‌ سیمرغ در شاهنامه و ادب فارسی

پروفسور نعمت ییلدریم

استاد دانشگاه آتاتورک ترکیه

سیمرغ پرندهٔ اساطیری است که در متون فارسی، از درمانگری و پزشکی تا افسونگری را نمادینگی و نمایندگی می‌کند. در اوستا و متون پهلوی، خانهٔ سیمرغ بر روی درختی به نام درخت همه‌تخمه در میان دریای فراخ‌کرت است که حاوی دانه‌های همهٔ گیاهان است و داروی بیماری‌های مختلف را دارد. این پرنده در شاهنامه دو رویهٔ اهورایی و اهریمنی دارد و در داستان زال و داستان اسفندیار، دو چهرهٔ مختلف او را می‌بینیم. در فرهنگ اسلامی، تقریباً تمام ویژگی‌ها و توانایی‌های سیمرغ به جبرئیل یکی از چهار فرشته داده شده است. در دوران بعد از اسلام و متون عرفانی، سیمرغ و عنقا با هم ترکیب شدند و به نام یک پرنده معروف درآمدند، تا جایی‌که در روایات اساطیری-عرفانی ایرانی سیمرغ به‌عنوان سلطان پرندگان شمرده می‌شود و به‌واسطهٔ صفات برتر نسبت داده شده، دست‌مایهٔ تعابیر مختلف و شایستگی‌های غنی شاعران بوده است. مقالهٔ حاضر، بررسی تطبیقی خویشکاری سیمرغ در متون مختلف ادب فارسی است.


سیمرغ پادشاه پرندگان، پرندهٔ مقتدر، پرنده‌ای که درمان می‌یابد، پرنده‌ای که درمان می‌کند. سیمرغ که با نام‌های سی رنگ نیز شناخته می‌شود، در فرهنگ‌های فارسی به‌عنوان پرندهٔ شکاری بزرگ، شخصی که در کنار زال آموزش دید زال از او آموخت و به کمال رسید، آمده است. کلمهٔ سیمرغ شکل سبک‌شدهٔ سین مرغ است. معنی آن در سانسکریت و اوستایی پرندهٔ شکاری و شاهین است. گمان می‌رود که کلمهٔ شاهین از این ریشهٔ کهن در فارسی گرفته شده باشد. در ادبیات فارسی افسانه‌های زیادی دربارهٔ سیمرغ وجود دارد.

همان‌طورکه از ویژگی‌های آن در اساطیر ایرانی می‌توان فهمید سیمرغ، موجودی که از قدیم‌الایام در جامعهٔ ایرانی قداستی داشته، دارای ویژگی‌های متافیزیکی و اساطیری و افسانه‌ای بوده و با همین ویژگی‌ها، نقش فعالی در سرنوشت قهرمانان ملی و رویدادهای اساطیری داشته است. در میان همهٔ پرندگان مقدس و اساطیری، سیمرغ به‌عنوان درخشان‌ترین موجود شناخته می‌شود Sein He در اساطیر چینی از بسیاری جهات شبیه سیمرغ است.

در متن مقدس تورات از موجودی بال‌دار که در آسمان زندگی می‌کند نام برده شده است. از سوی دیگر میرچا الیاده می‌گوید که قدرت پرواز و توانایی برخاستن درواقع، نماد رهایی از نیازهای انسان و رسیدن به واقعیت‌های متافیزیکی است.

جایگاه این پرندهٔ افسانه‌ای در فرهنگ ایرانیان به پیش از اسلام بازمی‌گردد. همان‌طورکه از اوستا، منابع پهلوی و به‌طورکلی فرهنگ ایرانی پیش از اسلام فهمیده می‌شود، سیمرغ به بال‌های گسترده‌اش معروف است. او خانهٔ خود را بر روی درختی به نام درخت همه‌تخمه ساخت که حاوی دانه‌های همهٔ گیاهان است و داروی بیماری‌های مختلف است. براساس اطلاعات اوستا در دریای فراخکرت است. این درخت که به‌دلیل مجاورت با سیمرغ وارد اساطیر ایرانی شده است به‌عنوان وسیلهٔ نقلیه بین سیمرغ و دریا عمل می‌کند.

