رویای نوشتن و خوانده شدن – آسوده و رها و آزاد

اینکه بشود آسوده و رها و فارغ از قضاوت نوشت و مخاطب داشت، رویایی بود که زمانی قسمت کوچکی از آن را داشتم. فقط قسمت کوچکی …
اما الان سالها از زمانی که با گوگل ریدر و اپلیکیشن زایت (کار این هم متوقف شده) و فلیپبورد و بازدید مستقیم از سایتها سوژه پیدا میکردم و نیز ایدههای تکانهای خودم را مینوشتم، گذشته.
این سالها مخاطب هم از حالت مخاطب جوان و پرشور و امید و گیک و قشر متوسطی که دستشان به دهانشان میرسید تا گجت بخرند و مهمتر از آن آنقدر فراغت داشته باشد که موضوعی چند صد کلمهای را بخوانند و نظر بدهند، کاملا عوض شده.
مخاطب من -به خاطر شرایط زمانه- درگیر اضطراب نان و فردا و خبرهای سیاسی و قیمت سکه و دلار شده و چیزهای دیگر. مگر نه این است که خودم هم همینطور شدهام.
این روزها میخوانم داستان اینترنت پرو، اینترنتی که 10 روزه وعده دادهاند فقط «کمی» بازتر میشود و شاید هم البته ظرف روزها آینده همین دسترسی مینیمال به گوگل آن محدود شود…اما اینها از کف آرزوهای من هم نیستند …
سایتی که برایم عزیز است و مخاطبی که عزیزتر. گاهی میترسم و با شهامت هم اعتراف میکنم واهمه دارم که اینترنت به معنی قبلی دیگر در کار نباشد و من کورسوی امیدی پیدا نکنم. اما بعد به خودم نهیب میزنم که درست میشود و باید صبر بیشتری بکنی. هنوز بهترین زمان نوشتن تو نرسیده و تو تازه در نوشتن به بلوغی رسیدهای و فروتنی لازم را پیدا کردهای و تازه باید از این به بعد شروع کنی به فعالیت!
داستان رنج شما را از طریق از کامنتهای سایتهای مختلف مرتب میخوانم و بعد ناگهان درد خودم از یادم میرود و اشاره به آن را هم حقیرانه میبینم.
در رویاهایم یک تیم همدل میبینم برای تولید محتوا. اما چند ثانیه بعد هق هق خداحافظی را هم میبینم و نیز نیشخند کسانی که بودند و هستند و میگفتند این طور کارهایی که تو میکنی مثل تمرین پرش اسکی روی برف در صحراست و برخلاف مسیر آب شنا نکن. اما من تا مدتی ثابت کرده بودم که هر طور هست تمرینم را میکنم، نه برای قهرمانی بلکه برای لذت حضور و نفس حرکت. امیدوارم کم نیاورم و شرمنده نشوم.







سالهاست که “یک پزشک” رو میخونم
امیدوارم این دلخوشیهای کوچک ما ادامه داشته باشه
همه خسته ایم من شما را از وبلاگتان دنبال میکردم. متاسفم برای زندگی هایی که هدر شد متاسفم برای تمام زمان هایی که امید داشتیم بهتر بشه ولی بدتر شد و باز هم تکرار میکنیم مگه از این بدتر هم خواهد شد و میشود. دوست دارم امیدوارم باشم ولی آنچه میبینیم همه ناامیدی است. اینترنت پرو . خرید فیلترشکن یک میلیونی حکمرانان ما همه راههای نرفته را رفتنه اند. ما از انسان های متوسط الحال تبدیل به انسان هایی شده ایم که دیگر حداقل ها را دنبال میکنیم. وقتی از کسانی که آن طرف هستند از زندگی بی دغدغه و روال عادی و بدون استرس میشنوم با خودم تکرار میکنم ما هم تجربه میکنیم و بعد یادم می آید کسانی هم این امید را داشتند ولی دیگر مجالی برایشان نبود و رفتند و شاید برای من هم مجالی برای زندگی نباشد.
امیدوارم زندگی روی خوش را به ما نشان دهد.
این روزا میگذره، همونطوری که روزای سخت قبلی هم گذشت و یکپزشک همیشه بود و راه رو با قدرت طی کرد.
بدون شک کم نخواهید آورد و مثل همیشه درخشان خواهید نوشت.
در روزهای قطعی اینترنت و اینترنت ملی وبسایت یک پزشک پناهگاه من بود برای خواندن و وصل شدن به جایی بیرون از فضای مسدود و محدود. به جایی که مطالب متنوع را در زمینههای مختلف -اگرچه گاهی کمی مختصرتر از آنچه پیشترها از یک پزشک به یا داشتم- بخوانم و از اضطراب جنگ کم کنم. از پایداری شما ممنونم.
دکترجان، من چندین ساله که سایت شما رو دنبال میکنم. فارغ از اینکه انتقاداتی هم دارم، تداوم و پشتکار شما برای من قابل تحسین هست.
این روزها درد مردم یکی دو تا نیست. ولی به نظرم کسی که خواندن براش مهم باشه، جزو آخرین افرادی خواهد بود که ممکنه دست از مطلوب خودش بکشه. درست مثل شما که نوشتن براتون ارزشمنده و با تمام ناملایمات هنوز هم جزو دغدغه اصلی شماست.
بنابراین شما هم باید همچنان راهی که توی اینهمه سالها طی کردین رو ادامه بدین. حداقل بخاطر اونهایی که هنوز امید دارن. امید به روزهای خوش.
موفق باشید و پایدار.