ژوزف ولپی؛ معمار رفتاردرمانی مدرن و پیشگام درمانهای اضطراب
ژوزف ولپی (Joseph Wolpe) یکی از نامدارترین روانپزشکان قرن بیستم است که نامش با تولد و گسترش رفتاردرمانی (Behavior Therapy) گره خورده است. او با به چالش کشیدن سیطره مطلق روانکاوی در اواسط قرن گذشته، رویکردی علمی و مبتنی بر یادگیری را برای درمان اختلالات اضطرابی معرفی کرد. ولپی که تجربیات ارزشمندی در مواجهه با آسیبهای روانی سربازان جنگی داشت، متوجه شد که گفتگو درباره گذشته به تنهایی برای درمان کافی نیست. او با ابداع روشهایی چون حساسیتزدایی نظاممند، ابزاری کارآمد در اختیار درمانگران قرار داد تا به شکلی ساختارمند با ترسهای بیماران مقابله کنند. در این مقاله جامع، به بررسی ابعاد مختلف زندگی، دستاوردهای علمی و جایگاه جهانی این دانشمند بزرگ در تقویم تاریخ پزشکی میپردازیم.
ریشهها و آغاز مسیر در آفریقای جنوبی
ژوزف ولپی در ۲۰ آوریل ۱۹۱۵ در شهر ژوهانسبورگ (Johannesburg) آفریقای جنوبی چشم به جهان گشود. دوران جوانی او با تحصیل در رشته پزشکی در دانشگاه ویتواترسراند (University of the Witwatersrand) سپری شد که یکی از مراکز معتبر علمی در قاره آفریقا به شمار میرفت. او در ابتدا به شدت تحت تأثیر آموزههای زیگموند فروید قرار داشت و مانند بسیاری از پزشکان آن زمان، روانکاوی را تنها راه نفوذ به لایههای پنهان ذهن میدانست. اما کنجکاوی علمی ولپی به همینجا ختم نشد و او همواره به دنبال شواهد تجربی برای اثربخشی درمانها بود.
پس از اتمام تحصیلات اولیه، او به عنوان یک روانپزشک شروع به کار کرد و به تدریج با محدودیتهای روشهای سنتی مواجه شد. او متوجه شد که بسیاری از بیماران پس از جلسات طولانی روانکاوی، همچنان با علائم اضطرابی خود دست و پنجه نرم میکنند. این مشاهده اولیه، بذرهای تردید را در ذهن او کاشت تا به دنبال جایگزینی عینیتر و سریعتر برای درمانهای مرسوم باشد. ولپی در این دوران با مطالعه آثار فیزیولوژیستهای بزرگی همچون پاولوف، به قدرت یادگیری در شکلگیری رفتارها پی برد.
تجربیات جنگی و تولد یک ایده نو
نقطه عطف زندگی حرفهای ولپی در جریان جنگ جهانی دوم رقم خورد، زمانی که او به عنوان افسر پزشکی در ارتش آفریقای جنوبی خدمت میکرد. او وظیفه درمان سربازانی را بر عهده داشت که دچار نِوروز جنگی (War Neurosis) شده بودند، وضعیتی که امروزه ما آن را اختلال استرس پس از حادثه یا پیتیاسدی (PTSD) مینامیم. مشاهده سربازانی که با کوچکترین صدایی دچار فروپاشی میشدند، ولپی را به فکر فرو برد که چرا روشهای کلامی در درمان این تروماهای شدید شکست میخورند. او دید که بازگویی خاطرات تلخ، گاهی نه تنها به التیام کمک نمیکند، بلکه باعث بازتولید اضطراب در فرد میشود.
در آن سالها، او با آزمایش بر روی گربهها در آزمایشگاه، متوجه شد که میتوان واکنشهای ترس را از طریق اصول شرطیسازی ایجاد یا حذف کرد. او متوجه شد که اگر محرک ترسآور در محیطی امن و همراه با یک پاسخ متضاد (مانند غذا خوردن) ارائه شود، ترس به تدریج کاهش مییابد. این یافتههای آزمایشگاهی، پایه و اساس نظریه «بازداری متقابل» را شکل داد که بعدها دنیای رواندرمانی را متحول کرد. ولپی به این نتیجه رسید که اضطراب یک پاسخ یادگیری شده است و برای درمان آن، باید یادگیریزدایی (Unlearning) صورت بگیرد.