سیمرغ موجودی است با ویژگی‌های ماوراءالطبیعه، شگفت‌انگیز و جالب در روایات شاهنامه، اوستا و روایات پهلوی. سیمرغ دارای چهار بال است که در هر طرف با شورش رنگ تزیین شده است. این مرغ بسیار بزرگ و قدرتمند است که می‌تواند باشد. ازاین‌رو با نام شاه مرغان و پادشاه پرندگان معروف است. سیمرغ 1700‌ سال عمر می‌کند، هر سه سال یک تخم می‌گذارد و بچه‌هایش بعد از 25 سال از تخم بیرون می‌آید. اهورامزدا به زرتشت توصیه کرد که یکی از پرهایش را بر پوستش بمالد و همیشه با خودش داشته باشد.

براساس باور ایرانیان باستان که از اوستا سرچشمه می‌گیرد، کسانی که تکه‌ای پر یا استخوان سیمرغ به همراه داشته باشند، هیچ آسیبی نمی‌بینند. وقتی با مصیبت روبه‌رو می‌شوند و آن پر را در آتش می‌سوزانند، بی‌درنگ سیمرغ می‌آید و آنها را از بلا نجات می‌دهد. درختی که سیمرغ در روی شاخه‌های آن می‌نشیند شاخ‌وبرگهایش اثر دارو را نشان می‌دهد.

  1. سیمرغ در شاهنامه

سیمرغ در شاهنامهٔ فردوسی اگر بگوییم سیمرغ با سه بعد مینوی، انسانی و جانوریش چشم‌گیرترین شخصیت سمبلیک و نمادین شاهنامه است. این اسطوره در شاهنامه چهره‌های دوگانه به خود می‌گیرد. چهرهٔ برتر وی، همان است که از آغاز حضور زال در شاهنامه، پا به عرصهٔ حماسه می‌گذارد و تا جایی که رستم حضوری پررنگ دارد، هست و همیشه و هرجا نیاز به قدرتی فرابشری است، ظهور می‌کند.

در شاهنامه دو سیمرغ متفاوت وجود دارد. سیمرغ خوب، طرف‌دار اهورا که زال را پرورش داد که در حماسهٔ زال با او مواجه شدیم. دیگری حامی اهریمن در داستان اسفندیار است، سیمرغ شیطانی که به مردم آسیب رساند و دشمن ایران شد. این پرندهٔ انسان‌خوار در خوان پنجم با اسفندیار ملاقات کرد و کشته شد.

هردوی اینها پرندگانی هستند که خواص خارق‌العاده‌ای دارند و به‌خاطر ویژگی‌های جادویی خود شناخته شده‌اند. سیمرغ نه تنها موجودی با قدرت‌های الهی در شاهنامه است، او بسیار بزرگ و فوق‌العاده قوی است، خانه‌اش در درخت wispobish یا کوه البرز است، او تمام اسرار جهان را می‌داند و به اندازهٔ کافی عاقل است که هر بیماری و حل هر مشکلی که پیش بیاید برایش درمانی می‌تواند بیابد، او می‌تواند آینده را ببیند.

جنبهٔ معنوی و بعد متافیزیکی سیمرغ در سایر متون فارسی به رنگ‌های مختلف ظاهر می‌شود. در گرشاسپ‌نامهٔ اسدی طوسی، سیمرغ نه با ویژگی‌های معنوی و قدسی‌اش که با برخی ویژگی‌های برتر به میدان می‌آید. گرشاسپ او را در جزیره‌ای می‌بیند، روی درخت تنومندی که روی آن کاخی ساخته شده است. آنجا سرزمین سیمرغ است و سیمرغ هم سلطان مرغان است. اژدها و موجودات ترسناکی را که در کوه‌ها و دریاها زندگی می‌کنند از بین می‌برد.

