کتاب بازار خودفروشی اثر ویلیام تکری، معرفی و بررسی

0

نویسنده: ویلیام تکری
ترجمه:منوچهر بدیعی
چاپ اول:بهار ۱۳۶۸
ناشر:نیلوفر

رمان های کلاسیک انگلیسی همواره دارای آن افسون و جاذبه ای بوده اند که نسل های گوناگونی از خوانندگان جهانی را مجذوب خود کرده اند. آثار نویسندگانی چون هنری فیلدینگ، سرو استر اسکات، توماس هاردی، چارلز دیکنز، ویلیام تکری و… علاوه بر اینکه بر آثار نویسندگان دوره های بعد از خود تاثیر شگرف و آَشکاری گذاشته، خوانندگان دهه های پایانی قرن بیستم را هم در خواندن آثارشان ترغیب کرده است. باید توجه داشت که مقوله داستان نویسی در اواخر این قرن، از لحاظ تمامی عناصر، تغییرات بنیادینی را از سر گذرانده است. از آن جمله می توان به ریتم روایت داستان ها اشاره کرد که دارای سرعت بیشتری در بیان ماجراها شده است. چنین سرعتی البته خوانندگان را در خواندن رمان های قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی دچار ملال و خستگی می کند. این در حالیست که چنین پدیده ای در مورد رمان های کلاسیک انگلیسی چندان صدق نمی کند. فروش بالای این آثار در سال های اخیر نزد خوانندگان مختلف جهان (از جمله ایران) شاهدی بر مدعای فوق محسوب می شود.

اما رمان های قرن نوزدهم انگلیسی دارای یک ویژگی اساسی و ثابت هستند. از آن جا که خواننده این آثار در آن زمان، طبقه مرفه و اشرافی انگلیس بوده، بنابراین نگرش اخلاقی و محافظه کارانه این طبقه در رمان ها هم نفوذ پیدا کرده است. همانطور که می دانیم در میان کشورهای اروپایی، انگلیسی ها بیش از همه خود را وامدار سنت دینی و ملی خود می دانند و پای بندی اینان به این سنن، انتقاد متفکرین بزرگی همچون فردریش نیچه را برانگیخته است. رمان های کلاسیک انگلیسی به رغم اینکه در پاره ای مواقع به انتقاد از ریاکاری حاصل از نگرش های اخلاقی قوم انگلیس پرداخته اند اما همواره در چارچوب همان سنت و نگرش به داستان پردازی و بیان دیدگاه هایشان مبادرت ورزیده اند. چه، این رمان نویسان نیز خود جزو همان طبقه مذکور به حساب می آمده اند و لاجرم نمی توانسته اند مواضعی رادیکال و افراطی بر علیه طبقه خود اتخاذ کنند.

ویلیام تکری در رمان ماندگار «بازار خودفروشی» به رغم اینکه ادعای انتقاداتی صریح از جامعه انگلیس آن زمان را دارد، اما دراین انتقاد، بیش از همه از مؤلفه ها و ارکان فرهنگ بریتانیا سود جسته است. عنوان ثانویه کتاب در چاپ اول، «طرح هایی با قلم و مداد از جامعه انگلیس» بوده که این خود نوع نگاه انتقادی نویسنده نسبت به جامعه انگلیس را می سازند. انتقاد اصلی تکری در این رمان به همان ریاکاری حاکم بر رفتار طبقات مختلف جامعه بریتانیا باز می گردد و این موضوع علاوه بر اینکه در شخصیت پردازی رمان حضور دارد در انتخاب نوع ماجراهای داستان هم بروز چشمگیری یافته است.

داستان از پایان تحصیل و خدمت دو شخصیت اصلی زن داستان یعنی آملیا و ربکا در مدرسه میس پینکرتون آغاز می شود. طرح کلی داستان به نحوی است که در ابتدا آملیا و ربکا در حد بالای دوستی و صمیمیت قرار دارند و رفته رفته با ادامه ماجراهای داستان از شدت این رفاقت کاسته می شود به طوری که در بخش های میانی داستان، ماجراها در دو قسمت کاملاً بی ارتباط یعنی زندگی ربکا با همسرش سرهنگ کراوبی و زندگی آملیا با پسرش جورج تداوم می یابد.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

قهرمان اصلی داستان یعنی آملیا سدلی، بیش از همه در این بازار مکاره و ریاکاری دارای ویژگی هایی نظیر ساده لوحی و زودباوری است. چنین ویژگی هایی در یک رمان کلاسیک کمی عجیب به نظر می رسد و شاید به همین دلیل باشد که تکری، عنوان ثانویه چاپ دوم کتاب را «داستان بی قهرمان» گذاشته است. چه، آملیا به هیچ وجه از خصوصیات قهرمانان رمان های کلاسیک نظیر تهور و بی باکی و حتی زیبایی خیره کننده، بهره ای نبرده است. عشق آملیا به جورج آزبورن، نمونه بارزی از این خصوصیت های ضد قهرمان منشانه او به نظر می رسد. در طول داستان، خواننده به این موضوع پی می برد که جورج آزبورن چندان علاقه مند به آملیا نیست واز آن شور و عشق آملیا هیچ بهره ای نبرده است. این در حالی است که آملیا همانطور که گفته شد به طور دیوانه واری به جورج عشق می ورزد و حتی پس از مرگ او هم در پای بندی به عشق و ازدواجش راه افراط را می پیماید. چنین پای بندی ای شاید موجبات تمسخر و حتی عصبانیت خواننده را فراهم آورده ولی به هرحال خود او هم بر ویژگی  بی ریا بودن و سادگی آملیا در میان سایر شخصیت های داستان  به دیده تحسین می نگرد.

ویلیام دابین (قهرمان مرد داستان) هم به خصوصیاتی مشابه ویژگی های آملیا دچار است. چه، او علاوه بر اینکه از زیبایی و جذبه خاص قهرمان های مرد داستان های کلاسیک بهره مند نیست و بنا به گفته راوی رمان پاهای دراز وهیکلی بی قواره دارد، در ابراز عشق و علاقه بی شائبه اش به آملیا هم ناتوان است. عشق و علاقه ای که در آن فداکاری و ایثار موج می زند و خواننده را مجذوب می کند.

به نظر می رسد که تکری نسبت به شخصیت ربکا، دارای دیدگاهی توام با تساهل و تسامح است. لغزش ها و خطاهای مختلف ربکا از دید تکری همواره با نوعی ملاطفت و چشم پوشی روایت می شود. شاید نویسنده، جاه طلبی های ربکا را ناشی از بد ذاتی او نمی داند و در این میان جامعه و مردم مکار و ریاکار آن را دربه وجود آوردن این خصوصیات در ربکا مؤثر و تقصیرکار می داند. به همین جهت به  رغم خطاهای بی شمار ربکا، در پایان داستان، او را به سعادتی نسبی می رساند.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.