راهنمای جامع درمان افسردگی (روان‌درمانی، آشنایی با داروهای ضدافسردگی و راهبرد درمانی)

اگر خودیاری مؤثر واقع نشود و یا افسردگی شخص از همان آغاز شدید باشد، باید به پزشک مراجعه کرد. پزشک اطلاعات کافی را درباره افسردگی دارد و به صحبت های شما گوش می دهد و می تواند از عدم وجود علائم جسمی که باعث افسردگی می شود، اطمینان حاصل کند.

همچنین می تواند آزمایشات لازم را ترتیب دهد و یا درمان را شروع کند، کمک های لازم را به شخص ارائه کند، در صورت لزوم برگه استعلاجی برای بیمار بدهد و می تواند پزشکان دیگری را که در محل زندگی فرد هستند، معرفی کند.

با آنکه مطب پزشک عمومی اولین محل مراجعه بیمار برای دریافت کمک است، اما اگر بیماری در وضعیت اورژانسی باشد باید به مراکز امداد یا مرکز حوادث و اورژانس منطقه مراجعه کرد. در آنجا بیمار مورد معاینه قرار می گیرد، و در صورت لزوم روان پزشک را خبر خواهند کرد. بیمارستان های بعضی مناطق دارای کلینیک های روان پزشکی اورژانسی هستند که شخص می تواند به آنجا مراجعه کند؛ در برخی مناطق هم تیم درمانی اورژانس، به ملاقات بیمار در خانه اش می روند.

هر کدام از این سرویس های خدماتی فوق می تواند به بیماران مبتلا به افسردگی کمک کند؛ و کیفیت معالجه آنها بسیار عالی است. هیچ کس مشکل بیمار را ناچیز و ناشی از کند ذهنی او نمیداند. آنها مشتاق کمک به بیماران هستند و به همین منظور هم در آنجا جمع شده اند.


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر

برای افسردگی سه نوع درمان وجود دارد: درمان روان شناسی، درمان دارویی و درمان فیزیکی. پزشک عمومی قادر به انجام درمان روان شناسی و دارویی هست؛ اما، درمان فیزیکی توسط پزشک متخصص انجام می شود و فقط برای درمان مبتلایان به افسردگی شدید استفاده می شود.

روان درمانی

روان درمانی، شاید به این دلیل که به قرص نیاز ندارد، و نیز به این دلیل که درک مستقیمی از بیماری به دست می دهد، شایع ترین نوع درمان به حساب می آید.

با این حال، ممکن است شما آنقدر افسرده باشید که نتوانید به طور واضح تصمیم بگیرید؛ یا ممکن است آنقدر خسته باشید که نتوانید روان درمانی را آغاز کنید. همه درمان های روانی نیاز به زمان زیاد و اراده و تعهد دارند. انتخاب نوع درمان راحت نیست؛ این درمان ها نیاز به انرژی زیادی دارند. شاید لازم باشد قبل از تصمیم برای انجام روان درمانی، داروی ضد افسردگی مصرف کنید. باید با پزشک خود درباره امکانات درمانی منطقه گفتگو نماید

روان درمانی انواع گوناگونی دارد، و براساس نظریه های مختلفی به وجود آمده است. این درمان ها به درمان های کوتاه مدت (که حداکثر ۶ ماه طول می کشند)، درمان های دراز مدت (که اغلب بیشتر طول می کشند) و درمان مشاوره ای تقسیم بندی می شوند. درمان کوتاه مدت شامل ۴ تا ۲۰ جلسه یک ساعته است که به صورت هفتگی برگزار می شود. درمان دراز مدت معمولا بیش از ۵۰ جلسه است که اغلب هفتگی می باشد؛ اما ممکن است ۵ بار در هفته نیز انجام شود.

آنچه پس از ملاقات پزشک عمومی انجام می شود

اگر فکر می کنید که از افسردگی رنج می برید، پزشک عمومی اولین کسی خواهد بود که می تواند مشاور شما باشد و می تواند کمک هایی را که آموخته است به شما ارائه دهد.

• در مورد مشکلات شما سؤال خواهد کرد و اطمینان حاصل خواهد کرد که این مشکلات ناشی از بیماری جسمی نباشد.

• میزان شدت افسردگی را تعیین خواهد کرد.

• اگر به افسردگی خفیف مبتلا باشید، ممکن است دارو تجویز نکند. شاید توصیه هایی را به شما ارائه کند و ممکن است به وسیله

روان شناسی و مشاوره شما را یاری دهد و برای اطمینان از بهبودی تان در جلسه ای دیگر شما را معاینه کند.

• اگر افسردگی متوسط داشته باشید، شاید داروی ضدافسردگی تجویز کند و شما را به روان درمانی و مشاوره بفرستد.

• اگر نخواهید داروی ضدافسردگی مصرف کنید، روند بهبودی شما را بررسی خواهد کرد.

اگر از نظر وی به قرص احتیاج داشته باشید، حتما باید به مصرف آنها اهمیت بدهید.

• اگر به افسردگی شدید مبتلا باشید شاید شما را درمان کند، اما ممکن است شما را نزد یک روان شناس بفرستد و این موضوع به علائم بیماری فرد بستگی دارد.

• از شما میخواهد تا یک یا دو هفته پس از مصرف داروی ضدافسردگی نزد وی بروید.

• این کار را برای اطمینان از عدم وجود عوارض جانبی و اینکه آیا قادرید مصرف دارو را ادامه بدهید یا خیر انجام می شود.

• در صورت عدم تحمل دارو می توان آن را تغییر داد. پس در صورت بروز هر مشکلی پزشک خود را مطلع سازید.

• داروها بتدریج اثر می کنند و نخست خواب و خستگی فرد بهبود می یابد. بهبودی افسردگی اغلب طول می کشد.

• برای آنکه بقیه داروها را دریافت کنید و برای اطمینان از روند بهبودی خود باید به طور منظم به پزشک مراجعه کنید.

• شش هفته پس از درمان باید احساس بهبودی بیشتری کنید.

• با وجود بهبودی بیشتر، باید تا شش ماه دیگر یا چیزی در این حدود، به مصرف قرص ها ادامه دهید. پس از آن بتدریج آنها را قطع

کنید اما نباید یکباره این کار را انجام دهید.

• در صورت عدم بهبودی، پزشک دوز دارو را افزایش خواهد داد و سه هفته دیگر دوباره شما را معاینه خواهد کرد.

• اگر پس از این مدت بهبود یافتید، پزشک قبل از ترک تدریجی دارو، قرص ها را برای حداقل شش ماه دیگر تجویز خواهد کرد.

• اگر باز هم بهبود نیافتید، اغلب پزشکان، روان شناسی را به شما معرفی خواهند کرد.

