زندگینامه کامل دکتر گانونگ و کالبدشکافی کتاب فیزیولوژی گانونگ
۰۱
چالش ۲۵ سنتی؛ وسواس در دقت علمی
یکی از مشهورترین داستانها درباره ویلیام گانونگ، اعتمادبهنفس عجیب و در عین حال تواضع علمی او در مواجهه با اشتباهات است. او به دانشجویان خود وعده داده بود که به ازای پیدا کردن هر غلط تایپی یا علمی در کتابش، ۲۵ سنت جایزه پرداخت میکند. این حرکت نمادین نشاندهنده تعهد بیپایان او به دقت بود، چرا که در دنیای پزشکی، کوچکترین خطا در اعداد یا مفاهیم میتواند عواقب جدی داشته باشد. او معتقد بود کتاب درسی باید مانند یک نقشه بینقص عمل کند.
این جایزه نقدی شاید مبلغ زیادی به نظر نرسد، اما در زمان خود یک محرک عالی برای دانشجوهای کنجکاو بود تا متن را با ذرهبین بخوانند. جالب اینجاست که این سنت باعث شد ویرایشهای بعدی کتاب به حدی از پختگی برسند که به ندرت کسی موفق به دریافت آن سکهها میشد. گانونگ با این کار، رابطه سنتی استاد و دانشجو را به یک همکاری دوجانبه برای ارتقای دانش تبدیل کرد. او به خوبی میدانست که حتی بزرگترین دانشمندان هم از خطا مصون نیستند و از نقد استقبال میکرد.
۰۲
میراث خانوادگی؛ فرزندی از تبار گیاهشناسان
ویلیام گانونگ جونیور در محیطی کاملاً علمی رشد کرد که تاثیر عمیقی بر متدولوژی تحقیق او داشت. پدرش، ویلیام فرانسیس گانونگ بزرگ، یک گیاهشناس (Botanist) نامدار و استاد دانشگاه بود که کتابهای مرجع متعددی در زمینه فیزیولوژی گیاهی نوشته بود. رشد در خانهای که بحثهای علمی و نوشتن کتاب بخشی از روتین روزمره بود، از او یک نویسنده توانا و محققی صبور ساخت. او یاد گرفت که چگونه مفاهیم پیچیده را به سادهترین شکل ممکن برای دیگران صورتبندی کند.
شاید برایتان جالب باشد که گانونگ ابتدا قرار نبود وارد دنیای پزشکی شود، اما کنجکاوی او درباره نحوه کارکرد سیستمهای زنده او را به سمت هاروارد کشاند. او همیشه میگفت که نگاهش به بدن انسان، مشابه نگاه پدرش به گیاهان است؛ سیستمی یکپارچه که برای بقا به تعادل نیاز دارد. این پیشینه خانوادگی باعث شد او در نوشتن کتابهای درسی استعدادی ذاتی داشته باشد. او هنر انتقال دانش را از نسل قبل به ارث برده بود و آن را در فیزیولوژی انسانی به کمال رساند.
۰۳
سندرم LGL؛ ردی بر صفحه قلب
در سال ۱۹۵۲، گانونگ به همراه همکارانش لُون و لِوین، اختلالی را کشف کردند که امروزه به نام سندرم لون-گانونگ-لوین (Lown-Ganong-Levine syndrome) شناخته میشود. این وضعیت که با کوتاه بودن فاصله پیآر (PR interval) در نوار قلب مشخص میشود، نشاندهنده وجود یک مسیر فرعی برای انتقال جریان الکتریکی در قلب است. کشف او به پزشکان کمک کرد تا بفهمند چرا برخی افراد بدون دلیل ظاهری دچار تپش قلب شدید یا سنکوپ میشوند. این یک جهش بزرگ در الکتروفیزیولوژی قلب بود.
راستش را بخواهید، اگر روزی در حال چک آپ قلب بودید و دکتر با تعجب به مانیتور خیره شد، شاید یادی از گانونگ کنید! او نشان داد که سیمکشی قلب انسان گاهی میانبرهایی دارد که میتواند سیستم را به هم بریزد. این کشف نه تنها نام او را در کتابهای درسی جاودانه کرد، بلکه جان هزاران بیمار را از تشخیصهای اشتباه نجات داد. او ثابت کرد که فیزیولوژی فقط تئوری نیست و مستقیماً با نبض زندگی بیماران در ارتباط است.