توجه را جلب می‌کند که توصیف اغراق‌آمیز سیمرغ که در آثاری پس از شاهنامه نوشته شده که دارای ویژگی‌های حماسی یا اساطیری است، تصاویر اساطیری به دست آید، محتوا تا حد زیادی تهی شده و روایات ضعیف می‌شوند. از سوی دیگر، در گرشاسپ‌نامه با وجههٔ خوبی که برگرفته از اهورامزدا است، تنها به‌عنوان پرنده‌ای یاد شده است که به نجات گمراهان، بی‌غذا مانده و طاقتشان لبریز شده است. در سام‌نامهٔ خواجوی کرمانی تمام ویژگی‌های اسطوره‌ای سیمرغ کنار گذاشته شده و دیگر ویژگی‌های آن دیده نمی‌شود، جز اینکه هنگام پرواز، بال‌های آن به اندازه‌ای بزرگ است که تمام آسمان را می‌پوشاند. با وجود جثه‌اش، او اکنون از سام کمک می‌خواهد تا غول‌هایی را که بچه‌هایشان را می‌خورند و می‌خواهند به او آسیب برسانند، بکشد.

  1. خلاصهٔ داستان سیمرغ و زال

برای سام پسری به دنیا آمد، پسر موهایش سفید بود؛ اما از ترس کسانی که موهای سفید پسرش را می‌بینند او را مسخره کنند، سام دستور می‌دهد که کودک را در کوهی دور رها کنند. درحالی‌که سیمرغ برای یافتن غذا برای بچه‌هایش سرگردان بود، آن را دید و به خانه‌اش برد؛ اما صدای الهی از بالا به او می‌گوید که از این کودک محافظت کند، او را پرورش دهد و بزرگ کند؛ زیرا او فرد مهمی خواهد بود.

هنگامی که کودکی که سیمرغ او را پرورش داده و بزرگ کرده است، یک مرد جوان شد، نام او در همه جا شنیده می‌شود. شبی سام پسرش را با عظمت تمام در خواب می‌بیند: زال پدرش را سرزنش می‌کند. سپس پدرش به راه می‌افتد و به کوه البرز می‌رود. او سیمرغ را در آنجا پیدا می‌کند و پسرش را تحویل می‌گیرد. در حال رفتن زال سیمرغ پری به او داد و گفت که وقتی آن را در آتش افکند، به کمک او می‌آید. براساس روایات، زال دو بار از سیمرغ کمک می‌خواهد. زمانی که او دچار مشکل می‌شود، سیمرغ به او ظاهر می‌شود و با قدرت خارق‌العاده و توانایی‌های پنهان خود مشکلات او را حل می‌کند. هنگامی که تولد رودابه نزدیک شد و رودابه با مشکلات بزرگی مواجه شد، زال سیمرغ را صدا زد و با کمک او شکم رودابه را شکستند و رستم را به دنیا آوردند. سیمرغ نه تنها به زال بلکه به ‌ رستم نیز کمک کرد، رستم که در جنگ با اسفندیار به شدت مجروح شده بود، دوباره از او کمک خواست و او رستم و اسبش رخش را شفا داد.

  1. رابطهٔ سیمرغ و عنقا

سیمرغ که معادل عربیش عنقا به معنی پرندهٔ گردن‌درازی است که هیچ‌کس آن را ندیده است. ققنوس پرندهٔ اساطیری عرب است و لانهٔ آن در کوه قاف است. لانهٔ پرندگان افسانه‌ای که به مرغ اهورایی نیز معروف است: پرندهٔ اهورامزدا حامل قدرت الهی که ایرانیان به آن سیمرغ می‌گویند در کوه البرز قرار دارد. در دوران بعد از اسلام این دو پرنده با هم ترکیب شدند و به نام یک پرنده معروف شدند.