• روان پزشک هم برای اطمینان از اینکه عامل دیگری دلیل افسردگی نباشد، یک بار دیگر بیمار را مورد معاینه و بررسی قرار می دهد. اگر

عامل دیگری برای افسردگی وجود نداشته باشد، شاید درمان دیگری را تجویز کند.

• اگر ظرف یک ماه بهبود نیافتید، روان پزشک دارویی دیگر یا ترکیبی از داروها را تجویز خواهد کرد یا برای تحقیقات و بررسی بیشتر در

بیمارستان بستری خواهید شد.

• اگر هیچ دارویی مؤثر واقع نشد و افسردگی همچنان شدید بود ممکن است بیمار را برای شوک درمانی ECT معرفی کنند.

اگر از همان آغاز به افسردگی شدید مبتلا باشید، دچار کڑپنداری گردیده باشید یا گرایش به خودکشی داشته باشید یا خوردن و نوشیدن را ترک کنید، پزشک از همان آغاز شما را به روان پزشک معرفی خواهد کرد. ممکن است در بیمارستان بستری شوید تا درمان در محیطی سالم صورت گیرد.

درمان کوتاه مدت معمولا مشکلات فعلی را از بین می برد. درمان دراز مدت، با کاوش در گذشته فرد، علت رفتار کنونی او را کشف می کند. زمان مشاوره در این درمانها متغیر بوده و از یک جلسه تا چند جلسه طول می کشد. هدف از مشاوره برطرف کردن مشکلاتی نیست که ریشه عمیق دارند و افسردگی شما را درمان نمی کند بلکه به بیمار کمک می کند تا از مشکلاتی که باعث افسردگی او شده اند، رهایی یابد.

درمان انواع افسردگی

بسته به نوع افسردگی (خفیف، متوسط یا شدید که توسط پزشک عمومی یا متخصص دیگری تشخیص داده می شود، درمان های مختلفی توصیه می شود.

افسردگی خفیف

برای درمان این نوع افسردگی، خودیاری، تغییر در نحوه زندگی و روان درمانی اغلب مفید واقع می شود. درمان دارویی اصلا کارساز نیست. با این حال، تحقیقات جدید نشان می دهد که اگر شخصی سال ها به افسردگی خفیف مبتلا باشد، ترکیبی از داروهای ضدافسردگی و روان درمانی می تواند باعث بهبودی وی شود.

افسردگی متوسط

بسته به علائمی که فرد نشان می دهد، درمان دارویی یا روان درمانی می تواند مفید واقع شود. بعضی پزشکان معتقدند که هر دو نوع درمان لازم است. اگر شخصی صبح خیلی زودتر از موقع از خواب بیدار شود، افسردگی اش هنگام صبح بدتر می شود، بی اشتها می شود یا به کمبود وزن دچار می گردد و نسبت به چیزهایی که قبلا از آنها لذت برده است، بی علاقه می شود. قرص ضدافسردگی در اینجا سودمند خواهد بود.

اگر شخصی روان درمانی را ترجیح می دهد باید به طور منظم تحت نظر پزشک خود باشد. اگر حال بیمار بدتر شود باید درمان دارویی را شروع کند.

افسردگی شدید

اکثر مبتلایان به افسردگی شدید، آنقدر بیماری شان شدید است که نمی توانند از روان درمانی بهره مند شوند و باید قرص افسردگی مصرف کنند. اشخاصی که به طور فعال مستعد خودکشی هستند به کمک اورژانسی احتیاج دارند و باید در جایی امن تحت مراقبت باشند. اگر افسردگی بیمار با کژپنداری و توهم همراه باشد، ممکن است قرص ضدافسردگی را توأم با قرص های مخصوص ضد

روان پریشی که به طور اختصاصی این بیماری را برطرف می سازند، تجویز شود.

افسردگی عودکننده

اگر قبلا به افسردگی مبتلا بوده اید باید از درمانی که دفعه قبل مفید بوده است استفاده کنید، چون باز هم مفید خواهد بود. پس از بهبودی باید در خصوص درمان دراز مدت با پزشک خود گفتگو کنید. لیتیم یا دوز کم داروی ضدافسردگی می تواند به دفع حمله بعدی کمک کند.

بیماری افسردگی مانیک

داروی ضدافسردگی باعث درمان افسردگی می شود اما پزشک مایل است با دقت درمان را کنترل کند زیرا در معدودی از افراد که دچار حالت خلقی

متغیر (افسردگی و سپس حالت شادی و شیدایی شدید) هستند، تجویز داروی ضدافسردگی باعث حالت شیدایی غیر طبیعی می شود. در درمان دراز مدت، داروهایی که به عنوان تثبیت کننده حالت خلقی عمل می کند مانند لیتیم و کاربامازپین، ممکن است مناسب تر باشند..

درمان های کوتاه مدت

بسیاری از درمان های کوتاه مدت توسط خدمات درمانی همگانی (NHS ارائه می شوند و پزشک عمومی یا روان پزشک یکی از این درمان ها را به شما توصیه خواهد کرد. این درمان ها شامل شناخت درمانی، رفتاردرمانی شناخت – رفتار درمانی و درمان تحلیلی – شناختی میباشند که همه در درمان افسردگی به کار می روند. احتمالا انتخاب نوع درمان به امکانات موجود در منطقه زندگی فرد بستگی دارد.

انتخاب شخص متخصص برای درمان، شاید به اندازه انتخاب نوع درمان اهمیت داشته باشد. شخصی که شما را درمان می کند، ممکن است پزشک، پرستار، روان شناس، متخصص کار درمانی یا مددکار اجتماعی باشد. هنگام استفاده از خدمات روان درمانی NHS، به احتمال زیاد یک متخصص روان شناسی برای اطمینان از درستی انجام کار، روند درمان را تحت نظر می گیرد. انواع درمان های کوتاه مدت وجود دارند که هرکدام تأثیر و قدرت ویژه خودشان را دارا می باشند.

شناخت درمانی

این نوع درمان به طور اختصاصی برای درمان الگوهای فکری افراد افسرده استفاده می شود. از بیمار می خواهند که افکار منفی خود را ثبت کند؛ و سپس، به طرز فکر خود نگاهی بیندازد. آنگاه به او کمک می کنند که با افکار منفی غیر واقعی خود مبارزه کند. پزشک سعی می کند، در بیش از ۱۰ تا ۲۰ جلسه که به طور هفتگی برگزار می شود، طرز فکر بیمار را که زاییده افسردگی اوست تغییر دهد و آن را اصلاح کند. ثابت شده است که این نوع درمان حتی در افسردگی نسبتا شدید نیز مؤثر است.

