هیچ وقت دیر یا زود نیست: کارآفرینان بزرگ کار خود را از چه سنی شروع کردند؟

آیا شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که با شنیدن هر پیشنهاد جدید یا ایده خلاقانه، بلافاصله سپر دفاعی خود را بالا می‌آورید و می‌گویید از سن و سال ما دیگر گذشته است؟ یا شاید برعکس، در عنفوان جوانی به سر می‌برید و تصور می‌کنید برای برداشتن گام‌های بزرگ، تاسیس یک شرکت مستقل یا ثبت اختراعی تحول‌آفرین هنوز بسیار خام و بی‌تجربه هستید؟ واقعیت این است که در دنیای پرشتاب کسب‌وکار و فناوری، مرزبندی‌های سنتی سن و سال مدت‌هاست که اعتبار خود را از دست داده‌اند. امید به زندگی در دنیای امروز به حدود هفتاد تا هفتاد و پنج سال رسیده است و این یعنی اگر کمی مراقب سلامت روانی و جسمانی خود باشیم، تا آخرین سال‌های حیات نیز می‌توانیم منشأ اثر و آغازگر تحولاتی شگرفت در جامعه و صنعت خود باشیم.

البته پذیرش این حقیقت به معنای تنبلی، خیال‌بافی و به تعویق انداختن کارها به بهانه فرصت‌های نامحدود آینده نیست. این مقاله تلاش می‌کند با مرور مستندات تاریخی و مسیر زندگی کارآفرینان بزرگ جهان، چشم‌انداز جدیدی پیش روی شما بگشاید تا پیش‌فرض‌های منفی ذهنی را دور بریزید و هم‌نشینان ناامیدکننده را ترک کنید. در این مطلب با بررسی دقیق زندگی بیست کارآفرین بزرگ و نام‌آشنا، از نوجوانان هجده ساله تا کهنسالان شصت و پنج ساله، نشان خواهیم داد که چگونه استعدادهای پنهان در لحظه‌ای خاص شکوفا می‌شوند. این مرور تاریخی به ما ثابت می‌کند که سن واقعی شروع کارآفرینی، نه تاریخ شناسنامه، بلکه لحظه تصمیم‌گیری قاطع و ارزیابی واقع‌بینانه از توانایی‌های فردی است.

فهرست مطالب

  1. سن ۱۸ سالگی – مایکل دل و پایه‌گذاری امپراتوری سخت‌افزاری دل
  2. سن ۱۹ سالگی – جیمز کیسی و خلق سیستم حمل‌ونقل جهانی UPS
  3. سن ۲۰ سالگی – بیل گیتس و آغاز رویای رایانه‌ای مایکروسافت
  4. سن ۲۱ سالگی – استیو جابز و تولد رایانه‌های شخصی اپل
  5. سن ۲۱ سالگی – توماس بربری و خلق بارانی‌های جاودانه بربری
  6. سن ۲۱ سالگی – جک کوهن و تاسیس غول خرده‌فروشی تسکو
  7. سن ۲۲ سالگی – آرتور دیویدسون و غرش موتورهای هارلی دیویدسون
  8. سن ۲۲ سالگی – والت دیزنی و جادوی جهانی سرگرمی دیزنی
  9. سن ۲۵ سالگی – ریچارد شولز و تحول در خرده‌فروشی بست بای
  10. سن ۲۵ سالگی – لری پیج و سرگئی برین و آغاز عصر جستجوی گوگل
  11. سن ۲۵ سالگی – ویلیام هیولت و دیوید پکارد و تولد دره سیلیکون در گاراژ اچ‌پی
  12. سن ۲۵ سالگی – آکیو موریتا و ماسارو ایبوکا در مسیر امپراتوری صوتی سونی
  13. سن ۲۶ سالگی – فیل نایت و پایه‌گذاری غول ورزشی نایکی
  14. سن ۲۸ سالگی – پیر امیدیار و راه‌اندازی بازار مزایده آنلاین ای‌بی
  15. سن ۳۰ سالگی – جف بزوس و تاسیس فروشگاه اینترنتی آمازون
  16. سن ۳۱ سالگی – لئونارد رادز و ایجاد امپراتوری داروسازی
  17. سن ۳۵ سالگی – یان کوم و خلق پیام‌رسان محبوب واتس‌اپ
  18. سن ۴۰ سالگی – هنری فورد و بازتعریف صنعت خودروسازی جهان
  19. سن ۵۲ سالگی – ری کراک و تبدیل مک‌دونالد به غول فست‌فود
  20. سن ۶۵ سالگی – کلنل هارلند ساندرز و معجزه مرغ سوخاری کنتاکی

سن ۱۸ سالگی – مایکل دل و پایه‌گذاری امپراتوری سخت‌افزاری دل

مایکل دل (Michael Dell) در سال ۱۹۶۵ در تگزاس آمریکا در خانواده‌ای تحصیل‌کرده متولد شد؛ پدرش روان‌پزشک و مادرش کارمند بازار بورس بود. والدین او اصرار زیادی داشتند که مایکل مسیر پزشکی را دنبال کند اما روح سرکش کارآفرینی از همان دوران کودکی در تاروپود وجود او تنیده شده بود. او در سن ۱۲ سالگی یک حراج تمبر پستی ساده راه‌اندازی کرد و از این روش خلاقانه توانست درآمد چشمگیر هزار دلاری کسب کند که برای کودکی در آن سن رقمی باورنکردنی بود. او در دوران دبیرستان نیز آرام ننشست و با فروش اشتراک روزنامه توانست هجده هزار دلار به دست آورد که نشان‌دهنده هوش تجاری و درک عمیقش از نیازهای مشتریان محلی بود.

مایکل دل بنیان‌گذار شرکت کامپیوتری دل در جوانی

در سال ۱۹۸۳ میلادی مایکل دل در سن ۱۸ سالگی کار ارتقا و فروش رایانه‌های شخصی قدیمی را از گاراژ خانه پدری خود آغاز کرد و در همان ماه‌های اول موفق به فروش ۱۸۰ هزار دلار تجهیزات شد. این موفقیت چشمگیر سبب شد دانشگاه تگزاس را برای همیشه رها کند و تمام تمرکز خود را روی تولید مستقیم رایانه بگذارد. او با ابداع روش تولید به موقع و فروش مستقیم تلفنی و اینترنتی، واسطه‌ها و انبارداری پرهزینه را حذف کرد و در سال اول تاسیس رسمی شرکت دل توانست بیش از شش میلیون دلار فروش داشته باشد. این مدل توزیع مستقیم بعدها به الگویی جهانی در صنعت سخت‌افزار تبدیل شد.

