معرفی کتاب و فیلم: گتسبی بزرگ

تا دیشب فرصت نکرده بودم که فیلم گتسبی بزرگ را ببینم. با یک توفیق ناخواسته، به جهت دسترسی مشکل ما در یک بازه زمانی به فیلم‌ها، من بعضی از اقتباس‌های سینمایی از آثار کلاسیک را بعد از خواندن کتاب‌های آنها دیده‌ام، از بربادرفته و پدرخوانده گرفته وداع با اسلحه و آناکارنینا و جنگ و صلح.

باید بگویم، در بسیاری موارد شخصی که ابتدا کتاب را خوانده باشد، از دیدن فیلم ناامید می‌شود، هر چه باشد با چند ساعت فیلم نمی‌توان به صورت دقیق یک تاب حجیم را بازسازی کرد، البته در مواردی هم مشکل زمان کوتاه فیلم‌ها نیست، بلکه درک نادرست یا ناتوانی کارگردان یا بازیگران، دخیل هستند.

اما این بار، من فیلم گتسبی بزرگ را قبل از خواندن کتابش که نوشته اسکات فیتس جرالد است، دیدم. خوانندگان کتابخوان شاید تعجب کنند که چرا من وقتی کتاب، مترجم نامداری مثل کریم امامی دارد، تا حالا کتابی را که اتفاقا حجیم نیست، نخوانده‌ام، باید بگویم دست‌کم دوبار خواندن کتاب را شروع کردم و هر دو بار به خاطر مشغله و هم به خاطر اندکی روان نبودن یا قدیمی بودن ترجمه، از خواندن کتاب بازماندم، البته الان انگیزه زیادی برای خواندن کتاب دارم.

انتشارات نیلوفر و امیرکبیر این کتاب را منتشر کرده‌اند، کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین از اینجا بخرید.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

GREAT GATSBY0002

اما خود فیلم، بسیار دیدنی است و قطعا دیدن آن را در این روزها که فیلم‌های تابستانی پاپ‌کورنی روی پرده‌ها هستند، توصیه می‌کنم.

باز لورمان، کارگردانی فیلم گتسبی بزرگ را برعهده داشت، فیلم مقداری پر زرق و برق ساخته شده است، نظر شخصی من این است که شاید بهتر بود با کاستن از مقداری از این زرق و برق، کارگردان روی روابط بین آدم‌ها تأکید می‌کرد، مثلا من آن نماهای مصنوعی دور از بناها و جاده‌ها و اماکن را برای این فیلم کلاسیک که نیویورک دهه‌های ۱۹۲۰ را نشان می‌دهد، ضروری نمی‌دانم.

07-15-2013 09-12-55 AM

یکی از مشکلات عمده هالیوود در سال‌های اخیر این بوده است که عشق و عاشقی ناب را کمتر می‌تواند، با دقت به تصویر بکشد، به عبارتی عشق‌هایی بین کاراکترهای فیلم درست می‌کند، بسیار آبکی‌اند. در گتسبی بزرگ هم به نظرم، اقتباس سینمایی نتوانسته حق عاشقی بین دیزی و گتسبی، سابقه و اشتعال آن را نمایش دهد. هرچند به مراتب فیلم لورمان از فیلم‌های دیگر بهتر بوده است.

موسیقی فیلم بسیار جالب توجه می‌کند و آدم را تشویق می‌کند که کل ساندترک فیلم را دانلود کند.

دی‌کاپریو در نقش گتسبی بازی بسیار خوبی دارد و میمیک‌ها صورت‌اش عالی هستند و به خوبی عشق، شیدایی، انتظار و اضطراب را برمی‌آید، اما در مقابل توبی مگوایر که وظیفه خطیر، راوی بودن را بر دوش می‌کشد، هنوز در فیلم زیر سایه مرد عنکبوتی است و ذهن بیننده هر چقدر سعی می‌کند، نمی‌تواند از سابقه قبلی او به درآید، به گمانم، این نقش بهتر بود بر عهده بازیگر دیگری گذاشته می‌شد.

07-15-2013 09-10-19 AM

جوئل ادرگرتون در فیلم گتسبی بزرگ، شاید همپای دی‌کاپریو خوب بازی کرده باشد و حتی در بعضی از قسمت‌ها بهتر از او، اما به جای کری مولگیان هر بازیگر زن بلوند دیگری با مهارت متوسط در نقش دیزی می‌گذاشتیم، باز هم همین نتیجه را می‌گرفتیم. البته خرده‌ای هم به بازی او نمی‌شود گرفت.