مزیت درمان مذکور این است که دوام آن از درمان دارویی بیشتر است و می تواند توأم با داروهای ضد افسردگی به کار رود. اگر شخصی از افسردگی رنج می برد باید به طور جدی شناخت درمانی را مورد توجه قرار دهد.

به عنوان مثال، از منشی ما، خانم «کری» خواسته شد تا این طرز فکر خود که او فردی شکست خورده است را مورد بررسی کامل قرار دهد و شواهد موافق یا مخالف با آن را نشان دهد. سپس به او کمک می کنند که بداند راههای دیگری نیز برای نگاه به مشکلات وجود دارد، و نباید مسائل را به خود سخت بگیرد. به او کمک می کنند تا به روشی متعادل فکر کند. شاید او بهترین منشی دنیا نباشد، اما حتی بهترین منشی های دنیا هم دچار خطا می شوند.

رفتار درمانی

تفاوت این نوع درمان با شناخت درمانی در این است که به جای تمرکز روی طرز فکر بیمار، رفتار او را مورد توجه قرار می دهند. به جای آنکه او را وادار سازند که طرز فکر افسرده کننده نداشته باشد، از او می خواهند که کمتر رفتار افراد افسرده را داشته باشد. از طریق برنامه تغییر و اصلاح رفتار، سعی می کنند تا بیمار خواب خوبی داشته باشد، خورد و خوراک خوبی داشته باشد، بهتر از خود مراقبت کند، و احساس شکست را از بین ببرد. بعضی معتقدند که این نوع درمان اولین گام برای بهبودی است.

همه این موارد در مورد «کری» به کار گرفته می شود تا به طور قطع از ابتلا به افسردگی شدید او جلوگیری شود. او را تشویق می کنند که از خود مراقبت کند، خوب بخوابد، غذاهایی را که به آن عادت داشته بخورد، و مطمئن باشد که به گرداب افسردگی گرفتار نخواهد شد.

شناخت – رفتار درمانی

در این درمان برای بهبود افسردگی، از عناصر شناخت درمانی و رفتار درمانی استفاده می شود. با وجود آنکه این نوع درمان تازگی دارد، اما مکرر از آن استفاده می شود.

درمان شناختی – تحلیلی

این نیز نوعی درمان جدید است که در آن از تکنیکهای رفتاری و شناختی استفاده می شود. اما در ضمن، با بررسی گذشته بیمار، به او نشان می دهند که طرز فکر نادرستش از کجا نشأت گرفته است. این درمان یکی از درمان های کوتاه مدت است که دلیل مشکلات بیمار را ارائه می کند.

«زیگموند فروید»

روان پزشک اتریشی و بنیانگذار روان کاوی معتقد بود که بیماری ها از مشکلات حل نشده گذشته ریشه گرفته اند.

اگر «کری» در مورد گذشته اش صحبت کند، ممکن است معلوم شود که والدین او بسیار سخت گیر بوده اند. احساس حقارت او ممکن است از این موضوع نشأت گرفته باشد که به او به نگاه یک کودک می نگریستند. اگر «کری» متوجه می شد که طرز فکر و احساس او به دلیل موقعیت ها و شرایط کودکی او بوده است، می فهمید که بهتر است خود را آنگونه که هست قبول داشته باشد و کمتر نسبت به خویشتن دیدگاه انتقادی داشته باشد، چرا که در نتیجه آن دیدگاه انتقادی، عدم رضایت و افسردگی ایجاد می شود.

درمان های دراز مدت

درمان های دراز مدت انواع بسیار متفاوتی دارد و همه آنها بر نظریه های گوناگونی استوار هستند. این درمان ها را مراکز خدمات درمانی همگانی به صورت رایگان (NHS) انجام می دهند. اما معمولا لیست نوبت درمانی آنها طولانی است. درمان دراز مدت با دلایل ریشه دار افسردگی سر و کار دارد. انجام این نوع درمان سریع نیست. هدف این درمان ها، یافتن راه حلی برای مشکلات پایدار است. این نوع درمان باعث کاهش افسردگی شخص در مدت کوتاه نمی شود.

روانکاوی

پزشکان روانکاو معتقدند که مشکلات هر کس از مسائلی نشأت می گیرد که در گذشته زندگی خود نتوانسته است بر آنها غلبه کند. ممکن است آنها را انکار یا از آنها صرف نظر کند اما این مشکلات هنوز در پس زمینه ذهن او وجود دارند و در آنجا باقی مانده اند و کهنه شده اند و دوباره وقتی که دچار اضطراب شده یا از نظر بدنی ضعیف می شود، این مشکلات بروز می کنند. مشکلات گذشته همچنین باعث ضعیف شدن فرد می شوند.

این مشکلات ممکن است از دست دادن والدین در کودکی باشند، که در آن فرد نتوانسته است اندوه خود را به طور کامل ابراز کند و احساساتش پوشیده مانده اند.

اعتقاد بر این است که روان درمانی دراز مدت به دلیل آنکه باعث بیداری و آشکار شدن احساسات مخرب فرد می شود، مؤثر خواهد بود. هدف این نوع درمان خلع سلاح این احساسات و پیش گیری از ایجاد مشکلات است.

اگر به فکر این نوع درمان هستید باید با پزشک خود صحبت کنید. انتخاب شخصی که بتواند روان کاوی کند گیج کننده است و بعضی از پزشکان به خوبی آموزش ندیده اند.

مشاوره مشاوران می کوشند که شخص را در حل مشکلاتش یاری کنند. آنها شما را نصیحت نمی کنند، بلکه شما را در تصمیم گیری

یاری می کنند. بسیاری از آنها آموزش دیده اند، اما بعضی از آنها هم آموزش ندیده اند، پس بهتر است از پزشک خود توصیه های لازم را بخواهید. حتی ممکن است متوجه شوید که پزشک عمومی شما در مطب خود یک مشاوره دارد.

دارو درمانی

قرص های ضد افسردگی، درمان مؤثری برای افسردگی محسوب می شوند و اگر مطابق با دستور پزشک مصرف شوند، ظرف دو هفته علائم بیماری برطرف می شود. هرچند بیشتر اوقات شش هفته طول می کشد تا بهبودی کامل احساس شود. برای اطمینان از عدم برگشت بیماری، معمولا باید قرص های ضدافسردگی را تا حداقل شش ماه پس از برطرف شدن افسردگی مصرف کرد؛ و آنگاه دارو را به تدریج قطع نمود. این داروها برای درمان افسردگی متوسط و افسردگی شدید بسیار مفید هستند.

