ایوان پاولوف، کاشف فیزیولوژی انعکاسها – زندگینامه و دستاوردهای علمی

چرا وقتی یک حادثه ناگهانی برایتان رخ میدهد از جا میپرید؟ حق با شماست، چون حادثه هیچ وقت خبر نمیدهد. چرا وقتی صدای دلخراش و ناراحتکنندهای به گوشتان میرسد تمام بدنتان تکان میخورد؟ چرا وقتی ذره کوچکی به چشمتان فرو میرود آن را به هم میزنید؟ چرا وقتی جسم خارجی وارد بینیتان میشود عطسه میکنید؟ و بالاخره چرا وقتی کمی غذا وارد نای میشود آن قدر سرفه میکنید تا خارج شود؟
این واکنشها را در زبان فیزیولوژی انعکاسها مینامند. انعکاسها آموختنی نیستند. نوزاد یا بزرگسال، همه انعکاس نشان میدهند. مازاده شدهایم و از بدو تولد انعکاسها با ما هستند و در طول زندگیمان از ما جدا شدنی نیستند. بعبارت دیگر، اگر انعکاسها نبودند حیات امکانپذیر نبود.
انعکاسها، اعمالی هستند که نمیتوان دربارهشان فکر کرد. اما دانشمندان مطالعات و تحقیقات زیادی در این باره انجام دادهاند، که یکی از بزرگترین و معروفترین آنان دانشمند برجسته روسی ایوان پاولوف است. و ایوان پتروویچ پاولوف، در ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۹ در شهر ریازان، واقع در روسیه مرکزی بدنیا آمد. پدرش کشیش بود. پدر و مادر هر دو علاقه داشتند که پسرشان تحصیل کند. به او آزادی کامل دادند تا رشته مورد علاقهاش را انتخاب کند. دیری نگذشت که ایران وارد مدرسه مذهبی شد و در آنجا زیر نظر کشیش مدرسه به تحصیل علوم الهی پرداخت. لیاقت و استعداد او در مدرسه نظر همه را جلب کرده بود.
پاولوف، از مدرسه دینی به دانشگاه سنت پترزبورگ رفت و وارد مدرسه علوم طبیعی شد. هنگام تحصیل در مدرسه، کتاب «انعکاسهای مغزی» نظرش را جلب کرد. این کتاب ارتباط بین اعمال فیزیکی و فیزیولوژیکی را بخوبی تشریح میکرد. پاولوف، پس از مطالعه این کتاب سخت شیفته علم فیزیولوژی شد و تصمیم گرفت که این رشته را تا آنجا که میتواند دنبال کند. او در سال ۱۸۷۹ دوره پزشکی را به پایان رساند و به اخذ درجه دکتری از دانشکده پزشکی نظامی موفق شد. پاولوف، بیشتر اوقاتش را صرف مطالعه و تحقیق در رشته فیزیولوژی میکرد. برای این کار، آزمایشگاه کوچکی در یکی از درمانگاههای دانشگاه پترزبورگ دایر کرده بود.
لوازم و ابزار آزمایشگاه بسیار قدیمی و ابتدایی بود. بعلاوه، او ناگزیر بود بیشتر وسایل مورد نیاز آزمایشگاه را از حقوق ناچیزش خریداری کند. با این وصف، با پشتکار و اراده نیرومندی که داشت شب و روز تلاش میکرد، و جالب اینکه در اکتشافهایش همیشه موفق بود. در ۴۱ سالگی، بسمت استادی داروشناسی دانشکده پزشکی نظامی منصوب شد. و یکسال بعد مدیریت آزمایشگاه نوبنیاد فیزیولوژی مرکز پژوهشی دانشگاه پترزبورگ را احراز کرد.
پژوهشهای ارزنده پاولوف در زمینه دستگاه گوارش برای او موفقیتهای زیادی به بار آورد و در سال ۱۹۰۴ بخاطر اکتشافهایی که روی فیزیولوژی دستگاه گوارش انجام داده بود، به اخذ جایزه نوبل نایل آمد. پاولوف، نخستین پژوهندهای بود که رابطه بین دستگاه گوارش و دستگاه اعصاب را کشف کرد. او عقیده داشت که تمام اعمال بدن به وسیله دستگاه اعصاب کنترل میشود. بعبارت دیگر، کلیه اندامها از این دستگاه فرمان میگیرند. نظریاتش سالها به قوت خود باقی بود تا اینکه دانشمندان ثابت کردند که هورمونها نیز در عمل گوارش نقش مهمی را بازی میکنند.
