استفاده همهگیر از عبارت “lol” در چتها از کی معمول شد؟

کلمه lol مخفف laugh out loud و به معنی بلند خندیدن است. اما از چه زمانی کاربران شروع به استفاده از این عبارت اختصاری کردند؟
در دهه 1980 ، در عصر قبل اینترنت، در کانادا، کاربری به نام وین پیرسون در یک اتاق گفتگوی دیجیتال به نام Viewline نخستین این عبارت را به شوخی تایپ کرد.
پیرسون به جای نوشتن چیزی مثل «هاهاها»، ناخودآگاه با تایپ «LOL» تاریخساز شد و ظاهراً اولین کسی بود که این کار را کرد.
سالها بعد که پیرسون ایجاد LOL را توصیف کرد، توضیح داد که از آن صرفا وقتی با صدای بلند میخندید باید استفاده کنید و هنگام پوزخند و لبخند نباید از آن استفاده شود.
گرچن مک کالوچ، زبانشناس و نویسنده کتابی در مورد اینترنت میگوید که اینگونه عبارات اختصاری برای ایجاد لحن در مطالب لازم هستند. فراتر از چیزی که پیرسون در ابتدا در نظر داشت، ما از lol به عنوان راهی برای اضافه کردن کنایه، نرمی، فروتنی، همدلی، یا همدردی. ابراز سرگرمکننده بودن؛ یا فقط تصدیق چیزی استفاده میکنیم.
Nerdist در نوشتهای در مورد تاریخ شفاهی LOL خود، نوشته است که اولین نمونه ثبت شده از lol در نسخه مه 1989 خبرنامه FidoNews بود. (در مورد ادعای پیرسون، هیچ سند کاغذی یا دیجیتال وجود ندارد. )
سلیا اشنیبلی، زبانشناس دانشگاه بورگوندی، فکر میکند lol از نظر زبانی بهتر است به عنوان یک نشانگر گفتمان یا نشانگر عملگرا توصیف شود. نشانگرهای گفتمان، کلماتی هستند که به ساختار یک جمله کمک میکنند و بخشهایی از متن را به بافت و جملات گذشته یا آینده جهت میدهند. به عنوان مثال، «پس» یا «خوب» به عنوان نشانگر گفتمان، میتواند برای تغییر موضوع یا باز کردن یک بیانیه استفاده شوند، همانطور که lol میتواند.
موقعیت lol در یک جمله بر معنای آن تأثیر میگذارد. وقتی lol در پایان یک جمله است، اغلب یک نشانگر عملی است. هنگامی که به صورت مجزا استفاده میشود – که اشنیبلی آن را “lol مستقل” مینامد- نقش بیانی سادهتری دارد: واکنشی مانند سرگرمی را منتقل میکند.
در زبان فرانسه، lol را میتوان به صورت mdr بیان کرد که مخفف mort de rire یا مرگ از خنده است. Schneebeli گفت که mdr به همان روش lol استفاده میشود، اما فرانسویها lol را بیشتر استفاده میکنند.
ما نباید به استفاده (یا استفاده بیش از حد) از lol یا هر فرهنگ لغت خاص جامعه دیگر به چشم تحقیر نگاه کنیم. وقتی مردم روشهای جدید صحبت کردن را معمول میکنند، یاد میگیرند که این کار را در زمینههای اجتماعی پیچیده انجام دهند.





