۶ کتاب از مجموعه کتاب‌های دکتر سئوس به علت داشتن محتوای نژادپرستانه دیگر منتشر نخواهند شد

محدوده بازنگری در انتشار آثار قدیمی به خاطر ناهمخوانی با استانداردهای کنونی تا کجا پیش خواهد رفت؟

1

تئودور سئوس گایزل ملقب به دکتر سئوس، یکی از محبوب‌ترین داستان‌نویس‌ها و تصویرگرهای ادبیات کودکان است. او در اسپرینگ‌فیلد در ماساچوست در دوم مارس سال ۱۹۰۴ به دنیا آمد. کتاب‌های او به زبان‌های متعددی ترجمه شده و در بیش از ۱۰۰ کشور دنیا به فروش می‌روند.

گرچه او در سال ۱۹۹۱ درگذشت، اما کتاب‌هایش همچنان محبوب و پرفروش هستند، آنچنانکه بر اساس برآوردی که در سال ۲۰۲۰ انجام شد، مشخص شد که مقام دوم فروش کالاهای فرهنگی را در بین مشاهیر درگذشته در اختیار دارد و هر ساله میلیون‌‌ها دلار سودهی دارند. (مایکل جکسون در رتبه اول است.)

کتاب‌های او فضایی صمیمانه دارند و حاوی مضامین خوبی مانند احترام به محیط زیست و ترویج مدارا هستند. اما در سال‌های اخیر رویکرد منفی‌ای نسبت به برخی از محتواهای کتاب‌های او شکل گرفته و منقدان بر این باورند که کنایه‌های منفی در کتاب‌های او نسبت به سیاهان و آسیایی‌ها وجود داشته است.

به علاوه، متناسب با زمان انتشار در کتاب‌های او برخی محتواهای ترویج کننده پروپاگاندای غربی و حتی تبلیغاتی وجود دارد که منتقدها تصور می‌کنند که دیگر لزومی ندارد در زمان حاضر به همان صورت منتشر شوند.

به همین خاطر سرانجام مؤسسه انتشاراتی دکتر سئوس یا Dr. Seuss Enterprises تصمیم گرفته که ۶ عدد از کتاب‌ها را تجدید چاپ نکند.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

کتاب‌هایی که دیگر منتشر نخواهند نشد اینها هستند:

And to Think That I Saw It on Mulberry Street
If I Ran the Zoo
McElligot’s Pool
On Beyond Zebra!
Scrambled Eggs Super!
The Cat’s Quizzer

این تصمیم در سال پیش در پی ماه‌ها بحث و مذاکره با مخاطبان کتاب‌ها، استادان دانشگاه‌ها و متخصصان صورت گرفته است.

این در حالی که است که حتی پیش‌تر از این تصمیم هم برخی کتابخانه‌ها تعدادی محدود یا همه کتاب‌های دکتر سئوس را ممنوع کرده بودند. مثلا در سال ۲۰۱۷ در پی هدیه ۱۰ کتاب دکتر سئوس از سوی ملانیا ترامپ به کتابخانه کمبریج، این کتابخانه آنها را به خاطر داشتن پروپاگانداهای نژادپرستانه و کاریکاتورها و ترویج رفتارهای کلیشه‌ای منفی علیه نژادها، ممنوع کرد.

به خصوص در چند ساله اخیر، شواهدی وجود دارد که مبارزان علیه تبعیض نژادی، مقداری افراطی شده‌اند. وقتی می‌بینیم که فیلم بربادرفته مدتی از یک شبکه پخش جاری فیلم بیرون کشیده می‌شود، یا افرادی به خاطر جایزه نگرفتن هنرپیشه‌های رنگین‌پوست خیلی راحت انگ نژادپرستی می‌زنند یا هنگامی که برخی استودیوها و فیلمسازها به صورت تصنعی کاراکترهای رنگین‌پوست را جانشین کاراکترهای تعریف شده قبلی می‌کنند تا تظاهر به نگاه مساوی به همه قومیت‌ها و نژادها کنند، این مسئله حاد می‌شود.

ممکن نیست که یک اثر هنری از رمان و شعر گرفته تا موسیقی و انیمیشن و فیلم تحت تاثیر شرایط زمانه‌اش قرار نگیرد.

تکلیف برخی کتاب‌ها که آشکارا ترویج خشونت و نابرابری می‌کنند، روشن است. اما برخی آثار و کتاب‌ها اتفاقا در دوره‌ای دشوار، جلوتر از زمانه خود بودند و سعی داشتند که نگاه مهربانه‌تری را تروجی کنند. با استانداردهای کنونی، همین آثار البته در برخی بخش‌ها واپس‌گرا و عجیب ممکن است به نظر آیند.

اما سوال اصلی این است که ما آیا مثلا حق ویرایش کردن این آثار یا ممنوع کردنشان را داریم؟

چند روز پیش داشتم کتاب تن تن در کنگو را ورق می‌زدم با خودم گفتم که ترسیم سیاهان با آن هیئت بدوی هم لابد از دید منتقدان و مروجان اخلاق کنونی، پذیرفتنی نیست.

آیا بهتر نیست که به جای پاک کردن یا تغییر گذشته، آینده‌ای متفاوت خلق کنیم؟ آیا بهتر نیست که به جای تغییر کاراکترها و قهرمانان سینمایی تثبیت شده قبلی در دنیای سینما، بیاییم و کاراکترهایی نو مثل همین کاراکتر پلنگ سیاه با بازی بازیگر درگذشته چدویک بوزمن درست کنیم؟

دامنه حذف آثار قبلی به خاطر داشتن محتواهایی که با استانداردهای کنونی نمی‌خوانند، می‌تواند خیلی پیش برود. مثلا شما تصور کنید که اکثر فیلم جیمز باند هم به راحتی می‌توانند برچسب زن‌ستیزانه و سکسیستی بگیرند و در آینده غیرقابل پخش شوند!

یک راهکار میانه می‌تواند درج مقدمه یا مؤخره یا پانویس‌هایی در کتاب‌های یا قبل پخش آثار قدیمی باشد. مثلا چند سال است که کتاب نبرد من آدولف هیتلر مجددا و بدون هیچ ویرایشی در آلمان مجوز چاپ گرفته، منتها به شرط درج مقدمه‌ای بر آن. (من نبرد من ویرایش جدید یا نسخه‌های موجود در بازار غیررسمی کتاب را ندارم و نمی‌دانم اصلا مقدمه و تحلیلی دارند یا نه.)

منبع pbs
   
1 نظر
  1. امير ملکي می گوید

    سلام. کاملا با تندروی زیاده از حد (و غلط) در مبارزه با نژادپرستی و کلیشه های جنسیتی مخالفم. این رویکرد خیلی شبیه روش رایش سوم در سوزاندن کتابها هست. پلیدی هرگز با محو کردن از بین نمیره، بلکه فقط آگاهی میتونه پلیدی رو بی اثر کنه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.