یان فریزر و واکسن گارداسیل؛ داستان مردی که جان میلیونها زن را نجات داد
یان هکتور فریزر (Ian Hector Frazer)، پزشک و ایمنیشناس برجسته اسکاتلندی-استرالیایی، یکی از تاثیرگذارترین چهرههای پزشکی مدرن است که با اختراع واکسن گارداسیل (Gardasil)، مسیر مبارزه با سرطان را برای همیشه تغییر داد. او که در ۶ ژانویه ۱۹۵۳ متولد شد، با همکاری دانشمند فقید چینی، جیان ژو، موفق به توسعه نخستین واکسن علیه ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) شد. این دستاورد بزرگ پزشکی نه تنها به عنوان یک سد دفاعی در برابر سرطان دهانه رحم عمل میکند، بلکه الگویی برای تحقیقات کاربردی در زمینه ایمنیشناسی فراهم آورده است. در این مقاله جامع، به بررسی ابعاد مختلف زندگی حرفهای، چالشهای علمی تولید واکسن و تاثیرات شگرف اجتماعی این اختراع بر سلامت عمومی جهان خواهیم پرداخت.
ریشههای علمی در گلاسگو و مهاجرت به استرالیا
یان فریزر در شهر گلاسگو (Glasgow) اسکاتلند در خانوادهای به دنیا آمد که علم در آن جاری بود. والدین او هر دو محقق علوم پزشکی بودند و همین محیط باعث شد یان از همان دوران کودکی با الفبای تحقیق و پرسشگری آشنا شود. او پس از گذراندن دوران تحصیل در کالج گوردون و کسب تخصص پزشکی در دانشگاه ادینبرا (University of Edinburgh)، تصمیم گرفت برای گسترش افقهای تحقیقاتی خود به استرالیا مهاجرت کند. این تصمیم در دهه ۱۹۸۰ میلادی، او را به انستیتو تحقیقات والتر و الیزا هال برد، جایی که او به طور جدی وارد دنیای ایمنیشناسی شد.
در آن سالها، جهان پزشکی با بحران نوظهور ایدز (AIDS) و ویروس اچآیوی دست و پنجه نرم میکرد. فریزر که تمرکز خود را بر سیستم ایمنی بدن گذاشته بود، متوجه شد که برخی ویروسها مانند پاپیلومای انسانی، ارتباط تنگاتنگی با بروز سرطانهای خاص دارند. او میدانست که اگر بتوان سیستم ایمنی را برای شناسایی این ویروسها پیش از ایجاد ضایعات سرطانی آموزش داد، میتوان از یکی از کشندهترین سرطانهای زنان پیشگیری کرد. این نگاه پیشگیرانه، سنگ بنای تحقیقاتی شد که ده سال بعد جهان را شگفتزده کرد.
همکاری با جیان ژو؛ پیوند تخصص شرق و غرب
یکی از زیباترین بخشهای زندگی حرفهای یان فریزر، آشنایی و همکاری او با جیان ژو (Jian Zhou)، ویروسشناس نابغه چینی در دانشگاه کوئینزلند بود. فریزر و ژو به دنبال راهی برای ساخت واکسن اچپیوی بودند، اما با یک بنبست بزرگ روبرو شدند: ویروس زگیل انسانی به هیچ وجه در محیطهای کشت آزمایشگاهی سنتی رشد نمیکرد. این یعنی آنها نمیتوانستند مانند واکسنهای قدیمی، از ویروس ضعیف شده یا کشته شده استفاده کنند. در این زمان بود که نبوغ ترکیب شده این دو دانشمند، راهکاری انقلابی پیدا کرد.