دفتر مرکزی و خط تولید قدیمی سیستم‌های رایانه‌ای شرکت دل

سن ۱۹ سالگی – جیمز کیسی و خلق سیستم حمل‌ونقل جهانی UPS

صنعت پست و لجستیک امروزی بدون نام شرکت یو‌پی‌اس (UPS) غیرقابل تصور است؛ این شرکت غول‌پیکر در واقع حاصل تصمیم شجاعانه یک جوان نوزده ساله در ابتدای قرن بیستم است. در سال ۱۹۰۷ میلادی زمانی که شهرهای بزرگ آمریکا در حال توسعه سریع بودند و نیاز شدیدی به پیک‌های مطمئن احساس می‌شد، جیمز کیسی (James Casey) با قرض گرفتن صد دلار از دوست صمیمی‌اش شرکتی کوچک را تاسیس کرد. دفتر کار اولیه آن‌ها یک زیرزمین ساده در شهر سیاتل بود و نام شرکت را سرویس پیام‌رسان آمریکا گذاشتند که کارهای ساده‌ای نظیر جابه‌جایی اسناد اداری، تحویل غذا و نامه‌های شخصی را انجام می‌داد.

جیمز کیسی بنیان‌گذار شرکت پست بین‌المللی یو‌پی‌اس

روش جابه‌جایی کالاها در ابتدا بسیار ساده و با پای پیاده یا استفاده از دوچرخه صورت می‌گرفت اما تعهد بی‌نظیر جیمز به سرعت کار و امانت‌داری توجه تجار بزرگ را جلب کرد. جیمز کیسی با تمرکز روی ارائه بهترین خدمات با کمترین قیمت ممکن و تعهد به کار شبانه‌روزی، توانست اعتماد عمومی را جلب کرده و در سال‌های بعد ناوگان بزرگی از خودروهای باربری را به خدمت بگیرد. امروزه شرکت یو‌پی‌اس میلیاردها بسته پستی را در سراسر کره زمین جابه‌جا می‌کند که ریشه همه این‌ها در همان تصمیم متهورانه جوانی نوزده ساله با سرمایه قرضی صد دلاری نهفته است.

سن ۲۰ سالگی – بیل گیتس و آغاز رویای رایانه‌ای مایکروسافت

ویلیام هنری گیتس سوم ملقب به بیل گیتس (Bill Gates) در دوران مدرسه در لیک ساید با دنیای شگفت‌انگیز نرم‌افزار و برنامه‌نویسی آشنا شد و از سن ۱۳ سالگی نوشتن کدهای کامپیوتری را آغاز کرد. او در سال ۱۹۷۳ با نمرات درخشان وارد دانشگاه معتبر هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر ملاقات کرد که بعدها مدیر اجرایی شرکتش شد. روح پرسشگر و ایده انقلابی بیل گیتس مبنی بر اینکه روزی روی هر میز و در هر خانه‌ای یک رایانه شخصی وجود خواهد داشت، او را آرام نمی‌گذاشت تا اینکه تصمیم گرفت دانشگاه هاروارد را رها کند.

بیل گیتس و پل آلن در سال‌های اولیه تاسیس شرکت مایکروسافت

در سال ۱۹۷۵ میلادی بیل گیتس در سن ۲۰ سالگی به همراه دوست صمیمی دوران کودکی‌اش پل آلن، شرکت مایکروسافت (Microsoft) را با تمرکز بر نوشتن زبان برنامه‌نویسی بیسیک برای میکروکامپیوترها تاسیس کرد. پشتکار بی‌وقفه آن‌ها در کدنویسی و انعقاد قرارداد تاریخی با شرکت آی‌بی‌ام برای سیستم‌عامل داس، مایکروسافت را به فرمانروای بی‌رقیب نرم‌افزار جهان تبدیل کرد. این نمونه تاریخی به خوبی نشان می‌دهد که چگونه تشخیص درست پتانسیل بازار در سنین جوانی می‌تواند مسیر کل فناوری اطلاعات دنیا را تغییر دهد.

سن ۲۱ سالگی – استیو جابز و تولد رایانه‌های شخصی اپل

استیو جابز (Steve Jobs) بیست و یک ساله و دوست صمیمی‌اش استیو وزنیاک بیست و پنج ساله در سال ۱۹۷۶ میلادی تصمیمی گرفتند که تاریخ صنعت دیجیتال را دگرگون ساخت. آن‌ها کار خود را در پارکینگ کوچک خانه پدری جابز در کالیفرنیا آغاز کردند و اولین رایانه شخصی تولید خود را با نام اپل وان به بازار فرستادند. قیمت تعیین شده برای این دستگاه عجیب ۶۶۶ دلار و ۶۶ سنت بود که به دلیل علاقه فراوان وزنیاک به تکرار اعداد انتخاب شده بود و فروش آن سرمایه اولیه لازم را تامین کرد.

استیو جابز در سال‌های اولیه توسعه رایانه اپل

با معرفی رایانه پیشرفته‌تر اپل دو در سال ۱۹۷۷ و ورود رسمی شرکت به بازار بورس در سال ۱۹۸۰، ثروت عظیمی نصیب این دو جوان شد و افراد زیادی در این شرکت یک‌شبه میلیونر شدند. استیو جابز با تلفیق هنر، طراحی صنعتی بی‌نقص و بازاریابی هوشمندانه توانست مفهوم جدیدی از ابزارهای شخصی و تکنولوژی کاربرپسند را به کل جهان معرفی کند. داستان اپل نشان‌دهنده قدرت دیدگاهی نوآورانه در سنین جوانی است که از هیچ مانعی برای به واقعیت رساندن رویاهای بزرگ هراس ندارد.

استیو جابز و استیو وزنیاک در کنار برد الکترونیکی رایانه اپل

سن ۲۱ سالگی – توماس بربری و خلق بارانی‌های جاودانه بربری

توماس بربری (Thomas Burberry) در سال ۱۸۳۵ در حومه لندن متولد شد و در دوران نوجوانی در یک مغازه پارچه‌فروشی محلی به یادگیری اصول اولیه این حرفه پرداخت. او در سال ۱۸۵۶ میلادی در سن ۲۱ سالگی تصمیم گرفت اولین فروشگاه لباس و پوشاک خود را با تمرکز بر تولید لباس‌های بیرونی مقاوم افتتاح کند. مشکل همیشگی بارانی‌های آن زمان سنگینی زیاد و استفاده از پلاستیک بود که مانع نفس کشیدن پوست بدن می‌شد و دردهای مفصلی برای مشتریان ایجاد می‌کرد.

توماس بربری موسس برند مشهور مد و پوشاک بربری

توماس با تلاش فراوان پارچه ابداعی خود یعنی گاباردین را در سال ۱۸۸۰ به ثبت رساند که مقاومتی بی‌نظیر در برابر آب و باد داشت و در عین حال بسیار سبک بود. این اختراع بزرگ باعث شد ارتش بریتانیا و کاشفان قطب جنوب همگی از لباس‌های بربری استفاده کنند و نام این برند به نماد کیفیت بریتانیایی تبدیل شود. امروزه طرح چهارخانه معروف بربری و ترنچ‌کت‌های آن همچنان از محبوب‌ترین و گران‌قیمت‌ترین اقلام دنیای مد و لباس به شمار می‌روند.

