جیمز نیسمیت؛ پزشکی که با دو سبد هلو ورزش بسکتبال را جهانی کرد

جیمز نیسمیت (James Naismith)، پزشک، مربی تربیت‌بدنی و کشیش کانادایی-آمریکایی، نامی است که با هیجان‌انگیزترین لحظات دنیای ورزش گره خورده است. او در سال ۱۸۹۱ میلادی، در حالی که به دنبال راهی برای سرگرم کردن دانشجویانش در فصل سرد زمستان بود، ورزش بسکتبال (Basketball) را ابداع کرد. نیسمیت با نگاهی علمی و پزشکی به سلامت بدن، به دنبال ورزشی بود که علاوه بر تحرک بالا، کمترین میزان برخورد فیزیکی و آسیب‌دیدگی را داشته باشد. او با استفاده از دو سبد هلو و یک توپ فوتبال، ورزشی را پایه‌گذاری کرد که امروزه میلیاردها طرفدار در سراسر جهان دارد. در این مقاله جامع، به بررسی زوایای پنهان زندگی او، فلسفه ابداع این ورزش و تأثیرات شگرف او بر دنیای طب ورزشی و سلامت عمومی می‌پردازیم.

۰۱

کودکی دشوار و اراده‌ای پولادین در مزارع کانادا

جیمز نیسمیت در ۶ نوامبر ۱۸۶۱ در المونت، انتاریو به دنیا آمد و زندگی او با سختی‌های زیادی آغاز شد. او در سنین کودکی هر دو والدین خود را به دلیل بیماری از دست داد و تحت سرپرستی عموی خود در یک محیط کشاورزی سخت بزرگ شد. این تجربه زودرس از دست دادن عزیزان، او را به سمت درک اهمیت سلامت و پزشکی سوق داد. جیمز در دوران مدرسه دانش‌آموز ممتازی نبود، اما در فعالیت‌های بدنی و بازی‌های محلی مهارتی خیره‌کننده داشت که بعدها ریشه ابداعات او شد.

او پس از اتمام دوران ابتدایی، مدتی تحصیل را رها کرد تا در مزرعه کار کند، اما به زودی متوجه شد که رسالت او در جای دیگری است. نیسمیت با تلاش فراوان به دانشگاه مک‌گیل (McGill University) راه یافت و در آنجا در رشته‌های الهیات و تربیت‌بدنی تحصیل کرد. او هم‌زمان در تیم‌های فوتبال، راگبی و لاکروس دانشگاه بازی می‌کرد و به یکی از ورزشکاران برجسته زمان خود تبدیل شد. این پیشینه ورزشی غنی به او کمک کرد تا ساختار بازی‌های مختلف را تحلیل کرده و نقاط ضعف آن‌ها را درک کند.

۰۲

الهام از بازی کودکانه «داک آن راک»

بسیاری تصور می‌کنند بسکتبال یک جرقه ناگهانی در ذهن نیسمیت بود، اما واقعیت این است که ریشه آن به یک بازی قدیمی به نام «داک آن راک» (Duck on a Rock) برمی‌گردد. در این بازی، کودکان تلاش می‌کردند با پرتاب سنگ، سنگی را که روی یک صخره بزرگ قرار داشت بیندازند. نیسمیت در کودکی متوجه شد که پرتاب‌های مستقیم و قدرتی معمولاً به خطا می‌روند و سنگ‌ها پس از برخورد به شدت کمانه می‌کنند. او به این نتیجه رسید که پرتاب‌های قوسی و نرم، شانس بیشتری برای اصابت به هدف دارند و انرژی کمتری را هدر می‌دهند.

این مشاهده فیزیکی ساده، بعدها به سنگ‌بنای تکنیک شوت‌زنی در بسکتبال تبدیل شد که ما امروزه آن را می‌شناسیم. نیسمیت با استفاده از این تجربه، تصمیم گرفت هدفی را در ارتفاع بالا قرار دهد تا بازیکنان ناچار به استفاده از پرتاب‌های قوسی شوند. او متوجه شد که اگر هدف در سطح زمین باشد، دفاع کردن از آن منجر به برخوردهای فیزیکی شدید و خشن می‌شود. بنابراین، با بالا بردن هدف، او عملاً عنصر خشونت را از بازی حذف کرد و دقت را جایگزین قدرت بدنی محض کرد.

