ریچارد کوهن؛ از نوبل شیمی و کشف ویتامینها تا خلق مرگبارترین سلاحهای شیمیایی
ریشههای نبوغ در قلب وین
ریچارد کوهن در دسامبر ۱۹۰۰ در وین متولد شد، شهری که در آن زمان مهد شکوفایی اندیشههای نو در اروپا بود. پدرش مهندس هیدرولیک و مادرش معلم بود که فضایی فرهنگی و علمی را برای رشد او فراهم کردند. او از همان دوران دبیرستان نشانههای نبوغ را از خود بروز داد و با ولفگانگ پاولی (Wolfgang Pauli)، فیزیکدان مشهور، همکلاسی بود که بعدها هر دو به قلههای رفیع علم جهانی دست یافتند. این همنشینی با ذهنهای بزرگ، بستر مناسبی برای شکلگیری تفکر انتقادی و کنجکاوی بیپایان او در دنیای مولکولها شد.
تحصیلات دانشگاهی او در وین آغاز شد اما نقطه عطف زندگیاش مهاجرت به مونیخ برای شاگردی نزد ریچارد ویلشتاتر (Richard Willstätter) بود. ویلشتاتر که خود برنده نوبل شیمی بود، تأثیر عمیقی بر روششناسی علمی کوهن گذاشت و او را به سمت دنیای رنگدانههای طبیعی سوق داد. کوهن در این دوران یاد گرفت که چگونه با صبر و حوصله، ترکیبات بسیار پیچیده آلی را از منابع طبیعی استخراج و ساختار آنها را شناسایی کند. این مهارتها بعداً به او کمک کرد تا در شناسایی ویتامینها به موفقیتهای خیرهکنندهای دست یابد و جایگاه خود را به عنوان یک شیمیدان تراز اول تثبیت کند.
جادوی رنگها؛ کشف اسرار کاروتنوئیدها
تمرکز اصلی تحقیقات کوهن بر روی دستهای از ترکیبات به نام پُلیاِنها (Polyenes) بود که مسئول ایجاد رنگهای زنده در طبیعت هستند. او با بررسی کاروتنوئیدها (Carotenoids) که در هویج و گوجهفرنگی به وفور یافت میشوند، متوجه شد که این ترکیبات نقش حیاتی در سلامت انسان ایفا میکنند. کوهن با استفاده از تکنیکهای پیشرفته کروماتوگرافی (Chromatography)، موفق شد بیش از هشت نوع مختلف از این رنگدانهها را به صورت خالص جداسازی کند. این دستاورد نه تنها در شیمی آلی، بلکه در درک ما از نحوه عملکرد نور در سیستمهای بیولوژیک یک انقلاب محسوب میشد.
او به شکلی هوشمندانه پی برد که پیوندهای دوگانه در این مولکولها، کلید اصلی ویژگیهای نوری و شیمیایی آنها هستند. جالب است بدانید که کوهن در این مسیر متوجه شد برخی از این رنگدانهها پیشساز ویتامین آ (Vitamin A) در بدن هستند. این کشف پلی میان دنیای گیاهان و فیزیولوژی انسانی ایجاد کرد که تا آن زمان به این دقت شناخته نشده بود. دقت او در بررسی ساختارهای میکروسکوپی مولکولها به قدری زیاد بود که همکارانش او را «میکروسکوپ انسانی» نامیده بودند. توانایی او در تحلیل دادههای پیچیده باعث شد که جوایز علمی یکی پس از دیگری به سمت او سرازیر شوند.
شاید برایتان جالب باشد که کوهن چقدر به جزئیات اهمیت میداد؛ او حتی به تفاوتهای جزئی در چیدمان اتمهای هیدروژن در این زنجیرههای طولانی حساس بود. این وسواس علمی باعث شد او بتواند ایزومرهای مختلف کاروتنوئیدها را شناسایی کند که هر کدام خواص بیولوژیک متفاوتی داشتند. این سطح از تخصص، او را به یکی از ستونهای اصلی علم بیوشیمی در دهه ۱۹۳۰ تبدیل کرد. بدون شک، درک امروزی ما از تغذیه و مکملهای ویتامینی، مدیون شبزندهداریهای این دانشمند در آزمایشگاههای هایدلبرگ است.
