خلاصه و جملاتی منتخب از کتاب ذهن های پراکنده – نوشته گبور مته

آنچه بیمار مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به‌شکل فلج‌کننده‌ای دشوار می‌یابد، برانگیختن دستگاه انگیزشی مغز در غیاب علاقهٔ شخصی است

مشخصهٔ اصلی ای‌دی (اچ) دی «بی‌توجهیِ» خودکار و غیرارادی است؛ نداشتن حضور ذهن در لحظه که فرد را کلافه می‌کند. شخص ناگهان به خودش می‌آید و می‌فهمد هیچ‌چیز از آنچه به آن گوش می‌داده نشنیده؛ هیچ‌چیز از آنچه درحال تماشایش بوده ندیده است و هیچ‌چیز از آنچه می‌کوشیده روی آن تمرکز کند، به یاد ندارد. او اطلاعات و جهت‌ها را گم می‌کند؛ اشیا را در جاهای اشتباه قرار می‌دهد و به‌سختی می‌تواند در جریان گفت‌وگو بماند.

من هراسان از ذهن خودم، همیشه می‌ترسیدم دقیقه‌ای را در خلوت با خود سپری کنم. همیشه باید کتابی توی جیبم می‌بود؛ درست مثل جعبهٔ کمک‌های اولیه تا اگر خدای‌ناکرده جایی منتظر ماندم، ولو یک دقیقه در صف بانک یا صندوق فروشگاه، بتوانم از آن استفاده کنم. همیشه چیزی مقابل ذهنم می‌انداختم تا نشخوار کند؛ گویی ذهنم هیولایی درنده و بدسگال بود که فقط کافی بود یک لحظه چیز دیگری برای جویدن نداشته باشد تا مرا ببلعد.

طبایعی که همچون طبع من عصبی و شوریده‌حال‌اند، برای پیمودن روزها، مانند اتومبیل به دنده‌های مختلف مجهزند. بعضی روزها کوهستانی و سنگلاخ‌اند و پیمودنشان بی‌نهایت زمان می‌برد. بعضی هم سرازیرند که می‌توان شتابان و آوازخوانان پشت سرشان گذاشت.

اگر از مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی بپرسید انجام فلان وظیفه چقدر طول می‌کشد، زمانی آشکارا کمتر از زمان واقعی لازم برای انجام آن وظیفه را تخمین می‌زنند.

ذهن بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی هرگز آرام‌وقرار ندارد؛ همچون پرنده‌ای مجنون که از این شاخه به آن شاخه می‌پرد، اما هرگز آن‌قدر روی یک شاخه نمی‌نشیند تا آشیانه‌ای برای خود بسازد.
ساغر
مشکل ای‌دی (اچ) دی این نیست که ندانیم چه باید بکنیم؛ بلکه انجام‌دادن کاری است که می‌دانیم باید بکنیم. دکتر راسل اِی بارکلی، «پاسخ‌دهی تأخیریِ بهبودیافته»

احساس مسئولیت در برابر کل دنیا، فقط منحصر به ای‌دی (اچ) دی نیست؛ اما نوعاً جزو خصوصیت‌های آن است. همهٔ مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی در قبال عالم‌وآدم احساس مسئولیت می‌کنند.

مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی بیش‌حساس‌اند؛ این عیب و ضعف آن‌ها نیست؛ چیزی است که با آن متولد شده‌اند. خلق‌وخوی مادرزادیِ آن‌هاس

«احساس می‌کنم یه زرافه‌انسانم و سرم داره خیلی بالاتر از بدنم میون ابرها پرسه می‌زنه.»

شوک ناشی از بازشناختن خود که بسیاری از بزرگسالان هنگام مطالعه دربارهٔ ای‌دی (اچ) دی تجربه می‌کنند، هم‌زمان هیجان‌انگیز و دردناک است. شخص اولین بار منشأ شکست‌ها و تحقیرشدن‌هایش را می‌فهمد. علت همهٔ این‌ها به‌یک‌باره آشکار می‌شود: برنامه‌ریزی‌هایی که هرگز به جایی نرسیده‌اند و عهدوپیمان‌هایی که شکسته شده‌اند، اشتیاق جنون‌آمیزِ آنی که مثل طوفانی شروع می‌شود و انرژی فرد را تحلیل می‌برد و چیزی جز ویرانه‌های احساسی از آن بر جا نمی‌گذارد و نیز بی‌نظمیِ پایان‌ناپذیر فعالیت‌ها، ذهن، خودرو، میز کار و اتاق فرد.

