۲۹ فیلم برتر و محبوب که کارگردان زن داشته‌اند، نقد و تحلیل و بررسی

0

چشم‌انداز سینما دستخوش تغییری دگرگون شده است، زیرا زنان بیشتری سکان کارگردانی را در دست می‌گیرند و دیدگاه‌های تازه، روایت‌های منحصربه‌فرد و تکنیک‌های داستان‌سرایی بدیع را به منصه ظهور می‌رسانند. در این نوشته، برخی از بهترین فیلم‌های کارگردانی شده توسط زنان را بررسی می‌کنیم و بررسی‌ها و تحلیل‌هایی را ارائه می‌کنیم که استعداد‌ها و روایت‌های متنوعی را که از ذهن‌های رویایی کارگردان‌های زن بیرون آمده است، تجلیل می‌کند.

۱. فیلم مهلکه – “The Hurt Locker” (۲۰۰۸) – به کارگردانی کاترین بیگلو

کاترین بیگلو با فیلم The Hurt Locker تاریخ ساز شد و اولین زنی بود که برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی شد. این فیلم که در پس زمینه جنگ عراق اتفاق می‌افتد، داستان یک تیم خنثی‌کننده بمب را دنبال می‌کند و به بررسی آسیب‌های روانی نبرد می‌پردازد. کارگردانی بیگلو صحنه‌های پرتنش و غوطه وری را القا می‌کند و شدت جنگ را به تصویر می‌کشد و در عین حال به پیچیدگی‌های احساسات انسانی می‌پردازد. موفقیت این فیلم نه تنها یک لحظه تاریخی برای زنان در سینما بود، بلکه توانایی بیگلو را در هدایت ژانر‌های سنتی مردانه با مهارت نشان داد.

“The Hurt Locker” یک کلاس در زمینه تنش و کاوش شخصیت است. کارگردانی کاترین بیگلو به طرز ماهرانه‌ای بین واقع‌گرایی سخت جنگ با تصویری ظریف از افراد گرفتار در هرج و مرج آن تعادل برقرار می‌کند. موفقیت فیلم نه تنها در مهارت فنی آن، از جمله تدوین فشرده و فیلمبرداری خاطره‌انگیز، بلکه در توانایی آن در انسان‌سازی از سربازان، باز کردن لایه‌های آسیب‌پذیری در زیر زره پوش بیرونی آن‌ها نهفته است. کارگردانی بیگلو فراتر از انتظارات جنسیتی است و تأکید می‌کند که داستان سرایی قدرتمند هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد.

۲- “گمشده در ترجمه” (۲۰۰۳) – به کارگردانی سوفیا کاپولا – Lost in Translation

«گمشده در ترجمه» سوفیا کاپولا کاوشی تکان دهنده از تنهایی و ارتباط است که در پس زمینه شهر توکیو روایت می‌شود. این فیلم پیوند بعید بین یک زن جوان تنها  (اسکارلت جوهانسون) و یک بازیگر مسن‌تر و سرخورده (بیل موری) را دنبال می‌کند. کارگردانی کاپولا کیفیتی رؤیایی به روایت القا می‌کند و تجربه گمراه‌کننده گم شدن در یک فرهنگ بیگانه را به تصویر می‌کشد. این فیلم به دلیل داستان سرایی خاطره‌انگیز و شیمی بین بازیگران اصلی آن مورد تحسین گسترده قرار گرفت.

این فیلم تاملی است درباره ماهیت گذرا ارتباطات انسانی و جستجوی معنا در محیطی ناآشنا است. کارگردانی کاپولا یک تجربه بصری خیره‌کننده و از نظر احساسی تامل برانگیز ایجاد می‌کند و مخاطبان را دعوت می‌کند تا در مورد موضوعات جهانی انزوا و لحظات زودگذر ارتباطی که زندگی ما را شکل می‌دهد فکر کنند. موفقیت فیلم در توانایی آن در برانگیختن حس انسانیت مشترک از دریچه یک داستان شخصی و صمیمی نهفته است.

