پشت پرده شایعه داغ خرید فیزیکال اینتلیجنس توسط آنتروپیک؛ رقابت غول‌ها بر سر مغز ربات‌ها

رقابت هوش‌های مصنوعی از دنیای کدهای دیجیتال و چت‌بات‌های متنی فراتر رفته و به بدنه سخت، سرد و فیزیکی ربات‌ها رسیده است. در این پست با هم می‌بینیم که چطور یک شایعه داغ آخر هفته‌ای در مورد تصاحب یک استارتاپ رباتیک سرشناس، کل جامعه هوش مصنوعی در توییتر (X) را به هم ریخت و چرا غول‌های فناوری به این نتیجه رسیده‌اند که بدون تسخیر دنیای فیزیکی، رسیدن به هوش ابرانسانی غیرممکن است.

شایعات در دره سیلیکون (Silicon Valley) مثل بادهای بهاری می‌وزند؛ سریع، گذرا و گاهی ویرانگر. اما وقتی صحبت از دو قطب بزرگ یعنی آنتروپیک (Anthropic) و OpenAI به میان می‌آید، هر پچ‌پچی در توییتر به یک زلزله چند ریشتری تبدیل می‌شود. اخیراً خبرهایی پیچیده که نشان می‌دهد آنتروپیک به دنبال خرید استارتاپ مرموز اما فوق‌العاده ارزشمند فیزیکال اینتلیجنس (Physical Intelligence) است. این خبر حتی پس از تکذیب‌های اولیه، همچنان ذهن تحلیل‌گران را به خود مشغول کرده است. بیایید با هم سناریوهای پشت پرده این بازی بزرگ را کالبدشکافی کنیم.

شایعه‌ای که خواب از سر فعالان هوش مصنوعی ربود

داستان از یک پست جنجالی در توییتر شروع شد. رابرت اسکوبل (Robert Scoble) که از وبلاگ‌نویسان و افشاگران قدیمی حوزه فناوری است، مدعی شد آنتروپیک در حال نهایی کردن فرآیند خرید فیزیکال اینتلیجنس است. این خبر مثل بمب در میان دنبال‌کنندگان اخبار فناوری صدا کرد. خریدها و ادغام‌های شرکت‌های فناوری در ماه‌های گذشته به قدری زیاد بوده که دیگر کمتر کسی از شنیدن اخبار خرید استارتاپ‌های کوچک تعجب می‌کند. آنتروپیک و OpenAI هر دو در یک ماراتن بی‌رحمانه برای خرید ابزارهای توسعه‌دهندگان، فروشگاه‌های خدمات هوش مصنوعی و استارتاپ‌های تست محصول به سر می‌برند. هدف واضح است: تبدیل سریع‌تر قابلیت‌های مدل‌های زبانی به درآمدهای تجاری پایدار.

اما داستان فیزیکال اینتلیجنس کاملاً متفاوت است. این شرکت یک استارتاپ کوچک و گمنام نیست که بشود به راحتی از کنارش گذشت. آن‌ها روی یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های آینده بشریت کار می‌کنند: هوش فیزیکی یا همان مغز ربات‌ها. به همین دلیل بود که حتی تکذیب نیم‌بند مدیرعامل این شرکت هم نتوانست جلوی انتشار سریع شایعات را بگیرد. مردم می‌خواستند بدانند پشت درهای بسته چه می‌گذرد و چرا آنتروپیک ناگهان مسیر خود را به سمت سخت‌افزار کج کرده است.

جالب اینجاست که تکذیب این خبر هم در نوع خود عجیب و غیررسمی بود. بر اساس گزارش رسانه‌های معتبر، کارول هاوسمن (Karol Hausman) مدیرعامل فیزیکال اینتلیجنس، در پیام‌رسان سازمانی اسلک (Slack) به کارمندان خود گفته که این گزارش‌ها صحت ندارند؛ آن هم با ارسال یک فایل گیف از یکی از شخصیت‌های سریال معروف «اداره» (The Office) که داشت سرش را به نشانه مخالفت تکان می‌داد! این نوع تکذیب‌های غیررسمی معمولاً در دنیای بورس و سرمایه‌گذاری بیشتر به ابهامات دامن می‌زنند تا اینکه خیال سهام‌داران را راحت کنند.

