نینجا به چه کسی گفته می‌شد؟ تاریخچه نینجاها

در بیشتر کارتون‌های ژاپنی و کره‌ای به مردان مسلحی به نام «نینجا» برمی‌خوریم که با آداب و سبک مبارزه خاصی که دارند از دیگر اقشار اجتماع متمایز می‌شوند.

نینجاها در ابتدا تابع مکتب «پوشیدو» بودند. مکتبی که در مبارزه، جوانمردی را شعار خود می‌دانست. متأسفانه این گروه رزمجو به دلیل رشوه‌های کلان از راهی که برای خود گزیده بود، منحرف شد و تبدیل به یک باند مزد بگیر شد. نیاز به یادآوری است که نینجاها در حال حاضر وجود خارجی ندارند و قرن‌هاست که برای همیشه تار و مار شده‌اند. تنها کلاس‌های رزمی ساده‌ای از آنان باقی مانده که گروهی از جوانان پر شور و هیجان در آنها شرکت می‌کنند و فنون آنان را جهت تفنن Fun می‌آموزند. تاریخ نینجاها یکی از پرهیجان‌ترین قسمت‌های تاریخ قرن پانزدهم ژاپن است.

بی‌شک، «حسن صبّاح» را به می‌شناسید. او شاگردانی را تربیت می‌کرد و به آنها مأموریت قتل یا ترور رجال سیاسی خاصی را می‌داد.

نینجا یا بهتر بگوییم نینجاها، چنین طبقه‌ای بودند. با این تفاوت که آنها خیلی زود از راه راست منحرف شدند و در ازای دریافت پول هر کس را که به آنها پیشنهاد می‌شد، می‌کشتند و از صفحه روزگار محو می‌کردند.

آنها به زودی به یک مزدور تبدیل شدند. در حالی که قرار بود یک عیّار باقی بمانند. قصد و نیت حسن صباح نیز چنین بود. البته سیاست حسن صباح بسیار قوی و فراگیر بود و توانست شاگردان خود را تا زمانی که زنده بود تحت کنترل عقاید مثبت خود نگاه دارد.

نینجاها در 5 قرن پیش در ژاپن می‌زیستند. نینجا در واق به گروهی از مردان و زنانی گفته می‌شود که در جاسوسی و قتل آموزش می‌دیدند.

می‌گویند دوره‌ای که اینان به صورت قارچ روییدند و بیشتر از دوره‌های دیگر ظاهر شدند، دوره «هیین» می‌باشد. آنان در مناطق اطراف کوه‌های کیوتو بیشتر با افراد «یامابوشی» در معاشرت و رفت و آمد بودند.

اعضای نینجا اصولا از طبقات پایین اجتماع به وسیله فرمانداران و سرکردگان محلی انتخاب می‌شدند و هدف، قتل مخالفان و یا نفوذ به اردوی دشمن جهت کسب اطلاعات بود.

این گروه در اوایل قرن 15بسیار فعال بودند. به طوری که می‌توان دوران شکوفایی‌شان را در همان اواسط مشخص کرد. این گروه به صورت افراد خارق‌العاده و بسیار جسور شناخته شده بودند. به عقیده عموم، آنان توانایی بالا رفتن از دیوار صاف و یا راه رفتن روی آب، و حتی توانایی غیب شدن از انظار مردم را نیز داشتند. البته واقع امر چنین نبود، ولی با توجه به مثل معروف که می‌گوید: «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»، باید اعتراف کرد که نینجاها به راستی دارای توانایی‌های منحصر به فردی بودند. آنها به وسیله چنگک‌هایی که همیشه در اختیارشان بود، می‌توانستند از درخت یا از دیوار صاف بالا بروند، یا اینکه به واسطه فنونی که می‌دانستند، می‌توانستند بدون صدا در آب شنا کنند، یا اینکه با قایق‌هایی به مأموریت می‌رفتند که «غرق شدنی» نبود! آنها مجهز به «شوریکان» بودند که نوعی ستاره پنج پر فلزی زهرآگین بود. آنان در پرتاب شوریکان بسیار دقیق و خوش دست بودند و تا سوژه را از پای درنمی‌آورند، از مأموریت خود باز نمی‌گشتند.

