چرا کاربران لینوکس بیشتر از کار کردن، درگیر خوشگلسازی دسکتاپ هستند؟

دنیای لینوکس پر است از ابزارهای عجیب و غریبی که به شما اجازه میدهند کوچکترین جزئیات سیستمعامل خود را تغییر دهید. اما این آزادی عمل گاهی به یک تله تبدیل میشود که به آن «سندرم شخصیسازی» (Rice Syndrome) میگوییم. مطالعه این مطلب برای کسانی که میخواهند بدانند چرا ساعتها وقت صرف تغییر فونت ترمینال میکنند اما پروژههایشان روی زمین مانده، هم مفرح و هم تا حد زیادی ضروری است. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که آیا لینوکسیها واقعاً بهرهوری (Productivity) بالاتری دارند یا فقط در حال بازی با اسباببازیهای دیجیتالی خود هستند؟ چرا تماشای یک دسکتاپ کاشیسازی شده (Tiling) لذتبخشتر از نوشتن یک خط کد مفید است؟ آیا واقعاً شخصیسازی افراطی یک بیماری است یا مسیری برای یادگیری عمیقتر؟ با ما همراه باشید تا پشت پرده این اسکرینشاتهای خوش رنگ و لعاب ردیت (Reddit) را بشکافیم.
فهرست مطالب
- سندرم شخصیسازی یا رایسینگ چیست؟
- مدیر پنجرههای کاشیساز؛ بهشت یا جهنم؟
- روانشناسی پشت پرده اسکرینشاتهای ردیت
- تله ابزارگرایی و توهم بهرهوری
- تضاد ویندوز و لینوکس در محیط کار
- فونتها و تمها؛ اتلاف وقت یا هنر؟
- ریشههای تاریخی دستکاری سیستمعامل
- تاثیر جامعه کاربری بر وسواس چیدمان
- آیا توزیعهای لینوکس مقصر هستند؟
- جنبههای آموزشی در پس این بازیها
- مقایسه خروجی کار در محیطهای مختلف
- اعتیاد به فایلهای کانفیگ
- نقش مینیمالیسم در آرایش دسکتاپ
- بازتاب این فرهنگ در دنیای واقعی
- چگونه از تله شخصیسازی خارج شویم؟
سندرم شخصیسازی یا رایسینگ چیست؟
اصطلاح رایسینگ (Rice) در دنیای لینوکس به معنای تغییرات ظاهری گسترده برای زیباتر کردن محیط دسکتاپ است. این واژه در ابتدا از دنیای خودروهای ژاپنی وارد فرهنگ گیکها شد که روی ظاهر ماشین بیش از موتور کار میکردند. در لینوکس هم کاربر ساعتها وقت میگذارد تا رنگ سایه پنجرهها را با تصویر پسزمینه ست کند. این کار معمولاً با تغییر فایلهای متنی پیکربندی (Config Files) انجام میشود که برای افراد مبتدی بسیار پیچیده به نظر میرسد. در نهایت کاربر احساس میکند یک هکر واقعی است، در حالی که فقط رنگها را جابهجا کرده است.
مدیر پنجرههای کاشیساز؛ بهشت یا جهنم؟
مدیر پنجرههای کاشیساز (Tiling Window Managers) مثل i3 یا Sway قول میدهند که شما را از شر موس خلاص کنند. طرفداران این ابزارها معتقدند که باز و بسته شدن خودکار پنجرهها در کنار هم باعث تمرکز بیشتر میشود. اما واقعیت این است که تنظیم کردن این محیطها خودش یک شغل تماموقت محسوب میشود. کاربر باید ساعتها وقت بگذارد تا یاد بگیرد چطور با کلیدهای میانبر کار کند. گاهی اوقات برای باز کردن یک مرورگر ساده، باید ترکیبی از کلیدها را بزنید که شبیه اجرای فنون در بازی مورتال کمبت است. این پیچیدگی در ابتدا جذاب است اما به مرور زمان میتواند به یک مانع بزرگ برای انجام کارهای واقعی تبدیل شود.
بسیاری از کاربران تازه وارد در این مسیر غرق میشوند و فراموش میکنند که هدف از نصب لینوکس چه بوده است. آنها به جای کد زدن، مدام در حال تغییر فاصله (Gaps) بین پنجرهها هستند تا زیباترین حالت ممکن را پیدا کنند. این وسواس در نهایت منجر به یک محیط کاری میشود که برای هر کسی جز خود کاربر، غیرقابل استفاده است.
روانشناسی پشت پرده اسکرینشاتهای ردیت
تالارهای گفتگویی مثل r/unixporn جایی هستند که کاربران لینوکس آخرین دستاوردهای هنری دسکتاپ خود را به نمایش میگذارند. در اینجا شما با تصاویری مواجه میشوید که بیشتر شبیه پوسترهای علمی تخیلی هستند تا یک محیط کاری. دریافت تایید از همنوعان (Social Validation) یکی از قویترین انگیزهها برای ادامه دادن این شخصیسازیهای بیپایان است. وقتی کسی برای تم بنفش و نئونی شما کامنت مثبت میگذارد، مغز دوپامین ترشح میکند. این پاداش لحظهای باعث میشود که فرد ترغیب شود تا روز بعد زمان بیشتری را صرف تغییر آیکونها کند. در واقع ما با یک نوع هنر دیجیتال روبرو هستیم که هدفش نمایش قدرت کنترل بر ماشین است.
