چرا نشانه بابینسکی در بزرگسالان غیرطبیعی اما در نوزادان طبیعی است؟

شناخت واکنش‌های عصبی بدن می‌تواند یکی از موارد ضروری و افزاینده دانش برای هر فردی باشد که به سلامتی سیستم اعصاب خود اهمیت می‌دهد. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که چرا یک حرکت ساده در انگشتان پا می‌تواند مرز بین سلامت کامل و یک ضایعه نخاعی خطرناک را تعیین کند. قصد داریم بررسی کنیم که رفلکس بابینسکی (Babinski reflex) دقیقاً چیست و چرا در بدو تولد به عنوان یک نشانه مثبت تلقی می‌شود اما در بزرگسالی زنگ خطری جدی به حساب می‌آید. آیا واقعاً تحریک کف پا می‌تواند به تنهایی وضعیت مغز ما را فاش کند؟ چرا می‌گویند این نشانه، پنجره‌ای به سوی سیستم پیرامیدال بدن است؟ با ما همراه باشید تا این پدیده شگفت‌انگیز دنیای نورولوژی را با هم مرور کنیم.

۱. تعریف دقیق نشانه بابینسکی

نشانه بابینسکی که به آن رفلکس کف پایی (Plantar reflex) نیز گفته می‌شود، یکی از کلاسیک‌ترین آزمون‌های نورولوژی است که وضعیت سلامت سیستم عصبی مرکزی را بررسی می‌کند. وقتی پزشک با یک شیء نسبتاً تیز اما غیربرنده، از پاشنه پا به سمت انگشتان و در امتداد لبه خارجی کف پا حرکتی قوسی انجام می‌دهد، واکنش طبیعی در بزرگسالان باید خم شدن انگشتان به سمت پایین (Flexion) باشد. اما اگر انگشت شست به سمت بالا (Extension) برود و سایر انگشتان مانند بادبزن از هم باز شوند، ما با یک «بابینسکی مثبت» روبرو هستیم که در بزرگسالی کاملاً غیرطبیعی است.

این واکنش اولین بار توسط ژوزف بابینسکی، متخصص مغز و اعصاب فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم توصیف شد و از آن زمان تاکنون به عنوان یکی از ستون‌های معاینه فیزیکی باقی مانده است. نکته جالب اینجاست که این حرکت تنها یک پرش ساده عضلانی نیست، بلکه نشان‌دهنده لایه‌های عمیق‌تری از کنترل عصبی است که از قشر مغز تا انتهای نخاع امتداد دارد. در واقع این تست به قدری حساس است که می‌تواند حتی پیش از ظهور علائم حرکتی شدید، وجود یک اختلال در مسیرهای ارتباطی مغز را به پزشک گزارش دهد و به همین دلیل است که گیک‌های دنیای پزشکی آن را “زبان مخفی نخاع” می‌نامند.

۲. چرا نوزادان با بابینسکی مثبت متولد می‌شوند؟

در دنیای نوزادان، بسیاری از چیزهایی که برای ما غیرطبیعی است، نشانه سلامت و رشد محسوب می‌شود و رفلکس بابینسکی یکی از برجسته‌ترین آن‌هاست. دلیل علمی این پدیده به فرآیند میلینیزاسیون (Myelination) یا همان عایق‌بندی رشته‌های عصبی بازمی‌گردد. در بدو تولد، مسیرهای عصبی طولانی که پیام‌ها را از مغز به نخاع می‌برند، هنوز به طور کامل توسط غلاف میلین پوشانده نشده‌اند. این عدم بلوغ باعث می‌شود که پیام‌های مهاری مغز به درستی به سطوح پایین‌تر نرسند و در نتیجه، تحریک کف پا منجر به یک واکنش ابتدایی و باز شدن انگشتان شود.

این وضعیت معمولاً تا سن ۱۲ تا ۲۴ ماهگی ادامه می‌یابد و با راه افتادن کودک و تکامل سیستم عصبی، به تدریج ناپدید می‌شود. وقتی کودک شروع به راه رفتن می‌کند، سیستم کورتیکواسپینال (Corticospinal tract) او بالغ شده و شروع به مهار کردن این رفلکس بدوی می‌کند تا فرد بتواند تعادل خود را حفظ کند. اگر این رفلکس بعد از دو سالگی همچنان باقی بماند، می‌تواند نشانه‌ای از تاخیر در رشد یا وجود یک مشکل زمینه‌ای در سیستم عصبی مرکزی باشد. بنابراین، بابینسکی مثبت در نوزاد، گواهی بر این است که سیستم عصبی او در حال طی کردن مراحل طبیعی رشد و عایق‌بندی رشته‌های ارتباطی است.

