کشف غار لاسکو فرانسه توسط یک سگ و نقاشی‌های باستانی انسان!

شبیه صحنه‌ای از یک ماجرای ماجراجویانه بود. پسر جوانی در جنگل‌های مونتینیاک ایستاده بود و سگش پشت یک تنهٔ واژگون‌شده بی‌قرار می‌گشت. ناگهان سوراخی ظاهر شد، سوراخی که بیشتر شبیه مسیر یک خرگوش به نظر می‌رسید تا نشانی از کشف بزرگ. کسی نمی‌دانست آن لحظه در دل تپه، جهانی خاموش از نقاشی‌های باستانی انسان وجود دارد.

روایت کشف غار لاسکو فرانسه و نقاشی‌های باستانی انسان، هم داستان تصادف است و هم داستان پیوند کنجکاوی با تاریخ. همین کشف ساده به پرسشی بزرگ دربارهٔ هنر، آیین و ذهن انسان‌های پیشاتاریخی پاسخ‌های تازه‌ای داد.

آغاز کشف: از سوراخی کوچک تا دروازه‌ای به گذشته

مارسل راویدا نوجوانی هجده‌ساله بود که در سپتامبر ۱۹۴۰ در جنگل‌های دوردون فرانسه قدم می‌زد. سگش که «روبات» نام داشت، کنار ریشه‌های یک درخت واژگون‌شده سوراخی پیدا کرد و با هیجان شروع به کندن کرد. برخی روایت‌ها می‌گویند که سگ در تعقیب خرگوش وارد سوراخ شد و همین تعقیب ساده نقطهٔ آغاز کشف شد. مارسل داستان‌های قدیمی دربارهٔ تونلی مخفی را شنیده بود که گفته می‌شد به عمارت لاسکو می‌رسد. همین افسانه کنجکاوی او را شعله‌ور کرد و تلاش کرد داخل سوراخ را بررسی کند اما ابزار نداشت. او همان‌جا فهمید که ماجرا به این سادگی تمام نخواهد شد. همین لحظه ساده نخستین دروازه به دنیایی بود که هزاران سال بسته مانده بود.

بازگشت با دوستان و ورود به غاری که زمان فراموشش کرده بود

چند روز بعد مارسل با سه دوست روستایی خود بازگشت: ژاک مارسال، ژرژ آنیِل و سیمون کُئَنکاس. آنها سوراخ را بزرگ‌تر کردند تا بتوانند به‌درون سر بخزانند و ارزیابی دقیقی انجام دهند. مارسل نخستین کسی بود که وارد شد و لحظه‌ای بعد بقیه نیز به او پیوستند. آنچه می‌دیدند نه تونلی برای فرار و نه مسیر گنج، بلکه تالاری طولانی بود که به آرامی به اعماق زمین می‌رفت. در روشنایی چراغی دست‌ساز، دیوارها به‌تدریج شکل‌هایی عجیب آشکار کردند. این نخستین مواجهه با نگاره‌هایی بود که امروز بخش «تالار اصلی» غار نامیده می‌شود. در ادامه، آنها فهمیدند که مقابل مجموعه‌ای قرار گرفته‌اند که طبیعت و تاریخ آن را مهر و موم کرده‌اند.


نخستین نگاه به هنر پیشاتاریخی: حیرت بدون دانستن

چهار نوجوان می‌دانستند با صحنه‌ای خارق‌العاده روبه‌رو هستند اما نمی‌دانستند دقیقاً به چه چیزی نگاه می‌کنند. آنها به‌تدریج در مسیرهای باریک‌تر پیش رفتند و با طناب مارسل را به دهانهٔ عمودی هشت‌متری پایین فرستادند. در آنجا، تصویر بزرگ گاومیشی عظیم نمایان شد که با نور آتش یا مشعل‌هایی از چربی حیوانی کشیده شده بود. نه تاریخ دقیق مشخص بود و نه مفهوم نقاشی‌ها. تنها چیزی که احساس می‌شد ترکیبی از شکوه بصری و سکوتی بود که زمان بر دیوارها نشانده بود. این مواجهه نخستین سرنخ جدی دربارهٔ هنر انسان‌هایی بود که ۱۷ تا ۲۲ هزار سال پیش زیسته بودند. کشف غار لاسکو فرانسه و نقاشی‌های باستانی انسان، در همین لحظه از روایت، از یک حادثهٔ ساده به مسئله‌ای علمی و فرهنگی تبدیل شد.