تحقیقات او در این زمینه راه را برای درمانهای نوین آریتمی قلبی باز کرد و نشان داد که او در چندین رشته تخصص دارد. گانونگ تنها به مغز محدود نشد و توانست درک ما را از مکانیک قلب نیز تغییر دهد. او معتقد بود بدن یک کل واحد است و نمیتوان بخشی را بدون در نظر گرفتن بخش دیگر مطالعه کرد.
زنگ تفریح: فیزیولوژیست در میدان جنگ!
شاید تصور کنید گانونگ همیشه در آزمایشگاههای شیک و زیر نور ملایم مشغول مطالعه بوده است، اما واقعیت بسیار هیجانانگیزتر است! او پس از فارغالتحصیلی از هاروارد مستقیماً لباس رزم پوشید و به عنوان پزشک ارتش وارد جبهههای جنگ شد. تصور کنید نویسنده کتابی که امروز با آرامش در کتابخانه میخوانید، روزی در میان صدای توپ و تانک مشغول مداوای سربازان و همزمان فکر کردن به مکانیسمهای فشار خون در شرایط استرس شدید بوده است. احتمالاً همانجا بود که فهمید آدرنالین واقعاً در بدن چه کار میکند و چقدر با تعاریف کتابهای درسی متفاوت است!
۰۴
نورواندوکرینولوژی؛ پیوند مغز و هورمون
بزرگترین سهم علمی گانونگ در دنیای مدرن، اثبات این نکته بود که مغز فرمانروای مطلق غدد درونریز است. پیش از تحقیقات او، بسیاری تصور میکردند که غدد به صورت مستقل یا با فیدبکهای ساده خونی عمل میکنند. اما گانونگ با بررسی دقیق محور هیپوتالاموس-هیپوفیز (Hypothalamic-pituitary axis) نشان داد که چگونه افکار، استرس و محیط میتوانند ترشح هورمونها را تغییر دهند. این یافته انقلابی در روانپزشکی و غدد ایجاد کرد.
او بیش از ۲۰۰ مقاله علمی در این حوزه منتشر کرد که هر کدام قطعهای از پازل پیچیده ارتباط ذهن و جسم را تکمیل میکردند. گانونگ نشان داد که چگونه فشار خون ما تحت فرمان مستقیم مراکز عصبی است که با کلیهها و غدد فوق کلیوی صحبت میکنند. این درک نوین باعث شد که داروهای فشار خون با دقت بسیار بیشتری طراحی شوند. او با این کار پل محکمی بین نورولوژی و فیزیولوژی کلاسیک زد که تا پیش از آن بسیار سست بود.
۰۵
مرجع دودی و اعتبار جهانی کتاب
کتاب فیزیولوژی گانونگ فقط یک اثر تحصیلی ساده نیست؛ این کتاب به مدت چندین دهه در فهرست عناوین اصلی دودی (Doody’s Core Titles) قرار داشته است. این فهرست معتبرترین منبع برای کتابخانههای بیمارستانی و دانشگاهی جهان است تا بهترین منابع را برای خرید شناسایی کنند. انتخاب شدن در این لیست به معنای تایید کیفیت، دقت و بهروز بودن دائمی مطالب کتاب توسط خبرگان این رشته است. گانونگ تا آخرین روزهای زندگیاش شخصاً بر بهروزرسانی مطالب نظارت داشت.
انتشار ویرایش بیست و ششم این کتاب در سال ۲۰۱۹، بیش از نیم قرن پس از اولین نسخه، نشاندهنده حیات بیپایان اندیشه اوست. این اثر به بیش از ۱۸ زبان زنده دنیا ترجمه شده و در ایران نیز از مراجع اصلی آزمونهای علوم پایه پزشکی است. استمرار موفقیت این کتاب ناشی از سبک نگارش خاص گانونگ است که از زیادهگویی پرهیز کرده و مستقیماً به سراغ اصل مطلب میرود. او به خوبی میدانست که دانشجوی پزشکی وقت اضافی برای خواندن مطالب غیرضروری ندارد.