بسیاری از اشخاص فکر می کنند که به داروهای ضدافسردگی اعتیاد پیدا کرده یا به آنها وابسته شده اند. اما چنین چیزی ممکن نیست. برخلاف قرص هایی مثل والیوم، داروهای ضد افسردگی اعتیاد آور نیستند. اگر به افسردگی مبتلا هستید، این داروها نتیجه بخش خواهند بود و اگر افسردگی نداشته باشید اثر بدی نخواهد داشت و باعث نئشگی نمی شوند. همه داروهایی که ایجاد نئشگی می کنند و اعتیادآور هستند، خرید و فروش آنها غیرقانونی انجام می شود. اما تاکنون، هیچ نوع خرید و فروش غیرقانونی داروی ضد افسردگی گزارش نشده است.

با این حال، داروهای ضد افسردگی بسیار قوی هستند و در بعضی اشخاصی که مصرف آنها را به طور ناگهانی قطع می کنند، حالتی غیرعادی ایجاد می کنند. این حالت علامت آن نیست که به داروی ضدافسردگی اعتیاد یافته یا به آن وابسته شده اید. بلکه نشان می دهد بدن تا حدی به مصرف آنها عادت کرده است. کاهش تدریجی دارو هنگام بهبودی در چند هفته قبل از قطع کامل دارو، مطمئنأ بدن فرد را به حالت عادی باز می گرداند و هیچ نوع علائمی دیده نخواهد شد.

نحوه تأثیر داروی ضدافسردگی

هنگام افسردگی، در نحوه عملکرد بدن تغییراتی فیزیکی ایجاد می شود. داروهای ضدافسردگی وضعیت بدن را به حالت طبیعی خود باز می گردانند. همانطور که قبلا دیدیم، سلول های عصبی مغز به وسیله فضاهای کوچکی (سیناپس) از هم جدا شده اند. سلول های عصبی، برای انتقال پیام به یکدیگر، ماده شیمیایی (ناقل عصبی) آزاد می کنند. این ماده سلول عصبی را ترک کرده و به سلول عصبی مجاور می رود. کارکرد ناقل ها مانند چوبچه در دو امدادی است. پیام عصبی در صورتی عبور می کند که در محل سیناپس ناقل شیمیایی کافی موجود باشد. ناقل های عصبی پس از آزاد شدن، یا تجزیه می شوند و یا دوباره به محلی که آزاد شده اند- یعنی سلول مغزی – برمی گردند.

هنگام افسردگی، سطح این ماده در بدن کاهش می یابد. گویی چوبچه از دست بازیکنان به زمین می افتد. داروهای ضدافسردگی با افزایش دادن مقدار ماده ناقل عصبی در فضای بین دو سلول، تأثیر خود را می گذارند. مثل این است که این داروها چوبچه ها را دوباره به دست سلول عصبی برمی گردانند.

داروهای مختلفی، مقدار ناقل عصبی را در سیناپس افزایش می دهند و نحوه کار آنها به سه طریق مختلف زیر می باشد

• افزایش ناقل عصبی ساخته شده (تریپتوفان)

• جلوگیری از تجزیه ناقل عصبی (مهار کننده مونوآمین اکسیداز یا MAOI ها).

• جلوگیری از برگشت ناقل عصبی به سلول در محل سیناپس (تری سیکلیک ها، ترکیبات مشابه تری سیکلیک (SSRI).

پس از آنکه بدن به حالت طبیعی خود برگشت، مقدار ناقل عصبی که به طور طبیعی تولید می شود، افزایش یافته و دیگر به قرص ضدافسردگی نیازی نیست.

اشخاصی که به داروی ضدافسردگی نیاز دارند

هنگام ابتلا به افسردگی خفیف، ممکن است نیاز به درمان دارویی نباشد. در افسردگی متوسط شاید به دارو احتیاج باشد، اما در افسردگی شدید به طور قطع باید داروی ضدافسردگی مصرف شود.

هر دارویی باید بعد از مشورت کامل با پزشک یا روان پزشک و نیز مطابق با برنامه مورد توافق، که احتمالا تکنیک های خودیاری و روان درمانی را نیز شامل می شود، تجویز شود. اگر در حال درمان با داروی دیگری هستید، باید آن را به پزشک خود بگویید. اگر در مصرف داروی ضدافسردگی تردید دارید، به خاطر داشته باشید که پزشکان داروی ضدافسردگی را برای گول زدن بیماران تجویز نمی کنند. شاید گاهی تجربه کنید که اصلا بدون مصرف داروها قادر نیستید مشکلات خود را حل کنید.

علائم خاصی چون بیدار شدن زود هنگام در صبح، تشدید افسردگی هنگام صبح، از دست دادن اشتها، کمبود وزن و بی علاقه شدن نسبت به آنچه قبلا از آن لذت می بردید، نشانگر آن است که احتمال برطرف شدن افسردگی تان با دارو بیشتر است.

درمان دارویی شاید عوارض جانبی داشته باشد. این عوارض هنگام شروع دارو شدیدتر هستند؛ اما، پس از آنکه بتدریج به آن عادت کردید، بهتر می شوند. این عوارض را می توان با کاهش دز دارو و تنظیم دلخواه آن و یا تعویض دارو برطرف کرد. عوارض جانبی اکثر داروها کمتر از مشکلات ناشی از خود افسردگی هستند. چنانچه دز دارو به طور کامل مصرف شود، تأثیر دارو به بهترین نحو خواهد بود. اگر داروها به طور صحیح استفاده شوند، افسردگی بهبود می یابد. در کم دارو تأثیری ندارد و ممکن است ضمن آنکه سودی نداشته، عوارض جانبی دارو هم در فرد ایجاد شود. بکوشید مصرف دارو را ادامه دهید. داروهای ضدافسردگی مختلفی وجود دارند که همه آنها سودمند هستند. بعضی از آنها برای یک نوع افسردگی سودمندتر از دیگری هستند و انواع مختلف داروها، عوارض جانبی متفاوتی نیز دارند.

ممکن است پس از دوره افسردگی هم، مصرف دارو به مدت شش ماه تجویز شود تا از عدم برگشت افسردگی اطمینان حاصل شود. اگر قبلا نیز دچار افسردگی بوده اید، پیشنهاد می کنیم که مدت بیشتری به درمان ادامه دهید. در حال حاضر اگر بیماران پس از ۵۰ سالگی برای اولین بار دچار افسردگی بشوند، بعضی پزشکان به دلیل احتمال برگشت مجدد بیماری توصیه می کنند که داروها به مدتی نامعین مصرف شوند.

داروهای ضد افسردگی تری سیکلیک

این داروها به دلیل ساختار شیمیایی خاص شان به این نام معروفند. اینها در ساختار خود دارای سه حلقه هستند که با زنجیره جانبی شبیه سه حلقه به یکدیگر پیوند خوده اند. این داروها از باز جذب ناقل عصبی به درون سلول آزاد کننده آن جلوگیری می کنند؛ و از این طریق، میزان ناقل عصبی را در بین سلول های مغزی افزایش می دهند.