فیزیکال اینتلیجنس دقیقا کیست و چرا این‌قدر خواهان دارد؟

برای درک اهمیت این ماجرا باید بدانیم فیزیکال اینتلیجنس چطور به این جایگاه رسیده است. این استارتاپ توسط لچی گروم (Lachy Groom) بنیان‌گذاری شده است؛ سرمایه‌گذار و کارآفرین جوانی که ستاره اقبالش این روزها در سیلیکون ولی به شدت در حال درخشش است. علاوه بر او، جمعی از محققان برجسته سابق گوگل و اساتید دانشگاه‌های استنفورد و برکلی هسته اولیه این تیم را تشکیل داده‌اند. آن‌ها موفق شده‌اند مبالغ کلانی سرمایه جذب کنند و ارزش‌گذاری این استارتاپ در آخرین گفتگوهای سرمایه‌گذاری به ارقام نجومی نزدیک به یازده میلیارد دلار رسیده است.

دستاورد بزرگ فیزیکال اینتلیجنس، توسعه مدلی به نام pi0.5 (π0.5) است. این مدل در واقع به عنوان یک «مغز عمومی» برای انواع ربات‌ها عمل می‌کند. به جای اینکه برای هر ربات یک نرم‌افزار اختصاصی و محدود بنویسند، این مدل به ربات‌ها یاد می‌دهد که چطور محیط اطراف خود را درک کنند، اشیاء را لمس کنند و وظایف فیزیکی پیچیده را انجام دهند. این دقیقاً همان حلقه‌ای است که غول‌های نرم‌افزاری هوش مصنوعی برای اتصال مدل‌های ذهنی خود به دنیای واقعی به آن نیاز دارند.

بر اساس گزارش‌های افشا شده توسط رسانه اینفورمیشن (The Information)، مذاکرات خرید واقعاً در ماه‌های گذشته جریان داشته است. این یعنی رابرت اسکوبل اگرچه شاید در جزییات یا زمان‌بندی این ادغام دچار اشتباه شده باشد، اما اصل ماجرا یعنی تمایل شدید آنتروپیک به تصاحب این فناوری کاملاً واقعی بوده است. آنتروپیک که همیشه خود را با مدل‌های ایمن و متمرکز بر متن Claude معرفی می‌کرد، حالا متوجه شده که برای عقب نماندن از رقیب دیرینه خود، باید دست‌وپا داشته باشد.

چرخش بزرگ غول‌های هوش مصنوعی به سمت دنیای واقعی

شاید بپرسید چرا ناگهان همه به سمت رباتیک هجوم آورده‌اند؟ پاسخ ساده اما عمیق است: برای رسیدن به هوش ابرانسانی یا همان سوپر اینتلیجنس، مدل‌ها باید دنیای فیزیکی را بفهمند. هر چقدر هم که میلیاردها صفحه متن اینترنت را به خورد یک مدل زبانی بزرگ بدهید، او هرگز حس جاذبه، اصطکاک، گرما و وزن یک جسم را لمس نخواهد کرد. یادگیری ماشین بدون تجربه مستقیم از قوانین فیزیک حاکم بر جهان، به سقف توانایی‌های خود برخورد می‌کند.

نگاهی به مسیر OpenAI در این زمینه بسیار آموزنده است. آن‌ها سال‌ها پیش یک دست رباتیک پیشرفته ساختند که می‌توانست مکعب روبیک را حل کند. اما در حرکتی غافلگیرکننده، کل بخش رباتیک خود را تعطیل کردند. دلیلش این بود که رهبران شرکت معتقد بودند ابزارهای لازم برای پیوند زدن واقعی هوش مصنوعی به سخت‌افزار هنوز آماده نیست. با این حال، مدتی پیش ورق برگشت. آن‌ها به آرامی کار روی یک آزمایشگاه مخفی رباتیک انسان‌نما را در سانفرانسیسکو آغاز کردند و سرانجام سام آلتمن (Sam Altman) رسماً اعلام کرد که تیم رباتیک OpenAI دوباره متولد شده است و هدف بلندمدت آن‌ها، ساخت ربات‌های شخصی برای کمک به انسان‌ها در کارهای روزمره است.