کلاسیک‌ترین بارانی و ترنچ کت تولید شده توسط برند بربری

سن ۲۱ سالگی – جک کوهن و تاسیس غول خرده‌فروشی تسکو

جک کوهن (Jack Cohen) کارآفرین یهودی‌تبار بریتانیایی کار خود را پس از اتمام خدمت سربازی در جنگ جهانی اول با راه‌اندازی دکه‌ای بسیار کوچک آغاز کرد. او در سن ۲۱ سالگی در سال ۱۹۱۹ با فروش مواد غذایی و چای با قیمت‌های ارزان در محله‌های شلوغ شرق لندن، اصول خرده‌فروشی نوین را پایه‌گذاری کرد. او چای باکیفیت خود را از بازرگانی به نام استاک‌ول خریداری می‌کرد و نام تجاری تسکو (Tesco) را از ترکیب نام او و خودش ساخت.

سر جک کوهن بنیان‌گذار فروشگاه‌های زنجیره‌ای تسکو

اولین فروشگاه فیزیکی تسکو در سال ۱۹۲۹ گشایش یافت و جک با استفاده از حاشیه سود کم و فروش در حجم بالا، بازار سنتی بریتانیا را به چالش کشید. امروزه شرکت تسکو به عنوان سومین خرده‌فروشی بزرگ جهان و بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای بریتانیا شناخته می‌شود و انواع خدمات بانکی و کالاهای مختلف را عرضه می‌کند. پشتکار این جوان ۲۱ ساله در یک دکه ساده، نشان داد که چگونه تفکر مشتری‌مدار می‌تواند بنیان‌گذار یک غول تجاری بین‌المللی باشد.

اولین شعبه و تابلوی قدیمی فروشگاه‌های زنجیره‌ای تسکو

سن ۲۲ سالگی – آرتور دیویدسون و غرش موتورهای هارلی دیویدسون

داستان کارآفرینی آرتور دیویدسون (Arthur Davidson) بیست و دو ساله از یک کارگاه کوچک چوبی و دست‌ساز در شهر میلواکی ایالات متحده آغاز شد. در سال ۱۹۰۳ میلادی او به همراه دوست دوران کودکی‌اش ویلیام هارلی تصمیم گرفتند چرخه‌ای مکانیکی بسازند که حرکت در شیب تند تپه‌ها را آسان‌تر کند. آن‌ها قطعات اولیه موتور را در یک گاراژ ساده با کمک برادران دیویدسون تراشیدند و روی بدنه دوچرخه‌های معمولی سوار کردند.

آرتور دیویدسون به همراه موتور سیکلت اولیه هارلی دیویدسون

موتورسیکلت‌های تولیدی شرکت هارلی دیویدسون (Harley-Davidson) به دلیل قدرت بالا و صدای غرش منحصربه‌فرد اگزوز خود به سرعت در سراسر ایالات متحده به شهرت زیادی رسیدند. این برند اکنون فراتر از یک وسیله نقلیه ساده، به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ پاپ و نماد آزادی و ماجراجویی در جاده‌ها تبدیل شده است. ایده اولیه آرتور دیویدسون در سن ۲۲ سالگی ثابت کرد که ترکیب اشتیاق فنی با خلاقیت می‌تواند بازاری کاملاً جدید در صنعت حمل‌ونقل ایجاد کند.

موتور سیکلت کلاسیک هارلی دیویدسون ساخت سال‌های اولیه

سن ۲۲ سالگی – والت دیزنی و جادوی جهانی سرگرمی دیزنی

والت دیزنی (Walt Disney) بزرگ‌ترین نام در تاریخ انیمیشن و سینمای کودک کار حرفه‌ای خود را در سنین جوانی و با شکست‌های تجاری متوالی آغاز کرد. او در سن ۲۲ سالگی در سال ۱۹۲۳ به همراه برادر بزرگترش روی اولیور دیزنی، استودیوی کوچک انیمیشن‌سازی خود را در کالیفرنیا تاسیس کردند. انگیزه والت خلق شخصیت‌هایی بود که بتوانند احساسات انسانی را به زیباترین شکل ممکن به تصویر بکشند و با مخاطبان ارتباط عاطفی برقرار کنند.

والت دیزنی در حال طراحی شخصیت‌های کارتونی در استودیوی خود

با خلق شخصیت معروف میکی‌ماوس و ساخت انیمیشن‌های بلند صوتی و رنگی نظیر سفیدبرفی، شرکت دیزنی به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد و به یک امپراتوری رسانه‌ای تبدیل شد. امروزه پارک‌های تفریحی دیزنی‌لند و شبکه‌های تلویزیونی این مجموعه، سالانه میلیاردها دلار درآمد دارند و نام والت دیزنی را به عنوان نماد رویاپردازی جاودانه کرده‌اند. او نشان داد که هرگز نباید از شکست‌های اولیه در سنین جوانی هراسید و با تخیل قوی می‌توان غیرممکن‌ها را ممکن ساخت.

سن ۲۵ سالگی – ریچارد شولز و تحول در خرده‌فروشی بست بای

ریچارد شولز (Richard Schulze) مسیر کارآفرینی خود را از فروشندگی ساده روزنامه در سن ۱۱ سالگی آغاز کرد و تا رسیدن به سنین جوانی کارهای گوناگونی را امتحان کرد. او در سن ۲۵ سالگی در سال ۱۹۶۶ تصمیم گرفت با سرمایه اندک خود یک فروشگاه تخصصی در زمینه تجهیزات موسیقی و صوتی به نام ساند آف میوزیک راه‌اندازی کند. او با تمرکز بر خدمات پس از فروش و قیمت مناسب توانست مشتریان زیادی را در شهر خود جذب کند.

ریچارد شولز بنیان‌گذار فروشگاه‌های زنجیره‌ای بست بای

پس از طوفانی سهمگین که مغازه او را تخریب کرد، شولز تصمیم گرفت تمام موجودی باقیمانده را با تخفیف‌های بسیار بزرگ در یک سالن بزرگ بفروشد که این رویداد ایده فروشگاه‌های بزرگ بست بای (Best Buy) را شکل داد. او با ایجاد محیطی که مشتریان بتوانند آزادانه کالاها را لمس و مقایسه کنند، تحولی شگرف در خرده‌فروشی لوازم الکترونیکی پدید آورد. امروزه بست بای از بزرگ‌ترین زنجیره‌های توزیع کالای دیجیتال در آمریکای شمالی است.

سن ۲۵ سالگی – لری پیج و سرگئی برین و آغاز عصر جستجوی گوگل

پروژه تحقیقاتی لری پیج (Larry Page) و سرگئی برین (Sergey Brin) در سال ۱۹۹۶ زمانی که دانشجویان دکترای دانشگاه استنفورد بودند آغاز شد. آن‌ها الگوریتمی نوآورانه برای رتبه‌بندی صفحات وب بر اساس تعداد لینک‌های ورودی به آن‌ها طراحی کردند و نام اولیه آن را بک‌راب گذاشتند. پس از اثبات کارایی فوق‌العاده این الگوریتم، دامنه رسمی گوگل در سال ۱۹۹۷ به ثبت رسید و مسیر وب تغییر کرد.