۳. مکانیسم آسیب در بزرگسالان

وقتی در یک فرد بالغ با نشانه بابینسکی مثبت مواجه می‌شویم، در واقع شاهد از دست رفتن مهار قشر مغز بر رفلکس‌های نخاعی هستیم. در حالت طبیعی، مغز ما به طور مداوم پیام‌هایی را به نخاع می‌فرستد که رفلکس‌های دفاعی و بدوی را سرکوب کند تا حرکات ارادی و دقیق ممکن شود. زمانی که آسیبی به نورون‌های حرکتی فوقانی (Upper Motor Neuron) وارد می‌شود، این “ترمز” مغزی از کار می‌افتد و نخاع به صورت مستقل و به شکلی ابتدایی به محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهد، درست مثل وضعیتی که در نوزادان دیده می‌شود.

این آسیب می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد؛ از سکته‌های مغزی و تومورها گرفته تا بیماری‌های خودایمنی مانند ام‌اس (Multiple Sclerosis) که غلاف میلین را از بین می‌برند. نکته فنی اینجاست که محل آسیب حتماً باید در مسیرهای پیرامیدال باشد تا این نشانه ظاهر شود. به همین دلیل، پزشکان با دیدن این علامت بلافاصله به دنبال ضایعه‌ای در مغز یا بخش‌های بالایی نخاع می‌گردند. در واقع، بازگشت بابینسکی در بزرگسالی به معنای “نوزاد شدن دوباره سیستم عصبی” است، اما این بار نه از روی رشد، بلکه به دلیل تخریب ساختارهای کنترلی که طی سال‌ها شکل گرفته بودند.

۴. روش صحیح انجام تست و خطاهای رایج

اگرچه انجام تست بابینسکی در ظاهر بسیار ساده به نظر می‌رسد، اما تکنیک اجرای آن برای پیشگیری از نتایج کاذب بسیار حیاتی است. پزشک باید از لبه خارجی پاشنه پا شروع کرده و حرکت را به سمت بالا تا زیر انگشت کوچک ادامه دهد و سپس به آرامی به سمت انگشت شست منحرف شود. اگر فشار خیلی زیاد باشد، ممکن است فرد به دلیل درد، پای خود را عقب بکشد که به آن “واکنش گریز” گفته می‌شود و نباید با بابینسکی مثبت اشتباه گرفته شود. همچنین استفاده از اشیاء بسیار تیز می‌تواند باعث ایجاد درد و پاسخ‌های غیردقیق شود که تشخیص را دشوار می‌کند.

یکی دیگر از چالش‌های بزرگ در این تست، افرادی هستند که کف پای بسیار حساسی دارند و به اصطلاح “قلقلکی” هستند. در این افراد، هرگونه لمس کف پا منجر به حرکات سریع و نامنظم انگشتان می‌شود که می‌تواند به اشتباه بابینسکی مثبت تلقی شود. گیک‌های پزشکی می‌دانند که برای دور زدن این مشکل، می‌توان از مانورهای جایگزین مثل “تست چادوک” (Chaddock sign) استفاده کرد که در آن لبه خارجی مچ پا تحریک می‌شود. دقت در اجرای این تست به قدری مهم است که یک حرکت اشتباه دست پزشک می‌تواند منجر به درخواست تست‌های گران‌قیمت و استرس‌زای تصویربرداری شود که شاید اصلاً نیازی به آن‌ها نباشد.

۵. نقش مسیر کورتیکواسپینال

مسیر کورتیکواسپینال، بزرگراه اصلی اطلاعات حرکتی از قشر مغز به سمت عضلات بدن است و قهرمان اصلی داستان رفلکس بابینسکی محسوب می‌شود. این مسیر از سلول‌های هرمی در لایه پنجم قشر حرکتی مغز منشأ می‌گیرد و پس از عبور از ساقه مغز و تقاطع در بصل‌النخاع، به سمت پایین در نخاع حرکت می‌کند. وظیفه اصلی این رشته‌های عصبی، کنترل حرکات ظریف و ارادی است، اما در کنار آن، وظیفه مهم‌تری به نام مهار رفلکس‌های پلی‌سیناپتیک نخاعی را نیز بر عهده دارند که مانع از واکنش‌های غیرضروری بدن به محرک‌های معمولی می‌شوند.

