بهترین فیلمهای شبیه مالنا | Malena (2000) | سفری به اعماق عشق، بلوغ و حسرت

فیلم «مالنا» (Malena) به کارگردانی جوزپه تورناتوره، تنها یک اثر سینمایی نیست؛ بلکه مرثیهای است برای زیبایی قربانی شده و تصویرگری نابی از دوران بلوغ در تلاطم جنگ. بسیاری از سینمادوستان پس از تماشای این شاهکار، به دنبال آثاری هستند که همان اتمسفر گیرا، نگاه نوستالژیک به نوجوانی و روایتهای عاشقانه ممنوعه یا دشوار را تکرار کنند. فیلمهایی که در آنها گذر زمان، تاثیرات ویرانگر جنگ بر روابط انسانی و کشف هویت فردی در کانون توجه قرار دارد. در این مقاله، فهرستی جامع از بهترین فیلمهای شبیه مالنا را گردآوری کردهایم که هر کدام از زاویهای متفاوت، همان حس و حال غریب و ماندگار را بازسازی میکنند. اگر به دنبال تجربهای مشابه از سینمای شاعرانه و درامهای تاریخی هستید، با این راهنما همراه شوید تا با شاهکارهای سینمای جهان در این سبک آشنا شوید.

“
آیا میدانستید؟
فیلم مالنا در سال ۲۰۰۰ نامزد دو جایزه اسکار در بخشهای بهترین فیلمبرداری و بهترین موسیقی متن شد. انیو موریکونه، آهنگساز افسانهای، با ساخت موسیقی این فیلم توانست احساس تنهایی و شکوه کاراکتر مالنا را به امضایی ماندگار در تاریخ سینما تبدیل کند.
داستان فیلم مالنا (Malena 2000)
در روز ۱۹۴۰ که ایتالیا وارد جنگ میشود، دو چیز برای رناتو ۱۲ ساله اتفاق میافتد: او اولین دوچرخه خود را میگیرد و اولین نگاه خود را به مالنا میگیرد. او یک شخص خارجی زیبا و ساکت است که به این شهر سیسیلی نقل مکان کرده است تا در کنار همسرش نیکو باشد. او فوراً به جنگ میرود و او را به چشمان شهوتانگیز مردان و زبانهای تیز زنان واگذار میکند. در طی چند سال آینده، با رشد رناتو به سمت مردانگی، او تماشا میکند که مالنا رنج میبرد. او تنهایی خود را میبیند، سپس غم و اندوه هنگامی که نیکو مرده گزارش میشود، تأثیر تهمت بر روابط او با پدرش، فقر و جستجوی کار و تحقیر نهایی. آیا رناتو شجاعت از مالنا را یاد خواهد گرفت؟
All Things Fair (1995)
داستان: این فیلم در سال ۱۹۴۳ رخ میدهد که کل اروپا در جنگ جهانی دوم درگیر شده است. این فیلم به جذابیت یک پسر ۱۵ ساله استیگ برای معلم خود ویولا میپردازد. کل فیلم حول برخوردهای بین استیگ و ویولا میچرخد.
- به کارگردانی: بو ویدبرگ (Bo Widerberg)
- نوشته شده توسط: بو ویدبرگ
- تولید شده توسط: هر هولست
- بازیگران: یوهان ویدربرگ، ماریکا لاگرکرانتز، Tomas von Brömssen، کارین هولد، نینا گونک، کنت میلدوف
تابستان ۴۲ (Summer Of ’42)
سال تولید: ۱۹۷۱ | کشور تولیدکننده: آمریکا | محصول: برادران وارنر | کارگردان: رابرت مالیگان
هنرپیشگان: جنیفر اونیل، گاری گریمز، جری هاوسر، آلیور کونانت، لو فریزل، کریستوفر نوریس و کاترین آلن تاک. نوع فیلم: رنگی، ۱۰۴ دقیقه.
