ابر تورم آلمان در سال 1923 چه بر سر مردم آورد؟

به زمانی میرویم که یک آلمانی طبقه متوسط، میلیاردها مارک در جیب خود حمل میکرد اما هنوز نمیتوانست چیزی بخرد. یک قرص نان 200 میلیارد مارک قیمت داشت.
با حقوق بازنشستگی یک هفتهای حتی یک فنجان قهوه را نمیشد خرید. سقوط آزاد ادامه داشت و هر دقیقه از ارزش پول کاسته میشد. رستورانها چاپ منوها را متوقف کردند، زیرا تا رسیدن غذا قیمتها بالا رفته بود. یک مرد اولین فنجان قهوه را با قیمت 5000 مارک نوشید. فنجان دوم برای او 9000 مارک هزینه داشت.
داستان های آن روزها وحشتناک و در عین حال سرگرم کننده بود. یک پسر را مادرش فرستاد تا دو نان بخرد. او در راه توقف کرد تا فوتبال بازی کند و زمانی که به مغازه رسید، قیمت نان بالا رفته بود، بنابراین او فقط می توانست یک نان بخرد. مردی برای خرید یک جفت کفش عازم برلین شد. اما زمانی که او به آنجا رسید، تنها چیزی که میتوانست بخرد یک فنجان قهوه و کرایه اتوبوس خانه بود.
بازی کودکان با اسکناس های آلمانی که با تورم به کاغذهای بی ارزش تبدیل شده بودند.
این وضعیت پوچ تقریباً در اواسط جنگ جهانی اول آغاز شد، زمانی که دولت آلمان تصمیم گرفت به جای استفاده از پول مالیات دهندگان برای تأمین مالی جنگ، از کشورهای دیگر پول قرض کند. آلمانیها مطمئن بودند که پس از پیروزی در جنگ، با تصرف مناطق صنعتی غنی از منابع و تحمیل غرامت به متفقین شکست خورده، میتوانند بدهی خود را پرداخت کنند.
اما این طرح نتیجه معکوس داد. آلمان در جنگ شکست خورد و در نهایت با بدهیهای هنگفتی روبرو شد. علاوه بر این، معاهده ورسای آلمان مبلغ 132 میلیارد مارک (یا 31.4 میلیارد دلار) به عنوان غرامت برای وارد کردن خسارت به متفقین در جریان جنگ باید پرداخت میکرد.
برای پرداخت بدهی ها، دولت به فریب روی آورد. آنها شروع به چاپ پول کردند و از آن برای خرید ارز استفاده کردند که سپس برای پرداخت غرامت استفاده میشد. به زودی تورم از کنترل خارج شد.
در ابتدا، تورم به آرامی افزایش یافت – از 4.2 مارک به ازای هر دلار قبل از جنگ به 48 مارک در هر دلار در هنگام امضای معاهده. سپس به سرعت شتاب گرفت. در نیمه اول سال 1922، قیمت برابری مارک در برابر دلار 320 مارک بود. تا پایان سال به 7400 مارک در هر دلار رسید. در نهایت، این علامت به 4.2 تریلیون مارک در برابر یک دلار آمریکا رسید!
کارمندان چمدان و کوله پشتی را برای دریافت دستمزد خود به محل کار میآوردند و قبل از تغییر نرخ ارز به نزدیکترین مغازه می رفتند. اسکناس های با ارزش بالاتر و بالاتر هر چند هفته یک بار شروع به چرخش کردند. حتی اسکناس 1000 میلیارد مارکی منتشر شد.
ابر تورم در اکتبر 1923 به اوج خود رسید و ارزش اسکناس به 100 تریلیون مارک افزایش یافت. ارز معنای خود را از دست داده بود.
