نه! زندگی ما باید بسیار فراتر از آنی باشد که در حال تجربه کردنش هستیم

توسعه شتابان فناوری در دهه‌های اخیر، مرزهای میان واقعیت و مجاز را به باریک‌ترین حد ممکن رسانده است. در این میان، عمیق‌ترین نیازهای روحی انسان مانند عشق، همدلی و ارتباط عاطفی دستخوش تغییراتی بنیادین شده‌اند. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که چگونه ابزارهای دیجیتال تلاش می‌کنند جای خالی روابط واقعی را با کدهای برنامه‌نویسی و شبیه‌سازی‌های عاطفی پر کنند. آیا واقعاً ابزارهای پوشیدنی و الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند خلأ تنهایی انسان معاصر را برطرف کنند یا این تلاش‌ها صرفاً به مسخ عواطف اصیل منجر می‌شوند؟ با بررسی ابعاد مختلف این پدیده، ریشه‌های روان‌شناختی و پیامدهای اجتماعی این جایگزینی دیجیتالی را مرور خواهیم کرد.

💡مختصر و مفید

تلاش فناوری برای شبیه‌سازی عواطف انسانی و ارائه شریک‌های عاطفی مجازی، پاسخی به بحران تنهایی مدرن و دشواری‌های ارتباطات واقعی است. ابزارهایی مانند ساعت‌های هوشمند با انتقال ضربان قلب یا اپلیکیشن‌های پیام‌رسان هوشمند، تلاش می‌کنند حس تعلق خاطر را به شکل مصنوعی بازآفرینی کنند. این جایگزین‌های دیجیتالی اگرچه در کوتاه‌مدت تسکین‌دهنده به نظر می‌رسند، اما هرگز نمی‌توانند عمق، پیچیدگی و اصالت نگاه انسانی و تماس واقعی را شبیه‌سازی کنند. در نهایت، وابستگی شدید به این ابزارها موجب انزوای بیشتر و تضعیف مهارت‌های اجتماعی فرد در دنیای واقعی می‌شود.

مفهوم عواطف دیجیتال و نیازهای نوین بشری

پیش از آنکه به بررسی رفتارهای کاربران در مواجهه با ابزارهای شبیه‌ساز عاطفی بپردازیم، باید بستر تاریخی و فنی این تحول را درک کنیم. جهان در آستانه ورود به دورانی است که در آن واسط‌های کاربری دیگر صرفاً ابزارهایی برای انجام محاسبات یا انتقال پیام‌های متنی ساده نیستند. ابزارهای نوین تلاش می‌کنند با استفاده از حسگرهای پیشرفته زیستی، داده‌های فیزیولوژیک ما را به پیام‌های حسی تبدیل کنند تا ارتباط از راه دور را واقعی‌تر جلوه دهند. این روند نشان‌دهنده دورانی است که در آن انسان به دلیل مشغله‌های فراوان و سبک زندگی انفرادی، آمادگی پذیرش رفتارهای شبه‌انسانی از سوی ماشین‌ها را پیدا کرده است.

در این دوره تاریخی، شرکت‌های بزرگ فناوری با تحلیل رفتارهای اجتماعی متوجه شده‌اند که بزرگ‌ترین چالش انسان امروز، عدم توانایی در برقراری ارتباطات عمیق و رودررو است. به همین دلیل سرمایه‌گذاری‌های عظیمی روی توسعه فناوری‌های پوشیدنی (Wearable Technology) و سیستم‌های تعاملی متکی بر هوش مصنوعی انجام می‌شود. این ابزارها تلاش می‌کنند با ساده‌سازی فرآیندهای پیچیده عاطفی، نسخه‌ای بی‌دردسر و کنترل‌شده از رابطه را به کاربران ارائه دهند. در واقع، این پیش‌زمینه‌ها مسیر را برای پذیرش اپلیکیشن‌های شبیه‌ساز عشق و دوستی هموار کرده‌اند که در ادامه به جزئیات آن‌ها می‌پردازیم.