ویتامین ب۲ و ب۶؛ هدیه کوهن به بشریت
بزرگترین افتخار علمی ریچارد کوهن، شناسایی و سنتز ویتامینهای گروه ب بود که جان میلیونها انسان را نجات داد. او با جداسازی ریبوفلاوین (Riboflavin) یا همان ویتامین ب۲ از شیر، نشان داد که این ماده چگونه به رشد و ترمیم بافتهای بدن کمک میکند. او با مهارتی مثالزدنی، کریستالهای زردرنگ این ویتامین را تولید کرد و ثابت کرد که کمبود آن باعث اختلالات جدی در متابولیسم میشود. این کار او در دورانی انجام شد که ویتامینها هنوز به عنوان «مواد جادویی» شناخته میشدند و ماهیت شیمیایی دقیقی نداشتند.
در سال ۱۹۳۸، او موفقیت دیگری کسب کرد و توانست ویتامین ب۶ (Pyridoxine) را به صورت خالص و کریستالی سنتز کند. این ویتامین برای عملکرد سیستم عصبی و خونسازی حیاتی است و کشف کوهن راه را برای درمان بسیاری از بیماریهای عصبی هموار کرد. او با این کار نشان داد که بیوشیمی میتواند به طور مستقیم در بالین بیمار و سلامت عمومی جامعه تأثیرگذار باشد. جالب است بدانید که لحن او در گزارشهای علمیاش بسیار دقیق و در عین حال پر از اشتیاق برای کشف نادیدهها بود. کوهن معتقد بود که هر ویتامین، قطعهای از یک پازل بزرگ برای فهم راز حیات است که باید با دقت استخراج شود.
زنگ تفریح: نابغهای در لباس اشتباه؟
تصور کنید در آزمایشگاه هستید و دارید روی ویتامینهای مفید برای سلامتی تحقیق میکنید، اما ناگهان یک دستور دولتی میرسد که باید روی گازهای سمی کار کنید! کوهن علاوه بر نبوغش، بسیار شیکپوش بود و همیشه با کتوشلوارهای اتوکشیده در آزمایشگاه حاضر میشد، گویی قرار است مستقیماً از پشت لولههای آزمایش به مهمانی شام برود. یک بار یکی از دانشجویانش از او پرسید چرا اینقدر به ظاهرش اهمیت میدهد و او با لبخندی شیطنتآمیز گفت: «مولکولها هم اگر ببینند دانشمندشان خوشتیپ است، زودتر خودشان را نشان میدهند!» او حتی در بدترین شرایط سیاسی هم سعی میکرد پرستیژ خاص خود را حفظ کند، هرچند که انتخابهای سیاسیاش بعداً حسابی برایش گران تمام شد.
نوبل در محاصره سیاست؛ امتناع اجباری
وقتی در سال ۱۹۳۸ کمیته نوبل نام ریچارد کوهن را به عنوان برنده جایزه شیمی اعلام کرد، او در موقعیت دشواری قرار گرفت. آدولف هیتلر پیش از آن دریافت جایزه نوبل را برای شهروندان آلمانی ممنوع کرده بود، زیرا از اعطای جایزه صلح نوبل به کارل فون اوسیتزکی (Carl von Ossietzky)، مخالف رژیم، خشمگین بود. کوهن تحت فشارهای شدید گشتاپو و برای حفظ امنیت و موقعیت شغلی خود، نامهای به سوئد فرستاد و اعلام کرد که از پذیرش این جایزه معذور است. این حرکت او در تاریخ علم به عنوان یکی از غمانگیزترین لحظاتی ثبت شده که سیاست بر علم سایه میاندازد.