این داروها در درمان افسردگی «متوسط» و افسردگی شدید» که در آنها مشکلاتی چون بدخوابی، بی اشتهایی، بی قراری و کندی حرکات وجود دارد، بسیار مؤثر واقع می شوند و برای شروع اثر خود باید بیش از دو هفته مصرف شوند.

انواع بسیار گوناگونی از داروهای ضدافسردگی تری سیکلیک وجود دارند. همه آنها برای افسردگی مفید هستند، اما ممکن است اثرات دیگری نیز داشته باشد. مثلا بعضی از آنها آرام بخش بوده و باعث آرامش اعصاب می شوند اما بقیه این گونه نیستند.

داروهای ضد افسردگی تری سیلیک

تری سیکلیکهای آرام بخش

• آمی تریپتیلین

کلومیپرامین

دو تیپین

دوکسپین

تریمیپرامین

تری سیکلیک محرک

• پروتری پتیلین

تری سیکلیک های غیر آرام بخش

• آموکساپین

• دسیپرامین

• ایمیپرامین

علوفپرامین

نورترپتیلین

اگر مضطرب و نگران باشید، پزشک احتمالا برایتان داروی ضد افسردگی آرام بخش تجویز می کند. با این حال، اگر تمام مدت احساس کم تحرکی و خستگی کنید، پزشک دارویی را ترجیح خواهد داد که تأثیر آرامبخشی کمتری داشته باشد. بعضی از اشخاص که داروی آرام بخش تری سیکلیک مصرف می کنند، در طول روز دچار خواب آلودگی می شوند. این وضعیت را می توان با مصرف دز کامل دارو در شب به جای سه بار در روز) برطرف کرد. این کار باعث خواهد شد که خواب راحت تری داشته باشید. اگر برای امرار معاش رانندگی می کنید یا با ماشین صنعتی سر و کار دارید، باید هنگام مصرف دارو دقت و توجه ویژه ای داشت و این موضوع را باید با پزشک در میان بگذارید.

تری سیکلیکها نیز، همانند سایر داروهای قوی، ممکن است عوارض جانبی ایجاد کنند، اما بعضی از انواع جدید آنها عوارض جانبی کمتری دارند. همه افراد به عوارض جانبی دارو مبتلا نمی شوند؛ اما اگر به این عوارض دچار شدید، پزشک خود را مطلع سازید. می توان با شروع درمان از دز کم دارو و سپس رساندن تدریجی آن به مقدار دلخواه، این عوارض را کاهش داد. همچنین می توان نوع دیگری از تری سیکلیک را تجویز کرد. هم چنین ممکن است داروهای ضد افسردگی با داروهای دیگری که مصرف می شوند، تداخل پیدا کنند (حتی با قرص های درمان تب یونجه ۷ که بدون نسخه پزشک می توان آنها را تهیه کرد). بنابراین قبل از مصرف هر دارویی با پزشک خود یا پزشک داروخانه مشورت کنید. مصرف تری سیکلیک به مقدار زیاد ممکن است کشنده باشد. اگر در منزل کسی هست که به خودکشی مستعد است، تعداد کمی از قرصها را در خانه نگهداری کنید.

بعضی از عوارض جانبی تری سیکلیکها

تار شدن چشم

یبوست

مشکل در نعوظ و خروج منی

و ناراحتی در دفع ادرار

خشکی دهان

• تأثیر بر قلب (تندی ضربان قلب یا نامنظم بودن آنها)

اغش (نادر بوده و در افراد مستعد به آن اتفاق می افتد.

سرگیجه هنگام ایستادن

عرق زیاد

لرزش دستها

اضافه وزن

داروهای ضد افسردگی مشابه تری سیکلیک

داروهای زیادی هستند که عملکردی دقیقا مشابه تری سیکلیک ها دارند اما ساختار سه حلقه ای ندارند. بنابراین، تری سیکلیک نامیده نشده اند؛ مانند:

• ماپروتیلین Maprotiline که چهار حلقه ای است و در صورت ابتلا به صرع نباید مصرف شود.

• میان سرین Mianserin که جدای از تأثیر آن بر مغز استخوان، دارای عوارض

جانبی کمی است اما به دلیل اثر منفی آن بر مغز استخوان کمتر استفاده می شود.

• ایپریندول Iprindole در مواردی نادر، ناراحتی کبدی ایجاد می کند.

• ترازودون Trazodone عوارض کمی دارد، هرچند در مواردی نادر باعث ایجاد نعوظی می شود که به حالت اول برنمی گردد و بسیار

دردناک است.

• ویلوکسازین Viloxazine که عوارض جانبی آن از اکثر تری سیکلیکها کمتر است.

• میرتازاپین Mirtazapine داروی مؤثر ضدافسردگی است که ممکن است باعث اختلالات خونی شود. بیمارانی که علائم تب، گلودرد یا

هر نوع عفونت را دارند باید هنگام مصرف دارو با پزشک مشورت کنند.

بازدارنده های بازجذب اختصاصی سروتونین (SSRI)

فلوکسیتین

فلووکسامین

پاروکسیتین

سرترالین

سیتالوپرام

داروهای اس. اس. آر. أی (SSRI

این نام اختصار عبارت «بازدارنده بازجذب اختصاصی سروتونین» است. عملکرد این داروها شبیه تری سیکلیک ها می باشد. این داروها از برگشت ناقل عصبی به سلول مترشحه خود جلوگیری می کنند. با این وجود، این داروها فقط بر یک نوع ناقل عصبی یعنی سروتونین تأثیر می گذارد.

در مقایسه با تری سیکلیک ها، این داروها برای افسردگی مفید بوده و دارای عوارض جانبی کمتر و تأثیر آرام بخشی کمتری نیز هستند و باعث اضافه وزن نمی شوند و به اندازه تری سیکلیک ها برای قلب مضر نیستند. همانطور که در مورد تری سیکلیکها گفته شد، لازم است افراد مبتلا به صرع در مصرف این داروها احتیاط کنند. این داروها ممکن است در ابتدا باعث بروز اسهال، تهوع و استفراغ شوند. مصرف دز بالای آن خطر کمتری نسبت به تری سیکلیک ها ایجاد می کند.

SSRI (اس. اس. آر. آی) ها مدت زیادی نیست که مورد استفاده قرار گرفته اند و بسیاری از متخصصان معتقدند که این داروها، بهتر از تری سیکلیک ها نیستند.. انگهی، به دلیل قیمت بسیار گران آنها، فقط برای کسانی تجویز می شود که نتوانند تری سیکلیک مصرف کنند.