پاولوف مردی صبور، با احساس و با پشتکار بود. حافظهای قوی و انرژی شگرفی داشت. در آزمایشهایش معمولا از حیوانات، بویژه از سگها استفاده میکرد. هدف او از این تجربهها این بود که حالتهای طبیعی سگ را به هم بزند. بطوریکه میتوانست حتی آنچه را که در معده سگ رخ میدهد مشاهده کند. او ۳۰ آزمایش روی سگها انجام داد و با شکست مواجه شد، اما از آنجا که به موفقیت خود امیدوار بود دست از این کار نکشید و یک بار دیگر آن را تکرار کرد و در آزمایش سی و یکم توفیق بدست آورد. این موفقیت آن قدر او را خوشحال کرد که سر از پا نمیشناخت و شروع به رقص و پایکوبی کرد.
پاولوف بیشتر مطالعاتش را روی انعکاسهای شرطی انجام میداد و همین تتبعات بود که او را به شهرت رساند و همه را تحت تأثیر نوشتههایش قرار داد. مادامی که او روی دستگاه گوارش سگ مطالعه میکرد حس کنجکاویش تحریک شد که به واکنش حیوان در برابر غذا پی ببرد. او متوجه شد که غدد بزاق دهان سگ نه تنها در موقع غذا خوردن به کار میافتد بلکه این حالت در موقعی که چشم حیوان به غذا میافتد نیز پیش میآید.
دانشمندان عقیده داشتند کهترشح غدد بزاق دهان سگ برای هضم غذا ضروری است (همانطور که در انسانترشح غدد بزاقی از عوامل مؤثر هضم غذا میباشد. ) آنها میگفتند کهترشح بزاق در نتیجه یک عامل فیزیکی یا فیزیولوژیکی تولید میشود. اما این پرسش پیش میآمد که چرا سگ در موقع مشاهده غذا غدد بزاق دهانش تحریک میشد؟
پاولوف، روی این موضوع تحقیق و مطالعه کرد و شالوده نظریهای را ریخت که اساس تجربیات چند سالهاش بر روی سگهاست. او در پاسخ این پرسش گفت که علت این واکنش تنها عامل فیزیکی نیست بلکه حالت روانی حیوان شرط بسیار مهمی است.
پاولوف، برای اثبات این نظریه، از آزمایش مشهورش استفاده کرد. او سگی را در اتاقی زندانی کرد و هر بار موقع غذا زنگی را به صدا در میآورد. سگ با دیدن غذا بزاق دهانش تحریک میشد. پاولوف، این عمل را چند بار تکرار کرد، بطوریکه هر وقت رنگ را به صدا در میآورد، حتی اگر غذایی هم نبود، ابزاق دهان سگ تحریک میشد و احساس گرسنگی میکرد!
پاولوف، در آزمایش دیگر غذا را با یک چراغ دایرهای شکل همراه کرد، و همان آزمایش بالا را انجام داد. سگ خیلی زود به این وضع عادت کرد، و هر وقت که چراغ را در برابر خود میدید. احساس گرسنگی میکرد تجربه نشان داد که با عوض کردن شکل چراغ، از دایره به بیضی، سگ تمایلی در خوردن غذا از خود نشان نداد. اما بتدریج با این وضع مأنوس شد، تا اینکه حیوان بیچاره دیگر قادر به تشخیص اختلاف شکل بیضی و دایره نبود، و حتی گرسنگی را هم کم کم از یاد میبرد. این تشنج، سگ را به چنان وضع عصبی انداخته بود که مرتباً اشتباه میکرد و از فرط ناراحتی زوزه میکشید. خوشبختانه، پاولوف توانست سگ را از این حالت شدید عصبی نجات دهد و به حالت طبیعی بازگرداند. امروز، روانشناسان از تجربیات پاولوف در مورد سگها استفاده زیادی بردهاند. به ویژه، برخی از عقایدش را در روی اصول تربیتی انسان بکارگرفتهاند. مثلاً، اگر پدر و مادری از سگ با رعد و برق یا اقیانوس بترسند بچه آنها هم خواهد ترسید. برعکس اگر پدر ومادر هیچ کدام ترسو نباشند فرزندشان نیز ترسو بار نخواهد آمد. بعبارت دیگر، بچه بیشتر چیزها را از پدرومادر خود فرا میگیرد و با آنها هم زبان میشود. اگر پدر ومادر خشمگین شوند طفل آنها تمایلی به این حالت نشان میدهد، چه روح او آمادگی کامل برای یادگیری چیزهای تازهای را دارد. پاولوف ثابت کرد که اگر سگ را میتوان به آسانی از حالت طبیعیاش خارج کرد و دوباره او را به حالت طبیعی بازگرداند، با انسان هم میتوان به همان ترتیب رفتار کرد.
ایوان پاولوف، به سال ۱۹۳۶ در سن ۸۷ سالگی دیده از جهان فروبست. او روانشناس نامدار و برجستهای بود که با آزمایش بر روی سگها به جهان درونی انسان دست یافت، و به روانشناسان راهی را نشان داد که در شناخت رفتار آدمی بیشتر بکوشند.