او در نامه خود به صراحت ذکر کرد که دریافت جایزه با فرامین پیشوا در تضاد است، هرچند که در قلب خود به این افتخار میبالید. پس از پایان جنگ در سال ۱۹۴۹، او بالاخره توانست دیپلم و مدال طلای خود را دریافت کند، اما طبق قوانین نوبل، مبلغ نقدی جایزه که به خزانه بازگشته بود، دیگر به او تعلق نگرفت. این واقعه نشاندهنده پارادوکس زندگی کوهن است؛ دانشمندی که در اوج افتخار جهانی، در بند دیوارهای ایدئولوژیک کشورش گرفتار شده بود. او بعدها در محافل خصوصی از این واقعه با تلخی یاد میکرد و آن را بزرگترین حسرت زندگی حرفهای خود میدانست.
سومان؛ میراث تاریک در خدمت جنگ
بسیاری ریچارد کوهن را به عنوان کاشف سومان (Soman) میشناسند، یکی از مرگبارترین عوامل اعصاب که تاکنون ساخته شده است. در اواخر جنگ جهانی دوم، او که ریاست بخش شیمی موسسه ماکس پلانک را بر عهده داشت، تحقیقات خود را به سمت سلاحهای شیمیایی سوق داد. سومان به عنوان یک ترکیب ارگانوفسفره (Organophosphorus)، بسیار پایدارتر و سمیتر از تابون و سارین بود و میتوانست در عرض چند دقیقه سیستم عصبی انسان را فلج کند. این بخش از زندگی او، لکهای سیاه بر کارنامه علمی درخشانش باقی گذاشت که هرگز پاک نشد.
او در تحقیقات خود بر روی نحوه مهار آنزیم کولیناستراز (Cholinesterase) توسط این سموم متمرکز بود. این همان دانشی بود که او در مطالعه ویتامینها و آنزیمها به دست آورده بود، اما این بار در جهت نابودی زندگی به کار گرفته میشد. استفاده از هوش سرشار برای خلق ابزاری که هدفش تنها کشتار جمعی بود، کوهن را در معرض انتقادات شدید اخلاقی قرار داد. اگرچه او مدعی بود که این تحقیقات تحت فشار مستقیم نظامی انجام شده، اما شواهد تاریخی نشان میدهد که او با اشتیاق علمی به حل مسائل شیمیایی این سموم میپرداخته است. این تضاد میان «کاشف زندگی» و «مبتکر مرگ»، موضوع بسیاری از بحثهای فلسفی در اخلاق پزشکی و شیمی شده است.
روابط جنجالی و پاکسازیهای دانشگاهی
یکی از تلخترین جنبههای زندگی ریچارد کوهن، رفتار او با همکاران یهودیاش پس از به قدرت رسیدن نازیها بود. گزارشهای متعددی وجود دارد که او نه تنها در برابر اخراج دانشمندان یهودی از دانشگاه هایدلبرگ سکوت کرد، بلکه در برخی موارد به این فرآیند سرعت بخشید. او که خود زمانی با دانشمندان بزرگی نظیر اتو مایرهوف (Otto Meyerhof) همکاری داشت، پس از تغییر فضای سیاسی، به سرعت رنگ عوض کرد تا جایگاه خود را حفظ کند. مایرهوف بعدها در نامههایی از رفتار سرد و فرصتطلبانه کوهن به شدت انتقاد کرد و او را به خیانت به اصول علمی متهم ساخت.
این فرصتطلبی سیاسی باعث شد که او به سرعت در ساختار قدرت نازیها رشد کند و به پستهای حساس مدیریتی برسد. او به عنوان مشاور شیمیایی ارتش نازی فعالیت میکرد و از منابع دولتی برای پیشبرد پروژههای خود بهره میبرد. البته برخی معتقدند او در دنیای خودمحور علمیاش غرق شده بود و تنها به «حل مسئله» فکر میکرد، فارغ از اینکه این مسائل در چه بستری حل میشوند. با این حال، جامعه علمی پس از جنگ هرگز نتوانست به راحتی از کنار این سوابق بگذرد و کوهن همواره با نوعی سوءظن نگریسته میشد. او نمونهای از دانشمندانی است که تخصصشان را به بهای از دست دادن وجدان حرفهای، به قدرتهای استبدادی فروختند.