تله ابزارگرایی و توهم بهرهوری
بسیاری از گیکها تصور میکنند که اگر ابزارشان دقیقتر تنظیم شود، خروجی کارشان به صورت خودکار بهتر خواهد شد. آنها معتقدند که داشتن یک ترمینال با فونتهای اختصاصی (Nerd Fonts) سرعت تایپ یا درک کد را بالا میبرد. این یک خطای شناختی است که در روانشناسی به آن تله ابزارگرایی میگویند. شما به جای نوشتن مقاله یا کد، وقت خود را صرف تیز کردن تبر میکنید، اما هرگز سراغ قطع کردن درخت نمیروید. لینوکس با پتانسیل بالای خود، بهترین بستر برای این نوع فرار از کار واقعی است. در حالی که یک کاربر مک بدون هیچ تغییری کارش را شروع میکند، کاربر لینوکس هنوز درگیر انتخاب تم آیکون است.
این توهم بهرهوری باعث میشود فرد احساس کند در حال یادگیری است، اما این دانش معمولاً به درد جای دیگری نمیخورد. پیکربندی یک نوار وضعیت (Status Bar) پیچیده شاید مهارت اسکریپتنویسی شما را کمی تقویت کند، اما ارزش افزوده اقتصادی ندارد. در نهایت شما یک دسکتاپ فوقالعاده دارید که هیچ پروژهای روی آن تمام نشده است.
تضاد ویندوز و لینوکس در محیط کار
در ویندوز یا مک، شما با یک محیط از پیش تعریف شده (Out of the box) روبرو هستید که تغییر آن سخت است. این محدودیت برای بهرهوری یک موهبت است چون کاربر را مجبور میکند روی کار اصلی متمرکز بماند. اما در لینوکس، هر گوشه از سیستمعامل فریاد میزند که بیا و مرا عوض کن. این تضاد باعث میشود که کاربران حرفهای ویندوز معمولاً خروجی پروژهای بیشتری در زمان مشابه داشته باشند. البته لینوکس برای کارهای سروری و توسعه زیرساخت بیرقیب است، اما بحث ما روی دسکتاپ شخصی است. جایی که آزادی بیش از حد، منجر به فلج شدن در تصمیمگیری (Analysis Paralysis) میشود.
فونتها و تمها؛ اتلاف وقت یا هنر؟
انتخاب فونت مناسب برای ترمینال میتواند ساعتها زمان ببرد چون هر فونتی یک حس متفاوت منتقل میکند. کاربران لینوکس معمولاً به دنبال فونتهایی هستند که لگاتور (Ligatures) داشته باشند تا کدهای برنامهنویسی زیباتر دیده شوند. این جستجو برای زیبایی، مرز بین هنر و تکنولوژی را در لینوکس کمرنگ کرده است. تمهای رنگی مثل Dracula یا Gruvbox به قدری محبوب شدهاند که حتی به محیطهای غیرلینوکسی هم نفوذ کردهاند. با این حال، سوال اصلی این است که آیا این زیبایی بصری واقعاً خستگی چشم را کاهش میدهد یا فقط یک بهانه برای تغییر است؟ در اکثر موارد، کاربر پس از چند روز به تم جدید عادت کرده و دوباره به دنبال چیز جدیدی میگردد.
ریشههای تاریخی دستکاری سیستمعامل
تمایل به شخصیسازی در لینوکس ریشه در فلسفه نرمافزار آزاد دارد که میگوید کاربر باید مالک واقعی سیستم باشد. در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، هکرهای اولیه با تغییر کدهای منبع سعی میکردند سیستم را با نیازهای دقیق خود سازگار کنند. آن زمان این کار یک ضرورت بود چون سختافزارها محدود بودند و سیستمعاملها ناقص. امروزه این نیاز فنی به یک نیاز روانی و تفریحی تبدیل شده است. ما دیگر نیازی نداریم که هسته (Kernel) را برای پشتیبانی از یک مودم خاص کامپایل کنیم. اما همچنان همان حس کنجکاوی و تسلط بر ماشین را در قالب تغییر ظاهر دسکتاپ بازسازی میکنیم.
تاریخ نشان میدهد که هر جا آزادی عمل وجود داشته، انسان به سمت تزیین و متمایز کردن داراییاش رفته است. دسکتاپ لینوکسی برای یک گیک، همان دیواری است که یک هنرمند گرافیتی روی آن طرح میزند. این یک بیانیه است که میگوید: من اجازه نمیدهم شرکتهای بزرگ برای چشمان من تصمیم بگیرند. هرچند این بیانیه گاهی به قیمت از دست رفتن ساعتهای مفید کاری تمام میشود.
تاثیر جامعه کاربری بر وسواس چیدمان
جوامع آنلاین لینوکس مثل دیسکورد یا گروههای تلگرامی، نوعی رقابت پنهان را ترویج میدهند. وقتی میبینید دوستی با استفاده از اسکریپتهای پیچیده، دسکتاپش را شبیه کنسولهای بازی قدیمی کرده، ناخودآگاه تحریک میشوید. این فشار اجتماعی باعث میشود کاربرانی که حتی نیاز به شخصیسازی ندارند، وارد این بازی شوند. لینوکس به تدریج از یک ابزار مهندسی به یک سبک زندگی (Lifestyle) تبدیل شده است. در این سبک زندگی، داشتن یک دسکتاپ ساده و پیشفرض، نشانه آماتور بودن یا بیسلیقگی تلقی میشود. به همین دلیل افراد ترجیح میدهند وقت خود را صرف کانفیگ کنند تا به عنوان یک کاربر حرفهای شناخته شوند.
آیا توزیعهای لینوکس مقصر هستند؟
توزیعهایی مثل آرچ لینوکس (Arch Linux) یا جنتو (Gentoo) به طور پیشفرض هیچ رابط گرافیکی ندارند. این توزیعها کاربر را مجبور میکنند که از صفر همه چیز را خودش بسازد و بچیند. همین ساختار باعث میشود که کاربر از همان ابتدا وارد چرخه بیپایان تنظیمات شود. در مقابل، توزیعهایی مثل اوبونتو سعی دارند با ارائه یک محیط پایدار، کاربر را به سمت کار هدایت کنند. اما جذابیت لینوکس برای بسیاری از افراد، دقیقاً همان بخش خالی و بدون تنظیمات اولیه است. آنها میخواهند خالق دنیای دیجیتال خود باشند، حتی اگر این دنیا فقط یک میزکار ساده باشد.