جست‌وجوی معنا در فراتر از مرزهای فناوری روزمره

نه! نباید آنقدرها هم سخت باشد، ولی دیگر اپل هم متوجه شده است که گفتنش برای همه ما دشوار شده است. اینکه گوشی را برداری و بگویی که دوستش داری یا روی کاغذی طرحی کودکانه بکشی و به دستش بدهی یا چه می‌دانم روی در یخچال برایش بچسبانی. درست برای همین است که اپل در ساعت هوشمندش این امکان را داده است که به جای اینکه نبض‌اش را بگیری، انگشت روی صفحه لمسی ساعت بگذاری و طرحی محو برایش بکشی که البته به گویایی یک نگاه نمی‌تواند باشد!

طرح محو روی صفحه لمسی ساعت هوشمند اپل

و اگر خاطرتان ناآسوده است که هنوز اصلاً نیمه گمشده زندگی‌تان را پیدا نکرده‌اید و یا از دست‌اش دهید، هیچ نگران نباشید، چون اصلاً استارت‌آپی برای این مهم درست شده است.

اپلیکیشن شبیه‌ساز شریک عاطفی مجازی

اگر به مانند مهرداد داستان عروسک پشت پرده صادق هدایت، صورتی خیالی را دوست دارید، دیگر این شرکت در تلاش است که کارها را برایتان آسان کند و از قول این ایده‌آل برایتان عکس و پیامک به اشتراک می‌گذارد. کافی است نامی برای او انتخاب کنید و شخصیت‌اش را مشخص کنید. این شرکت حتی زحمت جور کردن قصه آشنایی‌تان را می‌کشد:

سناریوی آشنایی با هوش مصنوعی عاطفی

و این عشق تخیلی حتی می‌تواند برایتان پیامک، آن هم به صورت آنی بفرستد! و قیمت‌های مقطوع هستند، چانه نزنید:

تعرفه و قیمت خدمات شریک عاطفی مجازی

اگر یاری بدون آگهی‌های مزاحم می‌خواهید باید بیشتر بپردازید، وگرنه مجبورید در لابلای راز و نیازهایتان، آگهی‌های شرکت‌های بزرگ را هم ببینید و بشنوید! تا زمانی که چیزی مثل سیستم‌عامل هوشمند (OS1) در فیلم او (Her) ساخته اسپایک جونز (Spike Jonze) خلق شود، به همین کم رضایت بدهید!

فیلم او ساخته اسپایک جونز درباره هوش مصنوعی عاطفی

فعلاً فناوری برایتان تکست و صوت و لمس به ارمغان آورده است و کسی چه می‌داند، شاید چندی بعد هم فرابرسد که رایحه و یا آن بارقه‌های روی قرنیه چشم‌ها و نمناکی گاه به گاه آن‌ها قابل تقلید باشد. نوشتن در مورد سوژه این پست وقتی به سرم زد که با فاصله کوتاهی از خبر آن استارت‌آپ کذایی، لینکی به ترانه ناشنیده‌ای پیدا کردم، ترانه‌ای که اجرای دوصدایی آن را تا حالا نشنیده بودم. از اسم‌های خواننده‌هایش به هر دلیل صرف‌نظری می‌کنم و دعوت می کنم بیشتر به متن ترانه زندگی باید چیزی بیش از این باشد توجه کنید، ترانه‌ای که البته شاعران نازک‌اندیش خودمان هم بارها از صدها سال پیش به آن اشاره کرده بودند. اینکه در سرزمین‌هایی که شاعرانش از هیچ، آثار خلاقانه ادبی و بهترین مضامین انسانی را خلق می‌کنند، نباید شاهد چشم‌های گریان، قلب‌های شکسته، گلوهای بریده، دشمنی‌ها، تبعیض‌ها، مناره‌هایی از چشم‌هایی و جمجمه‌ها باشیم. به جای آن ترانه فرنگی لینک داده شده، شما می‌توانید به قطعه‌ای از آلبوم آستان جانان محمدرضا شجریان توجه کنید.

