چگونه غذاهای دریایی خاص به نمادهای ملی و فرهنگی تبدیل شدند؟
دنیای زیر آب همیشه برای انسانها منبعی از رمز و راز و البته بقا بوده است، اما تبدیل شدن یک موجود دریایی به هویت یک ملت، فرآیندی فراتر از صرفاً ماهیگیری ساده دارد. غذاهای دریایی خاص نظیر سوشی در ژاپن، فیش اند چیپس در بریتانیا یا خاویار در ایران، تنها وعدههای غذایی نیستند بلکه راوی قصههای مهاجرت، جنگ، طبقات اجتماعی و نبوغ بشر در مواجهه با طبیعت هستند. در این مقاله جامع، به بررسی این موضوع میپردازیم که چگونه جغرافیا و ضرورتهای تاریخی، موجودات اعماق دریا را از میز غذا به پرچمهای فرهنگی تبدیل کردند. ما ریشههای عمیق پیوند انسان با دریا را میکاویم تا درک کنیم چرا برخی طعمهای دریایی، بیش از آنکه مزه باشند، نمادی از غرور ملی یک سرزمین به شمار میروند.
سوشی و گذار از روش نگهداری به هنر اشرافی
ریشه سوشی (Sushi) در واقع به یک روش باستانی برای نگهداری ماهی در جنوب شرق آسیا باز میگردد که در آن ماهی را لای برنج تخمیر شده قرار میدادند تا فاسد نشود. ژاپنیها این تکنیک را به کمال رساندند و با گذشت زمان، برنج را از یک ابزار جانبی به بخش اصلی و لذیذ غذا تبدیل کردند که با سرکه طعمدار میشد. در دوره ادو (Edo period)، سوشی از یک غذای خیابانی سریع و ارزان به یک هنر پیچیده تبدیل شد که نیازمند سالها شاگردی نزد استادان بزرگ بود. این تحول نشان میدهد چگونه یک ضرورت بقا (نگهداری غذا) میتواند با دقت و ظرافت ژاپنی به یک نماد جهانی از نظم و زیباییشناسی تبدیل شود.
امروزه سوشی فراتر از یک غذا، نمادی از فلسفه مینیمالیسم ژاپنی است که بر تازگی مواد اولیه و احترام به طبیعت تاکید دارد. جالب است بدانید که در گذشته، مصرف سوشی نمادی از وضعیت اقتصادی فرد بود، زیرا تهیه ماهی تازه و برنج مرغوب هزینهبر محسوب میشد. این غذا با عبور از مرزهای جغرافیایی، حالا به زبانی مشترک برای دیپلماسی فرهنگی ژاپن در تمام قارهها تبدیل شده است. واژه سوشی در ذهن هر شنوندهای بلافاصله تصویری از دقت، سلامت و فرهنگ غنی سرزمین آفتاب تابان را تداعی میکند.
فیش اند چیپس؛ سوخت موتور انقلاب صنعتی بریتانیا
بسیاری فکر میکنند فیش اند چیپس (Fish and Chips) همیشه غذای محبوب بریتانیاییها بوده است، اما این ترکیب جادویی در واقع حاصل پیوند دو فرهنگ مهاجر است. یهودیان سفاردی که از اسپانیا و پرتغال به بریتانیا پناهنده شدند، روش سرخ کردن ماهی در آرد را با خود آوردند و بلژیکیها یا فرانسویها ایده سیبزمینی سرخکرده را معرفی کردند. در دوران انقلاب صنعتی، این غذای ارزان و کالریبالا به سوخت اصلی کارگران کارخانههای شمال انگلستان تبدیل شد که فرصت پخت و پز طولانی نداشتند. دولت بریتانیا در طول جنگهای جهانی، این غذا را از سهمیهبندی معاف کرد تا روحیه مردم حفظ شود و همین موضوع پیوند عاطفی عمیقی ایجاد کرد.
اگر در لندن قدم بزنید، بوی ماهی سرخ شده شما را به یاد تاریخ طبقه کارگر این کشور میاندازد که با سختی معیشت جنگیدند. این غذا ثابت میکند که گاهی یک نماد ملی نه از تالارهای مجلل سلطنتی، بلکه از دل کوچههای شلوغ و از میان کاغذهای روزنامه (که قدیما غذا را در آن میپیچیدند) متولد میشود. حالا دیگر کسی به ریشههای مهاجرتی آن فکر نمیکند، چون فیش اند چیپس بخشی از دیانای (DNA) فرهنگی بریتانیا شده است. این غذا نمونه بارز آن است که چگونه اشتراک منافع و دسترسی آسان به منابع دریایی میتواند هویت یک ملت را بازتعریف کند.