لری پیج و سرگئی برین بنیان‌گذاران جوان گوگل

در سال ۱۹۹۸ زمانی که هر دو ۲۵ ساله بودند، شرکت گوگل (Google) را در یک گاراژ اجاره‌ای به طور رسمی ثبت کردند و به سرعت سرمایه‌گذاران سیلیکون‌ولی را به خود جذب نمودند. ایده ساده سازماندهی اطلاعات جهان و در دسترس قرار دادن آن برای همگان، موتور محرک رشد بی‌سابقه این غول اینترنتی شد. امروزه گوگل نه تنها یک موتور جستجو، بلکه فرمانروای هوش مصنوعی، سیستم‌عامل‌های موبایل و خدمات ابری در جهان است.

سن ۲۵ سالگی – ویلیام هیولت و دیوید پکارد و تولد دره سیلیکون در گاراژ اچ‌پی

ویلیام هیولت (William Hewlett) بیست و پنج ساله و دیوید پکارد بیست و شش ساله در سال ۱۹۳۹ تحت هدایت‌های استاد برجسته خود پروفسور فرد ترمن کار روی اولین محصول الکترونیکی خود را آغاز کردند. سرمایه اولیه آن‌ها برای شروع کار تنها ۵۳۸ دلار نقدی بود و فعالیت خود را در گاراژ کوچک خانه اجاره‌ای‌شان در شهر پالو آلتو متمرکز کردند. برای تعیین ترتیب نام شرکت، آن‌ها سکه به هوا انداختند و نام اچ‌پی (HP) متولد شد.

ویلیام هیولت و دیوید پکارد در کنار اولین محصولات صوتی اچ‌پی

اولین محصول موفق آن‌ها یک نوسان‌ساز صوتی بود که توسط شرکت والت دیزنی برای ساخت انیمیشن فانتزیا خریداری شد و گام بلندی برای موفقیت مالی شرکت بود. گاراژ کوچک اچ‌پی امروزه به عنوان محل تولد رسمی دره سیلیکون و نماد تاریخی صنعت الکترونیک جهان شناخته و حفظ می‌شود. کارآفرینی متهورانه این دو جوان نشان داد که چگونه خلاقیت مهندسی می‌تواند از یک گاراژ ساده، غول تکنولوژی بین‌المللی بسازد.

دیوید پکارد و ویلیام هیولت در دوران میانسالی و شکوفایی اچ‌پی
خانه و گاراژ معروف محل تاسیس شرکت اچ‌پی در پالو آلتو
در ورودی گاراژ تاریخی شرکت اچ‌پی
نمای داخلی کارگاه کوچک و ابزارهای قدیمی کارگاه اچ‌پی
پلاک تاریخی نصب شده در محل گاراژ تولد سیلیکون ولی

سن ۲۵ سالگی – آکیو موریتا و ماسارو ایبوکا در مسیر امپراتوری صوتی سونی

آکیو موریتا (Akio Morita) در خانواده‌ای ثروتمند متولد شد که انتظار داشتند کارخانجات سنتی خانوادگی را اداره کند اما علاقه بی‌پایانش به فیزیک و الکترونیک او را به مسیر دیگری کشاند. در بحبوحه پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۶ میلادی او با ماسارو ایبوکا که مخترعی نابغه و سی و هشت ساله بود هم‌پیمان شد. آن‌ها با سرمایه‌ای معادل پانصد دلار و با بیست کارمند فعالیت خود را در طبقه‌ای مخروبه از یک ساختمان بمباران‌شده آغاز کردند.

آکیو موریتا بنیان‌گذار افسانه‌ای ابرشرکت سونی ژاپن

شرکت مهندسی مخابرات توکیو در ابتدا کار خود را با تعمیر رادیوهای آسیب‌دیده جنگ و ساخت وسایل ساده آغاز کرد اما دوازده سال بعد نام سونی (Sony) را برگزید. موریتا با تمرکز روی بازارهای جهانی و طراحی دستگاه‌های صوتی پرتابل نظیر واکمن، نام محصولات ژاپنی را از کالاهای بی‌کیفیت به نماد فناوری برتر دنیا تبدیل کرد. پشتکار او در سن ۲۵ سالگی ثابت کرد که خرابی‌های جنگ نیز نمی‌تواند مانع اراده نسل خلاق و نوآور باشد.

سن ۲۶ سالگی – فیل نایت و پایه‌گذاری غول ورزشی نایکی

فیل نایت (Phil Knight) به عنوان دونده دوهای نیمه‌استقامت در دانشگاه اورگن همواره به دنبال کفش‌های ورزشی باکیفیت‌تر و ارزان‌تر از نمونه‌های آلمانی گران‌قیمت بازار بود. او در سال ۱۹۶۴ در سن ۲۶ سالگی به همراه مربی دوومیدانی خود بیل باورمن شرکت روبان آبی را تاسیس کرد که کارش واردات مستقیم کفش از ژاپن بود. نایت اولین محموله‌های کفش ورزشی را در پشت ماشین شخصی خود در مسابقات محلی به ورزشکاران می‌فروخت.

اشتیاق بی‌پایان نایت به بهبود کیفیت کفش‌ها و ایده‌های طراحی باورمن باعث شد که آن‌ها شروع به تولید کفش‌های اختصاصی خود با برند نایکی (Nike) کنند. لوگوی معروف تیک نایکی با هزینه بسیار اندک طراحی شد اما بازاریابی هوشمندانه نایت و قرارداد با ورزشکاران بزرگی چون مایکل جردن این برند را جهانی کرد. داستان فیل نایت اهمیت شناخت نیازهای مستقیم بازار هدف توسط یک ورزشکار جوان را به خوبی نشان می‌دهد.

سن ۲۸ سالگی – پیر امیدیار و راه‌اندازی بازار مزایده آنلاین ای‌بی

پیر امیدیار (Pierre Omidyar) کارآفرین ایرانی‌تبار در سال ۱۹۹۵ در سن ۲۸ سالگی پروژه‌ای شخصی به نام وب کلکتیبلز را برای خرید و فروش بی‌واسطه کالا طراحی کرد. اولین کالایی که در این سایت فروخته شد یک نشانگر لیزری خراب بود که امیدیار آن را برای تست روی سایت قرار داده بود و ناباورانه به قیمت چهارده دلار فروخته شد. این معامله ساده او را متوجه پتانسیل بالای اعتماد متقابل در اینترنت ساخت.

سایت او که به سرعت به ای‌بی (eBay) تغییر نام داد به اولین و بزرگ‌ترین پلتفرم مزایده آنلاین در جهان تبدیل شد که خریداران و فروشندگان را مستقیماً به هم متصل می‌کرد. امیدیار با طراحی یک سیستم امتیازدهی هوشمند اعتماد متقابل را میان کاربرانی که همدیگر را نمی‌دیدند برقرار کرد و صنعت تجارت الکترونیک را توسعه داد. ایده او نشان داد که حل یک مسئله ارتباطی ساده در جامعه تا چه حد می‌تواند درآمدزا و تحول‌آفرین باشد.