جزیرهای کنار سواحل نیوانگلند، تابستان سال ۱۹۴۲. نوجوانی بهنام «هرمی» (گریمز) وقتش را با دو دوستش، «اوسی» (هاوسر) و «بنجی» (کونانت) میگذراند. کنجکاویهای آنان با پیدا کردن یک کتابچه راهنما تحرک میشود و رویاهای «هرمی» در وجود زنی بهنام «دوروتی» (اونیل) تجسم پیدا میکند که شوهرش به جنگ رفته است. «هرمی» یک بار بستههای خرید «دوروتی» را به خانه میبرد و در دومین ملاقات، نزدیک است از هیجان غش کند. «اوسی» قرار ملاقاتی با دو دختر به نامهای «آگی» (آلنتاک) و «میریام» (نوریس) میگذارد و خودش از بودن با «میریام» بسیار لذت میبرد، ولی «هرمی» نمیتواند با «آگی» کنار بیاید. عصر روز بعد که «هرمی» به خانه «دوروتی» میرود، تلگرافی مبنی بر خبر کشته شدن شوهر «دوروتی» پیدا میکند. «دوروتی» سر میرسد و اشکریزان با «هرمی» همراهی میکند. روز بعد، «دوروتی» رفته و یادداشتی برای تسلی دادن به «هرمی» برجای گذاشته است.
فیلم عاشق (فیلم ۱۹۹۲) – The Lover (1992)
کارگردان: ژان ژاک آنو (Jean-Jacques Annaud) | بازیگران: جین مارچ، تونی لونگ، فردریک مننژه، آرنو جووانینتی
عاشق (به انگلیسی: The Lover) فیلمی فرانسوی به کارگردانی ژان ژاک آنو محصول سال ۱۹۹۲ است.
سایگون، سال ۱۹۲۷، دختر فرانسوی پانزده سالهای (جین مارچ) به جوانی چینی (تونی لونگ) دل میبندد. اما طبق سنت بومی باید به ازدواجی تعیین شده تن بدهد. جوان تمام قرضهای برادر دختر و همینطور هزینهٔ بازگشت او را به فرانسه تأمین میکند. دختر همراه خانوادهاش به فرانسه میرود، در حالیکه هنوز به جوان علاقه دارد. سالها بعد که زن نویسندهٔ معروفی شده است، محبوبش تلفن میکند و میگوید هنوز او را دوست دارد….
فیلم کتابخوان – The Reader (2008)
کارگردان: استیون دالدری | بر پایه کتابخوان اثر برنهارد شلینک (Bernhard Schlink) | بازیگران: کیت وینسلت، ریف فاینز، داوید کروس، لنا اولین، برونو گانتس
کتابخوان (انگلیسی: The Reader) فیلم درام عاشقانه محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی استیون دالدری و نویسندگی دیوید هر است که بر پایهٔ رمان آلمانی به همین نام نوشتهٔ برنهارد شلینک ساخته شدهاست. در فیلم کیت وینسلت نقش نگهبان سابق اردوگاه آلمان نازی را ایفا میکند که با یک دانشجوی وکیل جوان وارد رابطهٔ عاشقانه میشود. ریف فاینز و داوید کروس نقش پیری و جوانی وکیل را ایفا میکنند.
سال ۱۹۹۵، برلین، مایکل برگ از سال ۱۹۵۸ یک قطار را تماشا میکند. در کنار یک ساختمان آپارتمان ناخوش است و استفراغ میزند، هاننا اشمیتز، ۳۶ ساله، هادی تراموا، او را پیدا میکند، او را تمیز میکند و به او در خانه کمک میکند. مایکل مخملک دارد. مایکل پس از بهتر شدن به یک رابطه تابستانی ادامه میدهند. او از او میخواهد که از کتابهای مدرسه خود برای او بخواند. در یک سفر دوچرخه، آنها با یک گروه کر به یک کلیسا میروند و هانا احساسی است. در اواخر تابستان، هانا به دفاتر کنترل تراموا ارتقا مییابد، آنها معتقدند، او او را دور میفرستد، چیزهای او را بسته بندی میکند و میرود.
سینما پارادیزو – Cinema Paradiso
سال تولید: ۱۹۸۸ | کشور تولیدکننده: ایتالیا و فرانسه | محصول: فرانکو کریستالدی | کارگردان: جوزپه تورناتوره | فیلمنامهنویس: جوزپه تورناتوره
فیلمبردار: بلاسکو جوراتو | آهنگساز (موسیقی متن): انیو موریکونه و آندرهآ موریکونه. هنرپیشگان: فیلیپ نوآره، ژاک پرن، سالواتوره کاشیو، ماریو لئوناردی، آنییز نانو، ایزا دانیلی، لئوپولدو تریسته و انتسو کاناواله.