۰۶
چرا گانونگ هنوز در کلاسهای درس زنده است؟
پاسخ ساده است: او فیزیولوژی را از حالت انتزاعی خارج کرد و به بالین بیمار برد. در هر فصل از کتاب او، ارتباط مستقیم عملکرد سلولی با بیماریهای واقعی توضیح داده شده است. این رویکرد بالینی (Clinical approach) باعث میشود دانشجو احساس نکند که در حال حفظ کردن مطالب بیهوده است. گانونگ معتقد بود که هر پدیده فیزیولوژیک باید پاسخی برای یک سوال در اتاق عمل یا مطب باشد. این هوشمندی او در تدوین محتوا، کتابش را شکستناپذیر کرده است.
بسیاری از اساتید معاصر معتقدند که گانونگ توانست استانداردی برای ایجاز و اختصار ایجاد کند که در هیچ کتاب دیگری دیده نمیشود. او به جای استفاده از کلمات پرطمطراق، از تصاویر و نمودارهایی استفاده کرد که خود گویای هزاران کلمه بودند. در دنیایی که حجم اطلاعات هر روز دو برابر میشود، توانایی او در خلاصه کردن دانش بدون از دست رفتن کیفیت، یک معجزه به حساب میآمد. به همین دلیل است که حتی با وجود رقبای قدرتمند، گانونگ همچنان انتخاب اول نخبگان است.
۰۷
زندگی شخصی؛ کوهنوردی که از قلههای علم بالا رفت
خارج از فضای آکادمیک، ویلیام گانونگ انسانی بسیار پرجنبوجوش و عاشق طبیعت بود. او به کوهنوردی و پیادهروی در طبیعت علاقه فراوانی داشت و شاید همین روحیه جستجوگر بود که او را در آزمایشگاه نیز به جلو میراند. اطرافیانش او را فردی با دیسیپلین نظامی (به دلیل دوران خدمتش) اما قلبی بسیار مهربان توصیف میکنند. او همیشه وقت کافی برای گوش دادن به سوالات حتی سادهترین دانشجویانش داشت و هرگز از بالا به کسی نگاه نمیکرد.
صادقانه بگویم، تصور اینکه نویسنده آن همه نمودار پیچیده الکترولیتها، در اوقات فراغت با کولهپشتی به دل کوه میزده، کمی عجیب اما دلگرمکننده است. او به ما یاد میدهد که برای دانشمند بزرگ بودن، نباید زندگی را فدای کتاب کرد، بلکه باید از زندگی الهام گرفت. او تا آخرین سالهای زندگیاش با وجود مبارزه با بیماری سخت، هرگز لبخند و شوق یادگیری را از دست نداد. این ویژگی اخلاقی او به اندازه یافتههای علمیاش در دانشگاه کالیفرنیا (UCSF) زبانزد خاص و عام بود.
زنگ تفریح: وقتی گانونگ مچ خودش را گرفت!
یک بار در جریان یکی از سخنرانیهایش، دانشجویی با استناد به یکی از پاراگرافهای کتاب خودِ گانونگ، حرف او را نقض کرد. گانونگ نه تنها عصبانی نشد، بلکه با خنده گفت: «ظاهراً من باید به خودم ۲۵ سنت بدهم، چون در این ویرایش اشتباه کردهام!» این روحیه باز و شوخطبع او نشان میداد که او چقدر به حقیقت بیشتر از منیت خود اهمیت میدهد. او همیشه میگفت که علم پویاست و آنچه امروز حقیقت مطلق است، فردا ممکن است فقط یک فصل از تاریخ علم باشد.
۰۸
مبارزه با سرطان؛ آخرین نبرد استاد
سالهای پایانی زندگی گانونگ با مبارزهای طولانی علیه سرطان پروستات (Prostate cancer) همراه بود. او که خود عمری را صرف شناخت مکانیسمهای بدن کرده بود، حالا باید با سرکشی سلولهای بدنش مقابله میکرد. او با همان دقتی که درباره بیماریها مینوشت، روند درمان خود را دنبال میکرد و حتی در این دوران نیز از نوشتن و ویرایش کتابش دست نکشید. شجاعت او در مواجهه با مرگ، الهامبخش بسیاری از همکاران و شاگردانش شد که شاهد تحلیل رفتن جسمی او بودند.