۰۳

پزشکی در لباس ورزش؛ ایمنی قبل از هر چیز

جیمز نیسمیت علاوه بر ابداع بسکتبال، یک پزشک تحصیل‌کرده بود و مدرک خود را از دانشگاه دنور (University of Denver) دریافت کرد. او به شدت نگران آسیب‌دیدگی‌های شدیدی بود که در ورزش‌های آن زمان مثل راگبی و فوتبال آمریکایی رخ می‌داد. نیسمیت معتقد بود که ورزش باید وسیله‌ای برای ارتقای سلامت روان و جسم باشد، نه دلیلی برای شکستگی استخوان و ضربه مغزی. به همین دلیل، او در تدوین قوانین بسکتبال، هرگونه برخورد فیزیکی عمدی، هل دادن یا تنه زدن را به شدت ممنوع کرد.

شاید جالب باشد بدانید که نیسمیت اولین کسی بود که کلاه محافظ را برای بازی فوتبال آمریکایی ابداع کرد تا از آسیب‌های سر جلوگیری کند. او در بسکتبال نیز به دنبال ورزشی بود که بتوان آن را در تمام طول سال و در محیط‌های بسته بدون خطر انجام داد. نگاه او به ورزش کاملاً پیشگیرانه و مبتنی بر فیزیولوژی بدن انسان بود که نشان از دانش پزشکی عمیق او داشت. او همواره تاکید می‌کرد که هدف از بازی، توسعه هماهنگی عصبی و عضلانی است که برای سلامت قلب و عروق بسیار حیاتی است.

زنگ تفریح: وقتی سرایدار، نام ورزش را تعیین کرد!

جیمز نیسمیت در ابتدای ابداع این ورزش، اصلاً به فکر یک نام جذاب و دهان‌پرکن نبود و فقط می‌خواست دانشجوهای تخس و پرانرژی‌اش را در سالن سرگرم کند! او ابتدا از سرایدار دانشگاه، آقای استابینز، خواست که دو جعبه چوبی پیدا کند تا آن‌ها را به بالکن سالن ورزش میخ کند. اما استابینز بعد از کلی گشتن، با قیافه‌ای حق‌به‌جانب برگشت و گفت: جعبه نداریم، ولی این دو تا سبد هلو (Peach Baskets) را از انبار پیدا کردم! نیسمیت هم که چاره دیگری نداشت، همان‌ها را نصب کرد و وقتی دانشجوها پرسیدند اسم این بازی چیست، او با خنده گفت: خب، توپ داریم و سبد، پس اسمش را می‌گذاریم بسکتبال؛ به همین سادگی و بدون هیچ تشریفاتی!

۰۴

قوانین ۱۳گانه؛ میثاق‌نامه‌ای که تاریخ را ساخت

نیسمیت در دسامبر ۱۸۹۱، در حالی که پشت میز کارش در کالج اسپرینگفیلد (Springfield College) نشسته بود، ۱۳ قانون اصلی را روی کاغذ آورد. او می‌دانست که بدون قوانین سفت و سخت، این بازی هم به یک نبرد خیابانی تبدیل خواهد شد که هیچ تفاوتی با راگبی ندارد. جالب است بدانید در قوانین اولیه، هیچ خبری از «دریبل زدن» نبود و بازیکنان باید فقط با پاس دادن توپ را به جلو می‌بردند. این قانون به این دلیل وضع شده بود که دوندگی با توپ، باعث برخوردهای فیزیکی برای متوقف کردن بازیکن می‌شد که نیسمیت از آن متنفر بود.

او توپ فوتبال را به جای توپ‌های سنگین دیگر انتخاب کرد زیرا نرم‌تر بود و در صورت اصابت به بدن بازیکنان، جراحت جدی ایجاد نمی‌کرد. قوانین او به قدری دقیق بود که بسیاری از بندهای آن با گذشت بیش از ۱۳۰ سال، هنوز در ساختار اصلی بسکتبال مدرن دیده می‌شوند. نیسمیت با انتشار این قوانین در مجله کالج، اولین قدم رسمی را برای تبدیل یک سرگرمی سالنی به یک ورزش بین‌المللی برداشت. او معتقد بود که نظم و انضباط در بازی، شخصیت ورزشکار را می‌سازد و این مهم‌ترین خروجی هر فعالیت تربیتی است.

۰۵

تحول در دنیای تجهیزات؛ از سبد هلو تا تورهای زنجیری

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های اولین بازی بسکتبال این بود که سبدهای هلو ته داشتند و بسته بودند! هر بار که کسی موفق می‌شد توپ را داخل سبد بیندازد، بازی متوقف می‌شد و سرایدار باید با یک نردبان بالا می‌رفت تا توپ را خارج کند. این موضوع باعث می‌شد که سرعت بازی به شدت کاهش یابد و هیجان تماشاگران فروکش کند که نیسمیت را به فکر فرو برد. پس از مدتی، آن‌ها تصمیم گرفتند سوراخ کوچکی در ته سبد ایجاد کنند تا با یک چوب بلند توپ را به بیرون هل بدهند.