خاویار ایران؛ مروارید سیاه بر قله اشرافیت جهانی
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان، زیستگاه ماهیان خاویاری (Sturgeon) است که قدمت آنها به عصر دایناسورها باز میگردد. خاویار ایران به دلیل شرایط اقلیمی خاص جنوب خزر، از نظر طعم، رنگ و اندازه دانهها همواره به عنوان استاندارد طلایی در جهان شناخته شده است. در دوران قاجار و پهلوی، خاویار به عنوان یک کالای استراتژیک در دیپلماسی مورد استفاده قرار میگرفت و هدیه دادن آن به سران کشورهای بزرگ، نشانهای از دوستی و ثروت بود. فرآیند استحصال خاویار یک کار بسیار دقیق و تخصصی است که ایرانیها در طول قرنها در آن به مهارت خیرهکنندهای دست یافتهاند.
راستش را بخواهید، خاویار از آن دسته غذاهایی است که یا عاشقش میشوید یا از شدت گرانیاش فقط به تماشای قوطیهای کوچک و زیبایش بسنده میکنید! این مروارید سیاه در ادبیات و سینمای جهان همواره نماد تجمل و زندگی مرفه بوده و نام ایران با آن گره خورده است. حتی در دورانی که صادرات خاویار با محدودیتهای زیستمحیطی مواجه شد، برند خاویار ایران همچنان در صدر لیست تقاضای بازارهای بینالمللی باقی ماند. این محصول نشان میدهد چگونه یک موجود پیش از تاریخ میتواند اعتبار مدرن یک ملت را در سطح جهانی تامین کند.
تحلیلهای جامعهشناختی نشان میدهد که خاویار برای ایرانیان چیزی فراتر از یک صادرات ارزآور است و نوعی حس مالکیت معنوی بر این ثروت خدادادی دارند. صیادان قدیمی خزر معتقدند که هر دانه خاویار حامل روح دریاست و باید با احترام با آن برخورد کرد تا برکت از سفره نرود. این نگاه نیمه مقدس به یک محصول دریایی، باعث شده تا استانداردهای کنترل کیفیت در ایران بسیار سختگیرانه باشد. در نهایت، خاویار سفیر خاموش اما قدرتمند ایران در میهمانیهای مجلل پاریس، لندن و نیویورک است که هویت جغرافیایی ما را فریاد میزند.
زنگ تفریح: وقتی خرچنگها غذای زندانیان بودند!
باورتان میشود که در قرن هفدهم و هجدهم در آمریکا، خرچنگ (Lobster) به قدری فراوان و ارزان بود که به آن «پروتئین فقرا» میگفتند؟ در آن زمان، خرچنگها را فقط به زندانیان و خدمتکاران میدادند و حتی قانونی وجود داشت که طبق آن صاحبکاران حق نداشتند بیش از سه بار در هفته به خدمتکاران خود خرچنگ بدهند! مردم آن دوران خرچنگ را «سوسک دریا» مینامیدند و صید آن هیچ افتخاری نداشت. اما با ظهور راهآهن و صنعت گردشگری، این موجود زشت به یک غذای لوکس تبدیل شد و ورق کاملاً برگشت. پس اگر امروز برای یک خرچنگ قیمت گزافی میپردازید، یادتان باشد که اجدادتان احتمالاً با دیدن آن فرار میکردند!
باکالائو در پرتغال؛ ماهی که از راه دور آمد
باکالائو (Bacalhau) یا همان ماهی کاد نمکسود شده، عجیبترین نماد ملی پرتغال است، زیرا این ماهی اصلاً در سواحل پرتغال یافت نمیشود! دریانوردان پرتغالی در دوران اکتشافات بزرگ، برای سفرهای طولانی خود نیاز به غذایی داشتند که فاسد نشود و ماهی کاد صید شده از اقیانوس اطلس شمالی بهترین گزینه بود. آنها ماهی را نمکسود و خشک میکردند تا ماهها دوام بیاورد و به همین دلیل به آن «دوست وفادار» میگویند. امروزه گفته میشود که پرتغالیها بیش از ۳۶۵ روش برای پخت باکالائو دارند، یعنی برای هر روز سال یک دستور پخت متفاوت موجود است.
