چرا ناتالی (کری-ان ماس) از حافظه ضعیف لئونارد در ممنتو سوءاستفاده میکرد؟
فیلم «ممنتو» (Memento) شاهکار بیتکرار کریستوفر نولان، فقط داستان یک مرد با حافظه داغون نیست؛ بلکه کلاس درس روانشناسی درباره این است که چطور آدمهای دورو برمان میتوانند از نقاط ضعف ما نردبان بسازند. در قلب این درام معماگونه، شخصیت ناتالی با بازی درخشان کریان ماس قرار دارد؛ زنی که در نگاه اول شبیه یک فرشته نجات به نظر میرسد اما خیلی زود میفهمیم که او استاد خیمهشببازی است. سوال اینجاست که چرا ناتالی باید از لئونارد شلبی، که حتی یادش نمیآید چند دقیقه پیش چه خورده، چنین بیرحمانه سوءاستفاده کند؟ در این مقاله عمیق و تخصصی، میخواهیم لایههای پنهان انگیزههای ناتالی را کالبدشکافی کنیم و ببینیم چطور او از خلاء حافظه لئونارد برای رسیدن به اهداف خطرناکش بهره برد. اگر شما هم از گیکهای سینما هستید که هنوز سر سکانسهای این فیلم بحث میکنید، این تحلیل موشکافانه مخصوص خودتان است.
شناسنامه فیلم ممنتو (2000)
کارگردان: کریستوفر نولان (Christopher Nolan)
شرکت سازنده: نایتمارکت (Newmarket Films) با همکاری سامیت اینترتینمنت
بازیگران اصلی:
گای پیرس (Guy Pearce) در نقش لئونارد شلبی
کریان ماس (Carrie-Anne Moss) در نقش ناتالی
جو پانتولیانو (Joe Pantoliano) در نقش تدی
استیون توبولوسکی (Stephen Tobolowsky) در نقش سمی جنکیس
داستان فیلم؛ پازلی که از آخر حل میشود
داستان درباره لئونارد شلبی است که بعد از یک حادثه تلخ، دچار فراموشی کوتاهمدت شده و نمیتواند خاطره جدید بسازد. او دنبال قاتل همسرش میگردد و برای این کار، بدنش را تتو کرده و از عکسهای پولاروید (Polaroid) استفاده میکند. ساختار فیلم دوگانه است؛ سکانسهای رنگی به عقب برمیگردند و سکانسهای سیاه و سفید رو به جلو حرکت میکنند تا در نهایت در یک نقطه به هم برسند. در این میان، لئونارد با زنی به نام ناتالی آشنا میشود که ادعا میکند میخواهد به او کمک کند، اما در واقعیت، لئونارد فقط یک ابزار در دست ناتالی است تا مشکلاتی که با باندهای خلافکار دارد را حل کند. فیلم با کدهای بصری و رواییاش، مخاطب را هم مثل لئونارد در گیجی مطلق رها میکند تا طعم واقعی ناتوانی حافظه را بچشیم.
انگیزه انتقام؛ وقتی ناتالی عزادار میشود
ناتالی در دنیای ممنتو یک قربانی است که تصمیم گرفته به یک شکارچی تبدیل شود. دوستپسر او، جیمی گرنتز (Jimmy Grantz)، توسط لئونارد (که توسط تدی فریب خورده بود) کشته شده است. ناتالی ابتدا نمیداند چه اتفاقی برای جیمی افتاده، اما وقتی لئونارد با ماشین و لباسهای جیمی به کافه او میآید، ناتالی بلافاصله بوی خطر و البته فرصت را حس میکند. او که از طرف قاچاقچیانی مثل داد (Dodd) تحت فشار است و پولهای جیمی هم گم شده، به جای شیون و زاری، تصمیم میگیرد از قاتلِ دوستپسرش به عنوان یک «سگ شکاری» استفاده کند. او متوجه میشود لئونارد مثل یک کامپیوتر است که هر چند دقیقه یکبار ریست (Reset) میشود؛ پس چه فرصتی بهتر از این که تمام دشمنانش را به دست او حذف کند بدون اینکه لئونارد چیزی به خاطر بیاورد؟
زنگ تفریح: شانس بزرگ نولان برای جذب استار ماتریکس!
