نوستالژی نادیده: ‌ارکستر زنان آشویتس نوشته و کار: آتیلا پسیانی – بهمن 1368 – وقتی او برای 80 نفر تئاتر اجرا می‌کرد!

بازی: حسین عاطفی، مریم کاظمی و فاطمه نقوی – در خانهٔ نمایش

یکی از بهترین نمایش‌هائی که در ماههای اخیر بر صحنه‌های تئاتر تهران به تماشای عموم درآمد، نمایشنامه‌ای با عنوان «ارکستر زنان آشویتس» در خانه نمایش بود. این نمایشنامه را «آتیلا پسیانی» براساس فیلمنامه‌ای از آرتور میلر نوشته و کارگردانی کرده است، و در این مورد در بروشور نمایش توضیح داده که: «برای رفع یک سوء تفاهم احتمالی نام اصلی فیلمنامهٔ میلر… یعنی برای زمان نواختن و یا برای لحظات نواختن است که تحت تأثیر خاطرات فانیا فنه لون نوشته شده است.»

آتیلا پسیانی از میان شخصیت‌های گوناگون این فیلمنامه، سه شخصیت عمده را برگزیده است، و در واقع دیگر شخصیت‌های نمایش را از دید این سه تن به تماشاگر معرفی می‌کند. «فانیا فنه‌لون» هنرمند موسیقی‌دان در بازداشتگاه آشویتس برای دژخیمان ارکستری ترتیب می‌دهد. با این تصور که آنان مرگ اعضای ارکستر را به تعویق خواهند انداخت و یا از خون آنان درمی‌گذرند. اما در واقع موسیقی دلنشین او تنها همراهی‌کننده کمک به کشتار بیشتر این دژخیمان است. فانیا، ماریانه و حتی نگهبان خودفروختهٔ سلول آنان، نمونه‌هائی از میلیونها انسان بیگناهند که قربانی قدرت‌طلبی‌های جهان قرن بیستم شدند.

پسیانی برای قرارادن تماشاگر در فضای خاص بازداشتگاه آشویتس، در لحظات ورود تماشاگر به سالن، از یک منبع نوری متحرک استفاده کرده است. صحنهٔ نمایش او نیز با سیم‌های خاردار از تماشاگر جدا شده، اما طراحی سلولی که دو بازیگر زندانی در آن به‌سر می‌برند، تا حدودی از انتقال حس «زندان» به تماشاگر می‌کاهد. این سلول با دیوارهای چوبی درست شده و این چوبها نیز بسیار نازک و ظریف‌اند. به همین دلیل بیش از آنکه زندانی مستحکم و تنگ و تاریک را بنمایاند، به آلونک‌های فقرا شباهت پیدا کرده است. البته اگر امکانات محدود کار در خانه نمایش را درنظر داشته باشیم، باید به آنچه گروه تئاتر بازی برای اجرای برنامه‌ای با مخارج اندک انجام داده است، آفرین گفت. متن نمایشی برگزیدهٔ پسیانی برای این اجرا، متنی است کوتاه و منطقی و اساسا قدرتمندترین عنصر در صحنهٔ نمایش او. به همین دلیل باید ذوق او را برای انتخاب موضوع و سپس توانائی‌اش را در حفظ مفاهیم تراژیک در بازنویسی متن ستود. همچنین کارگردانی وی در همین صحنهٔ کوچک نشان‌دهندهٔ این است که وی با تئاتر ارتباطی حرفه‌ای و دقیق دارد. موسیقی دلنشین نمایش، و نورپردازی و دیگر عوامل فنی نیز کار خود را به خوبی به انجام می‌رسانند، و بالاخره بازی خوب بازیگران نمایش، (به تصویر صفحه مراجعه شود) فاطمه نقوی، مریم کاظمی و حسین عاطفی نیز این مجموعه را در یاد تماشاگران حفظ خواهد کرد.


خانهٔ نمایش، شاید کوچکترین سالن نمایش تهران است با ظرفیتی حدود 80‌ تا 100 تماشاگر. صحنه‌ای کوچک و امکانات فنی محدود. اما باید گفت که این سالن کوچک اخیرا تبدیل به فعال‌ترین و مهمتر از آن حرفه‌ای‌ترین سالن نمایش شده است. برنامه‌هائی که در ماههای گذشته هنرمندان اداره تئاتر در این اتاق کوچک طبقه دوم، به اجرای عموم گذاردند، نشان داده است که تئاتر خوب، به تالار نمایش مجهز متکی نیست، بلکه برعکس تئاتر خوب، محیط پیرامون خود را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به این دلیل باید همت هنرمندان اداره تئاتر را در کار بی‌وقفه و حرفه‌ای، با امکانات محدود، ستود.

لاله تقیان


توضیح یک پزشک: بر اساس این اثر آرتور میلر فیلم تلویزیونی توسط شبکه CBS در سال 1980 هم ساخته شده. به نام Playing for Time. کتاب هم توسط انتشارات فرهنگ جاوید منتشر شده. نسخه قدیمی‌تری هم دارد که کمیاب است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]