دست بگیرد و میلیون‌ها انسان را به تفکر درباره آینده دعوت کند. میراث او در پارک ژوراسیک، بخش فوریت‌های پزشکی و ده‌ها اثر دیگر، همچنان یادآور این حقیقت است که فناوری بدون نظارت اخلاقی می‌تواند به هیولایی مهارناپذیر تبدیل شود. کرایتون با نگاهی واقع‌بینانه و گاه بدبینانه، ما را واداشت تا به جای ترس از علم، به مسئولیت خود در قبال قدرت بیکران آن بیندیشیم. او تا ابد به عنوان پادشاه تکنوتریلر، در یادها خواهد ماند.

شما کدام اثر کرایتون را بیشتر دوست دارید؟

مایکل کرایتون با آثارش دنیای ما را تغییر داد؛ از هیجان دایناسورها تا استرس اتاق عمل. آیا شما هم با دیدن فیلم‌های او به علم علاقه‌مند شدید؟ کدام کتاب یا فیلم او خاطره‌انگیزترین لحظات را برایتان ساخته است؟ نظرات و تجربیات خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید تا درباره میراث این نویسنده بزرگ با هم گفتگو کنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

61 دیدگاه

  1. سلام,طریقه شرکت در قرعه کشی را توضیح دهید,قبلا در سیستم خود این کار امکان پذیر بود ولی اکنون امکان پذیر نیست

  2. با سلام اینجانب محمد زنگویی دانشجوی کارشناسی رشته اب خیز داری کشاورزی استان بوشهر درس می خوانم از شما می خواستم که در قرعه کشی شما شرکت کنم با تشکر به موبایل من زنگ یا پیام دهید 090…1792

  3. سلام من یکی از کاربرای قدیمی شما هستم و چند روز قبل به دوستمم معرفی کردم شارژ خرید ولی براش اس رمز فرستاده نشده. حالا من باید 10 تومن جریمه بکشم این چیزا باعث میشه دگه از app استفاده نکنم. اگه راهنمایی دارین بگین وگرنه خدافظ برا همیشه

  4. با سلام خدمت تمامی دوستانی که آپ می کنند
    من تمامی پست ها رو مطالعه کردم و برای تک تک سوال های شما جواب واضحی وجود داره که توصیه می کنم با مرکز تماس شرکت آسان پرداخت پرشین به شماره ی021-83333 تماس بگیرید
    با تشکر

  5. باسلام وخسته نباشید اگه امکان انتقال امتیاز هم از یه شماره به شماره دیگرهم داشته باشدخیلی خوب است من از دوتا شماره امتیاز دارم میخوام انتقال بدم به یک شمارم…

    باتشکر

  6. سلام :
    کی گفته رایگانه من خودم چندین بار امتحان کردم و موجودی گرفتم هر بار 120تومن از حسابم کم میشه.
    در ضمن تموم کارامو مثه قبضو شارژو …همه رو با این سرویس انجامش میدم…

  7. سلام آقای دکتر..من چندین کارت دارم ک با۴تا از کارتام از طریق۷۳۳خرید شارژ انجام میدم و کارتهام توی این سیستم ثبت شدن.اما مدتیه ک کارت بانک ملی و انصار پاسخگو نیستند.فقط میتونم شارژ بخرم موجودی کارت بهم نمیده،،،لطفا راهنمایی کنید.
    درضمن واسه داداشم۲بار شارژ گرفتم ک متأسفانه رمز شارژ واسش ارسال نشد..یا شارژهام رو بدین یا پول شارژها رو برگردون ب حسابم.آخه از موجودی کارتم هم کم شد.مرسی

  8. سلام یکی کمکم کنه من وارد سایت میشم برا ثبت نام و فیلدهیا مربوطه را پر می کنم ولی فیلد مربوط به شناسه کاربری هم میخواد که من ندارم لطفا راهنماییم کنید که چطور میشه شناسه رو گرفت

  9. چرا بعد از پر کردن فرم هیچ گونه گزینه ثبت نهایی در پایین فرم وجود نداره و فقط گزینه اصلاح مشخصات داره یعنی فرم خودش ثبت میشه؟

  10. کارت بانک ملی دارم هنگام گرفتن موجودی پس از انجام تمامی مراحل و در لحظه آخر نوشته میشود که شما مجاز به انجام این تراکنش نیستید برای رفع این مشکل چه باید کرد

  11. سلام من سیم کارته رایتل دارم.خودم نمیتونم برای خودم از 733 شارژ بگیرم(میزنه requesting not complete )
    اما اگه کسی شماره منو بده برام میفرسته. چیکار بایدکنم؟؟؟؟