زمانی که این بزرگراه عصبی دچار انسداد یا تخریب شود، ارتباط بین فرماندهی کل (مغز) و ایستگاه‌های محلی (نخاع) قطع می‌شود. در این حالت، نخاع بر اساس برنامه‌ریزی‌های قدیمی و ژنتیکی خود عمل می‌کند که یکی از آن‌ها باز کردن انگشتان پا برای محافظت یا تعادل در مواجهه با محرک‌های کف پا است. درک این مسیر به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا ضایعاتی که در ارتفاعات مختلف سیستم عصبی رخ می‌دهند، می‌توانند الگوی متفاوتی از بابینسکی را ایجاد کنند. در واقع، نشانه بابینسکی یک تست اختصاصی برای سنجش یکپارچگی همین مسیر حیاتی است و هرگونه اختلال در آن، فورا در نوک انگشتان پا منعکس می‌شود.

۶. بیماری‌های مرتبط با رفلکس غیرطبیعی

مشاهده نشانه بابینسکی در یک فرد بزرگسال می‌تواند طیف گسترده‌ای از بیماری‌های جدی نورولوژیک را مطرح کند که هر کدام نیاز به بررسی فوری دارند. شایع‌ترین علت در موارد حاد، سکته‌های مغزی (Stroke) هستند که خون‌رسانی به مناطق حرکتی یا مسیرهای ارتباطی را مختل کرده‌اند. همچنین، تروماهای مغزی و آسیب‌های نخاعی که در اثر تصادفات ایجاد می‌شوند، بلافاصله این رفلکس را مثبت می‌کنند. بیماری ام‌اس نیز به دلیل تخریب میلین در مسیرهای عصبی، یکی از متهمان اصلی در ایجاد بابینسکی مثبت مزمن یا دوره‌ای در جوانان است.

علاوه بر این، تومورهای مغزی که بر روی قشر حرکتی فشار می‌آورند یا بیماری‌های دژنراتیو مانند ALS (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک) نیز با این نشانه همراه هستند. حتی در موارد غیرساختاری، مانند مننژیت‌های شدید یا مراحل پیشرفته بیماری آلزایمر، ممکن است شاهد بازگشت این رفلکس باشیم. نکته جالب این است که در برخی مسمومیت‌های دارویی سنگین یا دوره‌های پس از تشنج (حالت ایکتال) نیز بابینسکی ممکن است به طور موقت مثبت شود که نشان‌دهنده سرکوب موقتی فعالیت‌های عالی مغز است. بنابراین، این علامت مثل یک آژیر خطر عمومی عمل می‌کند که می‌گوید: “سیستم کنترل مرکزی دچار بحران شده است”.

۷. ریشه‌های تکاملی و بیولوژیکی

از نگاه زیست‌شناسی تکاملی، رفلکس بابینسکی احتمالاً بقایایی از رفتارهای دفاعی اجداد دور ماست که برای گرفتن شاخه‌ها یا پاسخ به محرک‌های محیطی در هنگام راه رفتن روی چهار دست و پا کاربرد داشته است. در بسیاری از نخستین‌سانان، این واکنش بخشی از مکانیسم‌های حرکتی عادی است. با تکامل انسان و ایستادن روی دو پا، نیاز به یک تکیه‌گاه پایدار در کف پا باعث شد که مغز مکانیسمی برای سرکوب این باز شدن انگشتان ابداع کند تا در هنگام راه رفتن، پاها بتوانند به خوبی زمین را لمس کرده و تعادل را حفظ کنند.

در واقع، خم شدن انگشتان پا (واکنش طبیعی بزرگسالان) یک سازگاری تکاملی برای راه رفتن بهینه روی سطوح صاف است. وقتی سیستم عصبی آسیب می‌بیند، ما شاهد یک “عقب‌گرد تکاملی” هستیم که در آن بدن به الگوهای حرکتی بدوی‌تر باز می‌گردد. این موضوع در روان‌پزشکی و انسان‌شناسی زیستی نیز مورد بحث است که چگونه لایه‌های جدیدتر مغز (نئوکورتکس) وظیفه مهار غرایز و رفلکس‌های قدیمی‌تر را بر عهده گرفته‌اند. بنابراین، دیدن بابینسکی مثبت نه تنها یک مشکل پزشکی، بلکه نگاهی گذرا به تاریخچه چند میلیون ساله تکامل حرکت در پستانداران و انسان‌هاست.

