تیم برنرز لی و آینده وب باز؛ آیا نجات اینترنت هنوز ممکن است؟
خالق وب جهانی امروز چه نقشهای برای نجات آن از دست غولهای فناوری دارد؟

در یک صبح تابستانی آرام، غازها بر فراز برکهای در ماساچوست پرواز میکردند و صدای جیرجیرکها در باغچهای قدیمی میپیچید. در همان خانهای که دیوارهای خاکستریاش قدمتی بیش از تاریخ آمریکا دارد، مردی زندگی میکند که جهان دیجیتال امروز تا حد زیادی مرهون اوست. او همان کسی است که زبان نشانهگذاری فرامتن (HTML) را نوشت و نخستین صفحه وب را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد. اگر امروز میلیونها انسان هر روز خرید آنلاین انجام میدهند، اخبار میخوانند، یا در شبکههای اجتماعی با یکدیگر ارتباط میگیرند، همه اینها بر شانههای همان ابداع قرار دارد. نامش تیم برنرز لی است؛ نابغهای بریتانیایی که با خلق «وب جهانی» (World Wide Web) ساختار اطلاعاتی بشر را برای همیشه دگرگون کرد. با این حال، کمتر کسی چهرهاش را میشناسد یا در خیابان او را تشخیص میدهد.
حالا که وارد دهه هشتم زندگیاش شده، او بیش از هر زمان دیگر نگران آینده وب باز است و میپرسد آیا این اختراع بزرگ میتواند از سلطه پلتفرمهای انحصاری و الگوریتمهای اعتیادآور نجات پیدا کند یا نه.
آغاز روایت
تیم برنرز لی از همان ابتدا شهرتی متناسب با اثرگذاریاش به دست نیاورد. وقتی در سال ۱۹۸۹ وب را ابداع کرد، بسیاری حتی نمیدانستند چنین چیزی چه معنایی دارد. شوخیهای رایجی در رسانهها به گوش میرسید؛ بعضیها اختراع اینترنت را به نام سیاستمدارانی مثل ال گور ثبت میکردند. اما واقعیت این بود که همین سیستم بهتدریج به ساختاری تبدیل شد که امروز همه چیز از آمازون تا ویکیپدیا بر آن استوار است.
او در خانوادهای دانشمند در لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو از پیشگامان علوم رایانه بودند و در توسعه نخستین کامپیوترهای تجاری بریتانیا نقش داشتند. این محیط خانوادگی به او آموخت که چگونه از الگوهای ساده ریاضی یا مدارهای ابتدایی برای درک سیستمهای پیچیده استفاده کند. در دوران کودکی علاقهاش به ساخت مدارهای الکترونیکی با ترانزیستورها آشکار شد و همین مسیر او را در دانشگاه آکسفورد به سمت فیزیک و رایانش کشاند.
پس از فارغالتحصیلی، مدتی در شرکتهای مخابراتی کار کرد تا اینکه در اوایل دهه ۱۹۸۰ به مرکز پژوهشی سرن (CERN) در ژنو پیوست. وظیفه او چندان پر زرق و برق نبود؛ مدیریت سیستمهای کامپیوتری که دادههای آزمایشهای فیزیک ذرات را پردازش میکردند. مشکل اصلی، پراکندگی و بینظمی عظیم اطلاعات بود. هر پژوهشگر دادههای حیاتی خود را در قالبها و زبانهای مختلف ذخیره میکرد و هیچ انسجامی وجود نداشت.
برنرز لی در میان این آشوب به ایدهای رسید: استفاده از «فرامتن» (Hypertext) برای پیوند دادن اسناد به یکدیگر و ایجاد شبکهای که محدود به پوشهها و سلسلهمراتب خشک نباشد. این اندیشه در سال ۱۹۸۹ در قالب یک پیشنهاد رسمی مطرح شد و سرپرستش با عبارت «مبهم اما هیجانانگیز» آن را تأیید کرد. این نقطه آغاز آخرین اختراع بزرگ قرن بیستم بود: وب جهانی.
