امپراطوری قرون وسطایی پادشاهان دریایی که ۲۰۰ سال دوام داشت

0

اندرو مک‌دونالد

روی یک جزیره کوچک در دریای ایرلند، دژهای نظامی روی سواحل پر پیچ و خم خودنمایی می‌کنند. این مکان غیر معمول محل تولد یک امپراطوری قرون وسطایی است که۲۰۰ سال دوام داشته است. حاکمان، دژهای ساحلی بر صخره‌ها می‌ساختند، گشت‌زنی دریایی انجام می‌دادند و درگیر جنگ‌های حماسی می‌شدند تا کنترل یک قلمرو دریایی مهم را به‌دست گیرند. اندرو مک دونالد این سلسله فراموش‌شده از شاهان دریایی را شرح می‌دهد. ( کارگردان: استودیو واو-هاو، راوی: جک کاتمور-اسکات، موزیک: استفان لاروزا).


روی یک جزیره کوچک در وسط دریای ایرلند، دژهای نظامی بر سواحل پرپیچ و خم خودنمایی می‌کنند. این مکان غیرمعمول محل تولد یک امپراطوری قرون وسطایی بوده که ۲۰۰ سال دوام داشته و تحت سلطه یک سلسله از پادشاهان دریایی بوده است. اولین پادشاه این سلسله، گادرِد کروان بود، که به‌عنوان یک فرمانده بدنام از میان پادشاهان ایرلندی و وایکینگ اخراج شد.

با آغاز ۱۰۷۹ میلادی، گودرد قدرت را بر نواحی جزیره من و هیبریدها به دست گرفت، مجمع‌الجزایری در ساحل غربی اسکاتلند. او کنترل مسیرهای مهم دریایی بین جزایر بریتانیا، اسکاندیناوی و اطلس شمالی را به‌دست گرفت.

یک دوره پرتلاطم پس از مرگ گودرد شکل گرفت، که تهاجماتی از سوی نروژ و ایرلند و عداوت شدید بین شاهزادگان را در بر می‌گرفت. اما فرزندان وی در قدرت باقی ماندند، دژهای ساحلی ساختند، گشت‌های دریایی راه انداختند، درگیر جنگ‌های حماسی شدند، و کنترل یک قلمرو دریایی پرابهت را به‌دست گرفتند. ساکنین این قلمرو هر دو ریشه اسکاتلندی و ریشه اسکاندیناویایی داشتند، و احتمالا بسیاری به هر دو زبان سخن می‌گفتند. آن‌هایی که در جزیره من بودند مردم مانکس نامیده می‌شدند، در حالی که ساکنین هیبریدها به‌عنوان جزیره‌ای‌ها یا مردم جزایر شناخته می‌شدند. اگرچه هنوز نمی‌دانیم دقیقا چه تعداد آنجا بودند، مطمئن هستیم که گروه کوچکی تاثیر زیادی بر یک ناحیه بزرگ داشته‌اند.

با مستقر شدن روی صخره‌ها با دیده‌بانی کامل و بنادر امن، دژهای ساحلی امکان کنترل کشتیرانی، تجارت و منابع را برای شاهان فراهم می‌کرد. امپراطوری ناوگان بزرگی از کشتی‌های بلند وایکینگ را فرماندهی می‌کرد، که این کشتی‌ها برای تجارت، هجوم و دزدی دریایی به کار می‌رفتند. با دیدن این دلاوری، بسیاری از حاکمان همسایه از آن‌ها کمک می‌خواستند. برادران راگنوالد و اولاف هر یک بخشی از مشکلات دریایی همسایگان را حل می‌کردند: شاه راگنوالد به پادشاهی اسکاتلند کمک نظامی می‌کرد، و نیروهای شاه اولاف به‌عنوان یک گارد ساحلی به درخواست پادشاه انگلیس، هنری سوم، در قبال مبلغی سنگین خدمات می‌دادند.

شاهان دریایی درگیری‌هایی هم با همسایگان قدرتمندشان داشتند، اما رقابت بسیار شدیدی با سلسله دیگری در جزایر خودشان داشتند: دسته‌ای از حاکمان در هیبریدها. در دهه ۱۱۵۰، یک سردسته از این حاکمان به نام سومرلد، پادشاه مانکس، که برادر زنش بود را در یک نبرد دریایی شکست داد و یک پادشاهی رقیب از جزایر را شکل داد و قلمرو گذشته را تجزیه کرد.

این قضیه یک رقابت به‌طول یک قرن را بین قلمرو سومرلد، که جنوب و مرکز هیبریدها را در بر می‌گرفت، و پادشاهی مانکس که جزیره من و هیبریدهای شمالی را شامل می‌شد بر سر کنترل مسیرهای دریایی به وجود آورد. عداوت خانوادگی اغلب به جنگ‌های تلخ‌تر داخلی مبدل می‌شد. در سال ۱۲۲۳، شاه راگنوالد نامه‌ای برای پسرش فرستاد و به وی دستور داد عمویش اولاف را به قتل برساند. وقتی اولاف از نقشه باخبر شد، جنگ سختی علیه بردارزاده‌اش آغاز کرد، و او را کور و اخته کرد. چند سال پس از مرگ راگنوالد، مردم فهمیدند که ممکن است نامه مذکور جعل شده باشد.

شاهان مانکس سعی کردند اختلافات را در تینوالد حل کنند، که یک مجلس شورا در فضای باز و بر روی یک تپه بود، و در آنجا مجمع‌ها به قضاوت و دیگر امور می‌پرداختند. چنین مکان‌هایی در دنیای وایکینگ معمول بود و هرچیزی از یک نزاع محلی گرفته تا مسائل شاهان در آن حل و فصل می‌شد. این نشست‌ها همیشه آرام پیش نمی‌رفت- گاهی خشونت بروز می‌کرد، و در سال ۱۲۳۷، دو فرقه رقیب به حدی با هم درگیر شدند که مجمع تینوالد از هم پاشیده شد. تپه چهار طبقه تینوالد تا امروز باقی است، و مجلس امروزی مانکس همچنان در آنجا یک نشست سالانه برگزار می‌کند.

در سال ۱۲۴۸، شاه من، هرالد، در حادثه شکستگی یک کشتی از دنیا رفت. و برادرش جای او را گرفت. در همان هفته‌های اول حکمرانی پادشاه جدید، یک شوالیه شورشی او را به قتل رساند. برادرش مگنوس در سال ۱۲۶۵ در قلعه راشن بدون وارث در گذشت. بر اساس یک کتیبه، مرگ وی چنین نام گرفت: «شاهان از حکمرانی جزیره من دست کشیدند.» سال بعد در ۱۲۶۶، اسکاتلند من و جزایر را به خاکش ملحق نمود.

در وهله اول کارهای بزرگ شاهان دریایی را از طریق روایتی که کاتبان مسیحی واقع در جزیره من نوشته‌اند، می‌دانیم، همچنین از طریق شعرهای ستایش که برای جشن گرفتن پیروزی شاهان سروده می‌شد. امروزه، اگر چه شاهان دریایی مدت‌هاست درگذشته‌اند، حضور آنها روی مناظر طبیعی همچنان حکاکی‌شده باقی مانده است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.