حساسیتزدایی نظاممند؛ سلاحی علیه فوبیا
مهمترین میراث ولپی ابداع تکنیک حساسیتزدایی نظاممند (Systematic Desensitization) است که هنوز هم به عنوان یکی از مؤثرترین روشهای درمان فوبیا شناخته میشود. در این روش، بیمار ابتدا تکنیکهای آرامسازی عضلانی را فرا میگیرد تا بتواند بدن خود را در وضعیت سکون قرار دهد. سپس درمانگر و بیمار با هم یک «سلسلهمراتب اضطراب» میسازند که از کمخطرترین موقعیت تا ترسناکترین حالت را شامل میشود. این فرآیند به بیمار اجازه میدهد تا در یک محیط کنترلشده، قدم به قدم با ترسهای خود روبرو شود و آنها را خنثی کند.
راستش را بخواهید، ولپی با این روش ثابت کرد که لازم نیست سالها روی صندلی روانکاوی دراز بکشید و درباره رابطه با مادربزرگتان حرف بزنید تا ترس از عنکبوتتان بریزد! او با نگاهی مهندسیگونه به ذهن، معتقد بود اگر بتوانیم پاسخ آرامش را با محرک ترس جایگزین کنیم، مشکل حل میشود. این روش نه تنها در زمان خودش انقلابی بود، بلکه باعث شد روانپزشکی از یک هنر ذهنی به یک علم تجربی نزدیکتر شود. ولپی معتقد بود که «بازداری متقابل» کلید اصلی درمان است؛ یعنی دو حالت متضاد (مثل آرامش و اضطراب) نمیتوانند همزمان در یک سیستم عصبی وجود داشته باشند.
زنگ تفریح: گربههایی که اشتهایشان را به خاطر علم فدا کردند!
آیا میدانستید آزمایشهای اولیه ولپی روی گربهها چقدر عجیب بود؟ او به گربهها شوک الکتریکی ضعیفی میداد تا از قفس خاصی بترسند. سپس متوجه شد گربهای که به شدت ترسیده، حتی اگر خیلی گرسنه باشد، در آن قفس لب به غذا نمیزند. ولپی برای درمان این گربهها، غذا را ابتدا در اتاقی کاملاً متفاوت به آنها داد، سپس هر روز قفس غذا را کمی به اتاق ترسناک نزدیکتر کرد. در نهایت، گربهها چنان غرق لذت خوردن شدند که یادشان رفت باید از آن اتاق بترسند! این یعنی شکم بر ترس غلبه کرد و همین آزمایش ساده، پایه درمان میلیونها انسان مبتلا به فوبیا در سراسر جهان شد.
مهاجرت به آمریکا و شکوفایی در دانشگاه تمپل
در سال ۱۹۶۰، ولپی تصمیم گرفت برای گسترش فعالیتهای خود به ایالات متحده مهاجرت کند. او ابتدا در دانشگاه ویرجینیا (University of Virginia) مشغول به کار شد، اما بخش عمدهای از شهرت علمی خود را در دانشگاه تمپل (Temple University) در فیلادلفیا به دست آورد. در این دانشگاه، او واحد رفتاردرمانی را تأسیس کرد که به سرعت به مرکزی برای تربیت نسل جدیدی از روانشناسان و روانپزشکان تبدیل شد. حضور او در آمریکا باعث شد تا ایدههایش که تا پیش از آن در آفریقای جنوبی محدود مانده بود، به گوش جهانیان برسد.
ولپی در این دوران با دانشمندان بزرگی مانند بی. اف. اسکینر و هانس آیزنک در ارتباط بود و به تثبیت جایگاه رفتاردرمانی در محافل آکادمیک کمک کرد. او به شدت بر اهمیت اندازهگیری و ثبت پیشرفت بیمار تأکید داشت و معتقد بود که هر جلسه درمانی باید هدفی مشخص و قابل سنجش داشته باشد. این رویکرد دقیق، باعث شد که رفتاردرمانی به عنوان یک روش درمانی «مبتنی بر شواهد» (Evidence-Based) در جهان شناخته شود. او در تمام این مدت، از اصول یادگیری به عنوان ستون فقرات تمام درمانهای خود استفاده میکرد.