طبق افسانه، ققنوس از هر پرنده یک ویژگی گرفت. سیمرغ چون خصوصیات سی پرنده را دارد سیرنگ نیز می‌گویند. چون سیمرغ سی پرنده و سی رنگ مختلف دارد. ازآنجاکه اعتقاد بر این است که رنگ آن سبز است، به آن zümrüdüanka نیز می‌گویند؛ اما همچنین گفته می‌شود که این نام خانوادگی از simurg u anka آمده است.

عنقا تقریباً تمام ویژگی‌های آن و افسانه‌ها، باورها و ملاحظات مختلفی که پیرامون آن شکل گرفته است، در ادبیات عربی، فارسی و ترکی به‌عنوان استعاره و استعاره کاربرد گسترده ای دارد. رایج‌ترین ویژگی ققنوس این است که مفهوم «قناعت» را نشان می‌دهد؛ زیرا بدون نیاز به کسی به‌تنهایی زندگی می‌کند. ازاین‌رو، به صاحبان قناعت عنقامشرب یا عنقاطبیعت نیز می‌گویند. با این کلمه به اشکال مختلف به کار می‌رود زیرا در مکان افسانه‌ای مانند کوه زندگی می‌کند.

در رساله‌الطیر ابن‌سینا آمده است که پیشوای پرندگانی که عازم سفری بسیار دشوار است و ایستگاهش پشت کوه است و مسیرش را صخره‌های بزرگی احاطه کرده و از مکان‌های خطرناک می‌گذرد سیمرغ است. گفته می‌شود که فرمانروای این پرندگان ققنوس در رساله‌الطیر غزالی، سیمرغ در منطق‌الطیر عطار سیمرغ است و جایگاه او در کوه قاف یا البرز است.

سیمرغ اساطیری رنگ‌های اسلامی و ویژگی‌های متافیزیکی خود را در آثار فریدالدین عطار و سهروردی می‌یابد. از سوی دیگر سهروردی در عقل سرخ خود می‌گوید که لانهٔ این پرنده در درخت طوبی و درخت طوبی در کوه قاف است. درحالی‌که تمام تاریخ اساطیری سیمرغ در آثار سهروردی گنجانده شده است، داستان‌های کهن ایرانی با نگاه به دریچه چند رنگ فرهنگ اسلامی تفسیر می‌شوند.

  1. رابطهٔ صوفیانه با سیمرغ

در آثار فارسی و عربی هیچ توضیحی دربارهٔ جنبهٔ اساطیری سیمرغ وجود ندارد. به‌جز اطلاعات بخش اساطیری شاهنامه، هیچ متن اساطیری در دورهٔ پس از اسلام نوشته نشده است. به همین دلیل سیمرغ با شکل و ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که تنها در شاهنامه به چشم می‌خورد و با ویژگی‌های اصیل آن قابل درک است وارد متون تصوف شد و با حضور و توانایی‌های نمادین خود به‌عنوان عنصری در فرهنگ اسلامی جای خود را گرفت. ازآنجایی‌که در شاهنامه به‌عنوان پرنده‌ای معرفی می‌شود که زال را پرورش می‌دهد و بر زخم‌های پسرش رستم دارو می‌گذارد و او را یاری می‌دهد، زال در متون ادبی با ققنوس و علاقه‌های رستم سروکار دارد؛ علاوه‌براین، شاعران وقتی می‌خواهند لاف بزنند، خود را یعنی قدرت برتر و دست‌نیافتنی‌شان در هنر، به ققنوسی که مانند کوه قاف بر قله‌های دست نیافتنی شعر و حکمت زندگی می‌کنند، نیکوکاران خود را به زال تشبیه می‌کنند.

در روایات اساطیری-عرفانی ایرانی سیمرغ به‌عنوان سلطان پرندگان شمرده می شود. مرغ یکی از برجسته‌ترین عناصر اساطیری با جلوه‌های متفاوت در ادبیات فارسی است. به‌واسطهٔ صفات برتر نسبت داده شده، دست‌مایهٔ تعابیر مختلف و شایستگی‌های غنی شاعران بوده است.