آنها از فناوری زیستشناسی مولکولی (Molecular Biology) برای تولید ذرات شبهویروس (Virus-Like Particles یا VLPs) استفاده کردند. این ذرات در واقع پوستههای خالی ویروس بودند که هیچ ماده ژنتیکی در داخل خود نداشتند؛ بنابراین نه تنها بیماریزا نبودند، بلکه به دلیل شباهت ظاهری کامل به ویروس واقعی، سیستم ایمنی بدن را به شدت تحریک میکردند. این ایده که ذرات غیرزنده بتوانند پاسخی ایمنی تولید کنند، در آن زمان یک جهش علمی بزرگ محسوب میشد. متاسفانه جیان ژو پیش از آنکه شاهد موفقیت نهایی و جهانی شدن واکسن باشد، در سال ۱۹۹۹ به دلیل عوارض هپاتیت درگذشت و فریزر همواره از او به عنوان شریک اصلی این افتخار یاد میکند.
تلاشهای این دو نفر در سال ۱۹۹۱ به ثبت امتیاز واکسن منجر شد. این اختراع نه تنها یک دستاورد فنی، بلکه نمادی از همکاریهای بینالمللی در علم بود. فریزر همیشه تاکید کرده است که بدون روحیه جستجوگر و دانش عمیق ژو در ویروسشناسی، شاید گارداسیلی وجود نداشت. این دو دانشمند ثابت کردند که علم مرز جغرافیایی نمیشناسد و هدف مشترک نجات جان انسانها میتواند تخصصهای مختلف را در کنار هم به یک نتیجه معجزهآسا برساند.
تولد گارداسیل؛ از آزمایشگاه تا تاییدیه FDA
مسیر تجاریسازی واکسن کشف شده توسط فریزر و ژو، طولانی و پرپیچ و خم بود. در ابتدا شرکت استرالیایی سیاسال (CSL) روی این پروژه سرمایهگذاری کرد و بعدها شرکت بزرگ آمریکایی مِرک (Merck) مسئولیت توسعه جهانی و انجام کارآزماییهای بالینی گسترده را بر عهده گرفت. پس از سالها آزمایش روی هزاران داوطلب و اثبات ایمنی و کارایی فوقالعاده، سرانجام در سال ۲۰۰۶، اداره غذا و داروی آمریکا (FDA) مجوز رسمی تزریق واکسن گارداسیل ۴ ظرفیتی را صادر کرد. این واکسن میتوانست در برابر چهار سویه اصلی و پرخطر ویروس اچپیوی که عامل اکثر موارد سرطان دهانه رحم و زگیلهای تناسلی بودند، مصونیت ایجاد کند.
جالب است بدانید که همزمان شرکت انگلیسی گلاکسو-اسمیت-کلاین نیز واکسنی مشابه با نام سرواریکس (Cervarix) را روانه بازار کرد. رقابت این شرکتها باعث شد آگاهی عمومی درباره سرطان سرویکس به شدت افزایش یابد. در سال ۲۰۱۴، نسخه کاملتری از واکسن با نام گارداسیل ۹ تایید شد که پوشش حفاظتی را به ۹ سویه خطرناک افزایش داد. فریزر با این اختراع، عملاً یکی از بزرگترین چالشهای حوزه زنان را حل کرد. امروزه تزریق این واکسن به قدری عادی شده که شاید فراموش کنیم برای رسیدن به این نقطه، چه حجم عظیمی از محاسبات ریاضی و بیولوژیکی در آزمایشگاههای کوئینزلند انجام شده است.
زنگ تفریح: ویروسهایی که کلاه سرشان رفت!
تصور کنید سیستم ایمنی بدن مثل یک پلیس خیلی جدی است که دنبال دزدهای خطرناک میگردد. یان فریزر و تیمش به جای اینکه خودِ دزد (ویروس واقعی) را بفرستند داخل بدن، فقط لباسهای دزد را تنِ یک مانکن کردند و فرستادند جلوی پلیس! سیستم ایمنی هم که فکر میکرد با دزد واقعی طرف است، حسابی تمرین کرد و یاد گرفت چطور او را شکست بدهد. وقتی بعدها ویروس واقعی (اچپیوی) خواست وارد بدن شود، پلیسِ آموزشدیده قبل از اینکه ویروس حتی سلام کند، او را بازداشت کرد! به همین سادگی، یان فریزر با یک کلکِ علمی جذاب، سرِ یکی از خطرناکترین ویروسهای تاریخ را کلاه گذاشت و جان میلیونها نفر را نجات داد.