۳- “لیدی برد” (۲۰۱۷) – به کارگردانی گرتا گرویگ – Lady Bird

اولین کارگردانی گرتا گرویگ، «لیدی برد»، داستانی است در دوران بلوغ که پیچیدگی‌های روابط مادر و دختر و جستجوی هویت را بررسی می‌کند. Saoirse Ronan در نقش کریستین “لیدی برد” مک فرسون، یک دانش‌آموز دبیرستانی که چالش‌های دوران نوجوانی را بررسی می‌کند، اجرای برجسته‌ای ارائه می‌دهد. کارگردانی گرویگ فیلم را با اصالت، طنز و درک دقیقی از تفاوت‌های ظریف دوستی‌های زنانه القا می‌کند. «لیدی برد» به دلیل داستان گویی صمیمانه و به تصویر کشیدن واقعی تجربه نوجوانی تحسین منتقدان را برانگیخت.

«لیدی برد» گرتا گرویگ نفسی تازه در ژانر دوران بلوغ است. نقطه قوت فیلم در اصالت آن و توانایی کارگردان در به تصویر کشیدن ویژگی‌های تجربه نوجوانی بدون توسل به کلیشه‌ها نهفته است. کارگردانی گرویگ با همدلی همراه است و به شخصیت‌ها اجازه می‌دهد تا سفر‌های فردی خود را با آسیب‌پذیری و شوخ طبعی طی کنند. «لیدی برد» به عنوان شاهدی بر قدرت داستان سرایی ظریف و تأثیر کارگردانان زن در به نمایش گذاشتن روایت‌های متنوع است.

۴- فیلم سی دقیقه پس از نیمه‌شب Zero Dark Thirty” (۲۰۱۲) – به کارگردانی کاترین بیگلو

کاترین بیگلو با سی دقیقه پس از نیمه‌شب به صندلی کارگردانی بازگشت، یک فیلم هیجان‌انگیز و کاملاً تحقیق شده که ماجرای شکار اسامه بن لادن را روایت می‌کند. جسیکا چستین در نقش مایا، یک مامور سیا که به دنبال عدالت است، عملکردی جذاب ارائه می‌دهد. قدرت کارگردانی بیگلو تزلزل ناپذیر نشان می‌دهد و پیچیدگی‌های اخلاقی و معضلات اخلاقی ذاتی در تعقیب یک تروریست بدنام را به تصویر می‌کشد. فیلم به دلیل واقع گرایی، تعلیق و به تصویر کشیدن ظریف شخصیت اصلی خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

سی دقیقه پس از نیمه‌شب یک تور در داستان سرایی پر تعلیق محسوب می‌شود و کارگردانی کاترین بیگلو بار دیگر توانایی او را در جهت‌یابی روایت‌های شدید با نگاه دقیق به جزئیات ثابت می‌کند. موفقیت فیلم در امتناع آن از ساده‌سازی ابهامات اخلاقی پیرامون جنگ علیه تروریسم است و کاوشی پیچیده و چندوجهی از هزینه‌های انسانی عدالت را ارائه می‌کند. کارگردانی بیگلو، همراه با بازی قدرتمند جسیکا چستین، یک تجربه سینمایی جذاب ایجاد می‌کند که بینندگان را به چالش می‌کشد تا با معضلات اخلاقی تنیده شده در تار و پود تاریخ معاصر روبرو شوند.

۵- “پیانو” (۱۹۹۳) – به کارگردانی جین کمپیون

“پیانو” ساخته جین کمپیون یک درام از لحاظ بصری خیره‌کننده و دارای بار احساسی است که در نیوزلند قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد. این فیلم درباره آدا مک گراث، یک پیانیست لال با بازی هالی هانتر است که عشق، میل و انتظارات اجتماعی را دنبال می‌کند. کارگردانی کمپیون با احساسی بودن و شدت جو مشخص شده است، و فیلم به دلیل داستان سرایی قدرتمندش، از جمله بازی شکارچی برنده جایزه اسکار، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

«پیانو» توانایی جین کمپیون در ساختن روایتی بصری جذاب را به نمایش می‌گذارد که بینندگان را در دنیایی از احساسات خام و خواسته‌های ناگفته غوطه ور می‌کند. کاوش فیلم در مورد پویایی قدرت، نقش‌های جنسیتی و محدودیت‌های تحمیل شده توسط جامعه به طرز استادانه‌ای از دریچه کمپیون به تصویر کشیده شده است. بازی هالی هانتر، همراه با دیدگاه کارگردانی کمپیون، منجر به یک شاهکار سینمایی می‌شود که فراتر از داستان سرایی مرسوم است و مخاطبان را به تجربه پیچیدگی‌های عمیق روح انسان دعوت می‌کند.