بعضی از عوارض جانبی داروهای (SSRI)

ناراحتی های شکمی

اسهال

تهوع

و استفراغ

سردرد

• پریشانی و بی قراری

و اضطراب

در رسانه ها تبلیغات زیادی درباره یک نوع دارو به نام پروزاک یا فلوکسیتین (Prozac – Fluxetine ) انجام شده است. این دارو نوعی SSRI است که بسیار مشابه دیگر داروهای SSRI عمل می کند، اما در بعضی از کتاب های پرفروش از آن تعریف و تمجید بسیار شده است. این دارو به قرص «شادی بخش» معروف است و شهرت خود را به این دلیل به دست آورده است که افراد افسرده را شاد می سازد. به دلیل عوارض جانبی ناچیز این دارو، برای افراد مبتلا به افسردگی خفیف که ممکن است تنها از راه تغییر روش زندگی بهتر شده باشند، تجویز می کنند.

در حال حاضر، پزشکان زیادی در آمریکا نگران مصرف زیاد از حد این دارو هستند. انواع دیگر SSRI ها دارای عملکردی مشابه می باشند و دقیقا مانند پروزاک اثر می کنند.

داروهای ام. . او. أی MAOI

این داروها (بازدارنده مونوآمین اکسیداز) اولین داروهای ضدافسردگی بودند که ساخته شدند. این داروها با متوقف ساختن عملکرد ماده ای به نام مونوآمین اکسیداز از تجزیه ناقل عصبی در محل سیناپس جلوگیری نموده و باعث بالا رفتن سطح ناقل عصبی در محل سیناپس می شوند. این داروها به طریقی غیر قابل برگشت، عملکرد مونوآمین اکسیداز را متوقف می سازند. متأسفانه این داروها در نقاط دیگر بدن که مونو آمین اکسیداز وظایف مهمی دارد همین عمل را انجام میدهند.

یکی از این وظایف تجزیه ماده ای به نام «تیرامین» است که در بعضی غذاها یافت می شود. مقدار زیاد این ماده باعث افزایش فشار خون و سردردهای شدید ضربانی می گردد و ممکن است منجر به سکته شود. در نتیجه افرادی که تحت درمان با MAOI هستند باید رژیم غذایی محدودی را که در آن تیرامین خیلی ناچیز وجود دارد، رعایت کنند.

بازدارنده های مونو آمین اکسیداز (MAOI)

فنلزین

ایزوکربوکسازید

ترانیل سیپرومین

موکلوبمید

دو هفته طول می کشد تا بدن مونوآمین اکسیداز جدید را بسازد. بنابراین، پس از قطع دارو نیز دو هفته طول خواهد کشید تا مونوآمین اکسیداز بدنتان به حالت طبیعی خود بازگردد. در نتیجه، باید رژیم غذایی خود را در این مدت ادامه دهید. در طول این دوره دو هفته ای اگر داروها تأثیری نداشت، نمی توانید داروی دیگری را امتحان کنید.

نوع جدیدتری از MAOI با نام RIMA (بازدارنده قابل برگشت مونوآمین اکسیداز تیپ فرعی اکسیداز به نامهای تیپ A و تیپ B وجود دارد.

چون RIMA ها یک تیپ خاص را مهار می کنند، مشکل کمتری در رابطه با خوردن غذای حاوی تیر آمین وجود دارد و از محدودیت رژیم می توان کم کرد. RIMA عملکرد مونوآمین اکسیداز را متوقف می کند، اما آن را تخریب نمی کند و لازم نیست بدن مونوآمین اکسیداز جدید بسازد؛ بنابراین، اثرات این دارو قابل برگشت است، و یک روز پس از قطع دارو اثر آن از بین می رود.

اگر تری سیکلیک یا SSRI مؤثر واقع نشود از MAOI استفاده می شود. اما، بعضی پزشکان در آغاز درمان از این دارو برای درمان افراد دارای علائم جسمی معکوس و احتمالا افرادی که افسردگی شان با هیچ الگویی مطابقت ندارد، استفاده می کنند.

سایر داروهای ضدافسردگی

آل – تریپتوفان L- Tryptophan : عقیده بر این است که این دارو از راه افزایش ناقل عصبی ساخته شده توسط سلول های مغزی تأثیر می کند. آل – تریپتوفان که به عنوان ماده شیمیایی در رژیم غذایی وجود دارد و به سروتونین تبدیل می شود، داروی ضدافسردگی ضعیفی است. اما، می توان آن را توأم با سایر داروهای ضدافسردگی مصرف کرد.

فلوپنتیکسول (Flopenthixol): این دارو برای سایر بیماری های روانی استفاده می شود، اما زمانی که در پایین آن مصرف می شود، داروی ضدافسردگی مناسبی خواهد بود.

در صورت مصرف در بالا، داروی نسبتا بی خطری به حساب می آید و عوارض جانبی کمی به دنبال دارد. با این حال، اگر برای مدتی طولانی مصرف شود، ممکن است عوارض جانبی خطرناکی را ایجاد کند. پس، فقط باید برای مدت کوتاهی مصرف شود.

نفازودون (Nefazodone): این دارو مانند SSRI عمل می کند، اما عوارض جانبی آن برای معده کمتر است و از اکثر داروهای SSRI برای بهبود خواب بهتر عمل می کند.

وینلافاکسین (Venafaxine): داروی ضد افسردگی است که همانند SSRI عمل می کند. شاید موجب بروز راش های پوستی شود که در آن صورت باید فورا به پزشک مراجعه کرد. زیرا ممکن است نشانه ای از واکنش آلرژیک خطرناک باشد. این دارو مانند بسیاری از داروهای ضدافسردگی ممکن است در انجام کارهای مهارتی مانند رانندگی تأثیر بگذارد.

ریبوکسیتین (Reboxetine): این دارو به طور انتخابی از جذب یک ناقل عصبی به نام «نورآدرنالین» جلوگیری می کند.

الیوتیرونین (Lyothronine): هورمونی است که در درمان افراد مبتلا به کم کاری غده تیروئید استفاده می شود و ممکن است آن را در مراکز تخصصی توأم با درمان های دیگر برای مبتلایان به افسردگی شدید» تجویز کنند.

داروهای تثبیت کننده خلق

این داروها بندرت در درمان افسردگی به کار می روند و در افراد مستعد افسردگی معمولا از راه ثابت نگه داشتن حالات خلقی فرد باعث پیش گیری از بازگشت مجدد افسردگی می شوند.

لیتیم

لیتیم باعث تثبیت سلول ها و حالات خلقی پایدارتر می شود. اگر افراد مبتلا به افسردگی مانیک لیتیم مصرف کنند، کمتر دچار بیماری می شوند. این ماده همچنین از بروز افسردگی در افراد مبتلا به افسردگی عود کننده شدید جلوگیری می نماید و نیز می تواند به طور کلی از بازگشت بیماری جلوگیری و یا از مدت و شدت افسردگی بکاهد و باعث افزایش فاصله بین بروز بیماری شود.

