زندگینامه جوزف هلر – نویسنده کتاب تبصره 22

جوزف هلر (1923-1999) نویسنده آمریکایی بود که بیشتر به خاطر رمان طنز خود “کتاب تبصره 22” که در سال 1961 منتشر شد، شهرت داشت. داستان این کتاب در طول جنگ جهانی دوم است و تجربیات گروهی از هوانوردان آمریکایی مستقر در هواپیما را دنبال می‌کند. جزیره پیانوسا در دریای مدیترانه این رمان با ساختار روایی غیرخطی و طنز تاریک آن مشخص می‌شود و یکی از کلاسیک‌های ادبیات آمریکا به حساب می‌آید.

هلر در بروکلین نیویورک متولد شد و در طول جنگ جهانی دوم به عنوان بمب افکن در نیروی هوایی ارتش ایالات متحده خدمت کرد. پس از جنگ، در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه نیویورک تحصیل کرد و در آنجا مدرک کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی گرفت.

هلر قبل از اینکه به طور تمام وقت به داستان‌نویسی روی آورد، به عنوان یک کپی رایتر تبلیغاتی کار می‌کرد. او علاوه بر «کتاب تبصره 22» چندین رمان دیگر از جمله «چیزی اتفاق افتاد»، «به عنوان طلا» و «زمان بسته شدن» دنباله‌ای بر «کتاب تبصره 22» بود که در سال 1994 منتشر شد، نوشت.

هلر به خاطر حس شوخ طبعی و توانایی‌اش در آمیختن کمدی و تراژدی در نوشته‌هایش معروف بود. او در سال 1999 در سن 76 سالگی درگذشت.

تجربیات هلر به عنوان یک بمب افکن در طول جنگ جهانی دوم تأثیر زیادی بر نوشتن او گذاشت. او 60 ماموریت رزمی انجام داد و مدال هوایی و استناد واحد ریاست جمهوری را دریافت کرد.

«کتاب تبصره 22» بلافاصله پس از اکران به موفقیت دست نیافت، اما در نهایت به یک پرفروش و یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. عنوان کتاب به عنوان اصطلاحی برای یک موقعیت ناامیدکننده یا متناقض وارد زبان انگلیسی شده است.

رمان‌های دیگر هلر اغلب مضامینی مشابه «کتاب تبصره 22» را بررسی می‌کنند، از جمله پوچ‌های بوروکراسی و پیچیدگی‌های زندگی مدرن.

هلر علاوه بر نویسندگی، یک نوازنده مشتاق نیز بود و یوکلل و گیتار می‌نواخت. او حتی یک آهنگ برای عروسی یکی از دوستانش ضبط کرد.

هلر دو بار ازدواج کرد و دو فرزند داشت. او سال‌ها در ایست همپتون نیویورک زندگی می‌کرد و بازدیدکننده مکرر شهر مونتاوک بود.

هلر در سال 1981 به سندرم گیلن باره مبتلا شد، یک اختلال عصبی نادر که او را تا حدی فلج کرد. با وجود این شکست، او به نوشتن و انتشار آثار جدید ادامه داد.

پس از مرگ او، مجموعه‌ای از نامه‌های هلر تحت عنوان “نامه‌های خانه” منتشر شد که بینشی از زندگی و روند نوشتن او ارائه می‌دهد.

هلر به شوخ طبعی تند و شوخ طبعی‌اش معروف بود که نه تنها در نوشته‌هایش بلکه در مصاحبه‌ها و حضورهای عمومی او نیز مشهود بود.

هلر علاوه بر رمان‌هایش چندین نمایشنامه از جمله «ما در نیو هاون بمباران کردیم» نوشت که مجموعه نظامی-صنعتی و جنگ ویتنام را طنز می‌کند.

هلر از حامیان جدی حقوق مدنی و عدالت اجتماعی بود. او یکی از اعضای اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا بود و علیه جنگ ویتنام و دولت نیکسون سخنرانی کرد.