سن ۳۰ سالگی – جف بزوس و تاسیس فروشگاه اینترنتی آمازون

جف بزوس (Jeff Bezos) در سن ۳۰ سالگی شغل پردرآمد خود را در وال‌استریت رها کرد تا از موج رشد سرسام‌آور اینترنت در اواسط دهه نود میلادی عقب نماند. او در سال ۱۹۹۴ با خودروی شخصی خود به سمت سیاتل حرکت کرد و در طول مسیر برنامه تجاری شرکتی را نوشت که ابتدا قرار بود فقط کتاب بفروشد. او نام آمازون (Amazon) را انتخاب کرد تا هم نمادی از بزرگی باشد و هم با اولین حرف الفبا آغاز شود.

بزوس کار خود را از گاراژ خانه‌اش آغاز کرد و به سرعت تنوع محصولات فروشگاه خود را به لوح‌های فشرده، اسباب‌بازی و سپس تمام کالاهای مصرفی گسترش داد. تفکر بلندمدت او و اولویت دادن به رضایت مشتری حتی به قیمت ضررهای مالی اولیه، آمازون را به بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین جهان تبدیل کرد. داستان زندگی بزوس در ۳۰ سالگی نشان می‌دهد که پذیرش ریسک‌های بزرگ و خروج از دایره امن شغلی می‌تواند نتایج شگفت‌انگیزی رقم بزند.

سن ۳۱ سالگی – لئونارد رادز و ایجاد امپراتوری داروسازی

لئونارد رادز (Leonard Radz) پس از سال‌ها کار در آزمایشگاه‌های تحقیقاتی متوجه شد که بسیاری از فرمول‌های دارویی کلیدی به دلیل دیوان‌سالاری‌های شرکتی هرگز به مرحله تولید انبوه نمی‌رسند. او در سن ۳۱ سالگی تصمیم گرفت با جذب سرمایه از بخش خصوصی شرکت داروسازی مستقل خود را پایه‌گذاری کند تا دسترسی بیماران به داروهای خاص را آسان‌تر سازد. او با تمرکز روی تحقیق و توسعه مستقل سیستم تولید را دگرگون کرد.

شرکت او توانست با تجاری‌سازی سریع فرمول‌های نوین دارویی سهم بزرگی از بازار درمان بیماری‌های خاص را به دست آورد و استانداردهای درمانی را ارتقا دهد. رادز نشان داد که سنین ابتدایی دهه چهارم زندگی زمان مناسبی برای تلفیق تجربیات علمی گذشته با جسارت کارآفرینی در بخش‌های حیاتی است. تلاش‌های او نمونه بارزی از تلفیق علم پزشکی با مدیریت استراتژیک در عرصه کارآفرینی به شمار می‌رود.

سن ۳۵ سالگی – یان کوم و خلق پیام‌رسان محبوب واتس‌اپ

یان کوم (Jan Koum) مهاجر اوکراینی در ایالات متحده پس از سال‌ها تلاش در شرکت‌های فناوری و تجربه فقر شدید تصمیم گرفت نرم‌افزار متفاوتی برای برقراری ارتباط ساده طراحی کند. او در سال ۲۰۰۹ در سن ۳۵ سالگی متوجه پتانسیل بالای فروشگاه اپلیکیشن اپل شد و ایده نمایش وضعیت کاربران در کنار نامشان را به صورت اپلیکیشن پیاده کرد. این ایده ساده به سرعت به پیام‌رسان محبوب واتس‌اپ (WhatsApp) تبدیل شد.

تمرکز یان کوم بر عدم نمایش تبلیغات مزاحم و حفظ حریم خصوصی کاربران باعث جذب میلیون‌ها کاربر از سراسر جهان بدون صرف هزینه بازاریابی شد. فیس‌بوک در سال ۲۰۱۴ این اپلیکیشن موفق را با رقم خیره‌کننده نوزده میلیارد دلار خریداری کرد و یان کوم را به ثروتی عظیم رساند. داستان او ثابت می‌کند که شناخت دقیق نیازهای ارتباطی جامعه در هر سنی می‌تواند بسترساز خلق ارزش‌های میلیارد دلاری شود.

سن ۴۰ سالگی – هنری فورد و بازتعریف صنعت خودروسازی جهان

هنری فورد (Henry Ford) پیش از تاسیس کارخانه موفق خود چندین بار طعم شکست تجاری و ورشکستگی کامل را در سنین جوانی چشیده بود. او در سال ۱۹۰۳ در سن ۴۰ سالگی با درس گرفتن از اشتباهات گذشته شرکت فورد موتور را تاسیس کرد و ایده تولید خودروی ارزان‌قیمت برای توده مردم را دنبال نمود. او معتقد بود خودرو نباید کالایی تجملی مخصوص قشر مرفه و ثروتمند جامعه باشد.

فورد با ابداع خط تولید متحرک و استانداردسازی قطعات توانست مدل انقلابی فورد تی را با قیمتی بسیار پایین روانه بازار کند که انقلابی در حمل‌ونقل جهانی بود. او همچنین با افزایش حقوق کارگران خود به آن‌ها امکان خرید خودروهای تولیدی خودشان را داد و طبقه متوسط جدیدی در جامعه آمریکا ایجاد کرد. مسیر زندگی فورد ثابت می‌کند که سن چهل سالگی می‌تواند آغازگر بزرگ‌ترین و ماندگارترین انقلاب‌های صنعتی جهان باشد.

سن ۵۲ سالگی – ری کراک و تبدیل مک‌دونالد به غول فست‌فود

ری کراک (Ray Kroc) بخش عمده‌ای از زندگی کاری خود را به عنوان فروشنده دستگاه‌های مخلوط‌کن شیرموز سپری کرد و با مشکلات مالی فراوانی روبرو بود. در سن ۵۲ سالگی او با رستوران کوچک برادران مک‌دونالد آشنا شد که با سرعت و نظمی بی‌نظیر به مشتریان همبرگر تحویل می‌دادند. ری کراک پتانسیل بالای این سیستم کارآمد را درک کرد و پیشنهاد اعطای حق امتیاز آن را در سراسر کشور مطرح ساخت.

او با خرید کامل برند مک‌دونالد (McDonald’s) و استانداردسازی دقیق فرآیندهای پخت و خدمات، بزرگ‌ترین زنجیره رستورانی جهان را پایه‌گذاری کرد و صنعت غذا را تغییر داد. امروزه شعب مک‌دونالد در سراسر جهان روزانه به میلیون‌ها مشتری خدمات ارائه می‌دهند که مدیون نگاه دقیق یک مرد ۵۲ ساله است. داستان ری کراک نمونه‌ای الهام‌بخش است که نشان می‌دهد برای شروع کارهای بزرگ هیچ‌گاه دیر نیست.