به عزت‌نفسی که مبتنی‌بر دستاورد باشد، «عزت‌نفس مشروط» یا «عزت‌نفس اکتسابی» می‌گویند. «عزت‌نفس واقعی» برخلاف عزت‌نفس مشروط، با خودارزیابی براساس داشتن دستاورد یا فقدان آن، ارتباطی ندارد. شخصی که واقعاً برای خودش ارزش قائل باشد، هرگز نمی‌گوید: «من انسان ارزشمندی هستم؛ چون فلان کار و بهمان کار از دستم برمی‌آد»؛ بلکه می‌گوید: «من انسان ارزشمندی هستم؛ فارغ از اینکه بتونم فلان کار و بهمان کار رو انجام بدم یا نه.»

فرد مبتلا به ای‌دی (اچ) دی اکراه شدیدی از دورانداختن خرت‌وپرت‌هایش دارد

برنامه‌ریزی‌هایی که هرگز به جایی نرسیده‌اند و عهدوپیمان‌هایی که شکسته شده‌اند، اشتیاق جنون‌آمیزِ آنی که مثل طوفانی شروع می‌شود و انرژی فرد را تحلیل می‌برد و چیزی جز ویرانه‌های احساسی از آن بر جا نمی‌گذارد و نیز بی‌نظمیِ پایان‌ناپذیر فعالیت‌ها، ذهن، خودرو، میز کار و اتاق فرد.

ای‌دی (اچ) دی با حس اضطرار تعریف می‌شود. فرد با استیصالی شدید می‌خواهد آنچه مطلوبش هست، در لحظه دریافت کند که این ممکن است یک شیء باشد یا یک فعالیت یا یک رابطه.

بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی وقتی به گذشته‌اش نگاه می‌کند، آن را پُر از برنامه‌های نیمه‌کاره و تصمیم‌های نافرجامِ بی‌شمار می‌بیند. یکی از بیمارانم می‌گفت: «من آدمی با پتانسیل دائمی هستم.» امواج شوروشوق اولیه به‌سرعت فروکش می‌کنند. مبتلایان از دیوارهای سنگ‌چینِ ناتمامی می‌گویند که یک دهه پیش، ساختنشان را شروع کرده‌اند، یا قایق‌های نیمه‌ساخته‌ای که سال‌هاست گوشه‌ای از گاراژ خانه‌شان را اشغال کرده‌اند، کلاس‌هایی که چند جلسه در آن‌ها شرکت کرده و نصفه‌نیمه رهایش کرده‌اند، کتاب‌هایی که تا نیمه خوانده‌اند و نیز سرمایه‌گذاری‌های تجاری‌ای که رها کرده‌اند، شعرها یا داستان‌هایی که هرگز نوشته نشده‌اند و هزاران مسیری که هرگز به مقصد نرسیده‌اند.

اینکه فرد چطور با بدن و روانش رفتار می‌کند، چیزهای زیادی دربارهٔ میزان عزت‌نفسش به ما می‌گوید: آسیب‌رساندن به بدن یا روح با استعمال مواد شیمیایی مضر، رفتارهای نادرست، کارکشیدن بیش از حد از خود، اختصاص‌ندادن زمان و فضای شخصی به خود. همهٔ این رفتارها و رویکردها بیانگر یک موضع اساسیِ شرطی دربارهٔ خود و از احترام واقعی به خود خالی هستند.

انسان از سه چیز می‌ترسد: مرگ و انسان‌های دیگر و ذهن خودش.

انسان‌ها ازروی غریزه کسی را برای همسری انتخاب می‌کنند که به‌اندازهٔ خودشان دچار اضطراب‌های ناهشیار باشد و اختلال‌های عملکردی‌شان را منعکس کند؛ کسی که همهٔ رنج‌های هیجانی التیام‌نیافته‌شان دوباره تحریک کند.

