داستان تولد پلی‌استیشن؛ چگونه همکاری ناموفق سونی و نینتندو منجر به خلق یکی از موفق‌ترین کنسول‌های بازی تاریخ شد

دنیای بازی‌های ویدیویی امروز بدون نام پلی‌استیشن غیرقابل تصور است اما این برند بزرگ حاصل یک همکاری ناموفق و جنجالی میان سونی و نینتندو در اوایل دهه نود میلادی بود. در این مقاله می‌خواهیم با هم مرور کنیم که چگونه یک پروژه مشترک برای ساخت درایو لوح فشرده به یکی از بزرگ‌ترین رقابت‌های تجاری تاریخ تبدیل شد و چطور سونی توانست بازار را از چنگ نینتندو درآورد. آیا واقعاً لجاجت مدیران نینتندو باعث تولد این رقیب سرسخت شد یا سونی از پیش برنامه‌ای پنهان برای ورود مستقل به بازار بازی‌های ویدیویی داشت؟ در این نوشته به بررسی ریشه‌های تاریخی و ابعاد مختلف این رویداد سرنوشت‌ساز می‌پردازیم.

 

 

نیاز نینتندو به فناوری لوح فشرده و آغاز همکاری با سونی

در اواخر دهه هشتاد میلادی، شرکت نینتندو (Nintendo) با کنسول‌های خانگی خود حاکم بلامنازع بازار بازی‌های ویدیویی بود اما ظهور فناوری‌های جدید مانند لوح فشرده (CD-ROM) زنگ خطری را برای محدودیت‌های کارتریج‌های سنتی به صدا درآورد. کارتریج‌ها هرچند سرعت بالایی داشتند اما ظرفیت ذخیره‌سازی آن‌ها بسیار اندک و هزینه تولیدشان بسیار بالا بود که این امر مانع از پیاده‌سازی موسیقی باکیفیت و ویدیوهای تمام‌تحرک می‌شد. نینتندو برای حل این چالش تصمیم گرفت با سونی که یکی از ابداع‌کنندگان اصلی فناوری لوح فشرده بود وارد مذاکره شود تا یک درایو جانبی برای کنسول سوپر نینتندو (Super Nintendo) توسعه دهد.

این پروژه مشترک در ابتدا با استقبال هر دو طرف روبرو شد زیرا نینتندو می‌توانست بدون سرمایه‌گذاری سنگین در تحقیق و توسعه سخت‌افزارهای نوری به این فناوری دست یابد و سونی نیز شانس ورود به بازار پررونق بازی‌های خانگی را پیدا می‌کرد. تفاهم‌نامه اولیه به سونی اجازه می‌داد تا دستگاهی ترکیبی بسازد که هم بازی‌های کارتریجی نینتندو را اجرا کند و هم از فرمت‌های تعاملی جدید لوح فشرده سونی پشتیبانی کند. این همکاری به ظاهر برد برد، بستری شد برای شروع یکی از پیچیده‌ترین پروژه‌های سخت‌افزاری آن دهه که مسیر کل صنعت سرگرمی را دگرگون کرد.

نقش کلیدی کن کوتاراگی در متقاعد کردن مدیران سونی

در داخل شرکت سونی، بسیاری از مدیران ارشد با ایده ورود به بازار بازی‌های ویدیویی به شدت مخالف بودند و آن را اسباب‌بازی‌های کودکانه‌ای می‌دانستند که به پرستیژ برند سونی آسیب می‌زند. با این حال، یک مهندس جوان و بلندپرواز به نام کن کوتاراگی (Ken Kutaragi) پتانسیل عظیم این صنعت را به خوبی درک کرده بود و به صورت پنهانی روی یک تراشه صوتی پیشرفته برای نینتندو کار می‌کرد. کوتاراگی پس از فاش شدن فعالیتش نه تنها اخراج نشد، بلکه توانست حمایت مدیرعامل وقت سونی را برای ادامه همکاری با نینتندو جلب کند.

کوتاراگی معتقد بود که آینده سرگرمی‌های خانگی در پردازش‌های گرافیکی سه‌بعدی و رسانه‌های نوری است و سونی باید از این فرصت برای ایجاد یک پلتفرم اختصاصی استفاده کند. او با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر خود، تیم کوچکی از مهندسان خلاق را گرد هم آورد تا روی جنبه‌های فنی سیستم صوتی و درایور نوری کار کنند. این پافشاری‌های کوتاراگی بود که بعدها او را به عنوان پدر پلی‌استیشن (Father of PlayStation) در تاریخ ثبت کرد و مسیر سونی را از یک تولیدکننده لوازم صوتی و تصویری به یک غول دنیای دیجیتال تغییر داد.