پیوند عجیب با ابوزید بلخی؛ درمان به ضد
یکی از نکات شگفتانگیز در تاریخ علم، شباهت ایدههای ولپی با مفاهیم مطرح شده توسط دانشمندان ایرانی قرنها پیش از اوست. ابوزید احمد بن سهل بلخی در کتاب درخشان خود «مصالح الابدان و الانفس»، به وضوح از مفهومی به نام «العلاج بالضد» نام برده است. بلخی معتقد بود برای درمان بیماریهای روانی مثل ترس و غم، باید از محرکهای متضاد استفاده کرد تا اثر آنها خنثی شود. این دقیقاً همان چیزی است که ولپی تحت عنوان «بازداری متقابل» (Reciprocal Inhibition) در قرن بیستم فرموله کرد.
این تشابه نشان میدهد که ریشههای رفتاردرمانی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که در کتابهای مدرن میخوانیم. ولپی احتمالاً مستقیماً از آثار بلخی خبر نداشت، اما نبوغ او در این بود که توانست این مفهوم باستانی را با متدولوژی علمی مدرن و آزمایشهای دقیق پیوند بزند. او نشان داد که چگونه میتوان از یک مکانیسم فیزیولوژیک ساده برای تغییر الگوهای پیچیده روانی استفاده کرد. این همگرایی علمی میان شرق و غرب، ارزش جهانی و ابدی اصول رفتاردرمانی را بیش از پیش نمایان میسازد.
مهارتهای جرأتورزی؛ هدیه ولپی به افراد خجالتی
اگر فکر میکنید ولپی فقط با عنکبوتها و ارتفاع سر و کار داشت، سخت در اشتباهید! او یکی از پیشگامان آموزش جرأتورزی (Assertiveness Training) بود. ولپی متوجه شد که بسیاری از اضطرابهای اجتماعی ناشی از ناتوانی فرد در ابراز وجود و بیان احساساتش است. او معتقد بود که خشم سالم یا ابراز وجود صریح، پاسخهای فیزیولوژیکی هستند که با اضطراب همخوانی ندارند. بنابراین، اگر به فردی یاد بدهیم که چگونه با جرأت رفتار کند، اضطراب اجتماعی او به صورت خودکار سرکوب میشود.
او در جلسات درمانی خود، نقشگزاری (Role-playing) را ابداع کرد تا بیماران بتوانند در محیطی امن، تعاملات دشوار زندگی واقعی را تمرین کنند. ولپی با لحنی صمیمی و در عین حال جدی به بیمارانش میگفت: «وقتی حق خودت را بگیری، سیستم عصبیات دیگر دلیلی برای ترسیدن ندارد!» این نگاه کاربردی به روابط انسانی، باعث شد که رفتاردرمانی فراتر از دیوارهای کلینیک رفته و به ابزاری برای بهبود کیفیت زندگی روزمره تبدیل شود. بسیاری از پکیجهای «فن بیان» که امروز میبینید، در واقع مدیون تحقیقات ولپی در دهه ۵۰ میلادی هستند.
افتخارات و جایگاه جهانی در قرن بیستم
اعتبار ولپی در دنیای روانشناسی به قدری بالاست که در سال ۲۰۰۲، مجله مرور روانشناسی عمومی (Review of General Psychology) او را در رتبه ۵۳ تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم قرار داد. او در سال ۱۹۶۶ به همراه همکارانش، انجمن پیشرفت رفتاردرمانی (AABT) را تأسیس کرد که امروزه با نام انجمن درمانهای رفتاری و شناختی (ABCT) شناخته میشود. ولپی به عنوان نخستین رئیس این انجمن، نقشی حیاتی در سازماندهی و استانداردسازی این رشته ایفا کرد.
او جوایز متعددی از جمله جایزه دستاورد علمی ممتاز را از انجمن روانشناسی آمریکا (APA) دریافت کرد. ولپی تا آخرین روزهای زندگیاش به تدریس و تحقیق ادامه داد و هرگز از دفاع از رویکرد علمی خود دست نکشید. او معتقد بود که روانپزشکی باید از ابهام خارج شود و به زبانی سخن بگوید که برای همگان قابل درک و راستیآزمایی باشد. کتاب کلاسیک او با عنوان «رواندرمانی از طریق بازداری متقابل» همچنان یکی از منابع اصلی در تدریس رشتههای مرتبط با سلامت روان است.