۸. تشخیص افتراقی و واکنش‌های مشابه

در دنیای پزشکی، هر چیزی که شبیه بابینسکی به نظر می‌رسد، لزوماً بابینسکی نیست و اینجاست که مهارت تشخیص تمایز پیدا می‌کند. یکی از موارد مشابه، “رفلکس گریز” (Withdrawal response) است که فرد به دلیل حساسیت بیش از حد یا درد، کل پا و زانو را جمع می‌کند که می‌تواند با اکستنشن انگشت شست اشتباه شود. همچنین در برخی افراد که دچار فلج‌های محیطی هستند، ممکن است حرکاتی دیده شود که شبیه‌سازی‌کننده این رفلکس باشد، در حالی که مسیر کورتیکواسپینال آن‌ها کاملاً سالم است و مشکل در عضلات یا اعصاب محلی پا است.

پزشکان برای اطمینان، از نشانه‌های دیگری در کنار بابینسکی استفاده می‌کنند. مثلاً “نشانه اوپنهایم” که با کشیدن محکم انگشتان روی استخوان ساق پا انجام می‌شود، یا “نشانه گوردون” که با فشردن عضلات ساق پا بررسی می‌گردد. اگر تمامی این تست‌ها پاسخی مشابه بابینسکی بدهند، تشخیص ضایعه نورون حرکتی فوقانی قطعی‌تر می‌شود. این رویکرد چندجانبه مانع از آن می‌شود که یک حرکت تصادفی انگشت پا به دلیل سردی محیط یا اضطراب بیمار، به عنوان یک فاجعه مغزی تفسیر شود. گیک‌های نورولوژی همیشه تاکید دارند که “یک نشانه به تنهایی تشخیص نیست، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر است”.

۹. موارد کاذب و سوءبرداشت‌های علمی

بسیاری تصور می‌کنند که هرگونه حرکت انگشت پا به سمت بالا در تست بابینسکی حتماً نشانه یک تومور یا سکته است، اما واقعیت پیچیده‌تر است. موارد “مثبت کاذب” می‌توانند در اثر خستگی مفرط، خواب عمیق یا بلافاصله پس از فعالیت‌های بدنی شدید رخ دهند. همچنین در برخی افراد که دارای ناهنجاری‌های استخوانی در ناحیه مچ و انگشتان پا هستند، مکانیک حرکت ممکن است به گونه‌ای باشد که شست پا به جای پایین، به سمت بالا حرکت کند بدون اینکه هیچ مشکل عصبی وجود داشته باشد.

یکی دیگر از سوءبرداشت‌ها این است که شدت باز شدن انگشتان با شدت ضایعه مغزی رابطه مستقیم دارد. در حالی که ممکن است یک ضایعه کوچک در یک نقطه حساس مغز، بابینسکی بسیار شدیدی ایجاد کند و در مقابل، یک آسیب وسیع‌تر در ناحیه‌ای دیگر، واکنشی ضعیف‌تر به همراه داشته باشد. همچنین باید دانست که در برخی نوزادان، این رفلکس ممکن است تا ۳ سالگی هم طول بکشد و اگر سایر مراحل رشد حرکتی طبیعی باشد، لزوماً نگران‌کننده نیست. علم مدرن تاکید دارد که تفسیر این تست باید در کنار تاریخچه بالینی و سایر یافته‌های فیزیکی انجام شود تا از تشخیص‌های عجولانه پرهیز گردد.

۱۰. ارتباط بابینسکی با تصویربرداری مدرن

با ظهور تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای مثل MRI و سی‌تی‌اسکن، برخی فکر می‌کردند که تست‌های فیزیکی مثل بابینسکی به تاریخ می‌پیوندند، اما واقعیت برعکس است. امروزه نشانه بابینسکی به عنوان یک غربالگری سریع و رایگان عمل می‌کند که به پزشک می‌گوید آیا اصلاً نیازی به انجام MRI گران‌قیمت هست یا خیر. در بسیاری از موارد، پزشک در اورژانس با همین تست ساده متوجه می‌شود که بیمار دچار آسیب نخاعی شده و باید سریعاً به اتاق عمل یا واحد مراقبت‌های ویژه منتقل شود، حتی پیش از آنکه نوبت عکس‌برداری برسد.