علیرغم موفقیت «کتاب تبصره 22»، هلر در طول زندگی حرفه‌ای‌اش با محدودیت نویسنده و شک به خود دست و پنجه نرم کرد. او یک بار به قول معروف “هر نویسنده‌ای که می‌شناسم در نوشتن مشکل دارد.”

هلر تحت تأثیر آثار نویسندگانی مانند فرانتس کافکا، جیمز جویس و ارنست همینگوی قرار گرفت. او یک بار گفت: “بهترین توصیه‌ای که تا به حال دریافت کردم از همینگوی بود: او گفت: “نخستین پیش‌نویس هر چیزی چرند است.”

هلر علاوه بر دستاوردهای ادبی، تاجر موفقی نیز بود. او در سهام و املاک سرمایه‌گذاری کرد و توانست به راحتی از نوشتن در دهه 1970 بازنشسته شود.

میراث هلر به‌عنوان یک نویسنده همچنان تجلیل می‌شود. آثار او در فیلم‌ها، نمایش‌نامه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی اقتباس شده‌اند و «کتاب تبصره 22» هنوز هم به طور گسترده خوانده می‌شود و در مدارس و دانشگاه‌های سراسر جهان تدریس می‌شود.

هلر یکی از مدافعان اولیه قانونی کردن ماری جوانا بود. او حتی رمانی به نام «پرتره یک هنرمند، به عنوان یک پیرمرد» در مورد نویسنده پیری نوشت که برای اولین بار تصمیم می‌گیرد دیگ دود کند.

هلر مربی بسیاری از نویسندگان جوان، از جمله کورت وونگات بود که زمانی او را «یک شهروند ادبی نمونه» خطاب کرد.

هلر علیرغم موفقیتش به عنوان نویسنده، همیشه نسبت به نهاد ادبی تا حدودی دوگانه بود. او یک بار گفت: «دنیای ادبی حلقه بسته‌ای از افرادی است که واقعاً به نوشتن علاقه ندارند، بلکه به شهرت خودشان علاقه دارند.»

هلر به خاطر عشقش به غذا و شراب معروف بود. او اغلب توضیحات مفصلی از وعده‌های غذایی را در رمان‌هایش می‌نوشت، و زمانی گفته بود که ایده‌اش از بهشت «خوردن فوای‌گرا به صدای شیپور» است.

هلر علاوه بر رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش، مقالات و نقدهایی نیز برای نشریاتی مانند نیویورک تایمز و اسکوایر نوشت.

هلر از طرفداران بیسبال بود و اغلب از این ورزش به عنوان استعاره در نوشته‌های خود استفاده می‌کرد. او یک بار گفت: “بیس بال بازی ای است که احمق‌ها برای احمق‌ها انجام می‌دهند.”

هلر در سال 1998 به سرطان مری مبتلا شد و سال بعد درگذشت. آخرین رمان او، “زمان بسته شدن” اندکی قبل از مرگش منتشر شد و بسیاری از شخصیت‌های “کتاب تبصره 22” را دوباره بررسی می‌کند.

هلر در طول جنگ جهانی دوم به ارتش ایالات متحده فراخوانده شد و به عنوان بمب افکن در تئاتر مدیترانه خدمت کرد. او 60 ماموریت جنگی را انجام داد و از جمله افتخارات دیگر، نشان صلیب پرنده ممتاز را دریافت کرد.

روند نگارش «کتاب تبصره 22» طولانی و دشوار بود. هلر کار روی این رمان را در اواخر دهه 1950 آغاز کرد و سال‌ها صرف بازبینی و کار مجدد آن کرد. او یک بار گفت که بیش از 90 درصد از اولین پیش‌نویس خود را دور انداخته است.

از دیگر رمان‌های هلر می‌توان به «چیزی رخ داد» که اغلب چالش‌برانگیزترین و بحث‌برانگیزترین اثر او به حساب می‌آید و «خدا می‌داند» که بازگویی طنزآمیز داستان پادشاه دیوید است، اشاره کرد.