زنگ تفریح: وقتی دانشمند بزرگ هم اشتباه میکند!
یک نکته جالب و کمی خندهدار درباره ولپی این است که او در اوایل کارش چنان به قدرت شرطیسازی ایمان داشت که فکر میکرد میتواند همه چیز را با آن تغییر دهد. او در یک دوره سعی کرد از روشهای رفتاردرمانی برای تغییر گرایشهای جنسی استفاده کند، اما بعد از مدتی با صداقت تمام اعتراف کرد که این روش در این مورد خاص اصلاً جواب نمیدهد و شکست خورده است! این نشان میدهد که حتی بزرگترین دانشمندان هم گاهی در تعمیم نظریاتشان زیادهروی میکنند، اما شجاعت ولپی در پذیرش اشتباهش، او را نزد شاگردانش محبوبتر کرد.
تفاوت رفتاردرمانی ولپی با شرطیسازی اسکینر
بسیاری از مردم رفتاردرمانی را فقط با نام بی. اف. اسکینر (B. F. Skinner) و شرطیسازی فعال میشناسند، اما رویکرد ولپی تفاوتهای ظریفی داشت. در حالی که اسکینر بر روی پیامدهای رفتار (پاداش و تنبیه) تمرکز میکرد، ولپی بیشتر بر روی شرطیسازی کلاسیک پاولوفی و سیستم عصبی خودمختار متمرکز بود. ولپی معتقد بود که بسیاری از مشکلات روانی، ریشه در پاسخهای احشایی و هیجانی دارند که به صورت ناخودآگاه شرطی شدهاند. به همین دلیل، درمانهای او بیشتر بر روی تغییر «احساس» فرد نسبت به یک محرک متمرکز بود تا صرفاً تغییر «عمل» او.
او برای توضیح این مطلب از اصطلاح «نِوروز تجربی» استفاده میکرد و نشان میداد که چگونه اضطراب میتواند در بدن ریشه بدواند. ولپی بر خلاف اسکینر که ذهن را یک «جعبه سیاه» میدانست، به فرآیندهای ذهنی و تخیل بیمار اهمیت زیادی میداد. او از بیماران میخواست که صحنههای اضطرابآور را در ذهن خود مجسم کنند (In imagino)، که این خود نوعی پل میان رفتارگرایی محض و شناختدرمانیهای بعدی بود. این انعطافپذیری در نظریه، باعث شد که روشهای او برای انسانها بسیار پذیرفتنیتر از آزمایشهای صرفاً مکانیکی باشد.
غروب یک ستاره؛ مرگ ولپی در کالیفرنیا
ژوزف ولپی در ۴ دسامبر ۱۹۹۷، در سن ۸۲ سالگی در لس آنجلس کالیفرنیا درگذشت. علت مرگ او مزوتلیوما (Mesothelioma) گزارش شد، نوعی سرطان نادر که معمولاً با استنشاق ذرات آزبست مرتبط است. گفته میشود او در دوران جوانی و در جریان کارهای فنی یا ساختوسازهای ارتش در معرض این ماده خطرناک قرار گرفته بود. مرگ او ضایعه بزرگی برای جامعه جهانی روانپزشکی بود، اما میراث او در هزاران کلینیک رفتاردرمانی در سراسر جهان زنده ماند.
او تا ماههای آخر زندگیاش همچنان در مورد پیشرفتهای جدید در علوم اعصاب مطالعه میکرد و معتقد بود که آینده درمانهای روانی در پیوند با زیستشناسی عصبی است. ولپی نه تنها یک دانشمند، بلکه یک معلم دلسوز بود که همواره بر اخلاق درمانی تأکید داشت. او معتقد بود که هدف نهایی هر درمانی باید کاهش رنج بشر در کوتاهترین زمان ممکن باشد. امروز که به تقویم تاریخ پزشکی نگاه میکنیم، نام ولپی به عنوان کسی میدرخشد که ترس را از یک مفهوم انتزاعی به یک پدیده قابل درمان تبدیل کرد.
تأثیر ولپی بر درمانهای موج سوم
اگرچه امروز رواندرمانی به سمت رویکردهای شناختی-رفتاری (CBT) و درمانهای موج سوم مانند ACT حرکت کرده است، اما سایه ولپی همچنان بر سر این رشته سنگینی میکند. تکنیکهای مواجههدرمانی (Exposure Therapy) که امروز برای درمان وسواس و تروما استفاده میشوند، در واقع نسخههای پیشرفتهتر همان حساسیتزدایی نظاممند ولپی هستند. او به ما یاد داد که برای غلبه بر هیولای ترس، نباید از آن فرار کرد، بلکه باید با قدمهای کوچک و حسابشده به آن نزدیک شد.
