مهاجرت بزرگ از کریپتو به هوش مصنوعی؛ درآمد ۱۹ میلیارد دلاری فارم‌های بیت‌کوین از ساخت زیرساخت AI

چند روز پیش در اخبار دنیای فناوری می‌خواندم که چطور معادله سودآوری در بازار کریپتوکارنسی به‌کلی دستخوش تغییر شده. شاید تا همین پارسال تصور می‌کردید که استخراج‌کنندگان بیت‌کوین تا ابد به زنجیره بلوکی و حل معماهای ریاضی متکی خواهند بود، اما حالا مشخص شده که زیرساخت‌های غول‌پیکر برقی و سیستم‌های سرمایه‌ای این مراکز، مشتری بسیار ثروتمندتری پیدا کرده‌اند. در این پست با هم می‌بینیم که چطور یکی از بزرگ‌ترین ماینرهای بیت‌کوین با تغییر مسیر به سمت تامین زیرساخت‌های پردازشی هوش مصنوعی، توانسته قراردادی تجاری به ارزش ۱۹ میلیارد دلار با شرکت آنتروپیک امضا کند. در ادامه خواهیم دید چه ابعادی از این همگرایی غیرمنتظره میان کریپتو و هوش مصنوعی وجود دارد و آیا واقعاً عصر استخراج کریپتو به انتهای خود نزدیک شده است؟

📂 فهرست بخش‌های این نوشته
(کلیک کنید)
  1. معامله ۱۹ میلیارد دلاری و اجاره ۲۰ ساله مراکز داده به آنتروپیک
  2. چرا فارم‌های استخراج بیت‌کوین به بهشت پردازش هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند؟
  3. برخورد دو جهان کریپتو و هوش مصنوعی؛ خطر باگ‌های هوشمند در قراردادهای هوشمند
  4. زمینه تاریخی و اقتصادی؛ فشار هاوینگ و سقوط حاشیه سود استخراج سنتی
  5. پیامدها و سناریوهای آینده؛ تغییر کاربری شبکه برق و پایان عصر رمزارزهای ذخیره‌شده
  6. آیا تبدیل مراکز استخراج کریپتو به دیتاسنتر هوش مصنوعی به همین سادگی است؟
  7. آیا استفاده از هوش مصنوعی در حسابرسی بلاک‌چین امنیت را تضمین می‌کند؟

معامله ۱۹ میلیارد دلاری و اجاره ۲۰ ساله مراکز داده به آنتروپیک

صنعت استخراج بیت‌کوین در طول سال‌های گذشته با نوسانات بسیار زیادی روبه‌رو بوده است. اکنون یکی از بزنگاه‌های تاریخی این صنعت رقم خورده است. شرکت تراوولف (TeraWulf) که یکی از فعالان بزرگ زیرساخت دیتاسنتر محسوب می‌شود، خبر از قراردادی ۲۰ ساله با شرکت توسعه‌دهنده هوش مصنوعی آنتروپیک (Anthropic) داده است. بر اساس این توافق، آنتروپیک ظرفیت پردازشی کمپ جدید این شرکت در ایالت کنتاکی آمریکا را اجاره می‌کند. پیش‌بینی می‌شود این قرارداد در طول دوره ۲۰ ساله خود روندی درآمدی بالغ بر ۱۹ میلیارد دلار ایجاد کند.

این مرکز که با نام کمپ داده‌های جاستیفاید شناخته می‌شود، به‌طور اختصاصی برای پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی طراحی شده و ظرفیتی معادل ۴۰۱ مگاوات بار پردازشی بارگذاری‌شده را پشتیبانی می‌کند. طبق برنامه‌ریزی‌ها، فاز اولیه عملیاتی این مجموعه در نیمه دوم سال شروع به کار خواهد کرد و تا اوایل سال بعد به حداکثر ظرفیت عملیاتی خود می‌رسد. این حجم از توان الکتریکی، پاسخی مستقیم به نیاز مبرم مدل‌های زبانی بزرگ برای دسترسی به منابع پردازشی پایدار است.

