ژان اسکیرول؛ معمار روانپزشکی مدرن و کاشف دنیای تاریک مونومانیا
ژان ایتن دومینیک اسکیرول (Jean-Etienne Dominique Esquirol) یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ پزشکی است که با رویکردی انسانی و علمی، مسیر درمان بیماران روانی را برای همیشه تغییر داد. او که به عنوان شاگرد ارشد فیلیپ پینل شناخته میشود، توانست مفاهیم پیچیدهای مانند توهم و وسواس را برای نخستین بار فرموله کند و از دل آشفتگیهای ذهنی، طبقهبندیهای دقیق علمی استخراج نماید. در این مقاله، به بررسی زندگی، نظریات انقلابی و تأثیرات ماندگار او بر روانپزشکی مدرن میپردازیم. اسکیرول تنها یک پزشک نبود، بلکه مصلحی اجتماعی بود که با تلاشهای او، دیوانخانههای ترسناک به بیمارستانهای درمانی تبدیل شدند و حقوق انسانی به رسمیت شناخته شد.
۰۱
از تولوز تا قلب پاریس؛ آغاز یک مسیر درخشان
ژان اسکیرول در ۳ فوریه ۱۷۷۲ در شهر تولوز فرانسه چشم به جهان گشود، شهری که بعدها به واسطه شاگردانش به یکی از مراکز مهم روانپزشکی تبدیل شد. او تحصیلات اولیه خود را در دانشگاه مونپلیه به پایان رساند، اما عطش او برای یادگیری بیشتر و لمس واقعیتهای پزشکی، وی را به پاریس کشاند. در پاریس، او به بیمارستان شاریته رفت و زیر نظر اساتیدی برجسته همچون ژان نیکولا کورویزار (Jean-Nicolas Corvisart) آموزش دید. کورویزار که پزشک مخصوص ناپلئون بود، با ترویج روش دق یا پرکاشن (Percussion) در معاینات فیزیکی، دقت در تشخیص را به اسکیرول آموخت.
روح جستجوگر اسکیرول به زودی او را به سمت فیلیپ پینل، پدر روانپزشکی نوین، هدایت کرد که در آن زمان در بیمارستان سالپتریر فعالیت میکرد. پینل که متوجه استعداد و پشتکار فوقالعاده این جوان شده بود، او را به عنوان دستیار اول و جانشین خود انتخاب کرد. این همکاری نه تنها باعث انتقال دانش پینل به نسل بعد شد، بلکه بستری فراهم آورد تا اسکیرول ایدههای نوین خود را در زمینه طبقهبندی بیماریها اجرا کند. او با تکیه بر تجربه عملی در سالپتریر، توانست اعتماد جامعه پزشکی فرانسه را جلب کرده و به یکی از ستونهای اصلی طبابت در قرن نوزدهم تبدیل شود.
۰۲
نظریه مونومانیا؛ وقتی ذهن فقط در یک نقطه قفل میشود
یکی از جنجالیترین و در عین حال هوشمندانهترین مفاهیمی که اسکیرول وارد ادبیات پزشکی کرد، واژه «مونومانیا» (Monomania) بود. او معتقد بود برخی افراد برخلاف تصور عمومی، به طور کامل مجنون نیستند، بلکه تنها در یک حوزه خاص دچار وسواس و اختلال فکری شدهاند. در حالی که فرد در سایر ابعاد زندگی کاملاً منطقی و سالم رفتار میکند، در آن نقطه خاص کنترل اراده خود را از دست میدهد. این نگاه متفاوت به جنون، دریچهای جدید برای درک رفتارهای جنایی و ناهنجاریهای اجتماعی باز کرد که تا پیش از آن فقط با برچسب دیوانگی محض شناخته میشدند.
اسکیرول با ظرافت خاصی توضیح میداد که این اختلالات ریشه در اغراض نفسانی و عواطف سرکوب شده دارند و به همین دلیل معتقد بود کودکان از این بیماریها مصون هستند. او بر این باور بود که تکامل عاطفی و شکلگیری تمایلات در بزرگسالی، فرد را در معرض خطر سقوط در دام مونومانیا قرار میدهد. این نظریه باعث شد تا دادگاهها و قضات به جای صدور حکم اعدام یا حبس ابد برای برخی مجرمین، آنها را برای درمان به بیمارستانهای روانی ارجاع دهند. این رویکرد انسانی، اولین جرقههای حقوق جزا بر پایه روانشناختی بود که بعدها به تکامل مفاهیمی همچون عدم مسئولیت کیفری در بیماران روانی منجر شد.