ولپی همچنین راه را برای استفاده از تکنولوژی در روانشناسی هموار کرد. امروز از واقعیت مجازی (Virtual Reality) برای حساسیتزدایی بیماران استفاده میشود که ریشه در همان ایدههای «تجسم ذهنی» ولپی دارد. او ثابت کرد که ذهن تفاوت چندانی میان واقعیت و یک تصویر ذهنی قوی قائل نمیشود و میتوان از این ویژگی برای بازسازی سیستم عصبی استفاده کرد. ولپی فراتر از یک روانپزشک، یک معمار بود که پیریزی ساختمان عظیم رفتاردرمانی را با دقت و وسواسی مثالزدنی به پایان رساند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ژوزف ولپی بیش از آنکه یک روانپزشک معمولی باشد، یک مصلح علمی بود که با نگاهی تیزبین، شکافهای موجود در درمانهای سنتی را شناسایی کرد. او با معرفی رفتاردرمانی، پلی استوار میان آزمایشگاه و بالین بیمار بنا کرد و به میلیونها انسان یاد داد که اسیر ترسهای خود نباشند. ولپی نشان داد که اضطراب، نه یک سرنوشت محتوم، بلکه واکنشی یادگیری شده است که با دانش و تمرین میتوان بر آن فائق آمد. میراث او که در مفاهیمی چون بازداری متقابل و حساسیتزدایی نظاممند تجلی یافته، همچنان قطبنمای درمانگران در طوفانهای روانی است. گرامیداشت او در تقویم تاریخ پزشکی، در واقع ارج نهادن به تفکر علمی و تلاش برای کاهش رنجهای بشری با استفاده از نیروی عقل و تجربه است.
تجربه شما از مواجهه با ترس چیست؟
آیا تا به حال سعی کردهاید به صورت قدمبهقدم با یکی از فوبیاهای خود روبرو شوید؟ یا شاید در اطرافیان خود کسی را دیدهاید که با روشهای رفتاردرمانی به آرامش رسیده باشد؟ نظرات و تجربیات ارزشمند شما درباره میراث ژوزف ولپی و اثربخشی تکنیکهای مواجهه، میتواند راهنمای خوبی برای سایر خوانندگان باشد. در بخش دیدگاهها منتظر شنیدن داستانهای شما هستیم.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- کیم پیک؛ مرد بارانی واقعی و معمای حلنشده نبوغ در دنیای پزشکی
- زندگینامه کامل دکتر گانونگ و کالبدشکافی کتاب فیزیولوژی گانونگ
- نبرد برای تسخیر آخرین سنگر بدن | از آرزوی لینک شدن به رایانه تا تراشههای نورالینک
- آقای سرطان کیست؟ داستان جیمز یوئینگ و انقلابی در انکولوژی
- جیمز نیسمیت؛ پزشکی که با دو سبد هلو ورزش بسکتبال را جهانی کرد







دوست عزیز
من هم پزشک هستم و خارج از ایران و از مدت ها قبل خواننده صفحات شما
اولین بار در مورد سورپرایز گجت در سایت شما مطلب دیدم و به حسن اعتماد مسبوق به سابقه به شما اعتماد به سایت مذکور کردم. متاسفانه فارغ از قیمت که کمترین اهمیتی برای شخص من در مقابل شادی عزیزانم ندارد این سایت با سوء استفاده از شرایط مشتریان شدیدا برخورد اهانت آمیزی دارد. سفارش به موقع تحویل نمی شود، پیغام های وب سایت بدون جواب می ماند، پاسخگوی ای میل نیستند، پست های نارضایتی از صفحه فیسبوک حذف می شوند و تلفن های ارائه شده پاسخگوی تماس و یا پیام کوتاه نمی باشند. و این وسط امید به خوشحال کردن عزیزان در غربت تبدیل به سوهان روح می شود. کاش یاد بگیریم که از نمد امید دیگران کلاه نبافیم.