هم‌زمان با این توافق، تراوولف سهم ۵۰.۱ درصدی خود را در مرکز داده ۱۶۸ مگاواتی ابارناتی در ایالت تگزاس به یک گروه سرمایه‌گذاری فروخت. این واگذاری با قیمتی بالاتر از ارزش سرمایه‌گذاری اولیه ۴۵۰ میلیون دلاری انجام شد. با نهایی شدن این تغییرات، پرتفوی زیرساختی این شرکت شامل ۸۳۹ مگاوات ظرفیت اجاره‌ای برای پردازش‌های سنگین شده است. واکنش بازار سرمایه نیز به این تغییر استراتژی کاملاً مثبت بود؛ به‌طوری که سهام این شرکت در ساعات اولیه معاملات با رشد ۱۰ درصدی مواجه شد و روند صعودی خود را تکمیل کرد.

چرا فارم‌های استخراج بیت‌کوین به بهشت پردازش هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند؟

تغییر کاربری مراکز استخراج بیت‌کوین به زیرساخت‌های هوش مصنوعی نیازمند تغییرات فنی عمیقی است و یک فرایند ساده یا آماده به کار محسوب نمی‌شود. با این حال، ماینرها در یک حوزه کلیدی کلیدی‌ترین برتری بازار را در دست دارند: مجوزهای انشعاب برق، زمین‌های تجاری، اتصال به شبکه سراسری توزیع نیرو و تجربه عملیاتی در مدیریت سیستم‌های سرمایشی غول‌پیکر. سخت‌ترین و زمان‌برترین بخش ساخت یک مرکز داده جدید، دریافت مجوز خطوط انتقال نیرو و اتصال به شبکه برق است؛ مشکلی که شرکت‌های استخراج قبلاً حل کرده‌اند.

درآمد حاصل از استخراج رمزارزها همواره وابستگی شدیدی به قیمت روز بیت‌کوین، رقابت شبکه، هزینه‌های برق و رویدادهای دوره‌ای کاهش پاداش استخراج (Halving) دارد. با کاهش قیمت بیت‌کوین نسبت به اوج‌های قبلی، حاشیه سود بسیاری از اپراتورهای کم‌بازده منقبض شد. تحلیل‌های موسسات پژوهشی نشان می‌دهد که تا پایان سال، شرکت‌های عام استخراج رمزارز ممکن است بیش از ۷۰ درصد از درآمدهای خود را از محل پردازش‌های سنگین و هوش مصنوعی تامین کنند؛ رقمی که پیش از این بسیار کمتر بود.

در این میان، همه شرکت‌ها رویکرد یکسانی ندارند. برخی هوش مصنوعی را به عنوان خط کسب‌وکار دوم خود پذیرفته‌اند و برخی دیگر استخراج بیت‌کوین را به‌طور کامل کنار گذاشته‌اند. به عنوان مثال، شرکت بیت‌دیر (Bitdeer) اگرچه همچنان به تولید بیت‌کوین ادامه می‌دهد، اما تمامی ذخایر بیت‌کوین خود را در بازار فروخته است تا نقدینگی حاصل را مستقیماً صرف توسعه زیرساخت‌های دیتاسنتر هوش مصنوعی کند. گزارش‌های اخیر این شرکت نشان می‌دهد که موجودی بیت‌کوین آن به صفر رسیده و تمام استخراج روزانه بلافاصله به فروش می‌رسد.

برخورد دو جهان کریپتو و هوش مصنوعی؛ خطر باگ‌های هوشمند در قراردادهای هوشمند

تقاطع فناوری هوش مصنوعی و دنیای کریپتوکارنسی صرفاً محدود به لایه سخت‌افزار و زیرساخت‌های برقی نیست. در لایه نرم‌افزار نیز چالش‌های جدیدی ایجاد شده است. پژوهشگران امنیت شبکه ابراز نگرانی می‌کنند که ایجنت‌های کدنویسی پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند با سرعتی بسیار بالاتر از متخصصان انسانی، آسیب‌پذیری‌های موجود در قراردادهای هوشمند امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) را کشف و از آنها سوءاستفاده کنند. در این معادله امنیتی، مدافعان شبکه باید تمام روزنه‌ها را مسدود کنند، اما مهاجمان تنها به یک آسیب‌پذیری برای تخلیه سرمایه‌ها نیاز دارند.