برخی از افراد مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به کارکردنِ زیاد معتادند و موفقیت شغلی آشکارشان احتمالاً پوشش خوبی برای مشکلات جدی در جنبه‌های دیگر زندگی‌شان است.

خودپذیری به معنای تحسین خود یا حتی دوست‌داشتن خود در هر لحظه از زندگی نیست؛ بلکه به معنای تحمل همهٔ احساساتمان است؛ ازجمله آن‌هایی که ناراحتمان می‌کنند.

اگر پیوسته به سرکوب تکانه‌های خود ادامه دهی، سرانجام به یک لختهٔ خلط بدل خواهی شد. آن خلط بزرگ را تف می‌کنی و خالی می‌شوی و تازه سال‌ها بعد می‌بینی که نه یک لختهٔ خلط بلکه خود درونی و واقعی تو بوده است. اگر این خود را گم کنی، همچون مردی مجنون که اشباح تعقیبش می‌کنند، آوارهٔ خیابان‌های تاریک می‌شوی. آن‌گاه در کمال صداقت می‌گویی: «نمی‌دونم از زندگی چی می‌خوام.»

مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی در دنیای امروز، نوادگان شکارچیان دیروزند: تیزپا و زیرک، بی‌قرار و فردگرا. در تضاد با جمعیت غیرمبتلا به ای‌دی (اچ) دی که نوادگان کشاورزانِ دوران باستان هستند: خویشتن‌دار و صبور، سخت‌کوش و سنت‌گرا.

التیام‌یافتن ای‌دی (اچ) دی مشابه بهبودیافتن بیماری نیست؛ بلکه فرایند یکپارچه‌شدن است؛ یعنی همان معنای اصلی واژهٔ «التیام».

ذهن بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی هرگز آرام‌وقرار ندارد؛ همچون پرنده‌ای مجنون که از این شاخه به آن شاخه می‌پرد، اما هرگز آن‌قدر روی یک شاخه نمی‌نشیند تا آشیانه‌ای برای خود بسازد.

اگر می‌فهمیدیم که احساس گناه منظور بدی ندارد و آسیبی به ما نمی‌رساند و دوست وفادار ماست، دیگر سعی نمی‌کردیم به هر قیمتی از شرش خلاص شویم؛ اتفاقاً برایش جا باز می‌کردیم و به آهنگ هشدار ممتدش گوش می‌کردیم که پیاپی می‌گوید: «خودخواه نباش»؛ اما بعد هشیارانه برمی‌گزیدیم که به سازش برقصیم یا نه. مثلاً می‌گفتیم: «ممنونم، منظورت رو می‌فهمم. اگه دوست داری بمونی بمون؛ ولی من به قضاوت مدارهای مغزیِ بالغم گوش می‌دم که تعیین کنه آیا واقعاً دارم به کسی آسیب می‌زنم یا دارم نیازهای مشروع خودم رو برآورده می‌کنم.»

هیچ‌کس نمی‌تواند در شخص دیگری ایجاد انگیزه کند. انسان حتی نمی‌تواند انگیزه را به خودش تحمیل کند. بهترین رویکردی که می‌توان در پیش گرفت، بردباریِ مشفقانه است. ظرفیت تحمل شکست نیز جزئی از بردباریِ مشفقانه است. اندرو ویل دربارهٔ تغییر عادات ناسالم یا ایجاد عادات سالم می‌نویسد: «اینکه موفق بشوید یا شکست بخورید از خود تلاش‌کردن کم‌اهمیت‌تر است.»

مقایسه با سایر کودکان، آلرژی‌ها در کودکان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی شایع‌ترند

علم پزشکی همان‌قدر دربارهٔ معنای التیام و رنج و مرگ به ما می‌آموزد که مطالعهٔ خواص شیمیاییِ خاک دربارهٔ ارزش زیبایی‌شناختیِ کوزه‌گری حرف برای گفتن دارد. ایوان ایلیچ، حدود علم پزشکی

احساسِ ناآرامی با دوره‌های طولانیِ اهمال‌کاری همراه است.