  12. من شنیدم کارت شارژ رایگان هم واسه خرید زیاد میده من الان امتیازم 940ه اما هنوز چیزی دریافت نکردم میشه کمک کنید بگین درسته یا نه ؟

  13. سلام .خسته نباشین
    من همیشه از 733 شارژ میگیرم
    الان حدود 360 بارگرفتم
    و الان 7 امتیاز دارم
    حلا سوالم اینه من چجوری می تونم از این امتیازام استفاده کنم ؟؟؟
    مرسی

    1. سلام
      ستاره ۷۳۳مربع را وارد کردید بعد از ورودعدد ۹را را وارد کنید سپس گزینه ۲ را وارد کنید اخرین تراکنش میاد

  14. چطور میتونم لیست شماره هایی که شارژ خریدیم واسشون از لیست حذف کنیم

    تعداد شماره هایی که میتونه تو لیست بمونه چند تاست

    ممنون اگه جواب بدین

  15. با سلام.به ترتیب ذکر شده مراحل را انجام دادم ولی سیستم ارور داد.آیا اتصال به اینترنت برای استفاده از خدمات(کنترل موجودی، پرداخت قبوض، دریافت شارژ و ….)نیازی به اتصال به اینترنت هست یا خیر؟

    امضاء
    دارنده همراه اول دائمی

  16. من هر چی مبزنم وارد نمی شه.البته قبلا ازش استفاده میکردم ولی یکی دو روز هست که کار نمی کنه.مشکل چی هست نمی دونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  17. ویندوز فون که از USSD پشتیبانی نمیکنه
    برای مثال *#733# رو بزنم نمیتونم پاسخ بدم
    اما میشه مستقیم زد مثلا *#733*5*5*8#
    گرفتی دکتر؟

  18. من که حاظر نمیشم از چنین سرویسی استفاده کنم، موقع پرداخت باید تا جای ممکن واسطه ها رو حذف کرد، حالا بیام و یه واسطه اضافه کنم و شماره کارت و رمز عبور رو در اختیارش بزارم؟!

    1. منم همین نظر رو دارم و مدت زیادی هست که از خدمات *724# بانک سامان استفاده میکنم که همین خدمات رو مستقیم از طریق بانک (شبکه شتاب) ارائه میده و از هیچ شرکت واسطی استفاده نمیکنه.
      من که هیچ نیازی نمیبینم از این سرویس 733 استفاده کنم و به بقیه هم توصیه نمیکنم.

      1. منظور من از واسطه، علاوه بر اون شرکت، اپراتور تلفن همراه هم بود.
        اپراتور میتونه به تمام دیتایی که از شبکه رد میشه دسترسی داشته باشه، فرقی نمیکنه که USSD باشه یا تماس صوتی و تصویری و یا سرویس اینترنت، اپراتور به همه دیتای ارسال و دریافت شده دسترسی داره.

        اون خدمات بانک سامان هم فرق چندانی با این 733 نداره…

        در حال حاظر بهترین گزینه، استفاده از اینترنت تحت پروتکل SSL یا TLS هست، البته باید دقت کنید که “واقعا داخل سایت بانک باشید” و اشتباها سایت های مشابه با آدرس جعلی رو باز نکنید.
        SSL یا TLS خدمات رو طوری رمز نگاری می کنند که فقط شما و بانک به اطلاعات دسترسی داشته باشید و واسطه ها (نظیر خدمات دهنده اینترنت و خدمات دهندگان VPS – البته اگر از این استفاده می کنید!) به اطلاعات دسترسی ندارند، بر خلاف سرویس های موبایلی!

  19. روزانه بابتش که مجبور به پرداخت مبلغی نیستیم ؟
    بعد یه سوال دیگه اینکه وقتی فعال شد قابل لغو شدن هم هست

  20. دکتر مجیدی درست هست که اطلاعات ارسالی جایی ذخیره نمیشه ولی این رو هم در نظر داشته باشید که این ارتباط هیچ گونه رمزگذاری نمی شه و خیلی راحت میشه اطلاعات ارسالی رو ردیابی کرد.
    بهتون حق میدم که این نظر رو تأیید نکنید. ولی اگر بکنید آزادی بیان رو رعایت کردین :)

    1. در مقابل تلفن بانک که از نظر امنیت یک فاجعه هست، امنیت اطلاعات این روش خیلی بالاتره، دسترسی به دیتاهای رمز نگاری شده بیسیم شبکه موبایل رو مقایسه کنید با جعبه تقسیم تلفن ثابت پشت در خونتون!!!

      1. فاجعه بودن تلفن بانک رو قبول دارم ولی این دلیلی نمیشه از اینم استفاده کنم تا زمانی که اینترنت با رمزنگاری واقعی هست.
        در ضمن هیچ رمزنگاری روی ارسال و دریافت های ussd انجام نمیشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]