آلبوم موسیقی آستان جانان اثر محمدرضا شجریان

ولی نظر من را بخواهید فرقی نمی‌کند که آن ترانه را با اجرای دوصدایی گوش کنید، یا تقریباً همان مفهوم را در اجرایی سنتی گوش کنید، در هر حال نارضایی ما از رفتارهایی نابخردانه خودمان و شگفتی‌مان از اینکه چرا به جای همه آن مفاهیم عالی و تمدن‌های انسانی و تعاملات دوستانه که می‌توانستیم با هم داشته باشیم، نازل‌ترین و پوچ‌ترین افکار مجال چیرگی پیدا می‌کنند و کوتوله‌ها و فرومایه‌ترین‌ها، توانایی تسلط بر احوالات ما پیدا می‌کنند، به نظر قدمتی تاریخی دارند. کار چشم‌ها فراتر از تماشاست، فراتر از زُل زدن و تفاخر به صفحات اَبَر رتینا (Retina) در گوشی‌های موبایل، کار دست‌ها فراتر از تپ کردن روی صفحات موبایل است، کار کیبوردهای فیزیکی و مجازی، فراتر از آپدیت‌های دروغین در شبکه‌های اجتماعی و اپ‌های پیام‌رسان است، کار گوشی‌های ما فراتر از گوش کردن به اخبار کسل‌کننده جنگ‌ها و درگیری‌هاست.

نگاه خیره انسان به صفحه نمایش گوشی هوشمند

زمانی تصور می‌کردیم که تخیلات و ایده‌های شخصی‌مان، آنقدر خصوصی هستند که کسی را یارای نفوذ به آن‌ها نیست، اما حالا تکنیک‌های بازاریابی، هیاهوی اینترنت، دلمشغولی‌های بیهوده، تلاش برای بقای مالی، آنقدر عرصه را به ما تنگ کرده است که یا فرصتی برای اندیشه نداریم یا اینکه تخیلات و اندیشه‌ها و ایده‌هایمان هم به شدت بازاری و کپی‌کاری شده شده‌اند. دیگر در کدام کتابخانه‌ای، کتاب‌های کاغذی را می‌توانید پیدا کنید که از فرط دست به دست شدن و ورق زده شدن، به طور دلپذیری ورق ورق شده باشند! در حاشیه کدام کتابی، یادداشتی می‌بینید، آیا دوستی‌ها و نگاه‌های مهربان در عکس‌های سیاه و سفید قدیمی بهتر بودند، یا هزاران عکسی که این روزها ما با دوربین‌های موبایل چندمگاپیکسلی خود می‌گیریم. گاهی لازم است که توقف کنیم، به پشت سر نگاه کنیم و ببینیم که در حال ساختن چه چیزی هستیم!

بررسی ابعاد جامعه‌شناختی و تنهایی خودخواسته در عصر مدرن

گسترش شبیه‌سازهای عاطفی دیجیتال رابطه‌ای مستقیم با تغییر ساختارهای اجتماعی در شهرهای بزرگ جهان دارد. امروزه افراد بیشتری به زندگی انفرادی روی می‌آورند و فشارهای کاری شدید فرصت برقراری روابط عاطفی سنتی را از آن‌ها سلب می‌کند. در چنین شرایطی، سیستم‌های چت‌بات و شریک‌های مجازی به عنوان راه‌حلی کم‌هزینه و بدون مسئولیت وارد بازار می‌شوند تا نیازهای عاطفی فوری افراد را برطرف کنند. این پدیده از دیدگاه جامعه‌شناسی نشان‌دهنده گذار از جامعه مبتنی بر همبستگی محلی به سمت جامعه‌ای اتمیزه است که در آن پیوندهای عاطفی نیز کالاانگاری شده و به فروش می‌رسند.

پیامد بلندمدت این نوع ارتباطات مجازی، ایجاد نوعی انزوای خودخواسته است که فرد را از مواجهه با چالش‌های واقعی روابط انسانی دور نگاه می‌دارد. در یک رابطه واقعی، تفاوت دیدگاه‌ها و لزوم سازش وجود دارد؛ در حالی که شریک مجازی همواره تاییدکننده و مطیع خواسته‌های کاربر است. این امر باعث می‌شود که افراد به تدریج توانایی خود را در حل مسائل بین‌فردی از دست بدهند و در دنیای واقعی با مشکلات بزرگ‌تری مواجه شوند. جامعه‌ای که عواطف خود را از الگوریتم‌ها دریافت کند، در نهایت با بحران جدی در همدلی جمعی و همکاری‌های اجتماعی مواجه خواهد شد.