چرا واکسن گارداسیل برای سلامت جهانی حیاتی است؟
سرطان دهانه رحم سالانه جان صدها هزار زن را در سراسر جهان میگیرد، به ویژه در کشورهایی که دسترسی به غربالگریهای منظم مانند پاپ اسمیر محدود است. واکسن گارداسیل به عنوان یک ابزار پیشگیری اولیه، این معادله را تغییر داده است. سازمان سلامت جهانی (WHO) اکنون این واکسن را در اولویت برنامههای ایمنسازی خود قرار داده و توصیه میکند که دختران در سنین ۹ تا ۱۳ سال، پیش از مواجهه با ویروس، حتما واکسینه شوند. تاکنون بیش از ۱۲۵ کشور این واکسن را در برنامه ملی خود گنجاندهاند که نشاندهنده اعتماد جهانی به کارایی آن است.
نکته مهم این است که اگرچه تمرکز اولیه بر دختران بود، اما اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته، پسران نیز واکسینه میشوند. این کار نه تنها از انتقال ویروس جلوگیری میکند، بلکه از بروز انواع دیگری از سرطانها که در مردان نیز شایع است پیشگیری مینماید. یان فریزر با این اختراع، مفهوم «ایمنی جمعی» را در مورد ویروسهای مرتبط با سرطان معنا کرد. با واکسیناسیون گسترده، میتوان امیدوار بود که در دهههای آینده، سرطان دهانه رحم به یک بیماری نادر و حتی ریشهکن شده تبدیل شود.
البته باید توجه داشت که واکسیناسیون به معنای ترک پروتکلهای دیگر نیست. فریزر همواره تاکید کرده است که حتی زنان واکسینه شده نیز باید برنامههای غربالگری خود را ادامه دهند. واکسن از شایعترین و خطرناکترین سویهها جلوگیری میکند، اما مراقبتهای دورهای همچنان ستون دوم حفظ سلامت هستند. این رویکرد دوگانه (واکسن + غربالگری) دقیقاً همان چیزی است که نرخ مرگ و میر ناشی از این سرطان را در کشورهای توسعه یافته به حداقل رسانده است.
افتخارات و جوایز؛ از مرد سال استرالیا تا انجمن سلطنتی
دستاورد یان فریزر به قدری عظیم بود که جوایز و افتخارات به سرعت به سمت او سرازیر شدند. در سال ۲۰۰۶، او به عنوان «مرد سال استرالیا» انتخاب شد، عنوانی که نشاندهنده محبوبیت و احترام عمیق جامعه استرالیا نسبت به او بود. او همچنین عضویت در انجمن سلطنتی لندن (Royal Society) را در سال ۲۰۱۱ و انجمن سلطنتی ادینبرا را در سال ۲۰۱۸ کسب کرد که از بالاترین افتخارات علمی در جهان انگلیسیزبان محسوب میشوند. لیست جوایز او شامل جایزه زیستفناوری استرالیا، نشان جان کرتین و جایزه معتبر کوپلی است که هر یک به تنهایی برای کارنامه یک دانشمند کافی به نظر میرسند.
فریزر هیچگاه اجازه نداد این شهرت و افتخارات، او را از مسیر تحقیق دور کند. او با فروتنی خاصی همیشه اعلام کرده است که پاداش واقعی او، دیدن آمارهای کاهشی ابتلای زنان به سرطان است. او در مراسم دریافت جایزه گروبنر (Gruber Prize) در سال ۲۰۰۸، بار دیگر بر اهمیت دسترسی عادلانه همه مردم جهان به واکسنهای حیاتی تاکید کرد. فریزر نمونه بارز دانشمندی است که علم را در خدمت انسانیت قرار داده و از جایگاه خود برای ترویج سلامت عمومی و عدالت در پزشکی استفاده کرده است.
