اگر نباشم …
داشتم فکر میکردم که در سایت تعداد زیادی پست وجود دارد در مورد تکنیکهای به تعویق نینخداختن کارها تا آخرین لحظات …
اما آیا خودم آیا در سایت این کار را کردهام؟!
چه بسیار نکته و شوخی و خاطره و نظر یا درد دل که اینجا هیچ ردی نیست و اصلا میتوانستند اصل سایت باشند تا پستهای دیگر.
اما به خاطر خجالت و محدودیت و به صلاح نبودن نوشتن هر چیز هیچ گاه نوشته نشدند و هیچ نشانی از آنها در سایت نیست.
بچهها قدیمی به مدفون کردن عشق و نظر و افکار خود کردهاند یا خود داده شده بودند، علیرغم بیش از 20 سال نوشتن، دریغ که یک بار چشم بر هم بزنم و تصویر مجازی باقیمانده از من همین ناقابلها باشد که میبینید.
برای همین مرارتها کشیدم و ایستادگیها کردم و مقاومت بسیار کردم و به هیچ سو نچرخیدم که به این موضوع افتخار هم میکنم. فرقی نمیکند کسی بداند یا نداند. این یک موضوع شخصی است و قرار نیست با آن منتی بر سر کسی بگذارم. اما باعث شده سبکبار باشم و احساس میکنم تا همینجا گرچه «پرفکت» نبودی، دستکم تلاشت را کردی و راهت را رفتی، گرچه مقدار زیادی از مسیر مانده و به ساحل آرامش درونی نرسیدی. اما این آرامش باشکوه را دست کم تخیلی کردی و در درون انتزاع کردی.
چه کسی میداند فردا چطور است. در اینجا از همه کسانی که این سالها به سبب شتاب در کارها، نشد که پاسخشان را شایسته بدهم، به خاطر همه اشتباهات احتمالی که به هر حال در نوشتهها راه مییابند، پوزش میخواهم.
امیدوارم که هم شما خوانندگان عزیز در سلامت باشید و با هم ببالیم و دوباره دغدغه ما باشد چیزهایی مانند شکوه دانش و آینده بینی و شوخیهای دوستانه بین طرفداران اپل و سامسونگ به همان سبک قدیمی!
دردتان را نمیخواهم هر کجا که هستید، خواه خواننده گذری و تصادفی باشید یا از نسل اول وبلاگنویسها یا خوانندهها، یا متنفر از سبک نویسندگی من. چه فرقی میکند.






جناب مجیدی، شما عزیز مائید. سپاس بابت تمام این سالها و تمام مطالب مفیدی که برای ما تهیه کردید.
امیدوارم که سالهای سال سالم و تندرست باشید و ما از مطالب شما بهره ببریم.
همین سایت بزرگترین میراث مجازی هر فردی میتونه باشه. در دنیایی که هرکسی چیزی را برای مدت کوتاهی پیگیری میکنه و بعد از مدتی رها میکنه، این استمرار شما واقعا ستودنی هست. کیفیت و موضوعات مطالب که دیگه جای خود دارد.
کاش میتوانستید یک بخش دل نوشته یا چیزی مشابه در سایت ایجاد کنید و آن موضوعات کمتر گفته ، شوخی ها، خاطرات، و ناگفته ها را در آنجا بنویسید.
فکر میکنم که من بیشتر از 15 ساله که یک پزشک رو میخونم. از اون زمانی که همراه با خواهرتون اینجا مینوشتین تا بعدتر که نویسنده هم داشتین و حالا. یک پزشک همیشه بخشی از مسیر یادگیری من بوده و هست و خیلی چیزا رو اینجا یاد گرفتم.
امیدوارم که این مسیر ادامهدار باشه و باز هم فرصت یادگیری از شما رو داشته باشم.
سلامت، شاد و پیروز باشید.