جالب است بدانید که نولان زمانی سراغ کریان ماس رفت که او تازه با فیلم «ماتریکس» (The Matrix) به یک ستاره جهانی تبدیل شده بود. نولان بودجه خیلی کمی داشت و فکر نمیکرد او قبول کند، اما کریان ماس آنقدر از فیلمنامه خوشش آمد که حتی حاضر شد در لوکیشنهای ارزانقیمت بازی کند. نکته خندهدار اینجاست که او در طول فیلمبرداری آنقدر در نقش ناتالیِ بدجنس فرو رفته بود که گای پیرس واقعاً از او میترسید! نولان میگوید در یکی از صحنهها، آنقدر نگاههای ناتالی سرد و سنگین بود که کل گروه پشت دوربین برای لحظاتی سکوت کردند. این نشان میدهد که ناتالی فقط یک شخصیت روی کاغذ نبود، بلکه بخشی از کابوس واقعی لئونارد در صحنه فیلمبرداری هم شده بود.
تکنیک حذفِ ابزار ثبت؛ نبوغِ شیطانی ناتالی
یکی از هولناکترین صحنههای فیلم، زمانی است که ناتالی عمداً لئونارد را تحریک میکند تا او را کتک بزند. او به بدترین شکل به همسر مرده لئونارد توهین میکند تا لئونارد از کوره در برود. چرا؟ چون او میداند لئونارد به محض اینکه او را بزند، دنبال قلم و کاغذ میگردد تا این اتفاق را ثبت کند. ناتالی با خونسردی تمام، تمام خودکارهای خانه را جمع میکند و از خانه بیرون میرود. او چند دقیقه پشت در مینشیند تا حافظه لئونارد پاک شود و وقتی دوباره وارد میشود، با چهرهای خونآلود و گریان، طوری وانمود میکند که انگار فرد دیگری (داد) او را زده است. اینجاست که لئونارد، طبق غریزه قهرمانگونهاش، تصمیم میگیرد برای محافظت از این زنِ مظلوم، «داد» را بکشد. ناتالی با هوشیاری کامل، سیستمِ ثبتِ حقیقتِ لئونارد را هک میکند.
سوءاستفاده از نیاز لئونارد به معنا
لئونارد در تمام طول فیلم تشنه داشتن یک هدف است. او بدون انتقام، یک جسم توخالی است که در زمان معلق مانده. ناتالی این نیاز لئونارد را به خوبی درک میکند. او به لئونارد اطلاعاتی درباره پلاک ماشینها و هویت آدمها میدهد که همگی در جهت منافع خودش است. در واقع ناتالی به لئونارد «هویتِ کاذب» میبخشد. وقتی ناتالی به او کمک میکند تا قطعات پازل ساختگیاش را کنار هم بگذارد، لئونارد به او اعتماد میکند چون فکر میکند ناتالی تنها کسی است که او را درک میکند. ناتالی از این «تنهاییِ وجودی» لئونارد استفاده میکند تا او را به سمتی ببرد که حتی اگر لئونارد در لحظاتی شک هم بکند، باز هم به آغوشِ اطلاعاتی که ناتالی به او میدهد برگردد.
تحلیل روانشناختی؛ ناتالی به عنوان بازتابِ گناه
از منظر روانشناسی، ناتالی بازتابی از بیرحمی دنیایی است که لئونارد در آن گیر افتاده است. در حالی که تدی سعی میکند لئونارد را با حقیقت (هرچند تلخ) روبرو کند، ناتالی از «انکار» لئونارد تغذیه میکند. او متوجه شده که لئونارد نمیخواهد بپذیرد که خودش باعث مرگ همسرش شده است. ناتالی با استفاده از این حفره روانی، لئونارد را در یک «چرخه خشونت» (Cycle of Violence) نگه میدارد. او میداند که لئونارد هرگز به آرامش نمیرسد، پس از این ناآرامی برای پاکسازی دنیای خودش استفاده میکند. در واقع، ناتالی هم مثل لئونارد یک تروما دیده است، اما به جای فرافکنی گناه، به یک عملگرای بیرحم تبدیل شده که اخلاقیات را در راه بقا قربانی کرده است.
تفاوت دستکاری ناتالی و تدی
در کل فیلم، دو نفر اصلی لئونارد را کنترل میکنند: تدی و ناتالی. اما روش آنها متفاوت است. تدی از لئونارد برای پول و سرگرمیِ بیمارگونهاش استفاده میکند و مدام با او شوخی میکند. اما ناتالی از لئونارد به عنوان یک «اسلحه دفاعی» استفاده میکند. دستکاری ناتالی بسیار شخصیتر و کینهتوزانهتر است. او لئونارد را بابت کشتن جیمی مجازات میکند، بدون اینکه لئونارد بداند در حال مجازات شدن است. ناتالی با وادار کردن لئونارد به کشتن دیگران، او را در وضعیتی قرار میدهد که عملاً هیچ راه بازگشتی برای روحِ زخمخورده لئونارد باقی نماند. او از حافظه ضعیف لئونارد استفاده میکند تا از او یک «هیولای مفید» بسازد.