افسانهزدایی از عوارض واکسن؛ حقیقت چیست؟
مانند هر پیشرفت علمی بزرگ دیگری، گارداسیل نیز با موجی از شایعات و سوءبرداشتها روبرو شد. برخی گروهها به اشتباه ادعا میکردند که این واکسن عوارض شدیدی دارد، اما یان فریزر با تکیه بر دادههای علمی محکم، همواره از بیخطر بودن آن دفاع کرده است. مطالعات روی میلیونها دوز تزریق شده در سراسر جهان نشان میدهد که شایعترین عوارض، تنها درد مختصر در محل تزریق یا سرگیجه موقت است. هیچ مدرک علمی معتبری مبنی بر ارتباط این واکسن با بیماریهای مزمن یا ناتوانکننده وجود ندارد.
فریزر معتقد است که بخشی از این مقاومتها ریشه در عدم آگاهی یا ترس از فناوریهای نوین زیستی دارد. او با حضور در رسانهها و سخنرانیهای علمی، تلاش کرده است تا به زبان ساده توضیح دهد که چگونه این واکسن به جای آسیب زدن، سیستم دفاعی طبیعی بدن را تقویت میکند. او معتقد است که جامعهشناسی سلامت به اندازه خودِ علم پزشکی مهم است؛ چرا که اگر مردم به یک داروی نجاتبخش اعتماد نکنند، آن دارو عملاً بیفایده خواهد بود. تلاشهای او برای شفافسازی، باعث شد تا نرخ پذیرش واکسن در بسیاری از کشورها به بالای ۹۰ درصد برسد.
افقهای آینده؛ واکسنهایی برای تبخال و سرطان پوست
با وجود موفقیت خیرهکننده گارداسیل، یان فریزر هنوز بازنشسته نشده است. او در حال حاضر ریاست انستیتو تحقیقات ترجمانی (Translational Research Institute) استرالیا را بر عهده دارد و تحقیقات خود را به سمت اهداف بلندپروازانه دیگری سوق داده است. او به دنبال ساخت واکسنهایی برای پیشگیری از تبخال (Herpes)، ویروس اچآیوی و حتی سرطان سلول سنگفرشی پوست (Squamous Cell Carcinoma) است. تجربه موفق او در استفاده از ذرات شبهویروس، اکنون به عنوان یک نقشه راه برای مقابله با سایر بیماریهای ویروسی که منجر به سرطان میشوند، استفاده میشود.
او باور دارد که قرن بیست و یکم، قرن «ایمنیدرمانی» است. فریزر در مصاحبههای اخیر خود اشاره کرده که سیستم ایمنی بدن ما قدرتمندترین آزمایشگاه جهان است و ما فقط باید یاد بگیریم چطور دستورالعملهای صحیح را به آن بدهیم. پروژههای فعلی او روی تقویت پاسخهای سلولهای تی (T-cells) متمرکز است تا بتوانند سلولهای سرطانی را در همان مراحل اولیه شناسایی و نابود کنند. اگر او در این مسیر هم موفق شود، بار دیگر نام خود را به عنوان منجی بشریت در برابر سرطان ثبت خواهد کرد.
زنگ تفریح: مردی که از سوزن نمیترسد!