گانونگ در ۸۳ سالگی در آلبانی کالیفرنیا درگذشت، اما او تا آخرین لحظه یک معلم باقی ماند. او نشان داد که دانش میتواند به انسان وقار و آرامشی بدهد که حتی در سختترین شرایط نیز از بین نرود. میراث او امروز در هزاران کلینیک و بیمارستان، جایی که پزشکی با استناد به اصول فیزیولوژی او طبابت میکند، زنده است. مرگ او پایان یک زندگی نبود، بلکه آغاز جاودانگی متنی بود که میلیونها بار خوانده شده و خواهد شد.
۰۹
تفاوت گانونگ با گایتون؛ جدال غولهای فیزیولوژی
در دنیای آموزش پزشکی، همیشه یک رقابت نانوشته بین طرفداران کتاب «فیزیولوژی گایتون» و «فیزیولوژی گانونگ» وجود داشته است. در حالی که گایتون به تفصیل و با جزئیات فراوان به مکانیسمها میپردازد، گانونگ به ایجاز و خلاصه بودن مشهور است. کتاب گانونگ بیشتر برای کسانی طراحی شده که میخواهند سریعاً به هسته مرکزی مطلب برسند و آن را در ذهن طبقهبندی کنند. این تفاوت رویکرد، گانونگ را به منبعی ایدهآل برای مرورهای سریع و آمادگی آزمون تبدیل کرده است.
بسیاری از دانشجویان ترجیح میدهند مفاهیم پایه را از گایتون بیاموزند و برای درک پیچیدگیهای عصبی و هورمونی به گانونگ مراجعه کنند. گانونگ در بخش نوروفیزیولوژی (Neurophysiology) بیرقیب است و توانسته مفاهیم انتزاعی مغز را به شکلی ملموس ارائه دهد. او هوشمندانه میدانست که در دنیای مدرن، داشتن اطلاعات زیاد به اندازه داشتن اطلاعات طبقهبندی شده ارزشمند نیست. این کتاب، عصارهای از دانش فیزیولوژی است که در کمترین حجم ممکن ارائه شده است.
۱۰
نقش گانونگ در توسعه دپارتمانهای علمی
او تنها یک نویسنده نبود، بلکه به عنوان مدیر دپارتمان فیزیولوژی در دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو، این مرکز را به یکی از قطبهای علمی جهان تبدیل کرد. او با جذب استعدادهای جوان و تشویق آنها به تحقیقات بینرشتهای، فضای علمی جدیدی را خلق کرد. گانونگ معتقد بود که فیزیولوژی باید با بیوشیمی و ژنتیک ادغام شود تا بتوان به درک درستی از حیات دست یافت. بسیاری از شاگردان او امروزه خود از دانشمندان برجسته و برندگان جوایز معتبر علمی هستند.
مدیریت او بر اساس نظم و احترام متقابل بنا شده بود و فضایی را ایجاد کرد که در آن ایدههای نو به راحتی شکوفا میشدند. او به جای ریاست، رهبری میکرد و همیشه در خط مقدم جبهه علم حضور داشت. موفقیتهای امروز UCSF در زمینههای علوم اعصاب، تا حد زیادی مدیون زیرساختهای فکری و مدیریتی است که گانونگ در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی بنا نهاد. او به ما یاد داد که یک دانشمند بزرگ، باید یک مربی بزرگ هم باشد.
۱۱
تأثیر گانونگ بر ترجمههای فارسی و آموزش در ایران
در ایران، نام گانونگ با اساتید بزرگی همچون دکتر سید علی حائری روحانی گره خورده است. ترجمههای دقیق و روان این کتاب در ایران باعث شد تا نسلهای متعددی از پزشکان ایرانی با مفاهیم مدرن فیزیولوژی آشنا شوند. استفاده از مقدمههای تحلیلی اساتید ایرانی بر این کتاب، نشاندهنده احترام جامعه علمی کشور به این اثر جهانی است. کتاب گانونگ در ایران صرفاً یک ترجمه نیست، بلکه بخشی از هویت آموزشی دانشکدههای پزشکی است که در آزمونهای جامع نقشی حیاتی دارد.