مطالعات جدید نشان داده‌اند که ارتباط مستقیمی بین یافته‌های “تراکتوگرافی” (DTI) در MRI و شدت واکنش بابینسکی وجود دارد. یعنی هر چه تخریب رشته‌های عصبی در تصاویر رادیولوژی مشهودتر باشد، رفلکس بابینسکی واضح‌تر و پایدارتر است. این همگامی بین معاینه سنتی و تکنولوژی مدرن نشان می‌دهد که هوش بالینی پزشک و ابزارهای تکنولوژیک مکمل یکدیگرند. گیک‌های حوزه سلامت می‌دانند که هیچ دستگاهی نمی‌تواند جایگزین لمس دست پزشک و مشاهده دقیق واکنش‌های فیزیولوژیک بدن شود و بابینسکی همچنان سلطان بلامنازع معاینات بالینی باقی مانده است.

۱۱. ارزش پیش‌آگهی در حوادث مغزی

نشانه بابینسکی نه تنها در تشخیص، بلکه در تعیین سرنوشت بیمار (Prognosis) نیز نقش کلیدی دارد. در بیمارانی که دچار ضربه مغزی شده یا در کما هستند، ظاهر شدن یا ناپدید شدن رفلکس بابینسکی می‌تواند نشان‌دهنده بهبود یا وخامت اوضاع باشد. برای مثال، اگر بیماری در ابتدا بابینسکی مثبت داشته باشد و پس از درمان‌های جراحی یا دارویی، این رفلکس به حالت طبیعی (منفی) بازگردد، این یک نشانه بسیار امیدوارکننده از بازگشت عملکردهای مغزی و کاهش فشار داخل جمجمه است.

در مقابل، باقی ماندن طولانی‌مدت این نشانه پس از یک آسیب حاد، ممکن است نشان‌دهنده آسیب دائمی به مسیرهای حرکتی و احتمال ناتوانی‌های جسمی در آینده باشد. پزشکان از این علامت برای برنامه‌ریزی توانبخشی و فیزیوتراپی استفاده می‌کنند. اگر بابینسکی مثبت باقی بماند، تمرکز تمرینات بر روی مدیریت اسپاستیسیته (سفتی عضلات) و بازآموزی الگوهای حرکتی خواهد بود. بنابراین، این حرکت کوچک شست پا، در واقع یک گزارشگر لحظه‌ای از وضعیت ترمیم اعصاب در بدن بیمار است که به تیم پزشکی در اتخاذ تصمیمات حیاتی کمک می‌کند.

۱۲. شگفتی‌ها و واقعیت‌های بالینی

در تاریخ پزشکی، حکایات جالبی درباره این رفلکس وجود دارد؛ از جمله اینکه گفته می‌شود برخی از سربازان در جنگ‌های قدیمی برای تمارض و فرار از خدمت، سعی می‌کردند این واکنش را تقلید کنند، اما از آنجا که این یک رفلکس غیرارادی است، تقریباً هیچ‌کس نمی‌تواند بدون داشتن ضایعه واقعی، تمام اجزای آن (مانند انقباض همزمان عضلات خاص ساق پا) را به درستی شبیه‌سازی کند. همچنین جالب است بدانید که در برخی از گونه‌های حیوانات مانند سگ‌ها و گربه‌ها نیز تست‌های مشابهی انجام می‌شود تا سلامت نخاع آن‌ها در آسیب‌های ستون فقرات بررسی شود.

یک نکته شگفت‌انگیز دیگر این است که بابینسکی می‌تواند “یک‌طرفه” باشد. اگر فقط در یک پا مثبت باشد، پزشک دقیقاً می‌داند که باید در نیمکره مخالف مغز دنبال مشکل بگردد، چرا که مسیرهای عصبی در بصل‌النخاع ضربدری می‌شوند. این دقت مکان‌یابی با یک ابزار ساده مثل تهِ چکش معاینه، هنوز هم برای بسیاری از دانشجویان پزشکی جادویی به نظر می‌رسد. در نهایت، نشانه بابینسکی یادآور این حقیقت است که بدن ما یک سیستم یکپارچه و به شدت مهندسی شده است که کوچکترین نقص در مرکز فرماندهی‌اش را در دورترین نقطه، یعنی انگشتان پا، فریاد می‌زند.

