شبیه سازی جنگ واترلو در ابعاد ۴۰ متر مربعی

6

شیمیدان باذوقی به اسم ویلی اسموت بیش از ۴۰.۰۰۰ ساعت از عمرش را صرف ساخت نمونه ی کوچکتر اما دقیقی از جنگ واترلو کرده است. شاید خیلی ها با این جنگ آشنایی نداشته باشند و فقط بدانند که این جنگ میان فرانسه و بریتانیا و چندین کشور دیگر و در منطقه ای به نام واترلوی بلژیک رخ داده و ۴ روز به طول کشیده است ولی اگر می خواهید اطلاعات بیشتری از این جنگ بدست آورید و بدانید چطور ناپلئون در این جنگ شکست خورد و با این نمونه ی شبیه سازی شده ی دقیق هم آشنایی پیدا کنید با ما همراه باشید.

ساعت ۱۱ ظهر است و دو ارتش بریتانیا و فرانسه در مقابل هم قرار گرفته‌اند. سمت چپ میدان جنگ چندین خانه ی کشاورزان وجود دارد که به آن هوگومونت می‌گویند که موضع مناسبی برای دفاع می‌باشد و بخشی از قوای انگلیس در آن سنگر گرفته‌اند. در قسمت مرکزی میدان جنگ چند ردیف بوته قرار دارد که بخشی از سربازان انگلیسی در پشت تکه چوب‌های تیزی که در زمین فرو رفته‌اند و برای مانع شدن از حمله سواران فرانسوی تعبیه شده‌است سنگر گرفته‌اند. سمت راست میدان چند خانه مخصوص کشاورزان وجود دارد که سربازان انگلیسی در آن نیستند و ناپلئون آن‌را بهترین موضع برای حمله می‌شمارد. با فریاد امپراتور جنگ شروع می‌شود. مارشال نی دلیرترین فرمانده ناپلئون که فرمانده سواره نظام است شروع به حمله به مرکز سپاه دشمن که از انگلیسی‌ها و اسکاتلندی‌های خشن تشکیل شده بود می‌کند. توپخانه جناح چپ ارتش بریتانیا را هدف می‌گیرد. نیم ساعت از جنگ می‌گذرد ساعت ۱۱:۳۰ هست و ژنرال گروشی که در تعقیب بلوشر است صدای غرش توپ‌ها را از منطقه واترلو می‌شنود. یکی از ژنرال‌ها به نام ژرار اصرار می‌کند که دست از تعقیب بلوشر برداشته و از میان دشت به سمت ناپلئون رفته و به کمک او بشتابند. در همین زمان بلوشر ارتش باقی‌مانده پروس را به چندین قسمت تقسیم کرده و به واترلو می‌فرستد تا با کمک ولینگتون ناپلئون را شکست دهند. یکی از این دسته‌ها در راه با گروشی برخورد کرده و گروشی او را شکست داده و پس از جنگ به استراحت می‌پردازد و با خود می‌گوید فردا به ناپلئون خواهیم پیوست غافل از اینکه ارتش پروس در حال پیوستن به ولینگتون است و او در حال استراحت است.