این غذا نشاندهنده روحیه ماجراجویانه و تاریخ دریانوردی ملتی است که مرزهای دنیای شناخته شده را جابجا کردند. باکالائو در هر مراسم مذهبی و جشن ملی پرتغالیها حضور دارد و نبودن آن روی میز ناهار خوری غیرقابل تصور است. پیوند میان این ماهی و مردم پرتغال چنان قوی است که با وجود هزینههای بالای واردات، همچنان مصرف اول این کشور باقی مانده است. این پارادوکس جغرافیایی، جذابترین بخش داستان باکالائو است که چگونه یک کالای وارداتی به قلب تپنده سنتهای یک کشور تبدیل میشود.
سِویچه پرو؛ طعم اقیانوس در تلاقی فرهنگها
سِویچه (Ceviche) نه تنها غذای ملی پرو است، بلکه بخشی از میراث فرهنگی یونسکو نیز به شمار میرود. این غذا که از ماهی خام غوطهور در آب مرکبات (Lime) تهیه میشود، حاصل ترکیب دانش بومیان اینکا و تاثیرات مهاجران اسپانیایی و ژاپنی است. اسید موجود در آب لیمو باعث میشود پروتئین ماهی بدون نیاز به حرارت «پخته» شود که یک فرآیند شیمیایی شگفتانگیز است. در پرو، سِویچه فقط یک ناهار نیست، بلکه نمادی از غرور ملی و پیوند با اقیانوس آرام است که با ذرت و سیبزمینی شیرین سرو میشود.
نکته جالب اینجاست که پروییها آنقدر روی سِویچه تعصب دارند که یک روز ملی برای آن در تقویم رسمی کشور ثبت کردهاند! این غذا بازتابی از تنوع زیستی بینظیر جریان آب سرد «هامبولت» (Humboldt Current) در سواحل پرو است که غنیترین منابع صیدی جهان را فراهم میکند. سِویچه به ما میآموزد که چگونه ترکیب سادگی و تازگی میتواند به یک سلاح فرهنگی قدرتمند در دنیای مدرن تبدیل شود. هر قاشق از این غذا، داستانی از هزاران سال همزیستی با دریا و احترام به منابع طبیعی را در خود نهفته دارد.
صدفهای بلژیک؛ وقتی سادگی به کمال میرسد
در بلژیک، صدف سیاه یا «مول» (Moules-frites) به همراه سیبزمینی سرخکرده، جایگاهی مشابه همبرگر در آمریکا دارد، اما با وقار و کلاس اروپایی! در قرنهای گذشته، صدفها غذای ارزانقیمت طبقه متوسط بودند که در سواحل دریای شمال به وفور یافت میشدند. ترکیب صدف با سیبزمینی سرخکرده در دوران قحطی زمستانها که صید ماهی دشوار بود، به وجود آمد و به سرعت محبوب شد. بلژیکیها صدف را در دیگهای سیاه مخصوص و با سسهای متنوع از سیر و خامه تا سبزیجات معطر طبخ میکنند که تجربهای کاملاً اجتماعی و صمیمانه است.
شاید خندهدار باشد اما خوردن صدف در بلژیک پروتکلهای خاص خودش را دارد، مثلاً از پوسته یک صدف خالی به عنوان انبر برای درآوردن گوشت بقیه صدفها استفاده میکنند. این ریزهکاریهای رفتاری نشان میدهد که چگونه یک غذای ساده دریایی میتواند به یک آیین رفتاری و بخشی از آداب معاشرت یک ملت تبدیل شود. امروزه رستورانهای تخصصی صدف در بروکسل، گردشگران را از سراسر جهان جذب میکنند تا طعم واقعی دریای شمال را بچشند. این غذا ثابت میکند که برای تبدیل شدن به یک نماد ملی، نیازی به مواد اولیه گرانقیمت نیست، بلکه استمرار در سنت و کیفیت کافی است.