۶- “هیولا” (۲۰۰۳) – به کارگردانی پتی جنکینز – Monster

پتی جنکینز اولین کارگردانی خود را با «هیولا»، یک درام جنایی زندگی‌نامه‌ای انجام داد که تحسین منتقدان را به خاطر نمایش زندگی قاتل سریالی آیلین وورنوس، با بازی شارلیز ترون، برانگیخت. کارگردانی جنکینز در بررسی زندگی پرفراز و نشیب وورنوس و عوامل اجتماعی که در نزول او به سمت تبهکاری نقش داشته‌اند، تزلزل ناپذیر است. بازی متحول‌کننده ترون برای او جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را به همراه داشت.

«هیولا» ساخته پتی جنکینز یک کاوش درونی در تقاطع بین جرم و جنایت و به حاشیه راندگان اجتماع است. این فیلم به پیچیدگی‌های زندگی آیلین وورنوس می‌پردازد و از نمایش ساده‌ای از خیر و شر اجتناب می‌کند. کارگردانی جنکینز با همدلی و تعهد به انسان‌سازی شخصیت‌هایی که اغلب به حاشیه‌های جامعه تنزل می‌یابند مشخص می‌شود. بازی ترون، تحت هدایت جنکینز، یک تجربه سینمایی تحسین برانگیز و قابل تامل ایجاد می‌کند که تصورات از پیش تعیین شده در مورد جنایت را به چالش می‌کشد.

۷- فیلم تنگ ماهی “Fish Tank” (۲۰۰۹) – به کارگردانی آندریا آرنولد

«تنگ ماهی» اثر آندریا آرنولد یک درام دوران بلوغ است که میا، یک نوجوان ناامید و ناراضی را که توسط کتی جارویس به تصویر کشیده می‌شود، را دنبال می‌کند، در حالی که او چالش‌های نوجوانی را در یک شهرک مسکن تیره و تار بریتانیا دنبال می‌کند. کارگردانی آرنولد صمیمی است و واقعیت‌های خشن زندگی میا را با اصالتی بی‌نظیر به تصویر می‌کشد. این فیلم به دلیل نمایش خود از دوران نوجوانی و داستان سرایی ماهرانه آرنولد مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

«تنگ ماهی» آندریا آرنولد به عنوان گواهی بر قدرت رئالیسم سنگدل و توانایی کارگردان در برانگیختن اجرا‌های معتبر از بازیگرانش است. کاوش فیلم در مورد پیچیدگی‌های پویایی خانواده و اشتیاق برای ارتباط، به طرز ماهرانه‌ای از دریچه آرنولد به تصویر کشیده شده است. کتی جارویس اجرای فوق‌العاده‌ای را تحت هدایت آرنولد ارائه می‌کند و به روایتی کمک می‌کند که با عمق احساسی و تفسیر اجتماعی طنین‌انداز می‌شود.

۸-  فیلم زمستان استخوان‌سوز (۲۰۱۰) – به کارگردانی دبرا گرانیک – Winter’s Bone

فیلم زمستان استخوان‌سوز دبرا گرانیک یک درام پراحساس است که در کوه‌های اوزارک اتفاق می‌افتد. این فیلم داستان ری دالی با بازی جنیفر لارنس را دنبال می‌کند که در تلاشی ناامیدکننده برای یافتن پدر گمشده‌اش است. کارگردانی گرانیک واقعیت‌های خشن زندگی روستایی و انعطاف‌پذیری قهرمان فیلم را به تصویر می‌کشد. بازی موفق جنیفر لارنس برای او نامزدی جایزه اسکار را به همراه داشت.