رشد وب جهانی و تثبیت سه ستون اصلی
برنرز لی در اواخر سال ۱۹۹۰ پایههای وب را بنا گذاشت. او سه جزء حیاتی را طراحی کرد: زبان نشانهگذاری اَبَرمتن (HTML)، پروتکل انتقال اَبَرمتن (HTTP) و نشانیهای اینترنتی (URL). این سه ستون همان ساختاری شدند که امروز هر صفحه وب بر آنها تکیه دارد. در اوت ۱۹۹۱ نخستین صفحه وب دنیا با آدرس info.cern.ch به صورت عمومی در دسترس قرار گرفت و هدفش معرفی شبکهای بود که بتواند دسترسی همگانی به دنیای عظیم اسناد را ممکن سازد.
آن زمان کمتر کسی میتوانست تصور کند این اختراع کوچک چگونه جهان را تغییر خواهد داد. در سال ۱۹۹۳ تنها حدود پنجاه سرور وب در دنیا فعال بودند، اما یک سال بعد تعدادشان به ششصد رسید. همین رشد شتابزده نشان داد که وب با سرعتی غیرقابل مهار در حال گسترش است. در همان دوره بود که کاریکاتور معروف مجله نیویورکر با جمله «روی اینترنت هیچکس نمیداند تو یک سگ هستی» منتشر شد؛ نمادی از ناشناسبودن و آزادی فضای نوظهور وب.
از ایده شخصی تا موج جهانی
هدف اصلی برنرز لی این نبود که وب را به محصولی تجاری یا انحصاری بدل کند. او بهشدت بر این باور بود که وب باید باز و رایگان بماند. برخلاف دیگران که به دنبال کسب ثروت از فناوریهای مشابه بودند، او حق ثبت اختراع را کنار گذاشت و اجازه داد همه بهطور برابر از آن بهرهمند شوند. همین تصمیم اخلاقی، اعتماد جامعه علمی و سپس جامعه جهانی را جلب کرد.
البته خیلی زود چالشهای تازهای پدید آمد. زمانی که مارک آندریسن (Marc Andreessen) مرورگر «موزائیک» (Mosaic) و سپس نتاسکیپ (Netscape) را معرفی کرد، رقابت شدیدی آغاز شد. وب دیگر یک ابزار علمی نبود، بلکه به میدان نبردی برای کسب سود بدل شد. رسانهها آندریسن را به عنوان قهرمان معرفی کردند و او در مدت کوتاهی میلیونر شد، در حالی که برنرز لی همچنان سادهزیستی خود را حفظ کرده بود و با خودروی قدیمی فولکسواگن رفتوآمد میکرد.
تأسیس کنسرسیوم وب جهانی (W3C)
برای جلوگیری از پراکندگی و فروپاشی وحدت وب، برنرز لی در سال ۱۹۹۴ به آمریکا رفت و «کنسرسیوم وب جهانی» (World Wide Web Consortium یا W3C) را در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) بنیان گذاشت. هدف این نهاد، ایجاد استانداردهای مشترک برای وب بود تا از تکهتکه شدن آن میان شرکتها و فناوریهای مختلف جلوگیری کند.
W3C توانست در سالهای پرتنش «جنگ مرورگرها» میان مایکروسافت و نتاسکیپ، تعادل ایجاد کند و مانع از آن شود که هر کدام از شرکتها استانداردهای دلخواه خود را تحمیل کنند. این کنسرسیوم عملاً نقشی شبیه نیروهای حافظ صلح داشت: از یکسو فشار بازار و سودجویی شرکتها را مدیریت میکرد و از سوی دیگر، بر اصول باز بودن و دسترسپذیری همگانی پافشاری داشت.
ایدههای فراتر از وب اولیه
با نزدیکشدن به هزاره جدید، برنرز لی چشمانداز تازهای ترسیم کرد: «گراف عظیم جهانی» (Giant Global Graph). او باور داشت که اگر اطلاعات وب به گونهای ساختاریافته و قابلخواندن برای ماشینها سازماندهی شود، امکان همکاری میان انسان و ماشین به سطحی بیسابقه خواهد رسید. این همان ایدهای بود که بعدها به «وب معنایی» (Semantic Web) مشهور شد. در کتاب نخستش، «بافتن وب» (Weaving the Web) که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، توضیح داد که چگونه این ساختار میتواند ماشینها را قادر سازد دادهها را تحلیل کنند و به یاری انسانها بیایند.