راهنمای حکیم زال، حامی رستم کشتی‌گیر جهان، سیمرغ مبارک موجودی اسطوره‌ای و ناشناخته در ادبیات صوفیانه فارسی است. به‌نوعی می‌توان آن را به‌عنوان شکل فیزیکی آرمان‌ها و خواسته‌های انسانی پذیرفت. در ایران باستان، اسطورهٔ معراج وسیلهٔ رسیدن به خواسته و قوی و چیره‌شدن بر طبیعت بود. در فرهنگ فارسی و ادبیات صوفیانه پس از اسلام به مخلوقی کامل و مقدس تبدیل شده است. در معنای مجازی، جایگزین مفاهیمی مانند انسان کامل، ولی و پیر می‌شود که اغلب از نظرها پنهان است.

به‌ویژه در منطق الطیر فریدالدین عطار سیمرغ، موجودی متافیزیکی که تصویری ندارد و نماد حق است، به‌عنوان فرمانروای پرندگان معرفی شده است اما نماد وحدت وجود است. سیمرغ دیگر چیزی نیست جز کسانی که آرزوی دیدن او را دارند. پرندگان به مظهر ارادتمندانی که مسافران وادی کمال هستند از هفت وادی می‌گذرند تا در قاف حقیقت به فرمانروایی هدهد حکیم به حاکمان خود برسند. در این حکایت چالش‌برانگیز تنها سی پرنده از دره‌های خطرناک عبور می‌کنند و سفر را کامل می‌کنند و به کوه قاف مقام سیمرغ می‌رسند. در این مثنوی که درواقع نوعی روایت پهلوانی صوفیانه است، سعی بر آن است که خطرات و مصائبی که فدایی در سفر دشوار خود با آن مواجه خواهد شد، بیان شود. هفت مرحله سفر شبیه هفت‌خان رستم و اسفندیار است. منطق‌الطیر داستان‌های قهرمانانه پرندگان روح است، حماسه‌های قهرمانانه ارواح در جست‌وجوی خدا و حقیقت. سهروردی پیش از عطار در آثار خود از این پرنده اسرارآمیز الهام گرفته است.

سهروردی در صفیر سیمرغ خود به ویژگی‌های جالب این پرنده اشاره می‌کند. به گفتهٔ وی سیمرغ بدون بال پرواز می‌کند. بدون پیمودن مسافت نزدیک می‌شود. همهٔ گلدوزی‌ها از آن سرچشمه می‌گیرد؛ اما رنگی ندارد. همه با او مشغولند؛ اما او به کسی علاقه‌ای ندارد. سیمرغ بیان می‌کند که این مظهر الهی حق است.

خاقانی شیروانی این پرنده را به‌عنوان نماد روح و درنتیجه پرواز انسان به بالاترین سطح می‌پذیرد. مولانا او را نمایندهٔ ملکوت متعالی معرفی می‌کند. مرشد مولانا، شمس تبریزی، نیز می‌گوید که او اوج کمال است، همهٔ پرندگان به سوی او می‌روند و از دیدن کوه قاف خوشحال می‌شوند.

  1. شباهت‌های سیمرغ و جبرئیل

در فرهنگ اسلامی تقریباً تمام ویژگی‌ها و توانایی‌های سیمرغ به جبرئیل یکی از چهار فرشته داده شده است. جبرئیل و سیمرغ چنان‌که در آثار شاهنامه، گرشاسپ‌نامه و سام‌نامه آمده است، در مقایسه با ظاهر بیرونی و ابعاد مادی خود، از نظر عظمت، شکوه بال و زیبایی، ویژگی‌های مشترکی دارند. در نزهت‌نامهٔ علایی، اگرچه در میان پرندگان دیگر به حساب می‌آید؛ اما بر بزرگی و قدرت فوق‌العادهٔ سیمرغ تأکید شده است؛ اما به‌دلیل بزرگی و قدرت آن به‌عنوان فرمانروای پرندگان پذیرفته‌شده و با ویژگی‌های فراوان به جبرئیل تشبیه شده است. توصیف جبرئیل به‌عنوان بال‌دار در قرآن این شباهت را بیشتر می‌کند: ستایش خدایی را که آسمان‌ها و زمین را آفرید و فرشتگان را با دو یا سه یا چهار بال رسولان قرار داد… [فاطر 35:1] اندازه و شکوه بال‌های او در بسیاری از آثار دینی ذکر شده است. نقل شده است که حضرت محمد او را چنان‌که در شب معراج آفریده شده بود دید.