تصویری که فیلم از جامعه‌ای منزوی می‌دهد از دریچه گرانیک جان می‌گیرد و تجربه‌ای فراگیر را برای مخاطب فراهم می‌کند. بازی ظریف جنیفر لارنس، تحت هدایت گرانیک، روایت را لنگر میاندازد و فیلم را به کاوشی جذاب از بقا و پیوند‌های خانوادگی ارتقا می‌دهد.

۹- “روانی آمریکایی” (۲۰۰۰) – به کارگردانی مری هارون – American Psycho

اقتباس مری هارون از رمان جنجالی «روانی آمریکایی» اثر برت‌ایستون الیس، کاوشی طنزآمیز و روان‌شناختی از افراط و فرهنگ سازمانی دهه ۱۹۸۰ است. کارگردانی هارون با تمرکز بر نقد اجتماعی نهفته در داستان، لایه‌ای ظریف به روایت می‌افزاید. تصویر کریستین بیل از پاتریک بیتمن مرموز با رویکرد هارون ارتقا یافته است و تفسیری تند در مورد مردانگی سمی و انتظارات اجتماعی ارائه می‌دهد.

“روانی آمریکایی” مری هارون گواهی بر توانایی او در هدایت مطالب چالش برانگیز و تحریک‌آمیز با ظرأفت است. برداشت طنز فیلم از مصرف گرایی و سطحی نگری اجتماعی از دریچه هارون جان می‌گیرد. بازی کاریزماتیک و در عین حال ناراحت‌کننده کریستین بیل، تحت هدایت هارون، فیلم را به کاوشی متفکرانه در مورد هویت و جنبه‌های تاریک‌تر روان انسان تبدیل می‌کند.

۱۰- “Mustang” (۲۰۱۵) – به کارگردانی دنیز گامزه ارگوون

«موستانگ» به کارگردانی دنیز گامزه ارگوون، درام قدرتمند و تکان دهنده‌ای است که هنجار‌های اجتماعی محدودکننده اعمال شده بر پنج خواهر را در یک روستای ترکیه‌ای بررسی می‌کند. کارگردانی ارگوون با حساسیت آن نسبت به سفر‌های احساسی شخصیت‌ها و نقد ساختار‌های پدرسالار مشخص می‌شود. این فیلم به دلیل داستان سرایی خاطره‌انگیز و به تصویر کشیدن انعطاف‌پذیری زنان مورد تحسین گسترده قرار گرفت.

«موستانگ» دنیز گامزه ارگوون، پیروزی روحیه مقاومت در برابر انتظارات ظالمانه جامعه است. عمق احساسی فیلم با کارگردانی صمیمی و همدلانه ارگوون افزایش می‌یابد و به مخاطب اجازه می‌دهد تا با شخصیت‌ها در سطحی عمیق ارتباط برقرار کند. “موستانگ” به عنوان یک کاوش سوزناک در مورد خواهرخواندگی، استقلال، و قدرت تسلیم ناپذیر روح انسان عمل می‌کند

۱۱- فیلم میس سان‌شاین کوچولو (۲۰۰۶) – به کارگردانی والری فاریس و جاناتان دیتون

کارگردانی مشترک والری فاریس و جاناتان دیتون، در فیلم میس سان‌شاین کوچولو  تأثیر قابل توجه و روایت منحصر به فردی دارد. این فیلم خانواده ناکارآمد هوور را دنبال می‌کند که برای حمایت از رویای دخترشان برای شرکت در یک مسابقه زیبایی، یک سفر جاده‌ای را آغاز می‌کنند. کارگردانی فارس و دیتون فیلم را با طنز، قلبی و برداشتی طنز‌آمیز از انتظارات اجتماعی القا می‌کند.

