کتاب یازده تن – نوشته پیر میشون

0

“یازده”  رمانی از نویسنده فرانسوی پیر میشون است که برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. پیر میشون به دلیل سبک روایی منحصر به فرد خود و کاوش در مضامین تاریخی و هنری شناخته شده است. “یازده” نیز از این قاعده مستثنی نیست و ترکیبی متمایز از داستان و تخیل تاریخی را ارائه می‌دهد.

این رمان به صورت مجموعه‌ای از یازده مونولوگ نوشته شده  که هر کدام بر فردی مرتبط با انقلاب فرانسه تمرکز دارد. این شخصیت‌ها لزوماً شناخته شده‌ترین چهره‌های آن دوره نیستند. در عوض، میشون به زندگی افراد کمتر شناخته شده و در عین حال بسیار مهم می‌پردازد.

یازده مونولوگ به صورت مجموعه‌ای از پرتره‌ها ارائه می‌شوند که هر کدام دیدگاه شخصیت را در مورد رویداد‌های آشفته اواخر قرن هجدهم آشکار می‌کنند. شخصیت‌ها شامل شخصیت‌های تاریخی مانند ماکسیمیلیان روبسپیر، ماری آنتوانت، و لویی شانزدهم و همچنین افراد کمتر برجسته‌ای مانند یک پسر درامر، یک باغبان و یک فاحشه هستند. نثر میشون غنی و شاعرانه است و جوهر دنیای درونی هر شخصیت را به تصویر می‌کشد.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه «یازده»، تمرکز میشون بر جنبه انسانی تاریخ است. می‌شون به جای ارائه یک روایت بزرگ از انقلاب فرانسه، روی مبارزات شخصی، رویا‌ها و ترس‌های این یازده شخصیت زوم می‌کند. از طریق صداهای آن‌ها، رمان تصویری ظریف و اغلب صمیمی از یک دوره پرفراز و نشیب در تاریخ ارائه می‌دهد.

نویسنده سبکی غنایی و متفکرانه را در رمان یازده به کار می‌گیرد و واقعیت‌های تاریخی را با عناصر تخیلی ترکیب می‌کند و خوانندگان را دعوت می‌کند تا نه تنها در مورد وقایع انقلاب فرانسه بلکه در مورد ماهیت خود داستان نیز تأمل کنند. هر مونولوگ یک اثر هنری ادبی است، گوهر روایی‌ای که به ایجاد موزاییک رمان کمک می‌کند.

کتاب یازده تن
نویسنده: پیر میشون
مترجم: فهیمه داوری تنها
ناشر: نشر قطره

The Eleven
Pierre Michon


حالا که شما اصرار می‌کنید، جناب، من هم مایلم که بازهم لحظاتی چند روی پلکان بزرگ بمانیم. از این توده چندتُنیِ مرمر که گویی در هوا به پرواز درآمده بازدید کنیم. بله، بازدید کنیم، عین آدم‌های ساده‌لوحی که هستیم. دماغمان را بگیریم بالا. تمام این بندوبساط سفارشی است، پل طلاییِ کارل فیلیپ فون گرایفن‌کلاو[۳۳]، خودکامه نیم‌وجبی و خودبزرگ‌بینِ تَه گرمانیا، مردی اهل فرهنگ، اهل خل‌بازی، و اهل خِرد به روش خودش؛ زیرا این‌طور که معلوم است کارل فیلیپ، باوجود پل‌های طلایی که از این طرف سقف‌ها تا آن‌طرف کشیده شده، و باوجود دو پول سیاهی که ته جیبش باقی مانده بود، نسبت به مردمان و پاپتی‌هایش، یا به‌قول‌معروف بچه‌هایش، مهربان بوده.

بله دیگر، همان پلکان بزرگ. کار نویمان[۳۴] است، بالتازار نویمان: از جنس سنگ اسطوره‌ای است، مستقیم از کارارا[۳۵] می‌آید؛ و فکرهای نویمان یا مالِ یکی دیگر، برای مجسمه‌هایی که هر سه‌پله‌یکی روی نرده قد برافراشته‌اند، آن هم از ایتالیا می‌آید. خودِ ایتالیای اسطوره‌ای است که از آن بالا، هر سه‌پله‌یکی به آدم چشم می‌دوزد. عریض است مثل بولواری برای عروج به آسمانی که تیِپولو آن را کشیده، ولی زاییده ذهن خودش نبوده: طرح و نقشه ذهنی آن را دو عالم یسوعی[۳۶] دَم گوشش خواندند، دو نفر ژرمن از روم. غلام‌بچه‌ای که این بولوار آسمانی را چهارپله‌یکی می‌کند اهل فرانسه است، غلام‌بچه دل‌ربایی که قرار است همین نقاشی بشود که می‌شناسیم. جناب، می‌توانید چنین چیزی را در ایام خوشیِ زندگی تصور کنید؟ اگر چنین است فقط به دلیل آن است که دیگر وجود ندارد، قبول دارم، اما چقدر دلچسب است که رؤیاهایمان را در این ایام گردهم آوریم، و در این آشیانه گرمانیایی لقمه در دهانشان بگذاریم،