در طرف مقابل، آنتروپیک تا به حال آزمایشگاه سخت‌افزاری اختصاصی نداشته است. آن‌ها بیشتر ترجیح داده‌اند روی ایمنی و سنجش رفتارهای مدل‌های خود تمرکز کنند. برای مثال، در پروژه‌ای به نام فچ (Project Fetch)، محققان آنتروپیک بررسی کردند که مدل Claude چقدر می‌تواند به افراد غیرمتخصص در برنامه‌نویسی و هدایت یک ربات چهارپا (سگ رباتیک) کمک کند. نتایج شگفت‌انگیز بود و نشان داد مدل‌های جدیدتر این کار را با سرعتی باورنکردنی انجام می‌دهند. با این حال، خرید یک شرکت آماده مثل فیزیکال اینتلیجنس می‌تواند آنتروپیک را چندین سال در این رقابت جلو بیندازد و نیاز به ساخت زیرساخت‌های سخت‌افزاری از صفر را برطرف کند.

تضاد منافع؛ وقتی رقیب شما سهام‌دار هدف خریدتان باشد

اینجاست که داستان شبیه به یک رمان جنایی و پیچیده می‌شود. فرض کنید آنتروپیک عزم خود را جزم کرده تا فیزیکال اینتلیجنس را بخرد؛ اما یک مانع بزرگ و مضحک سر راهش قرار دارد: خود شرکت OpenAI یکی از سرمایه‌گذاران اولیه و اصلی فیزیکال اینتلیجنس است! بله، درست شنیدید. رقیب خونی و مستقیم آنتروپیک، روی صندلی سهام‌داران شرکتی نشسته که آنتروپیک می‌خواهد آن را تصاحب کند.

علاوه بر OpenAI، صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگی مانند Khosla Ventures و Thrive Capital که روابط بسیار نزدیکی با OpenAI دارند، از حامیان مالی فیزیکال اینتلیجنس هستند. این موضوع چند سوال حقوقی و استراتژیک بسیار بزرگ را ایجاد می‌کند:

-آیا OpenAI در قرارداد سرمایه‌گذاری خود حق دسترسی به اطلاعات محرمانه فیزیکال اینتلیجنس را دارد؟
-آیا OpenAI دارای حق تقدم یا حق وتو (Right of First Refusal) در صورت پیشنهاد خرید توسط یک رقیب است؟
-چطور آنتروپیک می‌تواند شرکتی را تصاحب کند که رقیبش کنترل بخشی از تصمیمات مدیریتی آن را در دست دارد؟

این پیچیدگی‌ها نشان می‌دهد که چرا نهایی شدن چنین معاملاتی به این سادگی‌ها نیست. اگر فیزیکال اینتلیجنس واقعاً قصد فروش داشته باشد، احتمالاً OpenAI اولین گزینه‌ای خواهد بود که برای تصاحب کامل آن اقدام می‌کند تا اجازه ندهد این گوهر گران‌بها به دست رقیبش بیفتد.

از بازوهای مکانیکی ناکام تا انقلاب ربات‌های انسان‌نما

برای اینکه بهتر درک کنیم چرا امروز در این نقطه حساس قرار داریم، باید به تاریخچه تلاش‌های هوش مصنوعی برای تسخیر دنیای فیزیکی نگاهی بیندازیم. سال‌ها پیش، تصور عمومی این بود که رباتیک ابتدا کارهای تکراری کارخانه‌ها را تصاحب می‌کند و سپس به تدریج هوشمند می‌شود. اما در عمل، برنامه‌نویسی ربات‌ها برای کارهای ساده‌ای مثل برداشتن یک فنجان چای بدون شکستن آن، به یک کابوس بزرگ تبدیل شد. این موضوع به پارادوکس موراوتس (Moravec’s Paradox) معروف است؛ کارهای سخت برای انسان (مثل شطرنج بازی کردن) برای کامپیوترها آسان است و کارهای بسیار ساده برای انسان (مثل راه رفتن و برداشتن اشیاء) برای ماشین‌ها فوق‌العاده دشوار است.