مقایسه با سایر کودکان، آلرژی‌ها در کودکان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی شایع‌ترند

علم پزشکی همان‌قدر دربارهٔ معنای التیام و رنج و مرگ به ما می‌آموزد که مطالعهٔ خواص شیمیاییِ خاک دربارهٔ ارزش زیبایی‌شناختیِ کوزه‌گری حرف برای گفتن دارد. ایوان ایلیچ، حدود علم پزشکی

بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی وقتی به گذشته‌اش نگاه می‌کند، آن را پُر از برنامه‌های نیمه‌کاره و تصمیم‌های نافرجامِ بی‌شمار می‌بیند.

بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به‌خوبی می‌داند که یک سری استعداد، دیدگاه یا ویژگی‌های مثبتِ توصیف‌ناپذیر دارد که اگر مدارهایش درست کار می‌کرد، می‌توانست آن‌ها را به ظهور برساند. من عادت داشتم به‌شوخی بگویم: «من فقط با نصف مغزم هم می‌تونم فلان کار رو انجام بدم.» معلوم شد که این اصلاً شوخی نبوده است؛ دقیقاً خیلی از کارها را با نیمی از مغزم انجام می‌دادم.

به نظر می‌رسید که ای‌دی (اچ) دی بسیاری از الگوهای رفتاری، فرایندهای فکری، واکنش‌های هیجانی کودکانه، اعتیادم به کار و سایر تمایلات اعتیادآور مرا توضیح می‌دهد.

ناشکیبایی و بی‌منطقی که ویژگی مشترک همهٔ مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی است

آنچه ذهن مبتلا به ای‌دی (اچ) دی کاملاً از آن محروم است الگویی برای نظم است

ذهن بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی هرگز آرام‌وقرار ندارد؛ همچون پرنده‌ای مجنون که از این شاخه به آن شاخه می‌پرد، اما هرگز آن‌قدر روی یک شاخه نمی‌نشیند تا آشیانه‌ای برای خود بسازد.
میکائیل
دیدگاه مرسوم می‌گوید عزت‌نفس ضعیفِ بزرگسالان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی پیامد طبیعی شکست‌های بسیار و فرصت‌های ازدست‌رفته و ناکامی‌هایی است که براثر نقصی نوروفیزیولوژیکی از دوران کودکی تاکنون تجربه کرده‌اند.

تعدادی از بزرگسالانِ مبتلا به اختلال کم‌توجهی در برخی از زمینه‌ها اعتمادبه‌نفسی قوی نشان می‌دهند و براساس استانداردهای اجتماعی، دستاوردهای مهمی کسب کرده‌اند. بسیاری دیگر، افراد کم‌دستاوردی هستند که درزمینهٔ کاری‌شان اطمینان کمی به خودشان نشان می‌دهند. ویژگی مشترک این دو دسته، عزت‌نفس ضعیف است. افراد کم‌دستاورد، ممکن است بر این باور باشند که اگر ای‌دی (اچ) دی‌شان برطرف شود و بتوانند در چشم جامعه، عملکرد بهتری داشته باشند، عزت‌نفس قوی‌تری خواهند یافت؛ اما افراد موفق این‌طور فکر نمی‌کنند.

بیش‌فعالی در ای‌دی (اچ) دی ناشی از اضطرابی دائمی و پنهان است.

مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی بیش‌حساس‌اند؛ این عیب و ضعف آن‌ها نیست؛ چیزی است که با آن متولد شده‌اند. خلق‌وخوی مادرزادیِ آن‌هاست.

بدون‌شک هر والدِ دارای فرزند ای‌دی (اچ) دی یا هر بزرگسالی که همسرش به ای‌دی (اچ) دی مبتلاست، متوجه شده که او یک‌جورهایی زودرنج یا «پوست‌نازک» است.

بزرگ‌ترین هدیه‌ای که کودک دریافت می‌کند، احساس خواستنی و دوست‌داشتنی‌بودن است. این پایه‌واساس خودپذیری است

مشکل ای‌دی (اچ) دی این نیست که ندانیم چه باید بکنیم؛ بلکه انجام‌دادن کاری است که می‌دانیم باید بکنیم. دکتر راسل اِی بارکلی، «پاسخ‌دهی تأخیریِ بهبودیافته»

مارسل پروست، در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته ای‌دی (اچ) دی با سه ویژگیِ عمده تعریف می‌شود و حداقل دو تا از این سه ویژگی باید در فردی باشند تا او را مبتلا به ای‌دی (اچ) دی تشخیص دهیم: ضعف در مهارت‌های توجه و تمرکز، نقص در کنترل تکانه و بیش‌فعالی.