دقت در معادلسازی واژگان تخصصی در ترجمههای فارسی گانونگ، به غنای ادبیات علمی پزشکی ایران کمک شایانی کرده است. اساتید ایرانی همواره تاکید دارند که مطالعه گانونگ به دلیل ساختار منسجم آن، به ذهن دانشجو نظم میدهد. این کتاب به دانشجو یاد میدهد که چگونه از سطح مولکولی به سطح کلان بدن پل بزند. نفوذ این کتاب در ایران به قدری است که حتی نسخههای افست و خلاصههای آن نیز همواره در صدر پرفروشترین کتابهای پزشکی قرار دارند.
۱۲
آینده فیزیولوژی در مسیر گانونگ
اگرچه گانونگ دیگر در میان ما نیست، اما متدولوژی او در بررسی تعاملات مغز و بدن همچنان راهگشای تحقیقات آینده است. امروزه در عصر هوش مصنوعی و پزشکی دقیق (Precision medicine)، اصول فیزیولوژی که او تدوین کرد، پایه و اساس الگوریتمهای تشخیصی هستند. ما هنوز در حال کشف ابعاد جدیدی از پیامرسانهای شیمیایی هستیم که او دههها پیش وجودشان را پیشبینی کرده بود. میراث او پویاست و با هر کشف جدید در حوزه سلولهای بنیادی و ژندرمانی، دوباره بازخوانی میشود.
گانونگ معتقد بود فیزیولوژی هرگز به پایان نمیرسد، زیرا حیات همیشه راهی برای شگفتزده کردن ما پیدا میکند. او به شاگردانش میگفت که هرگز به نتایج آزمایشها به عنوان حرف آخر نگاه نکنند، بلکه آنها را دریچهای به سوی سوالات بزرگتر بدانند. این نگاه کنجکاوانه و فروتنانه، بزرگترین درسی است که او برای آیندگان به جا گذاشت. او نه تنها به ما یاد داد بدن چگونه کار میکند، بلکه یاد داد چگونه باید درباره طبیعت اندیشید.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ویلیام فرانسیس گانونگ فراتر از یک مؤلف، معماری بود که ساختار ذهنی پزشکان مدرن را بنا کرد. او با پیوند دادن دنیای انتزاعی هورمونها به مرکز فرماندهی مغز، دریچهای نوین به سوی درک تمامیت بدن انسان گشود. میراث او در قالب کتابی که هنوز پس از نیم قرن در قفسههای کتابخانهها میدرخشد، گواهی بر قدرت دقت، ایجاز و تعهد به حقیقت علمی است. گانونگ به ما آموخت که علم واقعی، نه در پیچیدگی کلمات، بلکه در شفافیت اندیشه و شهامت اعتراف به خطا نهفته است. او با زندگی پربار خود ثابت کرد که میتوان از دل جنگ و بیماری، نوری از آگاهی برای نسلهای آینده برافروخت که هرگز به خاموشی نگراید.