مشکل از جایی شروع میشود که توزیعهای کاربرپسند هم شروع به اضافه کردن گزینههای شخصیسازی بیپایان میکنند. این موضوع باعث میشود حتی کاربرانی که برای کار جدی لینوکس نصب کردهاند، درگیر جزئیات شوند. طراحان رابط کاربری در لینوکس معمولاً به اندازه اپل یا مایکروسافت روی محدود کردن کاربر تمرکز نمیکنند. این نبود محدودیت، شمشیر دو لبهای است که هم قدرت میدهد و هم زمان را میبلعد.
جنبههای آموزشی در پس این بازیها
باید نیمه پر لیوان را هم دید؛ شخصیسازی دسکتاپ یکی از بهترین راهها برای یادگیری لینوکس است. وقتی شما سعی میکنید یک ویجت برای نمایش دمای پردازنده بسازید، با مفاهیمی مثل شل اسکریپت و ساختار فایلهای سیستم آشنا میشوید. بسیاری از مدیران سیستم (SysAdmins) موفق، کار خود را با همین بازیهای کودکانه روی دسکتاپ شروع کردهاند. این سندرم شخصیسازی در واقع یک دوره آموزشی غیررسمی و بسیار موثر است. کاربر در حین کلنجار رفتن با فایلهای پیکربندی، یاد میگیرد که چطور مشکلات سیستم را عیبیابی (Debug) کند. بنابراین نمیتوان گفت که این زمان کاملاً تلف شده است، به شرطی که فرد در این مرحله متوقف نشود.
مقایسه خروجی کار در محیطهای مختلف
اگر از دور به موضوع نگاه کنیم، یک نویسنده در محیط متنی ساده هم میتواند شاهکار خلق کند. اما یک کاربر لینوکس ممکن است ساعتها وقت صرف کند تا ویرایشگر متن خود را شبیه به محیط فیلمهای علمی-تخیلی کند. طبق مشاهدات، سرعت انجام کارهای اداری و عمومی در ویندوز به دلیل استاندارد بودن ابزارها بالاتر است. در لینوکس، ناهماهنگی بین اپلیکیشنهای مختلف باعث میشود کاربر مدام در حال رفع ایرادات کوچک باشد. مثلاً تم مرورگر با تم پنجرهها ست نیست و همین موضوع کوچک، تمرکز گیک را بر هم میزند. در نهایت، کاربر لینوکس بیشتر از اینکه تولیدکننده محتوا باشد، نگهبان سیستمعامل خودش است.
اعتیاد به فایلهای کانفیگ
فایلهای موسوم به داتفایلز (Dotfiles) قلب تپنده شخصیسازی در لینوکس هستند. اشتراکگذاری این فایلها در گیتهاب (GitHub) به یک ترند بزرگ تبدیل شده که هزاران ستاره دریافت میکنند. برخی کاربران لینوکس بیشتر از اینکه به کدهای پروژه اصلیشان اهمیت بدهند، روی تمیز بودن داتفایلهایشان حساس هستند. آنها از ابزارهایی برای مدیریت این فایلها استفاده میکنند که خود آن ابزارها هم نیاز به تنظیمات دارند. این یک سلسله مراتب بیپایان از ابزارهایی است که برای مدیریت ابزارهای دیگر ساخته شدهاند. اعتیاد به تمیز کردن و بهینهسازی این فایلها میتواند ماهها وقت یک متخصص را بگیرد بدون اینکه یک خط کد سودآور زده شود.
نقش مینیمالیسم در آرایش دسکتاپ
بسیاری از لینوکسیها ادعای مینیمالیسم (Minimalism) دارند و میخواهند فقط ابزارهای ضروری را داشته باشند. آنها آیکونهای دسکتاپ را حذف میکنند، نوار وظیفه را مخفی میکنند و فقط یک پسزمینه ساده باقی میگذارند. اما پارادوکس اینجاست که برای رسیدن به این ظاهر ساده، پیچیدهترین تنظیمات زیرساختی را انجام میدهند. مینیمالیسم در اینجا بیشتر یک استایل بصری است تا یک سبک زندگی برای افزایش کارایی. فرد ممکن است ساعتها وقت بگذارد تا سایه دور پنجرهها را حذف کند تا دسکتاپش مینیمال به نظر برسد. این نشان میدهد که هدف، سادهسازی کار نیست، بلکه رسیدن به یک زیباییشناسی خاص است.
در واقع مینیمالیسم واقعی یعنی ابزاری که خودش را سد راه شما نکند و اجازه دهد کارتان را انجام دهید. اما در دنیای شخصیسازی لینوکس، ابزار خودش به موضوع اصلی تبدیل میشود. کاربر به جای اینکه از سیستم برای رسیدن به هدف استفاده کند، سیستم را به هدف نهایی تبدیل کرده است. این جابهجایی هدف و وسیله، بزرگترین نشانه سندرم شخصیسازی افراطی است.
بازتاب این فرهنگ در دنیای واقعی
فرهنگ شخصیسازی لینوکس به تدریج وارد حوزههای دیگر زندگی این افراد هم میشود. گیکهایی که به لینوکس علاقه دارند، معمولاً در دنیای واقعی هم به دنبال کیبوردهای مکانیکی شخصیسازی شده یا میزهای کار خاص هستند. این تمایل به کنترل کامل بر محیط، بخشی از شخصیت این افراد است که در سیستمعامل نمود پیدا میکند. در سینما و رسانهها نیز همیشه هکرها با دسکتاپهای عجیب و پر از کدهای متحرک نشان داده میشوند. این تصویر رسانهای باعث شده که کاربران لینوکس ناخودآگاه بخواهند شبیه آن کلیشهها رفتار کنند. تماشای دسکتاپهای پر زرق و برق در فیلمها، استانداردهای ذهنی کاربران را برای زیبایی دسکتاپ تغییر داده است.
