بیدار شدن غول خفته دی اکسید کربن از اعماق آرال: فاجعهای بزرگتر از آنچه فکر میکردیم

شاید تا حالا تصور میکردید که خشک شدن یک دریاچه یا تالاب، صرفاً یک فاجعه زیستمحیطی محلی است که نهایتاً به طوفانهای گرد و غبار، از دست رفتن مشاغل بومی و نابودی تنوع زیستی منطقه ختم میشود. ما سالهاست که با این تصویر غمناک درباره پهنههای آبی بزرگی مثل دریای آرال (Aral Sea) یا حتی نمونههای وطنی آشناتر روبرو هستیم. اما تحقیقات جدید نشان میدهند که ابعاد این فجایع بسیار فراتر از مرزهای محلی است. بستر خشکیده این دریاچهها، مثل یک غول خفته زیستمحیطی، در حال آزاد کردن مقادیر عظیمی از گازهای گلخانهای به اتمسفر زمین است؛ پدیدهای که میتواند تمام معادلات ما را درباره تغییرات اقلیمی به هم بریزد.
اگر در اوج گرمای تابستان از کنار بستر یک دریاچه در حال خشک شدن عبور کرده باشید، احتمالاً متوجه بوی بسیار ناخوشایندی شدهاید که از گل و لای آن بلند میشود. این بوی تند و آزاردهنده در واقع مخلوطی از گازهایی است که با خشک شدن مواد آلی انباشتهشده در کف دریاچه آزاد میشوند؛ مخلوطی غنی از جلبکها، گیاهان پوسیده، فضولات جانوری و اجساد موجودات ریز و درشتی که طی هزاران سال روی هم انباشته شدهاند. حالا وقتی این مقیاس محلی را به اندازه بزرگترین دریاچههای جهان تعمیم دهیم، متوجه میشویم که این بو، پیشدرآمدی بر یک بحران جهانی بزرگتر است.
میراث شوم دستکاری طبیعت در آسیای میانه
برای درک عمق فاجعه، باید کمی به عقب برگردیم. دریای آرال که روزگاری چهارمین دریاچه بزرگ جهان بود، اکنون به یک بیابان نمکی و بیحاصل تبدیل شده است. روند خشک شدن این پهنه آبی عظیم از دهه ۱۹۶۰ میلادی آغاز شد؛ یعنی درست زمانی که اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفت مسیر رودخانههای آمودریا (Amu Darya) و سیردریا (Syr Darya) را برای آبیاری مزارع پنبه در ازبکستان تغییر دهد. این تصمیم مهندسی بلندپروازانه اما بدون آیندهنگری، شریانهای حیاتی آرال را قطع کرد.
تا دهه ۱۹۹۰ میلادی، این دریاچه باشکوه چنان کوچک و تکهتکه شد که دیگر شباهتی به تصویر گذشتهاش نداشت. امروزه بخش بزرگی از آن به بیابانی سوزان تبدیل شده که ذرات نمک و سموم کشاورزی به جا مانده در بسترش با هر وزش باد به آسمان بلند میشوند. اما فاجعه اصلی اکنون در زیر این خاک رسوبکرده جریان دارد؛ جایی که لایههای ضخیم مواد آلی سدههای گذشته، با از دست دادن آب، در حال تجزیه شدن و فرستادن کربن به اتمسفر زمین هستند.

کربن پنهان در اعماق بستر خشکیده آرال
بر اساس یک پژوهش جدید و تکاندهنده که در نشریه معتبر ساینس (Science) منتشر شده است، دانشمندان تخمین میزنند که بستر خشکیده آرال از زمان آغاز این بحران در دهه ۱۹۶۰ تا کنون، حدود ۲۰۴ مگاتن (معادل تقریبی ۲۲۵ میلیون تن) دیاکسید کربن آزاد کرده است. این عدد بهقدری بزرگ است که میزان انتشار گازهای گلخانهای حاصل از آن با مصرف سوختهای فسیلی در برخی کشورهای صنعتی کوچک برابری میکند.