۰۳
دستهبندیهای جنون؛ از جنون آتشافروزی تا سرقت
اسکیرول به عنوان یک مشاهدهگر دقیق، متوجه شد که مونومانیا میتواند به اشکال بسیار متفاوتی در بیماران ظاهر شود. او در سال ۱۸۱۰ میلادی فهرستی را منتشر کرد که شامل اصطلاحاتی بود که امروزه نیز در روانپزشکی و جرمشناسی کاربرد فراوانی دارند. از جمله این موارد میتوان به اروتومانیا (Erotomania) یا خودمعشوقپنداری اشاره کرد که در آن فرد به شکلی بیمارگونه تصور میکند کسی عاشق اوست. او همچنین کلپتومانیا (Kleptomania) یا جنون سرقت بیدلیل را به عنوان یک بیماری روانی تعریف کرد که هیچ ارتباطی با نیاز مالی فرد سارق ندارد.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید اصطلاح پایرومانیا (Pyromania) یا همان تمایل مهارناپذیر به آتشافروزی نیز از ابداعات این پزشک فرانسوی است. او حتی به جنونهای خطرناکتری مانند جنون آدمکشی اشاره کرد که در آن فرد بدون انگیزه قبلی و صرفاً بر اساس یک فشار درونی دست به جنایت میزند. اسکیرول با معرفی لیپهمانیا (Lypemania) یا جنون افسردگی، عملاً راه را برای شناخت دقیقتر اختلالات خلقی باز کرد. او معتقد بود این افراد به جای شلاق و زنجیر، به مراقبت، همدلی و محیطی آرام برای بازیابی توان ذهنی خود نیاز دارند که در زمانه خود پیشنهادی انقلابی به حساب میآمد.
زنگ تفریح: وقتی پزشکان هم سوژه نقاشی میشدند!
تصور کنید یک پزشک آنقدر در کارش جدی باشد که یک نقاش مشهور مثل تئودور ژریکو (Theodore Gericault) را استخدام کند تا از بیمارانش پرتره بکشد! اسکیرول معتقد بود چهره انسان آینه تمامنمای روح اوست و برای اینکه به دانشجویانش نشان دهد یک «مونومانیاک» چه شکلی است، دستور داد چندین تابلو از بیماران سالپتریر کشیده شود. یکی از این آثار، پرتره زن کفتارصفت است که با آن نگاه خیره و شال قرمز، بیشتر شبیه شخصیتهای فیلمهای ترسناک به نظر میرسد تا یک بیمار ساده؛ اما برای اسکیرول، این فقط یک ابزار کمکآموزشی برای شناخت بهتر جنون بود!
۰۴
تأسیس اولین مدرسه روانپزشکی؛ میراثی برای آیندگان
بیمارستان سالپتریر تحت مدیریت اسکیرول به چیزی فراتر از یک آسایشگاه تبدیل شد؛ آنجا به مهد آموزش نوین روانپزشکی بدل گشت. او نخستین کسی بود که جلسات درس رسمی و مدون را برای آموزش بیماریهای روانی در فرانسه پایهگذاری کرد. پزشکان جوان از سراسر اروپا به پاریس میآمدند تا در کلاسهای او شرکت کنند و با روشهای مشاهده بالینی و ثبت دقیق احوالات بیماران آشنا شوند. او به دانشجویانش میآموخت که هر بیمار یک داستان منحصر به فرد دارد و تشخیص درست تنها با گوش دادن صبورانه و تحلیل رفتارهای تکراری میسر است.
شاگردان او مانند بذرهایی بودند که در سرتاسر خاک فرانسه و حتی خارج از مرزها پراکنده شدند تا راه او را ادامه دهند. برای مثال، ژرار مرشان (Gerard Marchant) با الهام از آموزههای استادش، بیمارستان روانی مدرنی را در تولوز تأسیس کرد که هنوز هم نام او را بر پیشانی دارد. اسکیرول بر این باور بود که روانپزشکی نباید در انحصار پایتخت بماند، به همین دلیل تمام تلاش خود را به کار بست تا آموزشهای تخصصی را به یک استاندارد ملی تبدیل کند. این سیستم آموزشی قدرتمند باعث شد تا فرانسه برای دههها به عنوان قطب بلامنازع روانپزشکی جهان شناخته شود و استانداردهای درمانی جدیدی را به دنیا معرفی کند.