وضعیت هیجانی بزرگسالان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی نیز دستخوش نوسان‌های سریع و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود. بدون هیچ دلیل مشخصی بعضی روزها خوب‌اند و بعضی روزها بد. وجه مشترک تمام روزهای خوب و بد، حس زجرآورِ ازدست‌دادنِ چیز مهمی در زندگی است.

بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به‌خوبی می‌داند که یک سری استعداد، دیدگاه یا ویژگی‌های مثبتِ توصیف‌ناپذیر دارد که اگر مدارهایش درست کار می‌کرد، می‌توانست آن‌ها را به ظهور برساند.

ای‌دی (اچ) دی با حس اضطرار تعریف می‌شود. فرد با استیصالی شدید می‌خواهد آنچه مطلوبش هست، در لحظه دریافت کند که این ممکن است یک شیء باشد یا یک فعالیت یا یک رابطه.

کند. آن‌ها فقط هنگام انجام فعالیت‌هایی که علاقه و انگیزهٔ زیادی برای آن دارند، می‌توانند حواسشان را جمع کنند.

حساسیت متأثر از وضعیت هیجانی است. انسان‌ها هنگام اضطراب یا افسردگی، تحمل کمتری در برابر درد دارند. بخشی از آن به‌دلیل تغییر در مقدار هورمون استرس و نیز در مقدار اندورفین‌هاست که نقش مُسکن طبیعی را در بدن ایفا می‌کنند.

همهٔ مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی در قبال عالم‌وآدم احساس مسئولیت می‌کنند

ذهن ای‌دی (اچ) دی دچار نوعی بی‌سوادیِ زمانی یا به قول دکتر راسل بارکلی، «زمان‌کوری» است. فرد مبتلا به ای‌دی (اچ) دی یا به‌شدت در تنگنای زمانی است،

‫کودکان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به‌دلیل کمبود خودتنظیم‌گری، اغلب کم‌برانگیخته یا بیش‌برانگیخته‌اند

کودک مبتلا به ای‌دی (اچ) دی به معالجه نیاز ندارد؛ بلکه به کمک نیاز دارد تا رشد کند

بلوغ عصبی و روانی ممکن است در هر برهه‌ای از دورهٔ زندگی انسان رخ بدهد؛ حتی در اواخر بزرگسالی.

کودکان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی، بدون استثنا، در درون و دربارهٔ خودشان احساس ناامنی عمیقی دارند. ضروری است که به چنین کودکی ثابت کنیم همین‌که وجود دارد، برایمان ارزشمند است و قدرش را می‌دانیم

ستایش بیش از حد هم به‌اندازهٔ انتقاد بیش از حد آسیب‌زننده است. این دو به نظر کاملاً متضاد می‌آیند؛ اما دربرگیرندهٔ پیام یکسانی هستند: خود کودک برای والد ارزشمند نیست، بلکه کارهایی که می‌کند ارزشمندند.

سهولتِ تمرکزکردن روی فعالیتی که شخص به آن علاقه‌مند است، منافیِ وجود ای‌دی (اچ) دی نیست؛ اما شخص مبتلا به ای‌دی (اچ) دی برای تمرکزکردن به انگیزه‌ای بسیار بیشتر از افراد عادی نیازمند است. بی‌اعتنایی به این واقعیت باعث شده است که بسیاری از پزشکان نتوانند ابتلای برخی از افراد را به ای‌دی (اچ) دی تشخیص بدهند.

«طبیعت به‌واسطهٔ تمام احساساتی که در من برمی‌انگیخت، به نظرم کاملاً در تضاد با اختراعات بی‌روح و مکانیکی بشر بود. هرچه کمتر اثر آن‌ها را بر خود داشته باشد، فضای بیشتری برای انبساط قلبم فراهم می‌کند.»