شما با کدام ویرایش گانونگ خاطره دارید؟
فیزیولوژی گانونگ برای بسیاری از ما یادآور شبهای امتحان و تلاش برای درک پیچیدگیهای بدن است. آیا شما هم جزو کسانی بودید که ایجاز گانونگ را به تفصیل گایتون ترجیح میدادید؟ یا شاید در دوران تحصیل خود با نکتهای در این کتاب مواجه شدهاید که نگاهتان را به پزشکی تغییر داده باشد؟ مشتاقانه منتظر شنیدن تجربیات، خاطرات و نظرات ارزشمند شما در بخش دیدگاهها هستیم تا با هم درباره میراث این دانشمند بزرگ گفتگو کنیم.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- جان وین؛ دانشمندی که با زهر افعی فشار خون جهان را کنترل کرد
- مانس اشپربر؛ روانشناسی که بوی خون و استبداد را از فرسنگها تشخیص میداد
- پیر کنستانت بودین؛ ناجی نوزادان و معمار طب پریناتولوژی مدرن
- فاوست؛ از آزمایشگاه مخوف کیمیاگری تا شاهکار جاودانه گوته در صحنه نمایش
- تاریخچه قانون غذا و داروی پاک؛ نبرد دکتر وایلی با معجونهای مرگبار







سلام
با اینکه بیان شاید دردانهی سرویس دهندههای داخلی باشه
اما یه روزی مجبور میشی دوباره به وردپرس یا جوملا مهاجرت کنی
مگه اینکه نخوای وبلاگت رو گسترش بدی
از طرفی بیان اون اوائل خیلی پاسخگو بود
اما مدتهاست بسیار کند عمل میکنه بلکه اصلا جوابگو نیست
چندین مطلب تا به حال برای بیان نوشتم
در وبلاگمم هم ثبت کردم
اما بی پاسخ موند
و یه چیز مهم
اگر میخوایین فرداپس فردا از بیان به یه جای دیگه مهاجرت کنید
اینو بدونید که فایل خروجی آرشیو مطلابش استاندارد نیست
و وردپرس -که الان چندروزه درگیرشم- نمیشناسدش
گفتم که گوشی دستتون باشه
اما اگر قراره فقط وبلاگ بنویسید
ویه فضای کوچولو برای آپلود احتمالی برخی از فایلهاتون داشته باشید
در استفاده از بیان شک نکنید
با آرزوی توفیق
یاعلی مدد
* این چندتا مطلب رو هم ببنید اگر دوست داشتید
یک پزشک اگر صلاح دونست این لینکها رو منتشر میکنه وگرنه که نه :)
ولی به دردتون میخوره احتمالا
http://kimia-ac.blog.ir/tag/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86
عالییییییییییییییییههههههه
سلام … من نزدیکه یکساله از بلاگفا به بیان مهاجرت کردم … بسیار عالی است … حداقل من را که خیلی راضی کرده … بهترین و مهمترین ویژگیشان … پاسخ گویی به سوالات و ابهامات شما و همچنین قالب های اختصاصی که بسیار شبیه به یک سایت هستند …. من شدیدا توصیش می کنم … بنظر من سال های آینده بیشتر با شرکت بیان آشنا میشید
سلام ببخشیدتااخرامروزاگه راهنمایی کنیدکه چیجورثبت نام کنم؟؟؟؟گزینه ای وجودنداره انگار!!!!نمیدونم چیکارکنم اگه میشششششه تا عصر بنویسیدیدکه چیکارکنم ممنون
خیلی ممنون از اطلاع رسانی تون
سرویس های وبلاگدهی زیادی رو تجربه کردم
چند سال در بلاگفا نوشنم یه مدتیبود که بلاگفا دچار یکنواختی و عدم نوآوری و تنوع شده بود رفتم بلاگها
بر پایه وردپرس بود بلاگها ولی خیلی خیلی بی حساب و کتاب بود و اصلا انگاربرای کاربر ارزشی قائل نبود
ناگهان بسته شد نفهمیدیم چی شد اصلا ولی تا زمانی که باز بود راضی کننده بود
بیان رو هم استفاده کردم امکانات خوبی داره ولی به دلم ننشست قالب های جالبی نداره خیلی قدیمی به نظر میاد قالب هاشون
میهن بلاگ و پرشین بلاگ رو هم یه مدت کوتاه استفاده کردم به دلم ننشست
وردپرس دات کام هم به همچنین که البته نیاز به تعریف ندارند .
در کل در بین سیستم های ایرانی بلاگدهی باز برگشتم سراغ بلاگفا
بی آزار است و ساده
باید قانع باشی ت ابا سیستم های ایرانی کنار بیای
دقیقا.من یه مدت بلاگفا نوشتم بعد چون امکان آپلود فایل نداشت رفتم سراغ بلاگ ولی اونم محدودیت تعداد مطالب(500تا)و محدودیت کلمات کلیدی گذاشته.یه سال ازش استفاده کردم تعداد مطالب تموم شدن و باید پول میدادی تا جلوش باز میشد.الانم که بلاگفا هستم.همون باید قانع باشی رو خیلی اعتقاد دارم بهش.
ممنون از دکتر هم که برای رواج دادن وبلاگ نویسی داره تلاش میکنه.