چگونه از تله شخصیسازی خارج شویم؟
برای رهایی از این چرخه، اولین قدم پذیرش این واقعیت است که دسکتاپ کامل وجود ندارد. باید یک زمان مشخص (مثلاً آخر هفتهها) را برای دستکاری سیستم تعیین کرد و در طول هفته فقط به کار پرداخت. استفاده از محیطهای دسکتاپ کامل مثل گنوم (GNOME) که اجازه دستکاری زیادی نمیدهند، میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند. هدف نهایی باید انجام پروژه باشد، نه داشتن زیباترین توزیع لینوکس در محله. لینوکس یک ابزار قدرتمند است، نباید اجازه دهیم این ابزار به زنجیری بر پای خلاقیت ما تبدیل شود. اگر اسکرینشات شما در ردیت لایک نگرفت، نگران نباشید؛ مهم این است که کارتان را به موقع تحویل داده باشید.
جمعبندی نهایی
سندرم شخصیسازی در لینوکس، گرچه در نگاه اول اتلاف وقت به نظر میرسد، اما ریشه در اشتیاق انسان برای تسلط بر محیط و ابراز خلاقیت دارد. مشکل زمانی آغاز میشود که این فرآیند از حالت یادگیری و بهینهسازی خارج شده و به یک وسواس نمایشی برای کسب تایید در فضای مجازی تبدیل گردد. کاربران حرفهای کسانی هستند که میتوانند تعادلی میان زیبایی بصری و کارایی واقعی برقرار کنند. لینوکس به ما قدرت انتخاب میدهد، اما خرد واقعی در این است که بدانیم چه زمانی باید دست از تغییر بکشیم و شروع به خلق ارزش کنیم. در نهایت، بهترین دسکتاپ آن است که شما را در انجام دادن کارهایتان یاری کند، نه اینکه خودش به مهمترین کاری تبدیل شود که در طول روز انجام میدهید.






متاسفانه اوبونتو در نسخه های جدید دچار باگ های تابلو شده!
ای کاش جامعه کاربری لینوکس ایران هم لباس غرور و فخر را از تنش در میاورد شاید کاربران بیش تری جذب می شدند
من سالهاست با لینوکس کار میکنم، ولی معتقدم که لینوکس محیط مناسبی برای کاربران عادی و مبتدی نیست، چرا که در مقایسه با ویندوز به دانش بیشتری از سیستمهای کامپیوتری (سیستم عامل، برنامهنویسی و …) دارد. هنوز هم یادگیری ویندوز برای یک بچه ۱۰ ساله یا آدم میانسال خیلی راحتتر از لینوکس هست….
بعد از مدتها استفاده از لینوکس، با توجه به این که به محیط لینوکس و شخصیسازیهای زیادی که توش انجام دادم عادت کردم و هیچ کدوم از این شخصیسازیها توی ویندوز امکان پذیر نیست، من عملا مدت زیادی توی ویندوز دوام نمیارم. محیط ویندوز من رو اذیت میکنه.
نمیگم مشکل از ویندوزه یا لینوکس بهتره. ولی باید به هر چیزی فرصت داد تا به مقدماتش عادت کرد و اون رو شناخت بعد راجع بهش قضاوت کرد. این که توی هفتههای اول یا حتی چند ماه یا سال اول برای کار با لینوکس مشکلاتی داشته باشیم، باهاش راحت نباشیم یا برای حل بعضی مشکلات مجبور شیم از اینور و اونور سوال کنیم نشانهی مشکل لینوکس نیست.
معمولا کاربرایی که به لینوکس فرصت بیشتری میدن، بعد از این که با طرز کار لینوکس آشنا شدن و به اصطلاح نگاهشون لینوکسی شد، دیگه به سیستمعاملهای دیگه بر نمیگردن، یا اگه برگردن بالاجبار و به دلیل این که مثلا فلان شرکت نرمافزاری نسخهی لینوکس نرمافزارش رو نداده بر میگردن.
یک هفته برای یادگیری یک سیستم عامل به نظر من خیلی زیاده. چون سیستم عامل فقط یک واسطه است نرم افزاره که اهمیت داره
همچنان هیچ سیستم عاملی به پای ویندوز نمیرسه و با این اوضاع نخواهد رسید!
من دو سال به شدت از لینوکس استفاده میکردم و شاید بشه گفت ماهعسل لذتم از کامپیوترم بود. و به همه پیشنهادش میکنم.
مشکل اصلی (که البته ارتباطی هم با خود لینوکس نداره) نبود نرمافزارهایی به قدرت فتوشاپ یا اسکچآپه یا محصولات استاندارد حرفهای مثل BIM از Autodeskه. محصولات آلترنیتیو هم واقعا پاسخگو نیستن. Blender و GIMP شاید برای کارهای ابتدایی عالی باشن، اما بخاطر توسعه نامتمرکزشون واقعا به درد کار حرفهای نمیخورن.
در واقع تنها، تنها و تنها ضعف لینوکس سختی استفاده ازش برای مقاصد حرفهایه. به امید روزی که بتونم با آرامش به آزادی و لینوکس برگردم :)
چیزی در حد یک سیستم سیار و همیشه آماده مثل سیستم خانه ققط روی فلش
از اوبونتو یا دیبان نسخه ای مناسب وجود دارد که بتوان روی فلش نصب کرد و با اتصال به هر سیستمی تجربش کرد ،دنبال چیزی بودم که با نصب روی فلش تمام امکانات سیستم علامل را در اختیارم بگذارد
کافیه دبیانتون رو روی فلش نصب کنید. نسخهی خاصی نمیخواد. فقط باید بوتلودر رو روی فلش نصب کنید به جای هارد کامپیوتر. من قبلا این کار رو انجام دادم، هم با دبیان و هم با آرچ لینوکس ولی شما اگه میخواین این کار رو انجام بدین حتما مطمئن شین که میدونید دارید چه کار میکنید و اشتباها روی هارد کامپیوتر نریزین!