محققان با نمونهبرداری از لایههای زیرین بستر خشک دریاچه و تحلیل دادههای میدانی متوجه شدند که از دست رفتن رطوبت خاک، روند تجزیه میکروبی مواد آلی را بهشدت سرعت میبخشد. تا زمانی که این مواد زیر آب سرد و کماکسیژن بودند، فرآیند تجزیه آنها بسیار کند بود، اما مواجهه ناگهانی با اکسیژن هوا و گرمای آفتاب، بستر دریاچه را به یک کارخانه تولید کربن تبدیل کرده است. این زاویه جدید از بحران، چیزی است که تا پیش از این در محاسبات بودجه کربنی جهان کاملاً نادیده گرفته میشد.
آیا امیدی به بازگرداندن آب و مهار بحران هست؟
با وجود این چشمانداز تاریک، دانشمندان بر این باورند که هنوز برای تغییر جهت باد کاملاً دیر نشده است. نشانههای کوچکی از بهبود در بخش شمالی این حوضه دیده میشود؛ جایی که دولت قزاقستان با اجرای قوانین سختگیرانه مدیریت آب و ساخت سدهای کنترلی، توانسته جریان رودخانه سیردریا را به بخش شمالی آرال بازگرداند. بازگشت نسبی آب به این بخش کوچک، نهتنها صید ماهی را دوباره رونق داده، بلکه جلوی فرسایش خاک را هم گرفته است.
پژوهش اخیر نشان میدهد که اگر بتوان کل این حوضه را دوباره آبگیری کرد، پتانسیل عظیمی برای مهار تغییرات اقلیمی آزاد میشود. کارشناسان معتقدند با مرطوب نگه داشتن رسوبات بستر دریاچه، میتوان از انتشار ۱۶۵ مگاتن کربن باقیمانده در دل خاک جلوگیری کرد. در واقع، این بستر خشکیده میتواند از یک منبع بزرگ آلایندگی به بخشی از راهکار جهانی برای کاهش گازهای گلخانهای تبدیل شود، مشروط بر اینکه اراده سیاسی و منابع مالی لازم برای هدایت مجدد آب فراهم شود.
پیوند نزدیک آرال با بحران دریاچه ارومیه و خزر
بحران آرال برای ما ایرانیها سناریویی غریب و دور از ذهن نیست. سرنوشت تلخ آرال، آینه تمامنمای فاجعهای است که در دهههای اخیر گریبانگیر دریاچه ارومیه شده است. این پهنه آبی ارزشمند نیز به دلیل سدسازیهای بیرویه، توسعه ناپایدار کشاورزی و تغییرات اقلیمی، بخش اعظم حجم آب خود را از دست داده و بستر آن به شورهزاری وسیع تبدیل شده است. طبق آمارهای غیررسمی، خشک شدن ارومیه نیز پتانسیل مشابهی در رهاسازی گازهای گلخانهای و البته توفانهای نمکی مخرب دارد.
علاوه بر ارومیه، کاهش تراز آب دریای خزر نیز زنگهای خطر را در منطقه به صدا درآورده است. این موضوع نشان میدهد که کل منطقه خاورمیانه و آسیای میانه با یک چالش هیدرولوژیکی همبسته روبرو هستند. اگر بپذیریم که بستر هر دریاچه خشکیدهای در جهان یک بمب ساعتی کربنی است، آنوقت نجات دریاچه ارومیه و تالابهای محلی دیگر صرفاً یک وظیفه ملی یا منطقهای نیست، بلکه یک گام اساسی در مسیر مبارزه با گرمایش جهانی به شمار میرود.
چرخه ویرانگر ذوب یخچالها و تبخیر بیشتر
یکی از پیچیدهترین و نگرانکنندهترین جنبههای این بحران، ایجاد یک چرخه بازخورد مثبت ویرانگر است. رودخانههای آمودریا و سیردریا که آرال را تغذیه میکنند، سرچشمه خود را از یخچالهای طبیعی کوهستانهای تیانشان (Tienshan) و پامیر میگیرند. با افزایش دمای جهانی که خود ناشی از بالا رفتن غلظت کربن در جو است، این یخچالهای کوهستانی با سرعتی بیسابقه در حال ذوب شدن و عقبنشینی هستند.