نوع فیلم: رنگی و سیاهوسفید، ۱۵۵ دقیقه.
«سالواتوه دی ویتا» (پرن)، کارگردان موفق سینما، خبر مرگ «آلفردو» (نوآره) را از همسرش میشنود و به یاد خاطرات دوران کودکیاش میافتد: «سالواتوره / توتو» (کاشیو)، پسربچهای است عاشق سینما و «آلفردو» – آپاراتچی تنها سینمای دهکده، سینما پارادیزو – برای او تنها راه رسیدن به معشوق است. سالهای کودکی و نوجوانی او کنار «آلفردو» و با فیلمهای سینما پارادیزو میگذرد، تا اینکه برای ادامه تحصیل به رم میرود. «سالواتوره» برای شرکت در تشییع جنازه «آلفردو» به دهکدهشان باز میگردد و آخرین هدیه «آلفردو» را از همسرش دریافت میکند: تکههائی از فیلمهای به نمایش درآمده پارادیزو که کشیش دهکده برای نمایش عمومی سانسور میکرد و «آلفردو» آنها را طی سالها در سرهم کرده بود.
فیلم جوان و زیبا (Young & Beautiful)
جوان و زیبا (به فرانسوی: Jeune & Jolie) فیلم درام فرانسوی به کارگردانی فرانسوا اوزون (François Ozon) است. این فیلم برای نخل طلایی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۳ نامزد دریافت جایزه بود، و همچنین ستایش منتقدان فیلم را دریافت کردهاست.
ایزابل تعطیلات تابستانی خود را به همراه خانوادهاش در جنوب فرانسه میگذراند. او از رابطه با پسر آلمانی به نام فلیکس بتجربهٔ سردی کسب میکند. پس به دنبال تجربههای جدید میرود که او را به انحراف میکشند…. پلیس در نهایت او را پیدا میکند و زندگی مخفی او را به مادرش آشکار میکند و ….
فیلم Y Tu Mamá También
کارگردان: آلفونسو کوارن (Alfonso Cuarón) | بازیگران: ماریبل وردو، گال گارسیا برنال، دیگو لونا
Y Tu Mamá También (مادر شما نیز) یک فیلم جاده ای مکزیکی در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی آلفونسو کوارن است و توسط او و برادرش کارلوس نوشته شده است. این بازیگران مکزیکی دیگو لونا و گال گارسیا برنال و بازیگر اسپانیایی Maribel Verdú را بازی می کنند.
این فیلم داستانی متناسب با سن و سال دو پسر نوجوان که در اواخر دهه بیست سالگی با یک زن سفر می کنند، می گوید. این در سال ۱۹۹۹ منطبق با واقعیت های سیاسی و اقتصادی مکزیک، به ویژه در پایان هفت دهه بی وقفه روسای جمهور از حزب انقلابی نهادی و ظهور مخالفان به رهبری ویسنته فاکس قرار دارد. تصویر صریح فیلم از جنسیت و مصرف مواد مخدر باعث عوارض در رتبه بندی فیلم شد. با این حال، در مکزیک، این فیلم ۲.۲ میلیون دلار اولین هفته خود را در ژوئن ۲۰۰۱ به دست آورد و رکورد جدیدی را برای بالاترین افتتاحیه گیشه در سینمای مکزیک تعیین کرد. در سال ۲۰۰۲، این فیلم در بازارهای انگلیسی زبان تحت عنوان اسپانیایی خود با انتشار محدود در ایالات متحده اکران شد. این فیلم تحسین منتقدان را دریافت کرد و در جوایز اسکار و به عنوان بهترین فیلم زبان خارجی در جوایز گلدن گلوب نامزد دریافت بهترین فیلمنامه اصلی شد.
“
شاید نشنیده باشید:
فیلم «Y Tu Mamá También» با بودجهای حدود ۵ میلیون دلار ساخته شد اما به یکی از موفقترین فیلمهای تاریخ سینمای مکزیک تبدیل گشت و راه را برای درخشش جهانی آلفونسو کوارن هموار کرد.
دختر همسایه (The Girl Next Door)
کارگردان: گریگوری ویلسون | فیلمنامه: دانیل فراندز، فیلیپ ناتمن بر اساس کتاب جک کچام (Jack Ketchum). موسیقی: رایان شور. مدیر فیلمبرداری: ویلیام ام. میلر. تدوین: ام. جی. فیوره. طراح صحنه: کریستا گال.