هلر یک دموکرات مادام العمر بود و از تعدادی از اهداف مترقی، از جمله حقوق مدنی و محیط زیست حمایت کرد.

هلر علیرغم شهرتش به عنوان طنزپرداز، قادر به نوشتن قطعات تند و تکان‌دهنده نیز بود. یکی از معروف‌ترین جملات «کتاب تبصره 22» می‌گوید: «دشمن هر کسی است که می‌خواهد شما را بکشد، مهم نیست در کدام طرف باشد.»

تأثیر هلر را می‌توان در آثار بسیاری از نویسندگان معاصر از جمله جاناتان فرانزن، دیو ایگرز و جورج ساندرز مشاهده کرد.

هلر علاوه بر دستاوردهای ادبی خود، یک خلبان ماهر و یک اپراتور رادیویی دارای مجوز بود.

هلر در سال‌های پایانی زندگی خود از تعدادی از مشکلات سلامتی از جمله سکته مغزی و حمله قلبی رنج می‌برد. او تا زمان مرگش در سال 1999 به نوشتن و انتشار ادامه داد.

هلر نویسنده‌ای پرکار بود و نه تنها رمان‌ها و نمایشنامه‌ها، بلکه داستان‌های کوتاه، مقاله‌ها و نقدها را نیز منتشر می‌کرد. آثار او در بسیاری از مجلات ادبی برتر زمان خود از جمله نیویورکر و هارپر منتشر شد.

سبک نوشتاری هلر اغلب با طنز سیاه، عناصر پوچ‌گرایانه و استفاده از راویان و دیدگاه‌های متعدد مشخص می‌شود. او به دلیل استفاده خلاقانه از زبان و توانایی‌اش در خلق شخصیت‌های به یاد ماندنی شهرت داشت.

هلر علاوه بر دستاوردهای ادبی، هنرمندی با استعداد نیز بود. او مجموعه‌ای از نقاشی‌های انتزاعی را خلق کرد که در گالری‌های نیویورک و لانگ آیلند به نمایش گذاشته شد.

هلر دو بار ازدواج کرد، ابتدا با شرلی هلد و سپس با والری هامفریس. او دو فرزند به نام‌های اریکا و تد و چندین نوه داشت.

هلر یک بازدیدکننده مکرر از ایتالیا بود، جایی که وی ویلا در شهر پوزیتانو داشت. او به لذت بردن از غذا، شراب و فرهنگ این کشور معروف بود و اغلب مضامین و تنظیمات ایتالیایی را در نوشته‌های خود گنجانده بود.

هلر علاوه بر کار خود به عنوان نویسنده و هنرمند، یک سخنران و معلم نیز بود. او نویسندگی خلاق را در دانشگاه پنسیلوانیا و سپس در سیتی کالج در شهر نیویورک تدریس کرد.

میراث ادبی هلر امروز همچنان برگزار می‌شود. آثار او به زبان‌های بسیاری ترجمه شده و موضوع مطالعات انتقادی و تحلیل‌های علمی متعددی بوده است.

آخرین محل استراحت هلر در گورستان سدار لاون در ایست همپتون، نیویورک است، جایی که او سال‌ها در آنجا زندگی کرد.

پدر هلر، آیزاک، یک مهاجر روسی بود که به عنوان نقاش خانه کار می‌کرد. مادر او، لنا، در اوکراین به دنیا آمد و در روسیه بزرگ شد.

هلر در دبیرستان آبراهام لینکلن در بروکلین تحصیل کرد و در آنجا عضو مجله ادبی مدرسه و تیم مناظره بود.

هلر پس از اتمام تحصیلات خود در مقطع کارشناسی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، به شهر نیویورک بازگشت تا در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه نیویورک شرکت کند. او در سال 1949 مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ادبیات انگلیسی دریافت کرد.