زنگ تفریح: وقتی نولان از عکسهای واقعی استفاده کرد!
یکی از جزئیات عجیب ممنتو این است که عکسهای پولاروید که لئونارد استفاده میکند، واقعاً در لحظه گرفته میشدند. اما نولان برای اینکه حس کهنگی به بعضی از آنها بدهد، به گروه تدارکات دستور داد که عکسها را در چای بخیسانند یا زیر نور آفتاب بگذارند تا رنگشان بپرد. جالبتر اینکه یکی از عکسها که ناتالی را نشان میدهد، به صورت اتفاقی طوری ظاهر شد که ناتالی در آن کمی ترسناک و شیطانی به نظر میرسید. نولان وقتی آن عکس را دید، گفت: «همین عالیه! این دقیقاً همون چیزیه که لئونارد باید ازش بترسه ولی چون حافظه نداره، فکر میکنه یه عکسِ معمولیه.» این عکسها در واقع هشدارهای بصری بودند که لئوناردِ بیچاره هرگز نتوانست آنها را رمزگشایی کند.
نمادشناسی ناتالی؛ زن اثیری یا زن اغواگر؟
در ژانر نوآر (Noir)، همیشه شخصیتی به نام «زن فتان» یا فمفاتال (Femme Fatale) وجود دارد که قهرمان را به لبه پرتگاه میبرد. ناتالی نسخه مدرن و پیچیدهتر این کهنالگو است. او نه با زیباییاش، بلکه با «ضعفِ ساختگیاش» لئونارد را فریب میدهد. او میداند لئونارد عاشق نقشِ نجاتدهنده است. ناتالی با قرار دادن خودش در نقش یک زنِ بیپناه که توسط خلافکارها تهدید میشود، مستقیماً به غریزه محافظتگر لئونارد حمله میکند. این پارادوکس بزرگی است؛ زنی که لئونارد را تحقیر میکند، همان زنی است که لئونارد برایش آدم میکشد. ناتالی نمادِ دنیایی است که در آن، حقیقت فدایِ روایتی میشود که برای ما راحتتر است.
تاکتیکِ «شرطیسازی» لئونارد توسط ناتالی
ناتالی لئونارد را مثل یک حیوان آزمایشگاهی شرطی میکند. او با دادنِ پاداشهای کوچک (مثل اطلاعات یا جای خواب و محبتِ ظاهری)، لئونارد را به خودش وابسته میکند. او میفهمد که لئونارد بر اساس «عادت» (Habit) زندگی میکند، نه حافظه آگاهانه. بنابراین، ناتالی محیط اطراف لئونارد را طوری طراحی میکند که او همیشه به نتیجهای برسد که ناتالی میخواهد. مثلاً وقتی ناتالی به او میگوید «داد» به او آسیب زده، این پیام را در ذهن لئونارد حک میکند که هرجا نامِ داد را شنید، باید واکنش تهاجمی نشان دهد. این نوع سوءاستفاده، بسیار عمیقتر از یک کلاهبرداری ساده است؛ این یک جراحیِ روانی روی ذهنی است که هیچ دفاعی ندارد.
سکانس تف کردن در نوشیدنی؛ اوجِ تحقیر
یکی از سکانسهای حالبهمزن اما مهم فیلم، جایی است که ناتالی در نوشیدنی لئونارد تف میکند و سپس آن را به او میدهد. لئونارد که یادش نیست چه اتفاقی افتاده، آن را مینوشد. این صحنه نه تنها اوجِ نفرت ناتالی از لئونارد (به خاطر کشتن جیمی) را نشان میدهد، بلکه نمادی از کل رابطه آنهاست. لئونارد در حال نوشیدنِ «زهرِ» ناتالی است در حالی که فکر میکند او دوستش است. ناتالی با این کار، قدرت خودش را به رخ میکشد؛ او از اینکه میتواند لئونارد را وادار به انجام هر کاری (حتی خوردنِ ترشحات دهانش) کند، لذتِ سادیستی میبرد. این سکانس به مخاطب نهیب میزند که ناتالی هیچ احترامی برای انسانیتِ لئونارد قائل نیست.