از آن سمت مارشال نی با دلیری بی همتایش قسمت مرکزی میدان جنگ که در دست بریتانیا بود را می‌گیرد و صف‌های انگلیسی را یکی بعد از دیگری می‌شکافد و فراری می‌دهد. او با کمبود سواره نظام روبه رو شده و از ناپلئون درخواست سواره نظام می‌کند. ناپلئون نیز آخرین دسته‌های سواره نظام خود ملقب به میلو را به کمک او می‌فرستد. دیگر چیزی به پیروزی نمانده و ارتور ولزلی (دوک ولینگتون) سربازان را به زور تهدید در صف‌ها نگه داشته و اکثریت در حال فرارند. مارشال نی خیلی به ولینگتون نزدیک شده و دیگر چیزی به پیروزی نمانده بود که ناگهان صدای فریاد چندین هزار نفر از سمت غرب منطقه واترلو به گوش رسید. پروس‌ها بی‌محابا به فرانسویان حمله کردند. انگلیسی‌ها از حالت دفاع به حمله روی آورده و بخشی از ارتش پروس به سمت ناپلئون می‌روند. ۲۵۰۰۰ هزار نفر از گارد محافظ با دیدن این صحنه سریعاً دور امپراتورشان آرایش مربعی گرفته و مانع از کشته شدن ناپلئون شدند. ارتش فرانسه فلج شده و ترس و وحشت در میان سربازان فرانسوی موج می‌زند. ارتش فرانسه درهم شکسته و همه می‌گریزند و فقط یک نفر باقی‌ می ماند و به جنگیدن ادامه می دهد و او مارشال نی بود. انگلیسی‌ها او را گرفته و در دادگاه نظامی محاکمه کرده و او در دفاع از خودش فقط یک جمله گفت: هر فردی وظیفه داد برای کشورش بجنگد و سپس او به اعدام محکوم شد. ناپلئون نیز با وجود اصرارهای زیاد مردم مبنی برماندن در مقام امپراتوری و با قول حمایت کردن از او و دوباره جنگیدن این کار را نکرد و خودش را به یک کشتی انگلیسی تسلیم کرد. او خود را به انگلیسی‌ها تسلیم کرد به امید اینکه آنها پیشنهاد او را مبنی بر زندگی کردن در شهر لندن می‌پذیرند اما کشتی انگلیسی به محض ورود به لندن به او اعلام شد که نباید این موجود جنگ طلب وارد انگلیس شود و پس از تشکیل جلسه‌ای نتیجه این شد که او را به جزیره‌ای در دریای اطلس به نام هلن مقدس تبعید کنند. او در سن ۵۲ سالگی و در سال ۱۸۲۱ به علت شرایط بد جسمانی و بیماری درگذشت. جسد او پس از ۱۹ سال بوسیله کشتی ای به فرانسه بازگشت و با استقبال بی نظیر مردم فرانسه روبه رو شد. میلیون‌ها نفر از مردم فرانسه که قلبشان برای این امپراتور رویایی می‌تپید برای استقبال آمده بودند که این نشانه محبت و عشق قلبی مردم فرانسه به ناپلئون دی بوناپارت است.


 

تبلیغ: دوره آموزش الکترونیکی: پداگوژی، ابزارها و تولید محتوای آموزشی

سواره نظام فرانسه در بخشی از این ماکت ۴۰ متر مربعی که جنگ واترلو در سال ۱۸۱۵ را شبیه سازی می کند

download


اسموت بلیت بزرگداشت دویست سالگی این واقعه را از این لحظه خریداری کرده است

download (13)


نمایی که می تواند بزرگ بودن ماکت را نشان دهد

download (12)


ناپلئون را سوار بر اسب سفید می بینید. پس از کامل کردن این ماکت, بزرگترین آرزوی اسموت این است که یکی از نوادگان ناپلئون به دیدن این اثر بیاید

download (11)


پیاده نظام پروس

download (10)


اسموت می گوید: وقتی مردم به اینجا می آیند و درب اینجا را باز می کنم, واکنش همه مانند واکنشی است که شما داشته اید و می گویند اصلا فکرش را هم نمی کردند که تا این اندازه بزرگ باشد

download (9)


اسموت خانه ی خودشان در نزدیکی واترلو را هم بر روی ماکت بنا کرده است

download (8)


اسموت برای اینکه ماکت را به دقیق ترین حالت ممکن بسازد به ۶ کشور مختلف سفر کرد و موزه ها و کتابخانه های مختلفی را مورد بررسی قرار داد. همچنین از تمام نقاشی ها, عکس ها و طرح های موجود الهام گرفت

download (7)


فرمانده ی عالی رتبه ی بریتانیایی به همراه تعدادی سرباز در اطراف واترلو

download (6)


اسموت با انگشتش به ناپلئون اشاره می کند که بر روی اسب سفید نشسته است. اسموت مصمم است که ساخت این ماکت را تا مراسم گرامیداشت دویست سالگی این واقعه به اتمام برساند

download (5)