در نهایت، با تکامل بازی در سال‌های بعد، ته سبدها کاملاً بریده شد تا توپ به طور طبیعی سقوط کند و جریان بازی قطع نشود. این تغییر ساده، سرعت بسکتبال را چندین برابر کرد و باعث شد تکنیک‌های جدیدی در ریباند و حمله ابداع شود. نیسمیت از این تکامل استقبال کرد و همیشه می‌گفت که بازی باید مطابق با نیازهای زمانه تغییر کند تا جذابیتش را حفظ کند. او حتی در اواخر عمرش از دیدن تورهای فلزی و بردهای شیشه‌ای که جایگزین تخته‌های چوبی شده بودند، شگفت‌زده و خوشحال بود.

۰۶

بسکتبال در المپیک؛ وقتی جراح پیر به آرزویش رسید

لحظه اوج زندگی ورزشی نیسمیت در سال ۱۹۳۶ فرا رسید، زمانی که بسکتبال برای اولین بار رسماً وارد بازی‌های المپیک برلین شد. نیسمیت که در آن زمان پیرمردی ۷۴ ساله بود، با کمک‌های مالی شاگردان و طرفدارانش به آلمان سفر کرد تا شاهد جهانی شدن فرزند خود باشد. او در مراسم افتتاحیه حضور داشت و اولین توپ نمادین مسابقات المپیک را پرتاب کرد که لحظه‌ای بسیار احساسی برای او بود. دیدن ورزشکارانی از ملیت‌های مختلف که با قوانین او رقابت می‌کردند، برایش غیرقابل باور به نظر می‌رسید.

او در آن مسابقات متوجه شد که بسکتبال فراتر از یک ورزش، به ابزاری برای صلح و ارتباط بین فرهنگ‌ها تبدیل شده است. نیسمیت پس از بازگشت از المپیک، با افتخار گفت که حالا می‌تواند با خیالی آسوده با دنیا خداحافظی کند چون بسکتبال دیگر به او تعلق ندارد. او همواره تاکید می‌کرد که روح المپیک یعنی برادری و رقابت سالم، دقیقاً همان چیزی است که او در ذهن داشت. این حضور تاریخی، بسکتبال را از یک بازی محلی در آمریکا به یک پدیده جهانی تبدیل کرد که مرزهای سیاسی را درنوردید.

۰۷

میراث نیسمیت در دانشگاه کانزاس

نیسمیت سال‌های زیادی از عمر خود را در دانشگاه کانزاس (University of Kansas) سپری کرد و در آنجا برنامه بسکتبال دانشگاهی را بنیان نهاد. جالب اینجاست که او تنها مربی تاریخ این دانشگاه است که رکورد باخت‌هایش بیشتر از بردهایش بوده است! نیسمیت برخلاف مربیان امروزی، اصلاً به دنبال پیروزی به هر قیمتی نبود و بیشتر بر جنبه‌های تربیتی و سلامتی تاکید داشت. او معتقد بود که اگر بازیکنان از بازی لذت ببرند و اخلاق را رعایت کنند، مربی وظیفه خود را به بهترین نحو انجام داده است.

او در دوران حضورش در کانزاس، شاگردان بزرگی را تربیت کرد که بعدها خودشان به اسطوره‌های مربیگری بسکتبال تبدیل شدند. نیسمیت در این دانشگاه نه تنها به‌عنوان مربی، بلکه به‌عنوان پزشک تیم و استاد تربیت‌بدنی فعالیت می‌کرد و بر سلامت عمومی دانشجویان نظارت داشت. نفوذ معنوی او در این دانشگاه به قدری زیاد است که هنوز هم پس از گذشت چندین دهه، استادیوم آن‌ها به نام او مزین است. او در لارنس کانزاس به خاک سپرده شد و میراثش در تمام کوچه و پس‌کوچه‌های این شهر جاری است.

زنگ تفریح: جراحی که بسکتبالیست‌ها را از سرما نجات داد!