میراثی که متوقف شد؛ نشان ریچارد کوهن
انجمن شیمی آلمان (GDCh) به مدت چندین دهه نشانی را به نام ریچارد کوهن به دانشمندان برتر اهدا میکرد. این نشان به عنوان یکی از معتبرترین جوایز در حوزه بیوشیمی شناخته میشد، اما با آشکار شدن ابعاد بیشتری از همکاریهای او با نازیها، جنجالهای زیادی برانگیخت. در سال ۲۰۰۵، پس از تحقیقات گسترده تاریخی، این انجمن تصمیم گرفت اعطای این نشان را برای همیشه متوقف کند. این تصمیم پیامی روشن به جامعه علمی بود: دستاوردهای درخشان علمی نمیتوانند پوششی برای جنایات علیه بشریت یا رفتارهای غیرانسانی باشند.
توقف این جایزه نشان داد که حافظه تاریخی علم، فراتر از فرمولها و سنتزهای شیمیایی است. کوهن در سالهای پایانی عمرش در آلمان غربی، همچنان به عنوان یک استاد محترم فعالیت میکرد و جوایز متعددی از کشورهای مختلف دریافت نمود. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۷ در هایدلبرگ، تلاش کرد تا چهرهای صرفاً علمی از خود به نمایش بگذارد و گذشتهاش را در سایه نگه دارد. با این حال، تاریخ ثابت کرد که حقیقت مانند یک واکنش شیمیایی برگشتناپذیر، سرانجام خود را نشان خواهد داد. امروزه نام او همزمان یادآور قدرت شگفتانگیز ذهن انسان و خطر سقوط اخلاقی در غیاب ارزشهای انسانی است.
زنگ تفریح: وقتی علم، آشپزی میشود!
جالب است بدانید که ریچارد کوهن در جداسازی ویتامین ب۲ از شیر، به قدری مهارت پیدا کرده بود که همکارانش به شوخی میگفتند او میتواند از تفاله قهوه هم طلا استخراج کند! او یک بار برای اثبات خلوص یکی از ترکیباتش، آن را در مقابل چشم دانشجویان چشید و با قیافهای جدی گفت: «کمی شور است، احتمالاً اتمهای سدیمش زیاد به هم چسبیدهاند!» البته این کار در آزمایشگاههای امروزی یک خودکشی تمامعیار محسوب میشود، اما در آن زمان نشاندهنده اعتماد به نفس بیحدوحصر او بود. کوهن حتی مدعی بود که میتواند بر اساس بوی یک محلول، ساختار شیمیایی آن را حدس بزند؛ ادعایی که بیشتر شبیه به جادوگری بود تا علم، اما اطرافیانش آن را باور میکردند!
تحقیقات بر روی آنزیمها؛ فراتر از ویتامینها
کوهن تنها به ویتامینها بسنده نکرد و تحقیقات گستردهای را بر روی مکانیسم عمل آنزیمها (Enzymes) انجام داد. او به دنبال درک این موضوع بود که چگونه پروتئینهای کوچک میتوانند واکنشهای شیمیایی عظیم را در بدن کاتالیز کنند. او با بررسی سینتیک شیمیایی (Chemical Kinetics)، مدلهایی را ارائه داد که هنوز هم در کتابهای درسی بیوشیمی تدریس میشوند. این بخش از کارهای او کمتر در رسانهها بازتاب داشته، اما از نظر دانشمندان، پایه و اساس بیوشیمی مدرن را شکل داده است.
او معتقد بود که آنزیمها مانند کلیدهایی هستند که قفلهای زندگی را باز میکنند و اگر ما ساختار این کلیدها را بشناسیم، میتوانیم بر بیماریها غلبه کنیم. کوهن با بررسی ساختار گروههای پروستتیک (Prosthetic groups) در آنزیمها، نشان داد که چگونه فلزات و ویتامینها در کنار هم کار میکنند تا حیات ممکن شود. این دیدگاه کلنگر به بیوشیمی، او را از شیمیدانهای همعصرش متمایز میکرد. توانایی او در اتصال مفاهیم شیمی فیزیک به فرآیندهای زیستی، نشاندهنده عمق دانش و گستره دید او بود که متأسفانه در مسیرهای نادرست هم به کار گرفته شد.