هدف کوتاه‌مدت همیشه به هدف بلندمدت ترجیح داده می‌شود؛

اینکه در اختلال کم‌توجهی، غالباً حالت نوزادی / نوپایی غلبه می‌یابد، نمایانگر رشد ناقص مسیرهای عصبی در قشر مغز و بین قشر و ناحیه‌های زیرین مغز است.

هیچ دو کودکی، والدین کاملاً یکسانی ندارند؛ زیرا مراقبتی که دریافت کرده‌اند، از جنبه‌های متعددی با هم متفاوت است.

نیمکرهٔ راست مغز مادر، همان قسمتی که هیجانات ناهشیارمان در آن خانه دارند، نیمکرهٔ راست مغز نوزاد را برنامه‌ریزی می‌کند. در ماه‌های اولیه، مهم‌ترین ارتباطات بین نوزاد و مادر، ارتباطات ناهشیار هستند. نوزاد که عاجز از درک معنای کلمات است، پیام‌هایی کاملاً هیجانی دریافت می‌کند. این پیام‌ها از طریق نگاه مادر و لحن صدا و زبان بدنش به نوزاد انتقال می‌یابند. همهٔ این‌ها، محیط هیجانی ناهشیار درون مادر را منعکس می‌کنند.

این تقسیمِ نابرابر مسئولیت هیجانی، یکی از دلایل اصلی شیوع بیشترِ افسردگی در زنان نسبت به مردان است.

. فقط افرادی که در کودکی آزار دیده‌اند، در بزرگسالی فرزندانشان را آزار می‌دهند.

نسل‌ها همچون جعبه‌های تودرتو هستند: در دل خشونت مادرم جعبه‌ای خواهید یافت که خشم پدربزرگم را در بر دارد و اگر آن جعبه را هم باز کنید، (نمی‌دانم، اما شاید) جعبهٔ دیگری خواهید یافت که انرژیِ سیاه مرموز دیگری درونش نهفته اس

اگر والد در رفتارهای نکوهشگرانه زیاده‌روی کند یا نتواند بلافاصله پس از آن فوراً رابطهٔ هیجانی گرمی با کودک برقرار کند، چیزی که گرشن کافمن آن را «بازسازی پل بین‌فردی» می‌نامد، احساس شرم بیش از حد می‌شود. استرس مزمنِ والد باعث فروریختن پل بین‌فردی می‌شو

مثال رایجش این است که رفتار کودک مبتلا به ای‌دی (اچ) دی در مدرسه اغلب مخل نظم کلاس قلمداد می‌شود. به نظر می‌رسد آن‌ها به تعامل با هم‌کلاسی‌هایشان بیشتر علاقه دارند تا گوش‌دادن به حرف‌های معلم − این ممکن است به این معنا باشد که همهٔ ذهنشان درگیر برآورده‌کردن نیازشان به برقراری ارتباط است. اگر در برقراری ارتباط چندان موفق نباشند، خودشان را برای آن به آب‌وآتش می‌زنند. زمانی که ذهن کودک مدام درگیر اضطراب ارتباط هیجانی با جهان پیرامون باشد، سیستم توجه مغز او نمی‌تواند وارد حالت «درس‌خواندن» شود.

عامل نادیده‌ای که در هر وضعیتی ثابت می‌ماند، اشتیاق ناهشیار کودک به دل‌بستگی است که به سال‌های اول زندگی برمی‌گردد. جایی که این نیاز برآورده می‌شود، مشکلات مربوط به ای‌دی (اچ) دی رو به کاهش می‌گذارند.

ذهن بزرگسال مبتلا به ای‌دی (اچ) دی هرگز آرام‌وقرار ندارد؛ همچون پرنده‌ای مجنون که از این شاخه به آن شاخه می‌پرد، اما هرگز آن‌قدر روی یک شاخه نمی‌نشیند تا آشیانه‌ای برای خود بسازد.

