فیزیولوژی مراکز شنوایی و گفتاری مغز – مراکز شنوایی و گفتاری مغز

مغز آدمی از دو نیمکره‌ی متقارن و به‌ظاهر مشابه تشکیل شده است[۲]. هر یک از دستگاه‌های حسی (بینایی، شنوایی، بساوایی و…) اطلاعات را به مناطق معینی از قشر مغز منعکس می‌کنند. حرکات اندام‌های بدن (پاسخ‌های حرکتی) در مهار مناطق دیگری از قشر مغز هستند. بقیه‌ی قشر مغز که نه حسی و نه حرکتی است، «مناطق ارتباطی[۳]» قشر مغز و مربوط به سایر جنبه‌های رفتار همچون حافظه و تفکر و زبان هستند. حرکات سمت راست بدن را «بخش حرکتی نیمکره‌ی چپ» و حرکات سمت چپ بدن را «بخش حرکتی نیمکره‌ی راست» کنترل و اداره می‌کند؛ و نیز تکانه‌های حسی نیمه‌ی راست بدن به سمت چپ قسمت حسی ـ تنی مغز می‌روند و برعکس.

مناطق درگیر در فهم گفتار و توان نوشتن و درک نوشتار نیز اغلب در نیمکره‌ی چپ قرار دارند. به این ترتیب، وقتی نیمکره‌ی چپ آدمی گرفتار سکته‌ی مغزی شود، بیشتر احتمال اختلال گویایی می‌رود تا زمانی که منطقه‌ی آسیب‌دیده در نیمکره‌ی راست باشد. گاه در معدودی از افراد چپ‌دست مراکز گویایی در نیمکره‌ی راست قرار دارند. اما در اکثر چپ‌دست‌ها نیز، نظیر راست‌دست‌ها، مرکز کارکردهای زبانی در نیمکره‌ی چپ است.

فیزیولوژی مراکز شنوایی و گفتاری مغز

بر اساس الگوی ورنیکه[۵] ـ گشویند[۶] منطقه‌ی ورنیکه جایی است که رمزهای شنیداری و معنای واژه‌ها در آن ذخیره می‌شود. همچنین منطقه‌ی بروکا به عنوان محل ذخیره‌ی رمزهای تولید آوا شناخته می‌شود که ترتیب اعمال عضلانی لازم برای ادا کردن واژه را تعیین می‌کند. برای این که واژه‌ای به گفتار در آید، باید «رمزهای شنیداری» آن در منطقه‌ی ورنیکه فعال شوند و از طریق رشته‌های عصبی به منطقه‌ی بروکا انتقال یابند تا در آن‌جا رمز آوایی مربوط فعال شود. رمزهای آوایی نیز به نوبه‌ی خود به قشر حرکتی منتقل و واژه‌ی مورد نظر تولید می‌شود. و برای فهم واژه‌یی که کس دیگری آن را بیان می‌کند، این واژه باید از قشر شنوایی به منطقه‌ی ورنیکه انتقال یابد و در آن‌جا شکل گفتاری با «رمز شنیداری‌» آن تطبیق شود تا معنای واژه فعال گردد.

آنچه را «رمز شنیداری» می‌خوانیم، درواقع، به این مفهوم است که الگوی آواها و الگوی واژه‌ها، در منطقه‌ی اصلی شنوایی و ورنیکه به نوعی شکل می‌یابند و به صورت «رمز» ضبط می‌شوند.

دقت کنید اگرچه مرسوم شده است که قسمت‌های مختلف مغز به‌صورتی جداگانه بررسی شود، ولی مرز مشخصی بین این قسمت‌ها وجود ندارد. یکپارچگی دستگاه عصبی را برای کار بیولوژیک این دستگاه و همچنین نسبیت مطالب از جمله جهت سیگنال‌ها و تأثیر جریان‌های نرونی روی یکدیگر را در چنین مباحثی باید در نظر داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]