سن ۶۵ سالگی – کلنل هارلند ساندرز و معجزه مرغ سوخاری کنتاکی

کلنل هارلند ساندرز (Colonel Harland Sanders) پس از دهه‌ها کارگری، آتش‌نشانی و مدیریت پمپ‌بنزین در سن ۶۵ سالگی خود را بازنشسته دید و متوجه شد مستمری ناچیز دولتی کفاف هزینه‌های زندگی‌اش را نمی‌دهد. او تنها دارایی ارزشمند خود یعنی دستور پخت مخفی مرغ سوخاری با ۱۱ ادویه خاص را برداشت و با خودروی شخصی خود سفر به شهرهای مختلف را برای فروش این فرمول آغاز کرد. او با مخالفت‌های بسیاری روبرو شد اما هرگز تسلیم نشد.

پایداری بی‌نظیر او بالاخره نتیجه داد و رستوران‌های زیادی حاضر به همکاری تحت برند مرغ سوخاری کنتاکی (KFC) شدند که به سرعت به یکی از محبوب‌ترین غذاهای جهان تبدیل شد. تصویر کلنل با موهای سپید و کت سفیدش اکنون بر روی هزاران شعبه این رستوران در سراسر جهان می‌درخشد. داستان ساندرز گویاترین سند برای این حقیقت است که سن ۶۵ سالگی و بازنشستگی نیز می‌تواند نقطه آغاز یک امپراتوری تجاری جهانی باشد.

جدول خلاصه اطلاعات کارآفرینان و سن شروع فعالیت آن‌ها

نام کارآفریننام شرکت / برندسن در زمان تاسیسمحصول یا خدمت اصلی
مایکل دلدل (Dell)۱۸ سالگیرایانه‌های شخصی
جیمز کیسییو‌پی‌اس (UPS)۱۹ سالگیخدمات پست و لجستیک
بیل گیتسمایکروسافت (Microsoft)۲۰ سالگیسیستم‌عامل و نرم‌افزار
استیو جابزاپل (Apple)۲۱ سالگیسخت‌افزار و ابزارهای هوشمند
توماس بربریبربری (Burberry)۲۱ سالگیپوشاک لوکس و ضدآب
جک کوهنتسکو (Tesco)۲۱ سالگیخرده‌فروشی و سوپرمارکت
آرتور دیویدسونهارلی دیویدسون۲۲ سالگیموتورسیکلت‌های سنگین
والت دیزنیدیزنی (Disney)۲۲ سالگیانیمیشن و سرگرمی خانوادگی
ریچارد شولزبست بای (Best Buy)۲۵ سالگیفروشگاه لوازم الکترونیکی
پیج و برینگوگل (Google)۲۵ سالگیموتور جستجوی اینترنتی
هیولت و پکارداچ‌پی (HP)۲۵ سالگیتجهیزات الکترونیکی و رایانه
آکیو موریتاسونی (Sony)۲۵ سالگیتجهیزات صوتی و تصویری
فیل نایتنایکی (Nike)۲۶ سالگیکفش و پوشاک ورزشی
پیر امیدیارای‌بی (eBay)۲۸ سالگیپلتفرم مزایده آنلاین
جف بزوسآمازون (Amazon)۳۰ سالگیفروشگاه اینترنتی همه چیز
لئونارد رادزداروسازی رادز۳۱ سالگیتوسعه سریع فرمول‌های دارویی
یان کومواتس‌اپ (WhatsApp)۳۵ سالگیپیام‌رسان فوری موبایل
هنری فوردفورد (Ford)۴۰ سالگیخودروهای اقتصادی انبوه
ری کراکمک‌دونالد۵۲ سالگیزنجیره رستوران فست‌فود
کلنل ساندرزکی‌اف‌سی (KFC)۶۵ سالگیمرغ سوخاری با فرمول خاص

جمع‌بندی نهایی

بررسی داستان زندگی این بیست کارآفرین بزرگ نشان می‌دهد که هیچ قانون از پیش نوشته شده‌ای برای زمان موفقیت وجود ندارد. سن فقط یک متغیر عددی است و آنچه تفاوت‌ها را رقم می‌زند تعهد فردی، شناخت درست بازار، آمادگی برای پذیرش ریسک و پایداری در برابر شکست‌های پی‌درپی است. شما می‌توانید در هیجده سالگی یا شصت و پنج سالگی مسیر زندگی خود و جهان را دگرگون سازید؛ به شرط آنکه ترس‌های درونی را کنار گذاشته و با ارزیابی دقیق استعدادهای خود، اولین قدم را با شجاعت بردارید.