بازیگران: دانیل مانک (دیوید موران)، بلیث آفراث (مگان لافلین)، مدلین تیلور (سوزان لافلین)، بلانش بیکر (روت چندلر)، ویلیام اترتون (دیوید موران بزرگ سال)، آستین ویلیامز (رالفی “ووفر” چندلر)، بنجامین راس کاپلان (دانی چندلر)، گراهام پاتریک مارتین (ویلی چندلر جونیور)، کوین چمبرلین (سرکار جنینگز)، دین فالکنبری (کنی)، گابریل هوارث (چریل رابینسون)، اسپنسر لی (دنیس کراکر)، گرانت شاو (اقای موران)، کاترین مری استوارت (خانم موران).
دهه ۱۹۵۰. مگان و خواهر کوچک ترش تحت سرپرستی عمه روت مطلقه خود قرار گرفته اند. روث خود سه پسر دارد و بر خلاف دیگر ساکنین شهر روش متفاوتی برای تربیت آنها برگزیده است. روت مرتباً می نوشد و فرزندانش را نیز ترغیب به نوشیدن می کند. از طرف دیگر با سخنان خود درباره راوبط پسرها و دخترها جوی خطرناک در خانه به وجود می آورد. دیوید موران که در همسایگی آنها زندگی می کند، بعد از آشنایی با مگان به خانه آنها می آید. آشنایی ساده او و مگان راه را برای تعابیر روت باز کرده و مگان را به بی عفتی متهم می کند. آزارهای کلامی روت و پسرهایش، کم کم تبدیل به آزار جسمانی می شود. پس از مراجعه مگان به پلیس اوضاع در خانه چندلرها حادتر می شود و یک روز که دیوید به خانه چندلرها رفته، درمی یابد که مگان در زیر زمین خانه با طناب بسته شده است. او که از ترس روت نمی تواند با والدین خود در این باره سخن بگوید، آرزو دارد که مگان را نجات دهد. آزارهای جسمانی مگان توسط پسران روت ادامه یافته و هر لحظه شدیدتر می شود.
فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient 1996)
کارگردان: آنتونی مینگلا (Anthony Minghella) | بازیگران: رالف فاینس، ژولیت بینوش، ویلم دفو، کریستین اسکات توماس، نوین اندروز
بیمار انگلیسی فیلمی به نویسندگی و کارگردانی آنتونی مینگلا بر اساس رمانی به همین نام از مایکل اونداتیه (Michael Ondaatje) است. در خلال جنگ جهانی دوم خلبانی گمنام (ریف فاینز) دچار حادثه میشود و در شمال آفریقا سقوط میکند. او که به سبب زخمهای هولناک و شوک روانی نام خود و گذشتهاش را به یاد نمیآورد، با نام بیمار انگلیسی به نیروهای متفقین در ایتالیا تحویل داده میشود. در آنجا پرستاری به نام هانا (ژولیت بینوش) با اجازه سرپرست بیمارستان او را در صومعه ای در ایالت توسکانی (Tuscany) بستری و از او مراقبت میکند.
با پیدا شدن سر و کله کاراواجیو که خود را وابسته متفقین با نهضت مقاومت ایتالیا معرفی میکند و یک ستوان سیک هندی تباری و مین یاب به نام کیپ سینگ در صومعه زندگی هانا و بیمار انگلیسی دگرگون میشود. روزی که کاراواجیو و هانا دربارهٔ نوشتههای هرودت بحث میکنند، خلبان انگلیسی گذشتهاش را به یاد میآورد. او کنت لاسزلو آلماسی خلبان اکتشافی آثار باستانی است که در صحرای لیبی به اکتشاف میپرداختهاست…
برگشتناپذیر – Irreversible (2002)
سال تولید: ۲۰۰۲ | کشور تولیدکننده: فرانسه | محصول: کریستوف روسینیون | کارگردان: کاسپار نوئه (Gaspar Noé) | فیلمنامهنویس: کاسپار نوئه
فیلمبردار: بنوا دبی و نوئه. آهنگساز (موسیقی متن): توما بانگالتر (Thomas Bangalter). هنرپیشگان: مونیکا بلوچی، ونسان کاسل، آلبر دوپونتل، ژو پرستیا، فیلیپ نائون و استفان دروئو. نوع فیلم: رنگی، ۹۷ دقیقه.