ستایش جهانی و جوایز بزرگ
در طول این سالها، جهان به تدریج نقش تاریخی او را به رسمیت شناخت. در سال ۲۰۰۴ از سوی ملکه بریتانیا لقب شوالیه دریافت کرد و در سال ۲۰۱۶ جایزه معتبر تورینگ را به دست آورد. این جوایز نه تنها بابت اختراع وب، بلکه برای رویکرد اخلاقی و مسئولانهاش در آزاد گذاشتن آن به نام عموم بود.
وب معنایی و چالشهای تازه
برنرز لی در اوایل دهه ۲۰۰۰ بیش از هر زمان دیگر به ایده «وب معنایی» (Semantic Web) باور داشت. هدفش این بود که دادهها نه فقط برای انسانها، بلکه برای ماشینها هم قابلدرک باشند. او تصور میکرد اگر اطلاعات بهصورت ساختاریافته در دسترس قرار گیرد، «عاملهای هوشمند» (Intelligent Agents) میتوانند به جای کاربران کارهای پیچیدهای مثل رزرو نوبت پزشک یا هماهنگی سفر را انجام دهند. در سخنرانی مشهورش در TED در سال ۲۰۰۹ بارها با شور تکرار کرد: «داده خام همین حالا!» او میخواست دولتها، شرکتها و افراد، دادههای خود را آزاد کنند تا آیندهای هوشمندتر ساخته شود.
اما واقعیت بازار متفاوت بود. توسعهدهندگان وب علاقهای به تغییر ریشهای نداشتند. آنها بیشتر به دنبال ساخت برنامههای تعاملی و جذاب بودند تا بارگذاری دادههای خام. همین اختلاف، باعث شکاف جدی در W3C شد. بخشی از جامعه توسعهدهندگان، بهویژه کسانی که روی مرورگرها کار میکردند، بر ادامه مسیر HTML و تکامل آن پافشاری داشتند. نتیجه این جدال، تولد استاندارد HTML5 بود که عملاً راه را برای «وب ۲.۰» و ظهور سرویسهایی مثل نقشههای گوگل و شبکههای اجتماعی هموار کرد. وب معنایی، هرچند در زمینههای تخصصی علمی باقی ماند، اما هیچگاه به رویای فراگیر برنرز لی بدل نشد.
المپیک لندن و پیام «برای همه»
یکی از لحظات نمادین زندگی او در المپیک ۲۰۱۲ لندن رقم خورد. در میانه مراسم افتتاحیه، خانهای نمایشی کنار رفت و برنرز لی پشت یک رایانه NeXT نشست؛ همان مدلی که نخستین مرورگر وب روی آن نوشته شده بود. روی صفحه استادیوم این جمله درخشان ظاهر شد: «این برای همه است». آن شب، میلیونها نفر در سراسر جهان برای نخستین بار چهره خالق وب را دیدند. این نمایش، یادآور فلسفه همیشگی او بود: وب باید دسترسی همگانی داشته باشد و متعلق به هیچ فرد یا شرکتی نباشد.
تغییر مسیر وب و قدرت پلتفرمها
اما درست در همان سالها، وب وارد مرحلهای تازه شد. شرکتهای بزرگ فناوری از آزادی وب بهرهبرداری کردند و به پلتفرمهایی تبدیل شدند که نه تنها محتوای کاربران، بلکه زمان و توجه آنها را در انحصار گرفتند. شبکههای اجتماعی رشد کردند و تبلیغات هدفمند به اصلیترین منبع درآمد بدل شد. همانطور که تیم وو (Tim Wu)، حقوقدان و نظریهپرداز «بیطرفی شبکه» اشاره کرده است، اوایل دهه ۲۰۱۰ نقطه عطفی بود که در آن «قدرت پلتفرمی» (Platform Power) بر وب مسلط شد.
به تدریج روشن شد که رؤیای وب بهعنوان ابزاری برای دموکراسی و آزادی بیان، در حال تغییر است. وبلاگها و ناشران کوچک جایشان را به شبکههای اجتماعی دادند و کاربران بیش از پیش وابسته به الگوریتمهایی شدند که تصمیم میگرفتند چه چیزی دیده شود. به بیان ساده، وب باز به قلمرویی از پلتفرمهای انحصاری تبدیل شد.