در داستان زال و سیمرغ تغذیهٔ سیمرغ از نیرویی پنهان و واسطه زال که در شاهنامه ویژگی‌های نبوی به او داده شده است، به رسالت جبرئیل بین خدا و پیامبر به‌عنوان فرشتهٔ وحی تشبیه شده است. پاسداری جبرئیل از پیامبران به فرمان خداوند و مداخلهٔ او در حوادث مربوط به پیامبران جهان در لحظات ضروری با ویژگی‌های متافیزیکی خود یادآور روابط سیمرغ و زال است.

همان‌طورکه گفته شد، سام پسرش زال را به خانه می‌برد و به او اطعام می‌کرد و فرزندان یتیم و بی‌پناه را با سیمرغ تربیت می‌کرد، نیز در فرهنگ اسلامی گنجانده شده است و جبرئیل این وظیفه را انجام می‌دهد: به تعبیر خوابی که فرعون دیده است. همهٔ بنی‌اسرائیل وقتی دستور کشتن او را داد، بچه‌ها را مادرشان در غارها و جاهای خالی از سکنه رها کردند و سامری در میان این بچه‌ها با شیری که از بال جبرئیل می‌مکید سیر شد و بزرگ شد.

هنگامی که سیمرغ در شاهنامه دچار مشکل ‌ می‌شد، رستم پیوسته به کمک او می‌آمد و به سوی جبرئیل فرستاده می‌شد. پیش از سفر معراج حضرت محمد، نقش او در شکافتن سینه و شست‌وشوی دل او مقایسه شده است. از سوی دیگر، طبق روایات، نکتهٔ قابل توجه این است که لانهٔ سیمرغ در درخت ویسوپیس و جایگاه جبرئیل در درخت مقدسی به نام سیدره منتهی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است.

قسم می‌خورم که او را یک بار قبل از سیدره منتهی دیده بود (نجم: 53/3).

در عرفان چهرهٔ سیمرغ در متنهای عرفانیِ پیش از منطق‌الطیر به کلی دیگرگون می‌شود تا جایی که کنشی را که این شخصیت به آن متعلق است تغییر می‌دهد. او ملک مرغان می‌شود. پادشاهی که دیگر مرغان، خواسته یا ناخواسته، باید فرمان وی را بپذیرند. با دیگر مرغان، رابطه‌های تعریف‌شده دارد و با ایشان حشرونشر هم می‌کند؛ به قلهٔ قاف رفته است، بر جایگاهی رفیع دست یافته و کسی را یارای رسیدن به وی و همنشینی با او نیست. تمام آنچه ذکر شد از پادشاه و فرمانروابودن گرفته تا جایگاه برتر و قداست نسبت به باقی مرغان، سیمرغ را قهرمان یا خدایگان کنش اول یعنی شهریاری می‌کند. نیز صفات او، یادآور جبرئیل و انسان‌های روحانی و بزرگی است که زمین از ایشان تهی نیست و اوتاد زمین و ابرار زمان هستند. او بیدارکنندهٔ خفتگان غفلت است که صدای او را همگان می‌شنوند. همهٔ این اوصاف، سیمرغ را در ردیف انسان کامل قرار می‌دهد و او را وابسته به طبقهٔ روحانیان می‌کند که خود به کنش اول یعنی کنش شهریاری و دین‌مداری تعلق دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]