قرارداد مخفیانه و خیانت بزرگ نینتندو در نمایشگاه CES

روند همکاری سونی و نینتندو به ظاهر خوب پیش می‌رفت تا اینکه در جریان نمایشگاه CES سال ۱۹۹۱ حادثه‌ای رخ داد که شوک بزرگی به صنعت بازی وارد کرد. یک روز پس از آنکه سونی به صورت رسمی پروژه ساخت دستگاه مشترک پلی‌استیشن را معرفی کرد، مدیران نینتندو در یک کنفرانس خبری اعلام کردند که قرارداد خود با سونی را لغو کرده و با شرکت فیلیپس (Philips) که رقیب مستقیم سونی بود همکاری خواهند کرد. این حرکت نینتندو یک خیانت بزرگ تجاری و تحقیری عمومی برای سونی به شمار می‌رفت که در فرهنگ شرکتی ژاپن بسیار سنگین بود.

دلیل این چرخش ناگهانی نینتندو، نگرانی مدیران آن از بندهای قرارداد بود که حق مالکیت و درآمدهای حاصل از بازی‌های فرمت لوح فشرده را به طور کامل به سونی واگذار می‌کرد. نینتندو که به کنترل شدید روی بازار و ناشران عادت داشت، متوجه شد که با این قرارداد کنترل آینده نرم‌افزاری خود را به سونی واگذار می‌کند و به همین دلیل تصمیم گرفت به طور یک‌طرفه توافق را زیر پا بگذارد. این تصمیم هرچند نینتندو را در کوتاه‌مدت نجات داد، اما بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک تاریخ این شرکت را رقم زد که تولد یک رقیب مرگبار را به همراه داشت.

بخشم سونی و تصمیم به ادامه توسعه پروژه به صورت مستقل

پس از تحقیر عمومی در نمایشگاه بین‌المللی، مدیران ارشد سونی به شدت خشمگین شدند و بسیاری از آن‌ها خواستار خروج فوری از این حوزه و فراموش کردن کل پروژه شدند. اما کن کوتاراگی با تکیه بر غرور جریحه‌دار شده مدیران سونی، استدلال کرد که بهترین راه برای پاسخ به این بی‌احترامی نینتندو، ساخت یک کنسول مستقل و شکست دادن آن‌ها در بازار خودشان است. در یک جلسه سرنوشت‌ساز، کوتاراگی توانست موافقت نهایی مدیرعامل سونی را برای تامین بودجه پروژه کنسول مستقل بازی جلب کند.

این تصمیم سونی را وارد یک ماجراجویی پرمخاطره کرد زیرا آن‌ها تجربه مستقیمی در تولید سخت‌افزار بازی و ارتباط با توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری نداشتند. تیم مهندسی کوتاراگی بلافاصله ساختار پروژه را تغییر داد و تمام تمرکز خود را روی بهینه‌سازی پردازش‌های گرافیکی سه‌بعدی و استفاده حداکثری از لوح فشرده گذاشت. این تغییر استراتژی، سنگ بنای ساخت سیستمی شد که برخلاف رقبای خود، برای اجرای بازی‌های نسل بعدی با گرافیک پلی‌گان (Polygon) و صدای باکیفیت طراحی شده بود.

چالش‌های انتقال سونی از سخت‌افزار صوتی به دنیای بازی‌های سه‌بعدی

انتقال تکنولوژیکی سونی از ساخت قطعات صوتی به طراحی یک کنسول بازی سه‌بعدی کامل، چالش‌های مهندسی بی‌شماری را به همراه داشت که تیم کوتاراگی باید آن‌ها را حل می‌کرد. طراحی یک تراشه گرافیکی که بتواند صدها هزار چندضلعی را در ثانیه رندر کند در آن دوران کاری بسیار پرهزینه و پیچیده بود که نیاز به دانش پردازش موازی داشت. سونی برای حل این مشکل با شرکت‌های سازنده تراشه‌های نظامی و شبیه‌سازهای پرواز وارد همکاری شد تا معماری سخت‌افزاری پیشرفته‌ای را طراحی کند.