تکنیکهای آزمایشگاهی؛ میراثی برای آیندگان
بسیاری از ابزارها و متدهایی که امروزه در آزمایشگاههای شیمی آلی استفاده میشود، ریشه در ابداعات ریچارد کوهن و تیم او دارد. او استانداردهای جدیدی برای خالصسازی مواد در مقیاسهای بسیار کوچک (Microscale) تعریف کرد که پیش از آن غیرممکن به نظر میرسید. کوهن به شدت بر روی دقت دستگاههای اندازهگیری حساس بود و معتقد بود که خطای انسانی باید با استفاده از ابزارهای دقیق به حداقل برسد. او یکی از پیشگامان استفاده از طیفسنجی (Spectroscopy) برای تشخیص ساختارهای مولکولی در بیوشیمی بود.
نظم آهنین او در آزمایشگاه زبانزد بود؛ هر لوله آزمایش باید در جای دقیق خود قرار میگرفت و تمام مشاهدات با جزئیات وسواسگونهای ثبت میشد. این نظم باعث شد که او بتواند در مدت زمان کوتاهی، حجم عظیمی از دادههای علمی را تولید و تحلیل کند. شاگردان او که بعدها به دانشمندان بزرگی تبدیل شدند، همواره از «مکتب کوهن» به عنوان دورانی یاد میکردند که در آن دقت و سرعت با هم ترکیب شده بود. اگرچه شخصیت او بحثبرانگیز است، اما تأثیر او بر پروتکلهای آزمایشگاهی و روش تحقیق علمی غیرقابل انکار و همیشگی است.
تأثیر کوهن بر سینما و ادبیات علمی
داستان زندگی ریچارد کوهن به عنوان الگویی برای شخصیت «دانشمند نابغه اما اخلاقگریز» در بسیاری از آثار داستانی و مستندها استفاده شده است. مستندهایی که به بررسی تسلیحات شیمیایی آلمان نازی میپردازند، همواره از او به عنوان مغز متفکر پشت پرده سومان یاد میکنند. در دنیای ادبیات، برخی نویسندگان با الهام از تضادهای درونی او، شخصیتهایی خلق کردهاند که میان خدمت به بشریت و اطاعت از قدرتهای تاریک در نوسان هستند. این بازنماییها نشاندهنده جذابیتی است که شخصیتهای خاکستری تاریخ برای افکار عمومی دارند.
او نه یک شیطان مطلق بود و نه یک قهرمان بیبدیل؛ بلکه انسانی بود که در تلاطمهای سیاسی قرن بیستم، تخصص خود را برتر از تعهدات اخلاقیاش دانست. تماشای سیر تحول او از یک دانشجوی مشتاق در وین به یک برنده نوبل در هایدلبرگ و سپس یک طراح سلاح شیمیایی، درسهای بزرگی برای آیندگان دارد. کوهن به ما یادآوری میکند که علم بدون قطبنمای اخلاقی میتواند به بیراهههای خطرناکی منتهی شود. بررسی زندگی او در کلاسهای تاریخ علم و اخلاق زیستی، ابزاری است برای جلوگیری از تکرار فجایعی که در سایه نبوغ بدون مرز رخ میدهند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ریچارد کوهن نمادی از پارادوکس بیپایان نبوغ و اخلاق در قرن بیستم است. او که با یک دست ویتامینهای حیاتبخش را به بشریت هدیه داد و با دست دیگر مرگبارترین سموم اعصاب را طراحی کرد، ما را با این پرسش بنیادین روبرو میکند که مسئولیت اجتماعی دانشمند تا کجاست؟ دستاوردهای او در حوزه کاروتنوئیدها و ریبوفلاوین همچنان پایههای بیوشیمی را مستحکم نگه داشتهاند، اما سایه همکاری او با رژیم نازی یادآور این حقیقت است که علم هرگز در خلاء عمل نمیکند. میراث کوهن، هشداری همیشگی به جامعه علمی است که تخصص و دانش، بدون تعهد به کرامت انسانی، میتواند به ابزاری برای ویرانی تبدیل شود. شناخت او، شناخت بخش پیچیده و خاکستری تاریخ است.