درگذشت آرون سوارتز و تلخی یک رؤیا
یکی از رویدادهای تلخ در این مسیر، مرگ آرون سوارتز (Aaron Swartz) بود؛ نابغه جوانی که از نزدیکان فکری برنرز لی محسوب میشد. سوارتز معتقد بود پژوهشها و مقالات علمی که با بودجه عمومی تهیه میشوند، نباید در انحصار چند ناشر خصوصی باقی بمانند. او میلیونها مقاله را از پایگاه JSTOR بارگیری کرد تا آنها را آزاد کند، اما تحت تعقیب قضایی شدید قرار گرفت و در سال ۲۰۱۳ دست به خودکشی زد.
برنرز لی در واکنش به مرگ او نوشت: «یکی از ما کم شد. بیایید همه بگرییم.» این واقعه برای او نماد جدی شکست ساختار وب آزاد بود؛ چراکه نشان میداد قدرت انحصار و قوانین سختگیرانه میتواند حتی شور و شجاعت یک نسل تازه را خاموش کند.
تلاش دوباره برای شفافیت و داده باز
با وجود این شرایط، برنرز لی تسلیم نشد. او در سال ۲۰۱۲ «مؤسسه داده باز» (Open Data Institute) را در لندن تأسیس کرد تا شفافیت دیجیتال را ترویج کند. همچنین بنیاد وب جهانی (World Wide Web Foundation) را گسترش داد تا دسترسی همگانی به اینترنت، بهویژه در آفریقا، تقویت شود. او همچنان باور داشت که اگر دادهها آزاد شوند، میتوانند به توسعه اقتصادی، آموزش و حتی کشاورزی کمک کنند.
نبرد بر سر DRM و شکاف در W3C
در سالهای میانی دهه ۲۰۱۰، یکی از بزرگترین مناقشات تاریخ وب در داخل W3C رخ داد. موضوع، اضافهشدن استانداردی برای «مدیریت حقوق دیجیتال» (Digital Rights Management یا DRM) به مرورگرها بود. این فناوری به شرکتهای استریمینگ مثل نتفلیکس اجازه میداد ویدئوها را در مرورگر نمایش دهند اما دسترسی مستقیم به فایلها را مسدود کنند. بسیاری از فعالان وب آزاد این موضوع را خیانتی به روح وب میدانستند، زیرا محدودیتی فنی بر آزادی کاربر اعمال میکرد.
منتقدان سرسخت، از جمله نویسنده علمیتخیلی کوری داکترو (Cory Doctorow) و بنیاد مرزهای الکترونیک (EFF)، هشدار دادند که DRM میتواند امنیت را به خطر بیندازد، دسترسی معلولان را دشوار کند و مرورگرها را به ابزارهای انحصاری وابسته به غولهای فناوری بدل کند. حتی اعتراضات خیابانی در مقابل ساختمان MIT شکل گرفت و پلاکاردهایی با شعار «وب را از دست DRM نجات دهید» به چشم میخورد.
اما برنرز لی در نهایت تصمیم گرفت به این استاندارد چراغ سبز نشان دهد. او استدلال کرد اگر W3C آن را رد کند، شرکتهای استریمینگ به سمت اپلیکیشنهای بسته میروند و وب باز سهم خود را از دست میدهد. این تصمیم هرچند منطقی به نظر میرسید، اما برای بسیاری از طرفداران وب آزاد، لکهای بر کارنامه او باقی گذاشت. برخی حتی گفتند «شوالیه وب» در برابر فشارها سر فرود آورده است.
ظهور پلتفرمهای زامبی و اصطلاح «انشیتفیکیشن»
در همین زمان، روند دیگری هم وب را تهدید کرد: تمرکز بیسابقه قدرت در دست پلتفرمهای بزرگ. فیسبوک، آمازون، گوگل و مایکروسافت طی یک دهه بیش از هزار شرکت را خریداری کردند. الگوریتمهای تبلیغاتی و سیستمهای توصیهگر، روزبهروز کاربران را بیشتر در حلقه بسته خود نگه میداشتند.
کوری داکترو این وضعیت را «انشیتفیکیشن» (Enshittification) نامید؛ اصطلاحی برای توصیف پلتفرمهایی که ابتدا خدمات عالی به کاربران میدهند، سپس سودجویانه فروشندگان و تولیدکنندگان را میفشارند و در نهایت، ارزش واقعی را از همه استخراج میکنند. او مدیران فناوری را «فارغالتحصیلان دانشگاه دارث ویدر» توصیف کرد که مدام قرارداد را تغییر میدهند تا سهم بیشتری ببرند.