۱۲ سال پیش تازه نسخه ردهت منتشر شده بود. مجله های کامپیوتری پر شده بود با مقاله هایی از تعریف و تمجید نسخه جدید. به جرات می توانم بگویم واو به واو این مقاله را در ۱۲ سال پیش بارها و بارها برای ردهت خوانده بودم. آنزمان تازه ویندوز xp منتشر شده بود و ردهت با قاطعیت تمام ادا می کرد که چیزی از آن کم ندارد. آنزمان ویندوز ایکس پی یک سی دی بود ولی لینوکس به همراه نرم افزارهای جانبی ۴ سی دی می شد. یک هفته مرخصی داشتم تمام وقت خود را برای نصب و امتحان کردن ویژگی های لینوکس گذاشتم. (این را هم بگویم که اطلاعاتم همان زمان از یک مهندس کامپیوتر چیزی کم نداشت.) بعد از یک هفته ی تمام و با کوهی از خستگی و اعصاب خردی، تنها واژه های که برای آن به ذهنم رسید همان آشغال و مازوخیسم بود! از اینکه وقتم را به معنای واقعی کلمه تلف کرده بودم به نویسنده های آن مقاله ها بد و بیراه می گفتم. (تمام موارد ادعایی مقالات در عمل چیزی به جز ادعای الکی نیستند. یا حداقل برای کاربری که به صورت حرفه ای می خواهد از کامپیوتر استفاده کند، لینوکس برعکس ویندوز به صورت پیش فرض اصلا جوابگوی نیازها نیست. در واقع رفع نیاز در هر کار کوچک و بی اهمیتی در لینوکس باید از نو چرخ را اختراع کرد!)
الان هم هر از گاهی با انتشار هر نسخه جدید از ویندوز، مقالاتی با ساختاری دقیقا مشابه در مدح لینوکس منتشر می شود ولی من دیگر هرگز وسوسه نشدم و مجددا سراغ لینوکس نرفتم.
حداقل تا زمانی که ویندوز در ایران رایگان باشد اصلا قصد ندارم برای متفاوت بودن یا هر علت دیگری با لینوکس خودآزاری کنم.
شما نسخهی ۱۴.۰۴ اوبونتو رو دانلود و حداقل بهصورت لایو تستش کن… توی این چند سال گنو/لینوکس بسیار تکامل پیدا کرده.
من ۱۴.۰۴ دارم هنوز خیلی مشکل داره. راستی، ویندوز رو هم خیلی از ماها روی لپ تاپمون به صورت OEM داریم که توی ورژنهای اخیر همه نیازها رو جواب میده (من ویندوز ۸ داشتم که فقط از امکاناتی که نیاز داشتم remote desktop رو نداشت و نیازی به editionهای بالاتر مثل ultimate نداشتم)
تصور می کنم برای کاربری که در یک زمینه خاص از کامپیوتر استفاده می کند یا حداقل برای کارهای پیش افتاده ی عمومی از کامپیوتر استفاده می کند، لینوکس گزینه خوبی باشد ولی کاربری که در رنج وسیعی از زمینه های تخصصی و حرفه ای کامپیوتری استفاده می کند( که حتا خودش هم گاهی اوقات از قبل توانایی پیش بینی آنها را ندارد.) لینوکس باعث می شود در عوض درگیری با نرم افزارها، دایما با سیستم عامل یا حاشیه های آن درگیر باشد.
لطفا توجه کنید که اگه کسی از کامپیوتر برای کارهای پیش پا افتاده استفاده میکنه، احتمال قابل توجهی هم هست که یه مشکل (از نظر شما) پیش پا افتاده رو نتونه حل کنه و مثلا اطلاعاتش از دست بره.
لطفا تعصب رو کنار بگذارید و حتما تاکید کنید که این توصیه اصلا برای کاربران عادی نیست. من یه آدم tech savvy هستم و الان از اوبونتو استفاده میکنم. ویندوز رو توی virtualbox اجرا میکنم اونم فقط به دلیل همکاری در چند پروژه wpf که روی لینوکس نمیشه کاریشون کرد… اما:
مدتهاست بلوتوثم از کار افتاده، با هیچ روشی نتونستم برش گردونم، هر چند باری که کامپیوتر رو روشن کنم یه بار درسته.
از سختافزار اصلا بهینه استفاده نمیکنه. من قبلا همین لینوکس رو توی virtualboxبا هاست ویندوز داشتم، خیلی سریعتر از این لینوکس native بالا میومد!! البته باش مشکلی ندارم، اینقدر کامپیوترم سریع هست که اذیت نشم.
باطری رو یکی از دوستان فرمودند، موافقم، خیلی سریعتر از ویندوز تموم میشه
لپتاپت دوتا کارت گرافیکی داره؟ خیلی باید سعی کنی تا بتونی از دومی استفاده کنی.
هر از چند بار ریستارت، یه بار کلا usb غیر فعاله، خوب من یه ریستارت دیگه میکنم تا حل بشه!
وقتی ویندوز روی درایوهای خارجی فایل کپی میکنه، پنجره کپی رو نمیبنده تا این که کاملا cache رو تخلیه کنه و بنویسه روی درایو (از ویستا به بعد) اما اوبونتو ۱۴.۰۴ من میبنده و بعد موقع eject کردن میخواد کش رو خالی کنه، اگه آدم یادش بره eject کنه و فلش رو برداره فایلاش خرابن، خدا نکنه cut-paste کرده باشه!!!