قیمت هایی که من دیدم اونقدری نیست که کسی رو ورشکست کنه :)
تهش مگه سالی چقدر میشه چیزایی که شما گفتی؟
اینا چرت و پرته. برید سرچ کنید اریسفا .
اریسفا یه سیستم بلاگدهی ایرانیه محدودیت هم نداره نو اوریش هم دیگه هیچی . . .
با کمتر از بیست و پنج هزارتومن سالیانه نه کسی میمره و نه کسی ورشکسته!
بلاگفا امنیت و سرعت کافی نداره.. البته ایندکس فوق العادش من رو هم وسوسه میکنه..
اره ولاه گفتی ایندکس بهترینه
عالی، ممنون که خبر دادید خیلی وقت بود منتظر بودم
بسیار عالی، شخصاً بلاگنویسی در این سرویس ایرانی رو هیجان انگیز میدونم و میپسندم اما یک سوال؛ “تا هنگامی که ابَر سرویسهایی قدرتمندی چون وردپرس وجود داره، چرا کسی باید تو انتخاب نوع پلتفرم تردید کنه بین یک سرویس جهانی یا ایرانی؟!”
وردپرس و بلاگر در «دسترس» ما نیستند.
از این جهت کاملاً درسته.
ولی راههای دستیابی بهشون وجود داره، همانند فیدریدر و … وتا جایی که میدونم اکثراً به این وبلاگها (شاید کمی سخت اما) باز هم دسترسی دارن.
با این وجود من خیلی خوشم آمد. جالبه یه سری امکانات توش هست که تو بلاگر و وردپرس نیست. باز هم ممنون از معرفی. من هم اولین پستم رو راجع به یک پزشک خواهم نوشت.
البته اگه کلا رایگان بود بهتر بود خوب برای روحیات خاص ما ایرانیها !
همین که این مطلبو خوندم، یه وبلاگ در بیان برا خودم ثبت کردم، نه از روی جوگیری ! خیلی وقت بود قصدشو داشتم.برای قدردانی از سایت خوبتون تو اولین پستام به معرفی سایت خوب شما می پردازم.
ممنون جناب دکتر .
“ایجاد وبلاگ (بدون نیاز دعوتنامه) در سرویس ایرانی بلاگ بیان آزاد شد”
یه جوری نوشتی آزاد شد یاد خرمشهر آزاد شد افتادم!!!
دقیقا!
بیان تا حالا دعوتی بود و من هم در اونجا بلاگی دارم اما به نظرم سرویس بلاگینگ حتی متوسطی نیست تا چه رسد به مطلوب.
سرویس بلاگ بیان برای متخصصات؛ شما اگر علاقه ای به سایت های تفریحی و سایت های بیهوده ای که از سر و تهش کپی میباره و پر از کد جاوا اسکریپته داری، میتونی توی رزبلاگ یا وی سی پی ثبت نام کنی..
موفق باشی!
بله اگر تمام متخصصات ش مثل شما باشن بهتر زیاد هم بهش متخصصاتی نگاه نکنیم
بعد اصل محتوای وبلاگ نه سرویس دهنده
البته سن شما فکر کنم برای بررسی این مطلب به حد کفایت نرسیده شاید
هر کسی نظری داره و نظرات هم قابل احترامن! هرچند از نظر من حرف شما چرت محضه ولی بازم میگن نظرتتون محترمه.. میتونید با وردپرستون صفا کنید.. خوش بگذره! جای ما رو هم خالی کنید..
نگفتم من متخصصم.. گفتم مال متخصصات؛ هرچند معلومه کی هیچی بارش نیست.
+ در ضمن اونقدر سن دارم که بتونم تشخیص بدم یکی ندیده و تجربه نکرده داری حرفِ نادرست میزنه..!
بازم میگم موفق باشید و با وردپرس خوش بگذره
( با جواب دادن به شما شان خودمو پایین آوردم + عذر خواهی از اقای مجیدی)
به عنوان یک وبلاگ نویس در بلاگ بیان ، همهی وبلاگ نویسان را به استفاده از بلاگ بیان برای وبلاگ نویسی دعوت می کنم
پشیمان نخواهید شد :)
ممنون جناب مجیدی