در کوتاهمدت، ذوب این یخچالها ممکن است جریان آب ورودی را موقتاً افزایش دهد، اما در بلندمدت، منبع اصلی تغذیه این رودخانهها خشک خواهد شد. از طرفی، گرمای شدید هوا باعث میشود آبی که روانه آرال میشود، پیش از رسیدن به مقصد یا در همان بدو ورود تبخیر شود. این بدان معناست که افزایش کربن اتمسفر به گرمای بیشتر، ذوب سریعتر یخچالها، تبخیر شدیدتر آب دریاچهها و در نتیجه رهاسازی باز هم بیشتر کربن از بستر آنها منجر میشود؛ چرخهای شیطانی که متوقف کردن آن هر سال سختتر میشود.
مکانیزم شیمیایی رهاسازی کربن از خاکهای در معرض باد
بسیاری ممکن است بپرسند که کربن چطور از خاک خشک بستر دریاچه به اتمسفر میرسد؟ پژوهشهای جدید نشان میدهند که نزدیک به یکپنجم کل کربن آزاد شده از دریای آرال، ناشی از فرسایش بادی رسوبات سبک بستر دریاچه است. وزش بادهای شدید در این دشتهای هموار، ذرات ریز رسوبی حاوی مواد آلی را به همراه نمک بلند کرده و فرسخها دورتر میبرد.
وقتی این ذرات معلق در هوا در معرض مستقیم تابش فرابنفش خورشید و اکسیژن فراوان قرار میگیرند، فرآیند اکسیداسیون نوری سرعت عجیبی به خود میگیرد. مواد آلی پایدار درون خاک ناگهان به گاز دیاکسید کربن تبدیل شده و به جو اضافه میشوند. این کشف جدید نشان داد که مدلهای اقلیمی گذشته که فرسایش بادی را در محاسبات کربنی خاکهای خشکیده نادیده میگرفتند، چقدر میزان تولید گازهای گلخانهای را کمتر از حد واقعی تخمین میزدند.
پتانسیل بازارهای کربن برای نجات دریاچههای رو به مرگ
حال که ابعاد اقلیمی این فاجعه آشکار شده، دانشمندان پیشنهاد جالبی برای تامین بودجه پروژههای احیای دریاچهها مطرح کردهاند: استفاده از مکانیزمهای مالی بازار کربن. در سراسر جهان، شرکتها و دولتها مبالغ کلانی را برای خرید اعتبار کربن (Carbon Credits) هزینه میکنند تا آلایندگی خود را جبران کنند. تا امروز، این سرمایهها بیشتر جذب پروژههای کاشت درخت یا انرژیهای پاک میشد.
اما اگر ثابت شود که با هدایت آب به بستر خشکیده دریاچههایی مثل آرال یا ارومیه میتوان جلوی انتشار میلیونها تن کربن پنهان را گرفت، این پروژههای احیا میتوانند به عنوان پروژههای کاهش انتشار کربن در بازارهای جهانی ثبت شوند. جذب سرمایههای بینالمللی از این طریق، مدل مالی جدیدی را در اختیار کشورهای در حال توسعه میگذارد تا بدون فشار بر بودجههای عمومی محدود خود، بتوانند شریانهای حیاتی زیستبومهای آسیبدیده خود را احیا کنند.
نتیجهگیری
بحران خشک شدن دریای آرال به ما نشان میدهد که در اکوسیستم زمین، هیچ فاجعهای در انزوا رخ نمیدهد. دستکاری غیرعلمی چرخههای طبیعی آب، امروز یقهمان را در مقیاس جهانی گرفته است. بستر خشکیده آرال، ارومیه و دیگر دریاچههای جهان، کتابهای بازی بازنشدهای از کربن هستند که باز شدن صفحاتشان، آینده اقلیمی سیاره ما را تیره و تارتر میکند. نجات این پهنههای آبی، دیگر نه یک اقدام لوکس محیطزیستی، بلکه نیازی حیاتی برای بقای اتمسفر زمین است.
منبع: Science