۰۵
قانون ۱۸۳۸؛ نقطه عطفی در حقوق بیماران روانی
بزرگترین دستاورد اجتماعی اسکیرول، سهم تعیینکننده او در تصویب قانون ۳۰ ژوئن ۱۸۳۸ بود که به قانون «اسکیرول» نیز شهرت یافت. پیش از این قانون، بیماران روانی اغلب در شرایطی غیرانسانی و در کنار مجرمین عادی در زندانها یا زیرزمینهای تاریک نگهداری میشدند. این قانون دولت را مکلف کرد که در هر منطقه از فرانسه، دستکم یک بیمارستان تخصصی برای بیماران روانی احداث کند. این حرکت، آغازگر عصر سازماندهی دولتی برای مراقبت از سلامت روان جامعه بود و باعث شد بودجههای مشخصی برای بهبود کیفیت زندگی این افراد اختصاص یابد.
این قانون همچنین فرآیند بستری کردن بیماران را تحت نظارت دقیق قضایی و پزشکی قرار داد تا از سوءاستفادههای احتمالی و حبسهای غیرقانونی جلوگیری شود. اسکیرول معتقد بود که جامعه در برابر بیماران خود مسئول است و نباید آنها را به حال خود رها کند. تصویب این قانون نه تنها در فرانسه، بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی به عنوان الگویی برای اصلاح قوانین مربوط به سلامت روان مورد استفاده قرار گرفت. به پاس همین تلاشهای بی وقفه بود که مورخان تاریخ پزشکی، او را به درستی «پدر روانپزشکی فرانسه» نامیدهاند، عنوانی که نشاندهنده عمق تأثیرگذاری او بر ساختارهای اجتماعی و درمانی است.
۰۶
تمایز توهم از خطای ادراکی؛ دقتی در حد یک جراح
اسکیرول اولین کسی بود که به طور علمی تفاوت میان توهم یا هالوسیناسیون (Hallucination) و خطای ادراکی یا ایلوزیون (Illusion) را تبیین کرد. او توضیح داد که در توهم، بیمار چیزی را حس میکند (میبیند، میشنود یا لمس میکند) که در دنیای خارج اصلاً وجود ندارد؛ یعنی مغز بدون هیچ محرک خارجی، یک ادراک حسی میسازد. در مقابل، در خطای ادراکی، محرک خارجی وجود دارد اما بیمار آن را اشتباه تفسیر میکند؛ مثلاً یک طناب را به شکل مار میبیند. این تفکیک دقیق، تحولی عظیم در تشخیص افتراقی بیماریهای روانی ایجاد کرد و به پزشکان اجازه داد تا شدت اختلال در سیستم عصبی بیمار را بهتر بسنجند.
او با بررسی هزاران مورد بالینی متوجه شد که توهمات سمعی در بیماران روانی شایعتر و اغلب خطرناکتر از توهمات بصری هستند. اسکیرول در یادداشتهای خود تأکید میکرد که برای درمان بیمار، باید ابتدا وارد دنیای ادراکی او شد و فهمید که او چه چیزی را تجربه میکند. این رویکرد پدیدارشناسانه، مقدمهای برای روشهای رواندرمانی مدرن شد که در آن درک تجربه زیسته بیمار اهمیت بالایی دارد. او همچنین متوجه شد که برخی توهمات ریشه در بیماریهای جسمی دارند و برخی دیگر کاملاً ناشی از ناهنجاریهای عملکردی مغز هستند، یافتهای که امروزه با پیشرفت علوم اعصاب کاملاً تأیید شده است.
۰۷
آمار و ارقام در خدمت جنون؛ تولد اولین درسنامه نوین
در سال ۱۸۳۸، اسکیرول شاهکار خود را با عنوان «امراض روانی» (Des maladies mentales) منتشر کرد که اولین درسنامه جامع و نوین روانپزشکی محسوب میشود. ویژگی منحصربهفرد این کتاب، استفاده هوشمندانه از تحلیلهای آماری برای توصیف بیماریها بود. او اولین کسی بود که به جای تکیه بر حکایات پراکنده، دادههای مربوط به سن، جنسیت، فصل وقوع بیماری و نتایج درمان را جمعآوری و تحلیل کرد. این رویکرد علمی باعث شد تا روانپزشکی از یک شاخه فرعی و حدسی در پزشکی، به یک علم مبتنی بر شواهد و ارقام تبدیل شود که قابل نقد و بررسی دقیق بود.