نینجاها اطلاعات خوبی از دانش شیمی داشتند. آنان برای بیهوش کردن یا مسموم کردن سوژه از داروهای متفاوتی استفاده می‌کردند. آنان مقدار کمی از این زهر را همیشه برای خودشان کنار می‌گذاشتند. یک نینجا هرگز نباید به دام می‌افتاد. چون احتمال آن داده می‌شد که زیر شکنجه سنگین دوام نیاورد و اسرار گروه را فاش سازد، زهر را به قصد خودکشی همیشه همراه داشتند. آنان برای مأموریت‌های شبانه، معمولا لباس کاملا سیاه می‌پوشیدند. حتی سر و صورت خود را نیز زیر نقاب سیاه رنگ مخفی می‌کردند. نینجاها برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کاری فروگذار نبودند. آنان زمانی که می‌خواستند پس از مأموریت شناخته نشوند، صورت خود را با اسیدی که به همراه داشتند، تغییر شکل می‌دادند.

نینجاها برای انجام مأموریت، مجاز به استفاده از هرسلاحی بودند، ناگفته نماند که آنان تقریبا به تمام سلاح‌های عصر خود، چیره بودندو آنان همچنین به روانشناسی اجتماعی جامعه خود آشنا بودند. ارتباط آنان با یکدیگر بیشتر از طریق علایم و رد و بدل کردن نشانه‌های خاص خود بود. اگر احیانا یک نینجا به دام می‌افتاد مردم او را به بدترین شکل شکنجه می‌کردند، تا اسرار آنها را به دست آوردند. البته چنین موردی به ندرت اتفاق می‌افتاد چون آنها به محض اطلاع از محاصره خود، با مصرف کمی زهر، به زندگی خود پایان می‌دادند.

در دوره «رادو» که جنگ‌های داخلی در ژاپن، بسیار کم‌تر شده بود، این گروه، یعنی نینجاها به قاتلان و مزدوران حرفه‌ای تبدیل شدند و آوازه بدی‌شان بیشتر پیچید. در کارتون‌هایی که از زندگی آنان تهیه شده واقعیت امر این است که نه فلسفه و نه تفکر و نه عمل آنان، هیچ یک بر اصول فکری و رواج مردانگی استوار نیست. می‌توان این اصول را با اصول مردانگی در مکتب زورخانه‌ای خودمان قابل مقایسه دانست.

در سال 1581 «آدا نوبول» فرمانروای ژاپن، ارتشی متشکل از 50هزار نفر را به جنگ نینجاها که تقریبا 5 هزار نفر بودند، گسیل داشت. در این نبرد نابرابر اغلب نینجاها کشته یا اسیر شدند و آن تعداد اندک به کوه‌ها و دامنه‌های اطراف گریختند و در میان غارها باقی مانده عمر خود را سپری کردند.

اینک پس از گذشت 5 قرن از آن تاریخ، شگفت‌آور به نظر نمی‌رسید که وقتی داستان‌های افسانه‌ای نینجاها به غرب (آمریکا) رسید و از اسرار معجزه‌آسای مردان سیاه‌پوش پرده برداشته شد، سیل افراد علاقه‌مند به ماجراجویی به این سامان (ژاپن) سرازیر شود. ناگفته پیداست که فن و هنر نینجاهای امروزی، تفاوت زیادی با علوم رزمی قرن پانزدهم دارد و این آموزش هنر کاملا جدی است.

هنر امروزین نینجاها، مخلوطی از مبارزه و مقاومت بدون اسلحه است و همچنین یک نوع روش زندگی در شرایط سخت مثلا در بیابان‌ها یا جنگل‌ها!!

جوانان آمریکایی بسیار شیفته لباس و حرکات نینجاها قرار گرفته‌اند. در سال‌های 1950 تا 1970، نمایش فیلم‌های نینجایی باعث شد که هرروز بر سر هرکوچه و برزن، کلاس‌های ویژه آموزش هنرهای رزمی نینجا، مثل قارچ رشد کند. مربیان این گونه کلاس‌ها و باشگاه‌ها، به خاطر منافع مالی و علاقه جوانان به این گونه مهارت‌های رزمی، دست به ایجاد این نوع کلاس‌ها می‌زدند، در حال حاضر تب نینجا پس از گذشتن چند دهه رو به سردی گراییده و در حال فراموش شدن است. مدل‌هایی از ورزش رزمی که اینک به نام ورزش‌های رزمی نینجاها معروف است، در واقع شکل تغییر یافته نسخه مادر است. همان‌طور که گفته شد این ماجرا 005‌ سال است که از صحنه روزگار محو شده و تنها خاطره‌ای از آن باقی مانده است. کارتون لاک‌پشت‌های نینجا یادآوری کوتاهی به این نوع سبک و این رزم دارد بدون اینکه بخواهد جلوی چشم‌هایمان خاطره تلخ آن دوران را مجددا زنده گرداند.

در انیمیشن‌های کره‌ای به ندرت اشاره صریحی به تاریخ این طبقه شده است. آنچه که عمدتا بر آن تکیه می‌شود، سبک رزمی این طبقه از مردم محو شده در تاریخ است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]