آمبولانسی جسم بیهوش و خونین ̎الکس̎ (بلوچی) را به بیمارستان میبرد. ̎مارکوس̎ (کاسل) و ̎پییر̎ (دوپونتل) در یک کلوب شبانهٔ مشکوک، دنبال ̎لوتینا̎ (پرستیا) میگردند. ̎لوتینا̎ که اراذل و اوباش محلی خوب میشناسندش، موقع حمله به ̎الکس̎ دیده شده است. ̎الکس̎ را در یکی از گذرگاههای زیرزمینی به شدت کتک میزنند و مورد اذیت و آزار قرار میدهند. ̎الکس̎ از یک مهمانی که به اتفاق ̎مارکوس̎ و ̎پییر̎ در آن شرکت کرده بیرون میآید. ̎الکس̎، ̎مارکوس̎ و ̎پییر̎ با مترو عازم مهمانی هستند. پیش از آنکه ̎مارکوس̎ برای خرید نوشابهای برای آن مهمانی بیرون برود و ̎الکس̎ دریابد که حامله است یا خیر، ̎مارکوس̎ و ̎الکس̎ نیم ساعتی آرام را در آپارتمان ̎مارکوس̎ میگذرانند.
فیلم جبران/کفاره (Atonement 2007)
کارگردان: جو رایت (Joe Wright) | فیلمنامه: کریستوفر همپتون بر اساس رمانی از ایان مک اوان (Ian McEwan). موسیقی: داریو مارینللی.
بازیگران: جیمز مک اووی (رابی ترنر)، کایرا نایتلی (سسیلیا تالیس)، رومولا گارنی (برایونی ۱۸ ساله)، سائویریس رونان (برایونی ۱۳ ساله)، ونیسا ردگریو (برایونی کهن سال)، برندا بلتین (گریس ترنر)، جونو تمپل (لولا گوئینسی)، پاتریک کندی (لئون تالیس)، بندیکت کامبربچ (پل مارشال)، میشله دانکن (فیونا مک گوایر)، جینا مک کی (خواهر دراموند)، دانیل میز (تامی نتل)، الفی آلن (دنی هاردمن).
سال ۱۹۳۵. برایونی تالیس فرزند ۱۳ ساله خانواده ای مرفه شاهد مغازله خواهر بزرگ ترش سسیلیا با رابی ترنر، فرزند تحصیل کرده یکی از خدمتکاران شان است. برداشت های غلط و کودکانه برایونی از این رابطه عاشقانه پاک و علاقه غیر منطقی اش به رابی که از سوی وی رد می شود، راه را برای سوء تفاهم و فاجعه ای بزرگ باز می کند. مدتی بعد، پس از آزار جنسی یکی از بستگان خانواده، برایونی نزد پلیس شهادت می دهد که رابی ترنر این کار را کرده و سبب دستگیری و زندانی شدن او می شود. وقتی جنگ دوم جهانی آغاز می شود، رابی برای جنگ عازم جبهه شده و سسیلیا نیز که همچنان عاشق اوست، خانه را ترک و در لندن ساکن می شود. برایونی که خود می داند با شهادت دروغ زندگی رابی و خواهرش را نابود کرده، ابتدا برای کفاره پس دادن داوطلب شغل پرستاری می شود. اما دیدن رنج دیگران کافی نیست و تصمیم می گیرد تا به دیدار سسیلیا رفته و از او پوزش بخواهد. اما دیگر دیر شده است….
رز پریشان – RAMBLING ROSE
سال تولید: ۱۹۹۱ | کارگردان: مارتا کولیچ (Martha Coolidge) | هنرپیشگان: لارا درن، رابرت دووال، دایان لد، لوکاس هاس، جان هرد، کوین کانوی، لیزا جیکوب، اوان لاکوود، مت ساترلند. نوع فیلم: رنگی، ۱۱۲ دقیقه.