خرچنگ پادشاه آلاسکا؛ نماد سختکوشی آمریکایی
خرچنگ پادشاه (King Crab) آلاسکا نه تنها یک غذای گرانقیمت، بلکه نمادی از یکی از خطرناکترین مشاغل جهان است. شهرت این غذا در دهههای اخیر به لطف مستندهای تلویزیونی نظیر «مرگبارترین صید» (Deadliest Catch) دوچندان شده و آن را به نماد شجاعت و نبرد انسان با امواج خروشان تبدیل کرده است. این خرچنگهای عظیمالجثه در آبهای منجمد قطبی صید میشوند و انتقال آنها به بازارهای جهانی یک لجستیک بسیار پیچیده و حساس است. آمریکاییها این محصول را به عنوان نمادی از ثروتهای طبیعی سرزمین پهناورشان و روحیه پیشرو بودن در صنعت شیلات میبینند.
طعم شیرین و بافت گوشتی این خرچنگ، آن را به ستاره میزهای شام در جشنهای مهم آمریکایی تبدیل کرده است. جالب است بدانید که صید این موجود به شدت تحت کنترلهای زیستمحیطی است تا از انقراض آن جلوگیری شود و همین کمیابی، بر ارزش نمادین آن افزوده است. وقتی کسی در یک رستوران مجلل خرچنگ آلاسکا سفارش میدهد، در واقع در حال ستایش قدرت طبیعت و تلاش صیادانی است که در دمای زیر صفر درجه جانشان را به خطر انداختهاند. این پیوند بین خطر، سختی صید و لذت چشیدن، داستانی حماسی به این غذای دریایی بخشیده است.
زنگ تفریح: ماهیای که میتواند شما را به کشتن بدهد!
در ژاپن ماهیای به نام فوگو (Fugu) یا همان بادکنکماهی وجود دارد که کبد و بخشهایی از بدنش حاوی سمی مرگبارتر از سیانور است. سرآشپزها باید سالها آموزش ببینند و مجوزهای دولتی خاصی بگیرند تا اجازه داشته باشند این ماهی را برای مشتریان سرو کنند. خوردن فوگو نوعی «رولت روسی» غذایی محسوب میشود و کسانی که آن را امتحان میکنند، به دنبال هیجان ناشی از گزگز خفیف لبها (بر اثر مقدار ناچیز سم) هستند. واقعاً عجیب است که انسانها حاضرند برای خوردن یک تکه ماهی که ممکن است آخرین وعدهشان باشد، پول زیادی پرداخت کنند؛ اما خب، این هم بخشی از جذابیتهای بیپایان فرهنگ غذایی است!
صدفهای چاکوتیا در ویتنام؛ میراث خیابانی
ویتنام با خط ساحلی طولانیاش، رابطهای ناگسستنی با صدفها و حلزونهای دریایی دارد که در زبان محلی به آنها «اُک» (Oc) میگویند. خوردن صدف در ویتنام یک فعالیت اجتماعی شبانه است که مردم را از تمام طبقات دور میزهای پلاستیکی کوتاه در کنار خیابان جمع میکند. این غذا نمادی از تابآوری و شادیهای کوچک ملتی است که سالها جنگ و سختی را پشت سر گذاشتهاند و اکنون از مواهب دریا لذت میبرند. تنوع سسهایی که با این صدفها سرو میشود (از تمر هندی گرفته تا شیر نارگیل و فلفل)، نشاندهنده غنای آشپزی این مرز و بوم است.
در فرهنگ ویتنامی، صدفها فقط غذا نیستند بلکه بهانهای برای گفتگو، نوشیدن و تقویت پیوندهای خانوادگی و دوستانه محسوب میشوند. هر منطقه از ویتنام صدف خاص خود را دارد و روش طبخ آن را مایه افتخار محلی میداند. این صدفهای کوچک به خوبی نشان میدهند که چگونه یک منبع غذایی در دسترس میتواند به نمادی از همبستگی اجتماعی و زنده بودن فرهنگ شهری تبدیل شود. ویتنام بدون بوی صدفهای کباب شده در شبهای هانوی یا سایگون، قطعاً چیزی از هویت بصری و بویایی خود را کم دارد.