نوشته‌های هلر به شدت تحت تأثیر تجربیات او در جنگ جهانی دوم بود، اما او همچنین از طیف گسترده‌ای از منابع ادبی و هنری الهام گرفت. او ستایشگر نویسندگانی مانند ساموئل بکت و ولادیمیر ناباکوف و همچنین هنرمندانی مانند پابلو پیکاسو و جکسون پولاک بود.

هلر علیرغم موفقیتش به عنوان نویسنده، اغلب از صنعت نشر و تاکید آن بر موفقیت تجاری انتقاد می‌کرد. او یک بار گفت: “نوشتن مثل رابطه جنسی است، اول برای عشق انجامش می‌دهی، بعد برای دوستانت انجام می‌دهی و بعد برای پول انجامش می‌دهی.”

هلر از منتقدان سرسخت دولت جورج دبلیو بوش و مدیریت آن در جنگ عراق بود. او یک بار گفت: “من کاملاً معتقدم که جورج بوش و دولت او ما را به مرز فاجعه رسانده‌اند.”

هلر علاوه بر کار خود به عنوان نویسنده و هنرمند، یک مجموعه‌دار مشتاق اسلحه‌های گرم عتیقه و حامی حقوق اسلحه نیز بود. او یک بار گفت: “من اسلحه دوست دارم. من چندین اسلحه دارم. آنها احساس خوبی به من می‌دهند.”

مقالات هلر در کتابخانه کتاب و نسخ خطی کمیاب در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. این مجموعه شامل پیش‌نویس‌ها، مکاتبات و سایر مطالب مربوط به زندگی و کار او است.

اولین داستان منتشر شده هلر، “من دیگر تو را دوست ندارم” در سال 1948 در ماهنامه آتلانتیک ظاهر شد. او برای این قطعه 25 دلار دریافت کرد که بعدها آن را “افتضاح” توصیف کرد.

دومین رمان هلر، “چیزی اتفاق افتاد” در ابتدا با نقدهای متفاوتی روبرو شد اما از آن زمان به عنوان یک شاهکار ادبیات مدرن مورد ارزیابی قرار گرفت. این کتاب کاوشی طنزآمیز از زندگی درونی یک تاجر میانسال است.

هلر مدافع قوی آزادی بیان بود و اغلب علیه سانسور و سرکوب دولتی سخن می‌گفت. او یک بار گفت: “سانسور قوی‌ترین انگیزه در طبیعت انسان است؛ رابطه جنسی یک ثانیه ضعیف است.”

هلر علاوه بر نویسندگی، نوازنده ماهری نیز بود. او یوکلل، گیتار و سازدهنی می‌نواخت و اغلب در مهمانی‌ها و رویدادهای اجتماعی دیگر اجرا می‌کرد.

هلر در سال 1981 به سندرم گیلن باره مبتلا شد، یک اختلال عصبی نادر که او را تا حدی فلج کرد. او چندین ماه را در بیمارستان گذراند و در این مدت قادر به نوشتن نبود.

آخرین رمان هلر، “زمان بسته شدن”، بسیاری از شخصیت‌های “کتاب تبصره 22” را دوباره بررسی می‌کند و موضوعات پیری، مرگ و میر و دوستی را بررسی می‌کند. این کتاب با نقدهای متفاوتی روبرو شد، اما از آن زمان تاکنون طرفداران اختصاصی در میان طرفداران هلر به دست آورده است.

آثار هلر در چندین فیلم و نمایش تلویزیونی اقتباس شده است، از جمله نسخه سینمایی «کتاب تبصره 22» در سال 1970 به کارگردانی مایک نیکولز با بازی آلن آرکین و یک اقتباس مینی سریال Hulu در سال 2019 از رمان با بازی کریستوفر ابوت و کایل چندلر.

در سال 1998، هلر جایزه ملی کتاب برای یک عمر دستاورد را دریافت کرد. او سال بعد در سن 76 سالگی درگذشت.