جرجیا، سال ۱۹۷۱، ̎بادی هیلییر̎ (هاس) به خانهٔ پدری باز میگردد و به یاد دوران نوجوانیاش میافتد، به یاد دختر جوانی به نام ̎رز̎ (درن) که در دورهٔ بحران اقتصادی برای کار به خانهٔ آنان آمد. ̎بادی̎ شیفتهٔ او میشود ولی ̎رز̎ به مادر (لد) و پدر (دووال) او بیشتر گرایش دارد و یکبار نیز میکوشد پدر ̎بادی̎ را اغوا کند. رفتار و حرکتهای بیقید و بند ̎رز̎، باعث دردسرهائی در شهر میشود. روزی پدر، ̎رز̎ را در اتاقش با پسری گیر میاندازد و میخواهد بیرونش کند ولی ̎رز̎ میگوید که باردار است. معالجه نشان میدهد که او در واقع یک تومور دارد و باید جراحی شود (عمل دیگری که پزشک برای درمان وضعیت روحی ̎رز̎ پیشنهاد میکند با مخالفت مادر انجام نمیشود.) بعد از عمل جراحی، ̎رز̎ عقیم میشود. بعدها او ازدواج میکند و به رغم اندوه ̎بادی̎، خانواده را ترک میگوید. در زمان حال ̎بادی̎ در مییابد که ̎رز̎ پنجبار ازدواج کرده و اینک مرده است.
“
یک نکته کنجکاویبرانگیز:
لارا درن و مادر واقعیاش دایان لد، هر دو برای بازی در فیلم «رز پریشان» نامزد جایزه اسکار شدند. این اولین بار در تاریخ اسکار بود که یک مادر و دختر در یک سال و برای یک فیلم نامزد دریافت این جایزه میشدند.
فیلم Zelary (2003)
želary یک فیلم ۲۰۰۳ چک/اسلواکی به کارگردانی Ondřej Trojan و با بازی در نقش آنا گیزلروف است. این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ در بهترین گروه فیلم زبان خارجی را دریافت کرد. این توسط Barrandov Studios در پراگ تولید شده است.
این فیلم از دو اثر توسط رمان نویس چک Květa Legátová – “želary” ، مجموعه ای از داستان های کوتاه منتشر شده در سال ۲۰۰۱ ، و کتاب او در سال ۲۰۰۲ “Jozova Hanule” اقتباس شده است. در دهه ۱۹۴۰ محافظ Bohemia و Moravia ، Eliška یک پرستار است که در کنار معشوق خود ، ریچارد ، یک جراح محترم کار می کند. آنها بخشی از یک شبکه مقاومت زیرزمینی هستند که برای کمک به افراد در معرض آزار و اذیت نازی ها تشکیل شده است. Eliška به عنوان یک پیام رسان عمل می کند.
یک شب ، ریچارد به یک تماس اضطراری به بیمار که نیاز به یک عمل خطرناک دارد پاسخ می دهد. از آنجا که او همان نوع خونی را دارد ، Eliška برای انتقال خون خون می دهد. چند روز بعد ، او به آپارتمان ریچارد می رسد تا دوست خود ، اسلووک را پیدا کند ، با خبری مبنی بر اینکه گشتاپو دو عضو خود را دستگیر کرده است و همه را در معرض خطر کشف قرار می دهد. به الیاکا گفته می شود که ریچارد مهاجرت کرده است و مقالات را برای او به دست می آورد تا هویت جدیدی را به عهده بگیرد. اسلاوک می گوید که او باید با مردی به نام جوزا – بیمار که انتقال خون را دریافت کرده بود ، شهر را ترک کند.
نامزدی طولانی – A Very Long Engagement
نامزدی طولانی روایت یک زن جوان (ماتیلدا) است که پس از سه سال با دریافت نامه ای از یکی از همرزمان نامزدش، به دنبال پیدا کردن گمشده خود (نامزدش مَنچ) که در جبهه های جنگ بوده است، روان می شود. با وجود این که مدارک و شواهد حاکی از کشته شدن منچ در جنگ است، اما ماتیلدا با یک نوع احساس زنانه مطمئن است که وی نمرده است و با کمک یک کارآگاه خصوصی و به دست آوردن مدارکی از شاهدین و حاضرین در آن جنگ نهایتا او را زنده پیدا می کند در حالی که با نام شخص دیگری در یک آسایشگاه روانی بستری شده و حافظه ی خود را از دست داده است.