شاید فکر کنید کسی که واکسن اختراع کرده، خودش از آمپول زدن لذت میبرد! اما اطرافیان یان فریزر میگویند او در زندگی شخصیاش بسیار آرام و متین است و اصلاً شبیه آن دانشمندان دیوانهای که در فیلمها میبینیم نیست. جالب اینجاست که او وقتی به عنوان «مرد سال استرالیا» انتخاب شد، به جای اینکه یک جشن مجلل بگیرد، فردای آن روز ساعت ۷ صبح در آزمایشگاهش حاضر شد تا روی واکسن بعدی کار کند! انگار برای او، صدای میکروسکوپ و بوی محیط کشت، خیلی هیجانانگیزتر از تشویقهای روی فرش قرمز است. واقعاً که دانشمند بودن هم عالمی دارد، نه؟
تاثیرات اقتصادی و اجتماعی اختراع فریزر
از منظر اقتصاد سلامت، واکسن گارداسیل یک سرمایهگذاری فوقالعاده سودآور برای جوامع بوده است. هزینههای درمان سرطان، جراحیهای سنگین، شیمیدرمانی و از کار افتادگی بیماران، میلیاردها دلار به سیستمهای بهداشتی ضرر میزند. با تزریق یک دوره واکسن، میتوان از اکثر این هزینهها جلوگیری کرد. فریزر همیشه مدافع این بوده که دولتها باید واکسیناسیون را نه به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک پسانداز برای آینده در نظر بگیرند. این نگاه استراتژیک باعث شده تا حتی کشورهای در حال توسعه نیز با کمک نهادهای بینالمللی، برنامههای واکسیناسیون HPV را آغاز کنند.
در بُعد اجتماعی، این واکسن تابوهای مربوط به بیماریهای مقاربتی و سرطانهای زنان را تا حد زیادی شکست. پیش از گارداسیل، صحبت درباره ویروس اچپیوی در بسیاری از جوامع سخت بود، اما امروزه این موضوع به عنوان یک بحث علمی و سلامت عمومی پذیرفته شده است. یان فریزر با اختراع خود، به زنان قدرت داد تا کنترل سلامت خود را در دست بگیرند. این یعنی علم نه تنها بدنها را درمان میکند، بلکه به رشد فرهنگی و اجتماعی جوامع نیز کمک شایانی مینماید.
راز ماندگاری؛ چرا فریزر یک قهرمان ملی است؟
یان فریزر در استرالیا فقط یک پزشک نیست، بلکه یک قهرمان ملی محسوب میشود. دلیل این محبوبیت، فراتر از اختراع گارداسیل است؛ مردم او را به خاطر اخلاق حرفهای، تعهد به آموزش دانشجویان و تلاش برای ارتقای سطح علمی کشورش دوست دارند. او سالها به عنوان استاد در دانشگاه کوئینزلند تدریس کرده و صدها محقق جوان را پرورش داده است که اکنون هر کدام در گوشهای از جهان در حال تحقیق بر روی بیماریهای مختلف هستند. این یعنی میراث فریزر، فقط یک واکسن نیست، بلکه نسلی از دانشمندان است که با همان پشتکار و دقت او راهش را ادامه میدهند.
او همواره در بحرانهای بهداشتی، صدایی معتبر و آرامبخش بوده است. در دوران همهگیریهای مختلف، مشاورههای او راهگشای مسئولین سلامت بوده و توانسته است با تکیه بر علم، ترسهای غیرمنطقی جامعه را کاهش دهد. فریزر ثابت کرد که یک دانشمند میتواند همزمان در اوج قلههای علمی جهان باشد و در عین حال، به مسائل روزمره مردمش اهمیت بدهد. این ترکیب از نبوغ، انسانیت و تعهد اجتماعی، رازی است که نام او را برای همیشه در تاریخ پزشکی استرالیا و جهان حک کرده است.
جمعبندی میراث یان هکتور فریزر
با نگاهی به مسیر زندگی یان فریزر، از بدو تولد در گلاسگو تا تبدیل شدن به معمار واکسنهای ضد سرطان، میتوان دریافت که پیشرفتهای بزرگ نتیجه ترکیب صبر، تخصص و همکاری است. او به ما یاد داد که برای حل سختترین مشکلات پزشکی، گاهی باید از روشهای غیرمتعارف و خلاقانه استفاده کرد. گارداسیل امروز هدیه او به تمام زنانی است که میخواهند زندگی سالمی داشته باشند و از سایه سنگین سرطان رها شوند. فریزر نه تنها یک واکسن، بلکه امیدی پایدار برای ریشهکنی یکی از عوامل اصلی مرگ و میر زنان در جهان خلق کرد.
