خطر جدید برای حریم خصوصی: چگونه دوربین پلاک خوان هوشمند در آمریکا گوشی افراد را هم ردیابی میکند؟

دوربین پلاک خوان هوشمند به همراه سامانههای پایش امواج بیسیم در برخی ایالات آمریکا، ابزار جدیدی برای تعقیب و ردیابی الگوی رفتاری شهروندان در خیابانهای آن کشور ایجاد کرده است. دوربینهای نظارتی شرکتهای خصوصی مانند لئوناردو (Leonardo) در آمریکا دیگر تنها از پلاک فلزی خودروها عکس نمیگیرند، بلکه همزمان امواج رادیویی مانند بلوتوث (Bluetooth) و وایفای صادرشده از گوشی هوشمند یا ساعت دیجیتال مسافران را ثبت میکنند. وقتی یک خودرو در خیابانهای آمریکا بارها از مقابل این دستگاههای پایش عبور میکند، الگوریتمهای هوش مصنوعی بین پلاک خودرو و امواج رادیویی وسایل الکترونیکی همراه مسافران ارتباط برقرار میکنند. این اتصال دیجیتالی به بازرسان آمریکایی اجازه میدهد بدون داشتن نام فرد، امضای الکترونیکی اختصاصی او را شناسایی و مسیرهای رفتوآمدش را ردیابی کنند.
مکانیسم شناسایی متقاطع با دوربین پلاک خوان هوشمند در آمریکا
به کمک توسعه دوربین پلاک خوان هوشمند در پلیس آمریکا، پایش داده نظارتی وارد مرحله بسیار تازهای شده است که دیگر نیازی به اطلاعات شناسنامهای مستقیم ندارد. سیستمهای نوینی مانند سیگنالتریس (SignalTrace) که توسط شرکتهای امنیتی غربی طراحی شدهاند، میتوانند مجموعهای از دستگاههای مصرفی را که همواره با هم حرکت میکنند شناسایی کنند. برای نمونه اگر فردی هر روز صبح با همکار خود به محل کار بروید، سامانه پس از چند روز متوجه میشود که امواج بلوتوث ساعت او و گوشی همکارش همواره همراه با یک پلاک خاص ثبت میشوند. با ثبت دقیق زمان و مکان عبور در ایالتهایی مانند مریلمند (Maryland)، حریم خصوصی فضایی شهروندان دستخوش تغییر میشود زیرا این ردپاهای دیجیتالی، الگوی رفتاری مشخصی میسازند.
ترکیب دادههای تصویری و سیگنالهای بیسیم توانایی خیرهکنندهای به ابزارهای نظارتی پلیس آمریکا داده است. اگر روزی همان خودرو یا حتی خودروی دیگری که یکی از این دستگاهها در آن قرار دارد از شبکه نظارتی بگذرد، سامانه بلافاصله جلب توجه میکند. جالب اینجاست که حسگرها نام فرد را از روی امواج بلوتوث نمیخوانند، بلکه تحلیل ارتباطات شبکهای و تکرار همزمانی دادهها، صاحب دستگاه را معرفی میکند. این شیوه نوین کارآگاهان آمریکایی را قادر میسازد حتی پیش از آنکه مشخصات دارنده خودرو را استعلام کنند، از روابط کاری، خانوادگی و رفتوآمدهای روزمره او آگاهی پیدا کنند.
افشای الگوی روابط و خطاهای احتمالی شناسایی در دانشگاههای آمریکا
جنبه شگفتانگیز و گاه نگرانکننده این فناوری در قدرت تحلیل روابط اجتماعی نهفته است. پژوهشهای شناختی و رفتاری در دانشگاههای آمریکا نشان دادهاند که ثبت موقعیت مکانی تنها در چهار نقطه زمانی و مکانی مختلف میتواند هویت بیش از ۹۵ درصد افراد را در یک پایگاه داده بزرگ کاملاً متمایز و افشا کند. این مسئله بدان معناست که گمنامی در دنیای دیجیتال امروزی یک سراب است. هنگامی که دستگاههای همراه افراد امواج رادیویی خود را در محیط پخش میکنند، الگوی منحصربهفردی از رفتوآمد ساخته میشود که از روی آن میتوان روابط دوستانه، شرکت در تجمعات یا رفتن به مراکز درمانی را بدون نیاز به ورود مستقیم به اطلاعات گوشی بازسازی کرد.