روایت این فیلم مربوط به جنگ جهانی اول می باشد. فیلم با تیلت شدن یک نما از متلاشی شدن مجسمه مصلوب مسیح به صورتی که احساس می شود یک بار دیگر مسیح را با وضعی فجیع تر به صلیب کشیده اند شروع می شود و با پن شدن بر روی صحنه ای از جبهه که ویرانی ها ی ناشی از جنگ به تصویر کشیده می شود ادامه می یابد. این فیلم داستان جنگی را تشریح می کند که در آن از حماسه و شهامت و شجاعت خبری نیست، بلکه سراسر نکبت، کشتار، ناجوانمردی، خیانت و ویرانی است و این در تمام سطوح افراد حاضر در این جنگ از سربازان خط مقدم و فرماندهان و حتی فرمانده اصلی جنگ یعنی مارشال پتن قابل مشاهده است. آنچنان که سربازانی که در خطوط مقدم هستند برای فرار از این جنگ وحشتناک حاضر به خودزنی شده و اعضای خود را ناقص نمایند تا از این معرکه فرار کنند برخی دیگر نیز حتی با اعمالی پست سعی می کنند خود را به پشت جبهه ها بکشانند. افرادی که پشت جبهه حضور دارند یعنی خانواده ی همین سربازان نیز در این مصیبت ها شریک اند.
در نهایت این فیلم را می توان در شمار فیلمهای ضد جنگ طبقه بندی کرد که به خوبی جلوه های سیاه جنگ را به نمایش می گذارد. اما با نجات نامزد ماتیلدا و یکی دیگر از کسانی که محکوم به مرگ بودند و بازگشتشان به زندگی می توان بارقه هایی از امید را نیز در این فیلم مشاهده نمود و آنچنان نتیجه گرفت که علی رغم همه کشتارها، مرگ و میرها و خرابی های جنگ، خیانتها و ناجوانمردی ها باید برای بازگشت به زندگی تلاش نمود و به آینده امیدوار بود.
Beyond the Clouds (1995)
فراتر از ابرها یک فیلم عاشقانه ایتالیایی-فرانسوی-آلمانی در سال ۱۹۹۵ به کارگردانی میکل آنژلو آنتونیونی (Michelangelo Antonioni)، با کمک های ویم وندرز (Wim Wenders)، و با بازی در نقش جان مالکوویچ، سوفی مارکو، وینسنت پرز، ایرین یعقوب و ژان رنو است. این فیلم شامل چهار داستان از عشق و توهم عاشقانه است که از منظر یک کارگردان فیلم سرگردان گفته شده است. در داستان اول ، دو دوست جوان زیبا قادر به ایجاد اشتیاق خود نیستند زیرا این مرد جوان آرزو می کند کمال غیرممکن باشد. در داستان دوم ، کارگردان با یک زن جوان عشق می ورزد که فاش می کند پدرش را به قتل رسانده است. در داستان سوم ، یک مرد تلاش می کند تا همسر و معشوقه خود را دلجویی کند. در داستان چهارم ، یک مرد جوان با دختری که قصد ورود به یک صومعه را دارد ، عصبانی است. این آخرین فیلم بلند مدت توسط آنتونیونی قبل از مرگ وی در سال ۲۰۰۷ بود.
تحلیل سینمایی: چرا مالنا به یک نماد ماندگار تبدیل شد؟
فیلم «مالنا» شاهکاری در اتمسفرسازی است. جوزپه تورناتوره با هوشمندی تمام، سیسیل را به یک شخصیت زنده تبدیل میکند که همزمان زیبا و بیرحم است. ماندگاری این فیلم در یادها، بیش از هر چیز مدیون تضاد خیرهکنندهای است که میان معصومیتِ در حال زوال و قضاوتهای کورکورانه تودهها ترسیم شده است. دوربین تورناتوره در مالنا، صرفاً ناظر نیست، بلکه نگاه خیره (Gaze) یک نوجوان را بازسازی میکند که میان پرستش و شهوت، در حال کشف معنای واقعی عشق و فداکاری است. موسیقی انیو موریکونه نیز در این میان، خلأ کلمات را پر کرده و به سکوتهای معنادار مونیکا بلوچی، غنای حماسی میبخشد که در کمتر فیلمی تکرار شده است.