نیسمیت یک بار در خاطراتش تعریف کرده که دانشجوهایش در زمستان ۱۸۹۱ آن‌قدر از بیکاری و سرما کلافه شده بودند که سالن ورزش را با رینگ بوکس اشتباه می‌گرفتند! او می‌گفت اگر بسکتبال را اختراع نمی‌کردم، احتمالاً تا آخر زمستان نیمی از دانشجوهایم به خاطر دعوا در سالن، سر از بیمارستان درمی‌آوردند. جالب اینجاست که او بسکتبال را نوعی «درمان ضد خشونت» می‌دید و با خنده می‌گفت: من به‌عنوان یک پزشک، به جای قرص و شربت، برای آن‌ها پرتاب توپ در سبد هلو تجویز کردم تا انرژی‌شان تخلیه شود؛ و جالب اینجاست که این نسخه معجزه‌آسا جواب داد و آمار دعواها به صفر رسید!

۰۸

ارتباط روانشناسی و ورزش در اندیشه نیسمیت

نیسمیت فراتر از یک کالبدشناس یا مربی، یک روانشناس ورزشی پیشرو بود که تاثیر تمرکز ذهنی بر عملکرد بدنی را به خوبی درک می‌کرد. او متوجه شد که بسکتبال به دلیل سرعت بالا و نیاز به تصمیم‌گیری در صدم ثانیه، قدرت تفکر و تحلیل بازیکن را تقویت می‌کند. او همیشه می‌گفت که بازیکن بسکتبال باید «شطرنج‌بازی در حال دویدن» باشد، زیرا باید هم‌زمان حرکات حریف و یاران خود را پیش‌بینی کند. این نگاه روانشناختی باعث شد که بسکتبال به سرعت در کالج‌ها و دانشگاه‌ها به‌عنوان یک ابزار آموزشی مورد استقبال قرار بگیرد.

او همچنین بر مفهوم «روحیه تیمی» (Team Spirit) تاکید بسیار داشت و معتقد بود که تک‌روی در این ورزش، منجر به شکست حتمی می‌شود. نیسمیت در کلاس‌های خود درس‌های اخلاقی و روانشناسی را با تمرینات بدنی ادغام می‌کرد تا دانشجوهایی با شخصیت متعادل بسازد. او باور داشت که بسکتبال به جوانان می‌آموزد چگونه در شرایط بحرانی و پرفشار، آرامش خود را حفظ کرده و درست عمل کنند. امروزه بسیاری از روانشناسان ورزشی از اصول اولیه نیسمیت برای تقویت تمرکز و تاب‌آوری ورزشکاران حرفه‌ای در لیگ‌هایی مثل ان‌بی‌ای (NBA) استفاده می‌کنند.

۰۹

تأثیر نیسمیت بر بهداشت عمومی و تربیت‌بدنی مدرن

جیمز نیسمیت در تمام دوران حرفه‌ای خود، مدافع سرسخت گنجاندن تربیت‌بدنی در برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها بود. او معتقد بود که نقص بدنی، ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی است و یک جامعه سالم به شهروندانی با بنیه قوی نیاز دارد. او در دهه ۱۹۳۰ با انتشار مقالات علمی، بر اهمیت ورزش روزانه برای جلوگیری از بیماری‌های قلبی و تنفسی تاکید کرد که در آن زمان ایده‌هایی انقلابی محسوب می‌شدند. نیسمیت بسکتبال را به گونه‌ای طراحی کرد که حداکثر کارایی قلبی-ریوی را در حداقل زمان ممکن فراهم کند.

او در اواخر عمرش نگران این بود که ورزش بیش از حد به سمت تجارت و سودآوری برود و جنبه‌های سلامتی آن فراموش شود. نیسمیت همواره توصیه می‌کرد که حتی ورزشکاران حرفه‌ای باید تحت نظارت دقیق پزشکی باشند تا از آسیب‌های پنهان جلوگیری شود. میراث او در سازمان‌های بهداشت جهانی و انجمن‌های ورزشی، به‌عنوان الگویی از تلفیق علم طب و فعالیت بدنی شناخته می‌شود. او با ابداع بسکتبال، در واقع یک سیستم ارتقای بهداشت عمومی را پایه‌گذاری کرد که امروزه در هر مدرسه و پارکی در جهان قابل مشاهده است.