جمع‌بندی نهایی

نشانه بابینسکی یکی از ظریف‌ترین و در عین حال قدرتمندترین ابزارهای تشخیصی در دنیای نورولوژی است که پلی میان فیزیولوژی نوزادی و پاتولوژی بزرگسالی می‌زند. وجود این رفلکس در نوزادان گویای مسیر طبیعی تکامل سیستم عصبی و فرآیند میلینیزاسیون است، در حالی که ظهور مجدد آن در بزرگسالان، به مثابه زنگ خطری برای آسیب‌های جدی در مسیر کورتیکواسپینال و از دست رفتن مهار قشر مغز عمل می‌کند. درک عمیق این پدیده به ما می‌آموزد که چگونه تاریخچه تکاملی انسان در ساختارهای عصبی ما نهفته است. این تست ساده اما حیاتی، همچنان جایگاه خود را در عصر تکنولوژی حفظ کرده و به عنوان معیاری سریع برای ارزیابی سلامت مغز و نخاع شناخته می‌شود.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا مثبت بودن تست بابینسکی همیشه به معنای نیاز به جراحی مغز است؟
خیر، این تست تنها وجود یک اختلال در مسیرهای عصبی را تایید می‌کند و لزوماً به معنای نیاز به جراحی نیست. بسیاری از بیماری‌ها مانند ام‌اس یا مسمومیت‌های دارویی که باعث مثبت شدن این تست می‌شوند، با درمان‌های دارویی مدیریت می‌گردند. تشخیص نهایی و روش درمان بستگی به نتایج تصویربرداری و سایر آزمایش‌های تکمیلی دارد. در واقع بابینسکی فقط جهت جستجوی پزشک را مشخص می‌کند.
۲. اگر نوزادی تا سن سه سالگی همچنان رفلکس بابینسکی مثبت داشته باشد چه باید کرد؟
در این شرایط بهتر است با یک متخصص مغز و اعصاب کودکان مشورت شود تا وضعیت تکامل عصبی کودک بررسی گردد. اگرچه در برخی کودکان سالم این زمان کمی طولانی‌تر می‌شود، اما می‌تواند نشانه‌ای از تاخیر در میلینیزاسیون باشد. ارزیابی مهارت‌های حرکتی دیگر مانند چهار دست و پا رفتن یا نشستن در کنار این تست بسیار مهم است. معمولاً پزشک از آزمون‌های تکمیلی برای اطمینان از سلامت نخاع استفاده می‌کند.
۳. آیا در هنگام خواب ممکن است تست بابینسکی به طور موقت مثبت شود؟
بله، در مراحل بسیار عمیق خواب، سطح هوشیاری و مهار مغزی به قدری کاهش می‌یابد که ممکن است این رفلکس مشاهده شود. این پدیده به دلیل غیرفعال شدن موقتی برخی مسیرهای مهاری در قشر مغز رخ می‌دهد و پاتولوژیک محسوب نمی‌شود. بلافاصله پس از بیداری، سیستم عصبی دوباره کنترل را به دست گرفته و رفلکس منفی می‌شود. این موضوع نشان‌دهنده حساسیت بالای این رفلکس به سطح فعالیت‌های عالی مغز است.
۴. آیا آسیب‌های دیسک کمر هم می‌توانند باعث مثبت شدن رفلکس بابینسکی شوند؟
تنها در صورتی که دیسک کمر باعث فشار شدید بر روی خودِ طناب نخاعی شود (نه فقط ریشه‌های عصبی محیطی)، این اتفاق می‌افتد. اکثر فتق‌های دیسک معمولی که به ریشه‌های عصبی فشار می‌آورند، علائم نورون حرکتی تحتانی ایجاد کرده و بابینسکی را مثبت نمی‌کنند. اما در موارد شدید که “تنگی کانال نخاعی” ایجاد شده و به نخاع فشار می‌آید، ممکن است این علامت ظاهر شود. بنابراین بابینسکی مثبت معمولاً نشان‌دهنده مشکلی بالاتر از سطح مهره‌های پایانی کمر است.
۵. تفاوت پاسخ بابینسکی در پای چپ و راست نشان‌دهنده چیست؟
اگر تست فقط در یک پا مثبت باشد، نشان‌دهنده این است که ضایعه در یک سمت خاص از سیستم عصبی قرار دارد. از آنجا که مسیرهای عصبی در ساقه مغز تقاطع می‌کنند، بابینسکی مثبت در پای راست معمولاً نشان‌دهنده آسیب در نیمکره چپ مغز است. این یافته به پزشک کمک می‌کند تا محل دقیق تومور یا سکته را با دقت بالایی حدس بزند. عدم تقارن در این رفلکس همیشه یک یافته بسیار مهم بالینی تلقی می‌شود.
۶. آیا دیابت می‌تواند بر روی نتیجه تست بابینسکی تاثیر بگذارد؟
دیابت به دلیل ایجاد نوروپاتی محیطی و کاهش حس در کف پا، ممکن است پاسخ به این تست را دشوار کند. در مراحل پیشرفته نوروپاتی، ممکن است هیچ پاسخی (نه مثبت و نه منفی) دریافت نشود چون اعصاب حسی قادر به انتقال پیام تحریک نیستند. این موضوع “رفلکس غایب” نامیده می‌شود و نباید با بابینسکی منفی اشتباه گرفته شود. در این بیماران، پزشک باید از روش‌های تشخیصی دیگری برای بررسی سلامت نخاع استفاده کند.
۷. چرا برخی افراد با شنیدن نام این تست دچار اضطراب می‌شوند؟
این اضطراب معمولاً به دلیل آگاهی از پیوند این تست با بیماری‌های خطرناکی مثل ALS یا تومورهای مغزی است. در فضای مجازی اطلاعات نگران‌کننده‌ای درباره این رفلکس وجود دارد که ممکن است باعث شود افراد با هر حرکت ساده انگشت، تصور کنند بیمارند. باید دانست که تشخیص نهایی تنها توسط متخصص و با در نظر گرفتن کلیه شواهد بالینی صورت می‌گیرد. آگاهی از فیزیولوژی بدن باید منجر به آرامش و پیگیری منطقی شود، نه ترس کاذب.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