برنرز لی در برابر این روند هشدار داد. او نوشت هرچه بیشتر کاربران درون اپلیکیشنهای اختصاصی گرفتار شوند، کمتر در «فضای اطلاعاتی واحد» زندگی خواهند کرد. درواقع، ترس اصلی او «تکهتکه شدن وب» بود؛ خطری که از ابتدا در برابرش ایستاده بود.
پروژه Solid و بازپسگیری دادهها
برای مقابله با این وضعیت، برنرز لی پروژهای انقلابی به نام «پروتکل سالید» (Solid Protocol) راهاندازی کرد. ایده اصلی ساده اما ریشهای بود: دادههای کاربران نباید در انحصار پلتفرمها باشد، بلکه هر فرد باید «پاد داده شخصی» (Solid Pod) خود را داشته باشد. در این مدل، شبکههای اجتماعی، فروشگاهها یا سرویسهای آنلاین باید برای دسترسی به دادهها از خود کاربر اجازه بگیرند. حتی امکان پرداختهای خرد برای استفاده از دادهها هم در نظر گرفته شده بود.
برای عملیاتیکردن این ایده، برنرز لی در سال ۲۰۱۷ شرکت «اینراپت» (Inrupt) را تأسیس کرد. هدف آن بود که Solid را از یک استاندارد تئوریک به محصولاتی واقعی تبدیل کند. پروژههای آزمایشی متعددی آغاز شد: سرویس سلامت بریتانیا (NHS) آزمایش کرد چگونه میتواند سوابق پزشکی بیماران را در کنترل مستقیم خودشان قرار دهد. بیبیسی یک «جعبه بیبیسی» ساخت که بدون جمعآوری داده کاربران، پیشنهاد محتوایی ارائه میداد. حتی دولت فلاندرز در بلژیک وعده داد هر شهروند یک Pod اختصاصی دریافت کند.
چالشهای پذیرش عمومی
با وجود این تلاشها، Solid هنوز نتوانسته به جریان اصلی تبدیل شود. کاربران عادی علاقه چندانی به مدیریت دستی دادههای خود ندارند. در بلژیک، از میان هفت میلیون نفر، تنها حدود هزار نفر به شکل فعال از Pod استفاده کردند. بسیاری حتی نمیدانستند چنین سیستمی وجود دارد.
با این حال، برنرز لی باور دارد تنها یک «اپلیکیشن قاتل» (Killer App) میتواند سرنوشت Solid را تغییر دهد. او و همکارانش نمونهای به نام «چارلی» (Charlie) ساختهاند: یک دستیار هوش مصنوعی که با دادههای شخصی کاربر کار میکند اما آن دادهها را از چنگ پلتفرمها دور نگه میدارد. برای مثال، اگر چارلی بداند کاربری چه میزان ورزش میکند یا چه سلیقهای در سفر دارد، میتواند توصیههایی دقیق ارائه دهد، بدون آنکه اطلاعات شخصی او به سرورهای تبلیغاتی فروخته شود.
امید و تردید
با وجود همه این ایدهها، تردیدها همچنان باقی است. گوگل و دیگر غولها همزمان در حال ساخت دستیارهای هوشمندی هستند که همین نقش را ایفا میکنند، اما در بستر انحصاری خودشان. بسیاری میپرسند آیا چارلی و Solid میتوانند در برابر چنین قدرتی دوام بیاورند یا نه.
برنرز لی اما خوشبین است. او میگوید همانطور که در دهه ۱۹۹۰ معجزه وب از دل آشوب به وجود آمد، این بار هم میتوان دنیایی تازه بنا کرد؛ دنیایی که در آن کنترل دادهها به دست خود کاربران بازگردد.
نبرد با عصر هوش مصنوعی و آینده وب باز
امروز، جهان وب درگیر بحرانی تازه است: ظهور هوش مصنوعیهای مولد. ابزارهایی مثل ChatGPT یا گوگل جمینای میتوانند بدون هدایت کاربر، اطلاعات را از وب جمعآوری کنند و به صورت پاسخ مستقیم ارائه دهند. این روند که برخی آن را «گوگل صفر» (Google Zero) مینامند، خطری بزرگ برای ناشران و پژوهشگران است؛ زیرا ترافیک وب کاهش مییابد و درآمد ناشران محتوایی که خوراک این سیستمها هستند، نابود میشود.