اسکناس 100 تریلیون مارکی
مردم معامله نقدی را متوقف کردند و به جای آن شروع به داد و ستد کردند. بسیاری از پزشکان اصرار داشتند که از طریق سوسیس، تخم مرغ، زغال سنگ و مانند آن دستمزد دریافت کنند. مردم یک جفت کفش را با یک پیراهن و مقداری ظروف را با قهوه عوض میکردند. وحشت و بی اعتمادی اقتصادی گسترده بود. مردم طوری زندگی کردند که انگار فردایی وجود ندارد. سالن های رقص و بارها در شهرها افتتاح شد و فروش کوکائین سر به فلک کشید.
به طرز عجیبی، کالاها کم نبودند. اما هیچ ارز ثابتی برای خرید آنها وجود نداشت. تنها اشیایی که ارزش واقعی داشتند، دارایی های مشهود بودند – الماس، طلا، عتیقهجات و کالاهای هنیر. به زودی کشور، کشور دزدها شد. مردم شروع به سرقت هر چیزی کردند – صابون، سنجاق سر، لوله های مسی، بنزین.
واضح بود که برای توقف استهلاک دائمی و بازگشت به وضعیت منظمتر، نیاز به یک تغییر اساسی پولی بود. در اواخر سال 1923، مارک با یک ارز جدید جایگزین شد – Rentenmark، که توسط وام مسکن زمین های کشاورزی و صنعتی پشتیبانی میشد. ارزش رنتن مارک با نرخ ارز قدیمی 4.2 رنتن مارک برای یک دلار آمریکا ثابت شد.
آلمان لنگان به حالت عادی بازگشت، اما این کشور دیگر هرگز مثل سابق نبود. جورج جی دبلیو گودمن ، نویسنده و اقتصاددان آمریکایی، نوشت: پساندازهای از دست رفته هرگز بازیابی نشدند، «و البته نه ارزشهای سخت کوشی و نجابتی که با پسانداز همراه بود» .
خلق و خوی متفاوتی در کشور وجود داشت، خلقی که هیتلر بعدها با استعداد شیطانی از آن بهره برد.
پرل اس باک، نویسنده آمریکایی که در سال 1923 در آلمان بود، نوشت:
شهرها هنوز سر جایشان بودند، خانه ها هنوز سالم بودند، اما قربانیان میلیون ها نفر بودند. آنها ثروت و پس انداز خود را از دست داده بودند. آنها مات و مبهوت شده بودند و نفهمیدند که چگونه این اتفاق برایشان افتاده است و دشمنی که آنها را شکست داده کیست. با این حال، آنها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند، احساس خود را از دست داده بودند. دیگر باور نداشتند که اگر به اندازه کافی سخت کار کنند، خودشان می توانند ارباب زندگی خود باشند. ارزشهای قدیمی اخلاق، اخلاق و نجابت نیز از بین رفت.
یک بانکدار برلینی پشتههای مارک های بسته بندی شده را می شمارد.
بچهها برای پرواز بادبادکی که با اسکناس ساخته شده است آماده میشوند.
سه بچه مشغول ساخت بادبادک با اسکناسهای بی ارزش.
قیمت های بسیار بالای مواد غذایی در طول تورم شدید
یکی از آلمانیهایی که در بحبوحه تورم شدید به اقتصاد پایاپای روی آورده، یک صاحب مغازه تبلیغ میکند «فروش و تعمیر در ازای غذا».
اسکناسهای بی ارزش جمع آوری می شوند تا سوزانده شوند.
کودکان از بستههای اسکناس به عنوان بلوکهای ساختمانی استفاده میکنند.
زنی برای روشن کردن اجاق گازش از اسکناس استفاده می کند.
یک مرد اسکناس به جای کاغذ دیواری استفاده میکند که مقرون به صرفهتر است:
یک مغازه دار پول اضافی را در صندوقچه ای کنار دفترش می ریزد.
چقدر این شرایط آشنا به نظر میاد!!!!
چقدر این شرایط آشنا به نظر میاد!!!!
چاپ بی رویه پول.کاهش ارزش پول در برابر دلار.دادوستد کالا با کالا…ابر تورم…