دنیل گُلمن، نویسندهٔ مطالب علمی دربارهٔ مغز و رفتارشناسی در نیویورک تایمز، در کتاب پرفروش خود با عنوان هوش هیجانی این قابلیت را به «توانایی انگیزه‌بخشیدن به خود و مقاومت در برابر استیصال؛ کنترل تکانه و به‌تأخیرانداختن پاداش؛ تنظیم خُلق و جلوگیری از اینکه پریشانی توانایی تفکر را در خودش غرق کند» تعریف می‌کند. به منظور دستیابی به تعریفی مجمل از شخصیت ای‌دی (اچ) دی فقط کافی است پیشوندی منفی‌ساز به ابتدای عبارت نقل‌شده اضافه کنیم و به جای «توانایی» بنویسیم: «ناتوانی».

خیلی وقت‌ها مسئله این نیست که چه‌کاری در زندگی‌شان انجام داده‌اند؛ بلکه این است که چگونه به خود می‌نگرند.

رشد سالم عزت‌نفس، نیازمند فضایی است که کال راجرز آن را «توجه مثبت بی‌قیدوشرط» می‌نامد. رشد عزت‌نفس، نیازمند آن است که بزرگسالان، احساسات کودک را بفهمند و تصدیق کنند تا از این بذر خودِ مرکزی جوانه بزند.

نتیجه‌گیری عجولانه دربارهٔ اطلاعات ژنتیکی بسیار اتفاق می‌افتد. برخی از مطالعات ژن‌های خاصی را شناسایی کرده‌اند که گفته می‌شود در مبتلایان به ای‌دی (اچ) دی یا سایر عارضه‌های مرتبط همچون افسردگی یا اعتیاد به موادمخدر و الکل شایع‌ترند. اما حتی اگر وجود این ژن‌ها ثابت شده باشد، دلیلی نداریم که فرض کنیم به‌تنهایی می‌توانند باعث ایجاد ای‌دی (اچ) دی یا هر اختلال دیگری شوند؛ چون اولاً همهٔ دارندگان این ژن‌ها مبتلا به اختلالات نیستند، ثانیاً همهٔ مبتلایان به اختلالات، این ژن‌ها را ندارند.

توضیحات ساده‌انگارانهٔ ژنتیکی برای ای‌دی (اچ) دی و سایر عارضه‌های ذهنی، فارغ از درست یا غلط‌بودنشان، جذابیت دارند. درکشان آسان است و به لحاظ اجتماعی محافظه‌کارانه و ازنظر روانی آرامش‌بخش‌اند. با قبول‌کردن آن‌ها دیگر لازم نیست به این سؤالات ناخوشایند پاسخ بدهیم: چگونه یک جامعه یا فرهنگ ممکن است سلامت اعضای خود را از بین ببرد؟

حتی بدون وجود جنگ جهانی و انقلاب و مهاجرت، فرزندانی که در یک خانه متولد می‌شوند، تقریباً هرگز شرایط محیطی یکسانی را تجربه نمی‌کنند. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، شاید خواهران و برادران برخی شرایط محیطی یکسان را، که معمولاً چندان اهمیتی ندارند، هم‌زمان تجربه کنند؛ اما آن شرایط محیطی که بیشترین تأثیر را روی شکل‌گیری شخصیتشان می‌گذارد، به‌ندرت یکسان است. شاید در یک خانه زندگی کنند، یک‌جور غذا بخورند و فعالیت‌های مشابه زیادی انجام بدهند؛ اما این شرایط محیطی در درجهٔ دوم اهمیت هستند. از بین تمام این شرایط محیطی، آن شرایطی که بیشتر از همه روی شکل‌گیری شخصیت انسان اثر می‌گذارد، نامرئی است: فضایی هیجانی که کودک در سال‌های مهم آغازین رشد مغزی‌اش در آن زندگی می‌کند.

بین سرگرمی‌های صرف و تفریح تفاوت وجود دارد. مثلاً تماشای تلویزیون شاید سرگرم‌کننده باشد، اما فرایندی نیست که بازآفرینی کند. پس از خاموش‌کردن تلویزیون، احساس شادابی و تجدید قوا به فرد دست نمی‌دهد. بازآفرینی نیازمند فعالیت‌هایی است که ذهن را سیراب و جسم را رها می‌کنند. هرچند معنای تفریح از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند، بزرگسالان مبتلا به ای‌دی (اچ) دی عموماً زمان‌های برنامه‌ریزی‌شدهٔ منظمی برای بازسازی ذهنی و جسمی‌شان اختصاص نمی‌دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]