همچنین، استفاده از لوح فشرده به عنوان رسانه اصلی چالش تاخیر در بارگذاری (Loading Time) داده‌ها را ایجاد می‌کرد که مهندسان باید با طراحی حافظه موقت (Cache) بهینه آن را به حداقل می‌رساندند. تطبیق دادن این معماری پیچیده با یک بدنه جمع‌و‌جور خانگی که دمای آن بالا نرود و قیمت نهایی مناسبی داشته باشد، نیازمند نوآوری‌های متعددی در طراحی برد و منبع تغذیه بود. این تلاش‌های سخت‌افزاری در نهایت منجر به تولید کیت‌های توسعه پیشرفته‌ای شد که برنامه‌نویسی را برای بازسازان بسیار آسان‌تر از گذشته می‌کرد.

ستراتژی جذب بازیسازان مستقل و تسهیل توسعه نرم‌افزاری

سونی به خوبی می‌دانست که بهترین سخت‌افزار جهان بدون داشتن بازی‌های جذاب هیچ ارزشی ندارد و نینتندو به دلیل سیاست‌های سخت‌گیرانه خود، رابطه خوبی با بسیاری از توسعه‌دهندگان مستقل نداشت. سونی از این فرصت استفاده کرد و با ارائه کیت‌های توسعه ارزان‌قیمت، مستندات آموزشی عالی و کاهش چشمگیر حق امتیاز (Royalty)، به بهشت بازیسازان تبدیل شد. آن‌ها به توسعه‌دهندگان آزادی عمل کامل دادند تا بازی‌های بزرگ‌تر و با موضوعات بالغ‌تر تولید کنند که روی کارتریج‌های محدود نینتندو غیرقابل اجرا بودند.

سیستم توزیع لوح فشرده سونی به ناشران اجازه می‌داد بازی‌های خود را در عرض چند روز تولید و به بازار عرضه کنند در حالی که تولید کارتریج‌های نینتندو چندین ماه زمان می‌برد و ریسک مالی بالایی داشت. این انعطاف‌پذیری تجاری باعث شد شرکت‌های بزرگی مانند نامکو (Namco) و اسکوئر سافت (Square Soft) پروژه‌های اصلی خود را به پلتفرم سونی انتقال دهند که این امر ضربه سختی به انحصار سنتی نینتندو وارد کرد. این استراتژی هوشمندانه سونی، تعادل قدرت را در صنعت بازی به سود این تازه وارد تغییر داد.

معرفی پلی‌استیشن و شوک قیمتی به سگا و نینتندو در بازار جهانی

در جریان نمایشگاه ای‌تری (E3) سال ۱۹۹۵ سونی یکی از هوشمندانه‌ترین حرکات بازاریابی تاریخ را انجام داد که رقبای اصلی‌اش یعنی سگا (Sega) و نینتندو را در بهت فرو برد. پس از آنکه سگا قیمت کنسول جدید خود یعنی سگا ساترن (Sega Saturn) را ۳۹۹ دلار اعلام کرد، مدیر بخش آمریکای سونی پشت تریبون رفت و تنها با گفتن عدد ۲۹۹ پایین آمد. این اختلاف قیمت صد دلاری، پلی‌استیشن را بلافاصله به گزینه‌ای بسیار جذاب‌تر برای خانواده‌ها و جوانان تبدیل کرد.

شوک قیمتی سونی ناشی از توانایی این شرکت در تولید انبوه و کاهش هزینه‌های ساخت به لطف فناوری لوح فشرده بود که بسیار ارزان‌تر از کارتریج و معماری پیچیده سگا ساترن تمام می‌شد. این قیمت‌گذاری تهاجمی باعث شد پیش‌خرید کنسول سونی رکوردها را جابجا کند و سگا ساترن از همان بدو ورود به بازار شکست بخورد. سونی با این حرکت نشان داد که علاوه بر توانایی فنی، تسلط کاملی بر قواعد بازی‌های تجاری و روانشناسی خریداران در بازار جهانی دارد.

انقلاب گرافیک سه‌بعدی و خداحافظی با کارتریج‌های گران‌قیمت

ظهور پلی‌استیشن نقطه پایانی بر دوران بازی‌های دو بعدی و آغاز سلطنت بی‌چون‌وچرای گرافیک سه‌بعدی واقعی در خانه‌ها بود. این کنسول با پردازنده ویژه خود توانست جهان‌های سه‌بعدی با نورپردازی‌های پویا و بافت‌های دقیق ایجاد کند که تا پیش از آن تنها در دستگاه‌های آرکید (Arcade) گران‌قیمت دیده می‌شد. تماشای بازی‌های پلی‌گانی روان، تجربه‌ای شگفت‌انگیز برای بازیکنانی بود که به تصاویر پیکسلی عادت کرده بودند.