در نهایت، یان فریزر نمونهای درخشان از دانشمندانی است که به دنبال جایزه نوبل نبودند، اما کاری کردند که ارزشش فراتر از هر جایزهای است. او ثابت کرد که با شناخت دقیق سیستم ایمنی و استفاده از تکنولوژیهای نوین، میتوان در برابر دشمنان نادیدنی بدن پیروز شد. امروز که او در دهه هشتم زندگی خود همچنان به تحقیق ادامه میدهد، الگویی برای همه ماست که بدانیم خدمت به بشریت سن و سال نمیشناسد و هر روز میتواند شروعی برای یک کشف بزرگتر باشد. نام او در تاریخ در کنار بزرگانی چون پاستور و جنر، به عنوان منجیان سلامت بشر باقی خواهد ماند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
یان فریزر، نابغهای که با ذهن روشن و قلبی سرشار از تعهد، مرزهای علم ایمنیشناسی را جابهجا کرد، نامی است که در قلب تاریخ پزشکی جاودانه شده است. اختراع واکسن گارداسیل توسط او و تیمش، نه تنها یک پیروزی تکنولوژیک بر ویروسی نادیدنی بود، بلکه سپری از جنس آگاهی و پیشگیری برای میلیونها انسان در سراسر جهان فراهم ساخت. زندگی او به ما میآموزد که علم واقعی، نه در تالارهای افتخار، بلکه در پشت میکروسکوپها و با هدف کاهش رنج بشر معنا پیدا میکند. فریزر با تبدیل کردن دانش به ابزاری برای نجات جان انسانها، ثابت کرد که بزرگترین پاداش یک دانشمند، دیدن جهانی سالمتر و ایمنتر برای نسلهای آینده است.
آیا شما هم از نگهبانان سلامت خود محافظت کردهاید؟
تجربه شما یا نزدیکانتان از تزریق واکسن گارداسیل چه بوده است؟ آیا فکر میکنید آگاهیرسانی در مورد این واکسن در جامعه ما کافی است؟ نظرات و سوالات خود را درباره این دستاورد بزرگ یان فریزر با ما به اشتراک بگذارید تا با هم درباره اهمیت پیشگیری از سرطان گفتگو کنیم. دیدگاههای شما میتواند راهنمای دیگران برای انتخابی آگاهانه در مسیر سلامت باشد.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- رابرت ناکس و معمای جسد؛ کالبدشناس نابغه یا شریک جرم قتلهای سریالی؟
- از مانور والسالوا تا لوله استاش؛ سفری به اعماق آناتومی بدن با آنتونیو ماریا والسالوا
- سندرم مککن آلبرایت و میراث علمی مردی که پزشکی متابولیک را متحول کرد
- راز انگشت شست پا؛ داستان ژوزف بابینسکی و انقلابی در نورولوژی
- پل براگ؛ پدرخوانده جنجالی رژیمهای غذایی و تناسب اندام در آمریکا







دوستان عزیز ، رپورتاژ آگهی یعنی همین ! قرار نیست که گوگل بیاد رپورتاژ بده !!
به نظرم به جای این همه تخریب و انتقاد بهتر بود سکوت میکردین و به احترام سفارش دهنده رپورتاژ اجازه میدادین بقیه کاربران خودشون تصمیم بگیرن.
در کل ممنون از یک پزشک
آقای تاواتاو، قدیمها برنامه نویس بودن.
برام عجیبه در این مدت تونستن اینقدر پیشرفت بکنن. به نظرم کمی بزرگنمایی شده و از همه مهمتر متن بچه گانه ای که نوشتند این رو تایید می کنه.
به گمانم هنوز خیلی راه هست تا برسند به جایی که بخوان برای خودشون سبکی بنیانگذاری کنند.