همکاری والری فاریس و جاناتان دیتون در میس سان‌شاین کوچولو توانایی آن‌ها را در ایجاد تعادل بین شوخ طبعی و تند نشان می‌دهد. کاوش فیلم در مورد آرزو‌های فردی و ماهیت نامتعارف موفقیت با رویکرد کارگردانان غنی شده است. میس سان‌شاین کوچولو همچنان در سینمای مستقل برجسته است و سفری لذت بخش و قابل تامل را به پیچیدگی‌های پویایی خانواده و رویا‌های شخصی ارائه می‌دهد.

۱۲- فیلم سافرِجت “Suffragette” (۲۰۱۵) – به کارگردانی سارا گاورون

فیلم سافرِجت سارا گاورون  یک درام تاریخی است که جنبش حق رای زنان در اوایل قرن بیستم بریتانیا را به نمایش می‌گذارد. کارگردانی گاورون حس اضطرار و اصالت را نشان می‌دهد و مبارزات و فداکاری‌های زنانی را به تصویر می‌کشد که برای حق رای جنگیدند. بازی کری مولیگان، تحت هدایت گاورون، فیلم را در یک کاوش قدرتمند در مورد برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی لنگر میاندازد.

فیلم “سافرِجت” سهم قابل توجهی در بازنمایی سینمایی تاریخ زنان دارد. گاورون انعطاف‌پذیری و عزم رایگان را به تصویر می‌کشد، و کاوش ظریفی از چالش‌هایی که سافرِجت‌ها با آن روبرو بودند ارائه می‌دهد. بازی جذاب کری مولیگان، با هدایت بینش گاورون، تأثیر احساسی فیلم را تقویت می‌کند و «سافرِجت» را به یادآوری تلخ و به موقع از مبارزه مداوم برای برابری تبدیل می‌کند.

۱۳- “بچه‌ها خوب هستند” (۲۰۱۰) – به کارگردانی لیزا چولودنکو – The Kids Are All Right

“بچه‌ها خوب هستند” لیزا چولودنکو درامدی است که پیچیدگی‌های یک خانواده مدرن را بررسی می‌کند. این فیلم درباره دو زن بازی آنت بنینگ و جولیان مور است که وقتی فرزندانشان به دنبال پدر اهداکننده اسپرم خود می‌گردند، پویایی خانواده آن‌ها مختل می‌شود. کارگردانی چولودنکو اصالت و طنز را به روایت می‌آورد و تصویری ظریف از روابط و هویت ایجاد می‌کند.

کارگردانی لیزا چولودنکو در فیلم “بچه‌ها خوب هستند” گواهی بر توانایی او در گذر از پیچیدگی‌های روابط بین فردی با شوخ طبعی و حساسیت است. کاوش فیلم در مورد خانواده، هویت و تأثیر پویایی‌های نامتعارف با دید کارگردانی چولودنکو غنی شده است. آنت بنینگ و جولیان مور اجرا‌های برجسته‌ای را تحت هدایت چولودنکو ارائه می‌دهند و به فیلمی کمک می‌کنند که هنجار‌های اجتماعی را با هوش و ذکاوت به چالش می‌کشد.

۱۴- فیلم بی‌سرنخ Clueless” (۱۹۹۵)- – به کارگردانی‌ ایمی هکرلینگ

«بی‌سرنخ» اثر‌ ایمی هکرلینگ یک کمدی  نوجوانانانه است که «اما»ی جین آستن را در محیط دبیرستانی معاصر دوباره تجسم می‌کند. کارگردانی هکرلینگ چشم‌اندازی تازه و شوخ به این ژانر می‌آورد و مضامین دوستی، خودشناسی و پیچیدگی‌های روابط نوجوانان را بررسی می‌کند. محبوبیت ماندگار و تأثیر فرهنگی فیلم از توانایی هکرلینگ در به تصویر کشیدن جذابیت اواسط دهه ۱۹۹۰ صحبت می‌کند.

بی‌سرنخ  امی هکرلینگ یک کمدی بی‌انتها به سن بلوغ است که از مرز‌های نسلی فراتر می‌رود. موفقیت فیلم در درک دقیق هکرلینگ از تجربه نوجوانی و توانایی او در القای داستان با طنز و دل نهفته است. هکرلینگ به‌عنوان کارگردان، تفاوت‌های ظریف پویایی دبیرستان را بررسی می‌کند و فیلمی را خلق می‌کند که همچنان یک کلاسیک محبوب در ژانر کمدی نوجوانان است.