در همین کتاب، او برای نخستین بار اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) را با نام «جنون شک و تردید» یا فولی دو دوت (Folie du doute) توصیف کرد. او بیمارانی را شرح داد که به دلیل شک دائمی به کارهای خود، دچار اضطراب شدید شده و مجبور به تکرار رفتارهای خاصی میشدند. اسکیرول با دقتی مثالزدنی نشان داد که این افراد با وجود آگاهی از غیرمنطقی بودن افکارشان، توانایی مقابله با آنها را ندارند. این توصیفات بالینی آنقدر دقیق بودند که هنوز هم پس از گذشت نزدیک به دو قرن، برای دانشجویان روانپزشکی الهامبخش و آموزنده هستند و نشان از نبوغ بیپایان این پزشک فرانسوی دارند.
زنگ تفریح: وقتی جنون، کلاس درس را به سکوت واداشت
میگویند در یکی از جلسات درس اسکیرول در سالپتریر، او بیماری را معرفی کرد که معتقد بود بدنش از شیشه ساخته شده و اگر کسی به او دست بزند، خرد خواهد شد. دانشجویان که میخواستند با او شوخی کنند، کمی به او نزدیک شدند، اما اسکیرول با جدیتی مثالزدنی آنها را عقب راند و گفت: «آقایان! دنیای او واقعی است، حتی اگر شیشهای باشد؛ ما اینجا هستیم تا این شیشهها را بند بزنیم، نه اینکه آنها را بشکنیم.» این پاسخ چنان تأثیری بر دانشجویان گذاشت که تا پایان ساعت درس هیچکس جرئت نکرد حتی نفس بلندی بکشد! اسکیرول همیشه معتقد بود احترام به هذیان بیمار، اولین قدم برای درمان اوست.
۰۸
غروب یک ستاره؛ مرگ در میان بیماران
زندگی پربار ژان اسکیرول در ۱۲ دسامبر ۱۸۴۰ به پایان رسید. او در سن ۶۸ سالگی و به دلیل ابتلا به بیماری ذاتالریه (Pneumonia) در پاریس درگذشت، شهری که بخش بزرگی از عمر خود را وقف بیماران روانی آن کرده بود. او تا آخرین روزهای زندگیاش دست از تحقیق و مراقبت از بیماران برنداشت و همواره بر این نکته تأکید میکرد که پزشک باید مانند یک فانوس در تاریکی ذهن بیمار عمل کند. مرگ او ضایعهای بزرگ برای جامعه پزشکی فرانسه بود، اما بذرهایی که او کاشته بود، در دهههای بعد به درختانی تناور تبدیل شدند که سایهسار درمان را برای میلیونها انسان فراهم کردند.
افتخارات او تنها به محیط بیمارستان محدود نمیشد؛ او عضو آکادمی ملی طب فرانسه بود و در سال ۱۸۳۴ به عضویت آکادمی سلطنتی علوم سوئد نیز درآمد. این افتخارات نشاندهنده اعتبار بینالمللی او در زمانی است که ارتباطات علمی بسیار محدود بود. اسکیرول با مرگ خود، نه تنها یک کتابخانه عظیم از مشاهدات بالینی، بلکه یک مکتب فکری را به جا گذاشت که هنوز هم در رگهای روانپزشکی مدرن جریان دارد. او در حالی چشم از جهان فروبست که میدانست قانون او، جان هزاران بیمار را از گزند بیعدالتی و جهل نجات خواهد داد و این شاید بزرگترین پاداش برای مردی بود که عمرش را صرف درک نادانستههای ذهن بشر کرد.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ژان اسکیرول فراتر از یک پزشک، معماری بود که ساختار ذهنی و حقوقی برخورد با جنون را بازسازی کرد. او با معرفی مفاهیمی چون مونومانیا و تفکیک توهم از خطا، به آشفتگیهای ذهنی نظم بخشید و با پیگیری قانون ۱۸۳۸، کرامت انسانی را به تاریکترین گوشههای آسایشگاهها بازگرداند. میراث اسکیرول به ما میآموزد که درک بیماریهای روانی نیازمند ترکیبی از مشاهده علمی دقیق و همدلی عمیق انسانی است. او ثابت کرد که حتی در میان شدیدترین هذیانها، ردی از منطق و عاطفه وجود دارد که وظیفه پزشک، یافتن و درمان آن است. امروز، هر بار که از حقوق بیماران روانی یا تشخیصهای دقیق وسواس سخن میگوییم، در واقع در حال تکرار آموزههای مردی هستیم که چراغ علم را در دالانهای تاریک سالپتریر برافروخت.