میتونم کلی مشکل دیگه بگم و فقط مشکلاتی که همین الان روزانه باهاشون مواجهم، و بعضیشون توضیحشون توی یه کامنت خیلی سخته.
من میدونم که همه این مشکلات راه حل داره، اما این واقعیت که یه آدم tech savvy نتونه با صرف انرژی معقول حلشون کنه، کلا این سیستمعامل رو برای عموم نامناسب میکنه.
من خودم اون بالا چند تا از مشکلات شخصی خودم با اوبونتو رو گفتم…
در صورت نداشتن درایور یا عدم همخوانی سخت افزار با لینوکس ها، بله اذیت میکنه….
ولی تقریبا احتمال اینکه تجربیات شخصی شما برای همه یکسان باشه و ایجاد بشه خیلی پایینه…
من واقعا گیج شدم
همه از مشکل مصرف باتری میگن
یا اینه که از شانس من اوبونتو روی سیستمم خوب جواب میده
یا بقیه نرفتن دنبال حل مشکل مصرف باتری
شایدم از بس ویندوز نداشتم نمیدونم مصرف بهینه یعنی چی.
ولی چون سیستمم مدلش با سیستم رفیقم یکیه و اون ویندوز روش داره، تا جایی که تست کردیم مصرف برابر بوده.
فقط مشکل اوبونتو و توزیعهای گنو/لینوکسی دیگه اینه که باید خودت یه سری پکیج نصب کنی تا مصرف باتری کنترل بشه.
یه نکته رو هم اشاره کنم
این که اگه لینوکس روی فلان سختافزار مشکل داره یا مثلا لپتاپ شما با لینوکس مشکل داره و میبینین که عین ساعت روی ویندوز کار میکنه، دلیلش اینه که اون سختافزار به صورت پیشفرض برای ویندوز آماده و فروخته شده. (مثلا درایور ویندوزی خوب براش ارئه شده)
اگه میخواید تجربهی خوبی از لینوکس داشته باشید، دفهی دیگه که خواستید سختافزار بخرید به پشتیبانی لینوکیش توجه کنید.
مثلا من الآن از لپتاپ لنووی خودم صد درصد راضیم، چون همه چیزش بدون مشکل با ابونتو سازگاره.
ولی کسی رو میشناسم که روی لپتاپ سونیش حتی نمیتونه اوبونتو رو بوت کنه، چون سونی اصلا انگار نمیخواد طرف لینوکس بیاد. البته حالا که دیگه برند وایو رو فروخته، نمیدونم تغییر میکنه یا نه
به عنوان کسی که حدود 8 ساله همیشه این سیستم عامل را داشتم می تونم بگم که بهترین سیستم عامل حتی برای استفاده ها شخصیه. توزیع هایی مثل اوپن سوزه و اوبونتو هم در این بین امتحان کردم که هر کدام مزایای خودشون را دارند. تنها مشکلی که داره اینه که هنوز که هنوز برای لپ تاپ هانسبت ویندوز مصرف باتری بیشتری داره و استهلاک باتری به نسبت در اون بالاست که امیدوارم با آپدیت های بعدی در کرنلش این مشکل را بتونند حل کنند.
سلام. متشکرم. هم از نظر محتوایی مطلب خوبی بود و بهجای اینکه در برابر ویندوز و دیگر نرمافزارهای تجاری موضع بگیره (گاهی عکس این هم رخ میده و نرمافزارهای اپنسورس مورد حمله قرار میگیرند)، خود این سکو و ویژگیهاش عنوان شدهبود.
نصب لینوکس برای کاربر عادی دسکتاپ اصلا توصیه نمی شه من ابونتو رو از ورژن 8 باهاش بودم و تا ورژن 14 همشون رو امتحان کردم در همشون بعضی مشکلاتی به وجود می یاد که مجبوری برای رفعشون متوصل به اینترنت و گوگل بشین و کارتونو ول بکنید و بگردید برای رفع مشکل پیش اومده دومین مشکلی که من با لینوکس دارم مشکل مصرف باتری در لینوکس هستش اگه بخوایید رو لب تاپ لینوکس نصب کنید تقریبا عمر باتری تون در مقایسه با ویندوز نصف میشه و عملا باید همیشه شارژر لپ تابتون وصل باشه
اینیکه میگن مشکل نرم افزار حل شده و نرم افزار خوبی برای لینوکس هست بیشتر مثل افسانه هست شما به هیچ وجه نمی تونید حتی معادل خیلی از نرم افزار های ویندوزی رو توی لینوکس پیدا کنید. خیلی از نرم افزارهای تخصصی برق حتی معادل هم ندارن حتی من توزیع مخصوص فدورا برای میکروالکترونیک رو هم امتحان کردم به اسم Fedora’s Electronic Lab
لینوکس بیشتر برای سرور و این جور کارها ست و بس . اگه خواهان تنوع هستین و یه سرگرمی جدید می تونید لینوکس رو امتحان کنید.
و توی توضیع های لینوکس پایدار تر و بی نقص تر از دبیان چیزی پیدا نمی کنید. پس اگه می خواید لینوکس رو امتحان کنید دبیان انتخاب مناسبی هستش حدود 3 سال هستش که دبیان رو روی PC نصب کردم و ورژن جدیدش رو آپدیت کردم و مشکلی باهاش ندارم .مواقعی برای تنوع هم که شده ازش استفاده می کنم.