ناتالی و مفهومِ عدالتِ شخصی
در دنیای ممنتو، قانون و پلیس غایب هستند. هر کسی عدالتِ خودش را اجرا میکند. ناتالی معتقد است چون لئونارد عشقِ او را گرفته، پس او هم حق دارد زندگی لئونارد را به لجن بکشد. او لئونارد را به عنوان یک «موجودِ فاقدِ روح» میبیند که فقط برای خدمت به اهدافِ او خلق شده است. از نظر ناتالی، لئونارد چون چیزی را به یاد نمیآورد، پس رنج هم نمیبرد؛ پس سوءاستفاده از او اشکالی ندارد. این یک خطای اخلاقی بزرگ است که ناتالی مرتکب میشود. او متوجه نیست که لئونارد در هر لحظه، در حالِ تجربه یک رنجِ بیپایان است. ناتالی با استفاده از لئونارد، در واقع دارد به خودش هم آسیب میزند و خودش را در لجنزارِ جنایت غرق میکند.
چرا ما ناتالی را میبخشیم؟ (یا نمیبخشیم)
در انتهای فیلم، مخاطب دچار یک دوگانگی میشود. از یک طرف ناتالی را درک میکنیم چون او همهچیزش را از دست داده و در میان گرگها تنها مانده است. از طرف دیگر، از بیرحمی او نسبت به یک آدمِ ناتوان منزجر میشویم. نولان با شخصیت ناتالی، آینهای جلوی ما میگیرد تا نشان دهد مرز بین «انتقام حقطلبانه» و «سوءاستفاده شرورانه» چقدر باریک است. ناتالی شخصیتی است که به ما یادآوری میکند در غیابِ حافظه و حقیقت، انسانها به راحتی میتوانند به هیولا تبدیل شوند. او یکی از پیچیدهترین شخصیتهای زن در تاریخ سینماست که نشان میدهد چطور درد و رنج میتواند از یک آدمِ معمولی، یک مغزِ متفکرِ جنایتکار بسازد.
سوالات هوشمندانه درباره پیچیدگیهای ناتالی و لئونارد
جمعبندی نهایی
ناتالی در فیلم ممنتو، تبلورِ عینیِ این حقیقت است که در غیابِ حافظه، ما چیزی جز اسباببازی در دستِ ارادههای نیرومندتر نیستیم. او با استفاده از هوشی سرشار و بیرحمیِ ناشی از تروما، لئونارد را در یک بنبستِ اخلاقی حبس کرد تا از جنازههای دشمنانش پلی برای نجاتِ خود بسازد. سوءاستفاده ناتالی از لئونارد، لایهای عمیقتر به فاجعهی زندگی او اضافه کرد؛ جایی که حتی همدلی و کمک به دیگران هم به ابزاری برای نابودیِ خود تبدیل میشود. ممنتو به ما هشدار میدهد که حافظه فقط برای یادآوریِ گذشته نیست، بلکه سپری است در برابرِ کسانی که میخواهند آیندهی ما را به نفعِ خودشان بازنویسی کنند.
به نظر شما ناتالی بدجنستر بود یا تدی؟
شخصیت ناتالی همیشه یکی از بحثبرانگیزترین نقشهای نولان بوده است. برخی او را زنی میدانند که برای بقا ناچار به این کارها بود و برخی دیگر او را یک هیولای فرصتطلب میبینند. شما در کدام سمت قرار دارید؟ آیا فکر میکنید اگر لئونارد حافظهاش را به دست میآورد، ناتالی را میبخشید؟ نظرات و تحلیلهای خودتان را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید تا این بحث جذاب سینمایی را ادامه دهیم!
نوشتههای مرتبط با سینمای نوین
- فلسفه علامت صلح روی کلاه و نوشته «متولد برای کشتن» در فیلم Full Metal Jacket 1987 چه بود|
- آینده آشپزی با هوش مصنوعی | آیا با غذاهای جدید و خوشمزهتری روبرو خواهیم شد؟!
- منظور از سکانس پایانی فیلم Requiem for a Dream 2000 که همه کاراکترها به حالت جنینی خوابیدهاند چه بود؟
- راز لمس گندمزار در فیلم گلادیاتور؛ چرا ماکسیموس در لحظه مرگ به خانه فکر میکرد؟
- روانشناسیِ «زیبایِ آمریکایی» (American Beauty) |چرا بحرانِ میانسالی به رفتارهای تکانشی منجر میشود؟






