پیش‌بینی اینترنت توسط مارک تواین در سال ۱۸۹۸ و داستان تله‌الکتروسکوپ

پیش‌بینی اینترنت توسط مارک تواین در داستان کوتاه «از تایمز لندن در سال ۱۹۰۴» (From The London Times in 1904) که در سال ۱۸۹۸ نوشته شد، یکی از شگفت‌انگیزترین ادعاهای جهان ادبیات علمی-تخیلی است. او در این داستان دستگاهی خیالی به نام تله‌الکتروسکوپ (telelectroscope) را توصیف می‌کند که به شبکه تلفنی جهان متصل شده و امکان دیدن و شنیدن رویدادهای روزمره کره زمین را برای همه فراهم می‌آورد. این ایده یادآور شبکه‌های اجتماعی مدرن و وب‌گردی امروزی است؛ جایی که کاربران از فاصله‌های بسیار دور با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و اخبار را به‌صورت زنده می‌بینند.

پیش‌بینی اینترنت توسط مارک تواین تنها به توصیف کلی یک ابزار خلاصه نمی‌شود، بلکه او جزئیات رفتار کاربران را هم پیش‌بینی کرده بود. در داستان، شخصیتی به نام کلیتون (Clayton) که به اتهام قتل متهم شده، در سلول زندان خود به این دستگاه دسترسی دارد. او شب و روز گوشه‌های مختلف جهان را فرا می‌خواند، فرهنگ‌ها را مطالعه می‌کند و با مردم به گفتگو می‌پردازد. این توصیفات دقیقاً شبیه رفتارهای کاربری است که امروزه ساعات زیادی را صرف گشت‌وگذار در پلتفرم‌هایی مانند یوتیوب و ایکس می‌کند تا از حبس خانگی یا یکنواختی محیط کار فرار کند.

داستان از نظر ساختار ادبی با یک معما آغاز می‌شود که در آن مخترع دستگاه به قتل می‌رسد، اما در بخش پایانی به یک طنز تلخ اجتماعی تبدیل می‌شود. تواین با تکیه بر قلم نیش‌دار خود، ناکارآمدی سیستم قضایی را به چالش می‌کشد. در حالی که محکوم به اعدام پای چوبه دار می‌رود، راوی داستان فرد مقتول را روی صفحه تله‌الکتروسکوپ در میان جمعیت مراسم تاج‌گذاری در پکن زنده می‌بیند. با وجود اثبات بی‌گناهی و زنده بودن مقتول، دادگاه به دلیل تشریفات اداری حکم اعدام را اجرا می‌کند که نشان‌دهنده نگاه انتقادی نویسنده به بوروکراسی قانونی است.

ریشه‌های تاریخی شیفتگی تواین به فناوری

بررسی زیست‌نامه این نویسنده نامدار نشان می‌دهد که او همواره اشتیاق فراوانی به نوآوری‌های فنی داشت و از نخستین افرادی بود که فناوری‌های جدید را می‌آزمود. او اولین فرد در محله خود بود که تلفن خانگی نصب کرد و بر اساس برخی روایات، احتمالاً نخستین نویسنده‌ای بود که ماشین تحریر را برای نگارش رمان به کار برد. این علاقه حاد حتی خسارت‌های مالی سنگینی برای او به همراه داشت؛ به‌طوری که سرمایه‌گذاری هنگفتش روی دستگاه چاپ پیشرفته‌ای به نام پیج (Paige Compositor) منجر به ورشکستگی او شد. این تجربه تلخ اما نتوانست شور و شوق او را برای دنبال کردن اخبار علمی کاهش دهد.

خلق شخصیت مخترع در این داستان ریشه در واقعیت‌های مهندسی آن دوران دارد. نام این مخترع از جان شچپانیک (Jan Szczepanik)، مخترع برجسته لهستانی الهام گرفته شده بود که در اواخر قرن نوزدهم روی طرح‌های اولیه انتقال تصویر از راه دور کار می‌کرد. با این حال، نگاهی به گزارش‌های مطبوعاتی آن زمان نشان می‌دهد که طرح واقعی شچپانیک بسیار محدودتر از رؤیای تواین بود. تصویرسازی پیشرو تواین از شبکه جهانی بسیار عمیق‌تر از ایده‌های الکترونیکی ساده عصر ویکتوریا بود و به مفهوم امروزی تبادل انبوه داده‌ها اشاره داشت.

بازتاب فناوری‌های نوظهور در جامعه‌شناسی ادبیات

از منظر جامعه‌شناسی ارتباطات، این داستان نشان می‌دهد که چگونه ذهن خلاق یک ادیب می‌تواند زیرساخت‌های ارتباطی جهان آینده را چند دهه پیش از تحقق عملی تجسم کند. دیدگاه آینده‌نگرانه در ادبیات داستانی همواره بستری برای نقد رفتارهای جمعی انسان‌ها بوده است. تواین دریافت که دسترسی بی‌حدومرز به اطلاعات لزوماً به اجرای عدالت یا رشد اخلاقی جامعه منجر نمی‌شود. در داستان او، با وجود دسترس‌پذیری ابزار پیشرفته ارتباطی، جامعه همچنان گرفتار قضاوت‌های کورکورانه و ساختارهای سخت‌گیرانه قضایی باقی می‌ماند.

روان‌شناسی کاربران شبکه در عصر پیش از دیجیتال

توصیف تواین از خلوت کلیتون در سلول زندان، ابعاد روان‌شناختی جالبی از مواجهه انسان با ابزارهای تعاملی را آشکار می‌سازد. احساس آزادی کاذب در فضای مجازی پدیده‌ای است که تواین به زیبایی آن را تصویر می‌کند؛ زندانی با پرسه زدن در توکیو و ملبورن احساس می‌کند مانند پرندگان آزاد است، اما میله‌های سلول همچنان استوار باقی مانده‌اند. این تناقض میان رهایی ذهنی و اسارت فیزیکی، تحلیلی دقیق از وضعیت امروزی انسان‌هایی است که ساعاتی طولانی را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند و reality اطراف خود را فراموش می‌کنند.

درک کامل این اثر داستانی نیازمند توجه به آخرین سال‌های زندگی نویسنده و ظهور سینما است. او در سال ۱۹۰۹، درست یک سال پیش از مرگش، جلوی دوربین توماس ادیسون (Thomas Edison) رفت تا فیلمی کوتاه از او ضبط شود. اگرچه این داستان کوتاه اثر درخشانی در کارنامه ادبی او محسوب نمی‌شود، اما سندی ارزشمند از پیوند هنر، داستان‌نویسی علمی و آینده‌پژوهی است که نشان می‌دهد ذهن‌های بزرگ چگونه بر محدودیت‌های زمانه خود غلبه می‌کنند.

منبع

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]