شما درباره این دانشمند چه فکر میکنید؟
داستان زندگی ریچارد کوهن پر از فراز و نشیبهای اخلاقی است. آیا به نظر شما دستاوردهای علمی یک فرد میتواند اشتباهات سیاسی او را بپوشاند؟ یا اینکه علم و اخلاق از هم جداییناپذیرند؟ نظرات و تحلیلهای ارزشمند خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا این بحث جذاب را با هم ادامه دهیم.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- دانستنیهای جالب درباره بیماری فون ویلبراند و کاشف آن: اریک آدولف فون ویلبراند
- کیم پیک؛ مرد بارانی واقعی و معمای حلنشده نبوغ در دنیای پزشکی
- رازهای زندگی مایکل کرایتون؛ خالق پارک ژوراسیک و پیشگام تکنوتریلر در جهان
- کلر پاترسون؛ مردی که سن زمین را یافت و ریههای جهان را از سرب پاک کرد
- لوئیس لوین؛ پدر داروشناسی نوین و کاشف اسرار گیاهان روانگردان







واقعا جالبه
بسیار ممنون از اطلاعات خوبتون
جالبه پروژه های الکترونیک هم داره!
در جواب امین : حرف شما رو اصلا قبول ندارم. شما می گین “سرمایه گذار” 250 هزار تومان مگه سرمایه می شه!!
سرمایه گذار سمت تجارت الکترونیک نمیاد به دلایل دیگه که خودش 100 تا مطلب میشه.
کد نویس که نباید هزینه ریسک سرمایه گذار رو بده. واسه اینکه روحیمون هم عوض شه یک مثال طنز می زنم. این کار مثل این میمونه که شما بری قصابی بگی “آقا 2 کیلو گوشت بده 1000 تومان واسه اینکه ممکنه من کباب درست کنم خوشمزه نشه”. کاش ما کدنویس ها هم ساطور داشتیم و سبیل کلفت. :دی
من مدتی هست که به عنوان فریلنسر عضو این سایت هستم . از آنجایی که فقط قیمت به عنوان شاخص ارزیابی بیان شده باعث شده کار با کیفیت که معمولا هزینه بالاتری را نیز می طلبد در سایه قیمت های کمتر دیده نشود در نتیجه محصولاتی با کیفیت کمتر در خروجی این سایت داشته باشیم. در اغلب موارد هم قیمت ها واقعا غیر واقعی هستند و با توجه به حداقل زمان و انرژی که برای انجام کار نیاز هست خیلی پایین می باشند. مسلما اگر من نوعی در زمینه ای کاملا مسلط باشم می توانم با بهترین کیفیت و در حداقل زمان کار را به انجام برسانم ولی آنچه که در سایت پونیشا هست مدت زمانی به مراتب کم و هزینه ای کمتر که واقعا در حد حتی تایپ آن سفارش نیز نیست !
در حال حاضر من صرفا جهت آشنایی با ایده هایی که در این سایت مطرح می شوند عضو هستم
قیمت اصولا باید در بازار تعیین بشه نه توسط یک سری عرف یا افراد یا دولت و …
حالا اگر فردی هست که با همون کیفیت نزدیک به شما داره با قیمتی کمتر خدمات ارائه میکنه٬ قیمتهای شما بالاست و طبق قاعده بازار محصول شما کمتر فروخته میشه. اما اگر محصول شما مزیت خاصی نسبت به سایر محصولات دارد که تفاوت قیمت را توجیه میکند٬ شما هم مشتریان خود را خواهید داشت.
یه همچنین چیزی رو ما داریم تو اقتصاد خرد میخونیم:)
چقدر جالب. قبل از این که این رپورتاژ آگهی رو بنویسید، بهتون ایمیل زدم و در مورد یه همچین کاری سؤالی پرسیدم. با همین آدرس و نام، و از کلمهی آگهی هم در عنوان ایمیل استفاده کردم، اما جوابی از شما نگرفتم.