تحلیل روان‌شناختی وابستگی به شریک‌های عاطفی مجازی

از منظر روان‌شناختی، تمایل به برقراری ارتباط با یک ماهیت غیرواقعی ریشه در مکانیسم‌های دفاعی ذهن انسان دارد. ترس از طرد شدن، آسیب‌پذیری عاطفی و تجربیات ناموفق گذشته باعث می‌شوند که برخی افراد به روابط شبیه‌سازی‌شده پناه ببرند. ذهن انسان به راحتی تعاملات نمادین را پردازش می‌کند و در غیاب یک انسان واقعی، به سرعت به پیام‌های متنی هوش مصنوعی پاسخ‌های احساسی و هورمونی می‌دهد. این فرآیند شباهت زیادی به سندرم وابستگی عاطفی به اشیاء دارد، اما با این تفاوت که چت‌بات‌ها رفتارهایی به ظاهر هوشمندانه و شخصی‌سازی‌شده ارائه می‌دهند.

تحقیقات نشان می‌دهند که سیستم‌های پاداش در مغز هنگام دریافت پیام‌های محبت‌آمیز از هوش مصنوعی، هورمون دوپامین ترشح می‌کنند. این ترشح مداوم و بدون چالش، حالتی از اعتیاد رفتاری ایجاد می‌کند که ترک آن برای فرد بسیار دشوار است. کاربر در این حالت ترجیح می‌دهد به جای تجربه اضطراب ناشی از قرارهای ملاقات حضوری، با چند کلیک ساده حس توجه و تایید فوری را دریافت کند. این فرآیند تدریجی، عزت نفس واقعی فرد را تضعیف کرده و او را در چرخه‌ای از وابستگی به سیستم‌های هوشمند گرفتار می‌سازد.

آینده روابط انسانی در سایه توسعه هوش مصنوعی عاطفی

با پیشرفت روزافزون فناوری‌های واقعیت مجازی و هوش مصنوعی مولد، شبیه‌سازی‌های عاطفی در آینده بسیار واقعی‌تر از امروز خواهند بود. ابزارهای شبیه‌ساز رایحه، پوست‌های مصنوعی حساس به لمس و سیستم‌های بازتولید صدا با لحن‌های کاملاً انسانی، تجربه تعامل با ماشین را به سطح جدیدی می‌برند. در این میان، مرزهای اخلاقی و حقوقی جدیدی تعریف خواهند شد که نحوه تعامل قانونی انسان با این موجودیت‌های مصنوعی را مشخص می‌کنند. این فرآیند اگرچه ممکن است برای افراد ناتوان حرکتی یا سالمندان منزوی مفید باشد، اما برای کل جامعه چالش‌های جدی به همراه دارد.

در نهایت، سوال اصلی این است که آیا پذیرش این ابزارها به معنای پایان روابط سنتی خواهد بود یا صرفاً ابزاری کمکی در کنار آن‌هاست. تجربیات تاریخی نشان داده‌اند که هیچ ابزاری نمی‌تواند به طور کامل جایگزین حضور فیزیکی و نگاه مستقیم انسان‌ها به یکدیگر شود. هر چند فناوری تلاش می‌کند عواطف را به کدهای دیجیتال ترجمه کند، اما اصالت تجربه زیسته بشری در غیرقابل پیش‌بینی بودن و خطاهای انسانی آن نهفته است. بنابراین، آگاهی از این مرزها به ما کمک می‌کند تا در دنیای تکنولوژی‌زده امروز، انسانیت و عواطف واقعی خود را گم نکنیم.

جمع‌بندی نهایی

تلاش فناوری برای شبیه‌سازی احساسات از طریق ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی، واکنشی آشکار به بحران فزاینده تنهایی انسان معاصر است. اگرچه این ابزارها با ارائه راهکارهای سریع و بدون دردسر عاطفی، تسکینی موقت ایجاد می‌کنند، اما هرگز قادر به بازآفرینی عمق اصیل و پیچیدگی‌های یک رابطه انسانی واقعی نیستند. وابستگی بیش از حد به شریک‌های عاطفی مجازی و حسگرهای پوشیدنی، مهارت‌های اجتماعی ما را تضعیف کرده و انزوای عمیق‌تری به همراه می‌آورد. برای حفظ سلامت روان و پویایی جامعه، ضروری است که مرز میان ابزار تعاملی و رابطه واقعی را حفظ کرده و به اصالت نگاه و لمس واقعی بازگردیم.