07-15-2013 09-10-30 AM

کارگردان در بازسازی محیط و روح نیویورک شلوغ و رو به رشد دهه ۱۹۲۰، موفق بوده است. بعضی از سکانس‌ها هم بسیار خوب از آب درآمده‌اند.

در پایان فیلم، تقریبا عین عبارات پایان رمان تکرار می‌شود، این عبارات و آن نمای روی اسکله از دی کاپریو در حالی که دستانش را به سمت چراغ سبز دراز کرده است، بسیار مسحورکننده هستند، البته زیبایی این عبارات را فقط وقتی می‌توانید درک کنید که کتاب یا فیلم گتسبی بزرگ را خوانده یا دیده باشید:

07-15-2013 09-08-56 AM

و در آن حال که آنجا نشسته بودم و بر دنیای ناشناس کهن اندیشه می‌کردم، به فکر اعجاب گتسبی در لحظه‌ای افتادم که برای اولین بار چراغ سبز انتهای لنگرگاه دیزی را یافته بود. از راه دور و درازی به چمن آبی رنگش آمده بود و رؤیایش لابد آنقدر به نظرش نزدیک آمده بود که دست نیافتن بر آن تقریبا برایش محال می‌نمود. اما نمی‌دانست که رؤیای او همان وقت دیگر پشت سرش، جایی در سیاهی عظیم پشت شهر، آنجا که کشتزارهای تاریک جمهوری زیر آسمان شب دامن گسترده‌اند، عقب مانده است.

گتسبی به چراغ سبز ایمان داشت، به آینده لذت‌ناکی که سال به سال از جلوی ما عقب‌تر می‌رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت، چه باک، فردا تندتر خواهیم دوید و دست‌هایمان را درازتر خواهیم کرد و سرانجام یک بامداد خوش

و بدین‌سان در قایق نشسته پارو برخلاف جریان آب می‌کوبیم و بی‌امان به طرف گذشته روان می‌شویم.

نظرات

  1. سلام دکتر
    فیلم ۲۰۱۳ با کیفیت خوب در اینترنت پخش شده است؟
    دنبال لینکش می گردم.

  2. “فیلم های تابستانی پاپ کورنی” اصطلاح خاصی هست؟

  3. البته پدرخوانده کتابی بود که از روی فیلم نوشته شده بود

  4. من دو فیلم از رمان ابله دیده‌ام و نصف یک فیلم هم از رمان برادران کارامازوف. بعد از آن رمان ابله را بعد از هفت هشت سال هنوز از قسمت ابتدایی‌اش جلوتر نرفته‌ام -البته ترجمه‌اش هم زیاد جالب نبود- رمان برادران کارامازوف را هم نتوانستم ترجمه‌اش را تحمل کنم -ترجمه رامین مستقیم- اما رمان تسخیر شدگان یا همان شیاطین(با ترجمه بهتر) را که هیچ فیلمی از آن ندیده بودم با اشتیاق تا آخر تمام کردم و اکنون مشتاقم که هر فیلمی را با این موصوع نگاه کنم!
    شاید شما آنقدر در خواندن داستان و دیدن فیلم ورزیده شده‌اید که دانستن آخر داستان باعث نمی‌شود آن را تا آخر نخوانید.

    • نخواندن کتاب ابله داستایفسکی واقعا تاسف برانگیزه. نتاسفانه ترجمه های فارسی بعضا زوان نیستند، لازمه بگم نگارش داستایوفسکی هم خودش کمکی نمیکنه و بشدت طولانیه، طوری که جون آدم به لبش میرسه…
      اما وقتی به انتها میرسید، تک تک لحظه هاش براتون ارزشمند خواهد بود،

      ابله یکی از بهترین (یا شاید بهترین) داستان هاییه که من میشناسم، حیف از دست دادنش، واقعا شاهکاره، خیلی از ماها هر کتابی رو خونده باشیم کلی ازش تعریف میکنیم، شاید چون زیاد کتاب نمیخونیم، ولی من شخصا اینطور نیستم و بعضی کتاب ها برام جذاب نبودند…. اما ابله رو به هر کسی که میشناسم توصیه کردم، حتی یبار طاقت نیاوردم و خودم برای یکی از دوستان خریدم و گفتم این مال تو فقط بخونش…!

  5. در مورد فیلم هایی که از کتاب اقتباس شدند، موافقم، تقریبا در تمام موارد کتاب بسیار دلپذیر تز از فیلم به نظر میاد، که البته در نگاه من واقعا اینطور هم هست. کتاب از تخیل شما استفاده میکه، اما فیلم فریم های پشت سر هم که به شما فرصت فکر کردن و پرداخت به جزیات رو نمیده، بسیاری از زیبایی های کتاب یا در فبلم گنجانده نمیشه، و یا در فیلم هست و به دید بیننده نمیرسه.

