جان کیتس – شاعر انگلیسی – زندگینامه

«جان کیتس» شاعر انگلیسی و معمار ادبیات عاشقانه است. او در زمان سلامتیاش آرزویی جز قدمی مثبت و خیر برای آدمیان نداشت و کمتر بر خواستههای روح حساس خود متمرکز میشد. او عمیقترین معنای زندگی را در زیبایی ظاهری و مادی میدانست و از شعرهای پختهاش این گونه برمی آید که مرگ آدمی را هم ارز پوسیدگی و فنای او میداند. بخش عمدهای از آثار مهم و قابل توجه او همگی در یک سال پدید آمدند. «جان کیتس» John keats در ۳۱ اکتبر ۱۷۹۵ در لندن چشم به جهان گشود. پدرش مدیر یک پرورشگاه اسب بود و به جز «جان» که فرزند ارشدش بود، سه فرزند دیگر نیز داشت. رابطه این چهار کودک تا پایان عمر بسیار عمیق و صمیمانه ادامه یافت. «توماس» پدر خانواده در سال ۱۸۰۴ در یک سانحه سوارکاری جان خود را از دست داد و همسرش «فرانسیس جنینگز کیتس» بلافاصله ازدواج کرد اما ازدواج موفقی از آب درنیامد و خیلی زود به جدایی انجامید. او به همراه «جان» و «فانی» تنها خواهر و دو برادر دیگرش «جورج» و «تام» به شهر «ادمونتون» در نزدیکی لندن نقل مکان کردند تا در منزل مادربزرگشان به زندگی ادامه دهند. «کیتس» در دوران مدرسه مطالعه بسیاری داشت و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به مدرسه پیشرفته «کلارک» در منطقه «آینفیلد» رفت و اولین ترجمه ادبیاش را در این مدرسه تجربه کرد. «کیتس» که قدش به سختی به ۶۰/۱ متر میرسید هرگز به واسطه علاقه شدیدش به کتاب در مدرسه مشهور نبود بلکه بیش از هر چیز اهل مباحثه، مشاجره و گاهاً دعوا و مرافعه بود. او در جایی نوشته است: «ذهن من وسیعترین و خستگی ناپذیرترین ذهنی است که در کالبدی به این کوچکی گرفتار آمده است. » که اشاره به جثه کوچک خود دارد. سال ۱۸۱۱ «کیتس» ۱۷ ساله به داروسازی علاقهمند شد و در خلال دورانی که برای اخذ مجوز فعالیت در حال تحصیل بود موفق شد ترجمهای که در مدرسه «کلارک» آغاز کرده بود را به پایان رساند و آن ترجمه اثر «آئناید» Aeneid بود. در سال ۱۸۱۴ او با خواندن مجموعه شعری از «ادموند اسپنسر» به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و هنگامی که اولین شعر خود را در سال ۱۸۱۴ سرود آن را «خطوطی در تقلید از اسپنسر» نامید. در همان سال «کیتس» به لندن مراجعت کرد و مطالعات و تحصیلات پزشکی خود را در بیمارستان «گای» از سرگرفت و در سال ۱۸۱۶ به عضویت انجمن داروسازان و جراحان درآمد و مجوز جراحی گرفت. او پیش از آنکه تمامی وقت خود را وقف امر شعر کند مدتی را به عنوان دستیار جراح در بیمارستانها فعالیت کرد. در طول اقامتش در لندن موفق به ملاقات با «لی هانت» سردبیر مجله پیشرو و لیبرال «اگزمانیر» The xaminer شد و او «کیتس» جوان را به ادیبان دیگر هم دورهاش معرفی کرد و اولین غزل او با عنوان «تجرد» در همان سال به چاپ رسید.
اولین کتاب «کیتس» با عنوان «اشعار» در سال ۱۸۱۷ به چاپ رسید که از فروش بسیار پایینی برخوردار بود. او بهار همان سال را در کنار برادران و دوستانش گذراند و در همین دوران بود که نوشتن نامههایی در شرح وقایع روزانه زندگیاش را آغاز کرد. «کیتس» در این اشعار اتفاقات روزمره زندگی را با اظهاراتی در باب زندگی در میآمیخت و اشعاری مطبوع میسرود.
در میان نویسندگان مطرح دنیا «تی اس الیوت» از کسانی بود که نامههای «کیتس» را در کتابهای «کاربرد شاعری» و «کاربرد انتقاد» درک کرد و آنها را «مهمترین و قابل توجهترین متونی» دانست «که توسط یک شاعر انگلیسی نوشته شده است». و در مورد اثر دیگر «کیتس» به نام «تیتان» Hyperion میگوید که «جملات زیبایی دارد اما آن را نمیتوانم شعر خوبی بنامم». اولین قصیده بلند «کیتس» به نام «اندی میون» Endymion در سن ۲۱ سالگی پدیدار شد که شامل چهار هزار بیت عاشقانه است که مورد انتقاد شدید «ویلسون کروکر» و «جان گیبسون لوچارد» قرار گرفت. در سال ۱۸۲۰ دومین جلد کتاب شعر «کیتس» به چاپ رسید که به موفقیت بزرگی حتی در میان منتقدین دست یافت. به رغم آنکه «کیتس» در این دوران از مرض سل به شدت رنج میبرد اشعار او بیش از آنکه در غم از دست دادن سلامتیاش باشد در غم فقر بود که او را از ازدواج به دور میداشت. او در یکی از نامههایش خطاب به زن مورد علاقهاش مینویسد: «من تو را از هر کس و چیز دیگری بیشتر دوست میدارم. زنان زیبای بسیاری را دیدهام که با یک غزل عاشق میشوند و با یک رمان فراموش. »
«کیتس» که در دوران حیاتش زیر فشار شدید منتقدان بود پس از مرگش در جهان صاحب شهرت شد و در ادبیات بزرگانی چون «اسکار وایلد» و «آلفرد تنیسون» تاثیر عمیقی برجای گذاشت. او در ۲۳ فوریه ۱۸۲۱ در سن ۲۵ سالگی در رم درگذشت.
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۸۴ -شرق