موفق باشید…
متن رو دوست داشتم چون به نظر من بازاریابی در ایران نیاز به یک بررسی کامل و ارائه روش های جدید و منطبق با کشور داره. توی فیلمها و واقعیت می بینید برای ارائه هر محصول چقدر مشاور و ایده پرداز وجود داره که از لحاظ روانشناسی و نیازسنجی و الگوهای رفتاری خریداران رو مورد بررسی قرار می دن. در صورتی که در ایران بازاریابی یعنی کارت ویزیت و بروشور و برای شرکت های بزرگ هم پخش تبلیغ تلوزیونی. همیشه تیم تبلیغاتی ایرانسل رو حداقل در سالهای اولیه تاسیسش تحسین می کنم. ما این نگاه نو رو نیاز داریم. برای همین از کار آقای تاواتاو تقدیر و استقبال می کنم و خیلی دوست دارم یه روز با هم کار کنیم. موفق باشید
از خوندن نظرات بیشتر لذت بردم.بررسی دوستان جالب بود.بیشتر ما دچارتوهم هستیم …
متاسفانه جدیدا شیوه ای باب شده در دنیای تجارت ایران که افراد با استفاده از یک تفکر خوب رنگ و لعابی به یک کار بدون پشتوانه میدن. این کار غیر از ضرری که به خود شخص و شرکت وارد می کنه اون تفکر خوب رو هم فدا می کنه برای اکثریت شنوندگان.
دوست عزیز جناب تاو:
– وب سایت شما مشخصا زمان زیادی رو در وب فعالیت نداشته و این از عمر مقالات گذاشته شده بر روی وب سایت شما مشخصه پس من به عنوان کسی که اندکی حرفه ای تر حرف های شما رو مطالعه کردم باورم رو به حرفاتون از دست دادم.
– طراحی وب سایت شما چندان حرفه ای به نشر نمی رسه و بدتر از اون مطابق با شرایط جامعه ی ایران: یک تم سنگین که بسیار کند بالا میاد در حالی که اکثریت جامعه هنوز اینترنت چندان پرسرعتی در اختیار ندارند. عدم راست چین کردن نوشته ها در وب سایت که جزو حداقل معیارهای زیبایی متون هست.
و اما در انتها خدمتتون عرض کنم مهم ترین بخش بازاریابی اینترنتی محتواست. محتوای خوب فارغ از خیلی کمبودهای ظاهری و یا فاکتورهای جنبی دیگه میتونه مخاطب رو درگیر کنه. یک محتوای خوب عمق داره و اصالت. متاسفانه من اون عمق و اصالت رو در آگهی شما ندیدم.
موفق باشید همیشه
اول فکر میکردم برنامهنویسی هنر است ولی خیلی طول نکشید تا فهمیدم هنر چیز دیگری است
جمله بالا واقعا بار علمی نداره
کار برنامه نویس برنامه نویسی و هنرش هم همینه پیدا کردن مشتری وظیفه برنامه نویس نیست.
من فکر میکنم مشکل ما ایرانی ها اینه که نمیخوایم تو تخصص خودمون فعالیت کنیم و وقتی از تخصص خودمون دور میشیم برای توجیه میگیم بد بود.