سوالات متداول درباره جیمز نیسمیت و ابداع بسکتبال

۱. اولین بازی بسکتبال تاریخ با چه نتیجه‌ای به پایان رسید؟
اولین بازی رسمی در ۲۱ دسامبر ۱۸۹۱ با حضور ۱۸ دانشجو انجام شد و نتیجه آن تنها یک بر صفر بود. در آن زمان به دلیل نبود قانون دریبل و بسته بودن ته سبدها، گل زدن کار بسیار دشواری محسوب می‌شد. بازیکنان باید با پاس‌کاری‌های مداوم راهی به سمت سبد پیدا می‌کردند که زمان زیادی را از بازی می‌گرفت. ویلیام چیس نام دانشجویی بود که اولین سبد تاریخ بسکتبال را از فاصله حدود ۸ متری به ثمر رساند و نامش را در تاریخ ثبت کرد.
۲. چرا در قوانین اولیه نیسمیت، دریبل زدن مجاز نبود؟
نیسمیت تصور می‌کرد که دویدن با توپ باعث می‌شود مدافعان برای متوقف کردن بازیکن به برخوردهای فیزیکی شدید و خشن روی بیاورند. او می‌خواست بازی متکی بر کار تیمی و پاس‌کاری باشد تا احتمال آسیب‌دیدگی بازیکنان به حداقل ممکن کاهش یابد. قانون دریبل زدن به تدریج و در سال‌های بعد توسط بازیکنان ابداع شد و نیسمیت با دیدن جذابیت آن، اجازه داد به قوانین رسمی اضافه شود. این تکامل نشان داد که نیسمیت در مقابل تغییرات مثبت منعطف بوده و تنها به سلامت و لذت بازیکنان فکر می‌کرد.
۳. جیمز نیسمیت علاوه بر بسکتبال چه اختراعات ورزشی دیگری داشت؟
یکی از مهم‌ترین ابداعات او که کمتر به آن اشاره می‌شود، اولین کلاه محافظ برای فوتبال آمریکایی (Football Helmet) است. او که نگران ضربات شدید به سر بازیکنان بود، با استفاده از چرم و پدگذاری‌های خاص، پوششی برای محافظت از جمجمه طراحی کرد. این اختراع ناشی از دانش پزشکی او بود و جان بسیاری از ورزشکاران را در دهه‌های بعد نجات داد. او همچنین در طراحی اولین توپ‌های مخصوص بسکتبال که سطحی زبرتر برای کنترل بهتر داشتند، مشاوره فنی مستقیم به شرکت‌های تولیدی می‌داد.
۴. آیا نیسمیت از ابداع خود ثروت کلانی به دست آورد؟
برخلاف تصور بسیاری، نیسمیت هیچ‌گاه به دنبال تجاری‌سازی بسکتبال نبود و از این راه ثروت مادی خاصی به دست نیاورد. او هرگز برای اختراع خود یا قوانین آن حق امتیاز (Patent) ثبت نکرد و معتقد بود که ورزش متعلق به تمام بشریت است. نیسمیت بیشتر عمر خود را با حقوق استادی دانشگاه زندگی کرد و حتی برای سفر به المپیک برلین، دوستانش برای او پول جمع کردند. او افتخار دیدن رشد این ورزش را بزرگ‌ترین پاداش خود می‌دانست و همواره به سادگی زندگی خود افتخار می‌کرد.
۵. چرا جیمز نیسمیت را یک مربی ناموفق در آمار بردهایش می‌دانند؟
نیسمیت تنها مربی در تاریخ دانشگاه کانزاس است که مجموع باخت‌هایش از بردهایش بیشتر بوده است که برای مخترع این ورزش عجیب به نظر می‌رسد. علت این بود که او بسکتبال را صرفاً یک فعالیت تفریحی برای سلامت دانشجویان می‌دید و اصلاً به جنبه رقابتی و برد و باخت اهمیت نمی‌داد. او حتی در زمان مسابقات، گاهی به بازیکنان اجازه می‌داد حرکات نمایشی انجام دهند تا فقط از ورزش لذت ببرند. نیسمیت می‌گفت که اگر بسکتبال به مسابقه‌ای برای کشتن روحیه حریف تبدیل شود، من در رسالت خود شکست خورده‌ام.
۶. تالار مشاهیر بسکتبال (Naismith Hall of Fame) در کجا واقع شده است؟
این تالار به افتخار او در شهر اسپرینگفیلد، ماساچوست، یعنی همان جایی که بسکتبال متولد شد، بنا شده است. این مرکز نه تنها موزه‌ای برای نگهداری یادگاری‌های نیسمیت است، بلکه بزرگ‌ترین افتخار برای هر بازیکن یا مربی بسکتبال در جهان محسوب می‌شود. هر ساله مراسم باشکوهی برای اضافه شدن اعضای جدید به این تالار برگزار می‌شود که طی آن به ارزش‌های اخلاقی نیسمیت اشاره می‌شود. تالار مشاهیر نیسمیت به نمادی از تاریخ زنده و تحول مستمر این ورزش در طول قرن‌ها تبدیل شده است.
۷. نیسمیت چه توصیه‌ای برای پیشگیری از آسیب‌های ورزشی داشت؟
او همواره بر اهمیت گرم کردن بدن قبل از بازی و سرد کردن پس از آن تاکید علمی داشت تا از فشار ناگهانی به قلب جلوگیری شود. نیسمیت معتقد بود که کفش‌های ورزشی باید از قوس پا محافظت کنند و به همین دلیل در طراحی اولین کتانی‌های ورزشی مشاوره می‌داد. او همچنین به ورزشکاران توصیه می‌کرد که از انجام حرکات تکراری خسته‌کننده پرهیز کنند تا دچار فرسودگی مفاصل و استخوان‌ها نشوند. به عقیده او، استراحت کافی و تغذیه سالم دو رکن جدایی‌ناپذیر از تمرینات هر بسکتبالیستی است که می‌خواهد عمری طولانی داشته باشد.