مشکل مصرف باتری با نصب یکی دوتا ماژول به راحتی حل میشه. اول چیزی مثل انویدیا پرایم که کارت گرافیگ الکی برق مصرف نکنه
دوم ماژولهایی مثل tlp که مال مدیریت مصرف انرژی هست و چیزهایی مثل p-state برای سی پیوهای اینتل یا مثلا cpufreq برای بقیهی پردازندهها
کلا راه حل زیاده، فقط باید بخوای
و صد البته که هنوز هم جای کار زیاده تا مثل ویندوز به صورت پیشفرض سیستم خودش این کارارو انجام بده
سه سال پیش با نصب ابونتو تصمیم گرفتم مهاجرت آرامی از ویندوز داشته باشم، اما بعد از چند ماه تسلیم شدم. ایرادهای زیادی را دوستان در کامنتها مطرح کردند و دوستان دیگری جواب دادند و متقاعد شدم به توصیهی نویسنده عمل کنم و شانسی دوباره به خود و به لینوکس بدهم. تنها یک سؤال. با مشکل محدودیت سرعت دانلود در ایران چه میکنید؟ بار قبلی که امتحان کردم، برنامهها را حتماً میبایست تازه تازه دانلود و نصب میکردیم. اگر دو کامپیوتر اوبونتو در یک خانه میداشتیم، دو بار باید دانلود میکردیم. یا لااقل به این راحتی نبود که بتوان فایل نصبشدنی را بعد از یک بار دانلود مجدداً مورد استفاده قرار داد. با این مشکل چه میکنید؟
نمی دونم کِی و چطور این مورد براتون پیش اومده ولی من از 8 -9 سال پیش یادم میاد موقع دانلود بهت یه فایل ISO می ده که باید رایت کنی روی CD یا DVD
—
http://www.ubuntu.com/download/desktop
—
یادش بخیر یه زمانی من و چندتا از دوستان زده بودیم تو کار سفارش اوبونتو، بالا 100 تا CD مجانی برامون فرستاد، پول پستشم خودش می داد.
اوبونتو فایلهای بستههای نرمافزاری رو که از طریق software center، یا apt-get یا aptitude دانلود میکنید اگه اشتباه نکنم در مسیر /var/cache/apt/archives ذخیره میکنه. کافیه محتویات این پوشه رو به کامپیوتر دیگهتون منتقل کنید تا دوباره نیاز به دانلود نباشه.
اون عکس دوم که مربوط به سه محیط جدااز دسکتاپتون هست مربوط به کدوم پوسته اش هست؟
Gnome
رو فدورا دسکتاپ پیش فرض هست
مدتیه که اوبونتو را جایگزین ویندوز ۸ کردهام و خیلی راضی هستم. هم سریعتر بالا میاد و هم اینکه نیاز به برنامه ضد ویروس نداره. ارزش دیگهاش هم اینه که بیشتر برنامههائی که مورد نیاز هست را میشه بصورت رایگان نصب کرد.
اما با توجه به اینکه تقیبا تمام برنامههای تحت ویندوز در ایران رایگان هست، من اصولا داشتن این سیستم عامل را به کسی در ایران برای کامیوتر شخصی توصیه نمیکنم.
بر روی سیستمم ویندوز ندارم و هیچ مشکلی هم ندارم
* نه خبری از ویروس هست (توی ۱۰ سال کار کردن حتی یک دونه هم نداشتم)
* کار کردن مداوم کندش نمی کنه و لازم نیست هر چند مدت یک بار مثل ویندوز نصبش کنی
* برنامه هاش اوریجنیالند (کرک نشدند)
* اگر یک برنامه (مثلا مرورگر) مشکل پیدا کرد (البته مشکل پیدا نمی کنند ویندوز کرک شده که نیست) فقط کافیه فولدر تنظیماتش رو پاک کنیم (اگه مشکل خیلی حاد باشه) و همه چیز مثل روز اولش می شه
* هنگ نمی کنه! صدها برنامه هم که باز باشه باز هنگ نمی کنه و سیستم به غار غار کردن نمی افته
* نیازی نیست هر چند روز یک بار Defrag انجام بشه
* کلی سیستم فایل مختلف و پیشرفته پشتیبانی می کنه (مثل ویندوز محدود fat32, ntfs) نیست
* به صورت مداوم در حال پیشرفته و بهبود مداومه
مرسی. بسیار مختصر و مفید بود. کاربر عادی نیاز به همچین سطحی از تعریف دارد تا با یک نگاه آنرا درک کند. متشکرم.
به عنوان کسی که روی لپتاپم 2 ساله که اوبونتو نصبه و فقط گاهی که میخوام بازی بکنم به لینوکس میام، باید بگم که اوبونتو واقعا برای کارهای عمومی و مولتی مدیا(غیر از گیم) بسیار عالیه….
اما:
لیبره افیس خیلی سعی کردم باهاش پرزنتیشن درست کنم برا اخرای ترم قبل که ۳ تا پرزنتیشن برا ۳ درس مختلف نیاز داشتم و با اینکه کاملا ساده پرزنتیشن درست میکنم و افکت و ترنزیشن زیاد ندارم، نتونستم با لیبره انجام بدم….
پردازشگر متنش هم چندان جالب نبود که فک کنم جفتش به خاطر عادتم به افیس بوده…
همچنین شتیبانی سختافزاری، مخصوصا برا لپتاپ جوکه!!!! مثلا کمکردن روشنایی مونیتور و یا راه انداختن وبکم هفتخان رستمه و بعد از دوسال، من هنوز نتونستم این دوتا رو تو لپتاپم راه بندازم!! :)))
در خصوص بازی های بهتر هم خیلی ساده باید گفت که بازی ها رو باید از استیم خرید! و بازی های رایگان بیمزه و حالگیر هستن و به درد نخور!! بنابراین، لااقل برا ما ایرانی ها کاربردی نداره!!!!