۱۵- دختری در شب تنها به خانه راه می‌رود (۱۳۹۳) به کارگردانی آنا لیلی‌امیرپور

فیلم «دختری در شب تنها به خانه راه می‌رود» ساخته آنا لیلی‌امیرپور، ترکیبی بی‌نظیر از وحشت خون‌آشام و عناصر وسترن است که در شهر ارواح خیالی ایرانی شهر بد اتفاق می‌افتد. کارگردانی‌امیرپور با سبک اتمسفری آن و تجسم مجدد فمینیستی داستان خون آشام مشخص می‌شود. این فیلم به دلیل داستان سرایی بصری جسورانه و براندازی انتظارات ژانر مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

اولین کارگردانی آنا لیلی‌امیرپور اثری چشمگیر  است. فیلم‌برداری سیاه و سفید فیلم  به تجربه‌ای سینمایی کمک می‌کند.

۱۶- The Rider (۲۰۱۷) – به کارگردانی کلوئه ژائو

«سوار» ساخته کلوئه ژائو یک درام وسترن معاصر است که مرز‌های بین داستان و واقعیت را محو می‌کند. این فیلم درباره یک سوارکار رودئو است که در حال بهبودی از یک جراحت تقریباً کشنده است که توسط گاوچران واقعی برادی ژاندرو بازی می‌شود. فیلم مناظر غرب میانه آمریکا را به تصویر می‌کشد و مضامین هویت، انعطاف‌پذیری، و پیوند بین انسان و حیوانات را بررسی می‌کند.

«سوار» کلوئه ژائو رویکرد مرز‌های بین مستند و داستان را محو می‌کند. قدرت فیلم در توانایی ژائو در به تصویر کشیدن ظرایف عاطفی شخصیت‌هایش، به ویژه از طریق استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای نهفته است.

۱۷- “واجدا” (۲۰۱۲) – به کارگردانی هیفا المنصور

«واجدا» به کارگردانی حیفا المنصور، به عنوان اولین فیلم بلند ساخته شده به طور کامل در عربستان سعودی و اولین فیلمی است که توسط یک زن سعودی کارگردانی شده است. داستان درباره دختر جوانی به نام Wadjda است که آرزو دارد دوچرخه داشته باشد و هنجار‌های اجتماعی را به چالش بکشد. هدایت المنصور با شجاعت آن در پرداختن به مسائل اجتماعی و تجلیل از تاب‌آوری زنان مشخص شده است.

“واجدا” نه تنها به عنوان یک نقطه عطف در سینمای عربستان سعودی عمل می‌کند، بلکه به عنوان یک داستان جهانی از عزم و اراده و پیگیری رویا‌های یک فرد است.

۱۸- “سلما” (۲۰۱۴) – به کارگردانی آوا دوورنی

«سلما» اثر آوا دوورنی یک درام تاریخی است که در سال ۱۹۶۵ راهپیمایی حقوق رای سلما به مونتگومری به رهبری مارتین لوتر کینگ جونیور را به تصویر می‌کشد. این فیلم به دلیل بررسی مسائل حقوق مدنی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. «سلما» آوا دوورنی کاوشی قدرتمند از لحظه‌ای مهم در جنبش حقوق مدنی است.

۱۹- فیلم درس‌آموزی “An Education” (۲۰۰۹) – به کارگردانی لونه شرفیگ

فیلم درس‌آموزی لونه شرفیگ یک درام دوران بلوغ است که در لندن در دهه ۱۹۶۰ اتفاق می‌افتد و زندگی دختر نوجوانی به نام جنی (کری مولیگان) را بررسی می‌کند که درگیر رابطه با مردی مسن‌تر می‌شود. کارگردانی شرفیگ  کاوش ظریفی از انتظارات اجتماعی و آرزو‌های فردی ارائه می‌دهد.