جمع‌بندی نهایی

جیمز نیسمیت فراتر از یک مخترع ورزشی، حکیمی بود که نبض سلامت و نشاط جامعه را به خوبی می‌شناخت. او با ابداع بسکتبال، نه تنها یک بازی هیجان‌انگیز، بلکه فلسفه‌ای نوین برای زندگی سالم و مسالمت‌آمیز ارائه داد. نیسمیت با ترکیب دانش پزشکی، اخلاق دینی و خلاقیت فردی، ورزشی را آفرید که در آن دقت بر قدرت و همکاری بر تک‌روی غلبه دارد. میراث او امروز در هر دریبل، هر شوت و هر تپش قلب ورزشکارانی که در سراسر جهان بسکتبال بازی می‌کنند، زنده است. او به ما آموخت که حتی با ساده‌ترین ابزارها مثل دو سبد هلو، می‌توان تغییری جهانی ایجاد کرد و جان انسان‌ها را به سوی تندرستی و شادی رهنمون شد.

بسکتبال در زندگی شما چه نقشی دارد؟

آیا می‌دانستید که بسکتبال چنین ریشه پزشکی و اخلاقی عمیقی دارد؟ اگر تجربه بازی در این رشته را دارید یا از طرفداران پروپاقرص آن هستید، از حس و حال خود و تأثیر این ورزش بر سلامتی‌تان برای ما بگویید. منتظر شنیدن دیدگاه‌های ارزشمند شما در بخش نظرات هستیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

34 دیدگاه

  1. سلام
    واقعا ایده جالبیه،من که دیروز دانلودش کردم چندساعتی پاش بودم.دارم خلاصه قورباغه ات را قورت بده رو میخونم.
    فقط تعداد کتاب ها خیلی کمه و امیدوارم هر چه سریعتر بیشتر بشه.

  2. ایده ی خوب و جالبیه،فقط امیدوارم کتابای جدید و خوبی هم روی سایت آوا قرار بگیره که برمی گرده به همون مسئله اعتماد ناشر و نویسنده…من که اگه حتی پی دی اف کتابها هم برای فروش گذاشته شه می خرم چون واقعا کتابخونه و اتاق آدم تا یه حدی جای کتاب و کاغذ داره.باز تاکید می کنم کتابهای خوب و جدید..نه کتابهایی که در حال عادی توی اینترنت موجوده و نه کتابای غیر کامل و قدیمی..

  3. با سلام

    واقعا کار عالیه هست.

    فقط دوتا پیشنهاد دارم:

    1- اول این که جای ناشرین معروف خیلی خالیه و امیدوارم بهتر بشه.
    2- این که کتاب ها به دو صورت ارائه بشه: یکی نسخه فقط متن و دیگری متن + صوت . این جوری انتخاب با مشتری خواهد بود و همچنین اون کسی که صوت را لازم نداره نیازی نیست که پول اضافی به خاطر صوت بده و فقط همون متن رو می خره. و تفاوت قیمت هم به نظر من خیلی زیاد هست بین این دو نسخه. چون زحمت زیادی برای صوتی کردن کتاب ها کشیده می شه.

    با تشکر

  4. سرویسی که برای دزدیده نشدن کتاب‌ها DRM طراحی کرده ولی تو سایتش فونت نسیم رو دزدیده.
    کی می‌خوایم بفهمیم دزدی کار غیر اخلافی است و بهتره انجامش ندیم.