شما درباره مرز میان نبوغ و جنون چه فکر میکنید؟
نظریات اسکیرول درباره «مونومانیا» نشان داد که گاهی تنها یک نقطه از ذهن ما ممکن است دچار لغزش شود. آیا تا به حال تجربه کردهاید که در یک موضوع خاص دچار وسواس یا نگاهی متفاوت شوید که دیگران آن را درک نکنند؟ نظرات و تجربیات خود را درباره این پیشگام روانپزشکی و مفاهیم جذابی که مطرح کرد، با ما در میان بگذارید. مشتاقانه منتظر خواندن دیدگاههای ارزشمند شما در بخش کامنتها هستیم!
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- آلفرد آدلر؛ معمار روانشناسی فردی و منجی احساس تعلق در دنیای مدرن
- اسپخو؛ پزشک عصیانگری که بنیانهای استقلال اکوادور را بنا نهاد
- پیر ژان روبیکه؛ نابغهای که کافئین و کدئین را به جهان هدیه داد
- قانون کُروازیه و جراحی مدرن؛ میراث ماندگار جراح سوئیسی در تشخیص بیماریهای صفراوی
- رابرت ناکس و معمای جسد؛ کالبدشناس نابغه یا شریک جرم قتلهای سریالی؟







دیگه سیمنار جدید ندارید ؟
تکلیف مایی که امروز رپورتاژ رو دیدیم چی میشه ؟
خداییش همچین آگهی هایی Level سایت یک پزشک رو تنزل می ده !
به هر شیوه ای که ازش استفاده بشه به درد نمی خوره و فقط مزاحمت است حتی اگر طلا بنویسن من حاظر نیستم یک بار نگاه کنم به این مزخرفات…اگر به خاطر بانک ها نبود برای همیشه شماره تبلیغ ها رو میبستم…فقط مزاحم هستند بعد در دنیای متمدن بیرون ایران نگاه کنید تبلیغات در چه سطحی هست و چطوری انجام میشه…اینجا راهترین کار همین است تمامی دوستان من و شرکت هایی که باهاشون کار م یکنم ناراضی هستند از این تبلیغات به هر شیوه ای که باشه….
حداقل تصویر شاخص رو می دادید کسی که فتوشاپ بلده درست کنه. خیلی ضایع بریده و چسبونده شده!
ما خودمون حقوق اجتماعی هیچ کس رو رعایت نمی کنیم اما همیشه دم از رعایت حقوق می زنیم.یه جورهایی همه به همدیگه نون قرض می دیم.
یکی از آشناهامون یه اشتباهی کرد و توی این پیام های تبلیغاتی، عدد یک را با هزینه ی هر یام 75 تومان وارد کرد.
الان حدود یه ساله که هرچی تلاش می کنه نمی تونه خنثی ش کنه و کد خنثی سازی رو هم می زنه، یه هفته بعد پیامکا دوباره میان! هر ماه هم حدود 4-5 تومن مفت میره تو جیب اون [ !!@# ] ها …
من که شخصا اون دو تا کد ضد پیامک رو که دوستمون اشاره کرد بهش رو وارد کردم و یه سری تبلیغات نمیاد. بقیه ی شماره های تبلیغاتی رو هم فرستادم تو لیست سیاه … تقریبا راحت شدم
پیام های انبوه که باعث ایجاد مزاحمت برای عموم مردم شده است و همچنین عاقبت این کار باعث از بین رفتن اعتماد مردم به اطلاع رسانی پیامکی و در نتیجه حذف غالب شرکتها در این زمینه خواهد شد به 2 دلیل است :
1- اغلب این پیامها به وسیله اپراتورهای تلفن همراه ( همراه آخر و ایران ول ) و چند شرکت زیرمجموعه دیگر با پیامهای غالبا آشغال مردم رو کلافه کردند و من خودم در روز بیش از 10 پیام از خود اپراتور یا شرکتهای تجاری وابسته دریافت می کنم. همون پیامکهایی که می گن بگو رنگ چشمت چیه تا بگم سرنوشتت چی میشه؟ هر پیام 100 تومان و … ارسال چنین پیام هایی برای آنها هزینه ای هم ندارد زیرا همه چیز از خودشون هست و ارسال هر پیامی شاید 2 تومان هم برای آنها هزینخ نداشته باشد.