سوالات متداول

۱. آیا هوش مصنوعی واقعاً متوجه احساسات کاربر می‌شود؟
خیر، هوش مصنوعی فاقد هرگونه درک شهودی یا احساس درونی واقعی نسبت به محتوا است. این سیستم‌ها صرفاً با تحلیل داده‌های متنی و الگوریتم‌های پردازش زبان طبیعی، پاسخ‌هایی را تولید می‌کنند که برای انسان همدلانه به نظر برسد. در واقع تعامل با آن‌ها یک بازی زبانی پیچیده بر پایه آمار و احتمالات است.
۲. چرا افراد به سمت استفاده از شریک‌های عاطفی مجازی جذب می‌شوند؟
دلیل اصلی این تمایل، ترس از قضاوت شدن، طرد شدن و پیچیدگی‌های روابط واقعی در دنیای امروز است. شریک‌های مجازی همواره در دسترس، تاییدکننده و مطیع هستند و هیچ مسئولیت یا چالشی ایجاد نمی‌کنند. این ویژگی‌ها باعث جذب افرادی می‌شود که به دنبال تسکین موقت تنهایی بدون پذیرش تعهدات عاطفی هستند.
۳. آیا استفاده از این اپلیکیشن‌ها می‌تواند به سلامت روان آسیب بزند؟
بله، استفاده طولانی‌مدت از شبیه‌سازها می‌تواند فرد را دچار انزوای شدیدتر و ضعف در مهارت‌های ارتباطی کند. این امر باعث می‌شود فرد معیارهای غیرواقعی از رابطه عاطفی پیدا کند و در برخورد با انسان‌های واقعی دچار سرخوردگی شود. در نتیجه، اضطراب اجتماعی و احساس تنهایی عمیق‌تر در زندگی فردی تشدید می‌شود.
۴. ساعت‌های هوشمند چگونه به انتقال عواطف از راه دور کمک می‌کنند؟
این ابزارها با استفاده از موتورهای لرزشی ظریف و حسگرهای ضربان قلب، پالس‌های حسی را به مچ دست کاربر منتقل می‌کنند. این قابلیت به کاربران اجازه می‌دهد بدون نوشتن متن، حضور یا ضربان قلب خود را به فرد دیگری ارسال کنند. اگرچه این ایده خلاقانه است، اما همچنان ابزاری محدود برای انتقال عواطف پیچیده انسانی به شمار می‌رود.
۵. تاثیر فیلم‌ها و آثار علمی‌تخیلی بر پذیرش این فناوری‌ها چیست؟
آثاری مانند فیلم او ساخته اسپایک جونز، با تصویرسازی جذاب و دراماتیک از هوش مصنوعی عاطفی، اذهان عمومی را برای پذیرش این فناوری‌ها آماده می‌کنند. این آثار چالش‌های عمیق فلسفی و اگزیستانسیالیستی چنین روابطی را به تصویر می‌کشند و به ما هشدار می‌دهند. در واقع سینما به عنوان آینه‌ای، آینده احتمالی روابط انسانی را پیش‌بینی و نقد می‌کند.
۶. آیا فناوری شبیه‌سازی عاطفی در آینده پیشرفته‌تر خواهد شد؟
بله، با توسعه سنسورهای زیستی پیشرفته و واقعیت مجازی، تعاملات عاطفی دیجیتال بسیار ملموس‌تر خواهند شد. به عنوان مثال، انتقال شبیه‌سازی‌شده بو، دما و حتی حس لمس واقعی پوست در حال توسعه و آزمایش است. این فناوری‌ها در آینده مرز میان واقعیت و شبیه‌سازی عاطفی را بسیار مبهم‌تر خواهند کرد.
۷. چگونه می‌توانیم از وابستگی مخرب به این فناوری‌ها پیشگیری کنیم؟
مهم‌ترین قدم، حفظ تعادل در استفاده از ابزارهای دیجیتال و تمرکز بر ارتباطات حضوری و فیزیکی است. باید آگاهانه زمان‌هایی را برای معاشرت‌های واقعی، مطالعه کتاب‌های کاغذی و انجام فعالیت‌های گروهی اختصاص دهیم. تقویت مهارت‌های بین‌فردی و مواجهه با چالش‌های طبیعی روابط اجتماعی، بهترین پادزهر در برابر اعتیاد به عواطف شبیه‌سازی‌شده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