سوالات متداول کاربران کنجکاو

۱. آیا کارآفرینانی که در سنین بالا کار خود را آغاز کرده‌اند شانس موفقیت بیشتری نسبت به جوانان دارند؟
پاسخ به این سوال به متغیرهای گوناگونی بستگی دارد زیرا هر سن ویژگی‌های خاص خود را دارد. جوانان معمولاً از ریسک‌پذیری بالاتر و انرژی جسمانی بیشتری برخوردارند که به توسعه فناوری‌های نوین کمک می‌کند. در مقابل، افراد مسن‌تر دارای شبکه‌ای از ارتباطات تجاری گسترده و تجربه مدیریت بحران‌های مالی هستند. بنابراین موفقیت در هر سنی مستلزم بهره‌گیری درست از نقاط قوت همان دوره از زندگی است.
۲. سرمایه اولیه این کارآفرینان بزرگ چگونه تامین می‌شده است؟
روش‌های تامین سرمایه در نمونه‌های مختلف بسیار متفاوت بوده و همیشه به سرمایه‌گذاران بزرگ محدود نبوده است. برخی مانند جیمز کیسی کار خود را با قرض اندک از دوستان آغاز کردند و برخی دیگر از گاراژ شخصی بهره بردند. بسیاری از این افراد در ابتدا سود حاصل از فروش اولیه خود را مجدداً سرمایه‌گذاری کردند. در نهایت با رشد کارایی طرح اولیه، سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز به پروژه‌های آن‌ها جذب شدند.
۳. نقش تحصیلات دانشگاهی در پیشرفت سریع این کارآفرینان تا چه حد حیاتی بوده است؟
برخی کارآفرینان نظیر بیل گیتس و لری پیج از بسترهای علمی برجسته‌ای مانند هاروارد و استنفورد بهره بردند. با این حال بسیاری از آنها تحصیلات رسمی خود را برای تمرکز روی ایده تجاری نیمه‌کاره رها کردند. تحصیلات می‌تواند به درک بهتر بازار کمک کند اما اشتیاق به یادگیری مستمر مهم‌تر است. تجربه عملی و شناخت مستقیم نیازهای مشتریان همواره نقش کلیدی‌تری در مقایسه با مدرک تحصیلی ایفا کرده است.
۴. چگونه می‌توان ترس از شکست را در شروع کارآفرینی در سنین بالا مدیریت کرد؟
در سنین بالا پذیرش شکست به دلیل مسئولیت‌های خانوادگی و مالی دشوارتر به نظر می‌رسد. برای کاهش این ترس کارآفرینان باسابقه پیشنهاد می‌کنند که کار را به صورت آزمایشی و با مقیاس کوچک آغاز کنید. تحلیل منطقی بازار و داشتن یک برنامه جایگزین می‌تواند بخش زیادی از نگرانی‌های ذهنی را کاهش دهد. همچنین نگاه به تجربیات گذشته به عنوان ابزاری برای یادگیری به جای شکست بسیار موثر است.
۵. نقش شانس و موقعیت‌های جغرافیایی در موفقیت این افراد تا چه حد پررنگ بوده است؟
حضور در مراکز صنعتی پویا مانند سیلیکون‌ولی بی‌تردید دسترسی به منابع مالی و نیروی متخصص را تسهیل می‌کند. با این حال شانس معمولاً سراغ کسانی می‌رود که به سختی تلاش می‌کنند و آماده بهره‌برداری از فرصت‌ها هستند. بسیاری از کارآفرینان در شرایط جنگی یا رکود شدید اقتصادی کارهای بزرگی را پایه‌گذاری کردند. در نتیجه اراده شخصی و انعطاف‌پذیری در برابر شرایط محیطی اهمیت بیشتری از شانس محض دارد.
۶. آیا کار تیمی و داشتن شریک تجاری برای شروع کارآفرینی الزامی است؟
بسیاری از موفق‌ترین شرکت‌ها مانند اپل، گوگل و اچ‌پی با مشارکت‌های دو نفره شکل گرفته‌اند. وجود شریک تجاری به تقسیم وظایف و ترکیب مهارت‌های مختلف فنی و مدیریتی کمک شایانی می‌کند. اما از سوی دیگر کارآفرینانی چون کلنل ساندرز کار خود را به صورت انفرادی پیش بردند. مهم‌ترین مسئله داشتن هماهنگی فکری و تخصص‌های مکمل در تیم کاری برای پیشبرد اهداف است.
۷. چه زمانی باید متوجه شویم که ایده کارآفرینی ما ارزش ادامه دادن ندارد و باید آن را تغییر دهیم؟
ارزیابی بازخوردهای مستقیم مشتریان و آمارهای فروش بهترین راه برای سنجش واقعی بودن ایده است. اگر پس از بارها اصلاح و تغییر در محصول همچنان تقاضایی برای آن در بازار نبود باید تجدیدنظر کرد. پافشاری بیجا روی ایده‌های ناکارآمد تنها باعث اتلاف منابع مالی و زمانی باارزش شما می‌شود. کارآفرینان موفق کسانی هستند که به سرعت تغییر مسیر داده و خود را با واقعیت وفق می‌دهند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

36 دیدگاه

  1. سلام برای شروع هیچ وقت دیر نیست من سال ۹۲ تصمیم گرفتم در سن۴۲ سالگی مهندسی مکانیک خوندم وسال۹۷ کاشناسی ارشد مکانیک تمام شد

  2. سلام دوستان من یه دختر25 ساله هستم ترم 8 رشته هوشبری بودم که برادرم رو از دست دادم الان یه سالی میشه که برادرم فوت شده بعد از رفتن برادرم شدم یه دختر افسرده و گوشه نشین و همش ناراحت و نگرانم از یه طرف نبودن برادرم از یه طرف من همیشه حسرت پزشک شدن داشتم برای کنکور دوباره با تمام انگیزه و هدف میخوندم یعنی همزمان با هوشبری که چند ماه مونده بود به کنکور برادرم فوت شد منم همه چیز رو گذاشتم کنار….الان احساس پوچی میکنم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم از پس دوباره خوندن برمیام یانه نمیدونم سرکاربرم یانه…شدم یه ادم سرگردون…ازیه طرف نگران آینده ام….چندتااز دوستام که هم رشته بودیم دوباره برای کنکور خوندن و قبول شدن وقتی اونارو میبینم ازخودم بدم میاد من هم یه عزیز رو از خانواده ام از دست دادم و هم هدفم… فراق برادرم هنوز داره عذابم میده جوری که هرروز میگم کاش میرفتم از زندگی راحت میشدم….توروخدا راهنماییم کنید چیکارکنم

  3. سلام،سی ونه ساله و ارشد آموزش زبان انگلیسیم،البته سال ۷۶ دیپلم تجربی رو گرفتم،امسال میخوام دندانپزشکی شرکت کنم،به نظرتون امیدی هست هرچند این توانایی رو کامل تو خودم میبینم

    1. حتما چرا که نه…. هم تلاش شما هم خواست خدا با هم جور باشه ان شا الله که موفق میشود.
      مثال های قرآن برای قصه خوندن نیست. وقتی حضرت ابراهیم حدود 100 سالگی بچه دار میشه و حضرت زکریا و….
      اینها همه پر از درس و حکمت هستند.
      اگر قرآن و خدا رو باور داشته باشیم.

  4. یاسمن جون 24 سال هم شد سن اخه .ناشکری نکن اول جوونیته.به حرف هیچ کس هم گوش نکن فقط حرکت کن صد در صد موفق میشی

  5. یاسمن هستم 24 ساله بچه ها من فوق دیپلم حسابداری دارم سال 92 گرفتم ولی دو ترمم ازاد کارشناسی خوندم دیگه نکشیدم گذاشتم کنار من الان میخوام ادامه بدم اصلا اعتماد به نفس ندارم اخه همه دوستام لیسانسشونو گرفتن فگر میکنم اگه من برم احساس پیری دارم پدرمم همش بهم میگه که پیر شدی واسه چیته تو رو خدا یه راهنمایی یه امیدی بهم بدید که از افسردگی مردم احساس میکنم پیرم چیکار کنم به نظرتوم همیشه فکر میکنم از همه عقبترم سرکارم میرفتم الان ولی نه همش حس پیری دارم به نظرتون برم پیش روان شناس

    1. عزیزم من الان ۳۶ سالمه و کاردانی حسابداریم رو سال۸۲گرفتم و پارسال رفتم کارشناسی غیرانتفاعی شروع کردم یه ترم خوندم و به خاطر اینکه دخترم کوچیک بود نتونستم برم و یکسال دوباره وقفه افتاد و الان ترم دوم کارشناسیم رو ادامه دارم میدم . اگه شما احساس پیری میکنی با ۲۴ سال سن پس من چی باید بگم. به حرف هیچ کس گوش نده به من هم ازاین حرفا میزدن برو شروع کن و ادامه بده اما اگه قصد ادامه دادن نداری و صرفا دنبال مدرکی ولش کن اصلا و برو دنبال یه چیز دیگه که خوشحالت میکنه. موفق باشی.