اوه، یعنی بفهمی‌نفهمی گرمانیایی، خلاصه مال آن‌سوی ونیز. آن‌ها با اولین نوای نفیر می‌آیند اینجا، رؤیاهایمان را می‌گویم، خودشان راه را بلدند. عین جوجه‌هایی که می‌دوند زیر مادرشان، هجوم می‌آورند. خوب می‌دانند که آنجاست ایام خوشی زندگی، مگر آنکه تا پای جان به آن بی‌اعتقاد باشند. ایام خوشی زندگی، پس اگر بخواهیم باور داشته باشیم که وجود داشته، و شاید حقیقتاً وجود داشته، آن ایامی بوده که جامباتیستا تیِپولوی ونیزی، یعنی مردی که برای خودش غولی بوده، مردی با هیبت فریدریش بارباروسا، و صد البته سازشکارتر، سه سال از زندگی‌اش را صرف کرده (سه سال از عمر تیِپولو، کیست که دلش ‌نخواهد چنین تاس‌هایی برایش رقم بخورد؟) سه سال را ته گرمانیا در بالای یک پلکان صرف یک سقف کرده تا نشان دهد، شاید هم برای آنکه اثبات کند که چگونه چهار قاره، چهار فصل، پنج دین عالم‌گیر، خدای ثلاثه که یکی است، دوازده ایزد اُلمپ‌نشین، چهار نژاد انسان، تمامی زنان، تمامی کالاها، تمام گونه‌ها،

بله دیگر: ـ دنیا ـ که خلاصه چطور دنیا تمام کار و زندگی‌اش را کنار گذاشته و از چهار جهت آمده است به دست‌بوسی خاوَندش، جناب کارل فیلیپ فون گرایفِن‌کلاو، که تصویرش درست وسط نقطه اتصالِ چهار جهت نقش بسته، درست عینِ اسکله بارگیریِ مال‌التجاره‌ای جهانی، و تصویر ظفرمندش را به‌طور کامل زمانی دریافت می‌کنیم که برسیم به آخرین سکو ـ کارل فیلیپ، خاوَند چهار گوشه جهان، شاهزاده‌اسقف برگزیننده،[۳۷] با صورتی کج‌ومعوج، کمری پهن، شانه‌هایی باریک، با سن‌وسال نامعلوم، قدرتی نامعلوم‌تر، با اندک شناختی از شعر لاتینی، با خریطه‌ای کاملاً گشوده و خصائل اندکی عشرت‌طلبانه، زیرا گذشته از همه این‌ها، در زیر تمثالش بر سکوهای سنگِ کارارایی، با عصا افتاده بود دنبال یک شاگرد نقاش فرانسوی که سوگلی‌هایش را می‌قاپیده.

چه روزگار خوشی. چه ظرافتی. چقدر همه‌چیز سر جای خودش است: حرفی نیست که چیزهایی مضحک‌اند، اما نه مضحک‌تر از خود دنیا. و تیِپولو، آن بالا، خنده‌کنان کفر می‌گفته دیو کانه[۳۸]، همان‌طور که ونیزی‌ها بدوبیراه می‌گویند، که در چنین موادری به معنی البته به‌کارمی‌رود؛ زیرا مگر می‌توان از درگاه خدا بیش‌ازاین هم خواست، قراردادها و صورت‌حساب‌های ملکوتی میان نقاشانی بس بلند‌مرتبه و شاهزادگانی کوتاه‌قامت؛ عده‌ای سراپا رنگ و اسطوره، عده‌ای دیگر سراپا سکه‌های طلای ونیزی – که شاید هم، در این اعماق گرمانیا، تالر[۳۹] بوده یا گینه[۴۰] – اما نقاشانی از دارودسته بله‌قربان‌گویان که در برابرِ سایرین – عالی‌جنابان – خم‌وراست می‌شوند: شاهزادگان نیاز ندارند که بلندقامت باشند، آن‌ها کار اجرایی نمی‌کنند و کیف می‌کنند. دیو کانه. جناب، اصلاً شما می‌توانید چنین چیزی را تصور کنید؟ شاهزاده‌اسقف را که آن پایین به اتکای عصایش جست‌وخیز می‌کند، دلیل‌ومدرک می‌آورد، لفّاظی می‌کند، خشم می‌گیرد، تردید می‌کند، نگاهی به تصویر نقاشی‌شده‌اش می‌اندازد و دلش قرص می‌شود، جوانک فرانسوی‌ای که خود روزی هیبتی مانند فریدریش بارباروسا به‌هم خواهد زد، که هنوز به آن پایه نیست، که در حال حاضر سربه‌سر شاهزاده می‌گذارد،

