گوشی Nothing Phone 1 رونمایی شد: میان‌رده‌ای خوب با نگاه همزمان ظاهری به گذشته و آینده!

1

از نمای پشت، Nothing Phone 1 کاملاً متفاوت است. مشخص است که ما با یک گوشی دیگر شبیه آی‌فون یا سامسونگ روبرو نیستیم. وقتی هم که علامت اعلان یا تماس ورودی چشمک می‌زند، دیگر مطمئن می‌شویم که دست‌کم از نظر ظاهر با گوشی نویی روبرو هستیم.

در غیر این صورت، Nothing Phone 1 به شدت آشناست و این واقعاً چیز بدی نیست!

کارل پی Carl Pei پس از خروج از وان پلاس به نظر می‌رسید که می‌خواهد با همان فرمول‌های موفق وان پلاس یک گوشی ارزان‌قیمت‌تر درست کند.

گوشی Nothing علیرغم ظاهر جذابش، از نظر سخت‌افزاری در حد و اندازه حداقلی یک پرچم‌دار نیست. مثلا پردازنده اسنپدراگون ۸ نسل ۱، دوربین تله فوتو یا مقاومت در برابر آب IP68 ندارد. اما قیمتش خیلی مناسب است و از ۴۷۵ دلار شروع می‌شود.

یک چیز بامزه این است که ملیسا مدیروس، سخنگوی Nothing هم به آن اشاره کرده این است که برخی از افراد شکل یک فیل را در سیم پیچ‌ها و اجزای پنل پشتی این گوشی می‌بینند.

پنل پشتی غیرمعمول گوشی در مرکز توجه و تبلیغ‌های Nothing قرار گرفته. پنل پشت گوشی یک شیشه شفاف است و بسته به مدلی که سفارش می‌دهید سفید یا مشکی رنگ است.

گرچه برخی افراد در نگاه اول یک فیل برایشان تداعی می‌شود. اما برخی هم چیزهای دیگر در آن می‌بینند. به هر حال پنل پشتی برای خودش یک  آزمون رورشاخ شده است!

نوار‌های نور در سراسر پنل پشتی به صورت ترکیبی به نام گلیف glyph چشمک می‌زند. این چشمک زدن هم جنبه تزئینی دارد و هم اینکه شما می‌توانید ترکیب خاصی از روشنایی را بسته به مخاطبی که با شما تماس گرفته یا اعلان‌های اپلیکیشن‌های فعال کنید!

هر کدام از این ترکیب‌های روشنایی را می‌توانید با صدای خاصی جفت کنید.

با فعال کردن قابلیتی به نام «flip to glyph»، می‌توانید به طور خودکار صدا‌های اعلان را با قرار دادن صفحه نمایش تلفن روی یک سطح صاف خاموش کنید و در عین حال اعلان‌های نور گلیف را فعال نگه دارید. شما همچنین می‌توانید نورهای گلیف را به طور کلی خاموش کنید.

یک جورهایی این گوشی می‌خواهد فناوری قدیمی را با خاطرات فناوری‌های قدیمی پیوند بدهد. این امر حتی در فونت ماتریس نقطه‌ای که در منو و نیز در چند ویجت از پیش بارگذاری شده ساعت و آب و هوا استفاده شده، مشخص است.

برنامه ضبط صدا نیز شبیه ضبط‌کننده‌های نوار آنالوگ طراحی شده و صدای زنگ آن شبیه ساعت‌های دیجیتالی کنار تخت دهه ۸۰ میلادی است.

یکی از ویجت‌ها برای نمایش NFT‌های شما است.برای برخی این ویجت کاملا بی‌مورد است. اما در واقع یک ژست برای توجه به جنبه‌های تازه دنیای فناوری است.

کاغذدیواری‌های ارائه‌شده توسط Nothing نیز آینده‌نگرانه‌ هستند و  رمز و راز در خود دارند.

همچنین یکپارچگی در سطح سیستم عامل با خودروهای تسلا به عنوان یک ویژگی آزمایشی در این گوشی انجام شده و کاربر گوشی می‌تواند کنترل‌های خودرو را از طریق تنظیمات سریع گوشی و بدون نیاز به دانلود برنامه جداگانه داشته باشد.

پس کلا گوشی Nothing گوشی خاصی است که هم به دنیای گذشته و هم به دنیای آینده توجه داشته است.

اما به غیر از ظواهر امر، واقعا این گوشی چیز متمایزی نسبت به گوشی‌های اندرویدی ندارد.

خوشبختانه در این گوشی از ایک اندروید ۱۲ سبک و بدون برنامه‌های از پیش دانلود شده غیر ضروری و دستیار‌های مجازی استفاده شده.

صفحه نمایش آن OLED 6.55 اینچی و ۱۲۰ هرتزی است و کاربر با آن می‌تواند اسکرول نرمی داشته باشد.

گوشی Nothing چیپست اسنپدراگون ۷۷۸ با ۱۲ گیگابایت رم دارد که در حد گوشی‌های میان‌رده خوب بازار است.

دوربین گوشی هم در حد گوشی‌های پرچم‌دار فعلی عجیب و غریب نیست. اما از هر نظر برای کاربر کافی است. دوربین پشتی آن ۵۰ مگاپیکسلی با لنز f/1.8 و لرزشگیر اپتیکال است. این دوربین با یک دوربین ۵۰ مگاپیکسلی اولترا واید جفت شده است. دوربین سلفی آن ۱۶ مگاپیکسلی است.

چیز عجیب این است که گوشی نداشتن حسگر‌های عمق عکس یا ماکرو را یک ویژگی مثبت دانسته و در تبلیغ‌های خود اشاره کرده است با جذف این چیزهای کم‌کاربرد از تعداد لنزهای پشت کاسته است. اتفاقاً، وان پلاس به دلیل قرار دادن این نوع سنسور‌ها در تلفن‌های خود بدنام است.

جدا از تفاوت‌های طراحی بسیار آشکار در پنل پشتی، شکل و ظاهر گوشی بسیار شبیه آیفون‌های اخیر است. لبه‌های فریم آن آلومینیومی و صاف هستند و صفحه نمایش در گوشه‌ها گرد شده.

پس از جلو شما ممکن است حتی تصور کنید که با یک آیفون ۱۳ پرو مکس روبرو هستید!

پس در مجموع ما با یک گوشی میان رده خوب و با ظاهر متفاوت روبرو هستیم که سیستم اعلان جدید و ابتکاری دارد. این گوشی را نمی‌شود به هیچ عنوان انقلابی دانست. اما از نظر زیبایی‌شناسی قابل احترام است.

 
1 نظر
  1. م می گوید

    به کار بردن عبارت “به هیچ عنوان” در این مطلب از دید “علیرضا مجیدی” است. ای کاش می‌شد معیارهای این دید رو هم خواند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.