نمونه ی ساختگی از افسر فرانسوی. بیش از ۳۰۰۰ مدل مختلف از سربازان بر روی این ماکت بزرگ وجود دارد

download (4)


در تصویر زیر شیمیدان ۵۶ساله ویلی اسموت را می بینید که علاقه ی بسیاری به وقایع واترلو دارد. وی اولین بار در سن ۱۲ سالگی واترلو را از نزدیک دید و در آن زمان بیشتر از چند مایل تا خانه شان فاصله نداشت

download (3)


پیاده نظام فرانسوی ها بر روی دشت هایی که با استفاده از خمیر ساخته شده اند

download (2)


ارتش انگلستان و توپ هایی که در حال شلیک هستند. برای نشان دادن دود از پنبه استفاده شده است. ساخت ماکتی با این جزییات دقیق بیش از ۱۵۰.۰۰۰ یورو هزینه دربر داشته است

download (1)


شاید گفتن این موضوع هم خالی از لطف نباشد که «فیل میسون» در اثر جدید خود «بواسیر ناپلئون؛ و دیگر وقایع کوچکی که تاریخ را عوض کردند»، بیان می‌کند بیماری بواسیر، علت شکست ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه در آخرین و مهمترین نبرد او در قرن ۱۹ بوده است.

میسون معتقد است ناپلئون بناپارت، قبل از هر نبردی بر اسب خود سوار می‌شد و نقشه نبرد را مرور می‌کرد، اما پزشکان ناپلئون، دو روز قبل از «نبرد واترلو» که ۱۶ تا ۱۹ ژوئن ۱۸۱۵ بین نیروهای فرانسه و ارتش پروسی، روسی و انگلستان اتفاق افتاد، دارویی را که برای تسکین این بیماری استفاده می‌شد، گم کردند. ناپلئون نیز  به علت تشدید بیماری قادر نبود بر اسب خود سوار شود و به همین دلیل نتوانست نقشه جنگ را به درستی طراحی کند. در نتیجه، ارتش فرانسه شکست خورد و امپراتور فرانسه نیز دیگر نتوانست خود را بازیابد.


منبع : +

ممکن است شما دوست داشته باشید
6 نظرات
  1. Omidwar می گوید

    چه جالب شکست یک جنگ به علت بواسیر ژنرال…

  2. mehdi می گوید

    همه ی جنگ ها دلایلی برای شکست دارند،اما بعضی دلایل خیلی بامزه و خنده دار هستند مثل بواسیر ناپلیون.
    سپاس جناب ضیاء!

  3. مسعود می گوید

    کلا این شیمیدانا ادمای جالبین…. ناخوداگاه یاد والتر وایت افتادم 🙂

  4. بابک می گوید

    ۴۰۰۰۰ ساعت با احتساب روزانه ۸ ساعت کار میشه ۵۰۰۰ روز که با تبدیل به سال میشه ۱۳.۶ سال
    یعنی این طرف اینقدر بیکار بوده ؟
    تو این مدت از کجا گذران زندگی اش رو تامین میکرده ؟؟؟؟

  5. ali می گوید

    حقیقت اینه که ناپلئون بدلیل نابودی ارتش یک میلیون نفره اش در روسیه(گراند آرمه) توان مبارزه با تمام قدرت های جهان را نداشت و پس از بازگشت از روسیه یکبار تسلیم قوای متحد شد و سپس از جزیره الب فرار کرد. ارتش فرانسه در واترلو متشکل از نوجوانان و پیرمردها بود و اگه ناپلئون در واترلو در برابر پروس و انگلیس شکست نمی خورد در نبرد بعدی که باید در برابر قوای متحد روسیه – انگلیس – اتریش – پروس – سوئد و … قرار می گرفت حتما شکست می خورد ناپلئون در روسیه به پایان رسید.

  6. سپیده می گوید

    نمیتونم افرادی که ازین کارها انجام میدن رو درک کنم…اقای سازنده این ماکت رو میگم…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.