    با این حال تنها یک مورد به نظر من وجود داره، که این روند برعکس شده، فیلم اقتباس شده فوق العاده بهتر از کتاب اصلی هست.

    البته در این مورد نه به خاطر عالی بودن فیلم، بلکه بدلیل افتضاح بودن کتابه. (در ارجاع به نظرم در پاسخ به پویا) این مورد از متاب هایی هست که بدلیل محبوبیت فراوانش خوندم و به هیچ کس اونو توصیه نمیکنم، جای تاسف داره که چنین اراجیف بی سرو تهی اینقدر محبوب هستند.

    داستانی که در موردش حرف میزنم سری سپیده دم Twilight Saga هست.

    فیلم با موسیقی زیبا و سینماتوگرافی هنرمندانه ای همراهه، که فیلم رو در مقایسه با اراجیف نوشته شده در کتاب بهتر میکنه. مهمتر از همه فیلم فقط چند ساعت وقت میبره، اما چهار کتاب چند هفته از وقتتون رو طلف میکنه، همین.

    این تنها نمونه ایست که فیلم بهتر از کتاب بود در نظر من.

  6. راستی، جناب مجیدی، تقصیر توبی مگوایر نیست که شما یاد مرد عنکبوتی میوفتید. D:

    مرد عنکبوتی با بازی مگوایر واقعا به یاد ماندنیه. چهره مرد عنکبوتی با توبی توام شده.

    مگوایر در فیلم Brothers نقش سربازی رو داره که در افغانستان اسیر میشه… وقتی این فیلم رو میدیم، مثل شما حس عجیبی داشتم که الان با پرتاب کردن تار از مهلکه فرار میکنه!

  7. ترجمه‌ی کتاب با اینکه مترجمش، مترجم بسیار خوبی هست، دارای اشکال بود. مثلاً اونجایی که گتسبی می‌میره، کاملا اشتباه ترجمه شده، به صورتی که تا چندین صفحه که بعد از مرگ گتسبی جلو می‌ری، همینجور گنگ و مبهم می‌خونی تا اینکه می‌فهمی مرده، بعد، یه مقداری برمی‌گردی عقب (تا مرگ گتسبی) تا دوباره بخونی، ببینی چی شد.

  8. نسخه رایگان کتاب به صورت pdf در اینترنت موجود است و البته در سایتهای مجوز دار و قانونی. حال من مانده ام که دانلودش کنم یا خریداری؟ و اینکه دانلود آن عدم رعایت حق کپی رایت است و سرقت؟

  9. دقیقا این مشکل منم بود…سه بار همونی ترجمه کتاب که تصویرش بالا هست رو خوندم اما تا نصفه رفتم…یا داستان رو قاطی میکردم یا اصلا پرت میشدم بیرون در کل…
    البته کتاب فروشه گفت فیلمش که رابرت ردفورد و میا فارو که بازی میکنه رو هم نگاه کنم…که اون موقع هنوز نسخه ۲۰۱۳ ساخته نشده بود…
    امیدوارم اینم خوب باشه…مثل فیلم باشگاه مشت زنی دیوید فینچر که استادانه س…از رمانش بهتر بود…
    پیشنهاد میکنم نگاشون کنید…
    http://www.imdb.com/title/tt0071577/?ref_=sr_2
    http://www.imdb.com/title/tt0137523/?ref_=sr_1

  10. ممنون مثل همیشه فعالید
    کدوم یک از این دو ترجمه رو پیشنهاد میکنید امیرکبیر یا نیلوفر؟؟
    چون من تا حالا سر این دودلی نخریدم و نخوندمش…

  11. فیلم رو همین الان دیدم احساس درد شدیدی برای گنسبی دارم و همینطور درک نکردم که چه طور دیزی مدعی عشق گتسبی بود در حالی که حاضر نشد( یا جرات نکرد ) در مقابل اون همه مسیری که گتسبی براش پیموده بود یه قدم برداره یا اینکه چه طور اونقدر راحت با این حقیقت که گتسبی خودش و جونش رو برای محافظت از اون و گناهی که اون مرتکب شده بود از دست داد و در مقابل حتی حاضر نشد به تلفن توبی رو برای دعوت اون به مراسم ختم گتسبی ،جواب بده شاید این ها سوال هایی باشه که جوابش رو باید تو کتاب پیدا کرد