ظهور مدل‌های زبانی بزرگ همه چیز را تغییر داد. دانشمندان متوجه شدند که به جای طراحی سیستم‌های کنترل حرکتی مجزا، می‌توان از ساختار شبکه‌های عصبی ترانسفورمر برای یادگیری الگوهای حرکتی استفاده کرد. یعنی همان‌طور که مدل زبانی کلمه بعدی را پیش‌بینی می‌کند، مدل رباتیک می‌تواند حرکت بعدی مفصل ربات را پیش‌بینی کند. این جهش نظری، انقلابی در هوش مصنوعی فیزیکی ایجاد کرد و استارتاپ‌هایی مثل فیزیکال اینتلیجنس دقیقاً فرزندان همین انقلاب فکری هستند.

آیا هوش عمومی مصنوعی بدون داشتن بدن ممکن است؟

بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان علوم شناختی معتقدند ذهن انسان بدون بدن نمی‌تواند به درستی رشد کند. ما جهان را از طریق حواس پنج‌گانه، حرکت در فضا و برخورد با موانع تجربه می‌کنیم. این فرضیه که به «شناخت مجسم یا بدن‌مند» (Embodied Cognition) معروف است، می‌گوید هوش واقعی مستلزم داشتن یک کالبد فیزیکی است.

اگر این فرضیه درست باشد، تمام تلاش‌های فعلی برای ساخت هوش عمومی مصنوعی (AGI) تنها با تکیه بر سرورهای ابری و چت‌بات‌ها به بن‌بست خواهد رسید. به همین دلیل است که شرکت‌های پیشرو دیگر به ارتقای تعداد پارامترهای مدل‌های متنی خود راضی نیستند. آن‌ها به دنبال راهی برای فرستادن این مدل‌ها به دنیای واقعی هستند. رباتی که بتواند آشپزی کند، لباس‌ها را تا کند، در تعمیر زیرساخت‌ها کمک کند و در عین حال با شما به گفتگو بنشیند، هدف نهایی این بازی است.

سناریوهای احتمالی پیش رو و آینده رقابت آنتروپیک و OpenAI

چه شایعه خرید فیزیکال اینتلیجنس به حقیقت بپیوندد و چه در حد یک مذاکره ناموفق باقی بماند، یک چیز روشن است: جنگ بزرگ بعدی در قلمرو رباتیک رخ خواهد داد. هر دو شرکت آنتروپیک و OpenAI در حال آماده شدن برای ورود به بازارهای بورس و عرضه عمومی سهام خود هستند. ثبت درخواست‌های محرمانه برای عرضه اولیه سهام (IPO) نشان می‌دهد که آن‌ها به زودی باید گزارش‌های مالی و برنامه‌های بلندمدت خود را به عموم ارائه‌دهندگان سرمایه نشان دهند. نمایش یک استراتژی قدرتمند در حوزه رباتیک فیزیکی، ارزش سهام آن‌ها را در زمان عرضه به شدت بالا خواهد برد.

ما احتمالاً به زودی شاهد ادغام‌های بیشتری از این دست خواهیم بود. شرکت‌های بزرگ فناوری به این نتیجه رسیده‌اند که خرید استارتاپ‌های متخصص، راه میان‌بر بسیار امن‌تری نسبت به تحقیق و توسعه طولانی‌مدت داخلی است. در این میان، برنده کسی خواهد بود که بتواند هوش نرم‌افزاری بی‌نظیر خود را با بدنه سخت‌افزاری کارآمد پیوند بزند و محصولی بسازد که فراتر از کدهای روی صفحه نمایش، باری از دوش دنیای واقعی ما بردارد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]