    1. ممنون از نظرتون ،بالاخره این هم نکته ای هست،لطف بفرمایید که چطور و چگونه می شود صاحب این فونت رو پیدا کنیم و مبلغ مربوطه را به ایشان پرداخت کنیم،خوشحال میشم قیمتش رو هم بگید .اصولا اگر وبسایتی هست که مشخصا صاحبان فونت رو معرفی کرده ارایه بدهید و این مسئله رو بگذارید به پای بی اطلاعی ،نه دزدی و سرقت!
      درود بر شما
      عضوی از آوابوک

  5. واااااااااااای…عالیه
    از دوستانی که این کامنتو میبینن و همینطور آقای مجیدی یه راهنمایی میخواستم: بهترین تبلت اندرویدی چیه؟!! که بتونم باهاش راحت تر کتابارو بخونم؟!!

  6. جالبه همین امروز وقتی خبر گران شدن کاغذ برای کتاب رو شنیدم گفتم چرا تو ایران کتاب ها دیجیتال نمی شن مثل آمازون نگو که شد …

    مرسی آوا بوک

  7. یک پزشک حتی آگهی هاش هم کلاس و پرستیژ خودش رو داره
    کاشکی می شد امثال مجیدی رو تکثیر کرد… کشور خیلی بهشون نیاز داره
    من کتابخور رو که دیوونه خودش کرد این آوا بوک
    خیلی وقته منتظر بودم یه نفر همچین کاریو بکنه
    البته نقص هایی هم در مراحل اولیه داره
    مثل تکست بودن خالی (انگار داریم تو نوت پد کتاب می خونیم.) منظورم عکس و استایل و غیره است.

    همون شب اولی رفتم کتاب خریدم
    سیستم خریدش هم خوبه

  8. من خیلی میانه ای با کتابهای صوتی نداشتم و همیشه خواندن کتاب را به شنیدن آن ترجیح می دادم ولی این چند وقتی که از آوابوک استفاده می کنم شبها پیش از خواب از شنیدن داستانهای صوتی رایگانش واقعا لذت بردم.
    با اینکه اکثر اونها داستانهای پخش شده از رادیو فرهنگ هستند و قبلا هم میشد در اینترنت پیداشون کرد ولی اینکه آدم همه رو یکجا در محیطی با یک رابط کاربری خوب (که بین اپ های وطنی کم پیدا میشه) و به همراه متن سینک شده با صوت داشته باشه واقعا وسوسه کننده است.

    1. با تشکر فراوان از تمامی دوستان و شما دوست عزیز. خیلی خوشحالیم که توانستیم شما و دیگر مردم عزیزم را توسط این ایده به سمت کتاب خواندن سوق دهیم. در خصوص تعداد و تنوع کتاب بگم که انشا الله در آینده ای نزدیک به این مهم برسیم که بتوانیم جمعی بیشتری از مردم را به کتاب خواندن ترقیب کنیم. همچنین این را اضافه کنم که علاوه بر امکاناتی که وجو دارد منتظر امکانات بسیاری در جهت بهبود فرهنگ کتابخوانی ارایه خواهد شد.

      عضوی از آوابوک

  9. خیلی خوب بود. انقدر خوشم اومد که نشستم براش یه تعداد نظرات، انتقادات و پیشنهادهایی رو نوشتم.

    امیدوارم برای تولید کنندگان اون مفید باشه.
    از شما هم بابت این مقاله متشکرم.

    انتقادات:
    – جای کتابهای تخصصی هنوز خالیه
    – نرم افزار رومیزی (دسکتاپ) کمی کنده و دائماً ویندوز پیغام Not Responding میده.
    – رابط کاربری نرم افزار خیلی خوش دست نیست. مثلاً فیلتر رو نمیشه کنار صفحه به صورت باز نگه داشت و مرتب تغییر داد و نتیجه رو دید. همونجا وسط

    صفحه می مونه.
    – تغییرات فیلتر به کندی اعمال میشه (با اینکه اینترنت من کند نیست)
    – امکانات فیلتر خیلی کمه
    – صفحۀ اولیه و نرم افزار خیلی خالیه. ای کاش تبدیل بشه به یک صفحه ای که به عنوان مثال بتوان کتابهای جدید اضافه شده، یا در حال مطالعه، آخرین به

    روز رسانی ها، و یک سری دسترسی به همراه اطلاعات کاربردی رو یکجا دید و در واقع تبدیل به یک صفحه خانگی بشه
    – اصولاً در این برنامه و در سایت اون من چیزی به عنوان جستجو پیدا نکردم، به نظرم جاش خیلی خالیه. هم جستجوی خود کتاب و هم جستجوی داخل