با این حال، اگر PC ام پارت تایم دست خونواده نبود، قطعا مثل لپتاپم روش اوبونتو نصب میکردم چون برا من( برنامه نویسی، وبلاگ نویسی، وبگردی، کارای درسی دانشگاه، موزیک و عکس و فیلم دیدن) مطلقا از ویندوز بهتره…. مک رو تا حالا تست نکردم! :)
اینکه روشنایی صفحه نمایش را نتونستید در لینوکس تغییر بدید برای من عجیبه. چون برای من به راحتی بدون هیچ تنظیمات خاصی از اول با نصب اوبونتو، این قابلیت را داشت. در صورتیکه هنوز که هنوزه برای ویندوز 8.1 خودم مشکل تنظیم نشدن نور صفحه نمایش را دارم و با نصب انواع درایور هم مشکلم حل نشد. بنابراین تصمیم گرفتم 8.1 را حذف کنم و یک ویندوز 7 نصب کنم.
تغییر روشنایی صفحه به راحتی تغییر یک عدد توی یک فایله و کار خاصی نیست. مثلا این دستور روشنایی صفحه رو کم میکنه:
echo 5 | /sys/class/backlight/acpi_video0/brightness
حالا بسته به نوع لپتاپ و کار گرافیک مسیر فایل ممکنه متفاوت باشه.
در مورد وبکم هم بستگی به لپتاپ داره ولی حتما قابل راهاندازیه.
به نظرم من لینوکس برای دسکتاپ = مازوخیسم
ولی برای کاربرد های دیگه مثل سرور ها , HPC, Embedded … عالیییی
بهترین مزیتش اینه که نیازی به آنتی ویروس نداریم. حدود یکسالی میشه لینوکس (بنا به دلایل کاری CentOS) نصب کردم و از همه لحاظ باهاش راحتم. به نظرم ارزش امتحان کردن داره.
خدا رو شکر بعد از روزها که پستهای متعددی درباره خم شدن آیفون، میزان آن، نیروی لازم، شرایط خمش و … دیدیم؛ یه پست جدی و مفید هم اومد. دکتر دوستت داریم!
لینوکس واقعا سیستم عامل خوبیه فقط استفاده از اون جرئت میخواهد و سرعت اینترنت برای دانلود نرم افزارها.
KDE 5 هم یه مدتیه اومده.
اینم عکسش:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2f/KDE_Plasma_5.png/1024px-KDE_Plasma_5.png
ممنون سامان که بهش اشاره کردی
پلاسما ۵ واقعا مدرن و زیباست
من kde 5 رو نصب کردم اما اصلاً بالا نمیومد، کسی میدونه چرا؟
لینوکس سیستم عاملی است که پس از نصب یک آپدیت ساده رسمی یا حتی نصب یک درایور رسمی ممکن است دیگر بوت نشود و بالا نیاید! طبق بارها تجربه شخصی در اوبونتو، دبیان و مینت.
فراموش نکنیم کامپیوتر باید در خدمت انسان باشد نه انسان در خدمت کامپیوتر. تا ویندوز و مک هستند چرا این همه رنج را قبول کتیم؟ لینوکس خوب است اما نه برای کامپیوتر شخصی و نه برای کاربری روزمره بدون دردسر.
من نمیدونم شما چرا به همچین مشکلاتی برخوردی ولی شخصا مدتهاست که از لینوکس استفاده میکنم و یک بار هم به همچین مشکلی برنخوردم
چشمام درست میبینه ؟؟!؟ زن لینوکس کار ؟!؟!؟! جلل الخالق
۱۱ ساله لینوکس کار می کنم ولی فقط این مشکل با نسخه ردهت ۷ و اوایل فدورا داشتم ولی به جز سال اول کار کردنم بقیه سال ها هیچ مشکلی نداشتم.
یک زمانی نمی شد حتی فایل موسیقی گوش داد یا با هاش فیلم دید یا یک کلیک موس کافی بود تا سیستم بره تو هوا!
اما یک بار نصب کافیه تا همه چی داشته باشی واقعا فوق العاده است.
بعد از ۱۰ سال هنوز برای من شیرین و جذابه
من تابحال با چنین مشکلی روبرو نشدم.
«فراموش نکنیم کامپیوتر باید در خدمت انسان باشد نه انسان در خدمت کامپیوتر. تا ویندوز و مک هستند چرا این همه رنج را قبول کتیم؟»
جالبه!
دارید حرفهای استالمن فقید و طرفداران نرمافزارهای آزاد رو بر ضدشون استفاده میکنید!
http://www.gnu.org/philosophy/can-you-trust.fa.html
سلام
یکی از علل اصلی که من اوبونتو رو نصب نکردم اینه که برنامه جایگزین برای IDM پیدانکردم که خود به خود خاموش بشه کامپیوتر یا خود به خود دانلود ها شروع بشه اقای مجیدی اگه میشناسید بگید
http://forum.ubuntu.ir/index.php?topic=40582.0
سرعتش برای من که خیلی خیلی از IDM بیشتره!
برنامههای FlareGet، Rex Loader و fat Rat خوبند ولی به پای IDM نمیرسند.
axel برای من خیلی خوب جواب می ده :)
نرم افزار uget عالیه. هم کاربر پسنده، هم قابلیت برنامهریزی و شروع دانلودها رو داره. کافیه پلاگین aria2c توی این نرمافزار رو فعال کنید تا با استفاده از قابلیت دانلود تکه تکهای که توی نرمافزار aria2c وجود داره، سرعت دانلود چند برابر بشه.
معجون uget + aria2c نیاز شما رو به IDM کلا از بین میبره. :)
لینوکس، به خصوص اوبونتو و مینت (که خودش در واقع نگارشی از اوبونتو هست) یه تجربه فوق العاده برای من در زمینه کامپیوتر بود.
امیدوارم پروژه لینوکس به همین صورت پیشرفت کنه.
لینوکس برای من خیلی خوبه
چون دقیقا اون کاری را که لازم دارم برام انجام میده و سریع و قابل اطمینان هست.
ولی خوب اگر کسی می خواهد کار گرافیکی مثل فتوشاپ یا میکس فیلم و… انجام بده زیاد مناسب نیست.
ولی برای برنامه نویس ها بــــهـــشته