از منظر دراماتیک، ساختار فیلم بر پایه «سقوط و رستگاری» بنا شده است. مالنا قربانی جنگی است که در آن مردان با تفنگ و زنان با زبانهایشان میجنگند. فیلم به این دلیل محبوب مانده که به شکلی صادقانه، زشتیهای پشت نقاب اخلاقگرایی افراطی در جوامع بسته را افشا میکند. پایانبندی فیلم، جایی که رناتو برای اولین و آخرین بار با مالنا همکلام میشود، یکی از انسانیترین لحظات تاریخ سینماست؛ لحظهای که نشان میدهد چطور یک تجربه عاطفی عمیق میتواند نوجوانی را به بلوغی زودرس اما باوقار برساند.
تحلیل روانپزشکی: مالنا و واکنشهای متناقض روان جمعی
از دیدگاه روانپزشکی و تحلیل روانشناختی، مالنا تجسم عینی پدیدهی «سایه» (Shadow) در یک اجتماع است. ساکنان شهر، تمام تمایلات سرکوبشده، حسادتها و حقارتهای خود را بر روی او فرافکنی (Projection) میکنند. زنان شهر به دلیل ترس از دست دادن قدرت خود در خانواده، زیبایی مالنا را یک تهدید موجودیتی میبینند و مردان، ناکامیهای جنسی و شخصیتی خود را در قالب شهوتی تهاجمی به او بازمیگردانند. این واکنش جمعی، در واقع تلاشی ناخودآگاه برای نابودی چیزی است که بیش از حد زیبا و دستنیافتنی به نظر میرسد؛ پدیدهای که در روانشناسی اجتماعی به آن «سندرم خشخاش بلند» نیز میگویند که در آن اعضای یک جامعه سعی میکنند کسانی را که از حد معمول برجستهتر هستند، پایین بکشند.
محبوبیت ماندگار فیلم نزد مخاطب نیز ریشه در یک «کاتارسیس» یا تصفیه روحی دارد. بیننده از طریق چشمان رناتو، نوعی از عشق افلاطونی را تجربه میکند که در آن «مشاهده کردن» به معنای «محافظت کردن» است. رناتو تنها کسی است که مالنا را به عنوان یک «انسان» و نه یک «ابژه» میبیند. این فیلم به ما اجازه میدهد تا با بخشهای تاریک وجود خود (حسادت، شهوت و قضاوت) روبرو شویم و در نهایت با حسرتی عمیق برای زیباییهایی که به دست خودمان ویران کردیم، به یک همدلی برسد. ماندگاری مالنا در واقع به دلیل لمس همین درگیری ابدی میان غرایز ابتدایی و آرمانهای اخلاقی در روان انسان است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
خلاصه و نتیجهگیری
جستجو در دنیای فیلمهای شبیه مالنا، ما را به سفری در میان مفاهیم بلوغ، حسرت و تقابل فرد با جامعه میبرد. از آثار کلاسیکی چون «تابستان ۴۲» تا درامهای مدرنتری مانند «کتابخوان»، همگی در یک نقطه مشترک هستند: نمایش قدرت ویرانگر و در عین حال سازنده عشقهای دشوار. مالنا نه تنها به دلیل زیبایی بصری، بلکه به خاطر تحلیل عمیق روانشناختی از واکنش تودهها محبوب مانده است. این فیلمها به ما یادآوری میکنند که زیبایی اغلب در دنیای خشن به مسلخ میرود، اما خاطره آن میتواند محرک بزرگترین تغییرات درونی در انسان باشد. انتخاب هر یک از فیلمهای این لیست، فرصتی برای بازگشت به معصومیت از دست رفته و درک بهتر لایههای پیچیده روان انسانی است.

مطالعه تکمیلی:
در صورت تمایل به مطالعه بیشتر و تکمیلی درباره تحلیل فیلم مالنا و سینمای تورناتوره میتوانید به سایت معتبر Roger Ebert مراجعه کنید.
کدام فیلم برای شما یادآور خاطرات مشابه مالنا است؟
سینمای تورناتوره همیشه با رگههایی از نوستالژی و حسرت همراه است. آیا فیلم دیگری میشناسید که در این لیست نبود اما همان حس و حال «مالنا» یا «سینما پارادیزو» را برایتان تداعی کرد؟ تجربیات سینمایی و نظرات خود را با ما در میان بگذارید تا این فهرست با کمک شما کاملتر شود.