کاملا با نظر موافقم
مشکلات از همین جا شروع میشه
باید خدمت دوست نویسنده که الان هنرمند شدند بگم که برنامه نویسی هم یک نوع از هنر است؛ البته شاید برای کسی که کامل درکش کنه
من هم با نظر هر دو دوست عزیز موافقم.. البته نظر نویسنده کاملا قابل احترام است و این که ایشان هنر را چگونه می پندارند نیز کاملا به طرز فکر خودشان بر می گردد .. شاید شما بعد از سالها یرنامه نویسی به این نتیجه رسیده اید که هنر چیز دیگری است … اما افرادی به مانند من که نظری متفاوت با شما را داریم نیز کم نیستند … زیرا کسانی که کد نویسی محض را آن هم فقط به دلیل عشق و علاقه به برنامه نویسی و حل مسائل بسیار زیاد و گاها پیچیده ای که در طراحی یک سیستم نرم افزاری باید مد نظر قرار داد، را به مدت ظولانی انجام می دهند کاملا مفهوم هنر را در رشته خود درک می کنند و می دانند که ترکیب درست فناوری ها نه تنها یک تخصص است یلکه در پشت پرده آن نیاز به کسی است که با هنر خود حل یک مسئاله را تبدیل به یک اثر هنری کند و گاها یک شاهکار هنری خلق کند ،که امثال این بزرگان مانند بیل گیتس ، استیو جابز ، اریک اشمیت و … در دنیا کم نیستد . مفهوم هنر را نمی گویم بد درک کرده اید .. چون خوب بودن در هر شغلی یک هنر است و نیاز به اسعداد خاص خود را دارد .. تنها می گویم که هنر یک مفهوم نسبی است .. و شما نیز اگر با عشق و علاقه کار برنامه نویسی را دنبال کرده بودید شاید به هنرمند قابلی در برنامه نویسی تبدیل می شدید .. با ارزوی موفقیت روزافزون تمام مردم ایران از جمله شما
کاش حداقل متن ریپورتاژ رو میدادین جناب دکتر مجیدی زحمتش رو بکشن،چون متاسفانه بسیار سطحی و بچه گانه متن رو نوشتین جناب تاو!
متن ضعیف و مبتدی، سایت پر از باگ،مطمئنا ایشون تازه ابتدای راه هستند و کاملا بی تجربه.
به هرحال برای تاو آرزو موفقیت میکنم.
سلام دوستان
بنده مدت زیادی است که مهندس تاواتاو عزیز را می شناسم و از توانایی ها و استراتژی های ایشان در بهبود کسب و کار خودم استفاده کرده ام. ایشان در درجه اول یک انسان دوست داشتنی، سپس در کسب و کارهای آنلاین و گاها آفلاین یک استراتژیست، طراح خلاق و یک حامی برنامه محور بزرگ می باشند. لذت حضور در جلسات مشاوره ایشان، دریافت اطلاعات و برنامه هایی که برای بنده بسیار بسیار جواب داده اند، پیگیری های متعدد وی و دریافت خروجی های بسیار خوب، از نتایج تعاملات بنده با ایشان بوده است. بدون شک در آینده نه چندان دور از ایشان بسیار بسیار خواهیم شنید. موفق باشید استاد عزیز.
ممنون از شما
من هم داخل وب سایت تون این مشکلات رو دیدم متاسفانه. ولی در نهایت آرزوی موفقیت دارم.
لینک قابل دسترسی است
ممنون ، من هم برای شما آرزوی آرامش همراه با شادی دارم :)
وب سایت این شرکت گنگ و نامفهوم است.
و دارای مشکلات تابلویی است.
بعنوان مثال وقتی روی لینک سفارش برنامه موبایل کلیک میکنید
متوجه میشوید لینک به چیزی وصل نیست و به صفحه اول بازمیگردید.
آقا بابک بهتر نبود اول سایتنون رو چک میکردید بعد اینجا تبلیغ میگذاشتید؟
من به محض اینکه دیدم سایتتون این مشکلات رو داره سریع سایت رو بستم چون این دست مشکلات مثل فحش برای من میمونن.
پس بجای اصلاح مشکلات بازاریابی دیگران اول مشکلات بازاریابی خودتونو حل کنید.
مشکل یک لینک بود ، که حل شد ، ممنون که گفتین :)
سلام
… برای همین سراغ بازاریابی رفتم …
می تونم ازتون بپرسم: تخصص تون در بازاریابی تجربی هست یا تحصیلات دانشگاهی دارین؟
ممنون
سلام
اصلش تجربی بوده و خواهد بود
ولی علوم روز بازاریابی هر روز توسط من و همکارام بررسی و گاهی ترجمه و ارائه می شه
ولی فکر می کنم برای بازار ایران باید مدل ایرانی را پیدا کرد.