شرکتهایی مثل کلادفلر (Cloudflare) حتی مجبور شدهاند ابزارهایی بسازند تا مانع از خزش خودکار محتوای وب توسط شرکتهای هوش مصنوعی شوند. لینا خان، رئیس کمیسیون تجارت فدرال آمریکا، هشدار داده که اگر تولیدکنندگان واقعی محتوا پاداش نگیرند، انگیزه اقتصادی برای تولید علم و هنر از میان خواهد رفت.
در این میان، برنرز لی همچنان تلاش میکند چشمانداز اخلاقی و انسانی خود را زنده نگه دارد. او باور دارد که اگر ساختار وب دوباره بازطراحی شود، هنوز هم میتوان ماشینهایی ساخت که در خدمت انسان باشند و کرامت بشری را پاس بدارند. جملهاش در المپیک لندن، «این برای همه است»، هنوز شعار اصلی اوست.
میراث و تناقضات یک نابغه
برنرز لی در طول زندگیاش دو چهره متفاوت از خود نشان داده است: از یک سو مخترع آرام و سادهزیستی که در کوههای ولز جشن تولد میگیرد و عاشق موسیقی فولک و قایقرانی است، و از سوی دیگر، شوالیهای خستگیناپذیر که باید با غولهای فناوری بجنگد. او نه تنها وب را ابداع کرد، بلکه سالها بعد مجبور شد برای نجات همان وب، بار دیگر وارد میدان شود.
اما آیا موفق خواهد شد؟ آینده نشان خواهد داد. ممکن است پروژه Solid یا دستیار «چارلی» به موفقیت بزرگی برسند و مسیر اینترنت را تغییر دهند، یا شاید غولهای فناوری آنقدر قدرتمند باشند که هیچ ابتکار مستقلی نتواند با آنها رقابت کند.
با این حال، برنرز لی نمادی از ایمان به ایدههای جمعی باقی مانده است؛ این باور که دنیای دیجیتال میتواند شفاف، انسانی و آزاد بماند، به شرط آنکه ما نیز بخواهیم.
خلاصه
تیم برنرز لی با اختراع وب جهانی، ساختار اطلاعات بشر را برای همیشه تغییر داد. او بهجای ثروتاندوزی، بر آزاد و عمومیبودن وب پافشاری کرد و همین باعث شد به چهرهای اخلاقی بدل شود. در دهههای بعد، با قدرتگرفتن پلتفرمها و ظهور هوش مصنوعی، وب از آرمان اولیهاش فاصله گرفت. امروز، او با پروژه Solid و ایده «وب باز» تلاش میکند کنترل دادهها را به کاربران بازگرداند.
پرسشهای رایج (FAQ)
❓ تیم برنرز لی چه کسی است؟
او دانشمند بریتانیایی و مخترع وب جهانی (World Wide Web) در سال ۱۹۸۹ است که زبان HTML و پروتکلهای اصلی اینترنت را توسعه داد.
❓ چرا وب جهانی اختراع شد؟
هدف او ایجاد سیستمی برای پیوند دادن اسناد پراکنده در سرن و فراهمکردن دسترسی همگانی به اطلاعات بود.
❓ چرا او حق ثبت اختراع وب را نگرفت؟
برنرز لی معتقد بود وب باید آزاد و عمومی باشد، بنابراین به جای کسب ثروت، آن را رایگان در اختیار جهان قرار داد.
❓ پروژه Solid چیست؟
Solid پروتکلی است که به افراد امکان میدهد دادههای خود را در سرورهای شخصی (Pod) نگه دارند و کنترل کامل بر دسترسی پلتفرمها داشته باشند.
❓ آیا Solid موفق شده است؟
هنوز خیر. استقبال عمومی محدود بوده، اما برنرز لی امیدوار است با یک اپلیکیشن کاربردی بزرگ، این فناوری به جریان اصلی وارد شود.
❓ بزرگترین دغدغه برنرز لی امروز چیست؟
او نگران سلطه پلتفرمهای انحصاری و تهدید هوش مصنوعی بر آینده وب باز است و میخواهد اینترنت را به مسیر آزاد و انسانی بازگرداند.
منبع: نیویورکر