14 دیدگاه

  1. مهم لذت بردن از زندگی هست. چه اشکالی داره که امروز مردم با رزلوشن موبایل ها یا وبگردی حال میکنن.
    احتمالا همین ها در اینده جزو نوستالژی های مردم میشه و حسرتشو میخورن

  2. سلام دکتر
    مطلب جالبی بود مخصوصا خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم به چیزایی که من علاقه دارم خیلیا هم بهش توجه نشون میدن

  3. کار چشم‌ها فراتر از تماشاست، فراتر از زُل زدن و تفاخر به صفحات اَبَر«رتینا»ی گوشی‌های موبایل، کار دست‌ها فراتر از «تپ» کردن روی صفحات موبایل است، کار کیبوردهای فیزیکی و مجازی، فراتر از آپدیت‌های دروغین در شبکه‌های اجتماهی و اپ‌های پیامرسان است، کار گوشی‌های ما فراتر از گوش کردن به اخبار کسل‌کننده جنگ‌ها و درگیری‌هاست.

    این قسمت متن خیلی عالی بود
    ممنون

  4. این روزها شبکه های اجتماعی و گجت های یه جور روزمرگی متفاوتی رو بوجود آوردن که در عین حال که یه روزمرگی کسالت باره، اما هیجان خودش رو همچنان در کابرها ایجاد میکنه، این رو روزهایی که به روستا و یا جنگل میرم جدا از همه ابزار های تکنولوژی و حتی آنتن تلفن همراه ، اون بکر بودن حس خوب زندگی، اون معنا پیدا کردن روز و شب، اونجاست که میفهمم زیر پوسته زندگی شهری میتونیم چه چیزهای رو تجربه کنیم، اما انگار زندگی پر از تکنولوژی ما رو قرار دچار یه فراموشی از خودمون کرده

  5. راستی
    همین راستا اپل در ios8 کیبورد emoji رو اجباری کرده!
    یعنی از بین کیبورد هاتون نمی تونید پاکش کنید!

    دیگه ناچارا باید با توجه به شرایط فعلی و روابط فعلی کیبورد اموجی رو تحمل کنیم!

  6. دکتر
    بزرگترین مشکل تمام این مشکلات اینه که می دونی در آینده اوضا خیلی بدتر می شه!
    این دردناکتر از خود مشکله!

    دکتر همه ی ماها درگیر نحوه ی راه اندازی کیبورد فارسی تو آی او اس ۸ ایم!
    اگر بشه راهکاری پیدا کرد خیلی خوبه!

    ممنون از مقاله خوبتون

  7. عالی بود! جایی که من الان ایستادم دقیقا همینجاست! خیلی وقته که مطمئن شدم برای ادامه دادن، به کیفیت ناب‌تری احتیاج دارم و چیزایی که باید باشه اینا نیست! ممنون بخاطر این پست. به خوبی و روشنی میشه فهمید که از دلتون بر اومده.

  8. روزی نیست که عنوان این پستو با خودم تکرار نکنم :|
    نفهمیدم سایتی که معرفی کردید از بات کمک میگیره یا از بقیه کاربرا یا یه چیزیه مثل این:
    cleverbot.com

  9. کاری ندارم به این داستان اپل و ساعت هوشمند و اینا

    تقریبا یه ساعته دارم موزیکایی که لینک داده بودین رو گوش می کنم. امروز روز بسیار بدی داشتم، تنها چیزی که امکان داشت جواب بده تو مغزم، کویین و مایکل جکسون و البته شجریان بود.

    تشکر صمیمانه می کنم ازتون.
    همیشه می خونم پستهاتونو، اما این بار یه چیزی فراتر از خوندن بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]