تحلیل رفتاری بر پایه همجواری میتواند نتایج شگفتانگیزی درباره روابط انسانی آشکار کند. در یکی از بررسیهای علوم داده در آمریکا، دانشمندان با بررسی امواج بلوتوث گوشیهای هوشمند متوجه شدند که با تحلیل میزان نزدیکی فیزیکی افراد در ساعات غیرکاری، میتوان با دقت ۹۵ درصد پیوندهای دوستی را پیشبینی کرد. همین قابلیت متکی بر الگوریتم، اکنون در اختیار ابزارهای نظارتی پلیس آمریکا قرار گرفته است. سامانههای پایش بیسیم میتوانند شبکه ارتباطی افراد را بازسازی کنند بدون آنکه شخص رفتاری مشکوک یا غیرقانونی انجام داده باشد. این مسئله توجه آسیبشناسان اجتماعی و حقوقدانان آمریکایی را به خود جلب کرده است.
چالشهای حقوقی و متمم چهارم قانون اساسی آمریکا
سوءبرداشتهای متعددی درباره گمنامی سیگنالهای بیسیم وجود دارد که نیازمند اصلاح است. سیگنالهای ناپیدای دستگاههای همراه حقوق حریم خصوصی را به چالش میکشند زیرا ناشناس بودن دادههای خام به معنای حفظ امنیت اطلاعات شخصی نیست. خطای سیستم نیز زمانی رخ میدهد که شخصی گوشی خود را به دوستش قرض دهد یا بهعنوان مسافر سوار یک تاکسی شود. سامانه نظارتی بدون در نظر گرفتن این جزئیات، الگوی حرکتی دستگاه را به حساب راننده یا مالک خودرو میگذارد. چنین سوءبرداشتهایی در پروندههای قضایی دادگاههای آمریکا میتواند افراد بیگناه را صرفاً به دلیل حضور در یک زمان و مکان نامناسب در مظان اتهام قرار دهد.
در دادگاه عالی آمریکا پروندههای مهمی درباره ردیابی مکان افراد بررسی شده است. برای نمونه، رای دادگاه عالی آمریکا در پروندههای کارپنتر (Carpenter v. United States) و چاتری (Chatrie v. United States) نشان داد که جمعآوری دادههای مکانی تلفن همراه طبق متمم چهارم قانون اساسی آمریکا نیازمند مجوز رسمی قضایی است، زیرا حتی پایش کوتاهمدت میتواند اسرار زندگی خصوصی و گرایشهای سیاسی افراد را فاش سازد. چالش فعلی حقوقدانان آمریکایی این است که آیا جمعآوری امواج رادیویی محیطی توسط دوربینهای خیابانی نیز مشمول این قوانین حمایتی میشود یا خیر.
تحول فناوری نظارتی در آمریکا سیر جدیدی در پروندههای جنایی پلیس این کشور ایجاد کرده است. در گذشته ماموران تحقیق باید بررسیهای خود را با یک فرد مشخص یا خودرویی با پلاک معلوم آغاز میکردند، اما امروز نقطه شروع تحقیقات، الگوهای حرکتی ناشناس و خوشههای سیگنالی است. این تغییر پارادایم، موازنه میان حفظ امنیت عمومی و صیانت از آزادیهای فردی را در جوامع غربی دستخوش دگرگونی کرده است. قانونگذاران در آمریکا اکنون باید قواعد تازهای برای محدود کردن دامنه نفوذ این ابزارهای هوشمند تصویری و رادیویی تدوین کنند.