لیتیم باید به طور منظم مصرف شود و سطح آن در خون باید در حد مناسب باشد. در کم دارو تأثیری نخواهد داشت و در بسیار زیاد آن باعث بروز عوارض جانبی می شود که ممکن است سلامتی شخص را تهدید کند. مقدار لیتیم مورد نیاز هر فرد را فقط می توان از طریق آزمایش خون مشخص ساخت.

قبل از شروع درمان با لیتیم باید از طریق آزمایش خون از عملکرد صحیح کلیه ها اطمینان حاصل شود و تعادل شیمیایی خون باید به خوبی برقرار باشد. برای اطمینان از عملکرد صحیح قلب، آزمایشات قلب انجام می شود. عملکرد غده تیروئید هم باید آزمایش شود. در صورت وجود ناراحتی های کلیوی یا قلبی نباید لیتیم مصرف شود.

پس از شروع درمان با لیتیم، آزمایشات خون را هر هفته انجام می دهند تا دز درمانی با بدن بیمار سازگار شود و سپس این آزمایشات تا سه ماه، ماهی یکبار انجام می شود و بعد از آن نظر پزشکان درباره انجام آزمایش فرق می کند. بعضی از آنها آزمایش خون را هر دو ماه یکبار و بقیه آن را کمتر و به طور منظم انجام میدهند.

هر عاملی که بدنتان را به طور جدی با کمبود آب مواجه سازد، مانند رفتن به منطقه بسیار گرم، اسهال، تهوع یا شروع داروی ادرار آور (مدر)، ممکن است بر لیتیم مورد نیاز تأثیر بگذارد. در این صورت باید فورا آزمایش خون انجام شود.

چنانچه قصد عمل جراحی دارید، باید پزشک را از مصرف لیتیم آگاه کنید، چون ممکن است لازم باشد که درمان دارویی قطع شود.

عوارض جانبی لیتیم

احتمالا شامل خستگی، دفع بیش از حد معمول آب از بدن، لرزش خفیف دست ها، خشکی دهان و احساس طعم فلز

در دهان می باشد. بسیاری از این عوارض با گذشت زمان برطرف می شود. این عوارض را نباید با عوارض ناشی از سطح بسیار بالای دارو در بدن اشتباه گرفت. اگر دچار لرزش شدید دستها، ضعف، اسهال، استفراغ و گیجی شدید شدید، فورا به پزشک یا مراکز اورژانس مراجعه کنید. شاید دچار مسمومیت با لیتیم شده باشید.

اضافه وزن از عوارض جانبی دراز مدت لیتیم است. گاهی ممکن است این دارو بر غده تیروئید اثر کند. در نتیجه، دو نوبت در سال مقداری از خون گرفته شده را برای آزمایش هورمون تیروئید (میزان لیتیم) به آزمایشگاه می فرستند. کمبود هورمون تیروئید را می توان با قطع لیتیم یا دادن قرص های حاوی هورمون تیروئید درمان کرد.

وقتی برای مدتی لیتیم مصرف شود، این دارو ممکن است بر عملکرد کلیه ها تأثیر بگذارد و ممکن است باعث دفع آب بسیار از بدن شده و فرد دچار تشنگی بسیار شدید گردد. در این صورت، باید به پزشک مراجعه کرد. شاید لازم باشد مصرف دارو را قطع کرد.

اثر لیتیم بر جنین:

مصرف لیتیم در اوایل حاملگی ممکن است به جنین در حال رشد آسیب برساند. بنابراین، خانم هایی که قصد بچه دار شدن دارند و تحت درمان با لیتیم هستند، باید به پزشک مراجعه کنند تا اقدام لازم برای قطع دارو را انجام دهد. آنها می توانند پس از سه ماه دوباره مصرف دارو را شروع کنند؛ زیرا در آن مقطع جفت از جنین محافظت می کند و حساسیت جنین نسبت به لیتیم کمتر می شود. اما، شروع دوباره دارو نیز باید تحت نظارت پزشک انجام شود. سطح لیتیم باید به صورت دقیق کنترل شود؛ زیرا با پیشرفت حاملگی مقدار لیتیم مورد نیاز تغییر می کند. آزمایشات خون باید بیشتر از حد معمول داده شوند. نوزاد پس از تولد دیگر توسط جفت حفاظت نمی شود؛ لیتیم وارد شیر مادر شده و ممکن است کودک را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، مادران تحت درمان با لیتیم نباید با شیر خود کودک را تغذیه کنند.

کاربامازپین

کاربامازپین یک داروی تثبیت کننده حالات خلقی است. این دارو را می توان توأم با لیتیم یا به جای آن در افرادی که به دلایلی نمی توانند

لیتیم مصرف کنند، تجویز کرد. در دو ماه اول مصرف دارو، آزمایش خون حداقل هر دو هفته یک بار انجام می شود و پس از آن تعداد آزمایشات کم میشود. تب ممکن است نشانه اختلال خونی ناشی از مصرف کاربامازپین باشد؛ بنابراین، در صورت بروز چنین مشکلاتی باید درباره آن با پزشک خود مشورت کنید. |

سدیم والپرات

این دارو برای درمان صرع استفاده می شود و عملکرد تثبیت حالات خلقی را نیز دارد. در گذشته این دارو را فقط زمانی استفاده می کردند که بیمار نمی توانست نه لیتیم و نه کاربامازپین را مصرف کند، اما در حال حاضر داروی مورد پسند بعضی متخصصان است. آزمایشات خون باید به طور منظم انجام شود.

قطع داروی ضد افسردگی

به دلیل بروز علائم ناشی از ترک داروی ضدافسردگی نباید بدون توصیه پزشک مصرف دارو را قطع کنید.

توصیه های لازم

داروی ضد افسردگی را به طور ناگهانی قطع نکنید، آنها را باید بتدریج کنار گذاشت. نخست با پزشک خود مشورت کنید.

اشخاصی که هفته ها و به طور منظم از داروی ضدافسردگی استفاده کرده اند، با ترک دارو از علائم ترک آن رنج خواهند برد.

علائم ناشی از ترک دارو را می توان با کاهش تدریجی دوز دارو در یک دوره تقریبا چهار هفته ای برطرف کرد.

علائم ناشی از ترک دارو

تهوع، استفراغ و بی میلی به غذا

سردرد، گیجی و لرزیدن

کم خوابی، احساس ترس، اضطراب، بی قراری، جنون

تغییر داروهای ضد افسردگی

فقط پزشک مجاز است نوع داروی ضد افسردگی را تغییر دهد.