سالمون نروژ؛ از رودخانههای سرد تا سفرههای جهانی
نروژ موفق شد یکی از بزرگترین پروژههای برندسازی غذایی تاریخ را با ماهی سالمون (Salmon) رقم بزند و آن را به نماد کیفیت و سلامت خود تبدیل کند. در دهه ۱۹۸۰، نروژیها با تولید انبوه سالمون پرورشی مواجه شدند و برای فروش آن، بازارهای جدیدی مثل ژاپن را هدف قرار دادند و حتی ژاپنیها را متقاعد کردند که از سالمون در سوشی استفاده کنند! امروزه سالمون نروژی در ذهن مردم جهان با آبهای پاک، مدیریت پایدار منابع و استانداردهای بالای بهداشتی تداعی میشود. این ماهی نه تنها یک منبع بزرگ درآمد ملی، بلکه بخشی از دیپلماسی عمومی نروژ برای معرفی این کشور به عنوان پیشرو در تکنولوژیهای زیستی است.
سالمون برای نروژیها نماد غلبه بر طبیعت خشن شمالی و تبدیل آن به یک فرصت اقتصادی بینظیر در دوران پسا-نفت است. این کشور با سرمایهگذاری سنگین روی تحقیق و توسعه، توانست ماهیای را که زمانی فقط صید تفریحی بود به یک استاندارد جهانی تبدیل کند. هر بار که شما یک تکه فیله سالمون صورتی در فروشگاهی در آن سوی دنیا میبینید، در واقع در حال تماشای موفقیت یک استراتژی ملی هستید. سالمون نروژ ثابت کرد که با مدیریت صحیح و بازاریابی هوشمندانه، یک محصول طبیعی میتواند به قدرتمندترین سفیر یک ملت تبدیل شود.
لابستر مین؛ داستانی از احیای یک ایالت
در ایالت مِین آمریکا، لابستر (Maine Lobster) فراتر از یک موجود دریایی، ستون فقرات اقتصاد و فرهنگ محلی است و تصویر آن حتی روی پلاک خودروها دیده میشود. برخلاف دوران قدیم که غذای فقرا بود، امروزه صید لابستر در این منطقه به شدت سنتی باقی مانده و هر صیاد خانواده خود را دارد که نسل در نسل به این کار مشغولند. این خرچنگهای بزرگ با گوشت لذیذشان، نمادی از اصالت و پیوند ناگسستنی مردم نیوانگلند با اقیانوس اطلس هستند. فستیوالهای سالانه لابستر در این ایالت، هزاران نفر را برای بزرگداشت این موجود و صیادانش گرد هم میآورد.
نکته جالب این است که صیادان مِین خودشان سختگیرانهترین قوانین حفاظتی را داوطلبانه وضع کردهاند تا نسل لابسترها منقرض نشود، که نشان از درک عمیق آنها از پایداری دارد. این موجود به قدری در فرهنگ این منطقه نفوذ کرده که حتی در ادبیات و هنرهای تجسمی محلی نیز نقش محوری ایفا میکند. لابستر مِین نمونهای موفق از تبدیل یک منبع محلی به یک برند جهانی است که باعث رونق گردشگری و حفظ هویت تاریخی یک منطقه شده است. وقتی به مِین سفر میکنید، خوردن یک رول لابستر (Lobster Roll) تنها یک تجربه غذایی نیست، بلکه ادای احترام به فرهنگی است که از دریا متولد شده است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
تبدیل شدن غذاهای دریایی به نمادهای ملی، فرآیندی پیچیده از گره خوردن جغرافیا با حوادث تاریخی و نیازهای بشری است. ما دیدیم که چگونه یک روش نگهداری ساده در ژاپن به هنر سوشی تبدیل شد و چگونه صدفهای ارزانقیمت، هویت خیابانی شهرهای اروپا را شکل دادند. این موجودات دریایی بیش از آنکه منبع پروتئین باشند، مخازن خاطرات جمعی و غرور ملی هستند که از نسلهای گذشته به ما ارث رسیدهاند. در دنیای امروز که مرزها کمرنگ شدهاند، حفظ این اصالتهای طعمی به معنای حفظ تنوع فرهنگی جهان است. هر بار که ما این غذاها را میچشیم، در واقع بخشی از تاریخ یک ملت و پیوند عمیق آنها با پهنه وسیع آبی زمین را تجربه میکنیم. دریاها همچنان به ما درس بقا و زیبایی میدهند، اگر گوش شنوایی برای شنیدن قصههایشان داشته باشیم.