هلر به خاطر عشقش به بازی با کلمات شهرت داشت و اغلب از جناس و دیگر جوک‌های زبانی در نوشته‌هایش استفاده می‌کرد. او یک بار گفت: “من استعداد پنهان کردن معنا را دارم، اما هرگز مبهم نمی‌کنم.”

هلر علاوه بر کار خود به عنوان نویسنده و هنرمند، مهمان مکرر برنامه‌های گفتگو و برنامه‌های تلویزیونی دیگر نیز بود. او به خاطر هوش سریع و توانایی‌اش در تبدیل یک عبارت معروف بود.

هلر مدافع محیط زیست بود و به شرکت در پاکسازی ساحل و سایر فعالیت‌های زیست محیطی معروف بود. او یک بار گفت: “ما همه با هم هستیم. ما باید از سیاره مراقبت کنیم.”

نوشته‌های هلر اغلب با نوشته‌های کورت ونه‌گات، یکی دیگر از نویسنده‌های مشهور آمریکایی که به‌خاطر طنز سیاه و سبک طنزش شهرت دارد، مقایسه می‌شد.

هلر از طرفداران نیویورک یانکیز بود و اغلب در بازی‌های استادیوم یانکی شرکت می‌کرد. او یک بار گفت: “من یانکی‌ها را دوست دارم زیرا آنها همیشه برنده می‌شوند. آنها سنت بسیار خوبی در برنده شدن دارند.”

هلر علاوه بر رمان‌هایش، خاطره‌ای با عنوان «خنده‌دار مهم نیست» نیز درباره تجربه‌اش با سندرم گیلن باره نوشت. این کتاب با همکاری دوستش اسپید ووگل نوشته شده است.

آثار هلر به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و در سراسر جهان خوانده و مطالعه شده است. او را یکی از مهمترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم می‌دانند.

میراث هلر همچنان از طریق پروژه مقالات جوزف هلر در دانشگاه کارولینای جنوبی، که به حفظ و ترویج آثار او اختصاص دارد، تجلیل می‌شود.

اولین رمان هلر، “کتاب تبصره 22” در ابتدا “Catch-18” نام داشت، اما عنوان آن برای جلوگیری از سردرگمی با کتاب دیگری که تقریباً در همان زمان منتشر می‌شد، تغییر یافت. عدد 22 به این دلیل انتخاب شد که عددی جذاب‌تر از 18 در نظر گرفته شد.

هلر اغلب از نهاد ادبی و تأکید آن بر داستان «جدی» انتقاد می‌کرد. او یک بار گفت: “برای من مهم نیست که مردم مرا جدی می‌گیرند یا نه. من آدم جدی نیستم.”

هلر علاوه بر کار خود به عنوان نویسنده و هنرمند، سخنران و سخنران مکرر نیز بود. او اغلب در کالج‌ها و دانشگاه‌های سراسر کشور سخنرانی می‌کرد و به خاطر سبک جذاب و طنزآمیزش شهرت داشت.

نوشته هلر با دیگر نویسندگان مهم آمریکایی از جمله مارک تواین، ناتانائل وست و جی دی سالینجر مقایسه شده است.

مقالات شخصی هلر شامل مجموعه‌ای از بیش از 200 نامه ردی است که او در طول زندگی حرفه‌ای خود از ناشران و مجلات دریافت کرده است. این نامه‌ها نگاهی اجمالی به مبارزات بسیاری از نویسندگان در صنعت چاپ و نشر دارد.

همسر دوم هلر، والری هامفریس، یک مدل و بازیگر بود که در چندین فیلم و برنامه تلویزیونی ظاهر شد.

هلر از حامیان جدی جنبش حقوق مدنی بود و در چندین تظاهرات و تظاهرات در دهه‌های 1960 و 1970 شرکت داشت.

آثار هلر موضوع مطالعات انتقادی و تحلیل‌های علمی متعددی بوده است و بخش مهمی از قانون ادبی آمریکا محسوب می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]