کاوش فیلم در مورد نقش‌های جنسیتی، فعالیت‌های فکری، و پیچیدگی‌های خواسته‌های جوانی با داستان‌سرایی حساس شرفیگ بالا می‌رود. اجرای برجسته کری مولیگان، با هدایت کارگردانی شرفیگ، به فیلمی که خطوط مبهم بین سنت و آزادی شخصی را هدایت می‌کند، عمق احساسی می‌بخشد.

۲۰- قیلم “The Babadook” (۲۰۱۴) – به کارگردانی جنیفر کنت

فیلم ترسناک روانشناختی جنیفر کنت «بابادوک» کاوشی دلخراش درباره غم و اندوه و اضطراب مادری است. کارگردانی کنت به دلیل عمق روانشناختی آن قابل توجه است، و یک روایت ترسناک سنتی را به کاوشی استعاری از شیاطین درونی تبدیل می‌کند. این فیلم به دلیل اصالت و بازی قدرتمند اسی دیویس در نقش مادر رنج‌دیده مورد تحسین قرار گرفت. «بابادوک» جنیفر کنت گواهی بر توانایی او در القای وحشت با پیچیدگی روانی است

۲۱- “خداحافظ” (۲۰۱۹) – به کارگردانی لولو وانگ -The Farewell

“وداع” لولو وانگ یک درام صمیمی است که داستان یک زن چینی-آمریکایی (اوکوافینا) را دنبال می‌کند که به همراه خانواده‌اش به بهانه یک عروسی ساختگی به چین باز می‌گردد تا مخفیانه با همسر محبوب خود که از تشخیص قطعی خود بی‌اطلاع است خداحافظی کند. کارگردانی وانگ فیلم را با اصالت فرهنگی، طنز و کاوشی تکان دهنده در پویایی خانواده القا می‌کند.

کاوش فیلم در هویت فرهنگی، تفاوت‌های نسلی و پیچیدگی‌های عشق خانوادگی به طرز ماهرانه‌ای با هدایت وانگ در روایت تنیده شده است.

۲۲- قیلم “آیا می‌توانی من را ببخشی؟ ” (۲۰۱۸) – به کارگردانی ماریل هلر – Can You Ever Forgive Me

“آیا می‌توانی من را ببخشی؟ ” یک درام زندگی‌نامه‌ای است که داستان واقعی لی اسرائیل (ملیسا مک کارتی)، نویسنده‌ای مبارز که تبدیل به جاعل ادبی شده است را دنبال می‌کند. کارگردانی هلر به مطالعه شخصیت‌ها عمق می‌بخشد و فیلم را با شوخ طبعی، همدلی و کاوش در تنهایی القا می‌کند. بازی متحول‌کننده ملیسا مک کارتی تحسین منتقدان را برانگیخت و نامزدی جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد.

کاوش فیلم در مورد سرخوردگی هنری، معضلات اخلاقی، و جستجوی اصالت با رویکرد ظریف هلر تشدید می‌شود.

۲۳- فیلم “پرتره بانوی در آتش” (۲۰۱۹) – به کارگردانی سلین سیاما – Portrait of a Lady on Fire

«پرتره بانویی در آتش» یک رمان عاشقانه دوره‌ای است که در فرانسه در قرن هجدهم اتفاق می‌افتد و داستان عشقی بین یک نقاش (نومی مرلانت) و سوژه او (ادل هنل) را به تصویر می‌کشد. ویژگی کارگردانی سیاما توجه دقیق آن به ترکیب بصری و کاوش در نگاه زن به هنر و عشق است. این فیلم به دلیل زیبایی، خویشتن داری و عمق احساسی‌اش مورد تحسین گسترده قرار گرفت.

“پرتره بانوی در آتش” سلین سیاما یک شاهکار سینمایی است که توانایی او را در ساختن روایت‌های بصری خیره‌کننده با طنین احساسی نشان می‌دهد.