11 دیدگاه

  1. جات‌اسپات فعلا میانه‌ای با تاهوما ندارد.اما این یکی شاید بدردتان خورد: mazidi.pbwiki.com
    همه ان امکانات را دارد.فقط باید بر روی فرم کلاسیک تنظیم نکنیدش. من قبلا از wetpaint استفاده کردم.نمی‌دانم انجا را نیز دیده‌اید یا نه:mazidi.wetpaint.com
    در هر صورت فکر می‌کنم جوابتان را در دنیای ویکی‌ها پیدا می‌کنید.

  2. طبعا اطلاعی از امور کامپیوتر ندارم که کمکی کنم اما درباره گروهی که فرمودید چیزهایی شنیده ام از یک دوست پزشک ( حدس می زنم البته که همین است ) و می خواهم بدانم شرط خاصی دارد عضویتش یا یک بلاگر تازه وارد هم می تواند سرک بکشد ؟ و اینکه اگر می تواند توضیح کوچکی از نیت تشکیل این گروه و راهی که پیش خواهد گرفت .

  3. دقیقا نمی‌دونم دنبال چی هستی دکتر! اما فکر کنم جات‌اسپات تاحدودی راضیت کنه.تقریبا همه امکاناتی که می‌خواهی داره.فقط فارسی نویسی رو الان دارم چک می‌کنم.بقیه‌اش همونیه که می‌گی.راستی .ادرسهاش عوض شده .jot مثلا mhmazidi.jot.com

  4. سلام دکتر جان. آخر جواب ما را ندادی که ندادی…
    بی‌خیال مصاحبه شدیم در واقع! راستی تا حالا تجربه‌ی استفاده از وبگذر را داشتی؟ اگر جواب مثبت است، اکیداً پیشنهاد می‌کنم پست آخرم را بخوانید…
    راستی اگر شماره‌ی این ماه ماهنامه‌ی دانشمند به سردبیری علی‌اکبر قزوینی را بخوانید، صفحه‌ی 76، وبگشت علمی، یک چیزهایی از شما نوشته.
    شاد باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]