شما کدام طعم دریایی را نماد فرهنگ خود میدانید؟
سفر ما به اعماق تاریخ و چشیدن نمادهای دریایی در اینجا به پایان رسید، اما داستان تجربیات شما تازه شروع شده است! آیا تا به حال غذایی دریایی خوردهاید که شما را به یاد یک خاطره خاص یا یک سرزمین دور بیندازد؟ یا شاید در شهر شما غذایی وجود دارد که فکر میکنید شایستگی تبدیل شدن به یک نماد جهانی را دارد؟ مشتاقانه منتظر خواندن نظرات، تجربههای خوشمزه و حتی خاطرات عجیب شما از دنیای زیر آب در بخش دیدگاهها هستیم. بیایید با هم سفرهای از داستانهای دریایی پهن کنیم!







هنوزم این کلاس ها فعاله ؟
سلام به دوستان
اتفاقا من در این کلاس شرکت کردم. علاوه بر نکات ریز و فنی که در اینجا یاد گرفتم با یک استاد دوست داشتنی هم آشنا شدم که هروقت نیاز به کمک داشتم خداییش راهنماییم کرده و به نظر من به قیمتش خیلی می ارزه.
سلام
من برایِ کارِ خودم، نیاز به طراحی وب سایت دارم. چه زبانی رو توصیه میکنید؟ در نظر دارم که به گونه یی باشه که امکان تغیرات و اضافه کردن امکانات رو داشته باشه. ممنون میشم که اگر اطلاع دارین، راهنمایی کنید.
24 ساعت آموزش طراحی وب؟ اونم که نصفش طراحی با table هست که کاملا منسوخ شده و هزارتا مشکل ریز و درشت داره. واقعا هیچ چیزی ندارم بگم. چون کاملا بی معنیه این کلاس. اونم با این هزینه…
من خودم تو این دوره شرکت کردم اونم 2 بار خیلی ریزکاری ها هست که باید یاد گرفت که شاید تو هر کلاسی نمی گن ولی اینجا همه چی رو به ما گفتن
راجع به هزینه هم باید بگم یه قیمت از بیرون بگیرید ببنید این دقیقا نصف قیمت دوره است و مباحث هم از انها هم خیلی کامل تر است
طراحی با table ریزه کاری ام داره مگه؟
از اسم دوتا سیدی که اینجا کامنت گذاشتن و تعریف کردن، قشنگ معلومه….
سلام .من می خواهم برای حرفه خودم یک سایت بزنم و ترجیح می دهم به جای سفارش یک سایت همون هزینه رو برای اموختن طراحی سایت صرف کنم .اموختن کدوم روش طراحی وب رو پیشنهاد می کنید و چه اموزشگاهی رو؟
توصیه من به علاقهمندان شرکت در چنین کلاسی اینه که قبل از هر شروعی ابتدا هدفشون رو بشناسند. اگر بدون هدف وارد این حرفه بشید چیزی جز هدر دادن زمان و پول بدست نمیارید. طراحی وب شدیداً برای یادگیری و تسلط به پروژه عملی و حتی تجاری –اون هم با درآمد مناسب– نیاز داره٬ در غیر اینصورت مطالب به سرعت از ذهنتون خارج میشن و سرانجام از ادامه و همپایی با دانش روز این حرفه باز میمونید.
برای امتحان خودتون هم میتونید با صرف کمیوقت و بدون هزینه خاصی (مثلاً این سایت: http://www.codecademe.com) به این دانش دست پیدا کنید. پس اول هدفگذاری!
پن: یادگیری طراحی وب بدون دانش API ٬مساویست با تفریح!
البته http://www.codecademy.com/ درست هست
وای مرسی این سایته عاااااالی بود
بله من هم تایید می کنم این سایت برای شروع یادگیری عالیه.
البته نشانی درست سایت http://www.codecademy.com هست، که فکر کنم اشتباه تایپ کردید.
ما که به این کلاس ها دسترسی نداریم چکار کنیم میشه یه فایل pdf آموزشی برامون بزاری
حیف ک من تهران نیستم والا حتما میرفتم خیلی وقت هست که آرزوی همچین چیزی رو دارم اینجاهم نیست از این کلاسا.