همچنین ظرفیت ۷۰۰ مگابایتی لوح‌های فشرده به بازیسازان اجازه داد تا فایل‌های صوتی با کیفیت استریو، دیالوگ‌های واقعی بازیگران و میان‌پرده‌های سینمایی را در بازی‌ها بگنجانند. این تغییر رسانه باعث شد قیمت بازی‌ها کاهش یافته و دسترسی به آن‌ها آسان‌تر شود زیرا هزینه تولید دیسک برای ناشر کمتر از یک دلار بود در حالی که ساخت هر کارتریج ده‌ها دلار هزینه داشت. این صرفه‌جویی اقتصادی به نوبه خود منجر به کاهش قیمت نهایی بازی‌ها برای مصرف‌کننده و گسترش چشمگیر بازار شد.

نقش بازی‌های شاخص در تثبیت جایگاه پلی‌استیشن

پیروزی نهایی پلی‌استیشن با عرضه بازی‌های انحصاری و جریان‌سازی محقق شد که مرزهای سبک‌های مختلف بازی‌های ویدیویی را جابجا کردند. یکی از بزرگ‌ترین این عناوین، بازی متال گیر سالید (Metal Gear Solid) بود که با کارگردانی سینمایی و داستان‌گویی پیچیده خود، استانداردهای جدیدی برای بازی‌های مخفی‌کاری و ماجراجویی تعریف کرد. همچنین سری بازی‌های رزیدنت اویل (Resident Evil) و فاینال فانتزی ۷ (Final Fantasy VII) نشان دادند که این کنسول بستری عالی برای تجربه‌های روایی عمیق است.

انتقال فاینال فانتزی ۷ از نینتندو به سونی یک نقطه عطف تاریخی بود زیرا این سری همیشه نماد کنسول‌های نینتندو به شمار می‌رفت اما به دلیل کمبود فضا روی کارتریج‌های نینتندو ۶۴، سازندگان مجبور شدند به دیسک‌های پلی‌استیشن روی بیاورند. این بازی با فروش میلیونی خود نه‌تنها فروش سخت‌افزار سونی را تضمین کرد، بلکه فرهنگ بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی را به مخاطبان غربی معرفی نمود. این عناوین بی‌نظیر، پلی‌استیشن را به عنوان خانه‌ای برای نوآوری و هنر بازی‌سازی در ذهن همگان تثبیت کردند.

اثرات جامعه‌شناختی و تبدیل بازی‌های ویدیویی به رسانه جوانان

تا پیش از پلی‌استیشن، بازی‌های ویدیویی عمدتاً به عنوان سرگرمی‌های کودکانه یا نوجوانان کم‌سن‌وسال شناخته می‌شدند اما سونی با یک کمپین بازاریابی هوشمندانه این نگرش را تغییر داد. سونی پلی‌استیشن را به عنوان یک کالای الکترونیکی شیک و متناسب با سبک زندگی جوانان و دانشجویان معرفی کرد که در کنار سیستم‌های صوتی قرار می‌گرفت. آن‌ها با برگزاری رویدادهای مختلف در کلاب‌های شبانه و کنسرت‌های موسیقی، بازی کردن را به بخشی از فرهنگ پاپ (Pop Culture) تبدیل کردند.

طراحی صنعتی دستگاه با رنگ خاکستری مینیمال و دسته بازی (Controller) ارگونومیک آن که بعدها به آنالوگ‌های دوگانه (DualShock) مجهز شد، حس یک ابزار مدرن را القا می‌کرد. این رویکرد جدید باعث جذب مخاطبان بزرگسال شد که به دنبال داستان‌های جدی‌تر، خشونت کنترل شده و تمپوی هیجانی بالاتر در بازی‌ها بودند. پلی‌استیشن به این ترتیب مرزهای سنی مخاطبان بازی را گسترش داد و جایگاهی ویژه در تالار افتخارات فرهنگی اواخر قرن بیستم به دست آورد.