از کنجکاوی محلی تا توجه علمی

نوجوانان، بی‌آنکه به پیامدهای یافتۀ خود آگاه باشند، خبر غار را آرام‌آرام منتشر کردند. بازدیدکنندگان محلی با پرداخت مبلغی اندک به داخل می‌رفتند تا نقاشی‌ها را ببینند. سپس آنها موضوع را به معلمشان، لئون لاوال، اطلاع دادند که به تاریخ علاقه‌مند بود. لاوال ابتدا شک داشت و تصور می‌کرد داستان اغراق‌آمیز است، اما با دیدن دیوارها نظرش کاملاً تغییر کرد. او که عضو انجمن محلی پیشاتاریخ بود، فوراً با باستان‌شناسان تماس گرفت تا بررسی علمی آغاز شود. توصیهٔ او به دانش‌آموزان این بود که هیچ‌چیز دست‌کاری نشود و نقاشی‌ها لمس نشود. راویدا برای محافظت از ورودی چادری برپا کرد و در عمل نخستین نگهبان لاسکو شد.

معنای نقاشی‌ها: حیوانات، آیین و رمزهای ذهن انسان نخستین

در غار لاسکو نزدیک به ۶۰۰ نقش از گوزن، اسب، گاومیش و چند جانور دیگر دیده می‌شود. به‌نظر می‌رسد غار محل سکونت دائمی نبوده، بلکه فضایی موقتی برای هنرمندان ناشناس عصر قدیم بوده است. رنگ‌ها از خاک رس قرمز، اخرایی، اکسیدهای آهن زرد و زغال و اکسیدهای منگنز تهیه شده بودند. هنرمندان نقش‌ها را گاهی روی نقش‌های پیشین کشیده بودند که نشان می‌دهد عملِ کشیدن، مهم‌تر از نتیجهٔ نهایی بوده است.

محل قرارگیری نقاشی‌ها در بخش‌های دور از ورودی و سخت‌گذر، فرضیهٔ آیینی یا آیین‌گونه بودن این فضا را تقویت می‌کند. برخی پژوهشگران معتقدند شکارچیان با تصویر کردن جانوران، نوعی قدرت «جادویی» برای موفقیت در شکار تصور می‌کردند. این برداشت‌ها تصویری تازه از نقش هنر در زندگی انسان‌های پیشاتاریخی به دست می‌دهد و هنوز محل بحث و تحقیق است.

چرا این نقاشی‌ها فراتر از یک روایت ساده باستان‌شناسی هستند

وقتی باستان‌شناسان وارد غار شدند، نخستین هدف آنها ثبت دقیق نگاره‌ها و ارزیابی سن تقریبی بود. آزمایش‌ها نشان داد که این آثار به دوره‌ای بسیار دور از فرهنگ‌های مَگدالنی (Magdalenian) تعلق دارد. این نتیجه نگاه ما به ریشه‌های هنر را تغییر داد، زیرا نشان داد انسان پیشاتاریخی تنها درگیر بقا نبوده و به بازنمایی جهان ذهنی خود نیز توجه داشته است.

خطوط نقاشی طولانی ممتد گاومیش‌ها و اسب‌ها نشانه‌ای از مشاهدهٔ دقیق طبیعت است که با نوعی بزرگنمایی نمادین همراه شده است. این ترکیب، هنر را از سطح تزئین به سطح معنا ارتقا می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که تصور انسان از جانوران تنها شکار نبود. کشف غار لاسکو فرانسه و نقاشی‌های باستانی انسان، بحث‌های تازه‌ای دربارهٔ رابطهٔ آیین، تصویر و قدرت ذهنی انسان ایجاد کرد و همین گفت‌وگوها هنوز ادامه دارد. هر خوانش تازه‌ای از این دیوارها، سؤالی تازه دربارهٔ کِی و چگونه بودنِ هنر پیش می‌کشد و همین رازآلودگی، ارزش علمی غار را افزایش می‌دهد.

باز شدن غار به روی عموم و مشکل نفس‌گیر دیوارها

پس از جنگ جهانی دوم، مسئولان تصمیم گرفتند این گنجینه را به روی مردم بگشایند تا هرکسی بتواند عظمت آن را از نزدیک تجربه کند. از سال ۱۹۴۸ بازدیدها به شکل منظم آغاز شد و هزاران نفر هر سال وارد تالارهای زیرزمینی می‌شدند. اما نفَس انسان‌ها یعنی همان افزایش دی‌اکسیدکربن و رطوبت، روی دیوارها تأثیر گذاشت و به‌تدریج لکه‌های قارچی ظاهر شد. این تغییر کوچک در محیط بستهٔ غار، زنگ خطری جدی برای حفظ نقش‌ها بود. کارشناسان دریافتند که تداوم بازدیدها می‌تواند به از دست رفتن تدریجی نقاشی‌ها منجر شود و این هزینه برای میراث بشری بسیار سنگین بود. در نتیجه در سال ۱۹۶۳ غار بسته شد تا دیوارها احیا و پایداری محیط کنترل شود. این تصمیم مخالفانی داشت اما نشان داد که حفاظت علمی، در نهایت بر هیجان گردشگری اولویت دارد. از آن پس مدیریت غار با هدف متوازن کردن شناخت عمومی و نگهداری بلندمدت بازطراحی شد.