تمامی وردستان قدونیم‌قد با سطل‌های صورتی، آبی، که از نردبان‌ها بالا می‌روند، و در میان آن‌ها دومنیکو تیِپولوی بیست‌ساله که سحروساحری می‌آموزد، که ساحری موفق و شایسته خواهد شد، لورِنتسو تیِپولوی کوچک، برادرش که چهارده سال دارد، که سحروساحری می‌آموزد، که هرگز از چم‌وخم آن چیزی سرش نخواهد شد، که اقبال در میان قایق‌ها به او رو خواهد کرد، و دست‌آخر شاید بالاپوش بلند به‌سبک موتسارت که پرت کرده‌اند روی یکی از مجسمه‌های نویمان و مانند باشلق سورمه‌ای‌رنگ راهبان سرش را پوشانده ـ و تیِپولو که آن بالا حتی برای لحظه‌ای هم که شده، تمام این‌ها را آن‌گونه که ما عادت کرده‌ایم قضاوت کنیم قضاوت نمی‌کند و عدم‌تناسب آدم‌ها با نقش‌هایشان، اقبال و شایستگی، تصادف و حقیقت، چه می‌دانم دیگر، هیچ‌یک را زیر ذره‌بین نمی‌برد، اما نقاشی می‌کند ـ می‌توانید تمام این‌ها را به‌یکباره در برابر چشمان روحتان قرار دهید؟ ساحری را که در اِعمال جادوی بزرگ جان می‌کند، اصلاً جرئت می‌کنیم که به‌یکباره آن را در برابر چشمان روح خود قرار دهیم؟

شادی، سهولت، انطباق جسم با خودش، تطابق روح با روح؟ تیِپولو درحالی‌که به شیوه فرسکو[۴۱] نقش می‌زند، هر زمان که وقتش باشد، در لحظه کوتاهی که گچ خودش را می‌گیرد، فارغ از هر گونه حسرتی، کاملاً مستقیم و بدون اصلاح، بدون کج‌خلقی بلکه سراپا در تناسب با خود، عرق‌ریزان در لحظه کوتاهِ برگشت‌ناپذیر، سرپا بر نوک داربستی که می‌جنبد و حتی شاید خوابیده به پشت روی تخته‌های ناصافِ آنچه اصطلاحاً داربست پرنده نامیده می‌شود ـ سبدی سبک آویخته از تعدادی طناب ـ سبد کوچکِ استاد، جنبان، متلاطم، مطمئن، دماغ چسبیده به سقف، گرفتگی ماهیچه‌های دست، با آن رنگ آبی که چکه می‌کند و روی دهانش جاری می‌شود و همواره همان حرکت جانبی سر که تا شاید رنگ آبی‌ای را براند که قطره‌قطره از روی چانه‌اش می‌چکد روی گردنش، می‌توانید این را ببینید؟ و غلام‌بچه‌ای را که با دقت نگاه می‌کند و درسی از آن می‌گیرد می‌بینید؟ می‌بینید که مهرش در دل تیِپولو افتاده ـ البته، اگر تیِپولو برای این‌جور کارها وقت داشته باشد؟


دیگر پست‌های تازه یک پزشک

پست‌های آرشیوی خواندنی

حماقت، هوشمندانه‌ترین راه بقا

مجله Ecology Letters مقاله جالبی منتشر کرده است که مضمونش شاید برای خیلی‌ از ما، دور از ذهن باشد.شاید کپی کردن رفتار و کردار والدین، از نظر خیلی‌ها، کار خردمندانه‌ای…

یک پزشک پلاس

حفاظت از حریم شخصی در عصر هوش مصنوعی

هوش مصنوعی به‌سرعت جای خود را در همه ابعاد زندگی‌ باز می‌کند؛ از دستیارهای صوتی گرفته تا ماشین‌ لباسشویی‌های هوشمند، همه آمده‌اند تا زندگی را برای کاربران آسان‌تر کنند اما…
آگهی متنی در همه صفحات
دکتر فارمو / آموزش رانندگی با ماشین دنده اتومات / فروشگاه لوازم بهداشتی / آموزش زبان فرانسه / هایلند بیوتی / شیشه اتومبیل / کاهش وزن قطعی با اسلیو معده / دانلود ریمیکس های جدید /بهترین جراح اسلیو معده در تهران / درمان سرد مزاجی بانوان / قیمت گوسفند زنده / موتور فن کویل /کپسول پرگابالین / لیزر زگیل تناسلی /بهترین کلینیک کاشت مو مشهد /داروخانه آنلاین / بهترین سریال های ۲۰۲۴ / خرید دستگاه تصفیه آب / تجهیزات و وسایل دندانپزشکی /ثبت برند /خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت /جراح تیروئید / پزشکا /سریال ایرانی کول دانلود / مجتمع فنی تهران / دانلود فیلم دوبله فارسی /موتور فن کویل / نرم افزار حسابداری / مقاله بازار / شیشه اتومبیل /بهترین دکتر لیپوماتیک در تهران /کاشت مو / درمان طب / تجهیزات پزشکی /داروخانه اینترنتی آرتان /اشتراك دايت /فروشگاه لوازم بهداشتی /داروخانه تینا /سایت نوید /کلاه کاسکت /ساعت تبلیغاتی /تجهیزات پزشکی /بهترین سریال های ایرانی /کاشت مو /قیمت ساک پارچه ای /دانلود نرم افزار /

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.