2- پیامهای انبوه شرکتهای و موسسات یا … که بیشتر از بدنه مردم هستند و پیام تبلیغاتی انواع کلاس ها ، محصولات ، یا غیره را ارسال می کنند. گرچه حتی چنین شرکتهایی ارسال تقریبا کمتری نسبت به اپراتورها دارند اما با این حال بدون کسب اجازه اقدام به اطلاع رسانی مکرر می کنند.
جالب است بدانید که پس از اعتراض های مردمی همراه آخر اعلام کرد برای جلوگیری از دریافت پیام 1 را به 8999 بفرستید و برای دریافت دوباره پیامها 2 را به همین شماره ارسال نمایید. همچنین ایران ول نیز اعلام نمود که برای عدم دریافت پیام تبلیغاتی عدد 2 را به 5005 ارسال کرده و برای فعال سازی عدد 1 را به همین شماره ارسال کنید.
اما چنین طرحی باعث شده تا کاربران فقط از سر شماره 1000 – 3000 و 5000 پیام تبلیغاتی دریافت نکنند. و همچنان اپراتورها و زیر مجموعه آنها که در مورد 1 به آنها اشاره شد همچنان می توانند پیام تبلیغاتی ارسال کنند. خیلی از مردم مایل هستند که از بانکها ، یا مدارس یا … پیامهای اطلاع رسانی دریافت کنند و از این جهت اگر دریافت پیامهای تبلیغاتی را مسدود کنند ، پیام های لازم و ضروری را دریافت نمی کنند.
راهکار چیست؟
باید وزارت اطلاعات و ارتباطات سامانه ای تحت وب ایجاد کند که هر کاربر بتواند وارد و لیست سفیدی از شماره های مورد نظر خود ایجاد کرده ، تا فقط از این شماره ها پیامک دریافت نماید.
همچنین هر شرکت فقط 1 بار قادر باشد به کاربری پیامک تبلیغاتی ارسال نمایید و در صورتی که آن کاربر شماره وی را به لیست سفید اضافه نکرد این بدین معنی باشد که مایل نیست دیگر از چنین شرکت یا موسسه ای پیامی دریافت کند. فکر می کنم با چنین راهکاری همه به غیر از اپراتورها سود خواهند برد. با این حال لازم است بدانید که همراه آحر از 10 دی 35% تعرفه ارسال پنل های اس ام اس را افزایش داده است.
آقا من پول شرکت کردن ایرانسل و همراه اول رو در سمینار شما می دم فقط هر جوری می تونید حالیشون کنید من دیگه ممد دوران تجرد نیستم که هر دقیقه به هزار بهونه بهم اس بدین… من متاهل شدم آقا! برید پی زندگیتون…
پیامک وارده: دوست داری دست به هر چیزی دست میزنی طلا شه؟ فلان عدد رو به فلان شماره بفرست
صحبت هاتون در مورد اس ام اس میتونه جالب باشه.
بازاریابی پیامکی الان واقعاً کم هزینه و پرمنفعته.
به نظر من آگهی از راه پیامک، بدون اجازهی صریح صاحب خط، تجاوز به حقوق و به آرامش اشخاص است و صحبتهایی مثل این فقط توجیه هستند. این که من یک بار به یک کلاس زبان رفتم، به این معنیست که مایلم تا ابد برنامهی کلاسهایی که آنجا برگزار شده را بدانم؟ این که من برای ضمانت وسیلهای که خریدهام شماره تلفنی هم گذاشتهام، به این معنیست که باید هرچه آن کارخانه میسازد را به من اطلاع دهند؟ به عنوان یک دریانورد، مبالغ زیادی بر اثر این تبلیغات ناخواسته متضرر شدم، چون مجبور بودم گوشی همراهم را روشن نگاه دارم و هزینهی رومینگ دریافت این تبلیغات ناخواستهی سودجویانه (متوسط هر پیامک هزار تومان) را از جیب خودم بپردازم. پیش از این هم بارها در کامنتهای دیگری آرزو کردهام که کاش یکپزشک که اینهمه در تولید محتوای باکیفیت وسواس دارد، اسپمگذاران را تبلیغ نمیکرد. چه کنیم که آنها برای تبلیغاتشان پول میپردازند و ما برای چنین انتقادهایی، دستخالی جلو میآییم.
خیلی جالبه که نه تنها برای مردم حق حریم خصوصی هم قائل نمیشید، بلکه برای تبلیغ اسمس تبلیغاتی و رواج این حرکت زشت سمینار هم راه میندازید! وقتی یک نفر بابت موبایل و سیمکارت هزینه گزافی رو پرداخت کرده چرا باید دوباره تبلیغات رو روی گوشیش تحمل کنه؟