البته همین ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در اختیار هکرهای کلاه سفید و حسابرسان امنیتی نیز قرار گیرند. به عنوان نمونه، اخیراً یک پژوهشگر امنیتی با استفاده از مدل هوش مصنوعی کلود (Claude) متعلق به شرکت آنتروپیک، موفق شد یک ایراد منطقی در مدار صفر‌دانش پروتکل زی‌کش (Zcash) پیدا کند. این باگ در صورت سوءاستفاده می‌توانست امکان خلق توکن‌های جعلی زی‌کش را بدون ردپای آشکار فراهم کند. توسعه‌دهندگان شبکه بلافاصله با اعمال تغییرات نرم‌افزاری جلوی این آسیب‌پذیری را گرفتند.

اگرچه گزارش رسمی بنیاد زی‌کش نشان داد که هیچ نشانه‌ای از تولید نامشروع ارز دیجیتال یافت نشده است، اما ماهیت ناشناس پروتکل‌های حریم خصوصی، راستی‌آزمایی مطلق این موضوع را پیچیده می‌کند. این حادثه نشان داد که حضور مدل‌های هوشمند زبانی در دنیای برنامه‌نویسی تا چه حد می‌تواند خطرات و فرصت‌های هم‌زمانی را برای اکوسیستم رمزارزها ایجاد کند.

زمینه تاریخی و اقتصادی؛ فشار هاوینگ و سقوط حاشیه سود استخراج سنتی

برای درک علت این چرخش استراتژیک، باید نگاهی به ساختار اقتصادی استخراج بیت‌کوین داشت. شبکه بیت‌کوین به‌گونه‌ای طراحی شده که هر چهار سال یک‌بار طی رویداد هاوینگ، پاداش استخراج هر بلوک به نصف کاهش می‌یابد. وقتی این کاهش درآمد با افزایش هزینه برق و نوسانات قیمت بازار همراه می‌شود، فارم‌های استخراج با بحران زیان‌دهی مواجه می‌گردند. در طرف مقابل، تقاضا برای مدل‌های هوش مصنوعی مانند Claude و ChatGPT نیازمند هزاران پردازنده گرافیکی گرافیک اختصاصی (GPU) است که تشنه برق و سیستم‌های خنک‌کننده پیشرفته هستند.

این تطابق نیاز و امکانات، منطقی‌ترین مسیر خروج از بحران را برای ماینرها فراهم کرد. فارم‌هایی که پیش از این برای حل معادلات هش کریپتو ساخته شده بودند، روی انشعاب‌های قدرتمند برق چندصد مگاواتی قرار دارند. راه‌اندازی یک نیروگاه جدید یا دریافت مجوز انشعاب مگاواتی سال‌ها زمان می‌برد، اما ماینرها این زمین‌ها و زیرساخت‌ها را آماده در اختیار دارند. تغییر چیدمان تجهیزات و ارتقای سیستم‌های خنک‌کننده مایع به مراتب سریع‌تر از ساخت یک دیتاسنتر از صفر است.

پیامدها و سناریوهای آینده؛ تغییر کاربری شبکه برق و پایان عصر رمزارزهای ذخیره‌شده

تغییر جهت سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ ماینینگ به سمت پردازش هوش مصنوعی، اثرات بلندمدتی بر بازار سرمایه و مدیریت انرژی خواهد داشت. از یک سو، شرکت‌های زیرساخت کریپتو با امضای قراردادهای بلندمدت اجاره ظرفیت (مانند اجاره ۲۰ ساله تراوولف) جریان درامدی ثابت و پیش‌بینی‌پذیری کسب می‌کنند که آنها را از نوسانات شدید بازار ارزهای دیجیتال مصون می‌دارد. این امر اعتماد سرمایه‌گذاران سنتی در وال‌استریت را به این شرکت‌ها جلب کرده است.

از سوی دیگر، رویه جدید شرکت‌هایی مانند بیت‌دیر در حفظ صفر درصدی موجودی بیت‌کوین و فروش آنی تمامی ارزهای استخراج‌شده، فشار فروش دائمی در بازار رمزارز ایجاد می‌کند. دیگر از الگوی قدیمی هودل (HODL) یا نگهداری طولانی‌مدت دارایی‌ها برای افزایش قیمت خبری نیست؛ نقدینگی حاصل از استخراج مستقیماً خرد شده و صرف خرید سرورهای پردازشی و توسعه عمران دیتاسنترها می‌شود. این تغییر رفتار، نقدینگی متفاوتی را به سمت توسعه زیرساخت‌های فیزیکی هوش مصنوعی هدایت می‌کند.