من بخوام یک گوشی تلفن همراه هدیه بدم باید چیکار کنم؟ لعنت به این محاصره اقتصادی…
یه مشکل که در کار اینجور سایتها وجود داره اینه که آیا میشه بهشون اعتماد کرد یا خیر؟من نوروز امسال به یک سایت goltoiran سفارش گل به ایران دادم.صد دلار هم پول گرفت. ولی نه تنها گلی فرستاده نشد، بلکه به هیچ میل و تلفنی هم پاسخ نمیدادند. خوشبختانه من از راه پی پال پول رو پرداخت کرده بودم و با شکایت به اونها، پی پال پول رو از حساب اونها برداشت و به من بازگردوند. ولی اینکار نزدیک به یک ماه وقت منو گرفت. امیدوارم این دوستان بتونند درست کارشون رو ادامه بدهند.
به نظرم به فیس بوکشون سر بزنید و مطرح کنید.
دوستای من که سفارش دادن مخصوصا برای روز پدر و مادر سفارش هاشون به موقع تحویل داده شده.
سلام به همه
من هم مشتری این سایت شدم.با اینکه قیمتها بالاست اما واقعا ارزشش رو داره برای مناسبت خاصی عزیزانمون رو غافلگیر کنیم. برای مراسم نامزدی برادرم سفارش گل و کیک داده بودم .خوب وقتی دلم میخواست اونجا باشم اما درس و راه دور و قیمت بلیط رفت و برگشت بالا و هزینه های دیگه سفر به ایران و ..مانع حضورم بود .حالا درست وقتی که داری یاد ایران میکنی و بستگانت هم یاد تو میکنن که کاش فلانی هم اینجا بود و ..درست همین موقع هدیه هات برسه دستشون چقدر خوشحاااااال میشن؟؟ .با اینکه دکور سبد گل کمی با سفارشم تفاوت داشت اما در مجموع از خدمات، نحوه برخورد و پیگیری کار و سروقت بودنشون کاملا راضیم.واقعا خوشحالم از وجود همچین سرویسی.سودش هم که معلومه زیاده نووووش جونشون :)
ببخشید دکتر ولی به قیمت ها نگاه کردید حد اقل دو برابر اینجاس یعنی واقعا اینقدر خرجشون بالاس؟
واای چه خبره قیمت ها واقعا بالا هستند.
مثلا چاپ روی لیوان ساده را زده 10 دلار، اگه دلار 3500 حساب کنیم میشه 35000 تومان، این در حالیه که سایت پیک یویو قیمت چاپ را 12100 تومان اعلام کرده. تقریبا میشه 3 برابر!!
به هر حال من که کسی را ندارم بخواد برام از این کارا بکنه ولی اگه روزی چنین موقعیتی پیش بیاد من خوشحال تر می شم اگه دلارها را برام بذار تو پاکت و خیلی شیک برام پستشون کنه.
خوب این قیمتا برای کسی که خارج زندگی می کنه خیلی به صرفست. مثلا چاپ عکس روی لیوان حداقل 20 دلاره پول پستشم 6، 7 دلاره.
شاید برای مشتری به صرفه باشه ولی خوب این سایت اینجا داره به تومن هزینه می کنه ولی از مشتری دلار دریافت می کنه، میزان سودی که داره می بره معقول نیست به نظرم. به هر حال فکر می کنم جلال درست میگه چون فعلا رقیبی نداره، نرخ را خودش تعیین می کنه و بهتر بگیم الان داره نون ایده اش را می خوره.
نمی توانم در مورد قیمتها نظر بدهم. شاید رقیبی برای سرویسهای این سایت وجود نداشته باشد و برای همین قیمتها رقابتی نباشند. ولی باید در نظر بگیرید که مشتری از خارج از ایران پول واریز می کند. انتقال این پول به داخل ایران با وجود تحریمها دردسر و هزینه زیادی دارد.
البته رقیبهای دیگه ای هم مثل وبسایت http://www.simiaservice.com/gift وجود داره ولی همچنان مثل کشورهای دیگه این رقابت کم هست که بنظر من بدلیل وجود تحریمها برای داشتن حساب بین المللی هست
دکتر جان من یک مقاله خوندم که در اون نوشته بود لذت بخش ترین کار های انسان به تریتیب که کلی هم تحقی کرده بودن و به ترتیب اگه بخوام ذکر کنم خرید اینترنتی سوم شده بود .