نسخه‌های بازآفرینی شده و آینده شناخت ما از لاسکو

برای اینکه علاقه‌مندان همچنان بتوانند تجربه‌ای نزدیک به واقعیت داشته باشند، نسخه‌های بازسازی‌شده‌ای از غار ساخته شد. این بازآفرینی‌ها با دقت بسیار انجام شدند تا ابعاد، زوایا و مواد رنگی تا حد امکان مشابه باشد. در نزدیکی محل اصلی، بازدیدکنندگان می‌توانند همان ترکیب نور و سایه را ببینند، بی‌آنکه فشار تازه‌ای بر دیوارهای واقعی وارد شود. این راه‌حل نشان داد که فناوری معاصر قادر است میان حفاظت و تماشا پلی منطقی ایجاد کند. همزمان پژوهش‌ها روی نقش‌ها ادامه یافت و ابزارهای تازه تصویربرداری، لایه‌های پنهان رنگ و ضرباهنگ دست هنرمندان باستانی را بهتر آشکار کرد. کشف غار لاسکو فرانسه و نقاشی‌های باستانی انسان، با این نسخه‌های بازآفرینی‌شده از یک رویداد گذشته به تجربه‌ای زنده برای نسل‌های آینده تبدیل شد. اکنون لاسکو تنها یک غار نیست، بلکه آزمایشگاهی برای فهم تکامل تخیل و آیین در تاریخ بشر به شمار می‌آید.

جمع‌بندی

لاسکو نمونه‌ای کمیاب از هنر پیشاتاریخی است که تصادفی کشف شد اما تأثیری پایدار بر فهم ما از انسان گذاشت. نقاشی‌ها نشان می‌دهند که تصویرگری، بخشی از نیاز ذهنی و آیینی جوامع شکارگر بوده است. حفاظت علمی باعث شد این میراث از نابودی تدریجی نجات پیدا کند. نسخه‌های بازسازی‌شده امکان شناخت عمومی را فراهم کردند و در عین حال دیوارهای اصلی را امن نگه داشتند.

سؤالات رایج درباره غار لاسکو و نقاشی‌های آن

❓ غار لاسکو چگونه کشف شد؟
یک نوجوان در سال ۱۹۴۰ هنگام قدم زدن در جنگل، سوراخی کنار درختی واژگون دید. ورود او و دوستانش به آن سوراخ باعث آشکار شدن تالارهای پر از نقاشی شد.

❓ این نقاشی‌ها مربوط به چه زمانی هستند؟
برآوردها نشان می‌دهد نگاره‌ها مربوط به حدود ۱۷ تا ۲۲ هزار سال پیش هستند. این محدوده با فرهنگ‌های مَگدالنی مرتبط دانسته می‌شود.

❓ نقاشی‌ها چه هدفی داشته‌اند؟
پژوهشگران می‌گویند ممکن است کارکردی آیینی داشته و به باور شکارچیان، نوعی اثر نمادین بر موفقیت شکار گذاشته باشد. محل قرارگیری دور از دسترس نیز این فرض را تقویت می‌کند.

❓ چرا غار به روی عموم بسته شد؟
افزایش بازدیدها رطوبت و دی‌اکسیدکربن را بالا برد و قارچ‌ها روی دیوارها رشد کردند. برای جلوگیری از آسیب بیشتر، غار بسته و عملیات حفاظتی آغاز شد.

❓ آیا امکان بازدید از لاسکو وجود دارد؟
بازدید از نسخه‌های بازآفرینی‌شده نزدیک محل اصلی امکان‌پذیر است. این نسخه‌ها شرایط بصری غار را بدون آسیب رساندن به دیوارهای واقعی شبیه‌سازی می‌کنند.

❓ چه چیزی لاسکو را در پژوهش‌های هنر باستانی خاص می‌کند؟
ترکیب مهارت تصویری، اندازه بزرگ نقش‌ها و جایگاه آیینی، تصویری جامع از ذهنیت هنری انسان‌های نخستین ارائه می‌دهد و به پرسش‌های بنیادین دربارهٔ خاستگاه هنر پاسخ می‌دهد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]