۲۴- فیلم شکارچی موش “Ratcatcher” (۱۹۹۹) – به کارگردانی لین رمزی

“شکارچی موش” اثر لین رمزی یک درام شاعرانه و از نظر بصری خیره‌کننده است که در گلاسکو دهه ۱۹۷۰ اتفاق می‌افتد. این فیلم پسر جوانی به نام جیمز را دنبال می‌کند که در چالش‌های محیطی با فقر و زوال است. کارگردانی رمزی با زیبایی جوی و  معصومیت دوران کودکی در پس زمینه‌ای از واقعیت‌های خشن را به نمایش می‌گذارد.

۲۵- فیلم «هیچ ردی باقی نگذار» (۲۰۱۸) -Leave No Trace به کارگردانی دبرا گرانیک

«هیچ ردی باقی نگذار» اثر دبرا گرانیک یک درام آرام و در عین حال قدرتمند است که پدر و دختری را دنبال می‌کند که خارج از شبکه در جنگل‌های اورگان زندگی می‌کنند. کارگردانی گرانیک با حساسیت آن نسبت به سفر‌های احساسی شخصیت‌ها و کاوش در هنجار‌های اجتماعی مشخص می‌شود. این فیلم به دلیل داستان سرایی صمیمی و بازی بن فاستر و توماسین مک کنزی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

۲۶- فیلم “فریب خوردگان” (۲۰۱۷) – به کارگردانی سوفیا کاپولا -The Beguiled

«فریب خوردگان» اثر سوفیا کاپولا یک درام گوتیک جنوبی است که در طول جنگ داخلی آمریکا اتفاق می‌افتد و بر داستان سر راه قرار گرفتن یک سرباز مجروح اتحادیه (کالین فارل) و زنان یک مدرسه دخترانه منزوی تمرکز دارد.

سوفیا کاپولا در فیلم “فریب خوردگان” استعداد او را در نمایش پیچیدگی‌های روابط انسانی نشان می‌دهد. کاوش فیلم در مورد میل و هوس، دستکاری ذهنی و پیامد‌های انتظارات اجتماعی با مهارت کاپولا تشدید می‌شود.

۲۷- فیلم شکست‌ناپذیر “Unbroken” (۲۰۱۴) – به کارگردانی آنجلینا جولی

اولین کارگردانی آنجلینا جولی، «در سرزمین خون و عسل»، جنگ بوسنی را مورد بررسی قرار داد، اما «شکست‌ناپذیر» دومین تلاش کارگردانی اوست. این فیلم داستان واقعی لوئیز زامپرینی، ورزشکار المپیکی را روایت می‌کند که خلبان بمب‌افکن در جنگ جهانی دوم شده و پس از سقوط هواپیما، از سرگردانی در دریا و اسارت بی‌رحمانه ژاپنی‌ها جان سالم به در می‌برد. کارگردانی جولی، انعطاف‌پذیری و روح تسلیم ناپذیر اراده انسان را به تصویر می‌کشد.

۲۸- فیلم The Breadwinner” (۲۰۱۷) – به کارگردانی نورا تومی

«نان‌آور» ساخته نورا تومی یک فیلم پویانمایی است که داستان پروانه، دختری افغان را روایت می‌کند که برای تأمین مخارج خانواده‌اش تحت حاکمیت طالبان، خود را به شکل یک پسر در می‌آورد. کارگردانی تومی با پرداختن به مضامین نابرابری جنسیتی و قدرت داستان گویی، عمق و اصالت را به روایت می‌بخشد. این فیلم به دلیل تصویری تلخ از تلاش یک دختر جوان برای توانمندسازی خود و خانواده‌اش مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

۲۹- فیلم “روز‌های عجیب” (۱۹۹۵) – به کارگردانی کاترین بیگلو

“روز‌های عجیب” اثر کاترین بیگلو یک تریلر علمی تخیلی سایبرپانک است که در روز‌های پایانی سال ۱۹۹۹ اتفاق می‌افتد. این فیلم به بررسی مضامین فناوری، هویت و زوال اجتماعی می‌پردازد، شخصیت‌ها درگیر توطئه‌ای شامل واقعیت مجازی می‌شوند. کارگردانی بیگلو نقدی تند از آینده‌ای دیستوپیایی به فیلم القا می‌کند.

نوشته‌های پیشنهادی

آگهی متنی در همه صفحات

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.