آیا تبدیل مراکز استخراج کریپتو به دیتاسنتر هوش مصنوعی به همین سادگی است؟

اگرچه روی کاغذ هر دو حوزه نیازمند برق زیاد و تجهیزات پردازشی هستند، اما از نظر فنی تفاوت‌های زیربنایی عمیقی بین دیتاسنتر استخراج بیت‌کوین و مرکز پردازش هوش مصنوعی وجود دارد. دستگاه‌های استخراج بیت‌کوین (ASIC) تجهیزاتی تک‌منظوره، ارزان‌قیمت و با حساسیت پایین به تاخیر شبکه هستند. اگر برق یک فارم استخراج برای چند ساعت قطع شود یا پکت‌های داده با تاخیر برسند، خسارت بار آمده تنها محدود به همان چند ساعت استخراج‌نکردن است.

در مقابل، سرورهای آموزش هوش مصنوعی متکی بر پردازنده‌های گرافیکی بسیار گران‌قیمت هستند که نیازمند شبکه فیبر نوری با تاخیر بسیار پایین، سیستم‌های برق بدون انقطاع (UPS) فوق‌پیشرفته و سرمایش مایع دقیق هستند. بازسازی یک سوله ساده استخراج و تبدیل آن به یک مرکز داده استاندارد با تاییدیه پایداری بالا، نیازمند صدها میلیون دلار سرمایه‌گذاری مجدد است. بنابراین تنها شرکت‌هایی که به منابع مالی کلان و زمین‌های باکیفیت دسترسی دارند می‌توانند این گام را با موفقیت بردارند.

آیا استفاده از هوش مصنوعی در حسابرسی بلاک‌چین امنیت را تضمین می‌کند؟

اتکای روزافزون به ابزارهای هوشمند مانند Claude برای تحلیل کدها و کشف باگ در قراردادهای هوشمند، یک شمشیر دو لبه است. مدل‌های هوش مصنوعی با تحلیل سریع میلیون‌ها خط کد می‌توانند الگوی خطاهای رایج انسانی را در چند ثانیه شناسایی کنند. این امر هزینه و زمان حسابرسی پروژه‌های برنامه‌نویسی را به شدت کاهش می‌دهد و به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد قبل از انتشار عمومی، ایرادات بحرانی را رفع کنند.

با این وجود، اتکای مطلق به هوش مصنوعی می‌تواند به ایجاد حس امنیت کاذب منجر شود. مدل‌های زبانی سواد منطقی کامل درباره بستر عملیاتی ندارند و ممکن است حملات پیچیده‌ای که نیاز به ترکیب چند پروتکل مختلف دارند را نادیده بگیرند. همچنین هکرهای کلاه سیاه با دسترسی به همین ابزارها، تست‌های نفوذ خود را اتوماتیک کرده و بلافاصله پس از انتشار یک قرارداد هوشمند، آسیب‌پذیری‌های صفر-روز (Zero-day) را استخراج می‌کنند. رقابت اصلی در آینده بین سرعت عمل برنامه‌نویسان مجهز به هوش مصنوعی و مهاجمان متکی بر ایجنت‌های خودکار خواهد بود.

جمع‌بندی نهایی

چرخش استراتژیک شرکت‌های استخراج بیت‌کوین به سمت میزبانی از زیرساخت‌های هوش مصنوعی، نشان‌دهنده یک بلوغ اقتصادی در مدیریت منابع انرژی و سخت‌افزار است. امضای قراردادهای سنگین و بلندمدت میان ماینرها و غول‌های هوش مصنوعی مانند آنتروپیک، اثبات می‌کند که ارزش واقعی این شرکت‌ها نه فقط در تولید ارزهای دیجیتال، بلکه در در اختیار داشتن زیرساخت‌های برق، زمین و مجوزهای اتصال به شبکه است. با کاهش حاشیه سود رمزارزها، تبدیل فارم‌های ماینینگ به مراکز داده پردازش سنگین، معامله‌ای دو سر برد برای تامین نیاز بی‌انت‌های هوش مصنوعی به انرژی و تضمین درآمد پایدار برای فعالان سابق کریپتو محسوب می‌شود.

منبع

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]