شکست سنگین نینتندو ۶۴ و پیروزی تجاری سونی در نسل پنجم

هنگامی که نینتندو سرانجام کنسول نینتندو ۶۴ (Nintendo 64) را معرفی کرد، اصرار مجدد آن‌ها بر استفاده از کارتریج یک اشتباه فاحش دیگر بود که شکست آن‌ها در برابر سونی را قطعی کرد. با وجود قدرت پردازش گرافیکی بیشتر نینتندو ۶۴، محدودیت شدید فضای ذخیره‌سازی کارتریج‌ها مانع از پیاده‌سازی ویدیوها و صداهای باکیفیت شد و قیمت بالای این بازی‌ها خریداران را فراری داد. سونی با پلی‌استیشن توانست در این نسل بیش از ۱۰۰ میلیون دستگاه به فروش برساند در حالی که نینتندو به زحمت به یک سوم این آمار دست یافت.

این اختلاف فاحش در فروش، سونی را به رهبر جدید صنعت بازی تبدیل کرد و نینتندو را که سال‌ها حاکم این بازار بود به حاشیه راند. سگا نیز به دلیل اشتباهات مکرر سخت‌افزاری و قیمت بالای محصولاتش کاملاً از رقابت در بازار سخت‌افزارهای خانگی خارج شد. پیروزی قاطع سونی ثابت کرد که درک نیازهای بازار، قیمت‌گذاری منطقی و ایجاد رابطه خوب با توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری بسیار مهم‌تر از قدرت پردازش خام سخت‌افزاری است.

میراث ماندگار پروژه شکست‌خورده در صنعت سرگرمی دیجیتال

نگاهی به مسیر طی شده نشان می‌دهد که چگونه یک شکست تجاری و لغو ناگهانی قرارداد می‌تواند مسیر یک صنعت چند میلیارد دلاری را برای همیشه تغییر دهد. اگر نینتندو به پیمان خود با سونی وفادار می‌ماند، احتمالاً سونی هرگز به صورت مستقل وارد بازار سخت‌افزار بازی نمی‌شد و پلی‌استیشن به عنوان یک محصول جانبی فراموش می‌شد. این لجاجت و غرور نینتندو بود که کاتالیزور خلق یکی از موفق‌ترین برندهای تاریخ فناوری و سرگرمی شد.

امروز خانواده پلی‌استیشن با گذشت چندین نسل همچنان به عنوان یکی از ستون‌های اصلی سودآوری شرکت سونی به شمار می‌رود و استانداردهای این صنعت را تعیین می‌کند. داستان خلق این کنسول درسی بزرگ برای مدیران صنایع است که نشان می‌دهد چگونه تهدیدها و شکست‌های تحقیرآمیز را می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق، نوآوری جسورانه و تکیه بر توان مهندسی به بزرگ‌ترین پیروزی‌های تجاری تاریخ تبدیل کرد.

جمع‌بندی نهایی

داستان تولد پلی‌استیشن یکی از دراماتیک‌ترین رویدادهای تاریخ صنعت فناوری است که نشان داد چگونه غرور و اشتباه استراتژیک نینتندو، زمینه را برای ورود قدرتمندانه سونی فراهم کرد. کن کوتاراگی با بینش فنی خود و بهره‌گیری از پتانسیل گرافیک سه‌بعدی و رسانه ارزان‌قیمت لوح فشرده، پلتفرمی ساخت که استانداردهای بازی‌های ویدیویی را تغییر داد. جذب بازیسازان مستقل و بازاریابی هوشمندانه باعث شد پلی‌استیشن از مرزهای یک اسباب‌بازی عبور کند و به بخشی از فرهنگ پاپ جوانان تبدیل شود و میراثی ماندگار را در دنیای سرگرمی‌های دیجیتال پایه‌گذاری کند.