بعضی از داروهای ضدافسردگی را نباید هم زمان مصرف کرد و مصرف همزمان آنها بالقوه خطرناک است. بنابراین قبل از شروع داروی دیگر باید داروی ضدافسردگی قبلی را از برنامه درمانی خود به طور کامل خارج کنید.

روند تغییر دارو ممکن است بسته به آنکه چه نوع دارویی را متوقف و چه دارویی را می خواهید شروع کنید، بین یک تا پنج هفته طول بکشد.

سایر داروهای تثبیت کننده

پزشکان ممکن است داروهایی را استفاده کنند که در بیماری های مغزی مانند صرع استفاده می شود، اما، ثابت شده است که عملکرد تثبیت حالات خلقی را نیز دارند. از جمله این داروها نیمودیپین Nimodipine لاموتریگین Lamotrigine گاباپنتین

Gabapentine و توپیرامید Topiramide می باشند. گاهی هورمون تیروکسین را بر افرادی که به سرعت دچار تغییر حالات خلقی شادی زیاد و سپس اندوه می شوند، تجویز می کنند. این داروها فقط زمانی استفاده می شوند که داروهای رایج تر چون لیتیم، کاربامازپین و سدیم والپرات مؤثر واقع نشوند.

شوک درمانی

شوک درمانی (ECT) یکی از بحث انگیزترین درمان های روانی است. در صورتی که این درمان به طور درست انجام شود، در اکثر اشخاص

هشت نفر از ده نفر) سودمند بوده و به سرعت عمل می کند. همچنین، بی خطر بودن این درمان ثابت شده است. شوک درمانی معمولا برای بیمارانی به کار می رود که به قرص های ضد افسردگی جواب نمی دهند. همچنین در افرادی استفاده می شود که شرایط درمانی آنها به گونه ای است که نباید داروی ضدافسردگی مصرف کنند و یا به افسردگی شدید مبتلا هستند و در معرض خطر مرگ می باشند (مانند آنان که به طور کامل از خوردن و آشامیدن خودداری کنند). بعضی از پزشکان از این درمان برای مادرانی که به افسردگی شدید پس از زایمان مبتلا شدهاند، استفاده می کنند زیرا اثر آن بلافاصله آشکار می شود و به این معنا خواهد بود که می توانند دوباره از کودک خود مراقبت کرده و با او ارتباط برقرار کنند.

بعضی از کسانی که قبلا شوک درمانی انجام داده اند و این درمان برای آنها سودمند واقع شده است به طور سرپایی شوک درمانی می شوند، اما بیشتر افراد در بیمارستان بستری می شوند.

ایده شوک درمانی در ذهن مردم تنفر ایجاد کرده است. منتقدان، علت استفاده این نوع درمان سخت را درک نمی کنند و می گویند هیچ کس از نحوه عملکرد شوک درمانی اطلاعی ندارد؛ یا اینکه این نوع درمان مانند شکنجه های قرون وسطایی است و باعث مشکلات پایدار در مغز می شود، و در طب پزشکی قرن بیستم جایگاهی ندارد. حقیقت محض این است که اگر این نوع درمان تأثیری نداشت که البته بسیار سودمند می باشد. از آن استفاده نمی کردند. روان پزشکان، وظیفه شان درمان بیماران است. درست است که هیچ کس از نحوه عملکرد شوک درمانی شناختی ندارد، اما درمان های زیاد دیگری وجود دارند که پزشکان برای هر نوع بیماری استفاده می کنند، اما کاملا درباره آن شناختی ندارند. مطالعات نشان داده است که این نوع درمان باعث مشکلات مغزی دراز مدت نمی شود. گرچه بعضی بیماران برای مدت کوتاهی دچار از دست دادن حافظه می شوند، اما اصلاحات صورت گرفته در نحوه انجام شوک درمانی، از این ناراحتی کاسته است. اکثر مردم به هیچ وجه دچار از دست دادن حافظه نمی شوند و تقریبا همه دریافتند که با برطرف شدن افسردگی آنها، حافظه شان نیز بهبود می یابد.

شوک درمانی علت بیماری – افسردگی را – حل نمی کند، بلکه شخص را به مرحله ای می رساند که بتواند این مشکلات را مورد بررسی و توجه قرار دهد. شوک درمانی نیز مانند درمان دارویی تضمین نمی کند که بیماری به کلی برطرف شود. اگر فرد به افسردگی شدید و جدی مبتلا باشد، ممکن است باز هم در معرض خطر بازگشت مجدد بیماری باشد.

آنچه در شوک درمانی انجام میشود

یک داروی بیهوشی کوتاه اثر به بیمار داده می شود تا به خواب رود و نیز دارویی که ماهیچه بیمار را شل کند به او داده می شود. هنگام بیهوشی ماسک اکسیژن گذاشته می شود و سپس با قرار دادن الکترودهایی روی پوست سر بیمار، جریان الکتریکی ضعیفی را از مغز بیمار می گذرانند. مقدار این جریان یک دهم مقداری است که برای بیماران مبتلا به ایست قلبی استفاده می شود. اگر بیهوشی یا بی حسی داده نشود بیمار غش کوتاهی خواهد داشت، اما به دلیل بیهوشی فقط انقباض کمی در نوک انگشتان پا دیده می شود که چند ثانیه ای طول می کشد. این حالت نشان می دهد که مغز دچار غش شده است اما بدن حالت غش ندارد. بیمار پس از ده تا پانزده دقیقه به هوش می آید. بعضی بیماران شکایت از این دارند که حافظه آنها خوب نیست و دقیقا پس از شوک درمانی احساس گیجی می کنند. شوک درمانی به سرعت اثر می کند؛ اکثر افراد دو هفته بعد از آن بهبودی چشم گیری را احساس می کنند. بیشتر اشخاص طی دوره درمانی چند هفته ای (۲ تا ۳ بار در هفته شش تا ده بار شوک درمانی می شوند.

انجام شوک درمانی

انجام شوک درمانی نیز، همانند عمل جراحی، به رضایت کتبی بیمار احتیاج دارد. در صورت عدم رضایت بیمار، معمولا این درمان انجام نمی شود. تنها زمانی که جان بیمار در خطر باشد، با وجود مخالفت بیمار، این درمان انجام می شود. در این صورت، پزشک عمومی، مددکار اجتماعی آموزش دیده و روان پزشک هم باید درباره لزوم این درمان با هم توافق داشته باشند. سپس روان پزشکی دیگری از کمیسیون بهداشت روانی برای بررسی فراخوانده می شود. این روان پزشک نیز باید قبل از انجام شوک درمانی با لزوم انجام این درمان موافقت کند و تعداد جلسات درمان را تعیین کند. با این حال اگر منتظر شدن برای آمدن روان پزشک برای بیمار خطرناک باشد، پزشکان می توانند درمان را شروع کنند.

 

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.