  6. سلام..اینا همش الکیه..
    تصور کن یه خانم سی ساله که خونه باباش حق نداشته کاری انجام بده پول کافی هم نداشته مگه یه دختر چی داره؟
    هیچی نه پولی نه مستقل بودنی …تصور کنین توی خانواده ای هم هستن که حق رفتن به کلاس و کار و…هم ندارن ..
    اونوقو این دخترا چیکار کنن؟فقط بدبختتر و افسرده تر میشن و حرف خانوادشونم اینه دختر نباید کار ونه خلاقیت و غیره نداشته باشه فقط و فقط بعد از ازدواج شوهرش خرجشو بده.
    بعداز متاهلی در دوران عقد دختر بیچاره نباید تنهایی جایی بره بدون اجازه نره و شوهرشم اجازه نمیده ..
    من هزاران مورد از این دخترد میشناسم که همشون افسرده ان و ناراحت چون نذاشتن به هدفاشون برسن نه خانواده هاشون نه همسرانشون…
    هر کدومشونم میگن شوهرامون میگفتن بعد از ازدواج میفرستم دانشکاه و کار حالا میگن نه دروغ گفتیم…
    بگین هدف هدف رسیدن به هدف …..
    همه ی اینا نیاز به پول داره و مستقل بودن ….

  7. من واقعا نا امیدم ۲۷ سالمه ،هنوز تو رشته خودم برام کار نیست،اخه تو همچین کشوری امید به شکوفایی رو کجای دلم بزارم

  8. واقعا هیج وقت دیر نیست … اقای دکتر مشهور ایرانی که یکی از موفقترین جراحان هستش و در زمینه پیوند کبد واقعا متبحر هستند پزشکی رو از سن سی سالگی شروع کردند

  9. سلام، این مثال ها چه ربطی به موضوع داشت؟ اینا که همه از سنین خیلی پایین موفقیت های چشمگیر داشتن! من که سنشون رو دیدم تازه از خودم نومید شدم

  10. خیلی جالبه
    یه وقتی میشه که به این نتیجه میرسی زندگی وقتی برات ارزش پیدامیکنه که توفردمثبت سوزانده ای بشی

  11. من هنوز امید دارم 28 سالمه تا الانم مدیرمالی موفق بودم ولیرشتمو دوست ندارم و میخام پزشکی رو شروع کنم ایمان دارم تاچندسال اینده موفق میشم شماهم لازم نیست اختراع کنید یا گاراژ داشته باشید دست از مایوسی بردارید شروع کنید

  12. هرچند موقعیت رشد و شکوفایی در ایران هم فراهم است ولی تنها وجه اشتراک آن با این افراد تلاش است … در ایران نمی‌شود اینگونه ترقی کرد… بعنی مسیر ترقی کمی متفاوت است و نیازهای بازار ایران کمی متفاوت …

  13. این مطالب برام خیلی جالب بود ولی متاسفانه در دنیای پر اشوب امروزی با رسانه های جور واجور تبلیغاتی و اشفتگیهای زندگی روزمره رسیدن به هدفی بزرگ از یک جای کوچک واقعا کاریست پیچیده مگر اینکه وسائل ارامش خیال زندگیش فراهم باشه
    ضمنا در تمام این مثالها که از گاراز نام برده شده در ایران ما محلی شده برای رپ خونی و اراجیف بافی که البته اینم بخاطر ضعف شدید مدیریتی در این 35 ساله .

  14. خوب … پس نتیجه میگیریم که بعد از 35 سالگی دیگه خیلی دیر هست … ماهی هر وقت از آب بگیری تازه نیست … ماهی زود تر بگیری تازه است ..
    هر چی آدم موفق دیدم اعم از بازیگر و مدیر همه در 35 40 سالگی قله های خوشبختی و موفقیت را فتح کرده بودند …
    پس نگویید هیچ وقت دیر نیست ..

  15. وقتی این مطالب و میبینم بیگانگی عجیبی بین این داستانا با دنیای اطراف ما که همون میهنمون باشه حس میکنم؛ گاراژ؟ اختراع؟
    الگوی موفقیت برا ما فلان پیمانکاره که باموتور اومد لکسوز زیر پاشه ،یا امیرشکلات که تو اندرزگو چون دور دوره دولا پهنا کار میکنه یا علیشمس که دوتا کلیپ داد دوست دخمرش تو جردن خونه داره ( دلیل اینکه روزی ده تا خواننده اضافه میشه داخل ایران همینه)

  16. اگر افرادی را می ناسید که بعد از 40 سالگی تغییر شگفتی کردند وموفق شدن بنویسید ما همه احساس خسران میکنیم که تا 30 سالگی ادم مشهور وموفقی نشدیم….

  17. خب خب خب، همه یه نفر پشت سرشون بوده،
    یا پرفسور ترمن یا یه ادم دلسوز
    بعضی استادای ما جواب سلام هم نمیدن چه برسه به کمک کردن تو این زمینه ها، خدا کوه رو می بینه بعد برف میذاره روش ……

  18. من تو 19 سالگی میخواستم ماشین بخرم (تنها راه شروع پول در آوردن در ایران که دیگه الان اونم نیست) خانوادم بهم گفتن همه زن وبچه دار شدن تا ماشین خریدن!! بابام و عمو ها ودایی هام گفتن ما به سن تو بودیم دوچرخه داشتیم!تو وقت زیاد داری عجله نکن!

  19. به نظر میرسه نقطه اشتراک همه این کارآفرینان وجود گاراژ در حیات منزلشون بوده!
    پس اگه تو حیاط منزلتون گاراژ ندارید به احتمال زیاد تو کارتون هم موفق نخواهید شد!

    1. داشتم به همین فکر می کردم که این نظر رو دیدم. واقعا سبک زندگی و شهرسازی و معماری شاید روی بُروز خلاقیت و کارآفرینی موثر باشه… حداقل برای شروع ، دغدغه اجاره بهای سنگین نداری…

      1. بله مسلمآ همینطوره
        خیلی از اهدافی که ما شروع می کنیم به این دلیل شکست نمی خورند که توان به ثمر رسوندشون رو نداریم بلکه به این دلیل شکست می خورند که تحت تاثیر حرف های اطرافیانمون قرار می گیریم و سست می شیم! حرف هایی که میتونه از روی ناآگاهی ، ترس، تمسخر، حسادت و … گفته بشه و خواه ناخواه تاثیر خودش رو رو ما خواهد گذاشت. پس چه بهتر که جای دنجی رو برای شروع اهدافمون داشته باشیم دور از چشم همه و چه جایی بهتر از یک گاراژ یا انباری و یا حتی خانه ای مخروبه!!!

        نتیجه اینکه : اگه میخواید تو هدفی که انتخاب کردید موفق بشید تا جای ممکن اون رو از بقیه مخفی نگه دارید تا زمانی که احساس کنید به اندازی کافی بهش نزدیک شدید.

        1. در تایید حرف شما حدیثی هست از امام حسن مجتبی (ع) که میگه :

          فاش کردن امری قبل از استوار کردن آن ، موجب تباهی است!

        2. عالی بود .من 30 ساله هستم .کارشناس پرستاری هستم.اما میخوام دنیام رو تو دستام بگیرم .امسال کنکور دندان پزشکی قطعا قبول میشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]