پرسش‌های متداول

۱. چرا نینتندو در نمایشگاه CES سال ۱۹۹۱ به طور ناگهانی به سونی خیانت کرد؟
بر اساس قرارداد اولیه سونی حق کنترل کامل بر بازی‌های مبتنی بر لوح فشرده را در اختیار داشت. این بند از توافق برای مدیران نینتندو که به انحصار و کنترل شدید بازار عادت داشتند غیرقابل قبول بود. آن‌ها متوجه شدند که با این کار بخش بزرگی از درآمدهای نرم‌افزاری خود را از دست می‌دهند. به همین دلیل به صورت مخفیانه با شرکت فیلیپس وارد مذاکره شدند تا قرارداد جدیدی امضا کنند.
۲. کن کوتاراگی چگونه توانست مدیران سونی را به ادامه کار به صورت مستقل راضی کند؟
او از غرور جریحه‌دار شده مدیران ارشد سونی پس از تحقیر عمومی توسط نینتندو استفاده کرد. کوتاراگی استدلال کرد که سونی دانش فنی لازم برای ساخت کنسول را دارد و نباید تسلیم شود. او با ارائه طرح‌های پردازش سه‌بعدی نشان داد که سونی می‌تواند نینتندو را شکست دهد. در نهایت مدیرعامل وقت سونی شخصاً از این پروژه شجاعانه حمایت مالی و اجرایی کرد.
۳. استفاده از لوح فشرده به جای کارتریج چه مزیتی برای بازیسازان مستقل داشت؟
هزینه تولید هر دیسک نوری کمتر از یک دلار بود در حالی که کارتریج هزینه‌ای بالا داشت. این موضوع ریسک مالی بازیسازان را برای تولید انبوه بازی‌ها به شدت کاهش می‌داد. همچنین ظرفیت دیسک‌ها به ناشران اجازه می‌داد بازی‌های بسیار بزرگ‌تر با صداگذاری پیشرفته بسازند. سونی با این راهکار توانست بزرگ‌ترین بازیسازان ژاپنی و غربی را به سمت خود جذب کند.
۴. چرا انتقال بازی فاینال فانتزی ۷ به پلی‌استیشن ضربه بزرگی به نینتندو بود؟
این مجموعه بازی همواره به عنوان یکی از نمادها و ارکان فروش اصلی کنسول‌های نینتندو شناخته می‌شد. سازندگان بازی به دلیل حجم بالای میان‌پرده‌های سینمایی به فضایی بیشتر از ظرفیت کارتریج نیاز داشتند. نینتندو اصرار بر استفاده از کارتریج داشت و همین موضوع باعث مهاجرت سازنده به پلتفرم سونی شد. موفقیت این بازی میلیون‌ها مخاطب را مستقیماً به سمت خرید کنسول سونی هدایت کرد.
۵. سونی با چه ترفندی در نمایشگاه E3 سال ۱۹۹۵ سگا را از میدان خارج کرد؟
سگا پیش از آن کنسول ساترن را با قیمت نسبتاً بالای ۳۹۹ دلار به بازار معرفی کرده بود. نماینده سونی تنها با حضور روی صحنه و اعلام قیمت ۲۹۹ دلار سالن را به وجد آورد. این اختلاف قیمت صد دلاری ضربه مهلکی به پیش‌فروش کنسول سگا در بازارهای جهانی وارد نمود. این قیمت‌گذاری رقابتی به لطف هزینه‌های تولید پایین دیسک‌های پلی‌استیشن ممکن شده بود.
۶. دسته بازی دوال‌شاک چه نقشی در کنترل بازی‌های سه‌بعدی پلی‌استیشن ایفا کرد؟
با انتقال بازی‌ها به دنیای سه‌بعدی دکمه‌های جهت‌نمای سنتی کارایی خود را برای حرکت آزادانه از دست دادند. معرفی آنالوگ‌های دوگانه در دسته دوال‌شاک حرکت در فضاهای سه‌بعدی و کنترل دوربین را بسیار روان‌تر کرد. همچنین موتورهای لرزاننده داخلی بازخورد فیزیکی مناسبی از وقایع درون بازی به دست عکاس و بازیکن منتقل می‌کردند. این طراحی به سرعت به استاندارد صنعتی کنترلرهای بازی تبدیل شد.
۷. چرا نینتندو ۶۴ با وجود قدرت سخت‌افزاری بیشتر در رقابت با پلی‌استیشن شکست خورد؟
علت اصلی این شکست اصرار لجبازانه نینتندو بر استفاده از رسانه منسوخ شده کارتریج بود. کارتریج‌ها گران‌قیمت بودند و ظرفیت ذخیره‌سازی بسیار ناچیزی در مقایسه با لوح فشرده ارائه می‌کردند. بازیسازان بزرگ به خاطر محدودیت‌های فضا پروژه‌های خود را به پلتفرم پلی‌استیشن انتقال دادند. این موضوع باعث فقر شدید بازی‌های متنوع و نسل جدید در کنسول نینتندو شد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

2 دیدگاه

  1. بهتره بگیم تبلیغات های وب که وسطش یه ذره گزارش صفر و یک مونتاژ شده. ترافیکمون رو بابت دیدن تبلیغ هدر میدیم!
    حامی بودن/داشتن خیلی خوبه، ولی نه به هر قیمتی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]