    متن (اگر کسی دیده و من ندیدم لطفاً به من هم بگه)
    – کیفیت صدای کتاب های صوتی فارسی به نظرم قابل قبول نیست. البته من فقط دو مورد رو آزمایش کردم.
    – علامت نشانه گذاری (بوک مارک) خیلی واضح نیست، برای پیدا کردنش تلاش کردم در صورتی که بقیه نشانه ها واضح اند. مثلاً می شد با گذر ماوس از روی آیکون تغییر رنگ جزئی بده. همینطور در مورد سایر آیکونها

    نقاط قوت:
    – رنگ بندی نرم افزار خیلی آروم و خوبه
    – جزئیات کتابها خیلی مفیدند
    – مجموعه عملیات نشانه گذاری و یادداشت ها خیلی مفیدند. فقط ای کاش میشد اونها رو چاپ هم کرد
    – سرعت دانلود کتابها خیلی خوبه
    – سایت و برنامه خیلی منظم و خوش سیماست

    پیشنهادات:
    – ای کاش این برنامه و سایتش با کتابفروشی های آنلاین کاغذی به نوعی تعامل داشت مثل آدینه بوک و غیره جهت خرید نسخه کاغذی همان کتاب
    – خوب می شد اگر فضا به کابران فروخته می شد جهت نگهداری کتابهای شخصی آپلود شده
    – خوب بود اگر در همان صفحه دانلود کتاب پس از دانلود و یا خرید کتاب یک دکمۀ مطالعۀ کتاب ظاهر میشد
    – ای کاش آیکونها توضیح اشاره ای (Hint) داشتند

    1. خیلی ممنون از بررسی خوب و دقیقتون. ما در آوابوک به تمامی نکاتی که شما اشاره کردید واقف هستیم و قطعا در جهت بهبود اونها تلاش خواهیم کرد.

      البته ممکنه این کار یکم با تاخیر صورت بگیره که من قبلا از شما به این خاطر عذرخواهی می کنم؛ که علت اون هم امکانات محدود ما و خیل بی شماری از نظرات و پیشنهادات دوستانی مثل شماست.

      این نظرات خوب، همیشه باعث دلگرمی و سرعت بخشیدن به کار ما بوده و هست. متشکر خواهیم بود که از آوابوک استفاده کنید و مشکلات اون رو به ما بگید.

      باز هم مرسی از بررسی خوبتون.

  10. آوا بوک بی نظیره.در نمایشگاه اله سیت مشهد با مسئولین آوابوک صحبت کردم.خیلی دلشون پر بود و بی اعتمادی ناشران و نویسندگان به شدت می نالیدند.امیدوارم این پست شما به تلنگری باشه برای اون نویسندگان

  11. اگر اشتباه نکن drm کتاب ها رو یه جورایی اجاره می داد و بعد از مدتی دسترسی به کتاب خریداری شده از بین می رفت. آیا آوابوک هم به همین سیستم هست؟

    1. اول از همه به عنوان یکی از اعضای تیم آوابوک از تمامی نظرات دوستان تشکر می کنم.
      و درجواب وال شما باید بگم، خیر. آوابوک به این صورت عمل نمی کنه. آوابوک از چندین مدل امنیتی تشکیل شده که سطوح مختلفی از امنیت رو ارائه میدن، با این حال در هیچ کدام از این مدل ها همچین مسئله ای وجود نداره.

      1. خبر خوشحال کننده ای بود.
        الان به طور واقعی از شروع به کار آوابوک خوشحال هستم و امیدوارم موفق باشه.
        یکی از آرزوهام ایجاد همچین سیستمی در داخل کشور بود
        در اولین فرصت نرم افزارش رو روی گوشی نصب خواهم کرد (البته بعد از اینکه برای maemo منتشر بشه!)

  12. عالی بود،ممنون علیرضا،هرچند من بقیه کارهای رپورتاژت رو هم دوست داشتم اما این یکی از بهترینها بود،هم در سطح وبسایتت و همجهت با اون.امیدوارم به همین اندازه رپورتاژش خوب کار کنه.
    دست مریزاد مرد

  13. خوشحالم که چنین ایده هایی به مرحله اجرا میرسن. واقعآ این سیستم هم به نفع مشتری است و هم به نفع مولف و البته به ضرر ناشرین!

    امیدوارم که این ایده فراگیر بشه و شاهد غنی تر شدن کتابخانه اون باشیم و البته مشکلی هم از طرف مجوز نشر کتاب و وزارت ارشاد و … براش پیش نیارن!!!

    1. دوست من به سود مولف نیست،این سایت هم مانند ناشرین درصدی از فروش را می خواهد.برای مولفین فرقی نمی کند شاید هم خوب نباشد اما برای مشتری عالی ست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]