من قبلا با این سایت اشنا شدم به نظرم کار جالبی انجام می ده و نیاز واقعی وب هست
باعث رقابتی شدن بازار و واقعی شدن قیمت ها می شه که کاملا به نفع مشتری و در مجموع وب هست
درسته این کار در کوتاه مدت حاشیه سود طراح ها و دیگرانی که در پروژه ها شرکت می کنن رو کم می کنه ولی در دراز مدت هر چقدر قیمت ها منطقی تر و کمتر باشه باعث گسترش وب و در نتیجه بازار می شه .
قیمت های مناسب و رقابتی و از اون مهم تر سهولت دسترسی به افراد متخصص باعث گرایش افراد بیشتری به سمت وب می شه
یه عزیزی مثالی برای فروشگاه زد با قیمت 250000 و اون رو برای طراح غیر منصفانه دونست در حالی که معامله یه مساله دو طرفس وقتی در مورد قیمت یک پروژه حرف می زنیم باید به نرخ بازگشت سرمایه در فروشگاه های انلاین و ضریب ریسک کار هم نگاه کنیم واقعا چند درصد فروشگاه ها می تونن نرخ 500 600 هزار تومن به بالا رو برای طراحی خالی سایت رو در بازه مناسبی برگشت بدن ؟
این نوع قیمت های بالا دور شدن کارافرین ها از کسب و کار اینترنتی می شه به جای این که کسایی که می خوان در وب سرمایه گذاری کنن روی مارکتینگ و مدیریت کسب و کار تمرکز کنن باید برن دنبال یادگیری طراحی وب و مدیریت محتوا و …
علاوه بر همه این ها این کار باعث رشد متخصصین تازه کار و کم تجربه می شه که جایی برای کسب تجربه و ارایه محصولشان دارند
در مجموع فکر می کنم ضعفی که این سیستم داره این که فقط قیمت کار رو به عنوان محک می گیره و راه مناسبی برای مقایسه کیفیت کار ها با هم ارئه نمی ده . به نظرم مدیران سایت باید سرویس دهندگان رو تشویق به ارایه نمونه کار یا چیز هایی مثل این کنن تا کارفرما ها بتونن کیفیت کار ها رو هم در کنار قیمت در نظر داشته باشن
من قبلا توی یکی از سایت های مشابه عضو بودم، برای طراحی 4 تا بنر تماما” گرافیکی و حرفه ای، مبلغی کاملا منطقی رو پیشنهاد کردم. شخص بعد از من 1/8 اون مبلغ رو پیشنهاد کرد.
به نظر من این سایتها مرگ فریلنسرها رو تضمین میکنند.
البته از زاویه دید یک مشتری هم باید به قضیه نگاه کنید. مثلا من بار اولی که خواستم یک قالب سفارش بدهم، به مشکل برخوردم، چون از طراحان خوب کسی را نمیشناختم، دوستان وبی بودند، اما من مثلا فرض کنید که یک استاد دانشگاه که سن و سالی ازش گذشته باشه و بخواد سایت یا وبلاگ شخصی خوبی درست کنه و هیچ آشنایی نداشته باشه، از کجا باید شروع کنه، شرکتهایی به اون قیمت غیرمنصفانه و یا سی ام اسهای ناکارامد سفارش میدن و آخرش به چیزی که میخواد نمیرسه. من توصیه نمیکنم شما حتما از از این سایت استفاده کنید، اما تصور میکنم در محیط وب باید سایتهای اینچنینی باشن که بتونن با زبانی ساده یه مشتری را توجیه کنن، بگن چه انتخابهایی بسته به کار یا سرمایهاش میتونه داشته باشه. ما در این زمینه به جرأت ضعف داریم.
جناب مجیدی انتظار میره جایی از مطلب حداقل نوشته بشه ریپورتاژ آگهی..
موافقم. از وبلاگ یک پزشک اصلا چنین انتظاری نداشتم!
این مورد به عنوان اضافه شد.
سلام خسته نباشید. من تو سایت عضو شدم منتها اینجور سایت ها به نظر من واسه جامعه برنامه نویس ها و طراحان سایت مضره. قیمت های بعضا غیر واقعی و تخیلی فقط ارزش کار رو میاره پائین. مثلا واسه یه فروشگاه کامل 250 هزار تومان اصلا منصفانه نیست.