    و یه چیزه دیگه بازی مک گوایر که باید قبول کرد این بازیگر همیشه زیر چتر بازیش خوبش تو اسپیدر من میمونه

    • نه البته متاسفانه تو کتاب هم جواب مشخصی به این پرسش ها داده نمیشه…
      منم مثل شما هم وقتی کتاب رو خوندم و هم وقتی فیلم رو با بازی عالی دی کاپریوی توانا دیدم، احساس درد خیلی زیادی برای گتسبی داشتم…

    • این سوالها اصولا جواب ندارند
      من در زندگی شبیه به این داستان رو دیدم
      به نظرم برای زنها گاهی چیزی بیشتر از عشق می خوان، خانواده، آرامش، مورد تایید واقع شدن و …
      گاهی اصلا از عشق می ترسند و یه زندگی آروم رو به هیجان عشق ترجیح میدن.
      در هر حال با اینکه شاید من هم جواب کاملی نداشته باشم
      اما چون تو واقعیت این اتفاق رو دیدم، ( خانمی از عشق مرد سالها اشک می ریخت ولی با کس دیگه ای زندگی کرد، شاید به دلایلی که بالا گفتم)
      می تونم داستان رو باور کنم

  12. فیلم فوق العاده و عالی ساخته شده و برای مخاطبش لحظه به لحظه معنی داره

  13. اصلا نمیدونم چرا گتسبی ، دیزیو دوست داره؟
    نمیدونم چرا دیزی گتسبی و دوست داره؟
    توبی مگوار ، چرا تو فیلم شیفته گتسبی شده؟؟
    کارگردان اینارو ضمنی تو فیلمش بیان کرده و به نظر من خیلی هم خوب بهشون نپرداخته.شاید احساس گتسبی درک کنم ولی بقیشو نه.
    نقطه قوت فیلم بازی دی کاپریو بود که بعد از جانگو ، دوباره غوغا کرد.

  14. واقعا فیلم معرکه ای بود مثل کتابش اما فیلم بیشتر من رو تحت تاثیر قرار داد
    همسرم همیشه دوست داره من رو با یه فیلم زیبا سوپرایز کنه و واقعا دیشب از انتخاب و دانلود این فیلم به وجد اومده بود
    بعضی وقتا انقدر ما به یه شخصیت در فیلم نزدیک میشیم که دیگه نمیتونیم باور کنیم تنها فردی در یک کتاب و ذهن نویسندست . من قبلا با خوندن چند کتاب دیگه این حس رو داشتم
    اما توی فیلم مذکور ، وقتی گستبی مرد ، توی مراسم تدفینش زمانی که نیک سر خبرنگارها داد کشید منم باهاش از جام بلند شدم و یه لحظه دیدم که جلوی تلویزیون با مشتهای گره کرده ایستادم و دارم گریه میکنم
    و انقدر ناراحت بودم که همسرم جرات نکرد تا پایان تیتراژ فیلم با من حرف بزنه
    واقعا این فیلم ارزش بارها دیدن رو داره به همه پیشنهاد میکنم حتی شده یک بار این فیلم رو ببینن

  15. عاشق دی کاپریو هستم واقعاً برای هر فیلمش باید یک اسکار بهش بدن. باور کنید تنهای فیلمهای دی کاپریو رو بارها میبینم . اصلا خسته نمیشم.
    استاد بازیگری هست، جانگو رو بالای ۵۰ بار دیدم البته تو فیلم جانگو نباید از بازی فوق العاده و بی نهایت زیبای کریستوف والتز گذشت

  16. درود بر نویسندگان این سایت …
    ممنون بابت معرفی این فیلم …هنوز ندیدمش
    اما کتابشو تا نیمه خوندم …
    خوندم کتابهایی از این دست با درون مایه های عاطفی و کند ، کمی اغراق آمیز ، غیر واقعی جلوه میکند آن هم در ۲۶ سالگی
    که مشغول خواندن برتراند راسل هستی و به فلسفه گرایش بیشتری داری و کمتر سراغ امثال این کتابها میری …

    متاسفانه باید بگم حتی خوندن بهترین هایی چون جنگ و صلح و سایر کتابها در این سن و سال برای کتابخوار های حرفه ای امثال من و سایر عزیزان مشکل است … این رمان ها بنظرم مشهورند چون در نوجوانی خوانده و پرداخته شدند … حرفی برای گفتن ندارن… نتونستم کتاب را تا به انتها پیش ببرم ولی مشتاقم فیلم را ببینم …مثل غرور و تعصبی که نخواندم و نخواهم خواند ولی فیلم خوبی بوده و سایر عاشقانه های کلاسیک کم جان !
    ممنون

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.